close
تبلیغات در اینترنت
امام حسن (ع)

امام حسن (ع)

امام حسن (ع)

امام حسن (ع)
امام حسن (ع)
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
4 5616 amirsajad
0 1698 aboozar
0 1509 aboozar
0 1410 aboozar
0 2380 aboozar
0 840 aboozar
1 16101 2505
6 5242 aboozar
0 13024 aboozar
1 2068 masoudfn
1 1271 aboozar
14 2881 aboozar
20 3117 aboozar
0 2389 aboozar
0 1502 aboozar
0 1772 aboozar
0 1539 aboozar
2 1405 aboozar
13 1938 aboozar
21 3880 aboozar

 

خدایا گر ، بنده ای بدکارم
شوق رحمت دارم
اشک غم می بارم ، بی قرارم
سلاح من چشمان ترم
من به پشت درم
جان مولا وا کن
جان مولا وا کن
جان مولا وا کن ، بی قرارم
اخه مگه تو چه گناهی کردی انقد گریه می کنی  مگه تو چقد سن داری؟ تو میفهمی گناه چیه داری گریه می کنی؟ ازش بپرسی میگه من برا مادرم گریه می کنم
انقدر در میزنم
تا که بگشایی
جای آخر آمده
عبد هر جایی
ای خدا ای خدا
پشت در تاریک و من واهمه دارم
من امانت نامه از فاطمه دارم
مناجاتی ها کجا نشستن،از زبون امام حسن...
بیا زینبم تا ببینم رویت
تا ببویم مویت
میرسد از بویت ، بوی زهرا ...
بیا پیغامت را ببرم
راهی سفرم
دیده بر دارم
تا که آید یارم
شوق رفتن دارم سوی زهرا...
رنگ زرد و خون دل
از دلم حاکی ست
مرهم زخم دلم
چادر خاکی ست
خواهرم ، خواهرم
روز قتل من ولی روز دیگر بود
آن دمی که مادرم پشت آن در بود


 

گفتا شنیدم سلامت نمی کنند

گفتا مگو جواب سلامم نمی دهند

تو مثل اهل مدینه زمن مگردان رو

که فارق از دو جهانم به یک کلام کنی

دربهشت کنی باز و زود می بندی

چه می شود نگه نیمه را تمام کنی

نور خدا نخله ى سینا،  حسن

هوش ربا،  از دل موسى حسن

نغمه ى داوود از او پُر ز شور

راز شفا بخشى عیسى حسن

حسن جان،  حسن جان....

یاسمن سرو قد سبز پوش

سیم تن گلرخ زیبا حسن

هر دو به عرش عظمت گوشوار

سرخ حسین آمد و خضرا حسن

فرق حسین است و حسن حرف یا

این حسن است، آن دگرى یا حسن

سبط نبی، نجل علی، حبل خدایم

بنیانگذار نهضت کرب و بلایم

در عرصه ی پیکارها بی یار ماندم

یاران همه رفتند و با اغیار ماندم

بی خود نبود شب عاشورا دل زینب گرفت، گفت:حسین جان این اصحابت رو امتحان کردی؟گفت:زینب جان این اصحابم تا آخرین قطره ی خون پای من ایستادن، چرا این سئوال رو میکنی؟آخه از حسنم خاطراتی دارم.به علامه ی طباطبایی گفتند:چرا صلح کرد امام حسن؟فرمود:حسین هفتاد و دو تا داشت،  حسن نداشت. بابا امام حسین اومد نماز بخونه، حبیب، سعید ایستادند، یکی هیفده تیر، یکی سیزده تیر خورد، خم به ابرو نیاوردند، امام حسن تو خیمه ی فرماندهی مشغول نماز بود، سجاده رو از زیر پاش کشیدند، چنان به ران مبارک خنجر زدند استخوان معلوم شد، بمیرم برا غریبیت آقاجان.

فرزند حیدر را سر سازش کجا بود

این صلح آغاز قیام کربلا بود

من جنگ صفین و جمل را قهرمانم

من یکه تاز سرفراز نهروانم

ضربات امیرالمؤمنین بکر بود،  یه ضربه می زد کارو تموم می کرد،  یه نفر رو دو بار زده، اول زد پاشو قطع کرد، بعد هم رو سینه نشت، علتشم شاید این باشه که اسم باباشو آورد، گفت:من با بابات رفیقم علی، اول پا رو زد شاید ایمان بیآره.....یه نفر دیگه ام بود این جوری ضربه می زد اونم امام حسن بود، دویست نفر گارده حفاظت از جمل اند، همه نیزه دار، این دویست نفر یه گردان ویژه اند، امیرالمؤمنین علیه السلام به محمد حنفیه فرمود:میری کار این گردان رو به هم می ریزی و کار و تمام میکنی، گفت:لَبَّیک یا اَبتا، تاخت، تاخت، نیزه دارها یه عده نشسته یه عده ایستاده، یه عده سوراه، رسید به گارد اینها برگشت، امیرالمؤمنین عصبانی شد، گفت:بابات منم اما این ترس رو از من به ارث نبردی، این ترس ارث مادرت بود.اَینَ الحسن. لَبَّیک یا اَبتا، فرمود:برو کارو تموم کن، امام حسن تاخت، این شمشیر داره می چرخه، نیزه دارها نگاه کردند، هیبت امام حسن رو دیدند، فرار کردند، همه فرار کردند، زد شتر رو پی کرد، تو کجاوه دست اون رو گرفت، گفت:کیه به حریم نبوی وارد شده، امام حسن گفت:محرمتم، بیا پایین، امیرالمومنین می فرمود:جانم حسن، یه هیبتی داشت، یا امام حسن زود پیرشدی، امام حسن فرمود:ما بنی هاشم زود پیر میشیم. نه آقا از همه ی بنی هاشم زودتر پیر شدید، فرمود:من بچه بودم یه منظره ای دیدم تو کوچه....

یافتم در گذر راهبری

از شه تشنه تو مظلوم تری

همسری داشت حسین همچو رباب

بود عمری ز غمش در تب و تاب

آخه سر از تشت افتاد، اومد جلو، اولین بار بود رباب از زینب جلو زد، سر رو برداشت،  داره پیشونی رو می بوسه، حضرت زینب سلام الله علیها تعجب کرد، رقیه هم داره می بینه، بابا به همه رسیدی، نوبت من کی می رسه، شب تو خرابه بی بی زینب فرمود:رباب عاشورا داداشم داشت می رفت همه به خط شدیم برا دست بوسی، تو یه گوشه ایستادی نیومدی، اون روز اونجور، امروز اینجور، گریه کرد، خانم جان اون روز به خودم گفتم:تا زینب هست تو کی هستی، اما دعا کردم یه بار دیگه پیشونیه پسر پیغمبر رو ببوسم، امروز خودم دیدم سر خودش اومد

همسری داشت حسین همچو رباب

بود عمری ز غمش در تب و تاب

اربعین سه روز موندند،  می خوان برگردند، زین العابدین فرمود:عمه جان، اگه بمونیم همه مثل رقیه میشن، بی بی فرمود:چشم بریم. همه سوار شدن دیدن یه نفر کنار قبر ابی عبدالله، اومدند دیدن رباب،  خانم جان میشه من اینجا بمونم.

همسری داشت حسین همچو رباب

بود عمری ز غمش در تب و تاب

لیک دلها همه غم پرور تو

که بود قاتل تو همسر تو

یه نگاه کرد امام حسن دید همسرش ظاهری هم شده داره گریه میکنه، آقا کرم رو ببین، فرمود:از اون راه فرار کن،  دست زینب بهت نرسه، راه فرار به قاتل نشون داد، فردا قیامت مگه میذاره مارو جهنم ببرند، فرمود:دلی که برا حسنم بسوزه فردا قیامت نمیذارن بسوزه، چشمی که برا حسنم گریه کنه، فردای قیامت گریون نمیشه، پایی که قدم برداره برا زیارت حسن، در صراط نمی لرزه، اربعین حدود بیست میلیون کربلا بودند، الان بقیع چه خبره؟یه دعا کنم:

 

ای کاش شبیه اربعین امسال

راه حرم فاطمه هم باز شود

کی میگن بیایید برید راه حرم امام حسن هم بازشده؟

داد این گنبد وارونه ی پست

دو زن خائنه را دست به دست

آن یک از زهر جفا قلب تو سوخت

وین به تابوت تن پاک تو دوخت

اربابتون تو بقیع نشت رو زمین، بعضی تیرها گیر کرده، تیر می خواد بره راحت تر فرو میره، وقتی می خواد بیرون بیاد غوغاییه.

من دل خسته غریب وطنم

پاره ی قلب پیمبر حسنم

نگذارید بداند زینب

زچه گلگون شده رنگ کفنم

تیر هم گر بدنم را بدرید

ببریدم ولی آهسته برید

حسین جان عباس شمشیر نکشه...هر کی دلش می خواد بین امام حسن و امام حسین باشه،  محضر پیغمبر و علی برسه بلند بگه: یا حسن...

فرمود کنیزها تشت بیارید، یه ملحفه ای رو سر انداخت،  همین جور خون دل داره می ریزه،  ناله دارها، خبر به زینب دادن، همچین که صدای پای زینب رو شنید،  فرمود:این تشت رو ببرید،  تشت رو دارن می برن، لب ها رو پاک می کرد، چشم زینب افتاد دید گوشه ی لب ها خونیه. خدایا این ماه صفر دو تا تشت نشون زینب دادند، .

اندر اینجا قلب زینب خسته بود

اندر آنجا هر دو دستش بسته بود

از لب لعل حسن خون می چکید

خورد لب های حسین چوب یزید

اینجا باز اباالفضل، حسین بودند زیر بغل زینب رو بگیرند،  اما بمیرم دست بسته زینب رو آوردنش مجلس یزید، دید چوب بالا می ره...

آن روز مرگم را به چشم خویش دیدم

کز مادرم عجل وفاتی را شنیدم

ای کاش جای محسنش من مرده بودم

ای کاش من سیلی زدشمن خورده بودم

ای که میگی به روضه خون

روضه ات رو اینجوری نخون

منم میگم با دل خون

خدا کنه دروغ باشه

میگن که گوشواره شکست

میگن روی زمین نشست

مونده هنوز یه جای دست

خدا کنه دروغ باشه

اومدند بیرون از مسجد، امام حسن دستش تو دست مادر، هی میگه جانم مادر، راهشون رو گرفتند، بی بی دست امام حسن رو فشار داد، یعنی حسنم، امروز کربلای توست، عالم تو دست توست،  اما امروز روز صبر.

 میگن:این که یه دست زد، یه سیلی زد غلط، یه نگاه کرد این طرف از علی خبری نیست، یه نگاه کرد اون طرف از علی خبری نیست، با دو دست از دو طرف آنچنان زد تو صورت بی بی دوعالم،  دیگه چشم ها خوب نمی دید، دیگه گوش ها آسیب دیده، وقتی افتاد رو زمین،  امام حسن زیر بغلش رو گرفت، وای مادرم، مادرم.یه روز فضه اثاثش رو جمع کرد، امیرالمؤمنین فرمود:تو هم می خوای مارو تنها بذاری، بقچه اش رو زمین گذاشت شروع کرد گریه کردن، بابا منم کنیزش بودم، می خوام گریه کنم، جلو شما که هیچکی نمیتونه گریه کنه،  تا شما نیستید، حسین گریه میکنه، زینب گریه میکنه، دو سه کلمه حرف می زنم آروم می گیرند،  اما من دارم از گریه ی حسنت دق می کنم، هرچی میگم:خواهرت دق مرگ میشه، حسین داره می میره، بابات اذیت میشه، هی میگه:فضه تو که نبودی، نبودی، حسین هم ندید، زینب هم ندید، اونی که من دیدم حالا حالاها باید گریه کنم...

 

 

صفر تمام شد و طی نشد عزای حسن

هزار حیف که شد زهرکین جزای حسن

 به غربتش چه بگویم، رسول اکرم گفت:

 که ماهیان همه گریند از برای حسن

ای ماهی دریا برایت گریه کرده

پیغمبر و زهرا برات گریه کرده

 به حشر با گل لبخند می‌شود محشور

 خوشا کسی که کُند گریه در عزای حسن

اصلاً محاله اسم امام حسن بیاد یه اسم دیگه نیاد، چه اسمی؟

کسی که فاطمه را کشت قاتل حسن است

 به روز حشر شهادت دهد خدای حسن

هنوز بر بدنش زخم‌ تیرها پیداست

 هنوز شهر مدینه است کربلای حسن

ز بس به پیکر پاکش نشست تیر ستم

 به روی شانه، بدن گشت نی‌نوای حسن

بابا، پیغمبر با اون مقام،  لولاک لما خلقت افلاک، با این عظمت، چه جوری تشییع کردن پیغمبرو؟چه جوری بدنش رو برداشتند؟تا حالا فکر کردی؟پیغمبر رو شبانه بردند خاک کردند. یکی یه دونه دخترش رو شبانه برد علی، چند نفر بردند؟این همه پیغمبر گفت: فاطمه پاره ی تن منه، هفت نفر.امیرالمؤمنین رو شبانه بردند،  باز برای تشییع فاطمه هفت نفر بودند، اما علی رو چهار نفر، فقط حسنین موندند، تنها بدنی که روز تشییع شد،  ای کاش بدن امام مجتبی رو هم شبانه می بردند، حضرت زهرا سلام الله علیها، یه روز به امیرالمؤمنین گفت: علی جان،  من نگرانم.نگران چی هستی خانم جان؟علی جان تابوت های مدینه، دیواره نداره، علی جان حجم بدنم پیداست، نمی خوام نامحرما حجم بدنم رو ببینند، امیرالمؤمنین تابوت ساخت، دیواره داشت خیال فاطمه راحت شد، یه جمله بگم، کاش یه دونه هم برا حسنت می ساختی، وقتی از بالای پشت بام تیراندازها تابوت رو هدف گرفتند، اگه تابوت دیواره نداشته باشه، تیر مستقیم به بدن میره، هفتاد تا تیر به این بدن، لااله الا الله، با این بدن چه کردند؟فقط همین رو بگم: وقتی ابی عبدالله تیر بیرون میکشید، کفن، پاره پاره شد، بدن پاره پاره شد.می خوام بگم: یا زهرا، بدن حسنت،  جنازه ی اما حسن مجتبی، بدن بی جان، هفتاد تا تیر خورد، ما می خواهیم عالم رو زیر رو کنیم، بدنی که جان نداشت، اما حسینت هنوز داشت نفس میکشید، حسین... من روضه ام رو میخوام از زبان امام بخونم، می خوام حقش رو ادا کنی، برت میگردونم خطبه ی زین العابدین، کلام امام، یه جایی تو مجلس اون ملعون، امام سجاد وقتی خطبه خوند، اول جد اولش رو معرفی کرد، بعد جد دومش رو معرفی کرد، بعد مادرش رو معرفی کرد، تا گفت: انا بن فاطمه،  اونجا یزید ملعون به مؤذن گفت: بلند شو اذان بگو، تا رسید مؤذن به اسم پیغمبر، تا گفت: اشهد ان محمد رسول الله، زین العابدین بلند شد عمامه شو زمین زد، گفت:  این محمد که میگی،  جد توست یا جد من؟ اینجا همه ی مقاتل میگن: یزید از جلسه رفت، فرار کرد، نتونست بمونه.من با اینجا کار دادم، وقتی این ملعون رفت، انگار امام سجاد راحت شد، انگار سبک شد، اینجا چند تا جمله داره، پدرش رو معرفی میکنه، یکی از جملات اینه، رسید به جمله،  أنَا ابنُ مَنقُتِلَ صَبرا ، من پسر اون کسی ام که تو گودال قتلگاه،  هنوز زنده بود، یه نفر با نیزه، یه نفر با شمشیر، یه نفر با سنگ، پیرمردها میومدند، یکی با چوب می زد، یکی با عصا می زد، اینقدر زدنش، ای حسین......بگو حسین، نفست بگیره، کربلاتو امام حسن بده، ای حسین.....

 

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
نظرسنجی
آیا فیلم های مداحی همراه با متن در وب قرار بگیرد؟


محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 1747
    کل نظرات : 139
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 13
    تعداد اعضا : 254
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 1,551
    بازديد ديروز : 1,566
    بازديد کننده امروز : 438
    بازديد کننده ديروز : 579
    گوگل امروز : 480
    گوگل ديروز: 667
    بازديد هفته : 7,308
    بازديد ماه : 74,270
    بازديد سال : 170,059
    بازديد کلي : 4,841,882
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 54.211.193.74
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید

تبادل لینک هوشمند
    تبادل لینک هوشمند : برای تبادل لینک ابتدا مارا با عنوان آئین مستان وآدرس http://aein-mastan.rozblog.com لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.

    عنوان :
    آدرس :
    کد : کد امنیتیبارگزاری مجدد