close
تبلیغات در اینترنت
متن روضه و مصیبت

متن روضه و مصیبت

متن روضه و مصیبت

متن روضه و مصیبت
متن روضه و مصیبت
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
0 37 aboozar
0 54 aboozar
0 345 aboozar
3 327 aboozar
1 509 saeednajafi
12 826 aboozar
4 6507 amirsajad
0 2276 aboozar
0 2149 aboozar
0 1955 aboozar
0 3373 aboozar
0 1290 aboozar
1 17635 2505
6 6197 aboozar
0 14386 aboozar
1 2534 masoudfn
1 1652 aboozar
14 3650 aboozar
20 3891 aboozar
0 2784 aboozar

 

سید مهدی میرداماد

 

 

زندگی بعد تو عذابه

رو دست من جای طنابه

تموم گلهاتو آوردم

اما یکی موند تو خرابه ...

این نشونی که رو چشام

سوغاتی کوفه و شام

چادر خاکی رقیه

ببین داداش، شال عزامه

هر کاری کردم که بمونه ، اما نشد ...

نمیره زیر تازیونه ، اما نشد اما نشد ...

هم سفرم شه تا مدینه ، اما نشد ...

خواستم سر تو رو نبینه ،اما نشد ...

 +داداش تو اون مجلس هرچی جلو چشماشو گرفتم ... هی رو پنجۀ پا بلند شد ، عمع به خدا سر خود بابامه .... حسین جان تو اون مجلس با اون چشم کمسوش تو رو شناخت اما نزاشتم درست تو رو ببینه ...اما تو خرابه سر تو به سینه چسباند ....

شده تنم پر از کبودی

هر جا که بردنم تو بودی

سر تو رو بالای نیزه

چه سنگی زد ، زن یهودی ...

غارت شده انگشتر تو

غارت شده روسری من

حتی زن یزید دلش سوخت

برای بی معجری من

خواستم که تو قرآن نخونی ، اما نشد ...

خواستم نشه لب تو خونی ، اما نشد ...

+از چهارسالگی همه بهش گفتن کربلا ، عطش ، سر بریده ... از چهارسالگی این کلمات رو مرور کرد ، لذا کربلا شب عاشورا تا دست امامت رو قلبش آمد همه رو پذیرفت با شهادت حسینش کنار اومد .... داداش همه بهم گفتن حسینتو تشنه می کشن ، همه رو باور داشتم اما اینو باور نداشتم سرت تو تشت طلا باشه .... نانجیب شراب بخوره ... ته ماندۀ شرابش رو .... جلو زن و بچه ت چوب خیزران بلند کنه .... آخ بمیرم برات ....خاک بر دهان من ، تو دعای عرفه اومده ابی عبدالله با تمام اعضا و جوارحش شهادت میده به یگانگی خدا ( تک تک اعضا رو میگه ) ... یعنی با همۀ اعضا و جوارحم شهادت میدم ، میخوام یه جمله بگم و بشینم ، همۀ اعضا و جوارحش رو کربلا تقدیم کرد ... یه جای سالم تو بدنش باقی نموند ... تنها جای سالم دندان های مبارکش بود .... یه نگاه کرد نانجیب ، دید دندان هاش سفیده و میدرخشه ... چوب خیزران رو بلند کرد .... حسین ....

روضه اربعین حسینی (ع) - زندگی بعد تو عذابه  - سید مهدی میرداماد 

 

 

سید مهدی میرداماد

اختر من، هلال من، ماه من

همسفر و همدم و همراه من

بی تو دلم طایر بی بال بود

داغ چهل روزه چهل سال بود ... 

+این چهل روز برا زینب چهل سال گذشت ...

شعله نثار جگرم کرده اند

با سر تو، همسفرم کرده اند

پیش روی محمل من صف زدن

رقص کنان، خنده کنان، کف زدن ...

+خواهر تو همه با دست نشون دادن ... هله هله کردن ... حسین ...میخوام روضه بخونم برات ... چهل روز نزاشتن زینب یه دل سیر گریه کنه ...

محمل من در ملا عام بود

همدم من، سنگ لب بام بود ...

دیده به خورشید رخت دوختم

آب شدم ساختم و سوختم ...

+نگاه نکن حسین پیر شدم ... این چهل روز منو پیر کرد ... یا اباعبدالله ...

راس تو می داد به زینب سلام

چشم تو میگفت به من هم کلام

چشم تو از چهار طرف سوی من ...

نغمه ی قرآن تو، نیروی من ...

حالا ببین زینب اومده ..

حال پی عرض سلام آمدم

فاتح و پیروز به شام آمدم ...

ای به جمالت نگه فاطمه

ای سر نی هم سخن فاطمه

باز هم از وحی محمد بگو

از گلوی پاره خوش آمد بگو ...

ببین زینبت اومده ...

آمده ام شانه به مویت زنم

بوسه به رگهای گلویت زنم ... 

+حسین جان ... ازت توقع زیادی ندارم، یه خواهش دارم، زبانحال ...

دست برون از دل این خاک کن

اشک غم از دیدۀ من پاک کن ...

حسین ..........

ای به لبت زمزمۀ آب آب

آب بده، آب بده بر رباب ...

جان اخا غنچه ی پرپر کجاست؟

آب که آزاد شد، اصغر کجاست ؟

+تو این چند روز کربلا، اونایی که سالهای قبل رفتن، میدونن، تو این چند روز کربلا، اونی که خیلی به چشم میاد اینه ؛دیدم همه جا آب فراوان، اصلا چیدن رو هم بطری های آب آماده، خنک، نمیخوان زائر اربعین یه لحظه هم تشنگی بکشه .. محال کسی آب بخواد و آب پیدا نکنه ... کافیه بگی آب کجاس ؟ کافیه بفهمن تشنه ای، همه میان طرفت، بهت آب تعارف میکنند .. خیلی عجیبه این راه ...میخوام بگم خصوصا اگه ببین یه مادری بچه بغلشه ... (روضه من همینه ...) ببینن یه مادری طفل شیرخواره داره بیشتر آب بهش تعارف میکنند ... میگن این برا خودت این واسه بچه ات ... بچه تو این آفتاب و گرما تلف نشه ... اما بمیرم برا اون حسینی که چهل روز قبل بچه شو رو دست گرفت ...

 -ببینید ببینید گلم رنگ نداره ....

+نمیزارن زائرا تشنه باشن ..  اما کربلا به جای اینکه علی رو سیراب کنند ... فَذُبحَ الطِفل مِنَ الوَرید إلَی الوَرید أو مِنَ الاُذُنِ إلَی الاُذُن ...

روضه اربعین حسینی (ع) - اختر من، هلال من، ماه من  - سید مهدی میرداماد 

 

حاج محمود کریمی


کار خودش و عشق مثل همیشه کرد

دیگه باید بری، یعنی کاریش نمیشه کرد

برا تو زنده ام من این ارث مادریمه

ازت جدا نمیشم این حق خواهریمه

الان سرت توی آغوشه خواهرِ

یه ساعته دیگه دعوا سر، سرِ

پنجاه سال قلبم داره برات میکوبه

امروز سرنوشتم اسیر این غروبه

+ای وای...

من پا به پای تو تا آخرش میام

میمونم و خودم میرم انتقام

+اما یادت باشه

رفتی منو نبردی این کار روزگاره

تا خون توی رگامه نهضت ادامه داره

کجا میخوای بری چرا منو نمیبری

این دم آخری چقدر شبیه مادری

+ابی عبدالله تو وداع آخر بدن سالم سالم نبود خیلی از زخم هاش رو خورده بود... حسین...

قرارمون چی شد که بی قرار هم باشیم

حسین هرچی که پیش اومد باید کنار هم باشیم

+ای داداش...

پیش پای خودش به خاک افتاد

همه را با نگاه پس می زد

تکیه بر نیزه ی غریبی داشت

خسته بود و نفس نفس می زد

زمانه دست خوش ظلم های بارز شد

برای جایزه قتل حسین جایز شد

زمانه دید که زخمی پر از نمک شده بود

و بوسه گاه پیمبر ترک ترک شده بود

زمانه دید غریبی خضاب با خون کرد

و تیر را به چه سختی ز سینه بیرون کرد

چنان که خون همه فواره زد به دشت

پناه بر تو خدایا مگر پناهی نیست

که دختر علی آن لحظه دید راهی نیست

به ناله خواست دل سنگِ خصم نرم کند

به ابن سعد چنین گفت تا که شرم کند

بترس عاقبت خویش را تباه کنی

حسین را بکشند و تو هم نگاه کنی

کسی به فکر ورق پاره های قران نیست

 مگر میان شما کوفیان مسلمان نیست

+اینی که خانم می فرمایند:مگه شما مسلمان نیستید؟ میگه آخرین رفتار مسلمونی داشته باشید، نه اینکه هیچ کسی مهمان نمیکشه، نه اینکه هیچ کسی آزار به بچه نمیرسونه، میان شما یعنی یک مسلمون نیست این کشته رو به قبله بکنه، یه مسلمون نیست به این کشته اول آب بده، یعنی یه مسلمون نیست خنجرش کُند نباشه، یه مسلمون نیست حسین و جلو زن و بچه اش نکشه...

ببین ز چهار طرف جور دشمن دَله را

جفای خولی و شمر و سنان و حرمله را

که از تفاهمشان لرزه در زمین افتاد

عزیز فاطمه از اسب بر زمین افتاد

کدام آیه به لب های او مجدد شد

که نیزه آمد راه گلوی او سد شد

مخواه شرح گل و ظلم خاربن سخت است

که شرح لحظهٔ و شمر جالس سخت است

میان میدان بلا، حلقه زدند اشقیا

دور عزیز مجتبی، هیچ کسی نزد صدا

 چند نفر به یک نفر

به روی خاک علقمه، خسته نشسته فاطمه

بارش تیر و نیزه شد، گفت غریب کربلا

چند نفر به یک نفر

حسین بود محتظر، دید به پیکر پسر

نشسته تیر تا به پر، گفت به قوم بی حیا

چند نفر به یک نفر

چو دید زینب حزین، سنگ جفا شاه دین

حسینش افتاد زمین، کشید ناله ای خدا

چند نفر به یک نفر

دست یکی به موی او، سنگ یکی به روی او

دست یکی به پیراهن، به روی سینه جای پا

چنو نفر به یک نفر

به رو خاک سرش، شمر به دست خنجرش

یکی پی عمامه اش، یکی به دنبال عبا

چند نفر به یک نفر

پیش نگاه مادرش ...

+گفت:  شنیدم لحظه ای که داشتم سر رو از بدن جدا میکردن، یه ناله جانسوزی هی میگفت غریب مادر؛ آخه یه موقع سر راحت جدا میشه...

به پیش چشم مادرش، جدا شد از بدن سرش

اهل حرم به سرزنان، صدا زدن بچه ها

چند نفر به یک نفر

+همچین دید خنجر نمیبره بدن با لگد برگردوند...

+ براش آب آوردن لحظهٔ آخر جلو صورتش روی زمین میریخت نانجیب، گفت حسین این همه آب یه قطره اش هم بهت نمیدیم... صدای مادر بلنده بنیَ روضه خون فاطمه اس بنیَ... کشتنت... آب ندادن مادر...ذبحت کردن...

+شرح روضه خوندن امام زمان اینه؛ میگن ذبح سریع رگ ها رو بزن که زود جان بده رهاش کن؛ تا لحظهٔ آخر حسین دست و پا میزد.... ای وای...

اگر این است تاثیر شنیدن

شنیدن کی بود مانند دیدن

ای وای زینب...

دانلود بخش اول (کار خودش و عشق مثل همیشه کرد )

روضه شب یازدهم محرم شام غریبان - کار خودش و عشق مثل همیشه کرد - حاج محمود کریمی

دانلود بخش دوم (پیش پای خودش به خاک افتاد)

روضه شب یازدهم محرم شام غریبان - پیش پای خودش به خاک افتاد - حاج محمود کریمی
دانلود بخش سوم (میان میدان بلا، حلقه زدند اشقیا)

روضه شب یازدهم محرم شام غریبان - میان میدان بلا، حلقه زدند اشقیا - حاج محمود کریمی

حاج محمود کریمی

 

نگاه گریه داری داشت زینب

چه گام استواری داشت زینب

دل با اقتداری داشت زینب

مگر چه اعتباری داشت زینب

چهل منزل حسین منجلی شد

گهی زهرا شد و گاهی علی شد

ندیدم زینب کبری تر از این

ندیدم زینت باباتر از این

ندیدم دختر زهرا تر از این

حسینی مذهبی غوغا تر از این

اگر چه غصه دارد آه دارد

به پایش خستگی راه دارد

پس از آنکه زمین را زیر و رو کرد

سپاه کوفه را بی آبرو کرد

به سمت کربلا خوشحال رو کرد

کمی از خاک را برداشت بو کرد

رسیدم کربلا ای داد بی داد

حسین سر جدا، ای داد بی داد

چهل روز است گریانم حسین جان

چو موی تو پریشانم حسین جان

چهل روز است می خوانم حسین جان

حسین جانم حسین جانم حسین جان

به غم ها با جلالت سر ندادم

به دست هیچکس معجر ندادم

همین جا دور اکبر را گرفتند

ز ما شبه پیمبر ما را گرفتند

ولی از من دو دلبر را گرفتند

هم اکبر هم برادر را گرفتند

به تو گفتم که ای افتاده از پا

 ز جا بر خیز ورنه معجرم را...

همین جا بود که سقای ما رفت

همچین که ناقه ها رسید مثل برگ خزون خودشون انداختن رو زمین، تنها کسی که میدونه قبرها کجاست، امام سجاده، دور آقا را گرفتن، یکی میگه قبر آقامون کجاست، اول همه دنبال قبر حسین می گشتن، نشونشون داد، گریه هاشون کردن، یکی گفت: آقا جان قبر قاسمم کجاست؟ علی اکبر کجاست؟ رباب گفت: آقا جان علی اصغرم و کجا دفن کردی؟ گفت: بلند نشو تو بغل بابامه... آخر سر همه بلند شدن طرف علقمه رفتن، آخه وداع با عباس نکردن عاشورا....

همین جا بود که سقای ما رفت

به سمت علقمه دریای ما رفت

پناه عصمت کبرای ما رفت

پی او گوشواره های ما رفت

فقط از علقمه یک مشک برگشت

حسین بن علی با اشک برگشت

همین جا بود که دلها گرفت و

کسی روی تن تو جا گرفت و  

سرت را یک کمی بالا گرفت و 

و از پشت سرت سر را گرفت و

همین که بر گلویت خنجر آمد

صدای ناله ی زهرا در آمد

همین جا بود افتادند تن ها

همین جا بود غارت شد بدن ها

تمامی کفن ها، پیرهن ها

بدون تو کتک خوردند زن ها

سکینه می کند زاری اباالفضل

چه قبر کوچکی داری اباالفضل

---------------------------

همین جا بود الف را دال کردند

تنت را بارها پامال کردند

ته گودال را گودال کردند

تو را با سم مرکب چال کردند

همین جا بود گیسو می کشیدند

هر سو دخترانت می دویدند

همین جا بود تازیانه باب گردید

رخ ما در کبودی قاب گردید

ز خجلت خواهر تو آب گردید

که معجر بعد تو نایاب گردید

سکینه معجر از من خواست اما

خودم هم بودم آنجا مثل آنها...

دانلود روضه اربعین حسینی (ع) زبان حال حضرت زینب (س) 

حاج محمود کریمی

 

ببار ای بارون ببار

بر دلم گریه کن خون ببار

بر شب تیره چون زلف یار

بهر لیلی چو مجنون ببار

ای بارون

فدای غم های تو

خون میچکد از چشمای تو

بی تاب روی زیبای تو

می سوزه عالم در پای تو

ای آقا

خونه دل آسمون

زبون میگیره صاحب زمون

ای امان، ای امان، ای امان

عمه جان، عمه جان، عمه جان

ای عمه

دل زارم در تبه

گوشه ی چادر زینبِ

امشب جون همه بر لبه

روضه خون مادر زینبِ

 وای زینب

رسیده جون بر لبم

می سوزه سینه ی پُر تبم

آسمون تیره ی شبم

قربونی غم زینبم

 وای زینب

اگر که غوغا نکرد

اگه شکوه ز غم ها نکرد

سفره ی دلشو وا نکرد

غصه جیگرشو پاره کرد

وای زینب

دانلود روضه حضرت زینب (س)

حاج حسن خلج

 

از تو صحرا با صدای زنگ اُشترا به پا خواست

همگی بیایید سوار شید کاروون راهی صحراست

میون لشکر اعدا دیگه زینب تک و تنها

سوار ناقه ها کرده همه بچه های زهرا

ببینید از روی ناقه همه ی چشم ها به زینب

حالا همه سوارند از اون بالا دارند نگاه میکنند،این عمه یه روزی سوار ناقه شده،نمیدونی چه جوری سوار شد،چه شوکتی،بنی هاشم ،جوانها بازو به بازوی هم دادن،نیمه ی شب یه دیوار درست کردند،یه وقت سایه ی عمه مون رو کسی نبینه،عباس اومد زانو گرفت،علی اکبر اومد محمل گرفت،خود حسین علیه السلام زیر بغلای بی بی رو گرفت،حالا اهلبیت دارند از بالای ناقه ها نگاه میکنند،عمه تنها مونده پایین،چه جوری میخواد سوارشه؟

ببینید از روی ناقه همه ی چشم ها به زینب

چه جوری میخواد سوار شه رحم کن خدا به زینب

روی گونه اشک نم نم رو به گودال میگه با غم

پاشو از جا غیرت الله خواهرات بین نامحرم

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَی الاَْرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّی سَلامُ اللَّهِ [اَبَداً] ما بَقیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّی لِزِیارَتِکُمْ

دارم میرم داداش

اَلسَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنِ وَ عَلی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلی اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلی اَصْحابِ الْحُسَیْنِ

دل اهلبیت شور میزنه،بالاخره زینب چه میکنه؟لشکر ایستادند،یه وقت دیدند عوض اینکه زینب به سمت ناقه ها بیاد، دوید سمت گودال،داداش چه خاکی به سرم بریزم،خودش رو اندخت رو بدن برادر،وای،لباهارو گذاشت بر اون رگ های بریده، حسین......

دانلود روضه شام غریبان  

حاج حسن خلج

 

 

رفتم از کوی تو و پیش تو جامانده دلم

پیش تو مانده و از سینه جدا مانده دلم

گفتم اسباب سفر جمع کنم با دقت

زینب جان مگه چیزی مونده بود جمع کنی؟ هر کی یه چیزی زده زیر بغلش داره از یک جایی فرار میکنه،تو کوفه وقتی زن خولی نصف شب از خواب بلند شد دید خونه اش نورانیه،اومد توی مَدبَخ سر ابی عبدالله رو پیدا کرد دیوونه شد سر ابی عبدالله و بغل کرد ،دوید تو خیابون و کوچه،هی داد میزد میگفت:مردم شوهرم برام سر بریده آورده،یه مرتبه دید از هرخونه ای یه نفر بیرون اومد یکی یه پیراهن خون آلود دستش گرفته،یکی یه جفت گوشواره دستش گرفته،زنهای کوفه داد میزنند،چرا این سوغاتی ها اینقدر خون آلوده؟از همه جانسوزتر یه وقت دیدن یه خانمی دوید،یه گهواره چوبی زیر بغلشه

گفتم اسباب سفر جمع کنم با دقت

راه افتادم و ای وای که جا مانده دلم

میخوام آتیشت بزن،حاضری یانه؟

خداحافظ ای برادر زینب

به خون غلطان در برابر زینب

خداحافظ ای برادر زینب

همه رفتند و شدم تک و تنها

خدا را چه سازم در این دل صحرا

خداحافظ ای برادر زینب

ببین دشمن

غیرت الله بلند شو،بلند شو

ببین دشمن حرمت تو شکسته

خیمه هات رو بردن حسین..،خوابیدی؟

ببین دشمن حرمت تو شکسته

ببین دست خواهر تو ببسته

چون چاره نیست میروم و میگذارمت

ای پاره پاره تن به خدا میسپارمت

 

خداحافظ ای برادر زینب

دانلود روضه وداع حضرت زینب (س)

حاج مهدی سلحشور

 

آی بمیرم، ای کاش یکی به جای دستای زینب چشمای زینب و می بست، این منظره ها رو نمی دید، آخ تا رسید کنار گودال قتلگاه، هر چی صدا زد، دادش جواب زینب و بده، حسین چشما رو باز نکرد، تا قسم داد حسین جان، جان مادرم، چشمای خون گرفته رو باز کرد، زینب برگرد برو به خیمه، می گه دیدم زینب داره می ره، اما عقب عقب می ره، هی به سر می زنه، هی فریاد می زنه، حسینم و دارن می کشند، أَمَا فِیکمْ مُسْلِمٌ؟ یه مسلمون بین شما پیدا نمی شه؟ آی بمیرم، نانجیب روی زینب و زمین زد، گفت:مگه نمی بینی حسین و دارن می کشند، گفت :کار حسین و زودتر تموم کنید، یه وقت زینب ببینه، سری به نیزه، اگه این روضه یه شب در سال جا داشته باشه بخونی امشبه، وقتی شام غریبانیه، بی بی زینب زیر این خیمه نیم سوخته ها خوابش برد، عجب خوابیدنی، خواب به چشمش اومد یا نه، بی بی بیهوش رو زمین اوفتاد، این بچه ها سرشون رو دامن بی بی، همه از حال رفتند، یه وقت در عالم رؤیا حضرت زهرا سلام الله علیها رو در خواب دید، مادر اومدی، اما دیر اومدی، یه جمله رو می خوام عرض کنم، گفت زینب جان، من از صبح اینجا بودم، خودم همه ی منظره ها رو دیدم، اونوقتی که می خواست سر از بدن حسین جدا کنه، سر رو دامن خودم، هر چی فریاد زدم، بُنَیَّ،

 

حدود ساعت سه، من عقیله دختر حیدر

چنان مرغی که پرپر می زند، بر خاک و خاکستر

حدود ساعت سه، من پریشان آمدم با سر

ولی مثل همیشه باز از من زودتر مادر

حدود ساعت سه، دیدمت بر خاک و خاکستر

ولی عریان نه پیراهن نه عمامه، نه انگشتر

 

آنطرف از دور دیدم سارقی کرده کمین

 چشم دارد او به انگشتر به خیلی چیزها

جا گرفته روی سینه آن سگ حار از قفا

می زند هی ضربه بر حنجر به خیلی چیزها

کاش تنها آن حرامی با گلویت کار داشت

می خورد این تیزی خنجر به خیلی چیزها

با قد خم مادرت آمد عیادت کرده ای یاد پهلو

یاد میخ در به خیلی چیزها

داخل گودال حالش را رعایت می کنی

چون که حساس است مادر به خیلی چیزها

صلی الله علیک یا مظلوم یا اباعبدالله

شب عاشوراست امشب، کربلا غوغاست امشب

چه خبره امشب تو خیمه ها، آی، نوکرا، فدایی های ابی عبدالله، بیاید بریم تو خیمه، با حضورمون با ناله زدنمون، با گریه کردنمون امشب تسلای دل زینب باشیم، اینقدر زینب از دیدنتون خوشحال می شه، اینقدر سکینه خوشحال می شه، آخه صدای پای اسب ها می اومد می گفت عمه، لشکر برا کی داره می آد، تا صدای پای دو تا مرکب اومد، مسلم بن عوسجه و حبیب بن مظاهر، تا این دو تا اومدند به زینب خبر دادند، برا حسینت لشکر اومده، اینقدر زینب خوشحال شد، به حبیب که گفتند بی بی زینب از اومدن شما اینقدر خوشحال شده، شروع کرد گریه کردن، گفت:مگه من کیم؟ الحمدالله من باعث خوشحالی زینب شدم، آی کربلایی ها با ناله تون امشب دل زینب و خوشحال کنید، ناله بزنید یاحسین..........

 

که ای خفته خوش به بستر خون دیده باز کن

احوال ما ببین و سپس خواب ناز کن

ای وارث سریر امامت، به پای خیز

ما را سوار بر شتر بی جحاز کن

 

دلی در خون نشسته دوست داری

بگو قلبی شکسته دوست داری

تو را ای عشق بی سر دوست دارم

مرا با دست بسته دوست داری

 

نه تنها تیر و تیغ وسنگ بوده

سر پیراهنت هم جنگ بوده

ولی شرمنده زینب دیر فهمید

که انگشتر به دستت تنگ بوده

دانلود روضه شب عاشورا زبان حال حضرت زینب (س) 

نمیشه باورم که وقته رفتنه

تموم این سفر بارش رو شونه ی منه

داداش، کجا میخوای بری

چرا منو نمی بری

حسین، این دم آخری

چقدر شبیه مادری

قرارمون چی شد که بی قرار هم باشیم

داداش، هر چی که پیش اومد باید کنار هم باشیم

تشنه رفتن برا تو

تو خیمه موندن برا من

برنگشتن برا تو

مرثیه خوندن برا من

قمرامون برا تو

هرچی که اختر برا من

پسرامون برا تو

این همه دختر برا من

زخم های شمیشر برا تو

زخم زبون ها برا من

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2097
    کل نظرات : 171
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 15
    تعداد اعضا : 273
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 1,769
    بازديد ديروز : 3,128
    بازديد کننده امروز : 605
    بازديد کننده ديروز : 1227
    گوگل امروز : 645
    گوگل ديروز: 1287
    بازديد هفته : 7,991
    بازديد ماه : 58,135
    بازديد سال : 1,563,840
    بازديد کلي : 6,235,663
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 54.227.127.109
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید