close
تبلیغات در اینترنت
متن روضه شهادت امام جواد,روضه شهادت امام جواد,متن روضه شهادت امام محمد تقی,روضه شهادت امام محمد تقی

متن روضه شهادت امام جواد,روضه شهادت امام جواد,متن روضه شهادت امام محمد تقی,روضه شهادت امام محمد تقی

متن روضه شهادت امام جواد,روضه شهادت امام جواد,متن روضه شهادت امام محمد تقی,روضه شهادت امام محمد تقی

متن روضه شهادت امام جواد,روضه شهادت امام جواد,متن روضه شهادت امام محمد تقی,روضه شهادت امام محمد تقی
متن روضه شهادت امام جواد,روضه شهادت امام جواد,متن روضه شهادت امام محمد تقی,روضه شهادت امام محمد تقی
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
5 161 aboozar
0 64 aboozar
0 63 aboozar
0 62 aboozar
2 1348 amir004
0 1267 aboozar
0 535 aboozar
0 1035 aboozar
3 782 aboozar
12 1883 aboozar
4 7260 amirsajad
0 2806 aboozar
0 2709 aboozar
0 2555 aboozar
0 4222 aboozar
0 1784 aboozar
1 18872 2505
6 7083 aboozar
0 15448 aboozar
1 2988 masoudfn

حاج میثم مطیعی

 

مرهم حریف زخم زبان ها نمی شود

اصلاً جگر که سوخت مداوا نمی شود

خیلی ها نقل کردند: ذکریا بن آدم راوی این حدیث، میگه خدمت علی بن موسی الرضا(ع) بودم، جوادالائمه نشسته، یه وقت با یه ناراحتی دست به زمین زد سر به آسمان یلند کرد، داره فکر میکنه علی بن موسی الرضا(ع) فرمود: پسرم چی شده، به چی فکر میکنی؛ امام جواد(ع) فرمود: به اون کاری که با مادرم زهرا(س) کردند، به خدا قسم اون دو نفر از قبر بیرون میکشم،  آتیششون میزنم.... آخه مادر ما رو کتک زدند...مادر انتقامتو میگیرم....

اصلاً جگر که سوخت مداوا نمی شود

گریه مکن بهانه به دست کسی مده

با گریه هات هیچ مدارا نمی شود

خسته مکن گلوی خودت را برای آب

با آب گفتن تو کسی پا نمی شود

هی صدا میزد جگرم سوخت.....

این قدر پیش پای کنیزان به خود مپیچ

با دست و پا زدن گره ات وا نمی شود

گیسو مکش به خاک دلی زیر و رو شود

در این اتاق عاطفه پیدا نمی شود

با ضرب دست و پا زدنت طشت می زنند

جز هلهله جواب مهیا نمی شود

ام فضل به کنیزها دستور داد هلهله کنند، کسی صدای غربت آقا را نشنوه، این کارا سابقه داره وقتی زینب وارد کوفه شد، همه شروع کردند هلهله کردند، یه وقت زینب خواست حرف بزنه زنها دارن دف میزنن، هلهله میکنن، با اون ید الهی خودش اشاره کرد،اشاره کرد ساکت بشید، حتی زنگ آویخته بر گردن شتران هم ایستاد، در لسان امیرالمومنین شروع به حرف زدن کرد، شروع کرد مردم کوفه رو رسوا کردن، گفت، گفت؛ اگه زینب ادامه بده همه چی خراب میشه، یه کاری کردن زینب آرام شد...

مبهوت می نمود به سرنیزه ای نگاه

کی جانپاه زینب و اطفال بی پناه

راحت بخواب چون که پرستار زینب است

یه وقت لحنش عوض شد... حسین جان فکر اینجا رو نمی کردم، یه جمله دیگه هم گفت: اشاره کرد به حضرت رقیه با این بچه حرف بزن...

با غربتی که هست تو غارت نمی شوی

نیزه به جای جایِ تنت جا نمی شود

خوبی پشت بام همین است ای غریب

پای کسی به سینه ی تو جا نمی شود

 دانلود روضه شهادت امام جواد (ع)

حاج محمود کریمی

 

مادر ببین که دختر مأمون چه کار کرد

 قلبم چو دانه دانه ی سرخ انار کرد

من پای خود ز سوز عطش بر زمین زدم

درو وا کرد دید از پاشنه ی مبارک خون جاری شد، اونقدر پاشنه ی مبارکو به زمین کشید، یکی و سراغ دارم اونقدر پاشنه رو زمین کشید، هی گفت عمو جان عمو جان، نه یکی دیگه هم هست، همون کسی که بابا اومد بغلش کرد علی اکبرم.....

من پای خود ز سوز عطش بر زمین زدم

او هم به پایکوبی خود افتخار کرد

من از شراره ی جگرم ناله می زدم

او می شنید و خنده ی دیوانه وار کرد

 دانلود روضه شهادت امام جواد (ع) 

دل من را اسیر تو کرده

جلوه هایی که دم به دم داری

حضرت عشق حضرت باران

در دل خسته ام حرم داری

در هوای زیارت حرمت

در به در می شویم مثل نسیم

السلام علیک یابن رئوف

السلام علیک یابن کریم

از نگاهت مراد می گیرم

شده قلبم مرید چشمانت

شاهد لحظه های دلتنگی

دل تنگم شهید چشمانت

جان من بین خانه ی خود هم

به خدا آنقدر غریبی که

غربتت را کسی نمی فهمید

تویی و قلب بی شکیبی که

سر به دیوار بی کسی داری

در غروب غریب فاصله ها

گم شده ناله های بی رمقت

در هیاهوی شوم هلهله ها

دگر آقا تو خوب می دانی

ناله ی بی جواب یعنی چه

التماس نگاه لب تشنه

ندبه ی آب آب یعنی چه

حجره ات کربلا شده آقا

گریه های من اختیاری نیست

جای شکرش هنوز هم باقیست

در کنار تو نیزه داری نیست

آقا جان؛ تشنه بودی درست، تشنه جون دادی درست، رو خاک دست پا زدی درست، اما دیگه کسی با نیزه تو گودال نیومد؛ اینقدر با نیزه و شمشیر زدن، آقا جان بچه هات اومدن امام هادی اومد سرت بغل کرد یه دونه زخم ندید، زهر جگرتو پاره کرده بود، اما امام صادق میگه: به اندازه نگین انگشتر جای سالم تو بدن جد ما نگذاشتن.

کجا شنیدی یه دونه از فرزندان اهل بیت بیاد بدن باباش نشناسه، این فقط مال کربلاست؛ سکینه اومد دید عمه یه بدن بغل گرفته، از کجا بدن می شناسن، چند راه داره، بعضی از رو صورتش می شناسن، بعضی ها از رو لباسش می شناسن، یا از رو علامت مشخصه می شناسن، مثلاً انگشتر دستش باشه، اگه این سه راه نباشه از رو حجم بدنش می شناسن؛ زینب یه نگاه کرد دید اینقدر نیزه زدن، آی حسین....

لب تشنه بود، تشنه ی یك جرعه آب بود

مردی كه درد های دلش بی حساب بود

پا می كشید گوشه ی حجره به روی خاك

پروانه وار غرق تب و التهاب بود

در ازدحام و هلهله ی نا نجیب ها

فریاد استغاثه ی او بی جواب بود

یك جرعه آب نذر امامش كسی نكرد

هر چند آب دادن تشنه ثواب بود

آخر شبیه جد غریبش شهید شد

آری دعای خسته دلان مستجاب بود

تا سایبان پیکر نورانیش شوم

بال کبوتران حرم را شتاب بود

میگه دیدم یه جایی پرنده ها بالاشون یه هم دادن سایبون درست کردن آفتاب به بدن عزیز زهرا نتابه، اما فدای بی کفن دشت کربلا

آلاله ای كه زخم تنش بی حساب بود

هم تیغ هم نیزه خون تنش را مکیده بود

هم داغ دیده شرر آفتاب بود

عنایات جواد الائمه رو بخونید،خیلی عجیبه،بارها و بارها این نانجیب ها به اذیت و آزار این ذوات مقدسه پرداختند،مخصوصاً جواد الائمه رو از سنین خردسالی مأمون ملعون اذیت و آزار می كرد،اُم فضل ملعونه اومد پهلوی ملعون،شكایت آورد،اینقدر بدگویی از آقا جواد الائمه كرد،تاریخ نوشته،مأمون ملعون،مست لایعقل بود،شبانه از خانه بیرون شد،سوار بر اسب،شمشیر در دست،وارد حجره ی جوادالائمه شد،با خیال باطل خودش،شمشیر آنقدر بر بدن نازنین آقا جوادالائمه زد،دخترشم داره میبینه،دخترش با اینكه خودش اومده تحریك كرده بابارو،ترسید،گفت:عجب كاری بابام كرد،مست بود نفهمید،اگه هشیار بشه،شاید منم اذیت كنه،این طور تحریكش كردم،وقتی به هوش اومد گفت:بابا فهمیدی چیكار كردی،گفت:نه.گفت:وارد حجره ی جواد الائمه شدی با شمشیر،او را قطعه قطعه كردی،گفت:نه باورم نمیشه.چون بعد از اینكه آقا امام هشتم به شهادت رسید،همه ی مردم از مأمون برگشتند،دیگه نمی خواد خطای قبلش رو تكرار كنه،خادمش رو طلبید،گفت:ببینم من دیشب تو چه حالی بودم،گفت:امیر همینطور كه دخترت گفت:رفتی تو حجره ی جواد الائمه،با شمشیر بر پیكر جواد الائمه زدی،ترس بیشتر بر بدنش افتاد،گفت:برو یه خبری بیار ببینم چه خبری شده،وارد حجره ی جوادالائمه شد،دید آقا سر سجاده اش نشسته،خیلی خدا رو شكر كرد،برگشت،گفت:الحمدالله اونجور كه من دیدم جوادالائمه سالمه،اما دیدم دیشب چیكار كردی،گفت:بگید جوادالائمه بیاد،اكرام،احترام،حرفم اینه،آقا جوادالائمه،با وجود اینكه این نانجیب،دیشب مست وارد حجره اش شد،این جسارت رو كرد،گفت: مامون،می خوام یه حرزی بهت بدم،حرز منه، این حرز همرات باشه،هیچ موقع دشمن به تو آسیبی نمی رسونه،بعد تو بری در خونه جواد الائمه دست خالی برگردی...

با شال عزا زائرا میان چه خبره مشهد امشب

سینه میزنن روضه میخونن روبروی گنبد امشب

یا امام رضا به خدا غریب تنها

تو خونه مثل زهرا جونت و کشتن امشب آقا

نبودی ببینی جگرش برای یه کم آب می سوزه

نبودی ببینی که تنش سه روز توی آفتاب...

همیشه دلم توی کاظمین کنار باب المراده

یا که زائر مشهد الرضا کنار با الجواده

یا امام رضا مگه چی بوده گناهش

میبینه با اشک آهش که خونش قتلگاهش

دو تا امام ما رو تو خونشون، همسرانشون به شهادت رساندن یکی امام حسن یکی امام جواده هر دو به دست همسرانشان مسموم شدن تو خونه خودشون، اما از بغداد تا مدینه فرق زیاده، امام حسن زهر دادن اما حسن خواهر داشت تا دید جگرش داره پاره میشه گفت بگین زینبم بیاد، امام حسن دو برادر مثل حسین و عباس داشت، امام حسن بچه هاش دورش بودن؛ اما امروز امام جواد هی به در دیوار نگاه کرد نمی دونست بگه پسرم، یه نفر نبود سرش و بغل بگیره.

 این سفارش تمام انبیاء ماست که دم جون دادن همه بیان یه مثال بگم پیغمبر مگه نبود فرمود: علی و فاطمه بیان حتی حسن و حسین که خودشون رو سینه پیغمبر انداختن حضرت علی اومد برشون داره پیغمبر فرمود نه علی جان اینا رو سینه ام باشن من راحتر جون میدم، حضرت زهرا همینجور بیام جلوتر حضرت علی هم همه دور برش بودن،

 همه گفتن بیاید فقط یک نفر گفت زینب نیا، زینب نیا بالای گودال، اگه بیای ببینی رو سینه حسینت نشستن، زینبش اومد بالا تل دید حسینش میگه: خواهرم برگرد زینب برگشت خیلی طول نکشید دید زمین کربلا داره می لرزه همه دارن تکبیر میگن، چه خبره یه نگاه کرد دید سر حسین بالای نیزه است، حسین....

 

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2167
    کل نظرات : 179
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 16
    تعداد اعضا : 286
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 1,780
    بازديد ديروز : 3,488
    بازديد کننده امروز : 383
    بازديد کننده ديروز : 932
    گوگل امروز : 290
    گوگل ديروز: 832
    بازديد هفته : 5,268
    بازديد ماه : 63,833
    بازديد سال : 63,833
    بازديد کلي : 6,933,050
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 18.212.92.235
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید