close
تبلیغات در اینترنت
امام زمان (عج)

امام زمان (عج)

امام زمان (عج)

امام زمان (عج)
امام زمان (عج)
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
0 39 aboozar
0 56 aboozar
0 348 aboozar
3 328 aboozar
1 510 saeednajafi
12 831 aboozar
4 6513 amirsajad
0 2277 aboozar
0 2150 aboozar
0 1958 aboozar
0 3375 aboozar
0 1294 aboozar
1 17638 2505
6 6202 aboozar
0 14387 aboozar
1 2535 masoudfn
1 1652 aboozar
14 3654 aboozar
20 3896 aboozar
0 2786 aboozar

حاج میثم مطیعی

عمری است در هوای خودت گریه می کنی

عمری است با نوای خودت گریه می کنی

گاهی کنار تربت مخفی مادرت

بر خاک آشنای خودت گریه می کنی

یک شب کنار پنجره فولاد می روی

با حاجت و دعای خودت گریه می کنی

شب های جمعه زائر شش گوشه می شوی

با یاد کربلای خودت گریه می کنی

یابن الحسن...

با خواندن زیارت ناحیه تا سحر

با سوز روضه های خودت گریه می کنی

لایق نبوده ایم انیس غمت شویم

با درد و غصه های خودت گریه می کنیم

ما که اهمیت به غیابت نمی دهیم

از غربتت برای خودت گریه می کنیم

هر هفته نامه های مرا می زنی ورق

بر حال این گدای خودت گریه می کنی

کس تاب آن نداشته همگریه ات شود

تنها تو پا به پای خودت گریه می کنی

مناجات با امام زمان (عج) - عمری است در هوای خودت گریه می کنی - دکتر میثم مطیعی

 

حاج میثم مطیعی

اميد قلب خسته در اين شب سياهی
در راه مانده‌ای را درياب با نگاهی
ديگر بيا که بی‌تو از دست رفته‌ ام من
ای وای از تباهی، ای وای از تباهی
افتاده بودم از پا در جاده ‌ی غم اما
دادم به خود تسلا ديگر نمانده راهی
در سايه ‌سار لطفت جايی برای ما هست
با دل چه کرده بی‌ تو شب‌ های بی ‌پناهی
برگرد ای انیس شب گریه ‌ی مدینه
عمری ‌ست مانده آقا بر راه تو نگاهی
ای التیام سیلی، با چشم ‌های نیلی
مادر تو را صدا زد هر شام و صبحگاهی
یک گوشواره گم شد، در بین کوچه و رفت
یک گوشواره از دست در غارت سپاهی
انگشتری به دست تو دوخته دمادم
چشمان حسرتش را از بین قتلگاهی

مناجات با امام زمان (عج) - اميد قلب خسته در اين شب سياهی - دکتر میثم مطیعی

 

 

زمان لطف ، صحبت از حقارتم نمی کنی
کریمی و نظاره بر لیاقتم نمی کنی
تو را ز یاد می برم زمان معصیت ولی
مرا مؤاخذه برای غفلتم نمی کنی
دلم شکسته و کسی به داد من نمی رسد
میان راه مانده ام ، حمایتم نمی کنی
چه نذرها نکرده ام ، که زیر و رو شود دلم
به هر دری که می زنم اجابتم نمی کنی
اسیر ظلمت دلم شدم ، عزیز فاطمه
به یک دعا مرا غریق رحمتم نمی کنی
اگر بناست سهم من همیشه دوری ات شود
چرا مرا نمی کُشی و راحتم نمی کنی
کسی من خراب را به سوریه نمی برد
در این بساط عاشقی ضمانتم نمی کنی
فدای عمه ای که با دل شکسته ناله زد
برادرم چرا نظر به غربتم نمی کنی
بزرگ این قبیله ام  مرا نزن عقیله ام
چرا حیا و شرم از شرافتم نمی کنی

 

نذر دیدار رخت را کی ادا خواهم کرد
همه را غیر تو یکروز رها خواهم کرد
زیر بال و پر تو بودن من بندگی است
رو به تو گر بکنم رو به خدا خواهم کرد
تو اگر یک سحر از کوچۀ ما رد بشوی
یک قدمگاه دراین کوچه بنا خواهم کرد
مادرم دست مرا داد به دستت آقا
مادرم را همۀ عمر دعا خواهم کرد

 هر قدر هم که محلم ندهی آقا جان
دم به دم اسم تو را باز صدا خواهم کرد
دیر یا زود مهم نیست ولی آخر سر
من خودم را بغل امن تو جا خواهم کرد
هرچه سرمایه بدستم برسد شکی نیست
نذر یک شب سفر کرببلا خواهم کرد
جان اگر بر لب من هم برسد آرامم
پنج تن را به دم مرگ صدا خواهم کرد

 

حاج محمود کریمی

 

مجلس ما یا بن الحسن،منوره به نور تو
می دونم اینجایی آقا،حس می کنم حضورتو
یابن الحسن...
تو هستی و رو قلب ما اثر می ذاری آقا جون
می دونم این شبا چقدر تحت فشاری آقا جون
شروع کنیم روضمونو با نوحه ی قدیمیا
فریاد یا محمدا،حسین رسید به کربلا
سکینه باعمه اومد،با مادرش قاسم اومد
 
رقیه روی شونه ی ماه بنی هاشم اومد
همه دارن میان
نجمه اومد رباب اومد
قربون قدمات حسین
اصغر اومد، اکبر اومد، همراهشون از آسمون
 
گریه کنون مادر اومد
نگاه سردار حسین به شاه کم سپاهشه
شاهی که بیشتر از سپاه ،بچه کوچیک همراهشه
در دل خود تکیه می بندیم ما
سینه  را از عشق آکندیم ما
لحظه لحظه سال با کندی گذشت
 
تا محرم، منتظر ماندیم ما
روایته ها
دست شیطان و هوای نفس را
با طناب گریه می بندیم ما
ما سیه پوش عزای زینبیم
 
دور از شادی و لبخندیم ما
اذن داد ارباب در روز ازل
 
با گل پاکش بپیوندیم ما
زاده ی زهرا کجاو ما کجا
او ضرر کرده مگر چندیم ما
اولین نوحست بر لب ها همه
آجرک الله یابن فاطمه  
یا امام زمان
تا بلا بر عاشقان تکلیف شد
جایگاه عشق تو تعریف شد
بس که محکم بود عهدت با خدا
مقتلت روز ازل تعریف شد
در رگ اسلام خون پاک توست
مکتب بی کربلا تحریف شد
در کشاکش ها به داد دین رسید
هر کجا دین خدا تضعیف شد
نوحه ی تو لوح محفوظیست که
در خود عرش خدا تصنیف شد
چهره ی زیبایت ای وجه خدا
با زبان مهدیت توصیف شد
چهره ات چطور توصیف شد، امام زمان چطوری توصیف کرد؛ السلام علی الخدالتریب، السلام علی الشیب الخضیب، کجا بودی
بنده ای که هیچ جا جایی نداشت
آمد اینجا صاحب تشریف شد
عالمی سر گشته و سر دار،تو
ما اسیر و سیدالاحرار تو
طاعتش از یاربت تفسیر شد
جزءجزء مذهبت تفسیر شد
یا غیاث المستغیثین تو با
ذکر یارب یاربت تفسیر شد
میهمان داری و لطف و جود تو
هر کجا شد موکبت تفسیر شد
آن شبی که وعده کردی روز بعد
صبح راز آن شبت تفسیر شد
در کنار آب بودی یا عطش
با ترک های لبت تفسیر شد

مناجات امام زمان (عج) و روضه شب دوم محرم - مجلس ما یا بن الحسن،منوره به نور تو - حاج محمود کریمی

حاج منصور ارضی

 

ای خوش آن روز که بر دیده دری باز شود

دارم امید دری از سحری باز شود

مگر از خدمت صاحب نفسان فیض رسد

ورنه از غیب بعید است دری باز شود

جز غم و غصه ی تو غصه و غم نیست مرا

سفره ی دل نه به هر خیره سری باز شود

مرغ بی بال و پرم گوشه ی زندان خراب ‎ ‎

باید از کنج قفس بال و پری باز شود

جز حریم نظرت نیست پناه دگری

گره بسته ی ما با نظری باز شود

دم به دم یاد تو هستم که تو یادم باشی

درد گفتم که ز کویت خبری باز شود

بس دعا کردم و گرییدم و دادم قسمت

تا در وصل تو با چشم تری باز شود

تشنهام تشنه می کرب و بلا می خواهم

در حرم دایره ی بیشتری باز شود

تمام راه مراقب شدم که غم نرسد

به سمت محمل معصومه ها قدم نرسد

تمام راه نگاهم سوی بیابان بود

عذاب زندگیم خار و پای طفلان بود

خدا نکنه یه خار تو پای طفلت بره ...

تمام راه روی دوش مشک میبردم

چقدر غصه طفل رباب را خوردم

تمام راه مدد یاحسین برلب بود

همه حواس ابالفضل پیش زینب بود

تمام راه حرم باوقار و بی غم بود

وبالش سر طفلان همیشه دستم بود

هر بچه ای که میخواست بخوابه تو بغل من بود ...

ندید ابرغمی آسمان محملها

عمو شدم بشوم سایبان محمل ها...

عباس جان کجا بودی .... عمو شدم ...

سپرده ام که رقیه به غصه پا بزند

گرفت اگر دل تنگش مرا صدا بزند ...

عین امی العباس ...

رسیده ایم به اینجا زمین کرببلا

منای یوسف زهرا زمین کرببلا

رسیده ایم به اینجا که کارها بکنیم

دوباره خیمه توحید را به پا بکنیم

رسیده ایم به اینجا رکاب باید شد

عصای دست خدای حجاب باید شد ...

مراقبم که حضورش شکوه جاده شود

به احترام تمام از شتر پیاده شود

مباد فاطمه جمع ما زمین بخورد

مباد پیش روی چشمها زمین بخورد

مباد خاک نشیند بروی معجر او

مباد اینکه شود باز چادر سر او

مناجات امام زمان (عج) و روضه شب دوم محرم - ای خوش آن روز که بر دیده دری باز شود - حاج منصور ارضی

سید جواد ذاکر

 

گوش بکنید داره میاد، یه صدایی از مدینه

چشماتونو باز بکنید، شاید که چیزی ببینه

صدا می‌گه امت من، پیغمبر شما منم

مهدی من تو غربته، از همه‌تون گله دارم

چرا دل عزیزمو، خون می‌کنید مسلمونا

برا ظهور مهدی‌ام، چرا نمی‌کنید دعا

مهدی من غصه داره، عزیز من تو انتظار

منتظر دستور حق، تا که بیاد با ذوالفقار

غریبم آقام، آقام، آقام، آقام

گوش بکنید داره میاد، یه صدایی از تو نجف

لباتونو ببنید و، هرگز نباشه هیچ حرف

صدا می‌گه من ولی ام، شیر خدا من علی ام

مهدی من غصه داره، از همه‌تون ناراضی‌ ام

چرا عزیز دلمو، با کاراتون رنجش می‌دید

آی شیعه‌ ها با شماهام، مهدی رو هی عذاب می‌دید

مهدی من چاه نداره، که درد دل باهاش کنه

مهدی من یار نداره، که اونو همراهش کنه

گوش بکنید داره میاد، یه صدایی از مدینه

حواستون رو جمع کنید، صاحب اون صدا کیه

صدا میگه من فاطمه‌ ام، دختر پیغمبرتون

خوب می‌دونید که ندارم، رضایت از اعمالتون

فرزند من مثل خودم، غریبه و وای بر شما

این طور می‌ خواید که ما باشیم، شفیعتون روز جزا

من عاشق فرزندمم، مهدی هم عاشق منه

خدا نیامرزه اونو، که قلبشو زخم بزنه

من مادرم اون پسرم، طاقت ندارم ببینم

مهدی من غصه داره، الهی هیچ وقت نبینم

گوش بکنید داره میاد، یه صدایی از تو بقیع

چشماتونو باز بکنید، غربت می‌باره از بقیع

صدا می‌گه من حسنم، سید اهل جنتم

مسلمونا جواب بدید، از شماها در حیرتم

تلخی زهر انتظار، به کام مهدی نمونه

شیعه باید کاری کنه، تا مهدی تنها نمونه

تلخ‌تر از زهریه که، جگر من رو پاره می‌کرد

دست از دعا برندارید، شاید خدا اشاره کرد

گوش بکنید داره میاد، یه صدایی از کربلا

دیوونه‌ها گریه کنید، با صدای ثار خدا

صدا می‌گه من حسینم، عاشق و معشوق خدا

آی عاشقا چرا شدید، از یاد عشقتون جدا

مهدی من منتقمه، خون من و مادرمه

هر روز نگاش و دوخته، بر پیرهن پاره ی من

صدای حق وقت ظهور، به گوش مهدی می‌ رسه

از خونی که از پیرهنم، می‌ریزه و جاری می ‌شه

عزیز من می‌فهمه که، لحظه ی موعود رسیده

با ذوالفقار و ذوالجناح، میره به مکه مدینه

حسینیا حسینه و دل که سرشار از خونه

چرا برای پسرش، کسی دعا نمی‌خونه

گوش بکنید داره می‌یاد، یه صدایی از کربلا

دستاتونو پنهان کنید، از شرم ساقی خدا

ساقی می‌گه عباس منم، ساقی تشنگان منم

غیرتتون کجاست شما، استاد عاشقان منم

چرا عزیز مادرم، تنهاست و یاری نداره

شیعه‌ ها پس چی شد وفا کار شما گریه داره

دست ندارم ولی چشام، رو به سوی لطف خدا

تا عزیزم مهدی، از غربت و غم بشه جدا

گوش بکنید داره می‌یاد، یه صدایی از سوریه

خوب گوش کنید این صدای، اُسوه دلداگیه

صدا می‌گه من زینبم، عمه مهدی‌ ام منم

می‌خوام که وقتی اون میاد، یکی مثال من باشه

عاشقونه دل بیاره، خطبه‌هاش ریشه‌ کن باشه

سینه سپر کنه جلو، دشمنای مهدی من

گوش بکنید داره میاد، صدایی از مشهدمون

ولی نعمت ماها، آبروی ایرانیون

صدا می‌گه رضا منم، غریب غربا منم

اما برای غربته، مهدی خود گریه کنم

سینه زنی شور برای امام زمان (عج) - گوش بکنید داره میاد، یه صدایی از مدینه - زنده یاد سید جواد ذاکر

سید مهدی میرداماد

 

عاشق گرفته باز قنوت دعا بیا

دوباره محرم رسید،دوباره التماس های من شروع شد

عاشق گرفته باز قنوت دعا بیا

ای تیر آخرین  کمان خدا بیا

از همین امشب التماس هات رو شروع كن، خدا رو چی دیدی، شاید تو همین دهه آقات رو دیدی.

 ما در سکوت غربت خود داد می زنیم

بی تو شکست بغض گلو بی صدا بیا

 هر لحظه با نیامدنت گریه می کنیم

فصل شروع بارش چشمان ما بیا

مولای من یه سال منتظرم محرم بشه ،بزرگان ما گفتند:اگه می خواهید زود به خیمه ی امام زمان برسید، یه راهش گریه ی بر اباعبدالله است.آخه دلم خوشه بالاخره بین این گریه كن ها شاید شما هم قدم بذارید.میگم مگه میشه آقام توی این روضه ها، گریه ها نیاد؟

یا صاحب الزمان به خدا شعله ی فراق

آتش کشیده بر جگر  روزها بیا

 چشم انتظار توست حسینیه های اشک

ای روضه خوان مقتل کرب و بلا بیا

حسین....

بیاییم امشب با این آقا وارد روضه بشیم، با این آقا خودمون رو به خیمه برسونیم. سلام من به این آقایی كه سلام دادن به ابی عبدالله رو به من و تو یاد داد.سلام دادن رو یاد داد بالای دارالاماره، اول حرفی كه زد به ابی عبدالله سلام داد.عظمت داشت این آقا، جانم فدات، این روزها تو كوفه غریب شدی، یادت نره اول روضه خون مسلم پیغمبره، چرا؟. گفتند:آقا علاقه ی شما به عقیل زیاده، چرا؟ پیغمبر فرمود:به دو دلیل، دلیل اول اینكه،ابوطالب، عقیل رو دوست داره، منم به واسطه ی او دوستش دارم، اما دلیل دوم:فرزندی از این عقیل به دنیا میآد، یه روزی پسر من حسین رو یاری میكنه، شهید تو ركاب  و راه حسین میشه.پیغمبر روضه ی مسلم رو خوند، ابی عبدالله هم برا مسلم گریه كرد، این عظمت  مسلم . حالا این آقا تو كوچه های كوفه سرگردانه. ان شاءالله هیچ مردی تو دیار غربت،غریب نشه.خیلی مسلم عذاب میكشید تو كوفه، بیا مسلم رو یاری كن، تو هم با مسلم هم نوا شو، فكر كن داری تو كوچه های كوفه قدم میزنی، هی دست هاشو به هم فشار می داد،هی در و دیوار رو نگاه می كرد:

حسین میا به كوفه، كوفه وفا ندارد

كوفی  بی مروّت، شرم و حیا ندارد

جار و جنجالی عذاب آور به گوشم می رسد

نعره ی مستانه ی لشکر به گوشم می رسد

چی میگه مسلم؟

هر دقیقه کوفه از این رو به آن رو می شود

تا صدای سکّه های زر به گوشم می رسد

این جماعت کینه دارند از عمو جانم علی

ناسزاها از سر منبر به گوشم می رسد

از دو ماه پیش که مهمان  کوفی ها شدم

ضربه های پتک آهنگر به گوشم می رسد

نمی دانم، چرا اینجا مسلم درگیر شده،چرا مسلم اینجا به هم ریخته،مگه تو بازار آهنگرها چه خبره؟آقا شلوغ ترین بازار، بازار آهنگرهاست. می دونی چرا؟ چه كار دارند می كنند؟

یک عمود آهنی را هم سفارش داده اند

نقشه پاشیدن یک سر به گوشم می رسد

مسلم یه سر رفت توی بازار، دید همه دارند شمشیرهاشون رو تیز می كنند،یكی عمود می سازه، دید حرمله داره تیر سه شعبه آماده میكنه. ببین مسلم داره كجا رو می بینه

قبل مقتل رفتنت انگشترت را دربیار

صحبت انگشت و انگشتر به گوشم می رسد.

همچین كه از این پله های دارالاماره مسلم بالا می رفت، دید مسلم داره گریه میكنه، نانجیب زخم زبان زد. چیه مسلم ترسیدی؟ داری گریه میكنی؟ مگه تو سردار نبودی؟چرا داری گریه می كنی؟ برگشت مسلم یه نگاه بهش كرد:نانجیب من برا خودم گریه نمی كنم.

من اگر چه نیستم در عصر عاشورا ولی

ناله جانسوز یک مادر به  گوشم می رسد

حسین.....

مسلم توی سخت ترین شرائط یاد حضرت زهرا سلام الله علیها افتاد، سخت ترین لحضات مسلم كجا بود؟ كجا یاد مادر سادات افتاد؟ مسلم اولین فدایی حسین ، همیشه شب اول یاد حضرت زهرا كردیم، امشب هم یاد كنیم، بذارید جلسه ی ما رونق بگیره. یاد اول مدافع ولایت، تو كوچه ها راهش رو بستند،محاصره اش كردند.

من شیر بودم كوفه در زنجیرم انداخت

این كوچه های تنگ آخر گیرم انداخت

مسلم تو مرد بودی، شمشیر به كمر داشتی، می تونستی تو كوچه از خودت دفاع  كنی، اما مادر ما زهرا سلام الله علیها هی عقب رفت. دست های مسلم رو بستند، خدا رو شكر، جای شكرش باقیست، چرا؟ می خوام بگم اگه دست های این مرد رو بستند، لااقل زن و بچه اش نبودند ببینند، اما من یه قهرمان سراغ دارم، جلو فاطمه دستاشو بستند

دلم بهر علی می سوخت چون قنفذ مرا می زد

نگاه غربت او بیشتر می داد آزارم

از مدینه بریم بیرون.....كشتند مسلم رو، خبر پیچید تو كوفه مسلم رو كشتند، بدنش رو از بالای دارالاماره انداختند، خبر پیچید، طوئه یك شب از مسلم پذیرایی كرده، اون زن  عارفه، بین این همه مرد یه زن پیدا شد. ای نامرد مردم، این زن جور همه رو كشید.یك شب مسلم مهمانش بود، اما یه دل نه صد دل عاشق این آقا شد بواسطه ی امام حسین، بوی حسین رو از مسلم می فهمید، تا خبر دار شد مسلم رو كشتند، اومد تو كوچه های كوفه ، هی اینور و آنور سراغ مسلم رو می گرفت. كجاست آقام؟كجا پیداش كنم؟ گفتند:

خواهید اگر عاقبت عشق ببینید

فردا چو شود روی به بازار بیارید

رفت تو بازار، یه وقت دید بچه ها دور یه بدن جمع شدند، یه بدن رو برهنه كردند؟نه، نه اشتباه نكن،فقط سر و جدا كردند، پاشو به اسب بسته بودند، این بدن بی سر رو روی خاك ها میكشیدند، یه مرتبه نگاه كرد، آقاشو شناخت، گفت:این مسلم بن عقیل ،چرا شناخت؟ بدن كه سر نداشت، تا نگاهش افتاد به پیراهن مسلم. حالا بریم كربلا یا نه؟

گل من یك نشانی در بدن داشت

یكی پیراهن كهنه به تن داشت

ای خدایا به این شهید غریب كوفه، فرج امام زمان ما برسان....

روضه شب اول محرم و شهادت مسلم بن عقیل (ع) - عاشق گرفته باز قنوت دعا بیا - سید مهدی میرداماد 

 

بیا که خانه ی دل بی تو رو به ویرانی است

 امشب باید جوری امام زمانمون رو صدا بزنیم، جوری طلب کنیم، ما هم مثل رقیه که به مراد دلش رسید، ماهم به مراد دلمون برسیم، التماست این باشه:خانم جان، عمه جان، دختر سه ساله، به ما یاد بده چه جوری امام  مون رو صدا بزنیم.

بیا که خانه ی دل بی تو رو به ویرانی است

هوا بد است،  هوا ابری است، طوفانی است

خزان گذشت و خزان فراق هست هنوز

بدون تو همه ی فصل ها زمستانی است

شب فراق بلند است یا شب یلدا

کجا شبی چو شب انتظار طولانی است

یکی از فراز های زیارت ناحیه رو برات بگم، امام زمان میخواد جدش رو معرفی کنه، خیلی امشب با زیارت ناحیه کار دارم، می خوام اصلاً روضه ی این سه ساله رو از ناحیه برات بخونم، ببینی امام زمان سلام هایی که به جدش میده از روضه ی خرابه و  از زبانحال دختر سه ساله است.امام زمان می خواد جدش رو معرفی کنه، میگه: کُنْتَ رَبیعَ الاَیْتامِ یا جدا تو بهار دل یتیمانی..یه چیز همین الان بگم، بی خود نبود تا سرش اومد خرابه دخترش گفت:صفا آوردی بابا، خرابه رو روشن کردی بابا کُنْتَ رَبیعَ الاَیْتامِ امام زمان داره به جدش میگه، الله اکبر، حدیثی است از امام عسکری، فرمود: سخت تر از اندوه یتیم بی پدر، کسی است که امامش رو نمی بینه. آخرالزمان شیعیان ما در اندوه گرفتاری سختی مبتلا میشوند، امامشون حاضر، اما بهش دسترسی ندارند، امشب بگو:آقاجان ما هم یتیمیم، امشب بیا یه سری به ما بزن، مجلس مارو صفا بده، میخوای بگی، باشه بگو:یا صاحب الزمان، یا صاحب الزمان....شما راحت امامتون رو صدا بزنید، کسی به شما سیلی نمی زنه، راحت باشید، تا صبح هم بگی یا صاحب الزمان، کسی تو رو اذیت نمیکنه، قربون اون دختر برم هر بار گفت: بابامو می خوام، زدنش....

شب فراق بلند است یا شب یلدا

کجا شبی چو شب انتظار طولانی است

کمی برای تو بگذار روضه خوان باشم

که چشمت از غم جدت همیشه بارانی است

امشب از امام زمان بخواه کمکت کنه اشک بریزی، بگو:آقا جان شنیدم عمه ات رو زدن، میذاری براش داد بزنم؟

مریض عشق شدم بس به روضه خو کردم

فقط دوای من این است گریه درمانی است

بابا میخوام ضرب المثل رو عوض کنم، مگه نمیگن:خنده بر هر درد بی درمان دواست، من قبول ندارم، ما حسینی ها یه چیز دیگه ای میگیم، ما میگیم: گریه بر هر درد بی درمان دواست،  اون هم گریه برای سر بریده، گریه برای دختر تازیانه خورده.رقیه نیمه شب از خواب بیدار شد، عمه بابام کجاست؟عمه همین الان کنارم بود

عمه شب محبوبامشب

معلوم حالم خوب امشب

می تپه قلبم مثل گنجشک

عمه دلم آشوب امشب

عمه ببین که جای اون دست

سرخی هنوز رو گونه داره؟

عمه بابام امشب میآدش

آی بچه ها کی شونه داره؟

از درد لب هام زیر دندون

زخم های رو لب هام میسوزه

شب ها چقدر سرده خرابه

زخم کف پاهام میسوزه

عمه بابام بیاد خرابه

 منم باهاش میرم ایشاالله

بابام بیاد میگم بهش که

عمه یه پا مرد ماشاءالله

میگم بهش وقتی که رفتی

عمه به جای من کتک خورد

افتادم از رو ناقه اون شب

با مشت دندونام ترک خورد

افتادم و از حال رفتم

خوابیده بودم با لگد زد

اصلاً نفهمیدم که چی شد

بابا خلاصه خیلی بد زد

حسین......

یه جوری گریه کرد نانجیب از خواب نحسش بیدار شد، گفت:صدای کی میآد از توی خرابه؟ گفتند:یتیم حسین بهانه ی بابا گرفته، نانجیب نگفت:سر باباشو براش ببیرید، نگفت:سر باباشو تقدیمش کنید، می دونی چی گفت؟ ارفعوا رأس ابیها و اطرحوا الیها سر باباش رو ببرید بندازید جلوش..یه دفعه دید یه سر بریده جلوش گذاشتن، خیره خیره نگاه کرد.

یه حسی داره میگه الان

جونم به روی لبهام اومد

عطر بابام بوی سیب

عمه کمک کن بابام اومد

دیدی دخترها باباشون بعد چند روز میآد، اینجوری میشن

گم کردم عمه دست و پامو

رمق نموده توی دستام

عمه مراقب باش نیوفته

بابام رو بگذار روی پاهام

عمه بابام به اندازه ی کافی خورده زمین، از سر و روش پیداست، خیلی خاکی

چشمام نمی بینه که با دست

یه چیزی بگم:خرابه تاریک بود، سیلی چشم آدم رو تار میکنه، تشنگی چشم آدم رو تار میکنه،  سر رو گذاشت هی دست کشید

چشمام نمی بینه که با دست

دارم پی چشمات می گردم

تو حسرت یک بوسه بودم

دارم پی لب هات میگردم

دست گذاشت دید همه جا زخمی، فقط یه جا سالم مونده، نه نه، کاشکی سالم میذاشتند، یه دفعه دست گذاشت دید لب ها پاره پاره است، حسین........ تا دست گذاشت رو لب ها فَانْکبَّتْ عَلیهِ تقَبَّلُهُ و تَبْکی هی لب ها رو می بوسید هی گریه میکرد، صورتش رو گذاشت رو صورت، سرش رو آورد بالا،  وَ تَضربُ علی رَأسُها و وَجْهِها اینقدر تو سر و صورتش زد،  حَتّی امْتَلأَ فَمُها بِالدَّم لب هاش پر از خون شد.حسین..... یه دفعه صدای این دختر قطع شد، زین العابدین بلند شد ببینه چی شده، دید سر باباش یه طرف، دختر یه طرف، هی زینب تکونش میده، عمه، پاشو، عمه رو بی چاره نکن.

این پا و اون پا نکن بابا

چشمامو دریا نکن بابا

دارم میمیرم از این دوری

امروز و فردا نکن بابا

امشب نیآی دیگه فردا دیره

امشب نیآی دخترت میمیره

امشب نیآی دیگه کی از خولی

گوشواره های من و پس میگیره

تنم زخمی تنت زخمی

سرم زخمی سرت زخمی

بلند بگو:حسین...مثل رقیه تا نفس داری بگو:حسین....

 

 

دل زقید غمت ای دوست رها نتوان كرد

هست دردی غم عشقت كه دوا نتوان كرد

می توان دین و دل و عقل زكف داد ولی

رشته ی زلف تو از دست رها نتوان كرد

تا دل جام نشد خون به لبانت نرسید

از تو بی خون جگر كام روا نتوان كرد

آقای من....

به ره كعبه به پا و به ره عشق به سر

زآنكه طی مرحله ی عشق به پا نتوان كرد

اگه می خوای به معشوقت برسی باید با سر بری، نباید هیچ گونه تعلل ، هیچ گونه تردیدی داشته باشی، یكی از شهدای كربلا، جناب مسلم بن كثیر، من شاهد مثال برا این بیت بیارم زود رد شم، امشب حرف زیاده، فقط می خوام بگم این مسلم بن كثیر جانباز جنگ جمله، در ركاب امیرالمؤمنین علیه السلام جنگیده، جانباز شده، درود خدا به جانبازها، به اون هایی كه عضوی از بدن رو دادن، مسلم كثیر جانبازه، از ناحیه پا، اما بازم، خودش رو رسوند به ابی عبدالله، نگفت من كه تو جنگ جمل پامو دادم، بازم رسوند، همچین كه فهمید پسر علی غریبه، با این كه بهانه داشت، تو قرآن هم می گن، لیس علی اعمی حرج، به نابینا حرجی نیست و هم اونی كه از ناحیه پا، لنگ باشه، مصدوم باشه، این ها می تونن جنگ نرن، اینها عضوشون رو هدیه كردن، اما بازم بهانه نیاورد، گفت:كسی كه می خواد جونش رو فدا كنه باید تا آخرین لحظه باشه، ثابت قدم بود، اومد خودش رو فدای حسین كرد، جانم به این شهدا، یكی پس از دیگری قیامتند اگه بری تو وجودشون،

به ره كعبه به پا و به ره عشق به سر

زآنكه طی مرحله ی عشق به پا نتوان كرد

چون نكو بنگری ای دل، دل و دلدار یكی است

آری از یكدیگر این هر دو جدا نتوان كرد

اشك مظلوم كند خانه ی ظالم ویران

در ره سیل بلی خانه بنا نتوان كرد

می گن این خانم سه ساله زهرای كربلا بوده، اینقدر گریه كرد، این گریه قیامتی به پا كرد، آخه از مادرش یاد گرفته، امشب شب ناله است، شب زمزمه است، اومدی برا كسی گریه كنی، كه هیچكی به اندازه ی این خانم، واسه حسین گریه نكرده، جانم، نه فقط از لحاظ ظاهری، نه، نه فقط از لحاظ ظاهر شبیه مادرش بود، مرام و عقیده و راهش هم به مادرش زهرا می ره، شنیده بود مادرش تو مدینه هرچی خطبه خوند، بین در و دیوار رفت، تو كوچه های مدینه اومد؛نتونست رو دل این نانجیب ها اثر بذاره، آخرسر اومد تو بیابونها شروع كرد گریه كردن، آی اونهایی كه می گن این گریه ها الكیه، گوش بدن، اونایی كه می گن بسه چقدر گریه می كنید، دیدید بعضی ها می گن دوباره محرم اومد، این ها گریه هاشون شروع شد، خسته نشدید، هرسال گریه می كنید، ما گریه مون رو از رقیه بلدیم، آخه می گن این دختر اینقدر گریه كرد، تا آخرش به آقاش رسید، به امامش رسید، ماهم اینقدر گریه می كنیم، ایشاءالله یه روز آقامون بیاد، امشب خیلی ها براشون شب عاشوراست، بریم در خونه ی این خانم سه ساله، گریه ای كه خانم رقیه كرد، گریه ی ضعف نبود، گریه، گریه ای بود كه همه بفهمند، ظالم كیه، ظلم كیه، گریه كرد كه برو ببین الان اثری از دارالاماره، اثری از كاخ یزید نیست، فقط برو ببین تو این شهر برا خانم چه حرمی درست كردن، چقدر جلال داره، چقدر جبروت داره، حالا داره با ، باباش حرف می زنه:

دیشب مدینه بودم و می گفتم می خندیدم

لالایی هات تو گوشمه رو دستت آروم خوابیدم

ای وای بازم خواب می دیدم

دیشب داداش علی اومد به روی دستام بوسه زد

می گفت عزیزم از سفر برات النگو خریدم

ای وای بازم خواب می دیدم

دیشب دیدم كه عمه جون با قاسم اومد خونه مون

می گفت برات یه چادر خوشگل گلدار بریدم

ای وای بازم خواب می دیدم

چرا این خوشی ها همه اش خوابه

دیشب میون دفترم برای داداش اصغرم

عكس عمو رو با علم كنار دریا كشیدم

اینم بازم خواب می دیدم

یه روز جاموندم ازهمه به روی دست فاطمه

چشام می رفت كه خواب بره با سیلی از خواب پریدم

كاشكی اینم خواب می دیدم

چرا تلخی ها تو بیداریه، از بالای ناقه افتادم، تو بیابون تاریك داشتم دق می كردم، یه وقت دیدم سرم تو بغل یه مادره، حسین............

 

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2098
    کل نظرات : 171
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 12
    تعداد اعضا : 273
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 1,582
    بازديد ديروز : 3,363
    بازديد کننده امروز : 607
    بازديد کننده ديروز : 1303
    گوگل امروز : 668
    گوگل ديروز: 1643
    بازديد هفته : 14,314
    بازديد ماه : 64,458
    بازديد سال : 1,570,163
    بازديد کلي : 6,241,986
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 54.221.73.186
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید