close
تبلیغات در اینترنت
امام حسین (ع)

امام حسین (ع)

امام حسین (ع)

امام حسین (ع)
امام حسین (ع)
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
0 44 aboozar
0 57 aboozar
0 350 aboozar
3 330 aboozar
1 513 saeednajafi
12 834 aboozar
4 6517 amirsajad
0 2279 aboozar
0 2152 aboozar
0 1964 aboozar
0 3380 aboozar
0 1300 aboozar
1 17640 2505
6 6207 aboozar
0 14390 aboozar
1 2535 masoudfn
1 1654 aboozar
14 3665 aboozar
20 3915 aboozar
0 2791 aboozar

جواد مقدم

سرگشته و بیمارم، من میل حرم دارم

دلداده ی سلطان و سقای علمدارم

داغم رو میون دل نگفتم

حتی یه دفعه بهت نگفتم

که خسته شدم از این جدایی

چند وقتی میشه حرم نرفتم

روی لبم تا دم مرگ این نوا

کرب و بلا، کرب و بلا

وطنم وطنم کربلا

شاه کرم کِی میبَریم تا حرم

شاه کرم کِی میبَریم تا حرم

ای پادشه خوبان از تو حرم از من جان

رو سوی شما کردم، ردم نکن آقا جان

گفتم به همه هوامو داری

میمیرم اگه محل نذاری

دوس دارم بیام حرم بگیرم

آقا با تو عکس یادگاری

حال و هوایی داره ایوون طلا

کرب و بلا، کرب و بلا

وطنم وطنم کربلا

شاه کرم کِی میبَریم تا حرم

شاه کرم کِی میبَریم تا حرم

مجنونم تو خواهم شد، هوشیار نخواهم شد

از خواب خوش مستی، بیدار نخواهم شد

واسم شده مثل خواب و رؤیا

که یک شب جمعه صحن سقا

با ذکر حسین غریب مادر

صحن تو بیام عزیز زهرا

نوکر تو کِی میشه حاجت روا

کرب و بلا، کرب و بلا

وطنم وطنم کربلا

شاه کرم کِی میبَریم تا حرم

شاه کرم کِی میبَریم تا حرم

سینه زنی واحد امام حسین (ع) - سرگشته و بیمارم، من میل حرم دارم - جواد مقدم 

 

 

 سید مجید بنی فاطمه

گرفتارم که خورده عمریه گره کارم

غمی دارم که مثل ابر خسته می بارم

آخه یارم نظر نکرده بر دل زارم

فقط چارم اینه برم دیار دلدارم

به روز و شب نوا دارم حسین جان

هوای کربلا دارم حسین جان

گیره گناهم تو دیگه بها به اشکام نمیدی

بس که شکستم دل تو کربلا رام نمیدی

حسین جان تو خداییم کن

حسین جان  کربلاییم کن

حسین حسین حسین جان

تو این سینه غم فراغ تو چه سنگینه

تو آیینه دلم فقط رخ تو میبینه

چه شیرینه آدم که پای روضه میشینه

چه تسکینه نگاه تو به درد این سینه

ز راه کربلا موندم حسین جان

همه رفتند و جاموندم حسین جان

عشقی که دارم به تو نیست

عشق دو روزه آقاجون

کاشکی که دلت واسه دلم

یه کم بسوزه آقاجون

حسین جان عبد دربارم

حسین جان من دوست دارم

حسین حسین حسین جان

 سینه زنی شور شهادت امام حسین (ع) - گرفتارم که خورده عمریه گره کارم - سید مجید بنی فاطمه


مهدی اکبری

روزایی که عاشقم بهترم پر میزنه دلم حرم

تا که بیاد اسمتو رو لبم ابری میشه چشم ترم

منمو نگاه تو، راه تو میکشه منو تا کجا

الهی که تا ابد دلبرم کم نشه سایه ات از سرم

من مجنونم میگیره دلم برات

پر میزنه تو هوات، دور و بر کربلات

باز میخونم اسمتو روی لبم

شده نماز شبم، اینکه بزنم صدات

به زیر بارونم، دوباره مجنونم

زیارت نامه ام رو، روبروت میخونم

میزنم دلو به دریا، تورو میبینم تو رویا

السلام علی الارباب، من غلامم تویی آقا

یا حسین مولانا

دوباره قدم قدم تا خدا دل شده با تو آشنا

عمود هزار و یک زائرا دور،  همه ی عاشقا

با چای تازه دم موکبا مستیه ما چه راحته

مسیر بهشت حق مستقیم از نجفه تا کربلا

پای خسته میرسه هر ثانیه

اینجا یه مهمانیه که مادرش بانیه

این شور و حال عنایت زینبه

عزمت مکتبه، ارتش جهانیه

این ارادت عشقه، به تو خدمت عشقه

اربعین تو صحنت، یه زیارت عشقه

اگه پر تاول پاهام، یا رقیه اس روی لبهام

السلام علی الارباب، رسیدم به آرزوهام

یا حسین مولانا

سینه زنی واحد ویژه اربعین حسینی (ع)  - روزایی که عاشقم بهترم پر میزنه دلم حرم- مهدی اکبری  

 

حاج میثم مطیعی

ابن شهر آشوب نوشته در المناقب؛ وقتی سر آقای مظلوم ما شهر به شهر می بردن به سمت به شام، چه داستانهایی داشت این سر یه جا فرود اومدن در یک منزل اطراق کردن اسیران پیاده شدن....

"لَمّا جاؤوا بِرَأسِ الحُسَينِ عليه السلام و نَزَلوا مَنزِلاً يُقالُ لَهُ قِنَّسرينَ" هنگامى كه سر حسين عليه السلام را آوردند و در منزلى به نام قِنَّسرين فرود آمدند، "اطَّلَعَ راهِبٌ مِن صَومَعَتِهِ إلَى الرَّأسِ" راهبى از دِيْرش به سوى سر حركت كرد، "فَرَأى نورا ساطِعا يَخرُجُ مِن فيهِ ويَصعَدُ إلَى السَّماءِ" و نورى را ديد كه از دهان آن ساطع بود و به آسمان مى رفت، راهب ده هزار درهم به آنان (نگهبانان) داد و سر را گرفت و به درون دِيرش برد، و بدون آن كه شخصى را ببيند صدايى شنيد كه مى گفت "طوبى لَكَ و طوبى لِمَن عَرَفَ حُرمَتَهُ" خوشا به حالت، خوشا به حال آن كه قَدر اين سر را شناخت، "فَرَفَعَ الرّاهِبُ رَأسَهُ و قالَ" راهب سرش را بلند كرد و گفت "يا رَبِّ بِحَقِّ عيسى تَأمُرُ هذَا الرَّأسَ بِالتَّكَلُّمِ مَعي" پروردگارا! به حقّ عيسى به اين سر بگو كه با من سخن بگويد.
"فَتَكَلَّمَ الرَّأسُ وقالَ" سر به سخن آمد و گفت: "يا راهِبُ أيَّ شَيءٍ تُريدُ؟" اى راهب ! چه مى خواهى؟ "قالَ: مَن أنتَ؟" گفت: تو كيستى؟ "قالَ: أنَا ابنُ مُحَمَّدٍ المُصطَفى" گفت: من فرزند محمّدِ مصطفى "و أنَا ابنُ عَلِيٍّ المُرتَضى" و پسر علىِ مرتضى هستم "و أنَا ابنُ فاطِمَةَ الزَّهراءِ" پسر فاطمه زهرا، "و أنَا المَقتولُ بِكَربَلاءَ" و مقتول كربلايم. "أنَا المَظلومُ أنَا العَطشانُ، فَسَكَتَ"من مظلوم و تشنه كامم و ساكت شد.
"فَوَضَعَ الرّاهِبُ وَجهَهُ عَلى وَجهِهِ فَقالَ" راهب صورت به صورتش نهاد و گفت: "لا أرفَعُ وَجهي عَن وَجهِكَ حَتّى تَقولَ: أنَا شَفيعُكَ يَومَ القِيامَةِ"صورتم را از صورت تو بر نمى دارم تا بگويى: «من شفيع تو در روز قيامت هستم
"فَتَكَلَّمَ الرَّأسُ فَقالَ" سر به سخن در آمد و گفت: "اِرجِع إلى دينِ جَدّي مُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله" به دين جدّم محمّد درآى. "فَقالَ الرّاهِبُ : أشهَدُ أن لا إلهَ إلَا اللّه ُو أشهَدُ أنَّ مُحَمَّدا رَسولُ اللّه" راهب گفت: گواهى مى دهم كه خدايى جز خداوند نيست و گواهى مى دهم كه محمّد پيامبر خداست. "فَقَبِلَ لَهُ الشَّفاعَةَ" آن گاه حسين عليه السلام پذيرفت كه شفاعتش كند.

آقا جونم ما خیلی به تو بدی کردیم، اما مولای من ما از بچگی در خونت بزرگ شدیم هر کی اربعین کربلا میخواد الان صدا بزنه حسین....

منبع: المناقب، ابن شهر آشوب

مقتل اسلام آوردن راهب مسیحی به وسیله سر مطهر سیدالشهداء (علیه السلام) - دکتر میثم مطیعی

 

حاج میثم مطیعی

 

ابن کثیر البداية والنهاية نوشته : "ما قُتِلَ قَتيلٌ إلَا احتَزّوا رَأسَهُ" هيچ شهيدى کشته نشد ، جز آن که سرش را جدا کردند ((سر همه بالای نیزه ها رفت، بزرگ و کوچیک...)) "وحَمَلوهُ إلَى ابنِ زِيادٍ" و آن(سرها) را نزد ابن زياد آوردند.[1]

سبط ابن جوزی تذکرة الخواصّ : "إنَّ ابنَ زِيادٍ نَصَبَ الرُّؤوسَ کلَّها بِالکوفَةِ عَلَى الخَشَبِ" ابن زياد ، همه سرها را در کوفه بر چوب نهاد " وکانَت زِيادَةً عَلى سَبعينَ رَأسا" سرها افزون بر هفتاد عدد بودند.[2]

سید ابن طاووس در لهوف نوشته : "أمَرَ ابنُ زِيادٍ بِرَأسِ الحُسَينِ عليه السلام ، فَطيفَ بِهِ في سِکک الکوفَةِ" ابن زياد، فرمان داد که سر حسين عليه السلام را در کوچه هاى کوفه بچرخانند.

سید ابن طاووس در ادامه یه شعر آورده بخونم و ترجمه کنم براتون شاعر نوشته:

رَأسُ ابنِ بِنتِ مُحَمَّدٍ ووَصِيِّهِ
لِلنّاظِرينَ عَلى قَناةٍ يُرفَعُ
وَالمُسلِمونَ بِمَنظَرٍ وبِمَسمَعِ
لا مُنکرٌ مِنهُم ولا مُتَفَجِّعُ
کحِلَت بِمَنظَرِک العُيونُ عَمايَةً
وأصَمَّ رُزؤُک کلَّ اُذُنٍ تَسمَعُ
أيقَظتَ أجفانا وکنتَ لَها کرىً
وأنَمتَ عَينا لَم تَکن بِک تَهجُعُ
ما رَوضَةٌ إلّا تَمَنَّت أنَّها
لَک حُفرَةٌ ولِخَطِّ قَبرِک مَضجَعُ

سر فرزند دختر محمّد و وصىّ او را
براى تماشاگران، بر سر نيزه مى کنند
و مسلمانان مى بينند و مى شنوند
و هيچ يک، نه انکار مى کنند و نه به درد مى آيند .
چشم ها با ديدن تو، سرمه کورى مى کشند
و مصيبتت هر گوش شنوايى را کر مى کند .
چشم هايى را دچار بى خوابى کردى که مايه آرامش آنها بودى
و چشم هايى را خواباندى که از [هراس از]تو ، خواب نداشتند .
هيچ بوستانى نيست ، جز آن که آرزو دارد
مدفن تو و آرامگاه پيکرت باشد

مقتل چرخاندن سر مطهر سیدالشهدا (ع) در کوچه های کوفه - دکتر میثم مطیعی



[1]البداية والنهاية، ابن کثیر، ج ٨ ص ١٩٠

[2]تذكرة الخواصّ، سبط ابن جوزی : ص ٢٥٩

 

 

 

حاج میثم مطیعی

شیخ صدوق در امالی نوشته،راوی دربان عبيد اللّه بن زياد ملعونه همه صحنه ها را دیده: "إنَّهُ لَمّا جيءَ بِرَأسِ الحُسَينِ عليه السلام" هنگامى كه سر حسين آورده شد، "أمَرَ فَوُضِعَ بَينَ يَدَيهِ في طَستٍ مِن ذَهَبٍ" فرمان داد كه آن را جلويش در تشتى از طلا گذاشتند،(بمیرم برات چقد این سر و از بالا نیزه آوردن دوباره به نیزه زدن... الله اکبر نمیدونم باید این حرف و زد یا نه؟ همون روایتی که فرمودن زینب صدا زد: این سر نیزه سر رو به چپ راست بازی میداد.... فکر میکردی تشت طلا فقط مال شامه سر رو گذاشتن جلوش...) "وجَعَلَ يَضرِبُ بِقَضيبٍ في يَدِهِ عَلى ثَناياهُ" و با چوب دستى اش شروع به زدن بر دندان هاى او كرد، ويَقولُ : لَقَد أسرَعَ الشَّيبُ إلَيكَ يا أبا عَبدِ اللّهِ و مى گفت : اى ابا عبد اللّه ! زود پير شدى و محاسنت سفيد گشت....[1]

یه روایت دیگه: همچین که به این لب و دندان میزد اون ملعون مبگفت: تا حالا مثل این چهره، چهرهٔ زیبا ندیدم؛ میگه یکی اونجا بود گفت: عبیدالله ببین چقدر شبیه پیمبره...[2]

"فَقالَ رَجُلٌ مِنَ القَومِ مَه " مردى از قوم گفت : "فَإِنّي رَأَيتُ رَسولَ اللّه ِ صلى الله عليه و آله يَلثِمُ حَيثُ تَضَعُ قَضيبَكَ" دست نگه دار كه من ديدم پيامبر صلى الله عليه و آله دهان بر جايى مى نهاد كه تو چوب دستى ات را گذاشته اى[3]
"فَقالَ : يَومٌ بِيَومِ بَدرٍ" ابن زياد گفت : امروز در برابر روز بَدر

مقتل و روضه اهانت عبیدالله بن زیاد به سر امام حسین (علیه السلام) در کوفه 



[1]الأمالي للصدوق: ص ٢٢٩ ح ٢٤٢

[2]روضة الواعظين: ص ٢١٠

[3]بحار الأنوار: ج ٤٥ ص ١٥٤ ح ٣

حاج محمود کریمی


کار خودش و عشق مثل همیشه کرد

دیگه باید بری، یعنی کاریش نمیشه کرد

برا تو زنده ام من این ارث مادریمه

ازت جدا نمیشم این حق خواهریمه

الان سرت توی آغوشه خواهرِ

یه ساعته دیگه دعوا سر، سرِ

پنجاه سال قلبم داره برات میکوبه

امروز سرنوشتم اسیر این غروبه

+ای وای...

من پا به پای تو تا آخرش میام

میمونم و خودم میرم انتقام

+اما یادت باشه

رفتی منو نبردی این کار روزگاره

تا خون توی رگامه نهضت ادامه داره

کجا میخوای بری چرا منو نمیبری

این دم آخری چقدر شبیه مادری

+ابی عبدالله تو وداع آخر بدن سالم سالم نبود خیلی از زخم هاش رو خورده بود... حسین...

قرارمون چی شد که بی قرار هم باشیم

حسین هرچی که پیش اومد باید کنار هم باشیم

+ای داداش...

پیش پای خودش به خاک افتاد

همه را با نگاه پس می زد

تکیه بر نیزه ی غریبی داشت

خسته بود و نفس نفس می زد

زمانه دست خوش ظلم های بارز شد

برای جایزه قتل حسین جایز شد

زمانه دید که زخمی پر از نمک شده بود

و بوسه گاه پیمبر ترک ترک شده بود

زمانه دید غریبی خضاب با خون کرد

و تیر را به چه سختی ز سینه بیرون کرد

چنان که خون همه فواره زد به دشت

پناه بر تو خدایا مگر پناهی نیست

که دختر علی آن لحظه دید راهی نیست

به ناله خواست دل سنگِ خصم نرم کند

به ابن سعد چنین گفت تا که شرم کند

بترس عاقبت خویش را تباه کنی

حسین را بکشند و تو هم نگاه کنی

کسی به فکر ورق پاره های قران نیست

 مگر میان شما کوفیان مسلمان نیست

+اینی که خانم می فرمایند:مگه شما مسلمان نیستید؟ میگه آخرین رفتار مسلمونی داشته باشید، نه اینکه هیچ کسی مهمان نمیکشه، نه اینکه هیچ کسی آزار به بچه نمیرسونه، میان شما یعنی یک مسلمون نیست این کشته رو به قبله بکنه، یه مسلمون نیست به این کشته اول آب بده، یعنی یه مسلمون نیست خنجرش کُند نباشه، یه مسلمون نیست حسین و جلو زن و بچه اش نکشه...

ببین ز چهار طرف جور دشمن دَله را

جفای خولی و شمر و سنان و حرمله را

که از تفاهمشان لرزه در زمین افتاد

عزیز فاطمه از اسب بر زمین افتاد

کدام آیه به لب های او مجدد شد

که نیزه آمد راه گلوی او سد شد

مخواه شرح گل و ظلم خاربن سخت است

که شرح لحظهٔ و شمر جالس سخت است

میان میدان بلا، حلقه زدند اشقیا

دور عزیز مجتبی، هیچ کسی نزد صدا

 چند نفر به یک نفر

به روی خاک علقمه، خسته نشسته فاطمه

بارش تیر و نیزه شد، گفت غریب کربلا

چند نفر به یک نفر

حسین بود محتظر، دید به پیکر پسر

نشسته تیر تا به پر، گفت به قوم بی حیا

چند نفر به یک نفر

چو دید زینب حزین، سنگ جفا شاه دین

حسینش افتاد زمین، کشید ناله ای خدا

چند نفر به یک نفر

دست یکی به موی او، سنگ یکی به روی او

دست یکی به پیراهن، به روی سینه جای پا

چنو نفر به یک نفر

به رو خاک سرش، شمر به دست خنجرش

یکی پی عمامه اش، یکی به دنبال عبا

چند نفر به یک نفر

پیش نگاه مادرش ...

+گفت:  شنیدم لحظه ای که داشتم سر رو از بدن جدا میکردن، یه ناله جانسوزی هی میگفت غریب مادر؛ آخه یه موقع سر راحت جدا میشه...

به پیش چشم مادرش، جدا شد از بدن سرش

اهل حرم به سرزنان، صدا زدن بچه ها

چند نفر به یک نفر

+همچین دید خنجر نمیبره بدن با لگد برگردوند...

+ براش آب آوردن لحظهٔ آخر جلو صورتش روی زمین میریخت نانجیب، گفت حسین این همه آب یه قطره اش هم بهت نمیدیم... صدای مادر بلنده بنیَ روضه خون فاطمه اس بنیَ... کشتنت... آب ندادن مادر...ذبحت کردن...

+شرح روضه خوندن امام زمان اینه؛ میگن ذبح سریع رگ ها رو بزن که زود جان بده رهاش کن؛ تا لحظهٔ آخر حسین دست و پا میزد.... ای وای...

اگر این است تاثیر شنیدن

شنیدن کی بود مانند دیدن

ای وای زینب...

دانلود بخش اول (کار خودش و عشق مثل همیشه کرد )

روضه شب یازدهم محرم شام غریبان - کار خودش و عشق مثل همیشه کرد - حاج محمود کریمی

دانلود بخش دوم (پیش پای خودش به خاک افتاد)

روضه شب یازدهم محرم شام غریبان - پیش پای خودش به خاک افتاد - حاج محمود کریمی
دانلود بخش سوم (میان میدان بلا، حلقه زدند اشقیا)

روضه شب یازدهم محرم شام غریبان - میان میدان بلا، حلقه زدند اشقیا - حاج محمود کریمی

حاج مهدی سلحشور


مهلاً مهلاً، یا عزیز الزهرا

زینب می مونه تنها

بین این دشت غم ها

مهلاً مهلا

وای

تکیه گاهم، غرق اشک و آهم

میری ای قرص ماهم

بی تو بی سر پناهم

مهلاً مهلا

وای

الهی نیاد حسین روز جدایی

نبینمترو نیزه هایی

تمومه غصهٔ زینبت همینه

سرت رو، رو نیزه ببینه

ای سردار بی لشکر خداحافظ

ای مظلوم بی یاور خداحافظ

بی تو موندن، یک لحظه ش هم محاله

انگاری خواب و خیاله

پر پر می شه باغ لاله

مهلاً مهلا

وای...

من می میرم، از تو یک دم جداشم

باید دست به دعاشم

قبل از تو مرده باشم

مهلاً مهلا

وای...

می دونم چقدر بلا میاد سر من

آتیش می گیره معجر من

تمومِ غصهٔ زینب همینه

نامحرمی روشو ببینه

ای سردار بی لشکر خداحافظ

ای مظلوم بی یاور خداحافظ

می شنوی تو، ناله ی مادرت رو

می کُشی خواهرت رو

می بوسم حنجرت رو

مهلاً مهلا

وای...

بوسیدمت، اما با ناامیدی

از من تو دل بریدی

آه سردی کشیدی

مهلاً مهلا

وای...

حسین جان راه گلومو گریه بسته

زینب تو دلش شکسته

تموم  غصه زینبت همینه

چطور برم بی تو مدینه

ای سردار بی لشکر خداحافظ

ای مظلوم بی یاور خداحافظ

خیمه ها آه، بعد تو می شه غارت

طعنه هست و جسارت

زینب می ره اسارت

مهلاً مهلا

وای...

پیکرتو، می ره زیرِ سم مرکب

جسمت می شه نامرتب

از رو تل می بینه زینب، مهلاً مهلا

وای...

ببین توو نگاهِ زینب اضطراب و

 خواهش چشمای رباب و

تمومه غصهٔ زینبت همینه

میشینه دشمنت رو سینه

ای سردار بی لشکر خداحافظ

ای مظلوم بی یاور خداحافظ

 سینه زنی زمینه شهادت امام حسین (ع)  زبان حال حضرت زینب (ع) -  زینب می مونه تنها -  حاج مهدی سلحشور 

 

حمید علیمی

 

بعد تو بی پناه و حیرونم

بی تو حتی یه شب نیمتونم

قبلهٔ من بدون تو دیگه

با چه حالی نماز میخونم

بی تو برگردم مرگ من اینه

زندگی داداش بی تو غمگینه

به کی قسمت بدم که نری

به کی قسمت بدم که بمونی

چه غروب گرفته و سردی

چه خداحافظی پر دردی

آخرین باره اومدی خیمه

که بگی دیگه بر نمیگردی

میری و میشم بی تو سرگردون

آخرین باره من و برگردون

به کی قسمت بدم که نری

به کی قسمت بدم که بمونی

قبله گاه حرم خداحافظ

حامی معجرم خداحافظ

آخرین یادگاری حیدر

پسر مادرم خداحافظ

میری و دشمن میزنه پرسه

حق داره این دل اگه میترسه

به کی قسمت بدم که نری

به کی قسمت بدم که بمونی 

سینه زنی زمینه شهادت امام حسین (ع)  زبان حال حضرت زینب (ع) -  بعد تو بی پناه و حیرونم -  حمید علیمی

حاج محمود کریمی

 

ببند چشم و به چشم دلت ببین غوغاست

کسی که عاشق دلداده نیست نا بیناست

دلیل و راهنمای تمام گمشده ها

فقط ستاره قطبی سید الشهداست

تقرب است به درگاه حق ولای حسین

بدان که قطب هدایت همان چراغ هداست

بکوش تا که نگشته چراغ ها خاموش

بجنب تا که نرفته کسی که با دنیاست

به پای دل برسان خویش را به کرب و بلا

برس به حلقه عشاق عشق عشق بلاست

هر آنکه رفت چراغش چراغ ظاهر بود

و آنکه ما چراغ ش از عالمی بالاست

فقط نشانهٔ عشق است این چهار قلم

یقین و معرفت و نین و ثبات قدم

کسی که قصد نموده پی خدا برود

نمی تواند از این کاروان جدا برود

نه پیش تر ز امام و نه جای مانده ز ره

به حق رسیده به شرطی که پا به پا برود

صدای سید عشاق می رسد بر گوش

کسی که همره من نیست بی صدا برود

کجا چطور چرایش به عهده خود اوست

کسی که رفت در این جمع نیست تا برود

به پای کشتهٔ من کشته ام شود خود من

+فرمود: اینا با من کار دارن، فردا هرکی کشنه بشه حسینه...

به پای کشتهٔ من کشته ام شود خود من

حسین نیست کسی که ز کربلا برود

حبیب گفت حبیبا فدای چشمانت

بدون تو تو بگو نوکرت کجا برود

مرا ز قافله منها نکن که مِنایم

به جان فاطمه بی تاب صبح فردایم

+آقازادهٔ امام محتبی کنار عمو بی تابه، چیه عموجان؟ فردا آیا منم با اینا هستم؟ شهید میشم؟ فدا میشم برا تو؟ آقا فرمود: اول بگو مرگ و شهادت چجوری میبینی؟ عرض کرد: از عسل شیرین تر گفت: آره عزیزم تو رو هم بد میکشن...به بلای عظیم میکشن... غیرت این بچه رو ببین فرمود: عزیزم فقط بهت بگم شش ماهه رو هم میکشن، یه مرتبه رگ غیرتش همچین متورم شد، گفت: اینا به خیمه هم میان...

زدند جملهٔ نا محرمان به بی راهی

حسین ماند و رفیقان ولی عجب جاهی

قِران شمس و قمر بین صورت مَلکیست

شدست تکیه گه مِهر شانه ماهی

نشسته شاه و گدا روبروی یک دیگر

وگاه خنده به لبها و گریه گَه گاهی

تمامی شهدا تا رکاب صاحب امر

عسل چشیده از این کندوی سحر گاهی

حسین گرم مناجات قاضی الحاجات

میان گریه برای حرم کشد آهی

به یاد شام غریبان و خیمه و اطفال

و زینبی که ندارد پناه و همراهی

دوباره شرح بلا را برای زینب گفت

سرش به زانوی خواهر نهاد و لختی خفت

طلوع کرد علی رغم میل خود خورشید

به خیمه ها اثری هم ز رعب و ترس ندید

رجال گرم نشاط وصال و جان بر کف

حرم به بودن عباس غرق شور و امید

ملائک و رسل جِنیان به کف شمشیر

که تر کند لب خود را به اذن شاه شهید

حسین گفت به خواهر که مثل یارانم

به دهر و حشر دگر هیچ کس نخواهد دید

قتیل اول مولا که سمت میدان رفت

چنان به پشت سرش اهل خیمه آه کشید

که سوخت مادر سادات و لطمه بر خود زد

علی که رفت ز روی حسین رنگ پرید

علی اکبر مولا که اِرباً اِربا شد

شروع بزم شهیدان آل طاها شد

علی به فرق شکسته که حیدری تر شد

حسین لحظه به لحظه پیمبری تر شد

پناه اهل حرم چون به قلب لشکر زد

تمام معرکه انگار خیبری تر شد

فتاد روی زمین تا که مشک و دست و علم

سپاه بز دل اوباش هم جری تر شد

به تیر حرمله شش ماهه گشت صد ساله

علی اصغر ارباب اکبری تر شد

حسین رفت به میدان و خواهرش ز قفاش

نگاه خواهر مظلومه مادری تر شد

گرفت رنگ شفق آسمان زمانی که

ز خون، خون خداوند خنجری تر شد

به سنگ و نیزه و تیر و سنان و تیغ و عصا

هزار و نهصد و پنجاه زخم شد پیدا

پناه بر تو خدایا مگر پناهی نیست

که دختر علی آن لحظه دید راهی نیست

به ناله خواست دل سنگ خصم نرم کند

به ابن سعد چنین گفت تا که شرم کند

بترس عاقبت خویش را تباه کنی

حسین را بکشند و تو هم نگاه کنی

کسی به فکر ورق پاره های قران نیست

مگر میان شما کوفیان مسلمان نیست

+یه جمله از لهوف بگم برات، امام سجاد فرمود: سی هزار نفر دور بابام جمع شدن همه برای رضای خدا میزن... ببین سی هزار نفر خیلی جمعیت ها، همه میرفتن نوبت برسه...

چو دید زینب حزین سنگ جفا و شاه دین

کشید ناله ای خدا چند نفر به یک نفر

دست یکی به موی او سنگ یکی به روی او

دست یکی به پیروهن  بر روی سینه رد پا

چند نفر به یک نفر

به روی خاک ها سرش شمر به دست خنجرش

یکی پی عمامه اش یکی به دنبال عبا

چند نفر به یک نفر

پیش نگاه مادرش جدا شد از بدن سرش

اهل حرم به سر زنان صدا زدند بچه ها

 چند نفر به یک نفر

روضه شهادت حضرت عباس (ع) - ببند چشم و به چشم دلت ببین غوغاست - حاج محمود کریمی

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2099
    کل نظرات : 171
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 22
    تعداد اعضا : 273
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 3,013
    بازديد ديروز : 2,728
    بازديد کننده امروز : 1050
    بازديد کننده ديروز : 1110
    گوگل امروز : 1170
    گوگل ديروز: 1180
    بازديد هفته : 3,013
    بازديد ماه : 74,982
    بازديد سال : 1,580,687
    بازديد کلي : 6,252,510
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 107.20.120.65
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید