close
تبلیغات در اینترنت
متن روضه و مصیبت

متن روضه و مصیبت

متن روضه و مصیبت

متن روضه و مصیبت
متن روضه و مصیبت
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
2 1049 amir004
0 1084 aboozar
0 378 aboozar
0 888 aboozar
3 658 aboozar
12 1511 aboozar
4 7064 amirsajad
0 2684 aboozar
0 2555 aboozar
0 2415 aboozar
0 3997 aboozar
0 1662 aboozar
1 18554 2505
6 6694 aboozar
0 15235 aboozar
1 2868 masoudfn
1 1888 aboozar
14 4195 aboozar
20 4723 aboozar
0 3232 aboozar

این نسخه را بر بال یک پروانه بنویسید

دارو، نه در این برگه دارو خانه بنویسید

مشهد، حرم یک عمر پشت پنجره فولاد

جای مُسکن هم برایم دانه بنویسید

این بغض ها جای خودش آقا برای من

اشک روان تا ناودان چانه بنویسید

روزی دو ساعت آه پشت پنجره فولاد

لطفا برای گریه هایم شانه بنویسید

این جاست داروخانه ی تضمینی عالم

این جمله را بالای سقاخانه بنویسید

هر روز اگر امکان ندارد لااقل آقا

توفیق این درگاه را ماهانه بنویسید

تامستی از حد بگذرد در مجلس مستان

این شعر را روی لب پیمانه بنویسید

نامم میان نام های زائران توست

زائر اگر هم نیستم دیوانه بنویسید

قسمت نشد خواهر کنار پیکرت باشد

بد شد، نشد امروز بالای سرت باشد

بد جور داری روی خاک از درد می پیچی

ای وای اگر امروز روز آخرت باشد

حیف از سر تو نیست روی خاک افتاده

باید سرت الان به دست خواهرت باشد

قربون اون خواهری برم که رسید تو گودال اما دید همه چی حسین و بردن، سرشُ بردن، پیراهنشُ بردن، حسین...

تا كه او بيشتر نفس ميزد

بيشتر ميزدند زينب را

تيغ ها مانده بین گودال

با سپر ميزدند زينب را

يك نفر در میان گودال و

صدنفر ميزدند زينب را

 

باز دارم به سر هوای ضریح

دلمان تنگ شد برای ضریح

دوست دارم رها شوم از خود

در میان سر و صدای ضریح

چقدر دل شکستگی خوب است

در حریم پر از دعای ضریح

دست هایِ پر از تمنایی

می خورد رویِ حلقه های ضریح

می شود خوبتر خدا را دید

در همان یا رضا رضای ضریح

واجب واجب است به هر عاشق

سجده ی شکر پیش پای ضریح

حرم ثامن الحجج رفتم

واقعاً واقعاً به حج رفتم

اشک با من سرود غم با تو

نوحه ی گریه دار و دَم با تو

گفتن شعرِ روضه ها با من

جلوه دادن به محتشم با تو

ناله از دل زدن فقط با من

کربلا کردن دلم با تو

گُذری کن شبی به روضه ی ما

چشم با این گدا، قدم با تو

دست با من، به سر زدن با من

شور این خیمه و علم با تو

روضه خواندن برای تو با من

اشک ها دمادم با تو

روضه خواندی تو ای امام غریب

جَدِّ ما تشنه بود یَابنَ شبیب

جَدِّ ما را سوارها کشتند

بین گودال بارها کشتند

جَدِّ ما یک نفر ولی او را

لشگری از هزارها کشتند

اعتبار تمام عالم را

جمع بی اعتبارها کشتند

چکمه را روی عشق  می کوبند

جد ما را شرارها کشتند

خواهرش را پس از بریدن سر

خنده ی نیزه دارها کشتند

وای از عصر روز دهم

وای از ضربه ی دوازدهم

لب خنجر به زوی حنجرش بود

به سویش چشم های دخترش بود

تمام لحظه های سر بریدن

سرش بر روی پای مادرش بود

زنای نوغان (یکی از مناطق قدیمی و تاریخی مشهد است) مهریه هاشون هلال کردن، گفتن: مهریه مون هلال ما هم می خوایم بریم تشیع پیکر پسر فاطمه، زن ها همه اومدن اینقدر گریه کردن و صورت خراشیدن، اومدن گل ها رو کنار زدن بتونن جنازه رو پیدا کنن، اما یه جای دیگه گفتن: سر پسر پیغمبر داره میاد زن ها رفتن روی پشت بام سنگ برداشتن، اینقدر سنگ زدن سر عزیز دل فاطمه روی زمین افتاد، پیشانی زینب شکست، ای وای حسین.....

حسین آرام جانم

حسین روح روانم

 

به همان کس که محرم زهراست

دل من غرق ماتم زهراست

شب آخریه بی بی می خواد سفره و جمع کنند، سفره ای که خودش دو ماه برا حسینش، براحسنش، برا باباش، برا امام رضا پهن کرده، شب آخر ماه صفر، با دستای خودش شال عزا از گردن مهدی در میاره، همه می گن ما مزد عزاداری از فاطمه می خواهیم، ما میگیم عذر عزاداری از فاطمه می خواهیم، بی بی جان عذر می خواهیم نتونستیم حق روضه هاتونو ادا کنیم، تا فاطمیه زنده باشم قول می دم جبران کنم، مادر مادر مادر

به همان کس که محرم زهراست

دل من غرق ماتم زهراست

گر محرم عزای زینب بود

فاطمیه محرم زهراست

طاق محراب و گنبد مسجد

یادگار قد خم زهراست

و آن چه در حشر هم نمی خشکد

کوثر اشک نم نم زهراست

و آنچه شرح غمش بود بسیار

زندگی کردن کم زهراست

و آنچه خشم خدا به آن بسته است

موی خاکی و در هم زهراست

 وقتی خواست از مدینه حرکت کنه، زن وبچه اهل و عیال، همه رو جمع کرد، فرمود: من دارم میرم، همتون پشت سر من گریه کنید، وقتی گفتند: آقا جان خوب نیست آدم پشت سر مسافر گریه کنه، آقا سر انداخت پایین، فرمود: آره، اما مسافری که امید برگشت داره، من که یقین دارم که دیگه از این سفر برنمی گردم، می خوام عرض کنم آقاجان، هرکی می خواد بره سفر، اگر امید برگشت نداشته باشه، اگر قرار بر اینه اهل و عیالو و خانواد ه اش و دعوت به گریه و ناله کنه، درستشم شاید همین باشه، یه سوال دارم از شما، می خوام بگم چرا کربلا جریان برعکس شد، حسین داشت می رفت میدان، دید زینب داره گریه می کنه، گفت: زینب جان گریه نکن، گریه ها رو نگه دار، چرا گریه نکنم، گریه ها رو نگه دار، برا وقتی که تو رو به اسارت می برند، می بینم دستای تو رو بستند، کوچه به کوچه، شهر به شهر، گذر به گذر، با دست بسته تو رو می برند، گریه ها رو نگه دار برا اون روز.

یا امام رضا این آرزوهایی که ما داریم، همه از خواسته های شما نشئت میگیره، آرزویه تک تک ماست، واسه ارباب بی کفنمون جون بدیم، شما هم همین کارو کردید، اون لحظات آخر، دیدند، فرشای حجره رو جمع کردید، فرمود می خوام رو خاک جون بدم مثل جد غریبم حسین، نمی دونم اون لحظات آخر لب تشنه بودید، یا نه، عرضم تمام همین یک جمله، اما خدار و صد هزار مرتبه شکر، وقتی می خواستی جون بدید، دیگه زن و بچه کنارت نبود، دخترت نبود، لحظه جون دادن تو رو ندید، اما بمیرم برای اون آقایی که، وقتی که می خواست جون بده، زینب آمد بالای تل زینبیه، از اون بالای بلندی نگاه کنه، ببینه دور حسین حلقه زدند، های اخرین ناله های محرم و صفره، ها، نیزه دار با نیزه می زنه، شمشیر دار با شمشیر می زنه ، حسین.... لذا وقتی برگشت مدینه، این روضه اگر متواتر نبود تو مقاتل، باورش برا، آدم سخت بود، مگه می شه، دو تا همسر، دو ماه همدیگر رو ندیدند، همدیگر رو نشناسند، عبدالله چشم تو چشم زینب، گفت: تو خانم منو ندیدی، گفت عبدالله حق داری منو نشناسی، خودم دیدم بین دو نهر آب.... حسین....

آهو آمد سوی تو آرام شد، پس می شود

در حریمت هر که بی کس می رود کس می شود

یک عبای آبی و عمامه ای از جنس نور

آسمان از دست این گنبد ملبّس می شود

تو دلیل اعتبار گنبد و نقّاره ای

آهن و سنگ از وجود تو مقدّس می شود

دل اگر تاریک باشد در حریمت چون کلاغ

زود در بین کبوتر ها مشخّص می شود

پنجره فولاد، سقّاخانه و گنبد طلا

هر که در صحن است محو این مثلث می شود

یا علی موسی الرضا

چه می شود که شوم کبوتر حرمت

که آشیانه کنم به سایه کرمت

گرچه از کم کمترم حلقه گوش این درم

یا به زنجیرم نما یا بده بال و پرم

یا علی موسی الرضا

قدم بنه به سرم نظر نما به دلم

اگر نظر نکنی غمم کجا ببرم

روسیاهم یا رضا، بی پناهم یا رضا

نوکریه تو شده افتخارم یا رضا

یا علی موسی الرضا

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2105
    کل نظرات : 172
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 50
    تعداد اعضا : 286
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 370
    بازديد ديروز : 16,269
    بازديد کننده امروز : 196
    بازديد کننده ديروز : 7710
    گوگل امروز : 193
    گوگل ديروز: 9461
    بازديد هفته : 82,442
    بازديد ماه : 266,095
    بازديد سال : 533,147
    بازديد کلي : 6,471,369
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 54.92.190.11
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید