close
تبلیغات در اینترنت
محمدرضا طاهری

محمدرضا طاهری

محمدرضا طاهری

محمدرضا طاهری
محمدرضا طاهری
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
4 5616 amirsajad
0 1698 aboozar
0 1509 aboozar
0 1410 aboozar
0 2380 aboozar
0 840 aboozar
1 16101 2505
6 5242 aboozar
0 13024 aboozar
1 2068 masoudfn
1 1271 aboozar
14 2881 aboozar
20 3117 aboozar
0 2389 aboozar
0 1502 aboozar
0 1772 aboozar
0 1539 aboozar
2 1405 aboozar
13 1938 aboozar
21 3880 aboozar

 

 

خشکی چشم پشیمان مرا دریابید

به غباری سر مژگان مرا دریابید

من اویسم ز قرنْ آمدم آقایم نیست

چشمهای تر حیران مرا دریابید

کاش می دیدم و با گریه کنان می گفتم

حال آقای پریشان مرا دریابید

می زنم سینه به پای غمتان تا یک روز

سینه­ی خسته­ی سوزان مرا دریابید

مُنتهای آرزوی ماست

کاش در روضه فقط جان بسپارم پیشت

کاش در کرب و بلا جان مرا دریابید

قاطی ناله ها،  خوشبحال اون کسی که گوشش محرم صدای حضرات میشه، چشمش محرم میشه

گریه­ی مادر تو می رسد از روضه ­ی ما

دست ها،  چاک گریبان مرا دریابید

صدای گریه مادر میاد چی میگه؟

مادرت باز به سر می زند و می گوید

پسر تشنه و عریان مرا دریابید

آقا...کجا می خوام ببرمت؟

عمه ­ی کوچک تو داشت به زینب می گفت

زخم های لب مهمان مرا دریابید…….

دلخورم از شام آهم را تماشا کرده اند

چشمه­ی چشم مرا از گریه دریا کرده اند

امشب دختردارها حرف منو بهتر میفهمند

سخت بابا به غرور دخترت بر خورده است

با من از بس مردم بی خیر بد تا کرده اند

کوچه گردی،  ریسمان،  نان تصدق،  کعب نی

 خیلی از این بدترش را بد دهان ها کرده اند

هر کجا در راه افتادم سرم آورده اند

با لگد،  کاری که با پهلوی زهراکرده اند

ای بابا، ای بابا، معذرت می خوام از بی بی حضرت سکینه سلام الله علیها، از امام زمان(عج)،  این روضه ها رو اگه کم بذاریم،  کم کم میآن حقانیت روضه رو زیر سئوال میبرند. گفت:بابا

صورتی از من نمانده بسکه خوردم پشت دست

کاشکی حداقل یکی با من هم دلی میکرد،  وقتی گریه میکردم

هق هقم را از سر لج سخت دعوا کرده اند

آه،  دندان های من یک در میان افتاده اند

یه پشت دست ان شاءالله از کسی نخوری، اگه محکم بخوری، دندانهای آدم بزرگم میریزه ، این بچه دندوناش شیریه، نه یه بار، نه دو بار، هر موقع گفتم بابا، هی زدند، هی زدند

آه،  دندان های من یک در میان افتاده اند

بی هوا تا آستین غیظ بالا کرده اند

تا به حد مرگ بعد از آنکه هر بارم زدند

از سر نو از خدا مرگم تمنا کرده اند

فهمیدی یانه؟ یعنی هی میزدند، میگفتند خدا مرگت بده، چقدر مارو به زحمت میندازی، هی از رو ناقه می اُفتی......دختردارها از اینجا رفتی هر وقت خواستی موهای دخترت رو شونه کنی یادت باشه، دختر وقتی باباش داره میآد،  هی میره زود التماس مادر میکنه ،  مادر بیا موهام رو مرتب کن، بابا داره میآد، میخوام منو قشنگ ببینه. بابا بابا

ریشه ریشه فرش سرخ گیسوانم ریخته

می دونی چرا؟

بر سرم با پا یهودی ها تقلا کرده اند

شامیان ناز یتیمانه نمی دانند چیست!

غیر اخم و قهر و تندی کاری آیا کرده اند؟

دخترت را زجر کش کردند هرزه چشم ها

غربتم را سنگ و خاکستر تسلی­ا کرده اند

خوب شد بابا عمو با ما نیامد توی کاخ

تا نبیند پای ماها را کجا وا کرده اند


بابا خیلی بهم بر خورده، بابا غرورم رو له کردند، تو مجلس یزید زن یزید سر برهنه اومد،  دیدم یزید عبا شو در آورد رو سرت انداخت، بابا ما با آستین رو صورتمون رو پوشوندیم

خوب شد بابا عمو با ما نیامد توی کاخ

تا نبیند پای ماها را کجا وا کرده اند

مهربان من رفیق تازه پیدا کرده ای

خیزرانها بر لب تو جشن بر پا کرده اند

این همه روضه شنیدیم و خوندیم، اگه از این گروه داعش ملعون این مسائل رو ندیده بودیم، باورش سخت بود
زیور آلات حرم بازیچه های دختران

چند سر اسباب بازی پسرها کرده اند
سرت روی نیزه انگار تکون خورده

رو لب و دندون تو خیزران خورده

زخم پیشونیت رو سنگ ها وا می کردند

روی نی سرت رو جا به جا می کردند

بابایی حسینم، بابایی حسینم

بعد تو ماها رو به اسیری بردند

بابا گوش تو بگیر

دست شمر و زجر و حرمله سپردند

نمیدونی درد این کبودی ها رو

طعم رد شدن از تو یهودی ها رو

بابایی حسینم، بابایی حسینم

حالا که بابا جون مرهمی ندارم

زخمات و میبندم با لباس پاره ام

دیگه قصه ی زخم سرم بمونه

سوختن لباس و معجرم بمونه

بابایی حسینم، بابایی حسینم

خیلی حرف ها داشت میخواست به بابا بزنه، تا میومد راه بره، تاول های پاش مزاحم بود، هر کی میومد بغلش میکرد، میگفت: برید اگه بابام بیاد به بابام میگم، همه حرف ها، درد و دل ها، کبودی ها، زخم هایی که داشت، اما تا روپوش رو از رو طبق کنار زد، نگاش افتاد به سر بابا، ای کاش فقط سر بریده بود، لب ها پاره،  صورت زخمی، محاسن سوخته،  همه حرف های خودش یادش رفت،  صدا زد منْ ذا الذی قطع و ریدیْک،  من ذا الذی خضبک بدمائک؟ منْ ذا الذی أیتمنی علی صغر سنی؟ می خوای با رقیه هم ناله بشی بسم الله، هر کجا هستی بگو:حسین....گره تو کارته، شب باب الحاجات، می خوای حرم رقیه بری؟کربلا می خوای؟حسین

 

حاج محمدرضا طاهری

بلند میكنم از سوز سینه آهم را

امام صادق علیه السلام فرمودند: خدا رحمت كند آن كسی را كه در عزای مادر ما حضرت زهراسلام الله علیها بلند بلند گریه كنه.

نگاه میكنم از دور نور ماهم را

تو غرق در غمی امروز حضرت باران

به سمت چشم تو انداخت اشك راهم را

دلم حسینیه مادراست این شب ها

ببین به سر در دل بیرق سیاهم را

همیشه چادر زهراست سقف روی سرم

مگیر از من آواره سر پناهم را

خوشبحال اونی كه همیشه،جا و مكانش معلومه،مادرش نمیذاره آواره بشه،توی این شهر غربت،شهری كه خیلی جاها اصلاً رنگ و بوی فاطمیه نداره،توی این وانفسا،بی بی دستت رو گرفته، آورده تو رو،نمی دونم قدر و منزلت خودت رو میدونی؟ مثل امشبی كه بی بی سفارش كرد:كسی با خبر نشه علی جان. یك به یك شمارو خبر كردند،گفتند:شما با همه فرق دارید،شما بیایید ناله بزنید برا فاطمه،اونا نامحرم بودند،اما شما محرم هستید شما میتونید بگید وای مادر.

از این به بعد فقط بر علی ببار كه گفت

گرفته اند زمن لشكرم سپاهم را

....

گریه های مخفیانه

غسل و تشییع شبانه

یك مزار بی نشانه

آتشم زد آتشم زد

مانده ام با چشم گریان

میكشم آه از دل و جان

رفتی و شام غریبان

آتشم زد آتشم زد

میگذارم وقت غسل پیكر تو سر به دیوار

تازه فهمیدم چه كرده وای من با سینه مسمار

تا حالا خود مولا همه رو آروم میكرد،می فرمود آروم تر گریه كنید،نذارید دشمن شاد شیم،مادرتون راضی نیست،اسما میگه یه وقت دیدم خود آقا سر به دیوار گذاشته،بلند بلند ناله میزنه

میگذارم وقت غسل پیكر تو سر به دیوار

تازه فهمیدم چه كرده وای من با سینه مسمار

تازه دیدم زخم پهلو

تازه دیدم خون بازو

سادات

مثل من زهرا شكست در این مدینه حرمتت ای داد بی داد

بشكند دستی كه زد سیلی به روی صورتت ای داد بی داد

الوداع ای فاطمه جان

كن حلالم فاطمه جان

بر دل من داغ جانكاه

مثل گل عمر تو كوتاه

چیده ام رویت لحد آه

داد بی داد، داد بی داد

وای من از جان بر لب

بعد تو دیگر از امشب

خانه دارم گشته زینب

داد بی داد، داد بی داد

مانده ام بالای قبر تو چرا من زنده هستم

از پیمبر با امانت داریم شرمنده هستم

روی زخم دل نمك خورد

پیش من زهرا كتك خورد

عالمی حیران شده از صبر من از صبر تو ای داد بی داد

عده ای فردا روند دنبال نبش قبر تو ای داد بی داد

......

لزره به دست حیدر كرار افتاد

چشمی به چشم بسته ی دلدار افتاد

همه ی قریش همه ی مدینه چشم انتظار همچین لحظه ای هستند، لرزه به دستان علی ببینند،لحظه به پاهای علی ببینند

حال زمان شستن زهرا رسیده

حیدر كنار سنگ غسل یار افتاد

می گفت من افتادنم با داغ زهراست

زهرا هم از زخم نوك مسمار افتاد

جای غلاف روی بازو را كه حس كرد

این بار دستان علی از كار فتاد

نگاه كرد دید بچه ها گوشه ی حیاط مثل جوجه های لرزان دست گردن هم انداختند، می خواد بدن مادرشون رو غسل بده،بسم الله و بالله و علی ملة رسول الله.....

دانلود روضه شهادت حضرت زهرا (س)

 

شنبه 01 فروردين 1394

حاج محمدرضا طاهری

 

خدایا سقا غریب و تنها

توچشماش داره موج می زنه،غروب دریا

اباالفضل، چی اُمده سر پیكر تو

رسیده لحظه ی آخر تو

خالیه جای مادر تو

علمدار، خدانگهدار

چه خشكه لبهات

رو خاكه دستات

دیدم با تیر حرمله شد،پر از خون چشمات

اباالفضل، برادر تو تنهای تنهاست

می رسه عطر و بوی گل یاس

اُمده زهرا، كف العباس

علمدار، خدانگهدار

 دانلود سینه زنی شور شهادت حضرت عباس (ع)

دوشنبه 21 مهر 1393

حاج محمدرضا طاهری

 

این هم از جنس آسمانی هاست

حیدری از عشیره ی زهراست

یاکریم است و با کریمان است

رود نه برکه نه خودش دریاست

خون خیبرگشا به رگهایش

او که هست از نژاد شیر خداست

با جوانان هاشمی بوده

آخرین درس خوانده ی سقاست

مینویسد عمو بر لب او

وقت خواندن فقط فقط باباست

مجتبی زاده ای شبیه حسن

شرف الشمس سیدالشهداست

عطری از کوی فاطمه دارد

نفسش بوی فاطمه دارد

کوه آرامشی اگر دارد

آتشی هم به زیر سر دارد

موج سر میزند به صخره چه باک

دل به دریا زدن خطر دارد

پسر مجتباست میدانم

بچه شیر هم جگر دارد

همه رفتند او فقط مانده

حال تنهاست و یک نفر دارد

آن هم آن سو میان گودال است

لشگری را به دور و بر دارد

آرزو داشت بال و پر بشود

دست خود را رها کند بدود

دستش تو دست عمه جانش زینبه، اومد بره عمه دستش رو محکم گرفته، وصیت ابی عبدالله بوده، حسین بی قراری عبدالله رو میدونست، گفت عزیز دلم خیلی مواظب عبدالله باش، داداشش رفت من شرمنده حسن هستم نذار بیشتر شرمنده بشم، گفت عمه جان «والله لا افارق عمی» من از عموم جدا نمیشم دستم رو رها کن

جگرش بی شکیب می سوزد

نفسش با لحیب می سوزد

می وزد باد گرم صحرا و

روی خشکش عجیب می سوزد

بین جمع سپاه سیرابی

یک نفر یک غریب می سوزد

دست بردار از دلم عمه

که تنم عن قریب می سوزد

روی آن شیب گرم می بینی

روی شیب الخضیب می سوزد

سینه اش را ندیدی از زخمِ

نوک تیری مهیب می سوزد

اون تیر دید عبدالله دوید، تا اون موقع با عمه جلو خیمه وایستاده، اول سنگ زدن پیانی ابی عبدالله دامن عربی بالا زد خون پیشانی رو می خواد پاک کنه، سپیدی سینه ی حسین معلوم شد، چنان نانحیب به هدف زد.... تا آقا افتاد عبدالله به سمت ابی عبدالله دوید...

چشم بلبل که خیره برگل شد

ناگهان دست عمه اش شل شد

از غم بی کسیت حوصله سر می آید

دست و پا میزنی و خون به جگر می آید

در قدوم تو سر انداختن و جان دادن

بخدا از من عاشق شده بر می آید

یادگار حسنت بی زره و بی شمشیر

سر یاری تو از خیمه به سر می آید

پاره گشته لب خشکیده ات از تیر بگو

کاری از دست من خسته اگر می آید

کوهی از نیزه و شمشیر به دورت بس نیست

هیزم و سنگ ز هرسو چقدر می آید

آه از این همه زخمی که به پیکر داری

بیشتر سینه ی زخمت به نظر می آید

هر نفس از دهنت خاک برون میریزد

اشک از دیده نه، خوناب جگر می آید

نیزه حالا که تنت را به زمین دوخته است

به هوای سر تو چند نفر می آید

این نانجیب شمشیر آماده کرده داره فرود میاره، فرمود: میخوای عموی منو بکشی....

تیر در حال فرود است گلویت ببرد

عمو از بازوی من کار سپر می آید

دست من مثل سر اصغرت آویز به پوست

یادم از کوچه و از آتش و در می آید

کاش با چادر خود عمه ببندد چشم

مادری را که به دیدار پسر می آید

عمو وقتی صدا نالش رو شنید، در آغوشش گرفت، آروم در گوشش میگه: عزیز دلم صبرکن، الان مهمون بابات امام حسن میشی، زیاد تو آغوش عمو بودنش طول نکشید، یه وقت حرمله نانجیب آخرین تیر و در کمان گذاشت، سر عبدالله رو سینه ابی عبدالله، چنان تیر رو به هدف زد، گلوی عبدالله به سینه حسین دوخته شد.... اما حتما این بدن رو سینه عمو بود تا اون لحظه ای که اسبارو نعل تازه زدن، به گمونم سینه ی عمو قبر عبدالله....

 دانلود روضه شب پنجم محرم عبدالله بن الحسن (ع)

حاج محمدرضا طاهری

 

شال عزا رو دوشم

پیرهن سیا میپوشم

محرمت از راه اومد با اشک و آه

یا اباعبدالله

الهی که حاجتم رو بگیرم

برات امسال تو محرم بمیرم

غریب ارباب من

من که ثاراللهیم

سینه زنان راهیم

تا کربلای تو

ایوون طلای تو

پایین پای تو

یااباعبدالله

میگیرم باز روزی این دو ماهُ

یه کاری کن ببینم قتلگاهُ

غریب ارباب من

چشم من محفل اشک غم و اندوه عزاست

در حسینیه ی دل هیئت عشق تو به پاست

مَحرم روضه ی تو مُحرم بیت الله است

تا ابد پرچم سرخ حرمت قبله نماست

در شکوه و شرف و مرتبه و منزلت

جز خدایی به خدا هر چی بگوییم رواست

همه ی هستی خود را به میان آوردی

بی سبب نیست بهای تو و خون تو خداست

کشتگان غم تو زنده ی جاویدات است

بی گمان بانی عشق تو شدن عین بقاست

دل بریدن پر پرواز حسینیون است

هر که از خود بگذرد در سفر کرببلاست

دانلود سینه زنی واحد شهادت امام حسین (ع) شب اول محرم 

حاج محمدرضا طاهری

 

امام جماعت مسجد شیعه های مدینه، شیخ امری (ره)، ایشون، به نقل از مرحوم پدرشون، فرمودند: موقعی که این، قبور رو می خواستن تخریب کنند، مفتی اون زمان دستور داد، حکومتم اجرا کرد که باید این قبور به دست شیعه ها خراب بشه، گفت: شیعه ها رو آوردند، ایشون کسانی که رفتند، مدینه، شیخ امری رو می شناسند، یه مسجد شیعه تو مدینه هست، که حالا، یه جای دور به این شیعه های مظلوم دادند، این شیخ امری بزرگوار اونجا نماز می خونده، خودش گاهی پسرش، ایشون می فرمودند که شیعه ها رو آوردند، که باید قبرهارو شما خراب کنید، خوب دیدید حتماً بارگاهی بوده، الان عکس اون بارگاه هم چاپ شده، تقریباً شصت یا هفتاد سال پیش، گفت: شیعه ها گفتند که اگر، تک تک مارو گردن بزنید ما همچین کاری رو نمی کنیم، مامورین گفتند ایرادی نداره، از اولین نفر شروع می کنیم، جلاد رو آوردند، اولین نفر رو اومد گردن بزنه، جلاد حالش بد شد افتاد، اینها فهمیدند یه سرّی هست، نباید الان به این مسئله زیاد پافشاری کنند، البته از حرفشون پایین نیومدند، ایشون می فرمود: بزرگ شیعه ها اون موقع خواب آقامون امام مجتبی علیه السلام رو دیدند: آقا در عالم رویا فرمودند: فلانی، شما این کار رو قبول کنید، خودتون با دست خودتون خراب کنید، ایشون میگه: عرض کردم آقا جان قربونت برم، اگه همه ی مارو تو این راه، قطعه قطعه بکنند، ما همچین جسارتی نمیکنیم، آقا فرمودند: صحبت همین جاست، اگه بدست غیر از شماها، این کار انجام بشه، اینها به قبر ماهم جسارت می کنند، لذا می گفتند: شیعه ها جمع شدند، با اشک چشمشون این قبرهارو یکی یکی، آجرها رو بر می داشتند، خراب میکردند، باشه ان شاءالله دوباره با اشکهای چشممون این قبرها ساختنه بشه، خدایا به حق حضرت زهراسلام الله علیها این قدم هارو مدینه و کربلا با هم برسان

دانلود مداحی  سالرزوز تخریب قبور ائمه (ع) بقیع

حاج محمدرضا طاهری

 

ای نوای دل بینوای من خدای من

درد من، طبیب من، دوای من، خدای من

بر در خانه ی تو هدیه ی ناقابل من

ذکر من ناله ی من دعای من خدای من

این تو و کرامت و بزرگی و عنایتت

این من و جرم من و خطای من خدای من

حلقه های گنهم به یکدگر متصلند

بسته در سلسله دست و پای من خدای من

یا عبادی الذین اسرفوا کلام توست

ربنا اغفر لنا ندای من خدای من

به علی قسم مرا به صاحب الزمان ببخش

که بود امام و مقتدای من خدای من

دانلود مداحی مناجات با خدا 

چهارشنبه 01 مرداد 1393

حاج محمدرضا طاهری

 

شاکرم حضرت دلدار صدا کرده مرا

شاکرم بهر خودش یار جدا کرده مرا

از کجا لطف خدا شامل حالم شده است

گوییا یار سفر کرده دعا کرده مرا

من کجا محفل ذکر سحر دل شدگان

سبب از چیست که حق اهل بکاء کرده مرا

از خرابی گنه کیست نجاتم داده

آشنای حرم عشق خدا کرده مرا

روز پر معصیتم را چه کسی بخشیده

سائل نیمه شب خوان عطا کرده مرا

کیست ظلمت ز دلم برده و نورم داده

بین این سینه زنان جلوه نما کرده مرا

شکر حق هیئتیم سینه زنی پر شورم

کربلاییی شدم و یار صدا کرده مرا

خادم صحن و سرای پسر فاطمه ام

صاحب کرببلا، کرببلا کرده مرا

 دانلود مداحی مناجات با خدا

چهارشنبه 01 مرداد 1393

حاج محمدرضا طاهری

 

دخترم بر تو مگر غیر از خرابه جا نبود

گوشه ویرانه جای بلبل زهرا نبود

رقیه، رقیه تویی هستی بابا

جان بابا خوب شد بر ما یتیمان سر زدی

هیچ‌ کس در گوشه ویران به یاد ما نبود

رقیه، رقیه تویی هستی بابا

دخترم روزی که من در خیمه بوسیدم تو را

ابر سیلی روی خورشید رُخَت پیدا نبود

رقیه، رقیه تویی هستی بابا

جان بابا، هر کجا نام تو را بردم به لب

پاسخم جز کعب نی، جز سیلی اعدا نبود

رقیه، رقیه تویی هستی بابا

دخترم وقتی که دشمن زد تو را زینب چه گفت

عمه آیا در کنارت بود بابا ،یا نبود

جان بابا، هم مرا ،هم عمه ام را می‌زدند

ذره‌ای رحمُ و مروت در دل آنها نبود

دخترم وقتی عدو می‌زد تو را برگو مگر

سیّد سجاد زین‌العابدین آنجا نبود

جان بابا بود، اما دستهایش بسته بود

کس به جز زنجیر خونین، یار آن مولا نبود

دخترم آن شب که در صحرا فتادی از نفس

مادرم زهرا (س) مگر با تو در آن صحرا نبود

جان بابا من دویدم زجر هم می ‌زد مرا

آن ستمگر شرمش از پیغمبر و زهرا نبود*

دخترم من از فراز نی نگاهم با تو بود

تو چرا چشمت به نوک نیزه اعدا نبود

رقیه، رقیه تویی هستی بابا

جان بابا ابر سیلی دیده‌ام را بسته بود

ورنه یک لحظه‌ دل من  غافل از بابا نبود

رقیه، رقیه تویی هستی بابا

دانلود سینه زنی واحد شهادت حضرت رقیه (س)

* متن هایی با رنگ قرمز مشخص شده اند رو حاج محمدرضا طاهری در مداحی خود نخوانده اند اما چون زیبا بود حیفم اومد نزارمشون.

ارسال شده توسط: ذاکر اهل بیت (ع) بهمن مختاری

شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.

دوشنبه 30 تير 1393

حاج محمدرضا طاهری

 

این شبا که شب درده

شب غصه یه مرده

بگو با یتیم کوفه

که بابات بر نمی گرده

هنوز چشم براه باباست

مرگشو باور نداره

شبا تو خوابش میبینه

که روی دوشش سواره

هی میگه مادر کجاست اون بابای مهربونی که میومد منو رو دوش سوار می کرد....

بابا حیدر بابا حیدر

شب و تاریکی صحرا

کنار مزار مولا

یتیماش عزا گرفتند

یاد مادر یاد بابا

یکی قرآن، یکی خرما

یکی هم گلاب میاره

زینبم رو خاک قبرش

چند تا شاخه یاس میذاره

بابا منزلت مبارک

تو به آرزوت رسیدی

بگو چی شد موقعی که

صورت مادر رو دیدی

دل من تنگ برای

نگاهی که مهربونه

راستی بابا هنوز مادر

 قامتش از غم کمونه

بابا حیدر بابا حیدر

دارند میان از تشییع جنازه امام حسن و ابی عبدالله، دیدند از یه خرابه ای صدای آه و ناله میاد، فرمود: حسین جان بیا بریم ببینیم چه خبره، اومدند دیدند یه پیرمرد نابیناست، امام مجتبی اومد بالای سرش بابا چرا داری آه و ناله می کنی چرا داری اشک میریزی، عرضه داشت: چند شبه اون رفیق مهربونی که هر شب میومد بهم سر میزد سرم رو به بالین می گرفت درد دل باهام می کرد من درد دل می کردم. اینها شاید درد دلهایی باشه که آوردند زبون حاله گاهی وقتا می نشست باهام یه حرفهایی میزد میگفت: پیرمرد یکی بود یکی نبود یه روزی تو مدینه یه خونه رو آتیش زدند، دستای یه مرد رو غریبونه بستند، جلوی چشمش خانومش رو می زدند، وقتی وارد این خرابه می شد در و دیوار بهش سلام می کردند. امام مجتبی فرمود: پیرمرد ما الان داریم از تشییع جنازه ی اون آقا میایم، اون آقایی که میگی بابای من بود؛ اگه قراره کسی روضه بخونه من باید برات روضه بخونم، آخه جلوی چشمای من مادرم رو زمین افتاد، نذاشتم بابام بفهمه، جلوی من مادرم رو زدند، چرا این رو گفتی، اینجا چرا رفتی، میخوام بگم علی جان کارت این بود به خرابه ها می رفتی سر میزدی، خرابه نشینها رو نوازش می کردی من هم یه خرابه رو سراغ دارم، اینقدر خرابه نشین ها رو نوازش کردند، تا صداش بلند شد گفت: بابا، کجا کسی سراغ داره یه دختر بچه نیمه شب اون هم دختری که بابا از دست داده بهانه بابا بگیره، بگن سر بریده باباشو براش ببرید؛ هر کی رفته حرم این بی بی می دونه اینقدر عروسک رو ضریح ریختند یعنی آی مردم شام دختر بچه رو با عروسک آروم می کنند نه با سر بریده بابا ....

 دانلود روضه شهادت امام علی (ع)

شنبه 28 تير 1393
درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
نظرسنجی
آیا فیلم های مداحی همراه با متن در وب قرار بگیرد؟


محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 1747
    کل نظرات : 139
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 9
    تعداد اعضا : 254
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 1,574
    بازديد ديروز : 1,566
    بازديد کننده امروز : 438
    بازديد کننده ديروز : 579
    گوگل امروز : 480
    گوگل ديروز: 667
    بازديد هفته : 7,331
    بازديد ماه : 74,293
    بازديد سال : 170,082
    بازديد کلي : 4,841,905
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 54.211.193.74
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید

تبادل لینک هوشمند
    تبادل لینک هوشمند : برای تبادل لینک ابتدا مارا با عنوان آئین مستان وآدرس http://aein-mastan.rozblog.com لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.

    عنوان :
    آدرس :
    کد : کد امنیتیبارگزاری مجدد