close
تبلیغات در اینترنت
متن اشعار ولادت

متن اشعار ولادت

متن اشعار ولادت

متن اشعار ولادت
متن اشعار ولادت
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
0 291 aboozar
3 302 aboozar
1 467 saeednajafi
12 768 aboozar
4 6454 amirsajad
0 2230 aboozar
0 2114 aboozar
0 1910 aboozar
0 3319 aboozar
0 1256 aboozar
1 17563 2505
6 6158 aboozar
0 14344 aboozar
1 2496 masoudfn
1 1623 aboozar
14 3609 aboozar
20 3847 aboozar
0 2741 aboozar
0 1760 aboozar
0 2089 aboozar

 

دل شود امشب شکوفا در زمین

می زند لبخند شادی بر زمین

آسمانِ دل تبسم می کند

روی ماهت را تجسم می کند

ای مسیح آل پیغمبر سلام

انتهای سوره ی کوثر سلام

ای کتاب رازهای مرتضی

یادگار حضرت خیرالنسا

ای صفات تو صفات انبیا

حاصل جمعِ تمام اولیا

ای قدمهایت صراط المستقیم

حافظ آیات قرآن کریم

ای امام صالحان در روی خاک

اکفیانی اکفیان روحی فداک

السلام ای آفتاب پشت ابر

السلام ای  اوج قله، کوه صبر

السلام ای آخر هر دلخوشی

عاقب از غم تو ما را می کُشی

السلام ای فخر آدم در زمین

یادگار حضرت روح الامین

تو تمام چارده نور مبین

جلوه ی زیبای ربُ العالمین

تو حدیث ناب عترت در زمین

زاده حیدر امیر المومنین

تو همان نوری که از روز ازل

کرد خالق روی ماهت بی بدل

تو سرشت ناب از نسل علی

نور رب در جلوه ی تو منجلی

عمر تو تاریخ ساز عالم است

مبداء آن از رسول خاتم است

ترسم آخر من نبینم روی تو

صورت زهرائی و دلجوی تو

تو کجائی شیعه می خواند تو را

پس نمی گوئی جوابش را چرا

کی می آیی دل تمنایت کند

تا که روزی بوسه بر پایت کند

کی می آیی عقده از دل وا کنم

روضه خوانی پیش تو آقا کنم

کی می آیی کربلا را تاب نیست

در میان خیمه دیگر آب نیست 

وای بر طفل رباب و اضطراب

خیمه خیمه جستوی جرعه آب

آب نَبوَد تا که سیرابش کند

جرعه ای نوشاند و خوابش کند 

کربلا و یک بیابان اشک و آه 

شیرخواره در میان قتلگاه

نام تو آمد در آنجا بر زبان

کی می آیی حضرت صاحب زمان

ای خوش آن روزی فرج برپا شود

با دو دست فاطمه امضا شود

 

 

ای طلوع صبحدم نور دگر آورده ای

آفتابی بهتر از شمس و قمر آورده ای

شاهدی از جان و دل محبوبتر آورده ای

یا که وجه الله بر اهل نظر آورده ای

مصلح کل حجّت ثانی عشر آورده ای

مهدی موعود کز خلق خدا او را سلام

آسمان امشب چه سیمای تو روحانی شده

دامنت چون قلب نرگس پاک و نورانی شده

سینه ات لبریز از انوار ربّانی شده

صحنه هایت روضۀ سر سبز رضوانی شده

ماه با لبخند، گرم نور افشانی شده

تا طلوع صبح دور سامره گردد مدام

ای زمین آغوش جان بگشا که جانان است این

سامره تطهیر کن خود را که قرآن است این

آسمان در بر بگیرش یک جهان جان است این

سیزده معصوم را روح است و ریحان است این

قلب قرآن، هستی دین، رکن ایمان است این

خود امام و یازده آباء معصومش امام

ای ز آوای تو قرآن مفتخر قرآن بخوان

ای دمت از فیض عیسی خوبتر قرآن بخوان

ای شده پروانه ات مرغ سحر قرآن بخوان

ای یگانه مصلح کلّ بشر قرآن بخوان

ای نوایت خوشتر از جان، بر پدر قرآن بخوان

تا ببوسد لعل لبهای تو را با احترام

سامره جان شد که این نوزاد جانان من است

نرجس پاکیزه دامان گفت ریحان من است

عسکری بوسید لب هایش که قرآن من است

عیسی مریم به وجد آمد که این جان من است

شب ندا در داد این ماه فروزان من است

صبح گفتا از زمین تابید خورشیدم به بام

پاک جسم و پاک جان و پاک باب و پاک مام

سر و قد گل چهره شورانگیز لب شیرین کلام

کبریایی جاه و احمد طینت و حیدر مقام

فاطمی خو مجتبایی حلم ثارالله قیام

مو کمند و ابرویش شمشیر و مژگانش سهام

تا که اش گردد شکار و تا که اش افتد به دام

کعبه می خندد که آغاز ظهورش در من است

مکّه می بالد که آثار عبورش در من است

کوفه می نازد که تشریف حضورش در من است

کربلا گوید که اشک و سوز و شورش در من است

دل ندا در داد کاین خورشید نورش در من است

جان به طوف مهدا و چون زائر بیت الحرام

دُرّ دندان پیمبر انتظارش می کشد

صورت خونین حیدر انتظارش می کشد

سینۀ مجروح مادر انتظارش می شکد

مجتبی با سوز دیگر انتظارش می کشد

زخم ثارالله به پیکر انتظارش می کشد

تا نیاید او نیابد زخم قرآن التیام

ای ز پشت ابر غیبت خلق را خورشید و نور

ای فروغت کرده پیش از خلقت عالم ظهور

ای وجودت غایب و خلق جهانت در حضور

یابن کوثر یابن طاها یابن یاسین یابن طور

تو به ما نزدیکتر از مایی و ما از تو دور

ما ز تو اعمی و تو پیداتر از ماه تمام

باغبانا بار دیگر در گلستان باز گرد

یوسفا از چاه کنعان سوی کنعان باز گرد

موسیا بر کشتن فرعون و هامان باز گرد

عیسییا تا جان دهی بر جسم بی جان باز گرد

احمدا بر یاری اسلام و قرآن باز گرد

حیدرا در دست تو زیباست تیغ انتقام

کعبه ی کعبه صفا بخش صفا رکن حرم

آسمان جود، باران عطا، ابر کرم

باز آی ای از گل عدلت جهان رشک ارم

دین شده بی احترام و کفر گشته محترم

قبلۀ قومی نساء و دین افرادی درم

هر حرامی بین حلال و هر حلالی را حرام

ای وصالت آرزوی دوستان، هجران بس است

ای بباغ آفرینش باغبان، هجران بس است

ماه کنعان، آفتاب مصر، جان هجران بس است

سیّدی الغوث الغوث الامان، هجران بس است

مصلح کل مهدی صاحب زمان، هجران بس است

تا به کی «»میثم بریزد بی تو خون دل به جام

 

 

چه خوش می تابی ای ماه تمام نیمه ی شعبان

بتاب ای لحظه هایت را همه عمر جهان قربان

بتاب امشب که داری در بغل خورشید نور افشان

بتاب امشب بخوان با اختران تا صبحدم قرآن

بخوان با من که یار آمد

به باغ دل بهار آمد

به ملک جان قرار آمد

گل نرگس به بار آمد

گل نرگس که از عطرش جهان شد جنّة الاعلی

گل نرگس که خلقت تا ابد مستند از بویش

گل نرگس که جان ها رو نمای دیدن رویش

گل نرگس که رضوان آورد دست دعا سویش

گل نرگس که باغ و باغبان آمد ثناگویش

ملایک مست لبخندش

جلالت عبد پابندش

عدالت آرزومندش

به لب ذکر خداوندش

رخش جنّت، قدش طوبی، لبش کوثر، دلش دریا

فرودآ از زمین ای مه ببین خلد مخلّد را

در این خلد نخلد جلوه ی دادار سرمد را

درون جلوه ی دادار سرمد روی احمد را

حسین و مجتبی و حیدر و زهرا، محمّد را

جهانِ مرده شد زنده

شب و مهر درخشنده

بتاب ای ماه تابنده

بزن بر سامره خنده

که تابید آفتاب فاطمه امشب زسامرّا

مسیح از چرخ چارم خنده زد بر ماه رخسارش

کلیم از طورِ سینا دیده بگشوده به دیدارش

سزد گرد با کلاف جان شود یوسف خریدارش

تمام آرزوی عترت است این، حقّ نگهدارش

سلامت بیقرار او

سحر شب زنده دار او

جهان در انتظار او

زمان در اختیار او

بگردد با سرانگشت او مهر جهان آرا

به مهد ناز گرداند چراغ آسمان ها را

به چشم بسته می بیند عیان ها را نهان ها را

به امر حقّ بگرداند مکان ها را زمان ها را

اگر خواهد به زیر آرد زگردون کهکشان ها را

دو عالم را نظام است این کمال هر قیام است این

عدالت را قوام است این

به هر عصری امام است این

امام عصر یعنی عصر زیر سایه اش پویا

زمین در پشت ابر غیبت او غرق نور او

زمان دیده کلیم الله ها مدهوش طور را

تمام آفرینش سر کند خم در حضور او

حرم چشم انتظار لحظه ی روز ظهور او

جهان در سایه ی دادش

بهشت عدل آبادش

فلک گردد به امدادش

اناالمهدی است فریادش

رسد آوای جان بخشش به گوش کلّ انسانها

خروش از دل برآرد مردم عالم! انالمهدی

الا ای سر به سر ذریّه ی آدم! انالمهدی

ستم کاران در دژهای مستحکم! انالمهدی

تمام امّت پیغمبر خاتم! انالمهدی

ابر مرد قیامم من

خلایق را امامم من

عدالت را قوام من

خدنگ انتقامم من

به پا خیزید! مظلومان که آمد مصلح دنیا

به پا خیزید! نجل فاتح بدر و حنین آمد

به پا خیزید! زهرا و علی را نور عین آمد

به پا خیزید! کز کعبه امام عالمین آمد

به پا خیزید! روز یالثارات الحسین آمد

منم سیف خدا مهدی

منم نورالهدی مهدی

به پا خیزید با مهدی

خروش آرید یا مهدی

به پا خیزید بهر انتقام مادرم زهرا

ظهور من برآرد ریشه کفر و ضلالت را

ظهور من بگیرد از بشر قید جهالت را

ظهور من بر افرازد برافروزد عدالت را

ظهور من کند تکمیل قانون رسالت را

هر آن کو خواست در عالم

به بیند هیبت آدم

به بیند عیسی مریم

به بیند حضرت خاتم

مرا بیند که در من هست حسن انبیا پیدا

الا ای جان ما جانان ما از ما جدا تا کی

گلوی شیعه پر باشد زبغض بی صدا تا کی

فراز نی سر خونین مصباح الهدی تا کی

بر آرد ناله ی یابن الحسن خون خدا تا کی

بیا از نو قیامت کن

به انس و جان زعامت کن

بر انسان ها امامت کن

کرامت کن کرامت کن

اغثنا یابن زهرا العجل الغوث ادرکنا

بیا ای صد هزاران پور عمران محو و مدهوشت

بیا ای درد مظلومان به هر دروان هم آغوشت

بیا ای بانگ عاشوراییان پیوسته در گوشت

بیا ای پرچم سرخ حسینی بر سر دوشت

ولیّ قادر منّان

امید عترت و قرآن

فروغ دیده ی انسان

به تیغ حیدری بستان

زبوسفیانیان داد سلحشوران عاشورا

شرف، ایمان، حقیقت، دین، ولایت بر تو می نازد

جوان مردی، محبّت، دین، امامت بر تو می نازد

ملایک، حور، انسان، بلکه خلقت بر تو می نازد

علی، زهرا، محمّد، کلّ عترت بر تو می نازد

کتاب الله مستحکم

امین الله در عالم

امام عیسی مریم

نگاهی جانب «میثم»

که طبعش دم به دم گردد به اوصاف شما احیا

 

 

به پیروان ولایت سرور بخشیدند

به شیعیان علی شوق و شور بخشیدند

به احترام شکوفائی گل توحید

به باغ سبز محبت سرور بخشیدند

به باغبان گل نرگس از خدا امشب

فرشتگان همه گل های نور بخشیدند

به رهروان ره او ز نور عشق و یقین

دلی به صاف جام بلور بخشیدند

به حُرمت و شرف باغبان عشق قسم

به لاله های شهادت غرور بخشیدند

چه جای حیرت ما داشت در شب میلاد

اگر که ملک سلیمان به مور بخشیدند

بگو به موسی عمران ز نور طلعت اوست

اگر که چشمۀ نوری به طور بخشیدند

ز آخرین خُم سرشار معرفت ما را

هزار بادۀ ناب طهور بخشیدند

دعا کنید برای ظهور او که به ما

امید روشن روز ظهور بخشیدند

اگر چه از گنه ما ملول و غمگین است

ولی به او دل و جانی صبور بخشیدند

سلام ما برساند به حضرتش امشب

به هرکه فرصت و فیض حضور بخشیدند

ز یمن جلوۀ مهدی بود «وفائی» را

اگر که پرتو نوری ز دور بخشیدند

 

 

فرشتگان سما ائتلاف می كردند

به گرد بستر نرگس طواف می كردند

به زیر سایه ی محراب سبز گهواره

پیمبران خدا اعتكاف می كردند

و رودهای بهشتی به اشك شوق ظهور

زلال آبی خود را مضاف می كردند

تمام دوزخیان را ملائكه ز عذاب

به یمن خنده ی مهدی معاف می كردند

قمر رخان سماوات تیغ مژگان را

به محض دیدن پلكش غلاف می كردند

پری وشان به كنار ضریح چشمانش

به زشت بودن خود اعتراف می كردند

مقربان الهی برای دیدن او

خریدهای كلان كلاف می كردند

چقدر مردم عاشق كبوتر دل را

روانه سمت حوالی قاف می كردند

سحر در اوج نگاهش، هزار اختر را

منجمان فرج اكتشاف می كردند

 

 

به فلک می‌رسد از خاک زمین بوی بهشت

گشته عالم همه جا گلشن مینوی بهشت

پیش یارم که بود روشنی روی بهشت

عرق شرم چکد از رخ دلجوی بهشت

خلق عالم همه با دوستی و هم عهدی

گشته ورد لبشان زمزمة یا مهدیk

دانه مرغ دل از خاک در سامره بین

سینه‌اش را ز تجلّای خدا نائره بین

نور آن نائره در دامن هر دایره بین

وجد آن پاک زن پاکدل و طاهره بین

نغمه و زمزمة مرغ سحر می‌شنود

بانگ تسبیح ز لبهای پسر می‌شنود

در دل اهل ولا خانه گرفتی نرگس

خانة محفل جانانه گرفتی نرگس

دل زهر عاقل و دیوانه گرفتی نرگس

کزیم فاطمه دُردانه گرفتی نرگس

دیده روشن برخ مهدی اثنی عشرت

جان بقربان تو و ماه جمال پسرت

این پسر آئینة روی خدا می‌باشد

این پسر مشعل انوار هدی میباشد

این پسر سیّد جمع سعدا می‌باشد

این پسر طالب خون شهدا میباشد

این همان است که دلها همه دیوانه اوست

این همان است که جانها همه پروانه اوست

افق نسل علی را قمری پیدا شد

خلق را رهبر صاحب نظری پیدا شد

پدر پیر خرد را پسری پیدا شد

بلکه بر ملّت قرآن پدری پیدا شد

هر که خواهد رخ تابنده احمد بیند

چهره منتمم آل محمدi بیند

ای صفابخش و شفابخش دل و جان همه

ای طبیب ای داوری درمان همه

همه پروانه و تو شمع فروزان همه

همه جان باختة عشق تو جانان همه

چه شود عقده ز دلها بگشائی ای دوست

از پس پرده غیبت بدر آئی ای دوست

طعنه از دشمنت ای دوست شنیدن تا کی

به بدن پیرهن صبر دریدن تا کی

پیش رو بودن و روی تو ندیدن تا کی

بار هجران تو بر دوش کشیدن تا کی

ما که نادیده تو را طالب دیدار شدیم

بکمند سر زلف تو گرفتار شدیم

گوش یاران تو را طعنه اغیار بس است

عاشق زار تو را اینهمه آزار بس است

قفس تنگ بر این مرغ گرفتار بس است

پیش رو بودن و نادیدن رخسار بس است

گلی از گلشن حسن تو نچینم چرا؟

ما بمیریم و جمال تو نبینم چرا؟

ما که پروانه صفت گرد غمت سوخته‌ایم

آتش عشق تو در سینه بر افروخته‌ایم

قصه عشق را از ازل آموخته‌ایم

کز ولادت برخت دیدة دل دوخته‌ایم

پرتو حسن تو تا شام ابد در دل ماست

هر طرف روی کنی جای تو در محفل ماست

 

 

ای به دامان ستاره نرگس

آمدی؟ ماه پاره ی نرگس

ای ز شب تا سحر به خاطر تو

لحظه ها هم شماره ی نرگس

همه هستی در انتظار تو بود

ای رسول هزاره ی نرگس

عالمی مست نرگس مستت

ای به سینه شراره نرگس

همه کس غرق نیمه ی شعبان

همه جا جشنواره ی نرگس

ای حروف مقطع قرآن

ای سرود هماره ی نرگس

میم و حا، میم و دال، یعنی تو

ای خبر ای گزاره ی نرگس

ای دل آرای سیزده معصوم

چارده استعاره ی نرگس

پرسش مخفیانه ی بابا!

پاسخ با اشاره ی نرگس!

مثل حیدر تولدت پنهان

کعبه ات در کناره ی نرگس

همه اسماء نور را خواندی

یک به یک تا شماره ی نرگس

اولین سجده ی تو دیدن داشت

پیش بهت نظاره ی نرگس

بهتر از آن، شهادتینت بود

بهترین یادواره ی نرگس

که ز بَدو تولدش، نورش

می رود تا ستاره ی نرگس

از لبت غنچه ی دعا می ریخت

شیعه را تا بهاره ی نرگس

مادرت را به نام می خواندی

تا که بی استشاره ی نرگس

بوی یاس آمد و گل زهرا

رفت از گاهواره ی نرگس

رفت تا آسمان هفتم تا

گل کند ماه پاره ی نرگس

ماند تا ساعتی دگر بر لب

خنده ی نیمه کاره ی نرگس

آن سزاوارتر ز نرگس کیست؟

که برد شیر خواره ی نرگس

شاید او پیش مادرش زهراست

بی نیاز از نظاره ی نرگس

به خدا می برد پناه اما

شد مجاب استجاره ی نرگس

غیبت کوچکش به سر آمد

چاره شد انتظاره ی نرگس

ای رخت غائب از نظر برگرد

چاره ای ای ستاره ی نرگس

مادرت را به هوش آوردی

ای حیات دوباره ی نرگس

وای از نرگس خیام حسین

که ز کف رفت چاره ی نرگس

گاهواره دوباره خالی شد

این کجا، گاهواره ی نرگس

روی دست حسین بر می گشت

جگر پاره پاره ی نرگس

چه ربابی چه مادری ای وای

معجر و گوشواره ی نرگس

 

 

نسیم امشب پیام آسمانی با خود آورده

فضا امشب فروغ جاودانی با خود آورده

فلک با آن همه پیری جوانی با خود آورده

عروس شب لباس شادمانی با خود آورده

به شادی خضر، آب زندگانی با خود آورده

نویدی خوش تر از جان، یار جانی با خود آورده

که امشب از زمین سامره خورشید می تابد

مهی که نور حق در آن توانی دید می تابد

به لوح آفرینش نقش بست امضای پیروزی

طنین افکنده در گوش جهان آوای پیروزی

زمین و آسمان پر گشته از غوغای پیروزی

ملایک را بود سرمستی از مینای پیروزی

به پرواز است در اوج فضا عَنقای پیروزی

که زنجیر اسارت باز شد از پای پیروزی

بر آن دستی که باید گلشن دین را دهد رونق

برون از غیب، دستی آمد و بنوشت جاء الحق

خدا در هر سری شیرین ترین شور آفرید امشب

بر اندام جهان پیراهن نور آفرید امشب

بهپاس نصرت اسلام منصور آفرید امشب

ابرمرد دو گیتی را بهین پور آفرید امشب

به چشم اهل دل نورٌ علی نور آفرید امشب

جنایت پیشگان را، آتشین گور آفرید امشب

که هستی داد داور، عدل و داد جاودانی را

بسوزانید آن آتش فروزان جهانی را

زهی نرجس که از آغوش شب خورشید آوردی

خطا گفتم خطا، آئینۀ توحید آوردی

سحر پیش از طلوع فجر، صبح عید آوردی

تو فرزندی که دادارش کند تمجید آوردی

تو ممدوحی که معبودش کند تأیید آوردی

تو مرآت خدا، شبهه و تردید آوردی

همه گویند نرجس، نازنین دُردانه آورده

عروس فاطمه بر فاطمه ریحانه آورده

به هستی نام باطل از قلم افتاد، جاء الحق

که هستی از درون دل زند فریاد، جاء الحق

شده آزادی از حبس ابد آزاد، جاء الحق

فنا شد ظلم و باقی ماند عدل و دا، جاء الحق

خدا با وحی منزل این بشارت داد، جاء الحق

اَلا ای پیروان حق مبارک باد، جاء الحق

به چشم مردم آزاده روح انقلاب آمد

گریزان گشت تاریکی به جایش آفتاب آمد

چو روشن کرد با نور جمالش ملک امکان را

فراری داد با برقی شب بیداد و طغیان را

در آغوش پدر نیکو تلاوت کرد قرآن را

پدر لبخند زد بوسید آن لب های خندان را

به مهد ناز جا دادند آن خورشید تابان را

به ناگه گِرد وی دیدند در پرواز، مرغان را

به شور و نغمه و پرواز، هوش از دیگران بردند

زمهد ناز، مهدی را به سوی آسمان بردند

مسیحائی که جان بخشد به افکار بشر آمد

دل آرائی که دل را می دهد نوری دگر آمد

اهورائی که بر اهریمنان با رد شرر آمد

جهانگیری که جِیش او قضا هست و قدر آمد

درخت آرزوی آدمیّت را ثمر آمد

امام عصر ما، با رایت فتح و ظفر آمد

فروغ از پرتو رخ داد جان آدمیّت را

تکامل داد جان کاروان آدمیّت را

خدا را دست قدرت، نک برون از آستین آمد

رسول الله را احیاگر قرآن و دین آمد

فروغ چشم زهرا و امیرالمؤمنین آمد

حسن حُسنی که بخشد نور بر اهل یقین آمد

حسینی نهضتی با صبر زین العابدین آمد

به علم باقر و صادق امام راستین آمد

جلال موسوی حلم رضا جود جوادی بین

نقی و عسکری را در سرور و وجد و شادی بین

 

 

صفحات نه فلک شده پر ز خاطره

مه من نظاره کن به نجوم زاهره

دل هستی آمده یم نور باهره

آسمان گل بفشان به زمین سامره

که امین وحی حق به جهان صلا زده

گل نرگس آمده گل نرگس آمده

گل و باغ و باغبان شده گرم زمزمه

بلبلان غزل سرا به کنار گل همه

به غم فراق گل همه داده خاتمه

شده گرم تهنیت به عروس فاطمه

که عیان به سامره شده قرص قمرش

صلوات انبیا به جمال پسرش

مه نرگس آمده به جمالش صلوات

ز خدای ذوالجلال به جلالش صلوات

ز محمّد (ص) و علی به خصالش صلوات

به خصالش صلوات به کمالش صلوات

دل موسوی دلش دم عیسوی دمش

سر خیل سروران همه خاک مقدمش

شب قدر عاشقان به همه مبارک است

رخ حق شده عیان به همه مبارک است

جشن مصلح جهان به همه مبارک است

عید صاحب الزّمان به همه مبارک است

سورۀ قدر بخوان ای عروس فاطمه

قدر این پسر بدان ای عروس فاطمه

این چراغ دیده و دل هر انجمن است

اوّلین مطلع حسن آخرین بت شکن است

قمر چارده و ثمر پنج تن است

طالب خون خدا حجة ابن الحسن است

شمع جمع شهدا نورالانوار خداست

خال بالای لبش نقطۀ نام خداست

طالبان ره حق همگان در طلبش

همه مرهون عطا ز عجم تا عربش

جنّ و انس و ملک اند سائل روز و شبش

گل خنده به دهان صوت قرآن به لبش

نُه فلک پر شده از نغمۀ یا رب او

عسکری بوسه زند به دهان و لب او

ای سماوات و زمین قطره های کرمت

دل دیوانۀ ما همه دریای غمت

سر سودایی ما نقش خاک قدمت

کعبه با آن عظمت گوشه ای از حرمت

تو امید بشری ولی دادگری

ماه اهل نظری مهدی منتظری

همه خوبان جهان عاشق روی تواند

عاشق روی تو و سائل کوی تواند

سائل کوی تو و بستۀ موی تواند

بستۀ موی تو و تشنۀ جوی تواند

غصّه از سینۀ من بیتو مشکل برود

تو اگر خنده کنی غمم از دل برود

گل نرگس بشکف که بهار همه ای

تو مه انجمن شب تار همه ای

ما ز تو دور ولی تو کنار همه ای

بی قرار تو همه تو قرار همه ای

ای که بی روی تو دل خانۀ درد و غم است

جان عالم همه بر رو نمای تو کم است

غم تو از غم ما غم ما از غم تو

رخ تو کعبۀ ما چشم ما زمزم تو

حور و انسان و ملک قطره های یم تو

کُشتۀ یک نگه و زندۀ یک دم تو

ابر بارنده ببار ماه تابنده برآ

آخر ای پرده نشین از پس پرده درآ

ما گرفتار توایم یابن زهرا مددی

عاشق زار توایم یابن زهرا مددی

خار گلزار توایم یابن زهرا مددی

گر چه سرباز توایم یابن زهرا مددی

خانه بر دوش غمت دل آوازۀ ماست

سند زنده ما جگر پارۀ ماست

ما همه منتظر و تو همان منتظری

نگهی کن که دل از همه عالم ببری

آخر ای چشم خدا نظری کن نظری

چه شود باد صبا ز تو آرد خبری

تا بگوید ز کرم حرم یار کجاست

جام «میثم» گرو خبر باد صباست

 

 

دوستان هنگام بینایى شده

طلعت مهدى تماشایى شده

این امید هر نبى و هر ولى‏است

پاى تا سر، هم محمد، هم على است

این پسر چشم و چراغ فاطمه است

این گل امید باغ فاطمه است

شمع جمع عالمین است این پسر

طالب خون حسین است این پسر

این چراغ بزم در قلب شب است

این نوید انتقام زینب است

این امام عصر كل عصرهاست

صاحب نصر تمام نصرهاست

بردگان موسى به عالم آمده

مردگان عیساى مریم آمده

كیست مهدى كعبه جان همه

كیست مهدى آرزوى فاطمه

كیست مهدى همدمى نشناخته

خلق نادیده به او دل باخته

كیست مهدى نور انوار خدا

كیست مهدى انبیا را مقتدا

كیست مهدى یاور مظلومها

كیست مهدى حامى محرومها

كیست مهدى حجّت ثانى عشر

كیست مهدى منجى كل بشر

 

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2067
    کل نظرات : 170
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 39
    تعداد اعضا : 272
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 1,696
    بازديد ديروز : 19,347
    بازديد کننده امروز : 689
    بازديد کننده ديروز : 7976
    گوگل امروز : 787
    گوگل ديروز: 11292
    بازديد هفته : 75,320
    بازديد ماه : 180,097
    بازديد سال : 1,437,416
    بازديد کلي : 6,109,239
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 54.80.33.183
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید