close
تبلیغات در اینترنت
حسن خلج

حسن خلج

حسن خلج

حسن خلج
حسن خلج
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
4 5614 amirsajad
0 1697 aboozar
0 1508 aboozar
0 1406 aboozar
0 2378 aboozar
0 838 aboozar
1 16097 2505
6 5240 aboozar
0 13020 aboozar
1 2067 masoudfn
1 1270 aboozar
14 2871 aboozar
20 3116 aboozar
0 2388 aboozar
0 1501 aboozar
0 1771 aboozar
0 1538 aboozar
2 1405 aboozar
13 1936 aboozar
21 3877 aboozar

تصور كن سه ساله باشی و لب تشنه باشی و میان خیمه هم دوردانه باشی،خودت شمع همه باشی، خودت پروانه هم باشی، برادرها نباشند و تو باشی خسته هم باشی،تمام دلخوشیه عمه و اهل حرم باشی،عمویت رفته باشد،بی عمو باشی،كنار عمه ی خود بارها هم شاهد تیر و گلو باشی،تصور كن علی اكبر آنوقتی كه راز تشنگی اش برملا شد،بعد رفت و اِربَاً اِربا  شد،تو بابا را كنار جسم او دیدی كه گویا داشت جان میداد،علی اش را تكان میداد، تو در خیمه دعا كردی و بابا از سر نعش پسر برگشت،پدر تا جان بگیرد یارقیه گوئیا زیر لبش میگفت در برگشت.همین كه خوب دقت میكنم میبینمت آنجا كنار نجمه هم بودی،درون گوش نجمه لحظه ی آخر چه فرمودی،كه قاسم را خودش آماده كردو سوی میدان برد،عسل را نجمه در ظرف گران قیمت به دكان برد،عسل لب های قاسم را به خود چسبانده بود و  پیكرش چندین برابر شد،همین كه قاسم اكبر شد،رقیه دید قاسم بی كس است آنجا،برایش مثل خواهر شد،رقیه داد دلداری به نجمه،نجمه تاب آورد، برای یاریش ازخیمه زینب را به همراه رباب آورد،شب سوم نمی خواهم بخوانم روضه ی باز گلویی را كه شش ماهه است،گلویی كه سپر شد،آه راه تیر را بر قلب بابا بست.

عیبی نداره ممكنه از گریه خسته بشی، اما اونی كه صبح و شام گریه میكنه و خسته نمیشه پسر نرجس خاتونه،ای آقام،ای آقام

میان این همه كودك،چرا این دختر كوچك ، همیشه لحظه ی حساس، می آمد به یاری،مثل وقت رفتن عباس، تمام بچه ها را توی خیمه جمع كرد و گفت:آی بچه ها،باید آبروداری كنیم و  تشنگی را پشت لب پنهان نگه داریم،همه با هم عمو را بین نخلستان نگه داریم،تمام بچه ها را جمع كرد و خویش را از جمع منها كرد،عمو را گوشه ای دور از نگاه جمع پیدا كرد،به سقا گفت:بین آب با تو، بچه ها گفتند: تنها تو

قربون این دختر سه ساله برم،بچه ها رو جمع كرد،گفت:اینجا بمونید صدای العطشتون بلند نشه،عمو جونم خجالت میكشه

عمو را گوشه ای دور از نگاه جمع پیدا كرد،به سقا گفت:بین آب با تو، بچه ها گفتند: تنها تو، همیشه تو،دوباره تو،جواب تشنگی ها تو،تو مثل آب ، دریا تو.عمو جانم كجا ،ما آب را بی تو نمیخواهیم،قرار و  تاب را بی تو نمیخواهیم،اما عمو رفت و همان طوری كه میدانست این طفل سه ساله،نه خودش آمد،نه آب آمد،نه در خیمه قرار آمد و تاب آمد.

شما دارید گریه میكنید احترامتون میكنند،بالا بالا مینشونند،دستت رو میبوسند،روت رو میبوسند.اما بچه های ابی عبدالله اجازه گریه كردن هم نداشتند

همه رفتند، داداش علی اكبر رفت،داداش علی اصغر رفت،پسر عمو قاسم رفت،پسر عمو عبدالله رفت،عمو اباالفضل رفت

همه رفتند،وقت رفتن باباست،در روضه دوباره كودكی در لابلای گریه ها پیداست،در روضه همان كه پرچمش بالاست،در روضه به شدت بعد بابایش ولی تنهاست،در روضه بابا هم رفت، دم رفتن گرفته سخت پای ذوالجناحش را،پدر از اسب پایین آمد و بوسید روی ماهش را، همین سرباز مانده از سپاهش را،رقیه ظاهراً اینجا ز بابا آب میخواهد،ولی دراصل آغوش پدر را بوسه را یعنی قرار و تاب میخواد،پس از اینها پدر هم رفت،سه ساعت بعد سر هم رفت،سپس پیراهن و انگشتر و انگشت و خلخال و زیور ،خیمه ،گهواره ،دست قمر هم رفت.

حسین....با فاطمه بگو..حسین......

رسیده روضه حالا در بیابان،موقعی كه گوشواره هست بر گوش رقیه جان،هنوز انگار آویزان،نگو راوی چه میخواهی بگویی؟! از بیابان و مغیلان و سه ساله دختری در دشت سر گردان، شكسته خار در پا،كودكی بی گوشواره، در بیابان تشنه،بی یاور،خدا این اوج نامردی است بزن سیلی به خود ای گریه كن،امشب بزن، این بهترین ابراز هم دردی است.

 نگفتی من دل دارم رفتی

نگفتی دختر داری رفتی

بدون اینكه بار غم را

از رو دلم برداری رفتی

حالا من بدون تو كجا برم

حالا من بدون تو چكار كنم

اونقدر گریه میكنم كه نیمه شب

از خواب ناز سرت رو بیدار كنم

های های های  دلم بابا

های های های سرم بابا

از بس زدنم كمرم بابا

حسین...برو كربلا اینجا نباش،حسین........... یه حسینی كه كربلات و بگیری.....حسین.....اونایی كه التماس دعا گفتند رو مد نظر داشته باش،مریض ها،ریشه كنی دشمنان شیعه،حسین...........

حاج حسن خلج

 

 

رفتم از کوی تو و پیش تو جامانده دلم

پیش تو مانده و از سینه جدا مانده دلم

گفتم اسباب سفر جمع کنم با دقت

زینب جان مگه چیزی مونده بود جمع کنی؟ هر کی یه چیزی زده زیر بغلش داره از یک جایی فرار میکنه،تو کوفه وقتی زن خولی نصف شب از خواب بلند شد دید خونه اش نورانیه،اومد توی مَدبَخ سر ابی عبدالله رو پیدا کرد دیوونه شد سر ابی عبدالله و بغل کرد ،دوید تو خیابون و کوچه،هی داد میزد میگفت:مردم شوهرم برام سر بریده آورده،یه مرتبه دید از هرخونه ای یه نفر بیرون اومد یکی یه پیراهن خون آلود دستش گرفته،یکی یه جفت گوشواره دستش گرفته،زنهای کوفه داد میزنند،چرا این سوغاتی ها اینقدر خون آلوده؟از همه جانسوزتر یه وقت دیدن یه خانمی دوید،یه گهواره چوبی زیر بغلشه

گفتم اسباب سفر جمع کنم با دقت

راه افتادم و ای وای که جا مانده دلم

میخوام آتیشت بزن،حاضری یانه؟

خداحافظ ای برادر زینب

به خون غلطان در برابر زینب

خداحافظ ای برادر زینب

همه رفتند و شدم تک و تنها

خدا را چه سازم در این دل صحرا

خداحافظ ای برادر زینب

ببین دشمن

غیرت الله بلند شو،بلند شو

ببین دشمن حرمت تو شکسته

خیمه هات رو بردن حسین..،خوابیدی؟

ببین دشمن حرمت تو شکسته

ببین دست خواهر تو ببسته

چون چاره نیست میروم و میگذارمت

ای پاره پاره تن به خدا میسپارمت

 

خداحافظ ای برادر زینب

دانلود روضه وداع حضرت زینب (س)

حاج حسن خلج

شد آخر كار، خدا نگهدار

وعده ی دیدار ،كنار مادر

آقام  آقام آقام حسین

لبریز آهم،پشت و پناهم

ای بی سپاهم،هستی خواهر

 دست تو، از رو دل، برندار

نذار دلم رو غم بگیره

بعد این ،همه سال

آخه كی می خواد

 مارو از هم بگیره

حسین جان بیا تو یه كار برای من بكن من هم یه كار برای تو ،تا یادگاری بمونه

تو بیا و ،با دست خودت

محكمترش كن معجرم رو

تو می خوای برای من چیكار كنی زینب؟

من میرم، كه برات، بیارم

امانتی مادرم رو

میمیرم از غمت،میمیرم از غمت

داری میری داداش،مگه قرار نبود هرجا میری منم باهات بیام؟

من و اسیری،دل خسته میری

كه گرد پیری،پوشونده روت رو

لحظه ی آخر،گفته كه مادر

ببوسه خواهر،زیر گلوتو

من و دست كیآ میسپاری؟

كجا میری بدون زینب

هی میگفت خواهر رهام كن بذار برم

بخدا كه جدا نمیشم

از تو كه هستی جون زینب

كجا داری میری داداش مگه نمیبینی؟

لشكری، واسه كشتن تو

آماده كرده قتلگاه رو

سكینه جلوی خیمه ها

گرفته دست ذوالجناح رو

گفت بی بی سكینه:بابا باید بیایی پایین،اباعبدالله الحسین علیه السلام فرمودند:عزیز دلم با هزار سختی عمه جانت رو راضی كردم ،بذار برم. گفت:نمیشه

نهان از چشم طفلان آمدم

بچه هارو تو خیمه یه جوری سرگرم كردم،یواشكی اومدم بابایی،كار ت دارم

نهان از چشم طفلان آمدم ،تا بر تو ره گیرم

كه گیری در بغل یك بار دیگر دختر خود را

خواست همان معامله ای كه باز زینب كرده،از رو ذوالجناح خم شه،همونطور كه خم شد زینب زیر گلو رو بوسید،خم شه صورت دختر رو ببوسه و بره،گفت:بیا عزیز دلم،رفت عقب خانم سكینه،گفت: نه، باید بیایی پایین،رو خاكا بشینی، من اول یه دور دورت بگردم، اومد رو خاكها نشت ابی عبدالله، آغوشش رو باز كرد،نازدانه رو در آغوش بگیره،همین كه رفت جلو، سكینه كه صورتش غرق اشك بود،دستارو گذاشت رو سینه ی بابا، بابا رو هل داد عقب، عزیز دلم چه میكینی با من،مگه نگفتی بیام پایین بغلت كنم؟گفت:چرا. مگه نگفتی بیا پایین ببوسمت؟چرا،من كه پیاده شدم،چرا نمیای در آغوشم،آرام گفت:بابایی دلم برا بغل گرفتنت لك زده،پس بیا بغل بابایی بغلت كنم،بابایی میدونم بری دیگه بر نمیگردی،جیگرم لك زده یه بار دیگه ببوسمت،پس چرا نمیآی ببوسمت؟بابایی الان دیدم دختر مسلم بن عقیل از شكاف خیمه داره نگاه میكنه،ترسیدم دلش بسوزه،حسین..........

دانلود روضه شهادت امام حسین (ع)

دوشنبه 12 آبان 1393

حاج حسن خلج

 

داداش

دلم با غربت آشنا شد

شكستم و قدم دوتا شد

ابروی پیوسته ات جدا شد

قربون ابروهای پیوسته ات برم

داداشی

افتادی از رو مركب،داغ تو  تا كمر رفت

امام سجاد علیه السلام می فرمایند:اینقده تیر زدند عموم مثل خارپشت شده بود.خوب این تیرها تو بدن بوده موقعی كه خورده زمین

افتادی از رو مركب،داغ تو  تا كمر رفت

میغلتی روی خاك و،تیرها همه تا پر رفت

وای داداشم

از جلو خیمه دیدم،قطع الیدین شدی تو

رو دست نیزه دارها،بالا پایین شدی تو

من و شما بعد هزار و اندی سال اومدیم،یه چیزی داریم میشنویم ،این حال شماست،بچه ها همه جلو خیمه ها صف كشیده بودند،عمو كی میاد آب بیاره،یه وقت دیدن یه بدن رو نیزه ها،امان از دل سكینه،حسین.........

پاشو

 نصیب من غم شده عباس

یه دنیا ماتم شده عباس

چقدر تنت كم شده عباس

نه از من و نه از تو،چیزی نمونده جونم

چه جوری برم به خیمه،نه میشه نه میتونم

می خوای بدونی عباس،چی كمرم رو خم كرد

یه جور زدن نمیشه،دیگه تنت رو جمع كرد

داداش

اهل حرم از پا نشستن

شكستی و همه شكستن

گره معجرها رو بستن

داداش

تا از رو دوش تو علم افتاد

ترس توی قلب دخترم افتاد

حرمله جانب حرم افتاد

بلند شو،ببین داره چه چپ چپ نگاه میكنه

پاشو كه چشم براهه

مشک تو سكینه

پاشو ببر برادر

دخترم و مدینه

پاشو كه این جا چشم

بی حیا بی شماره

بلند نمیشی؟

برم بگم رقیه،گوشواره اش رو درآره

دانلود روضه شهادت حضرت عباس (ع) 

دوشنبه 12 آبان 1393

حاج حسن خلج

 

چشمامو بستم، آروم شكستم

هرچی نشتم، بابا نیومد

منم بهارش، دار و ندارش

سر قرارش، چرا نیومد؟

بابایی

چی میشه، یه دفعه، بذاری

موهات و توی دست بگیرم

از لبات، بابا جون، اومدم

كه بوسه هامو پس بگیرم

یه جوری، ببوسش،  گونم و

كه جای بوسه هات بمونه

برا چی عزیز دلم؟آخه هی بچه هاشون رو بغل كردن، اومدن جلوی خرابه، یه جوری میبوسیدن بچه هاشون رو

یه جوری، ببوسش،  گونم و

كه جای بوسه هات بمونه

یه جوری،  كه بگن، شامیا

بابای تو چه مهربونه

بابای خوب من، بابای خوب من

عمه نشته، خسته ی خسته

دوباره بسته، زخم پاهامو

اینها همینن، لبریز كینن

می خوام نبینن، زخم گوشامو

یه حكایتی توش هست، بابایی نمی خوام اینها دوباره گوش های من رو ببینند

حرف گوشواره های منه،  همین جوری هیچی نگفته

وای اگه گوشمو ببینند، بهانه دستشون میوفته

دیگه میخوان چیكار كنند؟

آخه گوشمو تا میبینند، میگن مگه عمو نداشتی

هی نیش زبون میزنند، هی میگن كجا بود اون عمویی كه، این همه پُزش رو میدادی؟

آخه گوشمو تا میبینند، میگن مگه عمو نداشتی

هی میخندند، داد میزنند، گوشواره ات رو كجا گذاشتی

بابا میخوام یه خاطره برات بگم

دست تو موهام كرد، شدم پر از درد

وقتی كه نامرد، دستش رو برداشت

نداد اَمونم، مثل كمونم

بس كه رو گونه ام، سیلی اثر داشت

بعد اون روزی كه، نبودی، به جای تو با عمه موندم

بند اومد زبونم،  همه جا،  منظورم و با دست رسوندم

بابا تیر میكشه،  هنوزم با حرف گوشواره گوشم

تو كه پاره تنی، بنگر، به من كه پاره پاره گوشم

بابای خوب من، بابای خوب من

ملعون رو اسب نشسته، راوی میگه، سه ساله توی محمل، هی گریه میكرد، بابامو میخوام، بابام كجاست، من باباییم رو میخوام، بی ادب ، بی تربیت، صدا زد دختر ساكت شو، چقدر گریه میكنی، حوصله ام رو سر بردی، بس كن، صدای ناله نازدانه بلند تر شد، بی حیا عصبانی شد، اومد دست كرد توی محمل، سه ساله رو از بالای محمل، پرت كرد پایین، ظاهراً شبانه این اتفاق افتاد، كسی خبر دار نشده، كاروان رفت، سه ساله موند توی بیابون، یه وقت بهوش اومد، هر طرف رو نگاه میكنه، صحراست، شروع كرد لرزیدن، از اون طرف راوی میگه، یه مرتبه دیدیم نیزه داری كه، سر امام حسین علیه السلام بر آن نیزه بود، اومد،  گفت:امیر، نیزه تو خاك فرو رفته، هر كاری میكنیم نیزه بیرون نمیآد، چه كنیم؟چه خبره؟یكی صدا زد، حتماً یكی از بچه ها گم شده، بابا دلش پهلو دختر مونده، خبر رسید به  گوش زینب، از بالا محمل خودش رو انداخت پایین، سراسیمه توی این بیابون، هی صدا میزنه عزیز برادرم، رقیه جانم، یه مرتبه،  رسید دید یه خانمی نشسته، سر سه ساله رو دامنش، داره نوازشش میكنه، عزیز دل مادر نترس، خانم جان شما كی هستید، زینب جان،  حق داری مادرت رو نشناسی،  منم...یازهرا

دانلود روضه شهادت حضرت رقیه (س) 

دوشنبه 05 آبان 1393

حاج حسن خلج

رد خون دست ساقی

هنوزم رو لب مشکه

گریه های مشک پاره

شبیه بارون اشکه

شونه ی زخمی نخلی

شده تکیه گاه سقا

محو خیمه ی ربابه

آخرین نگاه سقا

جای بوسه ی علی رو

قنداقه عباس دادن دست امیرالمومنین، خانم ام البنین دید هی داره دستاش می بوسه، چمشا رو می بوسه هی اعضا عباس می بوسه، حالا تمام جاهایی که علی بوسید شمارش کردن چی؟ و چجوری؟

جای بوسه ی علی رو

همه ی تیرا شمردن

آبروی پهلون و

کنار علقمه بردن

کنار خیمه ی سقا

طفلکی نشسته بی تاب

میگه بچه بیاید

عمو الان میاره آب

یکی داره میاد از دور

شب آرزو سر اومد

نگاشون چه ناامید

بابا دست بر کمر اومد

حالا که تو خیمه هامون

ما دیگه عمو نداریم

کاش می شد به روی دستاش

چند تا شاخه گل بزاریم

دانلود روضه شهادت حضرت عباس (ع)

دوشنبه 21 مهر 1393

جواد مقدم

 

در بهشت نرگس آن دلبر ابرو کمون

اولیاء الله و لا خوف و  لا هم یحزنون

قرعه ی مستی به نامم زد ز امر کاف و نون

ساقی میخانه ی و السابقون و السابقون

آنچنان مجنون شدم از عشق عباس علی

محو کردم نام مجنون را ز طومار جنون

کوی او کوی خدا، سوی او سوی خدا

روی او روی خدا انا علیه راجعون

عشق تا سر در نبازی دست بردار نیست

یک بیابون وحشت اندد وحشت و یک دشت خون

پرده از عقلم فرو افتاد و دیدم یک نظر

زاهدان لا یبصرون، عاشقان لا یعقلون

بر کتاب درس ما جز عین و شین و قاف نیست

در سر ما نیست غیر از جیم و نون و واو و نون

یا حسین یا حسین

دانلود سینه زنی واحد شهادت حضرت عباس (ع) 

دوشنبه 21 مهر 1393

حاج حسن خلج

 

یک خیمه یک گاهواره یک مادر و شیرخواره

یک چشم خون و یکی اشک کو دل نماید نظاره

لالالالالا علی جان

هر گوشه ی خیمه طفلی سر در گریبان بگیرد

ترسم روی دست مادر این طفل تشنه بمیرد

اطفال خیمه به یاری اینگونه آوا گرفتند

در گرد گهواره ذکر لالالالالا گرفتند

لالالالالا علی جان

هر یک به سینه بکوبند نه آب هست و نه سقا

آرام با گریه گویند می میرد اصغر خدایا

زانو بغل کرده مادر یک گوشه ی خیمه تنها

می ریزد اشک و بگوید یارب رسان مرگ من را

لالالالالا علی جان

لالالالالا علی جان کمتر تنم را بلرزان

کمتر عزیزم زبان را دور دهانت بگردان

می سوزم ای کودک من از خشکی حنجر تو

شیری نمانده عزیزم در سینه ی مادر تو

لالالالالا علی جان

دانلود سینه زنی واحد شهادت حضرت علی اصغر (ع) شب هفتم محرم

شنبه 19 مهر 1393

حاج حسن خلج

 

میل پریدن هست اما بال و پر نه

هر امر می خواهی بکن اما به پر نه

حالا که بعد از چند روزی پیش مایی

دیگر به جان عمه جان حرف سفر نه

یا نه اگر میل سفر داری دوباره

باشد برو اما بدون هم سفر نه

با این کبودی های دور چشم هایم

خیلی شبیه مادرت هستم مگر نه

از گیسوان خاکیم تا که ببافی

یک چیز هایی مانده، اما آنقدر نه

امروز دیدم لرزه های خواهرم را

در مجلسی که داد می زد: ای پدر نه

تو وقت داری خیزران ها را ببوسی

اما برای این لب خونین جگر نه

اگر دست پدر بودی به دستم

چرا کنج خرابه ای نشستم

دانلود روضه شهادت حضرت رقیه (س) 

دوشنبه 14 مهر 1393

حاج حسن خلج

 

کاروانی که اسمش کاروان بهشته

فرش مسیرشونه بال و پر فرشت

صوت، جرس داره می خونه

این قا، فله قریب خونه

گریون، چشمای آسمونه

ارباب، پا به زمین می ذاره

صحرا، پوشیده از غباره

حسّ، شوم جدایی داره

کاروانی که اسمش کاروان بهشته

فرش مسیرشونه بال و پر فرشت

دسته ی هاشمیون همه سوار مرکب

حلقه زدند به دور محمل عمه زینب

اشک، خواهش چشم خواهر

نم نم، می ریزه زیر معجر

داره، دلشوره ی برادر

گرگا، دور و بر کویرند

تشنه، بخون این عشیره اند

آخر، تو رو ازم می گیرند

دسته ی هاشمیون همه سوار مرکب

حلقه زدند به دور محمل عمه زینب

اگه بمونی اینجا خواهر تو می بینه

چگونه گرد غربت رو صورتت می شینه

داره، یوسف ما تماشا

وقتی، گرگای شوم صحرا

جمعند، دور عزیز زهرا

چشمام، می بینه بین اشکا

مونده، رو جسم اِرباً اربا

ردّ، هجوم نعل اسبا

دانلود سینه زنی واحد ورود کاروان به کربلا شب دوم محرم

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
نظرسنجی
آیا فیلم های مداحی همراه با متن در وب قرار بگیرد؟


محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 1747
    کل نظرات : 139
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 5
    تعداد اعضا : 254
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 269
    بازديد ديروز : 2,295
    بازديد کننده امروز : 81
    بازديد کننده ديروز : 832
    گوگل امروز : 77
    گوگل ديروز: 985
    بازديد هفته : 4,460
    بازديد ماه : 71,422
    بازديد سال : 167,211
    بازديد کلي : 4,839,034
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 54.166.80.147
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید

تبادل لینک هوشمند
    تبادل لینک هوشمند : برای تبادل لینک ابتدا مارا با عنوان آئین مستان وآدرس http://aein-mastan.rozblog.com لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.

    عنوان :
    آدرس :
    کد : کد امنیتیبارگزاری مجدد