close
تبلیغات در اینترنت
اشعار ولادت امام رضا,شعر ولادت امام رضا,اشعار میلاد امام رضا,شعر میلاد امام رضا,میلاد امام رضا

اشعار ولادت امام رضا,شعر ولادت امام رضا,اشعار میلاد امام رضا,شعر میلاد امام رضا,میلاد امام رضا

اشعار ولادت امام رضا,شعر ولادت امام رضا,اشعار میلاد امام رضا,شعر میلاد امام رضا,میلاد امام رضا

اشعار ولادت امام رضا,شعر ولادت امام رضا,اشعار میلاد امام رضا,شعر میلاد امام رضا,میلاد امام رضا
اشعار ولادت امام رضا,شعر ولادت امام رضا,اشعار میلاد امام رضا,شعر میلاد امام رضا,میلاد امام رضا
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
0 291 aboozar
3 302 aboozar
1 467 saeednajafi
12 768 aboozar
4 6454 amirsajad
0 2230 aboozar
0 2114 aboozar
0 1910 aboozar
0 3319 aboozar
0 1256 aboozar
1 17563 2505
6 6158 aboozar
0 14344 aboozar
1 2496 masoudfn
1 1623 aboozar
14 3609 aboozar
20 3847 aboozar
0 2741 aboozar
0 1760 aboozar
0 2089 aboozar

ولادت امام رضا (ع)

 

طلوع شمس ندیدی ز نجم اگر محسوس‏

ببین ز نجمه به عالم طلوع شمس شموس‏

نموده انفس و آفاق را قرین سرور

شهی که نفس نفیسش بود انیس نفوس‏

تبارک الله از این روز اسعد میمون‏

که هست مولد شاه حجاز خسرو طوس‏

خدیو خطه‏ی طوس آن که عارفان ندهند

گدائی در او را به حشمت کاووس‏

امام جن و بشر کش بر آستانه‏ی قدس‏

ملایک‏اند دمادم به ذکر یا قدوس‏

مه سپهر ولایت شهی که در هر صبح‏

زند به خاک درش آفتاب گردون بوس‏

ز رشک خادم کویش رواست خازن خلد

همی گزد لب و بر هم زند کف افسوس‏

عجب نباشد اگر فایق آمد از هر باب‏

گه مباحثه با عالم یهود و مجوس

چه جلوه ذره کند در مقابل خورشید

چه صرفه قطره برد در کنار اقیانوس‏

چه شد دنائت مأمون و کینه‏توزی او

کجاست آن همه تزویر و حیله و سالوس؟!

بگو بیا و ببین حشمت خدائی وی‏

که آن به دیده‏ی خلق خدا بود محسوس‏

همیشه بر سر بام جهان به کوری خصم‏

به نام نامی آن شه فلک نوازد کوس

درون جسم گدازد دل حسودانش‏

چنان که شمع گدازد میانه‏ی فانوس‏

شهی که وحش بیابان از او گرفته مراد

«صغیر» کی شود از لطف و رحمتش مأیوس‏

 

ولادت امام رضا (ع)

 

مژده ای اهل رضا روی رضا پیدا شد

جلوه ی حسن الهی به فضا پیدا شد

ضعفا روی به گلزار ولایت آرید

که گل روی معین الضعفا پیدا شد

غنچه ی نجمه به دامان سحر گاه شکفت

بوی گل در نفس باد صبا پیدا شد

علوی طلعت او آینه ی حسن خداست

بر همه آینه ی حسن خدا پیدا شد

موسی آن طلعت نادیده که در طور ندید

صبحدم در حرم موسی ما پیدا شد

جلوه ی باطن اسرار نهان را نگرید

به خدا آینه ی غیب نما پیدا شد

جان فشانید که جانان دو عالم آمد

درد آرید که ناگفته دوا پیدا شد

نجمه را نجمه نخوانید خدا می داند

این سپهری است کز او شمس ضحی پیدا شد

به دعا دست بر آرید چرا خاموشید؟

قبله ی حاجت ارباب دعا پیدا شد

چنگ بر چنگ زن آهنگ غریبی بنواز

چه نشستی که غریب الغربا پیدا شد

کعبه ی جان به حرمخانه ی موسی آمد

یا که در مروه ی دل نور صفا پیدا شد

سوره ی فتح بخوانید علی می آید

آیت صبر بیارید رضا پیدا شد

با قضا گوی که مولای قدر می آید

با قدر گوی که سلطان قضا پیدا شد

اهل ایران همه جان از پی ایثار آرید

که ولی نعمت و مولای شما پیدا شد

کیمیایی نظری آمده کز یک نگهش

از درون سیه سنگ طلا شد

اختر برج ولایت چه مبارک سرزد

ماه افلاک ولایت چه بجا پیدا شد

گر چه گفتند که در خوف و رجا باید بود

خوف از خویش برانید رجا پیدا شد

آمد از راه کریمی که به باب کرمش

تاج شاهی به قدمهای گدا پیدا شد

ای ز غم خسته برو غصه به دریا افکن

ای گره بسته بیا عقده گشا پیدا شد

برق رحمت زد و اوراق غضب را سوزاند

قلم عفو پی محو خطا پیدا شد

نقش شیر از نگهش شیر ژیانی گردید

بی عصا معجز موسی و عصا پیدا شد

نه به محشر نه به برزخ نه به میزان نه صراط

این چراغی است که نورش همه جا پیدا شد

لاله ی آرزوی آل محمد رویید

گوهر گمشده ی اهل ولا پیدا شد

تا چو «میثم» به درش دست گدائی نگرفت

کس ندانست در این خانه چه ها پیدا شد

 

ولادت امام رضا (ع)

 

هر دل صدای آمدنت را شنیده است

با صد هزار امید،به سویت پریده است

در ازدحام این همه عاشق حریم تو

زیباترین تجلی عشق و عقیده است

وقتی شمیم ناب تو آمد سروش گفت

امشب نسیم رحمت یزدان وزیده است

یا ایها الرئوف، به یمن قدوم توست

این خوان رحمتی كه خداوند چیده است

ماه فلك، چو مهر اگر مات نور توست

صد كهكشان نور در این روضه دیده است

این جا به جای اشك، ز چشمان زائران

بهر نثار مقدم تو گُل دمیده است

ای میزبان عالم و آدم، كه روزگار

مهمان نوازتر ز تو هرگز ندیده است

مدهوش سر ز خاك برآرد به رستخیز

لب تشنه ای كه جرعه ز جامت چشیده است

غرق عنایتند همه در حریم تو

فرقی نمی كند ز كجا كس رسیده است

دارم امید آن كه معطر شود ز تو

اشكی كه با امید به خاكت چكیده است

تنها امید این دل بی دست و پا توئی

وقتی كه از تمامی عالم بریده است

فصل ولادت تو «وفائی» به اشك شوق

بر عرض تهنیت به حضورت رسیده است

 

ولادت امام رضا (ع)

 

صبحدم برخواست بر عرش از زمین بانگ خروس

گفت: تابید ای ملایک جلوۀ شمس‌الشموس

آسمان! بر خاک سینای ولایت خاک شو

ماه! از گردون فرود آ ماه موسی را ببوس

الله‌الله این همان آیینۀ حسن خداست

یا خدای لامکان کرده است در امکان جلوس؟

نجمه! امشب رحمةللعالمین آورده‌ای

یا که از کعبه امیرالمؤمنین آورده‌ای؟

ای مه ذیقعده این خورشید گردون‌پرور است

بلکه نُه دریای عصمت را یگانه گوهر است

چارده خورشید در ماه جمالش جلوه‌گر

یا سپهر چار اختر روی دست مادر است

هم قلم آمد به زانو هم ز کار افتاد دست

دیدم این مولود از توصیف ما بالاتر است

این علی سوم این چشم و چراغ مرتضاست

این امام هشتم این مولا علی موسی‌الرضاست

آسمان! آیینه شو آیینۀ جان را ببین

روح شو از پای تا سر روح ایمان را ببین

ذکر قدقامت بگو تعظیم کن قامت ببند

سینه را سی‌پاره کن سی جزو قرآن را ببین

خانۀ موسی‌بن‌جعفر را چو جان در بر بگیر

طلعت زیبای سلطان خراسان را ببین

طور موسای محمد را شجر پیدا شده

اختری زیباتر از قرص قمر پیدا شده

این رئوف اهل‌بیت این شمع جمع عالم است

این مسیحا نه! مسیحای مسیح مریم است

این تمام علم را نزد خدا آموخته

این همانا عالم آل رسول خاتم است

لطف او هنگام جود از بذل هستی بیشتر

عمر گیتی هرچه باشد در ثنای او کم است

گرچه در تحت لوایش وسعت ملک خداست

هم گدا با او هم او با هر گدایی آشناست

آفرینش پیکر پاکی بود جانش رضاست

شیعه توحید و خطاب و دین و قرآنش رضاست

بی‌ولای او بود ایمان چو جسم مرده‌ای

وح ایمان را کسی دارد که ایمانش رضاست

دشمن اینجا می‌شود پامال، چون مور ضعیف

اهرمن را گو که این کشور سلیمانش رضاست

ما ولای مرتضا داریم از دشمن چه باک؟

تا در این کشور رضا داریم از دشمن چه باک؟

ما از اول با پر پروانه‌اش افروختیم

گرد شمع عارضش پیش از ولادت سوختیم

پیش‌تر از بود خود بودیم دور این حرم

شیر ناخورده تولای رضا آموختیم

قطره‌ای هستیم و در دریای احسانش گمیم

هر کجا باشیم زوار امام هشتمیم

ای حریم قدس تو بیت‌الحرام جان ما

مهر تو پیش از ولادت عهد ما پیمان ما

هم به دنیا هم به عقبی هم به میزان هم صراط

با همه گفتیم لطف توست پشتیبان ما

گنبد تو در زمین خورشید اهل آسمان

سایۀ گلدسته‌هایت حافظ ایران ما

ما گدایی را در این دولت‌سرا آموختیم

از ولادت دیده بر باب الجوادت دوختیم

ای گدای چار صحنت انس و جان از چارسو

وی ملک از آسمان بر درگهت آورده رو

بس‌که آقا و کریمی مثل یار آشنا

هر فقیر بی‌زبانی با تو دارد گفت‌وگو

آن‌چنان با زائر خود مهربانی می‌کنی

که گمان دارد دگر زائر نداری غیر از او

زائر از هر در که آید احترامش می‌کنی

بر تو ناگفته سلام اول سلامش می‌کنی

یابن‌زهرا! ضامن آهو گرت خوانم خطاست

یک نگاهت روز محشر ضامن خلق خداست

مرقد تو کعبه، صحنت سامرا و کاظمین

مشهد تو هم مدینه هم نجف هم کربلاست

این سخن را از امام بت‌شکن دارم به یاد

پایتخت کشور ایران خراسان رضاست

گرچه در مشهد حریمی محترم داری رضا

در دل هر فرد ایران یک حرم داری رضا

کیستم من؟ تشنه‌کام جام سقاخانه‌ات

خالی‌ام یک لحظه لبریزم کن از پیمانه‌ات

یا به دار‌الذکر خود یک لحظه آبم کن چو شمع

یا برافروز و بسوزان با پر پروانه‌ات

لقمۀ احسان و بذل و جود تو در کام من

کوه سنگین گناه ماست روی شانه‌ات

هرچه هستم«میثم»کوی شمایم یا رضا

آشنایم آشنایم آشنایم یا رضا

 

این چه حسی است که امشب به دلم پاداده

به من کورچنین میل تماشا داده

خانه حضرت موسی شده وادی بهشت

گوئیا بازخدا حضرت عیسی داده

مریم است اینکه در آغوش خود عیسی دارد

یاخدافاطمه را مولد زیباداده

چه کسی آمده که باز عطش آورده

نکند باز خداحضرت سقاداده

نبی آمد,علی آمد,حسن آمد,نه حسین

همه را دست خدا بر رخ او جاداده

خوش بحال دل ماچون حرمش ایران است

پرچم نوکریش فاطمه بر ماداده

حرمت وادی طوراست که حاجت دارم

خادم پیرحرم حاجت من را داده

روز اول به تو و گنبد و گلدسته تو

حضرت ذات احد نمره بالا داده

صحن توصحن بهشت است خدایی چونکه

نقشه صحن تورا حضرت زهرا داده 

شاعر:مهدی نظری

ای کاش حرم بودم و مهمان تو بودم

مهمان تو و سفره احسان تو بودم

یک عمر گذشت و سر و سامان نگرفتم

ای کاش فقط بی‏سر و سامان تو بودم

تا چشم گشودم به دلم مهر تو افتاد

زآن روز چو آهوی بیابان تو بودم

طوفان عجیبی است غم عاشقی تو

چون موج اسیر تو و طوفان تو بودم

ای گنبد تو عشق ، من خسته دل ای کاش

چون کفتر پر بسته ایوان تو بودم

یک پنجره فولاد دلم تنگ تو آقاست 

ای کاش ز  زوار خراسان تو بودم

شاعر:مهدی صفی یاری

لطف شما همیشگی و بی‌نهایت است

مانده‌ام که چرا یک دهه نامش کرامت است؟

شد نیت همیشه‌ی من مشهدالرضا

بالاترین عذاب من، این ترک نیت است

کار نگاه خادمتان کیمیاگری‌ست

دنیا طلب نمودن ما هم جسارت است

میلی نمی‌کنم به عبادات بی‌حساب

تا دوره‌گردی حرم تو عبادت است

سلطان شمائی و دل ما فخر می‌کند

از اینکه در حوالی خاک تو رعیت است

شاعر:سراج

به گوش دل ندا آمد، كه يار دلربا آمد

به درد ما دوا آمد، رضا آمد، رضا آمد

خدا داد آنچه را وعده،‌ بشد در ماه ذيقعده

كه آمد بهترين بنده، رضا آمد، رضا آمد

ببايد مفرشي از نور، ز تار گيسوان حور

كه آمد قبلة منظور، رضا آمد، رضا آمد

فروغ زهرة زهرا، ز «نجمه» تافت بر دنيا

كه خورشيد جهان آرا، رضا آمد، رضا آمد

زمين رفت و بهشت آمد، كه زيبا جاي زشت آمد

گل مينو سرشت آمد، رضا آمد، رضا آمد

چو عيسي مي‌كند احيا، چو موسي بايد بيضا

ز نسل حيدر و زهرا، رضا آمد، رضا آمد

به دانش، تالي حيدر، به عصمت، وارث مادر

ولايش عين پيغمبر، رضا آمد، رضا آمد

پناه انس و جان است اين، امام مهربان است اين

شفيع شيعيان است اين، رضا آمد، رضا آمد

دیوان حسان

همچون نسیم صبح و سحرگاه می‌رود

هر کس میان صحن حرم راه می‌رود

از هر چه غصه دارد و غم می‌شود ر‌ها

هر سائلی به خدمت این شاه می‌رود

وقتی فرشته‌های حرم بال می‌زنند

از سینه‌های شعله زده آه می‌رود

اینجا بهشت روی زمین فرشته هاست

از کوی تو فرشته به اکراه می‌رود

خورشید در طواف حرم، وه! چه دیدنیست

هر شب به پای بوسی آن ماه می‌رود

باب الجواد راه ورودی به قلب توست

حاجت رواست هرکه از این راه می‌رود

شاعر:فاطمه نالی زاده

مه ذيقعده طلوع قمرت باد مبارک
 
جلوه ي شمس دگرت باد مبارک
 
خنده ي نجمه به قرص قمرت باد مبارک
 
نجمه! ديدار فروغ بصرت باد مبارک
 
صدف بحر ولايت گهرت باد مبارک
 
عيد ميلاد يگانه پسرت باد مبارک
 
پدر و مادر و فرزند و تبارم بفدايت
 
به خدا آئينه روي خدا داده خدايت
 
اين پسر بر همه مولاست علي نام نکويش
 
دل صد سلسله افتاده به هر حلقه ي مويش
 
فيض ديدار خداوند بود در گل رويش
 
داروي درد مسيحاست غبار سر کويش
 
سدره يک شاخ ز نخل است که رويد لب جويش
 
مرحبا نجمه هلا عطر خدا گير ز بويش
 
نور ختم رسل و شير خدا آئينه داري
 
شرف بنت اسد آبروي آمنه داري
 
اي دل عيسي مريم به تو لاي تو زنده
 
اي دو صد موسي عمران شده در طورتو بنده
 
اي که يوسف زده با ياد گل روي تو خنده
 
اي که ابر کرمت بر سر ما سايه فکنده
 
ريشه ي کفر شد از تيشه ي توحيد تو کنده
 
نقش شير از نگه نافذ تو شير درنده
 
آهوئي را که تو ضامن شوي از لطف و کرامت
 
نه عجب ضامن خلقي بشوي روز قيامت
 
تو که جان زنده شود با نفس روح فزايت
 
تو که از بال ملا پر شده ایوان طلایت
 
تو که اشک حرم کعبه شده صحن و سرایت
 
تو که گشتن شهان سائل و محتاج و گدایت
 
تو که آهوی بیابان شده مرهون عطایت
 
تو که هم دشمن و هم دوست کند مدح و ثنایت
 
چه شود گر قدمی، از کرمی رنجه نمایی
 
آن سه موعود که گفتی به ملاقات من آیی
 
از کتاب گلچین احمدی
درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2067
    کل نظرات : 170
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 31
    تعداد اعضا : 272
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 1,649
    بازديد ديروز : 19,347
    بازديد کننده امروز : 675
    بازديد کننده ديروز : 7976
    گوگل امروز : 775
    گوگل ديروز: 11292
    بازديد هفته : 75,273
    بازديد ماه : 180,050
    بازديد سال : 1,437,369
    بازديد کلي : 6,109,192
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 54.80.33.183
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید