close
تبلیغات در اینترنت
متن سینه زنی "واحد"

متن سینه زنی "واحد"

متن سینه زنی "واحد"

متن سینه زنی "واحد"
متن سینه زنی "واحد"
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
0 291 aboozar
3 302 aboozar
1 467 saeednajafi
12 768 aboozar
4 6454 amirsajad
0 2230 aboozar
0 2114 aboozar
0 1910 aboozar
0 3319 aboozar
0 1256 aboozar
1 17563 2505
6 6158 aboozar
0 14344 aboozar
1 2496 masoudfn
1 1623 aboozar
14 3609 aboozar
20 3847 aboozar
0 2741 aboozar
0 1760 aboozar
0 2089 aboozar

حاج مجتبی رمضانی

 

خاک پای همتونم اگه امشب بتونم

خودمونی براتون یخورده روضه بخونم

ز شرار دل میسوزم ز تمامی وجود

بسم رب الشهدا یکی بود یکی نبود

یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود

روزای جبهه و جنگ روزای قشنگی بود

روزای قشنگی بود روزای سخت جدایی

کاشکی جنگ تموم نمیشد می شدیم کربلایی

توی جنگ و جبهه ها یه بچه ی کوچیک بودم

نبودم جبهه ولی من به اونا نزدیک بودم

خاطرات اون روزا هیچوقت ز یادم نمیره

مرغ دل به یاد تابوت شهید پر می گیره

مادری چشمش به در چرا عزیزم نیومد

بعد چند روز پسرش به روی دستا میومد

اما بعد جبهه ها ما از خوبا جدا شدیم

لباس خاکی فراموش شد و بی وفا شدیم

یا اباصالح پس کی میایی

دست بیعت به شهید و آرمانش نزدیم

اون چیزی که اونا خواستن ما هرگز نشدیم

اونجا با ذکر حسین شبونه معبر میزدن

همه جا جار میزدن غلام ابن الحسنن

ذکر یابن العسکری از لبشون کم نمی شد

غیر یا مهدی چیزی به دردا مرهم نمی شد

اینجا کم کم خاطراتو از تو ذهنا می برن

دیگه حرفی از شهید تو مجلسا نمی زنن

اونجا ناله می زدن چرا آقامون نمیاد

حال جبهه خبر از حضور آقامون می داد

اینجا خون به قلب ناز مهدی زهرا شده

صوت موسیقی طنین انداز محفل ها شده

اونجا کرخه و دو کوهه جنت جانبازا بود

جزر و مد رود دز مبهوت اشک چشما بود

اینجا با زخم زبون جانبازو تحویل می گیرن

همه ی عزتو تو ثروت و تحصیل می بینن

اونجا سر بند ابالفضل به همه توون می داد

بسیجی با لب تشنه لب دریا جون می داد

اینجا غیرت می دن و عشق تمدن می خرن

با حجاب بی حجاب دم از تمدن می زنن

اونجا رفتن روی مین که دنیا رو رها کنیم

درد بی درمون دنیا دوستی رو دوا کنیم

اونجا زیر برف و بارون توی سنگرای سرد

اینجا ویلا و تجمل رو دلا نشونده درد

یکی محزون یکی خندون شیوه ی اونا نبود

این طریق نبوی و سیره ی مولا نبود

در ازای پاره ی دلی که جبهه داده بود

خونه ی خشتی سزای مادر شهید نبود

این وصیت نامه ی بت شکن خمین نبود

روی بوم خونه ها جز پرچم حسین نبود

یا اباصالح پس کی میایی

کوچه های شهر ما بی روضه و دعا نبود

جای هر خون شهید تو مجلسا گناه نبود

رهبر غریب ما اون روزا دلگیر نبود

صورت شبیه ماهش اینقدر پیر نبود

رد پای شهدا تو زندگیا گمشده

شیوه ی عصر جهالت شیوه ی مردم شده

یا اباصالح پس کی میایی

چطوری روز قیامت آقا رو صدا کنیم

تو چشای مادرش زهرا چطور نگاه کنیم

آقا جون دستم بگیر رنگ جماعت نباشم

دیگه از جدت حسین دارم خجالت می کشم

اومدم آشتی کنم با تو به ولله آقا جون

روتو برنگردون از من جون زهرا آقا جون

بس که بد سرزده از من دیگه دلخسته شدم

به سرم هر چی بیاد حقمه ولله آقاجون

آقا من تو رو قسم میدم به یک مرد غریب

همونی که کشته شد کنار دریا آقاجون

همونی که یه روزی خیمه هاشو آتیش زدن

دخترش آواره شد میون صحرا آقاجون

مددی کن که شبیه شهدا پاک بشم

ذکر یابن العسکری بگیرمو خاک بشم

یا اباصالح پس کی میایی

 

دانلود سینه زنی واحد در وصف شهدا و یادی از امام زمان (عج)

ارسال شده توسط: ذاکر اهل بیت (ع) بهمن مختاری

شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.

 

 حسین یعقوبیان

ناز از تو، نیاز و تمنّا، به روی چشم

منّت کشی ز یوسف بطحا، به روی چشم

 گفتی گنه نکن، به خدا سعی می کنم

قدری دگر نما تو مدارا، به روی چشم

امری اگر بود، به کس دیگری مگو

من مُرده ام مگر گل زیبا، به روی چشم

 بگذار یک نماز، به تو اقتدا کنم

عرفان و پاک بازی و تقوا، به روی چشم

قدری تو دور کن ز دلم، حُبّ نفس را

مُردن به عشق حضرت زهرا، به روی چشم

 سینه زنی واحد در وصف امام زمان (عج) - ناز از تو، نیاز و تمنّا، به روی چشم - حسین یعقوبیان

 

ای ساربان آهسته ران

کارام جان گم کرده ام

آخر شده ماه حسین

من میزبان گم کرده ام

در میکده بودم ولی

 بیرون شدم از غافلی

ای وای ازاین بی حاصلی

 عمر جوان گم کرده ام

پایان رسد شام سیه

 آید حبیب من ز ره

اما خدا حالم ببین

 من یار را گم کرده ام

ای وای از این غوغای دل

 از دلبرم هستم خجل

وقت سفر ماندم به گِل

 من کاروان گم کرده ام

نعمت فراوان دادیم

 منت به سر بنهادیم

اما ببین نامردیم

 صاحب زمان گم کرده ام

من عبد کوی عشقم و

من شاه را گم کرده ام

آقا تو را گم کرده ام

بنوشتم این نامه چنین

 با خون دل ای مه جبین

اما بخت مرا ببین

 نامه رسان گم کرده ام

شرمنده ام اما بگم

 آقا تورا گم کرده ام

 

 

به زیر زلفت این ماه است و یا رو

به روی ماهت این شب است و یا مو

کنی گه صید دل از تیر مژگان

کنی گه قصد جان با تیغ ابرو

نخواهم دم زدن سِحر آفرینی

به پیش چشم جادوی تو جادو

به لب خال تو را دل دید و گفتا

که جا در شکرستان کرده هندو

نخواهی گر گرفتار کمندم

به دوش افکنده ای بهر چه گیسو

ز بس داغ غم جانان گران است

نگردد کوه و با او هم ترازو

قدم مگذاری جز بر دیده من

که جای سرو و نباشد لب جو

نخیزد این خرامیدن ز طاووس

نیاید این نگه کردن ز آهو

ندارم به قلبم من آرزویی

جز آنکه ببینم ساقی مه رو

غمت در نهانخانه دل نشیند

بنازی که لیلی به محمل نشیند

مرنجان دلم را که این مرغ وحشی

ز بامی که برخاست مشکل نشیند

بگذار آدمیان طعنه زنند گویند

هر که خود را عبد کوی تو نخواند آدم نیست

هر که از عشق تو دیوانه نشد آدم نیست

آدم آن است که از عشق تو دیوانه شود

یا اباصالح مدد

 

 بی تو ای صاحب زمان

بی قرارم هر زمان  

از غم هجر تو من دل خسته ام

همچو مرغی بال و پر بشکسته ام

کی شود آیی نظاره بر دل اندازی تو یارا

بر دل خسته که دم سازی تو یارا

ده مدال دیده بانی ز عنایت

به منو از مهر و عشق بازی خدایا

یابن الحسن آقا بیا    

ای تو شور عشق من

روشنی انجمن

بی تو در دام بلا افتاده ام

بر تو یارا جان و دل را داده ام   

از فراق تو شده حال من خسته پریشان

کی میایی منجی و سلطان امکان

عقده ها را وا کنی با یک نگه ای نور یزدان

بین چه کرده با دل من سوز هجران سوز هجران

 یابن الحسن آقا بیا  

 

بیا که غیر وصال تو انتظار ندارم

به کوی عشق تو جز انتظار کار ندارم

نظر به هر چه به غیر، گل رخ تو حرام است

گل بهار نخواهم چو گل و زار ندارم

چنان کشیده ز هر سو، مرا به تره ی گیسو

که دیگر از غم عشقش، ره فرار ندارم

قسم به طلعت ساقی، به قد قامت ساقی

که بی شمایل آن گل دمی قرار ندارم

فراغ یار مرا کشت

غم نگار مرا کشت

به ناز گلشن فردوس الطفات نباشد

به جز هوای سر زلف آن نگار ندارم

دیار بی رخ آن دلستان به کار نیاید

اگر که یار نباشد سر دیار ندارم

نگار لاله رخم تا که رفته از نظر من

دگر مجال تماشای لاله زار ندار

تمام مدت عمرم خراب عشق تو بودم

به غیر دیده زار دل خمار ندارم

فراغ یار مرا کشت

غم نگار مرا کشت


درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2067
    کل نظرات : 170
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 40
    تعداد اعضا : 272
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 1,707
    بازديد ديروز : 19,347
    بازديد کننده امروز : 693
    بازديد کننده ديروز : 7976
    گوگل امروز : 791
    گوگل ديروز: 11292
    بازديد هفته : 75,331
    بازديد ماه : 180,108
    بازديد سال : 1,437,427
    بازديد کلي : 6,109,250
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 54.80.33.183
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید

مطالب تصادفی