close
تبلیغات در اینترنت
اشعار شهادت حضرت محسن (ع)

اشعار شهادت حضرت محسن (ع)

اشعار شهادت حضرت محسن (ع)

اشعار شهادت حضرت محسن (ع)
اشعار شهادت حضرت محسن (ع)
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
0 291 aboozar
3 302 aboozar
1 467 saeednajafi
12 768 aboozar
4 6454 amirsajad
0 2230 aboozar
0 2114 aboozar
0 1910 aboozar
0 3319 aboozar
0 1256 aboozar
1 17563 2505
6 6158 aboozar
0 14344 aboozar
1 2496 masoudfn
1 1623 aboozar
14 3609 aboozar
20 3847 aboozar
0 2741 aboozar
0 1760 aboozar
0 2089 aboozar

معصوم ترین صبح سپیدی محسن

آن روز کبود را ندیدی محسن

در راه علی حق بزرگی داری

الحق که تو اولین شهیدی محسن

با ضرب در سوخته ماهم را کشت

در آتش و خون نور نگاهم را کشت

فریاد بزن «بأیّ ذنب ٍ قُتلت»

ای وای که طفل بی گناهم را کشت

در کوچه به پا کرد دوباره ‌محشر

با مادر دلسوخته، یاس پرپر

آن روز اگر ‌مجال صحبت می‌داشت

می گفت چنان فاطمه: حیدر حیدر

ای مونس داغهای من محسن جان

ای یاور با وفای من ‌محسن جان

با سرخی خون من و تو حق برپاست

قربانی کربلای من ‌محسن جان

یوسف رحیمی

قسمت نبـود تـا کـه برایم پسر شوی

بر شانه های شاخه ی طوبا ثمر شوی

می خواست در خیال خودش کم بیاوری

شاید که تو سقوط کنی منکَسَر شوی

دنیا نیامـدی بـه گمـانم کـه عاقبت

سرتا به پا به همره او شعله ور شوی

شاید کـه در اِزای خودت بین ضربه ها

ضربی به جان پذیری و او را سپر شوی

تـا «کشـته ی فتـاده» بـه دامـان فـاطمـه

تا «صید دست و پا زده» ی پشت در شوی

ای کـاش می شکست همـانجا ورای در

پایی که خواست با لگدش مختصر شوی

یک بـار میخ خونی و یک بـار هم زمین

دادند مژده ات که از این کشته تر شوی

 قرار بود که مثل حسن پسر باشی

عصای دست من و پیری پدر باشی

تو دیدی و حسنم دید رنج مادر را

خدا کند ز برادر صبورتر باشی

ببخش مادر خود را که با خود آوردت

بنا نبود که آن روز پشت در باشی

هنوز زیر کِسا جای خالیت پیداست

قرار بود و نشد آخرین نفر باشی

قرار بود بمانی شتاب جایز نیست

بنا نبود مسافر که رهگذر باشی

نشد بیایی و مثل برادران خودت

گهی به نیزه و گهگاه خون جگر باشی

تمام هستی من می رود اگر بروی

ولی اگر تو بمانی ولی اگر باشی...

و یا تمامی این ها فقط مقدّمه ایست

که اتفاق غزل های شعله ور باشی

و اولین بشوی قبل از آن که عاشورا

شهید کوچک و شش ماهۀ پدر باشی

نخورده شیرِ مرا! شیرها حلالت باد

که میخ حادثه را خواستی سپر باشی

سند غربت شاه ولایت منم

اولین کشته ی راه ولایت منم

یاور حیدرم، سپر مادرم

محسنم من محسنم من

شمع روشنگر بزم هدایت منم

اولین کشته ی راه ولایت منم

نازنین کودکم، آیه‌ای کوچکم

محسنم من محسنم من

من که از ولادت شدم شهید علی

از ازل بوده‌ام شمع امید علی

غنچه ی چیده‌ام، ضربه‌ها دیده‌ام

محسنم من محسنم من

قتل من قصه ی غربت مادر شده

قتل یک سوّمِ آل پیمبر شده

سوخت پا تا سرم در غم مادرم

محسنم من محسنم من

انتقام مرا بگیرد از قاتلم

حجةبن‌الحسن صاحب خون من

محسنم من محسنم من

ای به خون خفته من گل نشکفته من

شاهد سوز من و درد ناگفته من

اولین کشته مظلوم ولایت پسرم

به خدا هدیه نمودم به خدایت پسرم

نازنین کودک من محسن کوچک من

نازنین کودک من محسن کوچک من

من شدم سنگر تو تو شدی سنگر من

قلب تو تاب فشار در و دیوار نداشت

سینه نازک تو طاقت مسمار نداشت

نازنین کودک من محسن کوچک من

نازنین کودک من محسن کوچک من

قصۀ محنت تو سند غربت من

گم شده تربت تو همچنان تربت من

کس نداند که چه آمد به سرت ای پسرم

نازنین کودک من محسن کوچک من

نازنین کودک من محسن کوچک من

من و تو دو یاریم در کنار حیدر

تو ز من تنهاتر من ز تو تنهاتر

صورتم از اثر شعلۀ آتش افروخت

در همان لحظه دل سوخته‌ام بهر تو سوخت

نازنین کودک من محسن کوچک من

نازنین کودک من محسن کوچک من

فرزندی علی بود گناهم

آغوش زهرا گشته قتلگاهم

غنچه ی پرپرم، حامی حیدرم

محسنم من، محسنم من

فرزند خون حیّ داورم من

یک آیه از سوره ی کوثرم من

گم شده تربتم، شاهد غربتم

محسنم من، محسنم من

با کشتن من جنگ با امامت آغاز شد

تا دامن قیامت اولین خون منم

گل این گلشنم

محسنم من، محسنم من


اول شهید راه حیدرم من

هم سنگر زهرای اطهرم من

محسن شهیدم به زهرا امیدم

ای اهـل عالم ای اهل عالم

سنگـر مـن سینـه ی مادرم بود

فقـط در و دیـوار یاورم بود

میزدم بال و پر بر دفاع پدر

ای اهـل عالم ای اهل عالم

نالـه ی نشینـده ز دل کشیـدم

قاتل خود را عاقبت ندیـدم

یـاور مـادرم کشتـه ی حیدرم

ای اهـل عالم ای اهل عالم

یکه آیه از سوره ی کوثرم من

ای اهل عالم ای اهل عالم

منم منـم روز جــزا بـر همـه

وسیلــه شفــاعت فـاطمــه

رو کنم به محشر روی دست مادر

ای اهل عالم ای اهل عالم

شــد پیشتــر از لحظــه ی ولادت

در راه دیـن نصیـب مـن شهـادت

قسمتم چنین بود راه من همین بود

ای اهل عالم ای اهل عالم

در صــدف عفـاف، گوهرم من

همسنگــر علــیِّ اصغــرم من

او به دست پدر من آغوش مادر

ای اهل عالم ای اهل عالم

گلی که فصل خزان بر دمید، محسن بود

گلی که رنگ چمن را ندید، محسن بود

گل همیشه بهار علی، که از بیداد

چو غنچه جامه به پیکر درید، محسن بود

کنار خانه‏ ی زهرا، یگانه سربازی

که شد به راه ولایت شهید، محسن بود

یگانه‏ ی طفل شهیدی که چشم مادر هم

شد از نظاره‏ ی او نا امید، محسن بود

یگانه طفل شهیدی که کس نمی‏داند

ز بعد قتل، کجا آرمید، محسن بود

یگانه رهسپر راه عشق کز منزل

جدا نگشته به منزل رسیده، محسن بود

یگانه مرغ پر و بال بسته‏ یی کآخر

ز آشیانه ‏ی سوزان پرید، محسن بود!

تو خون ز دیده موید بریز و بازگوی

گلی که رنگ چمن را ندید، محسن بود

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2067
    کل نظرات : 170
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 39
    تعداد اعضا : 272
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 1,710
    بازديد ديروز : 19,347
    بازديد کننده امروز : 694
    بازديد کننده ديروز : 7976
    گوگل امروز : 792
    گوگل ديروز: 11292
    بازديد هفته : 75,334
    بازديد ماه : 180,111
    بازديد سال : 1,437,430
    بازديد کلي : 6,109,253
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 54.80.33.183
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید