close
تبلیغات در اینترنت
اشعار وفات حضرت ام البنین (س)

اشعار وفات حضرت ام البنین (س)

اشعار وفات حضرت ام البنین (س)

اشعار وفات حضرت ام البنین (س)
اشعار وفات حضرت ام البنین (س)
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
0 21 aboozar
0 299 aboozar
3 306 aboozar
1 475 saeednajafi
12 781 aboozar
4 6464 amirsajad
0 2236 aboozar
0 2125 aboozar
0 1919 aboozar
0 3334 aboozar
0 1265 aboozar
1 17579 2505
6 6169 aboozar
0 14354 aboozar
1 2507 masoudfn
1 1632 aboozar
14 3621 aboozar
20 3859 aboozar
0 2752 aboozar
0 1766 aboozar

 

ناله ای جانسوز دلها را پریشان می کند

کیست این غمدیده کز سوز دل افغان می کند

کیست بانوی سیه پوشی که هر روز از سحر

می رود کنج بقیع و ناله از جان می کند

سال ها از ماجرای کربلا بگذشته باز

این زن غمدیده یاد از آن شهیدان می کند

این نه کلثوماست نی زینب بود ام البنین

 که این چنین آه و نوا در آن بیابان می کند

می کشد با حسرت بسیار نقش چار قبر

وز غم هر یک خروشاز قلب سوزان می کند

دم به دم گوید نخوانیدم دگر ام البنین

زین بیان دلهای جمعی را پریشان می کند

چون بیاد آرد ز درد و داغجانسوز حسین

جاری اشک از دیده خون دل بدامان می کند

او بریزد اشک غم بهر حسین و در عوض

فاطمه در ماتم عباس افغانمی کند

 

منم سنگ صبور لانه ی عشق
منم آن خانه دار خانه ی عشق
منم در بزم مظلومانه ی عشق
سرود نغز جاویدانه ی عشق
اگر چه زن ولی مرد آفرینم
كنیز فاطمه ام البنینم
*****
پس از عصیانگری های مدینه
كه تنها ماند مولای مدینه
پس از پرواز زهرای مدینه
كه شد آتش سراپای مدینه
مرا هفت آسمان قدرم قضا داد
فلك دستم به دست مرتضی داد
*****
از آنروزیكه رفتم محضر او
خرامان تا رسیدم بر در او
كه گیرم جای یاس پرپر او
به استقبالم آمد دختر او
مرا مادر خطابم كرد زینب
مرا از شرم آبم كرد زینب
*****
از آنروزیكه آن درگاه دیدم
چهار اختر بدون ماه دیدیم
علی را سر دورن چاه دیدم
هزاران صحنه ی جانكاه دیدم
به گرد شمعشان پروانه گشتم
نه بانو بل كنیز خانه گشتم
*****
زمان بگذشت تا نخلم ثمر داد
مرا هم چرخ گردون بال و پر داد
خدا پاداش كارم یك پسر داد
پسر نه در كفم قرص قمر داد
سراپا موجی از احساس گشتم
كه من هم صاحب عباس گشتم
*****
چه عباسی كه هستم هست او بود
چه عباسی كه دل پابست او بود
برایم قبله چشم مست او بود
گره بگشای كارم دست او بود
ز طفلی گشت ماه عالمینم
غلام حلقه در گوش حسینم
*****
از آنروزیكه مظلومانه رفتند
كبوترهای من از لانه رفتند
همه گلهایم از گلخانه رفتند
به كف جان و پی جانانه رفتند
چنین گفتم به گوش نور عینم
مبادا باز گردی بی حسینم
*****
همه رفتند و من جا مانده بودم
غریب و زار و تنها مانده بودم
میان موج غمها مانده بودم
به ره محو تماشا مانده بودم
كه شاید كاروان یاس آید
حسین و از پی اش عباس آید
*****
ولی افسوس دیدم كاروان را
كه می آورد با خود خستگان را
سیه پوش مصیبت كودكان را
زنان خسته حال و نیمه جان را
عیان شد هستیم از دست رفته
ز دستم هر چه بود و هست رفته

شاعر : حیدر توکلی 

 

چهار مرتبه بانو برای تو خبر آمد

چهار بار دلت کوه شد به لرزه در آمد

تو منتظر، تو گدازنده بر معابر خونین

مسافر تو نیامد مسافری اگر آمد

چهار مرتبه شن‏زارهای ظهر، تنت را

گریستند و تو را داغ‏های مستمر آمد

چنان گریسته‏ای روزهای خستگی‏ات را

که تکّه تکّه خاک بقیع نوحه‏گر آمد

از آن گلایه تلخت به گوش علقمه بانو!

هر آن چه رود از آن لحظه سر به زیرتر آمد

چهار بار پسر رفت و اسب رفت و تو بودی

چهار بار تو بودیّ و اسب بی‏ پسر آمد

تو کوه بودی و از پشتِ شانه‏های بلندت

چهار مرتبه خورشید سر بریده برآمد

شاعر : حسین هدایتی

 

نگاه می کند و چشم های تر دارد

برای ام بنین یک نفر خبر دارد

خدا کند که مراعات سن او بشود

خبر، خبر همه بر قلب او ضرر دارد

نخواست که بپرسد جه شد ابالفضلش

سوال بود برایش حسین سر دارد

براش گفت چه شد؟ ماجرا چه بود؟ آن که

به روی آینه اش گرد از سفر دارد

تمام واقعه این بود: بین نخلستان

جماعتی سر حمله به یک نفر دارد

تمام قامت او را به باد می دهد و

بدون آن که ز چشمش، دست بر دارد

شهید می شود عباس نه! حسین دمی

که جان سپردن عباس را نظر دارد

گذشت واقعه اما تصورش باقی ست

هنوز مرد خدا دست بر کمر دارد

ز سمت علقمه سمت خیام می آید

چرا که پیکر عباس درد سر دارد

هنوز رفتن عباس و خیمه ها باقی ست

به روی گونه ی طفلی ست شام فردا ردّ

ز ضربه ی عجیب و غریب بی رحمی

که قصد بی ادبی با سر قمر دارد

شنید ام بنین، گفت: نام من این نیست

کسی ست ام بنین لا اقل پسر دارد

شاعر : مجتبی کرمی 

 

ای گل گلزار اخلاص و یقین

بانوی کاخ شرف ام البنین

نام نو چون فاطمه، بُد فاطمه

قدر تو معلوم باشد بر همه

ای همه پاکان گواه پاکیت

عشق مات از شوکت افلاکیت

گوهر ارزندۀ صبر و یقین

همسر پاک امیر المؤمنین

اسوۀ ایمان و ایثار و ادب

مادر شیر شجاعان عرب

ای ارادتمند زهرا و رسول

ای امانتدار گل های بتول

تا قدم در خانۀ عصمت زدی

گل به فرق خویش از عزت زدی

روز اول با هزاران زیب و زین

خوانده ای خود را کنیز زینبین

در وفا داری تو ای با وفا

می توان گفت از ره صدق و صفا

صبر در کانون تو تحصیل کرد

زینب از تو بارها تجلیل کرد

ای که گفتی همره اشک دو عین

چار فرزندم به قربان حسین

حق گواه بینش و دانائی ات

جان فدای اشک عاشورائی ات

عاقبت با آن همه قدر رفیع

جای بگرفتی به دامان بقیع

کاش روزی چون کبوترهای عشق

وا کنم از شوق جان پرهای عشق

پرزنم تا روضۀ پاک بقیع

سر نهم با گریه بر خاک بقیع

چون «وفائی» با دل و جانی حزین

گریم و گویم که یا ام البنین

شاعر : سید هاشم وفایی

 

 

وقت غروب، چشم ترش درد می کند

ذره به ذره بال و پرش درد می کند

کم کم که ماه می شکفد در برابرش

با رویت هلال، سرش درد می کند

بی اختیار وقت نگاهش به آب ها

قلبش به یاد گل پسرش درد می کند

باید که از بقیع به سوی منزلش رود

پر زحمت ست چون کمرش درد می کند

هر چند کنج خانه کسی نیست منتظر

این بیت حزن، بوم و برش درد می کند

تنها نه محض خاطر آن چار شیر نر

این خانه سال هاست، درش، درد می کند

اما هزار شکر که شب ها منور است

از نور خواهری که پرش درد می کند

هر شب می آید از پی دلداری زنی

با این که جسم محتضرش درد می کند

یک سال و نیم تلخ، شبیه دو ماه و نیم

با یاد کوچه ها جگرش درد می کند

 

 

ای به بنین تو درود همه

فاطمه یا فاطمه یا فاطمه

باغ گل یاس سلام علیک

مادر عباس سلام علیک

ای همه از خود سفرت تاحسین

اذن دخول حرمت یاحسین

سایه‌نشین حرم آفتاب

غرق شده در کرم آفتاب

فاطمه دوم حیدر شدی

مادر یک ماه و سه اختر شدی

طوبی، طوبی لک زین احترام

دختر زهرا به تو گوید سلام

قدر تو گوی شرف از ناس برد

ارث ادب را ز تو عباس برد

جز تو که بر شیرخدا شیر زاد؟

جز تو که بر شیر علی شیر داد

جز تو که در کرب و بلای حسین

چار پسر کرده فدای حسین

چار پسر دادی و زین افتخار

شد حرم چار امامت مزار

پاسخ آن وفا و احساس تو

فاطمه شد مادر عباس تو

چار پسر داشتی ای جان پاک

رفت غریبانه تنت زیر خاک

لیک جوانان عرب ره سپر

در پی تابوت تو همچون پسر

بر لبشان ناله یا فاطمه

اشک فشاندند برایت همه

دیده اوتاد برایت گریست

سیدسجّاد برایت گریست

نیست عجب اینکه به ترفیع تو

فاطمه آید پی تشییع تو

به غیرت و وفا و احساس تو

به خون پیشانی عباس تو

ناله جانسوز تو در گوش ماست

چوبۀ تابوت تو بر دوش ماست

باز هم آی ماه شهادت فروز

مراسم دفن تو می‌بود روز

بر در بیت تو شرارت نشد

بر گل روی تو جسارت نشد

ضربه به بازوت نزد هیچکس

لگد به پهلوت نزد هیچکس

کاش شود جاری اشک همه

از حرمت تا حرم فاطمه

«میثم» آلوده دل سوخته

چشم به سوی حرمت دوخته

ذکر دل اوست به هر صبح شام

تا که دهد بر تو مکرر سلام

باغ گل یاس سلام علیک

مادر عباس سلام علیک

شاعر :غلامرضا سازگار

 

خزان غم به باغ یاس آمد

وفات مادر عباس آمد 

علمدار امامت سرت بادا سلامت 

نفس‌ها آه آتشبار گشته 

که داغ فاطمه تکرار گشته 

علمدار امامت سرت بادا سلامت 

ز گلزار جنان یا ایهاالناس 

به استقبال مادر آید عبّاس 

علمدار امامت سرت بادا سلامت 

بنی هاشم به نوحه دم بگیرید 

برای فاطمه ماتم بگیرید 

علمدار امامت سرت بادا سلامت 

اگر چه داغ عبّاسش به دل بود 

ز اشک حضرت زهرا خجل بود 

علمدار امامت سرت بادا سلامت 

عزای همسر مولی الموالی است 

امیرالمؤمنین جای تو خالی است 

علمدار امامت سرت بادا سلامت 

درود ما به داغ روی داغش 

سلام ما به قبر بی‌چراغش 

علمدار امامت سرت بادا سلامت

 

سلام ما به تو ای هاجر چهار ذبیح

درود ما به تو ای مریم چهار مسیح

سپهر نورفروز سـه اختر و یک ماه

عجب نه خوانم اگر مادرت به ثارالله

سلام بـر تو و ابناء و شوهرت مادر

بـه عطر دامـن عبـاس پرورت مادر

ادب بـه قـامت زهـرایی ات قیام کند

وفا بـه غیـرت عباس تو سلام کند

سلام زینب کبـرا و حضرت سجّاد

به خون پاک بنین تو پاک مادر باد

اگر چه با همه گفتی کنیز زهرایی

به چشم آل محمّـد عزیز زهرایی

تو بعد فاطمه در بیت وحی فاطمه ای

تـو آسمـان ادب را همیشـه قائمه ای

به نفس پاک محمّد تو همدمـی مادر

مسیح عشق و ادب را تو مریمی مادر

بهشت شیفتــه چــار لاله یــاست

کلید باب حوائج به دست عبّـاست

مــزار تــوست کنـار مزار چار امـام

که چار ماهِ تمامت به خون نشست تمام

سـر ارادت ایـن هفت اب به خاکت باد

چهــار ام بــه فــدای بنین پاکـت باد

مگر به گوش پیام خـدا ز غیب شنفـت

که مادر اسم تو را از نخست فاطمه گفت

هـزار قافلـه دل پـای بسـت فـرزندت

نشـان بوسـه مـولا بـه دست فرزندت

تو جـان پاکـی و عبّـاس، پاره تن تو

ستـاره ریختـه زهـرا به مـاه دامن تو

حسین را که بسی داشت در کنار شهید

به جز تو نیست کسی مادر چهار شهید

به چار ماه خود اشکی نریختی ز دو عین

گریستی به حسین و گریستی به حسین

اگـر تـو نـام نبـردی ز شاخـه یاست

گریست دیدۀ زهـرا بـرای عبّـاست

الا تمام وجودت پر از نوای حسین

به گریـه نایبه الزینبی بـرای حسین

روایـتِ عطشِ کربلاست در اشکت

سلامِ گریـه کنان حسین، بـر اشکت

سرود زخم گلوی حسین، ورد لبت

خلوص زینب و عبّاس در نماز شبت

شبی که چشم حسین اوفتاد بر پسرت

فشاند نور ز خورشیدِ چهره بر قمرت

نگـاه نافـذش اظهـار کـرد بی پرده

که بهـر شیرخـدا شیرِ شیـر آورده

هر آنکه روی ورا دید، این ندا سر داد

دوباره حضرت زهرا حسین دیگر زاد

تو مـادر شهـدا، همـسر علـی هستی

هزار حیف، غریبانه چشم خود بستی

خزان رسید چو بر برگ لاله یاست

نبود، جعفر و عثمان و عون و عبّاست

سپهر و مهر و مه و کوکبت کجا بودند

علی، حسین، حسن، زینبت کجا بودند

هماره ریخت به رخ از دو دیده، یاقوتت

اگـر بـه دوش غریبانــه رفـت تابوتت

دگر به پیکرت آثار تازیانه نبود

دگر مراسم تشییع تو شبانه نبود

تو داغدار شهید کنار علقمـه ای

همیشه فاطمه بودی همیشه فاطمه ای

نگه به خاطر ذریّه بتولم کن

مرا که «میثم» آلوده ام، قبولم کن

 

 

دسته دسته پر بسته

گل های دل خسته

به خونه برگشتند

بین گریه یک خواهر

بهم میگه مادر

حسینم را کشتند

اگه مادر نداری

تا برات گریه کنه

من که نمردم حسین

ای سیب سرخ بی کفن

پسرم ای حسین من

اگه مادر نداری

تا برات گریه کنه

من که نمردم حسین

دسته دسته پر بسته

گل های دل خسته

به خونه برگشتند

بین گریه یک خواهر

بهم میگه مادر

حسینم را کشتند

اگه مادر نداری

تا برات گریه کنه

من که نمردم حسین

خونه کرده ماتم ها

به وسعت دریا

تو عمق این سینه

اشک سرخ چشمام را

لرزش دستام را

مدینه می بینه

آهای اهل مدینه

چشمای ام البنین

سویی نداره

اگه مادر نداری

تا برات گریه کنه

من که نمردم حسین

بر سر خاک عزا کنید

سر من را جدا کنید

ای سیب سرخ بی کفن

پسرم ای حسین من

قطره قطره نوشیدم

غمی را که دیدم

تو چشمای زینب

راز قصه مشک را

فراتی از اشک را

با حال جون بر لب

اگه آب را نخوردی

تا حسین تشنه بوده

شیرم حلالت پسرم

 

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2071
    کل نظرات : 170
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 22
    تعداد اعضا : 272
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 1,825
    بازديد ديروز : 4,427
    بازديد کننده امروز : 681
    بازديد کننده ديروز : 1669
    گوگل امروز : 684
    گوگل ديروز: 1873
    بازديد هفته : 15,551
    بازديد ماه : 203,956
    بازديد سال : 1,461,275
    بازديد کلي : 6,133,098
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 54.80.33.183
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید