close
تبلیغات در اینترنت
اشعار شهادت امام صادق,شعر شهادت امام صادق,متن اشعار شهادت امام صادق,متن شعر شهادت امام صادق

اشعار شهادت امام صادق,شعر شهادت امام صادق,متن اشعار شهادت امام صادق,متن شعر شهادت امام صادق

اشعار شهادت امام صادق,شعر شهادت امام صادق,متن اشعار شهادت امام صادق,متن شعر شهادت امام صادق

اشعار شهادت امام صادق,شعر شهادت امام صادق,متن اشعار شهادت امام صادق,متن شعر شهادت امام صادق
اشعار شهادت امام صادق,شعر شهادت امام صادق,متن اشعار شهادت امام صادق,متن شعر شهادت امام صادق
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
0 291 aboozar
3 302 aboozar
1 467 saeednajafi
12 768 aboozar
4 6454 amirsajad
0 2230 aboozar
0 2114 aboozar
0 1910 aboozar
0 3319 aboozar
0 1256 aboozar
1 17563 2505
6 6158 aboozar
0 14344 aboozar
1 2496 masoudfn
1 1623 aboozar
14 3609 aboozar
20 3847 aboozar
0 2741 aboozar
0 1760 aboozar
0 2089 aboozar

شهادت امام صادق (ع)

 

اگر چه اصل و نسب از تبار اُلفت داشت

به بی وفائی این روزگار عادت داشت

دوباره سینه ی دریائی اش پر از غوغاست

که بین آن همه شاگرد باز هم تنهاست

شب و سکوت و مناجات دل نوازش بود

فضای شهر پر از عطر جانمازش بود

ز سوز اشک، تن پیرمرد می لرزید

وَ پا به پای تنش خاک سرد می لرزید

نشانه ها همه آیات شام آخر بود

که این همه به لبش ذکر وای مادر بود

سر نماز و دعا بود دوره اش کردند

چقدر مردم این قوم پست و نامردند

چقدر ساده شکستند خلوت او را

وَ زیر پای نهادند حرمت او را

طناب و این همه آدم دگر برای چیست؟

برای بردن یک پیرمرد لازم نیست

دوباره داغ مدینه خدا به خیر کند

امام و دشمن و کینه خدا به خیر کند

برو فرشته بیاور عبای آقا را

دوباره جفت نما کفش های آقا را

کسی نمی دهد این جا بها به موی سپید

که باز کار امامی به قتلگاه کشید

امام پیر پیاده نفس نفس می زد

زمین که خورد اجازه نداشت برخیزد

به روی خاک کشیدند جسم مولا را

دوباره تازه نمودند داغ زهرا را

شبانه رفت و غریبانه تا خدا پر زد

از این قفس وَ از این شهر بی صفا پر زد

دوباره باز عزا بین عرش بر پا شد

امام پیر هم از بی حرم ترین ها شد

 

شهادت امام صادق (ع)

 

گر چه در خاک رفت، پیکر تو

دیگر از تن جدا نشد سر تو

دود آتش ز خانه ات بر خواست

پشت در جان نداد همسر تو

ظلم بر عترتت رسید ولی

به اسیری نرفت دختر تو

بدنت آب شد ز زهر ولی

تازیانه نخورد خواهر تو

قامتت گشت خم ولی نشکست

پشت تو در غم برادر تو

ظلم دیدی و لیک کشته نشد

کودک شیرخواره در بر تو

سوخت قلبت ولی نشد صد چاک

تن فرزند در برابر تو

زهر دادند بر تو لیک نخورد

چوب کین بر لب مطهر تو

سوخت پا تا سرت ز زهر ولی

پاره پاره نگشت پیکر تو

می سزد در غم تو گریه کند

چشم شیعه به جد اطهر تو

بوده یک عمر در عزای حسین

اشک، جاری ز دیدهٔ تر تو

نه از این غم سرشک «میثم» ریخت

اشک خونین ز چشم عالم ریخت

 

شهادت امام صادق (ع)

 

تا که در خانه در برابرش افتاد

شعله ی آهی میان حنجرش افتاد

بر سر سجّاده مثل جدّ غریبش

بند اسارت به جسم لاغرش افتاد

پای پیاده دوان دوان پی مرکب

در وسط کوچه ها که پیکرش افتاد ...

... ناله زد آن جا شبیه ناله ی زهرا

یاد کبودی روی مادرش افتاد

لحظه ای که مادرش به روی زمین خورد

ضربه چنان سخت بود... گوهرش افتاد

خواست که بر روی پای خویش بایستد

هر چه قَدَر سعی کرد... آخرش افتاد

تاول پاهای خویش را که نظر کرد

خاطره ای در دل مطهرش افتاد

روضه ای از روضه های داغ رقیه

شعله ی اشکی شد و به محضرش افتاد

در اثر شدّت پیاپی سیلی

دیده ی او تار شد ... معجرش افتاد

 

شهادت امام صادق (ع)

نیمه ی شب بود و در بیت امام

غرق در حق زاده ی خیر الانام

در میان سجده گاه اطهرش

واله از انوار ذات داورش

آسمان محو مناجاتش شده

عرش هم شیدای طاعاتش شده

نیست بین او و ربش فاصله

حجت الله در نماز و نافله

اهل بیتش خفته در امن و امان

خفته در بستر به حجره کودکان

ناگهان طوفان آتش شد پدید

بی حیایی خانه را آتش کشید

ریخت دشمن در میان لانه اش

از در و دیوار و بام خانه اش

خانه و اهلش همه در ولوله

دشمن نامرد غرق هلهله

حق رکن عرش را نشناختند

در میان بیت او می تاختند  

این که بیتش گشته غارت صادق است

بر حریمش شد جسارت صادق است

گشت شاه کشور خوبان به بند

پای عریان و سر عریان به بند

آن که خود مصداق و عین نور بود

خسته از نامردی منصور بود

بعد از این شام سیاه پر هراس

بعد ظلم مردم حق ناشناس

حضرت صادق امام العالمین

ناله می زد وا غریبا وا حسین

گر میان خانه ی من تاختند

گر شرر بر خرمنم انداختند

کودکان من پناهی داشتند

بر پدر خوش تکیه گاهی داشتند

لیک ای مظلوم آل هل اتی

ناله ام باشد به یاد کربلا

در حریمت بین آن آتشفشان

خواهرت بود و فغان کودکان

زینب و طوفانی از درد و شرار

زینب و سیلی قوم نابکار

زینب و تنهایی یک قافله

زینب و زخم زبان حرمله

زینب و دست کبود کودکان

زینب و نامردی شمر و سنان

عمه ی ما را اسارت برده اند

اهل خیمه جمله سیلی خورده اند

بر دل غم دیده ی زینب سلام

بر سرشک دیده ی زینب سلام

گرچه دعبل شاعری نالایق است

سوخته از روضه های صادق است

شهادت امام صادق (ع)

 

شیخ الائمه ام که شکستند حرمتم

با هیزم آمدند شبانه زیارتم

در احترام موی سپیدم همین بس است

در بین شعله ها شد تکریم ساحتم

من دست بسته بودم و یاران به خواب ناز

آن جا کسی نبود نماید حمایتم

من مرد بودم این شد و ای وای مادرم

این تنگنای کوچه نماید اذیتم

سجاده ام کشید و بماند چگونه برد

خاکی شده ز کینه لباس عبادتم

با دست بسته، پای برهنه، نفس زنان

مرکب دوانیش به خدا برد طاقتم

خوردم زمین و ناله زدم عمه جان مدد

قدری کمان چو قامت تو گشته قامتم

در بین راه گشته پریشان محاسنم

از بس که دست بسته زمین خورده صورتم

تفسیر مقتل «قَبَضَ شَیبةٌ» شده

این صورت کبود و رخ پر جراحتم

این جا جفا به ماشد و معجر کشی نشد

غم های کربلا زده لطمه به غیرتم

 

شهادت امام صادق (ع)

 

غروب سرخ نگاهش به رنگ ماتم بود

غریب شهرِ خودش نه، غریب عالم بود

چقدر روضهٔ کرب و بلا به پا می داشت !

به روی سر در خانه همیشه پرچم بود !

اگر چه زخم جگر تازه می شد اما باز

برای داغ دلش روضه مثل مرهم بود

همیشه در وسط کوچهٔ بنی هاشم

پر از تلاطم اشکِ مصیبت و غم بود

شبی که در تب آتش بهشت او می سوخت

شکسته قامت و آشفته حال و درهم بود

شتاب مرکب و پای برهنهٔ آقا !

میان کوچه زمین خوردنش مسلّم بود

کبودِ زخمِ طناب و اسارت و غربت

چه قدر در نظرش کربلا مجسّم بود

خلاصه لحظة‌ آخر، زمان تدفینش

بساط غسل و بساط کفن فراهم بود

در آن زمان به خدا هر دلی پریشانِ

شهید بی کفن وادیِ محرّم بود

به زخم پیکر گل، بوریا نمی پیچید

اگر که پیرهن پاره پاره ای هم بود

 

شهادت امام صادق (ع)

 

رنج این روضه مرا سوزانده

که لعینی دل تو لرزانده

خانه ای را که ملک در آن است

دشمنت با شرری سوزانده

آن چنان سخت هجوم آوردند

که دهان همگی وا مانده

بس که بی رحم تو را می بردند

کفش هایت دم در جا مانده

به جفا کاری و حرمت شکنی

دشمنت کینه به دل می رانده

به خدا سخت تر از این غم نیست

که عدو چشم تو را گریانده

بارالها تو نیار آن روزی

که شود حجت حق درمانده

دل من هم به تسلّای غمت

پشت دیوار بقیع جا مانده

 

امام صادق (ع)

 

ای اشک چشم ما همه وقف عزای تو

دل‌های دوستان همه صحن و سرای تو

چشمم سوی مدینه دلم جانب بقیع

گرم زیارت حرم با صفای تو

از لحظه‌ای که خاک لحد بر تو چیده شد

خاک بقیع نه! دل ما گشت جای تو

آیا درِ بقیع شبی باز می‌شود

تا در کنار قبر تو گریم برای تو؟

بردند دست‌بسته تو را سوی قتلگاه

با آن که بود عرش خدا جای پای تو

ای صد مسیح زندۀ ذکر شبانه‌ات

خاموش شد چگونه صدای دعای تو

آخر ز زهر کین جگرت پاره پاره شد

ای پاره‌های دل، گُل بزم عزای تو

تشییع شد چو پیکر پاک تو تا بقیع

می‌کرد گریه ختم رسل در قفای تو

چون شمع، آب شد بدنت از شرار زهر

ای جان عالمی همه بادا فدای تو

تنها نه «میثم»... از غم و اندوه و غربتت

آگه کسی نگشت به غیر از خدای تو

 

امام صادق (ع)

 

طنین هق هق بادو فغان کوچه ی سرد

صدای خنده ی نحس سواره ای ولگرد

دوباره روضه ی تلخ طناب و دست امام

زمانه مثل علی با شما چه بد تا کرد!؟

در درون حجره عبا و عصاش جا مانده

نکش!نه! محض رضای خدا، نرو برگرد

زبان به طعنه گشود آن نواده ی ابلیس

به اهل بیت نبی بارها جسارت کرد

چقدر بی ادبانه!!! عزیز فاطمه را

کشان کشان دل شب مجلس شراب آورد

شکست حرمت موی سپید آقایم

کنار میز قمار جماعتی نامرد

همه نشسته و او ایستاده می بیند

جنون رقص غرور دو طاس تخته ی نرد

 

امام صادق (ع)

 

همنشین دلِ من زهرِ شرر بار شده

قاتل مادرِ من آن در و دیوار شده

یاد مادر به خدا کرده مرا دلگیرم

قصه‌ی کوچه میانِ دلِ من خار شده

من که در کوچه، زمین خورده به خود می‌پیچم

جگرم سوخته و سخت گرفتار شده

می‌خورم روی زمین خاک شده غمخوارم

صادقِ آلِ علی یکّه و بی‌یار شده

بسکه منصور خورانده به دلم زهرِ ستم

دلِ پژمرده‌ی من زخمی و بیمار شده

آخر از سوز شرر سینه‌ی من می‌سوزد

روز من در نظرم همچو شبِ تار شده

شکر حق روزه‌ی امروز قبولش گردید

عاقبت روزه به زهرِ عدو افطار شده

 

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2067
    کل نظرات : 170
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 25
    تعداد اعضا : 272
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 1,588
    بازديد ديروز : 19,347
    بازديد کننده امروز : 659
    بازديد کننده ديروز : 7976
    گوگل امروز : 760
    گوگل ديروز: 11292
    بازديد هفته : 75,212
    بازديد ماه : 179,989
    بازديد سال : 1,437,308
    بازديد کلي : 6,109,131
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 54.80.33.183
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید