close
تبلیغات در اینترنت
متن روضه شهادت امام حسن,روضه شهادت امام حسن,متن روضه شهادت امام مجتبی

متن روضه شهادت امام حسن,روضه شهادت امام حسن,متن روضه شهادت امام مجتبی

متن روضه شهادت امام حسن,روضه شهادت امام حسن,متن روضه شهادت امام مجتبی

متن روضه شهادت امام حسن,روضه شهادت امام حسن,متن روضه شهادت امام مجتبی
متن روضه شهادت امام حسن,روضه شهادت امام حسن,متن روضه شهادت امام مجتبی
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
4 5920 amirsajad
0 1882 aboozar
0 1689 aboozar
0 1565 aboozar
0 2576 aboozar
0 964 aboozar
1 16359 2505
6 5429 aboozar
0 13174 aboozar
1 2207 masoudfn
1 1400 aboozar
14 3148 aboozar
20 3431 aboozar
0 2476 aboozar
0 1563 aboozar
0 1866 aboozar
0 1613 aboozar
2 1482 aboozar
13 2137 aboozar
21 4149 aboozar

حاج محمود کریمی

 

شرحه شرحه میخوانم، شرح دوریت یارا

پای دل به گل مانده، چشم من شده دریا

ای غریب دور از من، عشق آشنای دل

مینشینم امشب هم، پای های های دل

یا صاحب الزمان(عج)

آنقدر خودم بودم، غافل از عطای تو

فرمود:ما لحظه ای از شما غافل نمیشویم.آقا جان من به یومن وجود تو زنده ام، من برای تو زنده ام، اقا جان، تو هم یه بار ضرر كن من رو بخر، آقا جان، بالاخره یه جایی به دردت میخورم، آقاجان، امشب كار من رو درست كن، اینقدر گرفتار خودم بودم، یادم رفت تو همه كارمی، آقاجان، متی ترنی و نرك، كی میشه ما تو رو ببینیم، تو هم مارو ببینی ای آقاجان، امشب روضه ی امام حسن بخونیم، بگو فاطمه جان امشب در خونه آقا زاده بزرگه ات اومدیم.

آنقدر خودم بودم، غافل از عطای تو

 تا که بردم از یادم، روی دلربای تو

روی سینه دیدم من، نور رد پایت را

کاش بشنوم امشب، گرمی صدایت را

العجل که دریابی، ناله های حیدررا

تا بگیری از نامرد، انتقام مادر را

دارم میبرمت تو روضه

انتقام آتش را، انتقام آن در را

انتقام گیسو را، انتقام معجر را

یا صاحب الزمان، به ظهورت شتاب كن، آقاجان، یا صاحب الزمان...یا صاحب الزمان

انتقام آتش را، انتقام آن در را

انتقام گیسو را، انتقام معجر را

 انتقام آن دم که، بحر غم تلاطم کرد

مادری که درکوچه، راه خانه راگم کرد

کودکی که با مادر، بین کوچه تنها بود

روی چادر مادر، خاک کوچه پیدا بود

کودکی که ماتم در، خواب هر شبش می دید

نیمه شب ز خواب خود، می پرید و می لرزید

از خواب می پرید، می لرزید بدنش، چی شده؟حسن جان این بچه ها هم مثل تو مادر ازدست دادن تو باید اینهارو آروم كنی، گفت:اینها كه ندیدند تو كوچه چی شد، مادرم رو زمین افتاد...

خواب کوچه و دشمن، خواب آن درو دیوار

خواب شعله و آتش، خواب سینه و مسمار 

كشتی گرفتن حسین و حسن سید جوانان اهل بهشت، اقوال مختلف داره، یكیش اینه: بی بی از مدبخ وارد حجره شد، دید پیغمبر اكرم جان عالم فداش، كنار حجره نشسته ، دو تا اقا زاده، دست گردن هم انداختن دارن زور آزمایی میكنند، هر دو تلاش میكنند پشت دیگری رو به زمین برسونند، بی بی نگاه كرد دید رسول خدا زیر لب صدا میزنه، هی جانم حسن، حسن، حسن پشت حسین رو به زمین بچسبون، بابا بزرگ دو بچه است، فاطمه شروع به گریه كرد، بابا جان، همه جای دنیا بچه ی كوچكتر رو تشویق میكنند، چرا نمیگی جانم حسین ؟حسینم كوچیكتره، فرمود:نگاه كردم به ساق عرش، زمین و آسمانها و دریاها، ملائك، ساكنان زمین و آسمان، علی، همه میگن:هی جانم حسین، دیدم حسنم كسی رو نداره.ای غریب آقام ای غریب آقام، سوا كرده های فاطمه امشب گریه میكنند، ای غریب آقام، كاشكی یكی از این چراغ ها امشب بقیع روشن بود، هی غریب آقام، فاطمه فرمود : وصال، هی میگی حسین، مگه حسن پسر من نیست؟ .هی غریب مادر حسن، كریم اون كسی نیست كه گره ی تو رو وا كنه، كریم اون كسی نیست كه بیچاره بره در خونه اش، كریم اون كسی است كه دنبال بیچاره ها میگرده، من و شما رو امام مجتبی علیه السلام سوا كرده آورده، این دو ماه برا امام حسین گریه كردیم، ابی عبدالله اجازه داده، فرموده:این روزایی كه برا من گریه كردی، حالا بهت اجازه میدم برا حسنم گریه كنی، مگه هر چشمی میتونه برا حسن گریه كنه، امشب بریم كربلا و بقع، هی بریم مدینه، هی بیاییم كربلا امشب، ابی عبدالله هفتاد و دونفر یار، دورش رو گرفته اند، كسی از گل نازك تر تا اینها بودند نتونست بگه، ابی عبدالله همسری داشت مثل رباب، تا زنده بود، زیر سایه نرفت، گفت:آقام تو آفتاب جان داد، یه جوری صورتش تو آفتاب سوخته بود، بعضی ها با كنیز اشتباه میگرفتند، رباب فقط همین بود، خانم شهربانو بماند، خانم اُم لیلا بماند، اما امام مجتبی به همسر ملعونه اش فرمود كار خودت رو كردی، فرمود:آقا غلط كردم، فرمود:بلند شو برو، الان اگه حسینم بیاد میكشه تورو. آی قربون دل مهربونت برم، دور بر حسین یه طرف جوانهای بنی هاشم، یه طرف یاران ابی عبدالله به سر كردگی حبیب ایستاده اند، چنان استوار محرم اسرار حسین، این شهدا، كه شب عاشورا بهشون اسرار فرمود.اما امام مجتبی طرف میومد، چشم تو چشم امام مجتبی، میدوخت، شروع میكرد ناسزا میگفت، بی ادبی میكرد، عرب بادیه نشین اومد، گفت: ابامحمد تویی؟آری منم. از اسب پایین پرید، گریبان امام حسن رو گرفت، به قصد خفه كردن، چسباند به دیوار، فشار میداد، چشم تو چشم امام حسن شروع كرد ناسزا گفتن، نفسش كه برید، ایقدر گفت، خسته شد، همینطوری نگاش كرد، همچین كه خسته شد، امام حسن مجتبی فرمود:غریبی؟ خونه نداری؟ بریم خونه ی من، غذا نخوردی؟ سفره ی من پهنه، پول نداری؟ پول بهت بدم سفر بری. اینها دیگه كی اند؟ ببین تبلیغات چكار میكنه، شنیده حالا اومده امام حسن رو دیده، اگه گرسنه ای بریم؟لباس اگه نداری من بهت میدم؟خوش اومدی، دستاش از گریبان امام حسن جدا شد، رو زمین افتاد، صورت گذاشت رو پا امام حسن، حالا میخواد امام حسن بلندش كنه، بلند نمیشه، گفت:آقا من نوكرتم، نمی دونی، چه حرفایی پشت سرت میزنند. آی امام حسن اونم از قبر بی شمع و چراغت، یا اباعبدالله یه داداش داری كنار علقمه حرمش رو ببین غوغاست، اما داداش بزرگترت حرمش خاكیه، یه چراغ و شمعی هم سر قبرش نیست، ای وای، حالا اومدیم مدینه، حالا مدینه رو دارم میگم، بازم میخوام مقایسه كنم، از زبان خود امام حسن، دورش نشستند ابی عبدالله داره مثل ابربهار زار میزنه، آقا قمر بنی هاشم سر به دیوار گذاشته، دستش گردن بچه هاشه، زینب كه آمد، فرمود طشت رو بردارند، حسین گریه میكرد، فرمود: حسین براچی گریه میكنی؟ من دارم راحت میشم، من دیگه چشمم به قاتلای مادرم نمیافته، شروع كرد، زار زدن و داد زدن، لب ها خونی شده، یه نگاه به حسین كرد، دیدن لباش داره تكون میخوره، خوب گوش كردن دیدن داره میگه :لا یوم كیومك یا اباعبدالله، حسین جان برا من گریه نكن، من الان تو كنارم هستی، داداشام هستند، خواهرام هستند، بچه هام هستند، اما یه روزی میآد بدن تو روی زمین، همه كس و كارت رو كشتند، خیمه هاتو آتیش زدن، پیراهنت رو هركی یه طرف میكشه، ای حسین..... حالا اومدیم كربلا دوباره میخوام برگردونمت مدینه، اومدن بدن ابی عبدالله رو دفن كنند، تیرها و شمشیرها رو امام سجاد از بدن بیرون كشید، بدن رو میان بوریا گذاشت، اما امام حسن تابوتش رو زمین بود، یه مرتبه چهل نفر تیر به چله ی كمان گذاشتند، جلو چشم عباس تیر باران كردند، وقتی میخواستند بدن رو بلند كنند، تابوت با بدن بلند شد، اومدیم مدینه، حالا دوباره میخوام ببرمت كربلا، بدن رو تو قبر گذاشت، فرمود داداش غارت زده اونی نیست كه مالش رو بردند، غارت زده منم كه مثل تو داداشی رو از دست دادم، اما اینجا نگفت: كمرم شكست، كنار علقمه كنار بدن عباسش رو زمین افتاد، صدا زد آه، الان انكسر ظهری، الان كمرم شكست، حالا كربلا موندگار میشی، صدا زد عباس بلند شو نگاه كن دارن به خیمه ها حمله میكنند، ای حسین..........

 دانلود روضه شهادت امام حسن (ع)


بازدید : 3569

برچسب های مفید : , , , , , , , , , , , , , , , ,

یکشنبه 16 آذر 1393

نظرات کاربران

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
نظرسنجی
آیا فیلم های مداحی همراه با متن در وب قرار بگیرد؟


محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 1747
    کل نظرات : 139
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 11
    تعداد اعضا : 257
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 933
    بازديد ديروز : 1,431
    بازديد کننده امروز : 334
    بازديد کننده ديروز : 481
    گوگل امروز : 238
    گوگل ديروز: 344
    بازديد هفته : 9,537
    بازديد ماه : 58,322
    بازديد سال : 441,169
    بازديد کلي : 5,112,992
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 54.162.211.170
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید

تبادل لینک هوشمند
    تبادل لینک هوشمند : برای تبادل لینک ابتدا مارا با عنوان آئین مستان وآدرس http://aein-mastan.rozblog.com لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.

    عنوان :
    آدرس :
    کد : کد امنیتیبارگزاری مجدد