close
تبلیغات در اینترنت
شب عاشورا

شب عاشورا

شب عاشورا

شب عاشورا
شب عاشورا
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
0 110 aboozar
3 253 aboozar
1 375 saeednajafi
12 610 aboozar
4 6366 amirsajad
0 2168 aboozar
0 2019 aboozar
0 1831 aboozar
0 3176 aboozar
0 1194 aboozar
1 17357 2505
6 5905 aboozar
0 14266 aboozar
1 2440 masoudfn
1 1572 aboozar
14 3542 aboozar
20 3786 aboozar
0 2673 aboozar
0 1726 aboozar
0 2047 aboozar

حاج محمود کریمی


کار خودش و عشق مثل همیشه کرد

دیگه باید بری، یعنی کاریش نمیشه کرد

برا تو زنده ام من این ارث مادریمه

ازت جدا نمیشم این حق خواهریمه

الان سرت توی آغوشه خواهرِ

یه ساعته دیگه دعوا سر، سرِ

پنجاه سال قلبم داره برات میکوبه

امروز سرنوشتم اسیر این غروبه

+ای وای...

من پا به پای تو تا آخرش میام

میمونم و خودم میرم انتقام

+اما یادت باشه

رفتی منو نبردی این کار روزگاره

تا خون توی رگامه نهضت ادامه داره

کجا میخوای بری چرا منو نمیبری

این دم آخری چقدر شبیه مادری

+ابی عبدالله تو وداع آخر بدن سالم سالم نبود خیلی از زخم هاش رو خورده بود... حسین...

قرارمون چی شد که بی قرار هم باشیم

حسین هرچی که پیش اومد باید کنار هم باشیم

+ای داداش...

پیش پای خودش به خاک افتاد

همه را با نگاه پس می زد

تکیه بر نیزه ی غریبی داشت

خسته بود و نفس نفس می زد

زمانه دست خوش ظلم های بارز شد

برای جایزه قتل حسین جایز شد

زمانه دید که زخمی پر از نمک شده بود

و بوسه گاه پیمبر ترک ترک شده بود

زمانه دید غریبی خضاب با خون کرد

و تیر را به چه سختی ز سینه بیرون کرد

چنان که خون همه فواره زد به دشت

پناه بر تو خدایا مگر پناهی نیست

که دختر علی آن لحظه دید راهی نیست

به ناله خواست دل سنگِ خصم نرم کند

به ابن سعد چنین گفت تا که شرم کند

بترس عاقبت خویش را تباه کنی

حسین را بکشند و تو هم نگاه کنی

کسی به فکر ورق پاره های قران نیست

 مگر میان شما کوفیان مسلمان نیست

+اینی که خانم می فرمایند:مگه شما مسلمان نیستید؟ میگه آخرین رفتار مسلمونی داشته باشید، نه اینکه هیچ کسی مهمان نمیکشه، نه اینکه هیچ کسی آزار به بچه نمیرسونه، میان شما یعنی یک مسلمون نیست این کشته رو به قبله بکنه، یه مسلمون نیست به این کشته اول آب بده، یعنی یه مسلمون نیست خنجرش کُند نباشه، یه مسلمون نیست حسین و جلو زن و بچه اش نکشه...

ببین ز چهار طرف جور دشمن دَله را

جفای خولی و شمر و سنان و حرمله را

که از تفاهمشان لرزه در زمین افتاد

عزیز فاطمه از اسب بر زمین افتاد

کدام آیه به لب های او مجدد شد

که نیزه آمد راه گلوی او سد شد

مخواه شرح گل و ظلم خاربن سخت است

که شرح لحظهٔ و شمر جالس سخت است

میان میدان بلا، حلقه زدند اشقیا

دور عزیز مجتبی، هیچ کسی نزد صدا

 چند نفر به یک نفر

به روی خاک علقمه، خسته نشسته فاطمه

بارش تیر و نیزه شد، گفت غریب کربلا

چند نفر به یک نفر

حسین بود محتظر، دید به پیکر پسر

نشسته تیر تا به پر، گفت به قوم بی حیا

چند نفر به یک نفر

چو دید زینب حزین، سنگ جفا شاه دین

حسینش افتاد زمین، کشید ناله ای خدا

چند نفر به یک نفر

دست یکی به موی او، سنگ یکی به روی او

دست یکی به پیراهن، به روی سینه جای پا

چنو نفر به یک نفر

به رو خاک سرش، شمر به دست خنجرش

یکی پی عمامه اش، یکی به دنبال عبا

چند نفر به یک نفر

پیش نگاه مادرش ...

+گفت:  شنیدم لحظه ای که داشتم سر رو از بدن جدا میکردن، یه ناله جانسوزی هی میگفت غریب مادر؛ آخه یه موقع سر راحت جدا میشه...

به پیش چشم مادرش، جدا شد از بدن سرش

اهل حرم به سرزنان، صدا زدن بچه ها

چند نفر به یک نفر

+همچین دید خنجر نمیبره بدن با لگد برگردوند...

+ براش آب آوردن لحظهٔ آخر جلو صورتش روی زمین میریخت نانجیب، گفت حسین این همه آب یه قطره اش هم بهت نمیدیم... صدای مادر بلنده بنیَ روضه خون فاطمه اس بنیَ... کشتنت... آب ندادن مادر...ذبحت کردن...

+شرح روضه خوندن امام زمان اینه؛ میگن ذبح سریع رگ ها رو بزن که زود جان بده رهاش کن؛ تا لحظهٔ آخر حسین دست و پا میزد.... ای وای...

اگر این است تاثیر شنیدن

شنیدن کی بود مانند دیدن

ای وای زینب...

دانلود بخش اول (کار خودش و عشق مثل همیشه کرد )

روضه شب یازدهم محرم شام غریبان - کار خودش و عشق مثل همیشه کرد - حاج محمود کریمی

دانلود بخش دوم (پیش پای خودش به خاک افتاد)

روضه شب یازدهم محرم شام غریبان - پیش پای خودش به خاک افتاد - حاج محمود کریمی
دانلود بخش سوم (میان میدان بلا، حلقه زدند اشقیا)

روضه شب یازدهم محرم شام غریبان - میان میدان بلا، حلقه زدند اشقیا - حاج محمود کریمی

حاج مهدی سلحشور


مهلاً مهلاً، یا عزیز الزهرا

زینب می مونه تنها

بین این دشت غم ها

مهلاً مهلا

وای

تکیه گاهم، غرق اشک و آهم

میری ای قرص ماهم

بی تو بی سر پناهم

مهلاً مهلا

وای

الهی نیاد حسین روز جدایی

نبینمترو نیزه هایی

تمومه غصهٔ زینبت همینه

سرت رو، رو نیزه ببینه

ای سردار بی لشکر خداحافظ

ای مظلوم بی یاور خداحافظ

بی تو موندن، یک لحظه ش هم محاله

انگاری خواب و خیاله

پر پر می شه باغ لاله

مهلاً مهلا

وای...

من می میرم، از تو یک دم جداشم

باید دست به دعاشم

قبل از تو مرده باشم

مهلاً مهلا

وای...

می دونم چقدر بلا میاد سر من

آتیش می گیره معجر من

تمومِ غصهٔ زینب همینه

نامحرمی روشو ببینه

ای سردار بی لشکر خداحافظ

ای مظلوم بی یاور خداحافظ

می شنوی تو، ناله ی مادرت رو

می کُشی خواهرت رو

می بوسم حنجرت رو

مهلاً مهلا

وای...

بوسیدمت، اما با ناامیدی

از من تو دل بریدی

آه سردی کشیدی

مهلاً مهلا

وای...

حسین جان راه گلومو گریه بسته

زینب تو دلش شکسته

تموم  غصه زینبت همینه

چطور برم بی تو مدینه

ای سردار بی لشکر خداحافظ

ای مظلوم بی یاور خداحافظ

خیمه ها آه، بعد تو می شه غارت

طعنه هست و جسارت

زینب می ره اسارت

مهلاً مهلا

وای...

پیکرتو، می ره زیرِ سم مرکب

جسمت می شه نامرتب

از رو تل می بینه زینب، مهلاً مهلا

وای...

ببین توو نگاهِ زینب اضطراب و

 خواهش چشمای رباب و

تمومه غصهٔ زینبت همینه

میشینه دشمنت رو سینه

ای سردار بی لشکر خداحافظ

ای مظلوم بی یاور خداحافظ

 سینه زنی زمینه شهادت امام حسین (ع)  زبان حال حضرت زینب (ع) -  زینب می مونه تنها -  حاج مهدی سلحشور 

 

حمید علیمی

 

بعد تو بی پناه و حیرونم

بی تو حتی یه شب نیمتونم

قبلهٔ من بدون تو دیگه

با چه حالی نماز میخونم

بی تو برگردم مرگ من اینه

زندگی داداش بی تو غمگینه

به کی قسمت بدم که نری

به کی قسمت بدم که بمونی

چه غروب گرفته و سردی

چه خداحافظی پر دردی

آخرین باره اومدی خیمه

که بگی دیگه بر نمیگردی

میری و میشم بی تو سرگردون

آخرین باره من و برگردون

به کی قسمت بدم که نری

به کی قسمت بدم که بمونی

قبله گاه حرم خداحافظ

حامی معجرم خداحافظ

آخرین یادگاری حیدر

پسر مادرم خداحافظ

میری و دشمن میزنه پرسه

حق داره این دل اگه میترسه

به کی قسمت بدم که نری

به کی قسمت بدم که بمونی 

سینه زنی زمینه شهادت امام حسین (ع)  زبان حال حضرت زینب (ع) -  بعد تو بی پناه و حیرونم -  حمید علیمی

 

پناه حرم

کجا داری میری بگو برادرم
بدرقه ی راه تو اشک چشم ترم
آهسته تر برو داداش ببین مضطرم
پناه حرم

بیا ببین نامحرم ها رو دور و برم
خاکی شده دوباره چادر مادرم
تو رفتی و کشیدن از سرم معجرم
پناه حرم

هنوز یادم نرفته لحظه ی رفتنت
بمیره خواهرت چقدر غریب کشتنت
یه جای سالمم نمونده روی تنت
پناه حرم

یکی داره پیرهن خونیت رو می بره
اومده ساربان به فکر انگشتره
به روی نیزه ای سر علی اصغره

پناه حرم

میکشه خنجر رو سرت نمیشه جدا

با پا تنت برمیگردونه بی حیا

دوازده ضربه زد تا که برید از قفا
پناه حرم

جلو چشمای مادرم زدی دست و پا
با نیزه زد تو دهنت یکی بی هوا
زدن یه عده پیرمرد تو رو با عصا
پناه حرم

یه مادری داره به صورتش می زنه
میون قتلگاه یه تشنه جون می کنه
یه سینه ای به زیر سم اسب می شکنه

پناه حرم

کسی یه لحظه نداد امونم حسین

حرفی نگو بند اومده زبونم حسین

خولی سر خونی داد نشونم حسین

پناه حرم

رفتی و دخترت داره کتک میخوره
غنیمتاش و هرکسی داره میشمره
ناموس تو، تو آرزوی یک چادره

حاج مهدی سلحشور

 

آی بمیرم، ای کاش یکی به جای دستای زینب چشمای زینب و می بست، این منظره ها رو نمی دید، آخ تا رسید کنار گودال قتلگاه، هر چی صدا زد، دادش جواب زینب و بده، حسین چشما رو باز نکرد، تا قسم داد حسین جان، جان مادرم، چشمای خون گرفته رو باز کرد، زینب برگرد برو به خیمه، می گه دیدم زینب داره می ره، اما عقب عقب می ره، هی به سر می زنه، هی فریاد می زنه، حسینم و دارن می کشند، أَمَا فِیکمْ مُسْلِمٌ؟ یه مسلمون بین شما پیدا نمی شه؟ آی بمیرم، نانجیب روی زینب و زمین زد، گفت:مگه نمی بینی حسین و دارن می کشند، گفت :کار حسین و زودتر تموم کنید، یه وقت زینب ببینه، سری به نیزه، اگه این روضه یه شب در سال جا داشته باشه بخونی امشبه، وقتی شام غریبانیه، بی بی زینب زیر این خیمه نیم سوخته ها خوابش برد، عجب خوابیدنی، خواب به چشمش اومد یا نه، بی بی بیهوش رو زمین اوفتاد، این بچه ها سرشون رو دامن بی بی، همه از حال رفتند، یه وقت در عالم رؤیا حضرت زهرا سلام الله علیها رو در خواب دید، مادر اومدی، اما دیر اومدی، یه جمله رو می خوام عرض کنم، گفت زینب جان، من از صبح اینجا بودم، خودم همه ی منظره ها رو دیدم، اونوقتی که می خواست سر از بدن حسین جدا کنه، سر رو دامن خودم، هر چی فریاد زدم، بُنَیَّ،

 

حدود ساعت سه، من عقیله دختر حیدر

چنان مرغی که پرپر می زند، بر خاک و خاکستر

حدود ساعت سه، من پریشان آمدم با سر

ولی مثل همیشه باز از من زودتر مادر

حدود ساعت سه، دیدمت بر خاک و خاکستر

ولی عریان نه پیراهن نه عمامه، نه انگشتر

 

آنطرف از دور دیدم سارقی کرده کمین

 چشم دارد او به انگشتر به خیلی چیزها

جا گرفته روی سینه آن سگ حار از قفا

می زند هی ضربه بر حنجر به خیلی چیزها

کاش تنها آن حرامی با گلویت کار داشت

می خورد این تیزی خنجر به خیلی چیزها

با قد خم مادرت آمد عیادت کرده ای یاد پهلو

یاد میخ در به خیلی چیزها

داخل گودال حالش را رعایت می کنی

چون که حساس است مادر به خیلی چیزها

صلی الله علیک یا مظلوم یا اباعبدالله

شب عاشوراست امشب، کربلا غوغاست امشب

چه خبره امشب تو خیمه ها، آی، نوکرا، فدایی های ابی عبدالله، بیاید بریم تو خیمه، با حضورمون با ناله زدنمون، با گریه کردنمون امشب تسلای دل زینب باشیم، اینقدر زینب از دیدنتون خوشحال می شه، اینقدر سکینه خوشحال می شه، آخه صدای پای اسب ها می اومد می گفت عمه، لشکر برا کی داره می آد، تا صدای پای دو تا مرکب اومد، مسلم بن عوسجه و حبیب بن مظاهر، تا این دو تا اومدند به زینب خبر دادند، برا حسینت لشکر اومده، اینقدر زینب خوشحال شد، به حبیب که گفتند بی بی زینب از اومدن شما اینقدر خوشحال شده، شروع کرد گریه کردن، گفت:مگه من کیم؟ الحمدالله من باعث خوشحالی زینب شدم، آی کربلایی ها با ناله تون امشب دل زینب و خوشحال کنید، ناله بزنید یاحسین..........

 

که ای خفته خوش به بستر خون دیده باز کن

احوال ما ببین و سپس خواب ناز کن

ای وارث سریر امامت، به پای خیز

ما را سوار بر شتر بی جحاز کن

 

دلی در خون نشسته دوست داری

بگو قلبی شکسته دوست داری

تو را ای عشق بی سر دوست دارم

مرا با دست بسته دوست داری

 

نه تنها تیر و تیغ وسنگ بوده

سر پیراهنت هم جنگ بوده

ولی شرمنده زینب دیر فهمید

که انگشتر به دستت تنگ بوده

دانلود روضه شب عاشورا زبان حال حضرت زینب (س) 

شهادت امام حسین (ع)

 

بر سر خان بلا ایوب شاه کربلا

هر دو مهمانند و اما این کجا و ان کجا

اصغرم در گهواره یونس اندر بتن حوت

هر دو عطشانند و اما این کجا و ان کجا

پور ابراهیم اسمائیل و اکبر کربلا

هر دو قربانند و اما این کجا و ان کجا

ماه گردون در فلک ماه بنی هاشم به خاک

هر دو تابانند و اما این کجا ان کجا

مریم از هجر مسیح و زینب از داغ حسین

هر دو گریانند و اما این کجا و ان کجا

یوسف اندر قعر چاه و شاه دین در قتلگاه

هر دو عریانند و اما این کجا و ان کجا

ارسال شده توسط: ذاکر اهل بیت (ع) بهمن مختاری

شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.

چه خبر شده هوا سیاه شده؟ وای / آخ چه غوغایی تو خیمه ها شده، وای

شمر که وارد قتلگاه شده، وای

 بی حیا جلو چشای مادرت، وای / داره میبره رگای حنجرت، وای

 چرا دست بر نمی دارن از سرت، وای

هر طرف می کشنت، واویلا / تو و نعلا و تنت، واویلا

بس با صورت روی خاک افتادی / پُر خون دهنت، واویلا

پشت نیزه ها نظاره می کنم، وای / هی گریبانمُ پاره میکنم، وای

به سرت همش اشاره میکنم، وای

 چشات و میبندی و قیامته، وای / بعد قتلگاه حالا نوبته، وای

 خیمگاه و غارت و جسارت، وای

یادگار مادرم رو بردند / پیرهن برادرم رو بردند

نه فقط عقیق تو که حتی / زر و خلخال حرم رو بردن

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2041
    کل نظرات : 170
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 49
    تعداد اعضا : 271
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 6,328
    بازديد ديروز : 5,869
    بازديد کننده امروز : 2631
    بازديد کننده ديروز : 2283
    گوگل امروز : 3176
    گوگل ديروز: 2729
    بازديد هفته : 6,328
    بازديد ماه : 161,054
    بازديد سال : 1,198,757
    بازديد کلي : 5,870,580
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 54.81.45.122
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید