close
تبلیغات در اینترنت
متن سینه زنی زمینه شهادت حضرت رقیه, سینه زنی زمینه شهادت حضرت رقیه,متن سینه زنی زمینه شب سوم محرم

متن سینه زنی زمینه شهادت حضرت رقیه, سینه زنی زمینه شهادت حضرت رقیه,متن سینه زنی زمینه شب سوم محرم

متن سینه زنی زمینه شهادت حضرت رقیه, سینه زنی زمینه شهادت حضرت رقیه,متن سینه زنی زمینه شب سوم محرم

متن سینه زنی زمینه شهادت حضرت رقیه, سینه زنی زمینه شهادت حضرت رقیه,متن سینه زنی زمینه شب سوم محرم
متن سینه زنی زمینه شهادت حضرت رقیه, سینه زنی زمینه شهادت حضرت رقیه,متن سینه زنی زمینه شب سوم محرم
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
0 39 aboozar
0 56 aboozar
0 348 aboozar
3 328 aboozar
1 510 saeednajafi
12 831 aboozar
4 6513 amirsajad
0 2277 aboozar
0 2150 aboozar
0 1958 aboozar
0 3375 aboozar
0 1294 aboozar
1 17637 2505
6 6202 aboozar
0 14387 aboozar
1 2534 masoudfn
1 1652 aboozar
14 3653 aboozar
20 3896 aboozar
0 2786 aboozar

حاج محمود کریمی

وای وای

وقتی که می دیدم عمه م رو زیر تازیونه ها

وای وای

وقتی که رو نیزه سنگ خوردی از رو بوم خونه ها

وای وای

وقتی از رو نیزه افتادی رو خاک ها

وای وای

وقتی از رو نیزه دیدی منو بابا

وای وای، تا اسم تو رو بردم

وای وای، سیلی و لگد خوردم

وای وای، با هر قدم مُردم

وای وای، ذره ذره جون دادم

وای وای، از رو ناقه افتادم

وای وای، اسمم رفته از یادم

وای وای

وقتی که لرزیدم از شرم اون چشمهای بی حیا

وای وای

وقتی که می دیدم میبندن سرها رو، روی نیزه ها

وای وای

 از دست نامردها تو کوچه و بازار

وای وای

 از سیل اشکهای این گریه ی زار زار

وای وای، تا اسم تو رو بردم

وای وای، سیلی و لگد خوردم

وای وای، با هر قدم مُردم

وای وای

وقتی که می پیچید زنجیرم دور این گلوی من

وای وای

وقتی که سر نیزه سرخ می شد با خون عموی من

وای وای

پیرم کرد درد این زنجیر روی دوشم

وای وای

از درد سیلی و زخم روی دوشم

وای وای، این چشم ها دیگه تاره

وای وای، از زخم های گوشواره

وای وای، از این معجر پاره

سینه زنی زمینه شهادت حضرت رقیه (س) - وای وای وقتی که می دیدم عمه م رو زیر تازیونه ها - حاج محمود کریمی  

 

جواد مقدم

 

شبهای خرابه چقدر خاموش و سرده

اون روزایی که رفته دیگه برنمیگرده

اون روزایی که جونی توی بال و پرم بود

اون روزایی که سایه ی تو روی سرم بود

بابا حسین رفتی و اسیر شدم

بعد تو من از این دنیا سیر شدم

سه سالمه اما خیلی پیر شدم

روی لبم شکوه از زمونه هست

روی دلم داغ بی کرونه هست

روی تنم رد تازیونه هست

من الّذی أیتمنی یا اباء

خورشید سحرگاهیمن ای فلق نور

من که طبق سر ندیدم پس طبق نور

بابا منو با موی پریشون دیده بودی

با سر برسه سرزده مهمون دیده بودی

بابا فدا چشم بارونیت بشم

فدای این زخم پیشونیت بشم

تو خرابه میخوام قربونیت بشم

خودم دیدم که با خیزرون میزد

روی لبات ضربه بی امون میزد

ناله زنان بر سر عمه جون میزد

من الّذی أیتمنی یا اباء

بابا صورتم زخمیه مثل سر زخمیت

بوسه میگیرم از رگای حنجر زخمیت

با روضه ی گودال تو آواره شدم من

چهل منزلو دنبال تو آواره شدم من

سر تو شد چهل منزل نگین نی

بودی بابا تو بالانشین نی

تو روی نی بودی من پایین نی

بارونی شد چشم من مثه فرات

منم مثه باقی مخدرات

پایین نی لطمه میزدم برات

من الّذی أیتمنی یا اباء

سینه زنی زمینه شهادت حضرت رقیه (س) - شبهای خرابه چقدر خاموش و سرده - جواد مقدم 

 

 حاج محمود کریمی

شبی که من جا موندم و

 وجودم ماتم گرفت

صدات زدم نشنیدی و

تنها شدم گریم گرفت

هر کاری کردم گریه نکنم نشد

خواستم به لبهات بوسه بزنم نشد

تار میبینم سرم سنگینه

 عجب دستی داشت خیر نبینه

بالا سرم رسید و گفت

 کجا میخوای فرار کنی

موهام هی کشید و گفت

حالا میخوای چیکار کنی

هر چی دوییدم تا که برسم نشد

انقدر که هق هق بود تو نفسم نشد

بیابون بود و منه سرگردون

 با اون بی رحم نامسلمون

تار میبینم سرم سنگینه

 عجب دستی داشت خیر نبینه

زهرا اومد کمک ولی نشد برام کاری کنه

دشمن نزاشت که مادرم ازم پرستاری کنه

مادر میخواست آرومم کنه نشد

موهام و اومد شوونه بزنه نشد

پای چشمام گل آتیشه

دیگه تا زندم خوب نمیشه

هر کاری کردم گریه نکنم نشد

خواستم به لبهات بوسه بزنم نشد

تار میبینم سرم سنگینه

 عجب دستی داشت خیر نبینه

سینه زنی زمینه شهادت حضرت رقیه (س) - شبی که من جا موندم و  - حاج محمود کریمی

 

حاج محمود کریمی

 

مادر، منم مثل تو خمیدم
تو تو کوچه من بیابون
مادر، منم مثل تو شهیدم
تو تو خونه من تو ویرون
 
بازوم مث بازوت
ابروم مث ابروت
پهلوم مث پهلوت
اما، مادر، تو تن باباتو، تو صحرا ندیدی
روی جسم بابات، جای پا ندیدی
صورت باباتو، رو خاکا ندیدی
 
بازوم مث بازوت
ابروم مث ابروت
پهلوم مث پهلوت 
 
مادر، منم مثل تو نشستم
تو رگبار تازیونه
مادر، منم مثل تو شکستم
مثل تو قدم کمونه 
 
مثل تو پیرم مادرم
پیر و اسیرم مادر
دارم میمیرم مادر 
اما، مادر، تو با دست بسته، به صحرا نرفتی
بی رمق دنبال سرا راه نرفتی
با پاهای زخمی رو خارا نرفتی
 
بازوم مث بازوت
ابروم مث ابروت
پهلوم مث پهلوت 
مادر، مث تو افتادم از پا
تو با گریه من با ناله
مادر، به من کل همسفرها
میگن زهرای سه ساله
چشمام مث تو تاره
شب تا سحر میباره
پلکم جراحت داره
اما، مادر، تو تک و تنها تو شب تار نبودی
با لباس پاره تو بازار نبودی
تو طناب و زنجیر گرفتار نبودی
مادر تو تن باباتو تو صحرا ندیدی
روی جسم بابات جای پا ندیدی

سینه زنی زمینه شهادت حضرت رقیه (س) - مادر، منم مثل تو خمیدم  - حاج محمود کریمی

حسین سیب سرخی

 

قرارمون نبود، بیای بری

دیر اومدی و زود، می خوای بری

امشب این خرابه، باتو کربلا شد

روضه ی غروب  قتله گاه به پا شد

گوشواره ای که تو خریدی، نگونگونگونگو

زیر لگد همش می گفتم ، عموعموعموعمو

واااااای وااااای

اونی که رحمی بر دلم نکرد

تو  غُل و زنجیرم، ولم نکرد

گریه کن بابا جون به مصیبت من

جای دست زجر  روی صورت من

زورشونو نشون می دادن،  به من،  به من ، به من ، به من

فایده نداشت هرچی می گفتم،  نزن نزن نزن نزن

وااااای واااااای

غریبه گی نكن با دخترت

چرا میاد هنوز خون از سرت

آسمون چشام باز بارون گرفته

از تنور سر تو، بوی نون گرفته

هرجوری بود ازم گرفتن تو رو ، تو رو،  تو رو ، تو رو

تا که نریختن تو خرابه برو برو برو برو

وااااای وااااای

سینه زنی زمینه شهادت حضرت رقیه (س) - قرارمون نبود، بیای بری - حسین سیب سرخی 

سید مجید بنی فاطمه

 

 

نگفتی من دل دارم، رفتی
نگفتی دختر داری، رفتی
بدون اینکه بار غم رو
از رو دلم برداری رفتی
 
حالا من بدونِ تو کجا برم
حالا من بدونِ تو چیکار کنم
اینقد گریه میکنم که نیمه شب
از خواب ناز سرتو بیدار کنم 
 
آه، آه، آه   دلم بابا
آه، آه، آه   سرم بابا
از بس زدنم کمرم بابا 
حسین
 
ندیدی ما رو رویِ ناقه
دیدم رها شد موهات در باد
سرم رو پایِ عمه بود که
از رویِ نیزه سر تو افتاد 
کاش میشد سر تورو بغل کنم
کاش میشد سر تورو رها کنه
بابا کی دلش اومد که اینجوری
رگ هایِ گَردنتو جدا کنه
آه، آه، آه   سرم خونی
آه، آه، آه    سرت خونی
گفتی که میری ماه مهمونی
 
آه، آه، آه   دلم بابا
آه، آه، آه   سرم بابا
از بس زدنم کمرم بابا
حسین حسین
یادم نمیره دشمنت میگفت
بالایِ نی میبینی باباتو
رو نیزه دیدم چشمات وا بود
هیچکی نبود بِبَنده چشماتو
میدیدی که بچه هاتو تو دستُ پا
میدیدی که بچه هاتو تو آتیشن
میدیدی رو خارایِ اون بیابونا
دارن دختراتو بابا میکِشن
آه، آه، آه   دویدم من
آه، آه، آه   بُریدم من
دندون شکستتو دیدم من
 
آه، آه، آه   دلم بابا
آه، آه، آه   سرم بابا
از بس زدنم کمرم بابا

 
نگفتی من دل دارم، رفتی
نگفتی دختر داری، رفتی
بدون اینکه بار غم رو
از رو دلم برداری رفتی
حالا من بدونِ تو کجا برم
حالا من بدونِ تو چیکار کنم
اینقد گریه میکنم که نیمه شب
از خواب ناز سرتو بیدار کنم
 
آه، آه، آه   دلم بابا
آه، آه، آه   سرم بابا
از بس زدنم کمرم بابا

سینه زنی زمینه شهادت حضرت رقیه (س) - نگفتی من دل دارم، رفتی  - سید مجید بنی فاطمه 

 

 

بی تو شده یه عالمه

زخم هایی که رو بالمه

بابا میدونی من همش سه سالمه

گریه کردم و منو با خنده آزردند

گریه کردم و برام سرت رو آوردند

روی نیزه ها سرت رو آسمون بوسید

بوسه میزنم جایی که خیزرون بوسید

غرق نور اومدی

فدات بشم که از راه دور اومدی

به خاطر من از تو تنور اومدی

ابا الغریب، ابالغریب، ابالغریب

ای عشقم تا ابد

بذار به دختری که بهم طعنه زد

برم بگم بیا که باباییم اومد

ابا الغریب، ابالغریب، ابالغریب

آه و وا ویلتا، واویلتا، واویلتا

بی تو بریده ام عمو

حالا که اومدی بمون

با تو شده مثل بهشت خرابمون

جای کبنی زیاده رو تنم بابا

بعد تو کشون کشون میبردنم بابا

خوابم برده بود شکسته شد گل از ساقه

افتادم زمین با صورت از روی ناقه

آتیش زد غما

به ما خارجی گفتن این ادما

چیزی نگم من از چشم نامحرما

ابا الغریب، ابالغریب، ابالغریب

عشق خونین بدن

دیدم که پیشونیت رو با سنگ میزدن

دیدی که دارن به ما نون و خرما میدن

ابا الغریب، ابالغریب، ابالغریب

آه و وا ویلتا، واویلتا، واویلتا

زیر چشام شده سیاه

درد داره این کبودیا

واویلا از محله ی یهودیا

حق داری که اشک برای دخترت بریزی

میخواستن منو حرومیا برا کنیزی

میدونی خودت دلیل اشک چشمامو

هیچ جایی نداشت عذاب مجلس شامو

قربون حنجرت

رسیده لحظه اخر دخترت

حلالیت میگیرم من از خواهرت

ابا الغریب، ابالغریب، ابالغریب

جون من بر لبه

شب رهایی دخترت امشبه

شهادتین من عمتی زینبه

ابا الغریب، ابالغریب، ابالغریب

غرق نور اومدی

فدات بشم که از راه دور اومدی

به خاطر من از تو تنور اومدی

ابا الغریب، ابالغریب، ابالغریب

ای عشقم تا ابد

بذار به دختری که بهم طعنه زد

برم بگم بیا که باباییم اومد

ابا الغریب، ابالغریب، ابالغریب

آه و وا ویلتا، واویلتا، واویلتا

 

 

وقتی میگن تا نیمه شب از قافله جا موندی

وقتی میگن از خار راه با گریه از پا موندی

وقتی میگن با چه حالی اومدی میمیرم

وقتی میگن روضتو زبون میگیرم

 از اینکه موندی تو راه بهم برخورد

پیاده اومدی آه بهم برخورد

سیلی ناخوداگاه بهم برخورد

وقتی میگن از درد اون زنجیر رو دوش تو

وقتی میگن گوشواره ها کنده شد از گوش تو

با روضه ی معجر تو گریه هام خون میشه

وقتی میگن از موهای تو چشام خون میشه

از اینکه معجرت سوخت بهم بر خورد

چادر روی سرت سوخت بهم برخورد

تو آتیشا پرت سوخت بهم برخورد

از اینکه موندی تو راه بهم بر خورد

پیاده اومدی آه بهم بر خورد

سیلی ناخوداگاه بهم بر خورد

وقتی میگن اون منزل آخر چقدر پیرت کرد

وقتی میگن شام بلا از زندگی سیرت کرد

وقتی میگن از اسارتت مدام می سوزم

وقتی میگن با چه حالی رفتی شام می سوزم

از این مسیر دشوار بهم برخورد

کشوندنت تو بازار بهم برخورد

ناموس حق تو انظار بهم برخورد

 

نگفتی من دل دارم رفتی

نگفتی دختر داری رفتی

بدون اینکه بار غم رو

از رو دلم برداری رفتی

حالا من بدون تو کجا برم

حالا من بدون تو چیکار کنم

اونقدر گریه میکنم که نیمه شب

از خواب ناز سرت و بیدار کنم

وای، وای، وای دلم بابا

وای، وای، وای سرم بابا

از بس زدنم کمرم بابا

ندیدی ما رو روی ناقه

دیدم رها شد موهات در باد

سرم رو پای عمه بود که

از روی نیزه سر تو افتاد

کاش میشد سر تو رو بغل کنم

کاش میشد سر تو رو رها کنه

بابا کی دلش اومد که اینجوی

رگ های گردنت رو جدا کنه

وای، وای، وای سرت خونی

وای، وای، وای سرم خونی

گفتی کی میریم به یه مهمونی

یادم نمیره دشمن میگفت

بالای نی دیدی بابات و

رو نیزه دیدم چشمات وا بود

هیچکی نبود ببنده چشمات و

میدیدی که بچه هات تو دست و پان

میدید که بچه هات تو آتیشن

میدیدی رو خارای بیابونا

دارن دخترات و بابا میکشن

وای، وای، وای کجا رفتی

 وای، وای، وای چرا رفتی

دیدم که تو تشت طلا رفتی

 

وای وای، وقتی که

 میدیدم عمم رو زیر تازیونه ها

وای وای، وقتی که

 رو نیزه سنگ خوردی از رو بوم خونه ها

وای وای، وقتی از

 رو نیزه افتادی رو خاکا

وای وای، وقتی از

رو نیزه دیدی من و بابا

وای وای، تا اسم تو رو بردم

وای وای، سیلی و لگد خوردم

وای وای، من با هر قدم مردم

وای وای، ذره ذره جون دادم

وای وای، از رو ناقه افتادم

وای وای، اسمم رفته از یادم

وای وای، وقتی که

 لرزیدم از شرم اون چشمای بی حیا

وای وای، وقتی که

میدیدم میبندن سرها رو رو نیزه ها

وای وای، از دست نامردا تو کوچه و بازار

وای وای، از سیل اشکای این گریه ی زار زار

وای وای، تا اسم تو رو بردم

وای وای، سیلی و لگد خوردم

وای وای، من با هر قدم مردم

وای وای، ذره ذره جون دادم

وای وای، از رو ناقه افتادم

وای وای، اسمم رفته از یادم

وای وای، وقتی که

میپیچید زنجیرم دور این گلوی من

وای وای، وقتی که

سر نیزه سرخ میشد با خون عموی من

وای وای، پیرم کرد درد این زنجیر روی دوشم

وای وای، از درد سیلی و زخم روی گوشم

وای وای، این چشما دیگه تاره

وای وای، از زخمای گوشواره

وای وای، از این معجر پاره



درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2098
    کل نظرات : 171
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 2
    تعداد اعضا : 273
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 1,544
    بازديد ديروز : 3,363
    بازديد کننده امروز : 598
    بازديد کننده ديروز : 1303
    گوگل امروز : 658
    گوگل ديروز: 1643
    بازديد هفته : 14,276
    بازديد ماه : 64,420
    بازديد سال : 1,570,125
    بازديد کلي : 6,241,948
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 54.221.73.186
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید