close
تبلیغات در اینترنت
متن روضه و مصیبت

متن روضه و مصیبت

متن روضه و مصیبت

متن روضه و مصیبت
متن روضه و مصیبت
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
0 39 aboozar
0 56 aboozar
0 348 aboozar
3 328 aboozar
1 510 saeednajafi
12 831 aboozar
4 6513 amirsajad
0 2277 aboozar
0 2150 aboozar
0 1958 aboozar
0 3375 aboozar
0 1294 aboozar
1 17638 2505
6 6202 aboozar
0 14387 aboozar
1 2535 masoudfn
1 1652 aboozar
14 3654 aboozar
20 3896 aboozar
0 2786 aboozar

حاج میثم مطیعی

باز هم می شود حسینیه
وسعت قلب درد پرورتان
سامرایی شدیم و می گوییم
تسلیت، تسلیت امام زمان

تسلیت ای به درد ها مأنوس
تسلیت ای بَقیَّتُ الزَّهرا
بیت الاحزان سینه ات اینبار
پُر شده از مصیبت بابا

این حسن ها چقدر مظلومند
این غریبی ز قبرشان حاکیست
این حسن ها عجیب مادری اند
از همین رو قبورشان خاکی است

دشمنان خبیث این دو حسن
قلب شان را به زهر آغشتند
آتش افکنده اند در دلشان
هر دو را آه، خون جگر کشتند

یابن زهرا ببین ز سوزش زهر
پدرت مثل بید می لرزد
دم آخر درون کاسه ی آب
جان مولا! چه دید می لرزد

+برا هر امامی که گریه میکنی دم حسین جانت باید داشته باشی، اگه برا امیرالمومنین گریه میکنی بگو حسین... اگه برا مادر ساات گریه میکنی بگو حسین... یابن شبیب... یابن شبیب...


یابن زهرا ببین ز سوزش زهر
پدرت مثل بید می لرزد
دم آخر درون کاسه ی آب
جان مولا چه دید می لرزد

+شیخ طوسی در الغیبه نقل کرده: امام عسکری کاسه ی آب به دست گرفت، اینقدر زهر به بدن مبارکس اثر کرده بود، وقتی کاسه رو بالا آورد، این کاسه به دندان های مبارکش میخورد... امام زمان آمد کاسه رو به دست گرفت به بابا با احترام آب داد... دل ها بسوزه برای اون آقایی که اون نامرد چوب خیزران برداشت اینقدر به لب دندان....

دم آخر درون کاسه ی آب
جان مولا چه دید می لرزد
دید دور از حضور یک سقّا
در حرم حرف قحطی آب است
دید در قتلگاه، بین دو نهر
لب جدش حسین بی تاب است

پدرت، لحظه های آخر عمر
آب از دست پاکتان نوشید
دم آخر پسر نداشت حسین
تشنگی از گلوش می جوشید

روی جسمش نشست آن ناپاک
خنجرش را به گردنش که نشاند...

با یکی نه، دوازده ضربه
ناله ی مادری به گوش رسید
خواهری از فراز تل نالان
سمت گودی قتلگاه دوید

روضه شهادت امام حسن عسکری (ع) - باز هم می شود حسینیه - حاج میثم مطیعی

 

حسن خلج

 

یازده بار جهان گوشه ی زندان کم نیست

کنج زندان بلا گریه ی باران کم نیست

سامرایی شده ام، راه گدایی بلدم

لقمه نانی بده از دست شما نان کم نیست

+ اگه یه کمی معرفت باشه، همه اینجوری حرف میزنند: آخ بمیرم برا آقا امام حسن عسکری که آقا در طول عمرشون نتونستند مشرف بشن به کعبه همه اینو میگن، اما شاعر با معرفت چی میگه:

قسمت کعبه نشد تا که طوافت بکند

بر دل کعبه همین داغ فراوان کم نیست

یازده بار به جای تو به مشهد رفتم

بپذیرش به خدا حج فقیران کم نیست

زخم دندان تو و جام پر از خون آبه

ماجرائی است که در ایل تو چندان کم نیست

بوسه ی جام به لب های تو یعنی این بار

خیزران نیست ولی روضه ی دندان کم نیست

+لا یوم کیومک یا اباعبدالله، چرا هیچ روزی مثل روز تو نیست حسین جان مگه فرقش چیه، اینجا ضربه به لب های آقام می خورد اما کسی تعدی نکرد، کسی جسارت نکرد، اما مجلس یزید صدای قرآن آقا میاد اما اون ناتجیب با چوب به لب دهان آقا میزد.... حسین....

دست زمانه بار دگر اشتباه کرد

زهری ، بهار زندگی ام را تباه کرد

آتش کشید بر همه اعضا جسم من

با خنده شعله های خودش را نگاه کرد

در تار و پود پیکر من رخنه کرده است

+همه وجودم دار میسوزه مادر...

تا مغز استخوان مرا...

اگر که چاک گریبان من زبان میداشت

خبر ز سوختن مغز استخوان میداشت

+آقا جون اون کدوم غمه که تا مغز استخوان شما رو آتیش میزنه؟

روزی که ز هر شبی سیه تر می شد

بی حرمتی حریم حیدر می شد

+آخه آقا عزادار مادرش بود تازه خونه مادرش آتیش زدن...

روزی که ز هر شبی سیه تر می شد

بی حرمتی حریم حیدر می شد

هم بوته ی یاس را شکستند

و هم در دامن یاس غنچه پر پر کردند

+ یادم نمیره اون لحظه ای که مادرم از بین در دیوار اول صدا زد: یا رسوالله یا ابتاه به دادم برس، بع صدا ز پسرم مهدی کجایی..... فضه بیا بچمو کشتن.....

دانلود بخش اول

روضه شهادت امام حسن عسکری (ع) - یازده بار جهان گوشه ی زندان کم نیست - حاج حسن خلج

دانلود بخش دوم
روضه شهادت امام حسن عسکری (ع) - یازده بار جهان گوشه ی زندان کم نیست - حاج حسن خلج

 

 

حاج میثم مطیعی

پر شکسته به بالا نمیرسد هرگز

تلاش میکند امّا نمیرسد هرگز

کبوتری که هوایی نشد در این وادی

به آسمان تمنا نمیرسد هرگز

اگر اجازه نیاید که تا ابد مجنون

به سوی خانه لیلا نمیرسد هرگز

چنان مقام به عشاق میدهد الله

به فکر مردم دنیا نمیرسد هرگز

مقام سلطنت و پادشاهی  عالم

به پای رعیتی ما نمیرسد هرگز

و بی ولای تو و خانواده ات آقا

کسی به عالم معنا نمیرسد هرگز

بدون گوشه ی چشم تو شیعه در محشر

به خاکبوسی  زهرا نمیرسد هرگز

مسیح  آل محمد ، مسیح  زهرایی

به گرد پای تو عیسی نمیرسد هرگز

پرم به شوق هوای تو وا شده آقا

کبوتر تو به سویت رها شده آقا

زمان مستی ما انتها ندارد که

مریض عشق تو بودن دوا ندارد که

بهشت من تویی آقا بهشت را چه کنم ؟

بهشت بی گل رویت صفا ندارد که

فدای بنده نوازی و مهربانی تو

سرای لطف تو شاه و گدا ندارد که

کجاست حاتم طاعی ببیند اینجا را

کسی شبیه تو دست عطا ندارد که

سرای توست پذیرای آرزومندان

کسی به قدر تو حاجت روا ندارد که

تویی که آینه ی حی ذوالمنن خواندند

عزیز قلب رضایی ترا حسن خواندند

 امام عسکری ، آقا ، امیر ، مولانا

دو دست خالی مارا بگیر مولانا

گدای نیمه شب  بین این گذر هستم

بیا و بگیر دست از فقیر مولانا

نگاه روشن خود را ز ما دریغ مکن

منم به دام نگاهت اسیر مولانا

به نفس سرکش و طغیانگرم نگاهی کن

دعا نما که شوم سر به زیر مولانا

بگو به ما : وسط برکة السباع چه شد

که بوسه زد به قدوم تو شیر مولانا

+مرحوم كلینی در كافی روایت كرده:وقتی آقا رو خیلی اذیت می كردند،به امام خیلی سخت می گرفتند،مولای مارو بین درنده ها انداختن كه تحقیرش كنند،نمایشی بشه كیف كنند،درنده ها اومدند دورش رو گرفتند،شاید اونایی كه تماشا می كردند گفتند:دیگه كارش تمومه،دیدن درنده ها همه پوزه به خاك می مالند،شروع كرد امام حسن عسكری با امنیت خاطر نماز خواندن

بصیرتی بده آقا که راه کج نرویم

تویی تو آینه ی یا بصیر مولانا

به کوری  همه دشمنان ، خدای کریم

نوشته نام تو را از غدیر مولانا

تویی که چشمه ناب معارفی آقا

کمال سیر و سلوک  هر عارفی آقا

هر آنچه ناز فروشی تو مشتری هستم 

میان صحن تو دنبال نوکری هستم

هزار مرتبه مدیون ربنای توام

اگر که شیعه ی مجنون  حیدری هستم

چه منتی به سر  من نهاده دست شما

كه سر سپرده ی فرمان رهبری هستم

به روز حشر کشم نعره های مستانه

که من غلام غلامان عسکری هستم

مجیر آل رسولی مدد اباالمهدی

فروغ چشم بتولی مدد اباالمهدی

بیا دوباره کرم کن به این گدای خودت

پرم بده گل زهرا تو در هوای خودت

خدا کند که شبی هم مس وجود مرا

طلا کنی تو به اعجاز کیمیای  خودت

نشسته ام بنویسی مرا مسلمانت

که آشنا کنی ام باز با خدای خودت

خدا کند بگذاری تو دستهای مرا

به دستهای گل  غایب از سرای خودت

چه میشود که زمان ظهور فرزندت

فدایی كنی تو مرا پای بچه های خودت

تمام حاجتم این است یوسف هادی

مرا خودت برسانی به سامرای خودت

گدای سامره هستم دو دست من خالی است

گدایی  سر کوی شما عجب حالی است

عطش میان حرم رود نیل می گردد

سرشک دیده ی ما سلسبیل می گردد

کسی که زائر قبر غریبتان باشد

میان آتش غمها خلیل می گردد

+شیخ طوسی در تهذیب نقل كرده:ابوهاشم جعفری میگه:آقا به من فرمود: قبْرى بسرّ منْ رأى امان لاهْل الْجانبیْن، قبر من  امام عسكری در سامرا برای دوست و دشمن مایه ی امان و امنیت ، سنی هایی همه كه اونجا زندگی می كنند،تحت پناه  و حفظ آقا هستند

به حلقه های ضریحی که نیست در حرمت

دل شکسته زائر دخیل می گردد

دوباره پای برهنه به جاده می آییم

به سوی صحن و سرایت پیاده می آییم

روضه شهادت امام حسن عسکری (ع) - پر شکسته به بالا نمیرسد هرگز - حاج میثم مطیعی 

 

بیا که آتش دل خانه از بنا سوزاند

بیا که چشم مرا سیل گریه ها سوزاند

هنوز پیراهن مشکیت عوض نشده

که داغ های پدر آمد تو را سوزاند

تو را کنار خودش خوادند و گفت می سوزم

بیا که زهر مرا بی تو بی صدا سوزاند

پسرم نفس نمانده که آتش کشیده بر جگرم

جگرم نمانده که با هر نفس مرا سوزاند

پسرم بگیر بر سر دامان خود سرم را باز

که ذره ذره مرا یاد کربلا سوزاند

همه اهل بیت ما لحظه آخر به وصال رسیدن، وصال اینه که آدم عزیزش سرش بغل کنه راحت جون بده، اهل بیت ما همه لحظه های آخر پسراشون سرشون بغل کردن، غیر از امام مجتبی که برادر سرش بغل کرد، رسم اینه پسر سر بابا را بغل کنه، اما بین همه یه استثنا وجود داره، کربلا رسم عالم عوض کرد، فقط یه بابا سراغ دارم خودش سر پسرش بغل گرفت، نه ببخشید اشتباه گفتم، اصلاح می کنم، یه بابا سراغ دارم خودش سر پسراش بغل کرد، یه بار سر علی اکبر بغل کرد....

منتخب طریحی می نویسه، معال سبطین نقل می کنه؛ میگه وقتی تو مجلس عبیدالله اون ملعون یه نگاه به سر کرد، صدا زد: حسین من تو رو قبل کربلا دیده بودم اینقدر پیر نبودی حسین، چی شده همه موهات سفید شده، میگن تا این حرف زد زینب بلند شد، گفت: من میدونم داداشم کجا پیر شد، داداشم کنار علی اکبر پیر شد، تا سر علی بغل کرد، اما این یه سر عزیز بود بغل کرد، با همه ی مصیبت و سختیش اما سخت تر از این هم حسین داشت، این جووش بود، جنگیده بود، اما وقتی قنداقه شو رو دست گرفت سر علی اصغر رو با تیر زدند، امام باقر میگه سر علی اصغر آویزان شد به پوست، جد ما خونها رو به آسمان... آی حسین.....

پسرات باید سرتو بغل می کردن اما تو سر پسراتو بغل کردی، اما کربلا رسم عوض شد، به جایی که پسرا سر باباشون بغل کنن، یه دختر سر بابا رو بغل کرد، اما این دختر تو خرابه ی شام ، سر بابا رو بغل کرد، دید همه ی رگ ها پاره شده، همه دندونا شکسته، لب ها ترک خورده، موها سوخته، آی حسین.....

ای قبله حرم، حرم سامرای تو

اگه همه مجالس، اعتقاد قلبیمونه، صاحب عزا امام زمانه، اگه با همه وجودتون حس میكنید، آقاتون دم در هر روضه و هر مجلسی می ایسته، دیگه امشب شب یتیمی امام زمانه، امشب خودش صاحب عزااست، قربونت برم، مردم اینجا برا بابات روضه گرفتند، نمی خوام به این زودی برم تو روضه، ولی می خوام یه كم دلتو نرم كنم، آروم آروم بریم اون حرمی كه نمی دونم، امشب كسی هست تو حرمش گریه كنه یانه، اما معمولاً می گن می ری عزا، می ری ختم،  می گن خودتونو نشون صاحب عزا بدید، مگه نمی گن صاحب عزا دم در ایستاده، خودتو نشون بده، دست و رو سینه بذاری عرض تسلیت بگی، یه خورده دل صاحبان عزا خنك بشه، داغشون یه خورده التیام پیدا كنه، می خوام یه جمله بگم آقا كجایی مردم بیان بهت تسلیت بگن، اینها اُمدند امشب صاحب عزا رو ببینند، قربون شال عزایه به گردنت، امشب تنهایی نرو سامرا، مارم با خودت ببر.

ای قبله حرم ، حرم سامرای تو

بیت ولای دل حرم با صفای تو

قرآن یگانه دفتر مدح و ثنای تو

روح ملك كبوتر صحن و سرای تو

آیینه جمال خداوند سرمدی

فرزند پاك چهار علی و  سه محمدی

رضوان بدان  جلال و شرف سائل درت

خورشید سجده برده به صحن مطهرت

روح رضااست در نفس روح پرورت

نامت حسن نه بلكه حسن پای تا سرت

میراث نور و هدایت زهادی ات

علم امام هشتم و جود جوادیت

انوار ده امام درخشد زروی تو

یادآور رسول خدا خلق و خوی تو

زیباترین دعای ملك گفتگوی تو

 مسجود جن و انس بود خاك كوی تو

بحری كه در صدف دُر جان پرود تویی

در دامنش امام زمان پرورد تویی

ویرانه مزار تو مسجود آسمان

قبر تو كعبه دل و  صحنت مطاف جان

زوّار هر شب تو بود صاحب­الزمان

کوری چشم دشمنت ای قبله جهان

تنها نه سامره،  همه عالم دیار توست

هر جا رویم در بغل ما مزار توست

ای نُه سپهر فرش رفیع عبادتت

ای لطف و جود و مرحمت و بذل،  عادتت

اقرار کرده دشمن تو بر سیادتت

یاد آمدم به فصل جوانی شهادتت

ای زخم دل هماره فزون از ستاره ­ات

 از ما سلام بر جگر پاره پاره ­ات

امشب اگه می خوای دل آقات یه خورده آروم بشه، هر كی بلده ناله بزنه،  هی زیر لب بگو بقیة الله آجرك الله آقا سرت سلامت، ، آقا شنیدم تو سنین خردسالی سر باباتو بغل گرفتی، جانم به این اشك های قشنگ ،  مگه نفرمود، احدی در مصائب ما گریه نمی كنه، مگه اینكه ما گریه كنیم، اون به گریه ما گریه كنه، معلومه امام زمانم امروز داره گریه می كنه، قربون اشك چشمت برم، آقای من، حالا كه اینطوری گریه می كنی منم برات روضه می خونم،

یازده بار جهان در دل زندان كم نیست

كنج زندان بلا گریه باران كم نیست

سامرایی شده ام راه گدایی بلدم

 لقمه نانی بده، از دست شما نان كم نیست،

امشب اومدم پسرت یه روزی به من بده، یه سالمو با این روزی سر كنم،  آخه ما دو ماه برا حسین گریه كردیم،  بعضی ها ،  هنوز پیراهن مشكیاشونو در نیاوردن، می خوان امروز از عزا بیرون بیان، اما عزای ما اون موقعی تموم میشه،  كه  تو دست به دیوار كعبه بذاری، آقا جانم، مولا جانم

سامرایی شده ام راه گدایی بلدم

 لقمه نانی بده،  از دست شما نان كم نیست،

خبر داری كه امام عسكری نتونست، در طول عمرش یه بار سفره حج بره، حالا این بیت،  اهل نكته

قسمت كعبه نشد تا كه طوافت بكند

بر دل كعبه همین داغ فراوان كم نیست

پیش چشمان تو دشنام به مولا دادند

تا بگویند، در این شهر مسلمان كم نیست

زخم دندان تو  و جام پر از خونابه

 ماجرای ایست كه در ایل تو چندان كم نیست

وقتی مثل فردا، از پسرش تقاضای اون ظرف شربت رو كرد،  اینقدر این بدن ضعیف شده ، اینقدر این بدن نحیف شده، امام زمان با دستش این ظرف و نزدیك دهان بابا آورد، الله اكبر، روایت می گه همچین كه ظرف اُمد جلوی دهان از شدت ضعف، هی به دندونای حضرت خورد، نمی دونم اون لحظه امام عسكری یاد چه لحظه ای افتاد، نالشو می زنی یا نه، امام زمان برا این روضه خون گریه می كنه، شاید یاد اون لحظه ای افتاد، كه عمه جانش دید دارن با چوب خیزران می زنند، این ناله حسینت می بردت كربلا، دید دارن با چوب خیزران، ای حسین. . . . .

بوسه جام به دندان تو یعنی این بار

 خیزران نیست ولی روضه دندان كم نیست

از همان دم پسر كوچكتان باران شد

 تا همین لحظه كه خون گریه باران كم نیست

یا امام عسكری كفنت كردند، از رو زمین بلندت كردند، تشییع جنازه شدی، با احترام، اگه قبرتو ویران كردند، اگه به گنبد و بارگاهت جسارت كردند، دیگه به خودت جسارت نكردند، به بدنت جسارت نكردند، نذاشتند بدنت رو زمین بمونه، زود بدنت رو  خاك كردند، دفن كردند، امامن یه آقایی رو می شناسم، بدنش سه روز  رو زمین كربلا، آخ، پسرت اُمد بر بدنت نماز خوند بدنت رو دفن كرد، اما یه روزی كربلا امام سجاد، یه نگاه كرد، عمه جانش دید بدن داره می لرزه، داره جون از بدن مفارقت میكنه، صدا زد چی شده عزیز دلم، چرا بدنت داره می لرزه، صدا زد عمه، اینها ظاهراً مارو مسلمون نمی دونند، چرا؟آخه بدنای خودشونو دارن دفن می كنن، انگار بدن بابام رو زمینه.

حسین. . . این ناله برسه كربلا، حسین. . . كاشكی فقط بدنو دفن نمی كردند، روضم تمام، كاش فقط بدنو می گذاشتن رو زمین بمونه، به بدن دست نمی زدند، می دونی چه كردند، خواهرش اُمد تو گودال قتلگاه، یه نگاه به اون بدن انداخت، این بدن كیه؟ چیكار كردند؟یا صاحب الزمان ببخشید آقا، شهادت پدر بزرگوارتونه، شما ناله بزنید، چكار كردند؟اسباشونو نعل تازه زدند، بدن حسین زهرارو زیر اسب ها، به نیت فرج امام زمان،  سه مرتبه یا حسین یا حسین یا حسین

 

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2098
    کل نظرات : 171
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 12
    تعداد اعضا : 273
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 1,579
    بازديد ديروز : 3,363
    بازديد کننده امروز : 607
    بازديد کننده ديروز : 1303
    گوگل امروز : 668
    گوگل ديروز: 1643
    بازديد هفته : 14,311
    بازديد ماه : 64,455
    بازديد سال : 1,570,160
    بازديد کلي : 6,241,983
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 54.221.73.186
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید