close
تبلیغات در اینترنت
متن سینه زنی واحد شهادت امام محمد باقر,سینه زنی واحد شهادت امام محمد باقر,

متن سینه زنی واحد شهادت امام محمد باقر,سینه زنی واحد شهادت امام محمد باقر,

متن سینه زنی واحد شهادت امام محمد باقر,سینه زنی واحد شهادت امام محمد باقر,

متن سینه زنی واحد شهادت امام محمد باقر,سینه زنی واحد شهادت امام محمد باقر,
متن سینه زنی واحد شهادت امام محمد باقر,سینه زنی واحد شهادت امام محمد باقر,
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
0 110 aboozar
3 253 aboozar
1 375 saeednajafi
12 610 aboozar
4 6366 amirsajad
0 2168 aboozar
0 2019 aboozar
0 1831 aboozar
0 3176 aboozar
0 1194 aboozar
1 17357 2505
6 5905 aboozar
0 14266 aboozar
1 2440 masoudfn
1 1572 aboozar
14 3542 aboozar
20 3786 aboozar
0 2673 aboozar
0 1726 aboozar
0 2047 aboozar

مرا می‌ شناسی بقیعم

 منم قبله گاه غریبان

مرا می شناسی بقیعم

 که با اشک و آهم چراغان

چه شبها که بی روضه مَردم

 در آغوش من گریه کردند

به صادق به باقر به سجاد

 به یاد حسن گریه کردند

غم غربت من، رسیده به افلاک

که ارکان ارض است، در این تربت پاک

واویلا، واغربتا

بقیعم که پر کرده عمری

 غم فاطمه خلوتم را

زپنهانی قبر زهرا

 بخوان قصه ی غربتم را

گهی بر مزار امامان

 گهی نزد ام البنینم

من آن تربت ساده هستم

 که با عرشیان همنشینم

شده زائر من هزاران کبوتر

شده همدم من مزار پیمبر

واویلا، واغربتا

پُر از ماتم فاطمیه

پُر از داغ پیغمبرم من

پُر از روضه های نخوانده

پُر از غربت حیدرم من

پریشانم از منع گریه

پریشانم از منع ماتم

به سر آید این عصر عُسرَت

بنا بر روایات محکم

دل من گرفته، خدایا خدایا

از این عمروعاصان، از این بولهب ها

 

باز امشب سرزده خواهم که شیدایی کنم

باده ها را مست مینایی کنم

بر حریم قرب حق طاهر شدم

مست نام حضرت باقر شدم

ای دو عالم ریزه خوار خان تو

صد سلیمان نبی دربان تو

ای علوم احمدی در دست تو

حضرت یوسف بود سر مست تو

ای ولایت در دو عالم حاصلم

عشق تو منزل نموده در دلم

از تو دارم در دو عالم شور شین

تو مرا بنموده ای مست حسین

گریه کردن را تو یادم داده ای

تو زدی بر گردنم قلاده ای

روضه ها خواندی تو از دشت بلا

 سینه ها را کرده ای کرببلا

یاد ما دادی الف بای حسین

خوب تو بودی مست شیدای حسین

گریه ها کردی تو بر کرببلا

با قلم کردی جهاد ای دلربا

تا قیامت شیعه شد مدیون تو

کربلا در کربلا دلخون تو

دیده ای رنج فراوان و ستم

تا نگه داری به دستت این علم

علم تو کرببلا را زنده کرد

تا ابد در سینه ها پاینده کرد

درگه ات را تا قیامت نوکرم

بنده ای از بندگان حیدرم

سجده بر تو سجده بر ذات خداست

قبله گاه ما زمین کربلاست

نقش این دیباچه نام نینواست

جای بسم الله نام کربلاست

صورتی زرد شده وقت سفر معلوم است

آتش سینه ای از دیده ی تر معلوم است

به خودش روز زمین مثل پدر می پیچد

از همین صحنه غم زهر و جگر معلوم است

وسط حجره تنش روی زمین افتاده

بین گرداب بلا مرد خطر معلوم است

باقر آل پیمبر بدنش میلرزد

در شب حادثه ای تلخ سحر معلوم است

كمرش زخمی زنجیر و غم شلاق است

اشك می بارد و داغی ِ شرر معلوم است

مظلوم وا اماما،غریب وا اماما،شهید وا اماما،مسموم وا اماما

یاد آن كوچه و بازار و غم ناموس است

خون رگ های عمو بین گذر معلوم است

سنگ های سر كوچه چه شتابی دارد

از سر نی به زمین خوردن سر معلوم است

به روی پیرهنی كه كفنش شد آخر

حال جای قدم چند نفر معلوم است

زینب زیر لب گفت كه تشنه است سرش را نبرید

در نگاهش چه غمی باز مگر معلوم است

تنهاترین غریب دیار مدینه بود

او آفتاب و زهد و وقار و سکینه بود

ابواب نور از کلماتش گشوده شد

خورشید علم در دو جهان بی ‌قرینه بود

نان‌ آور همیشه هر کودک یتیم

بر شانه ‌های خسته او جای پینه بود

آتش گرفته باغ دلش از شراره‌ای

سهم امام خسته ی ما زهر کینه بود

هرگز غروب قافله یادش نمی رود

جز آفتاب نیزه دگر محرمی نبود

همواره آسمان نگاهش پر از شفق

هفتاد دو چند داغ شقایق به سینه بود

باقر علوم عالم،  عالم آل پیمبر

غربت و مظلومیت رو، برده ارث از بابا حیدر

دلش از غصه گرفته، غم و درداش بی شماره

غیر اشک چشم خیسش، دیگه همدمی نداره

از شرار زهر دشمن، آب شده پیکر خسته اش

غیر آه دل نداره، مرحمی دل شکسته اش

یه کبوتر غریبه، بی سر و سامونه حالش

می خواد پر بگیره اما، سنگ غم خورده به بالش

پسرم بیا کنارم، که دیگه رفتنی ام من

بیا تا برات بگم از، ظلم و کینه های دشمن

به خدا یادم نمیره، اون همه ماتم و آزار

دشنام و سنگ های کینه، خنده های سر بازار

مونده بود به زیر نعلِ اسبها لاله های چیده

روی نیزه های بی رحم، می دیدم سر بریده

من از تبار باقرم مردم بدانید

دل بیقرار باقرم مردم بدانید

مست و خمار باقرم مردم بدانید

امروز یار باقرم مردم بدانید

فردا كنار باقرم مردم بدانید

دست از غم او تا قیامت برندارم

ای كهكشانها آسمانها در مدارت

عرش خدا عز و جل بیقرارت

ختم رسل كرده سلامش را نثارت

بیچاره تر از من نداری در كنارت

دارم درون سینه ام شوق زیارت

كی می شود سر بر مزار تو گذارم

ای ابتدای روضه ها از خانه ی تو

ای هیئت عشاق در كاشانه ی تو

قلب تمام قدسیان دیوانه ی تو

بار تمام صحنه ها بر شانه ی تو

شد خانه ی آباد من ویرانه ی تو

من حاجتی جز مردن از عشقت ندارم

شكر خدا امشب پریشان تو هستم

مانند زهرا دیده گریان تو هستم

بیچاره ی آن قبر ویران تو هستم

تقدیر بوده اینكه حیران تو هستم

من مرده ی بوی گریبان تو هستم

پس كی غم تو می كِشد بر روی دارم

امشب تفأل می زنم بر چشمهایت

مثل مزارت مانده خلوت روضه هایت

عیبی ندارد روضه می گیرم برایت

جانی كه دارم جان من آقا فدایت

آتش زده زهر جفا بر دست و پایت

ای كاش پای غصه هایت جان سپارم

ای سوز آه سینه ی تو آسمان سوز

بر ما عطا فرما كمی ای مهربان سوز

قبر خرابت روضه ای داغ و نهان سوز

ای خاطرت آزرده از یك ظهر جانسوز

بر چشمهایت چند عكس خانمانسوز

امشب بیاد خاطراتت لاله زارم

قوم پیمبر را همه گمراه دیدی

آنچه ندیده هیچ چشمی آه دیدی

در بین آتش ذكر یا الله دیدی

چندین ستاره در مدار ماه دیدی

یك یوسف بی سر میان چاه دیدی

می گفتی از این غم هماره بیقرارم

کاش آن زمان سرادق گردون نگون شدی

وین خرگه بلند ستون  بیستون شدی

کاش آن زمان درآمدی از کوه تا به کوه

سیل سیه که روی زمین قیرگون شدی

کاش آن زمان ز آه جگر سوز اهل بیت

یک شعله ی برق خرمن گردون دون شدی

کاش آن زمان که پیکر او شد درون خاک

جان جهانیان همه از تن برون شدی

کاش آن زمانکه کشتی آل نبی شکست

عالم تمام غرقه دریای خون شدی

کاش آن زمان که پیکر او شد درون خاک

جان جهانیان همه از تن برون شدی

این انتقام گر نفتادی به روزحق

با این عمل معامله ی دهر چون شدی

آل نبی چو دست تظلم  برآورند

ارکان عرش را به تلاطم درآورند

خسته در بند غمم بال و پرم می سوزد

نفسم با جگر شعله ورم می سوزد

با دلم زهر چکرده است خدا می داند

جگرم نه که ز پا تا به سرم می سوزد

دست و پا می زنم و ذکر لبم یا زهراست

گوشه ی حجره همه برگ و برم می سوزد

ز آن همه ظلم که دشمن به سرم آورده

در غمم زار نشسته پسرم می سوزد

گر چه در آتشم و پا به زمین می کوبم

قصه ی کرببلا بیشترم می سوزد

هر که این قصه شنیده است ولی من دیدم

خون دل خوردم و شب تا به سحر نالیدم

واغربتا وای وای

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2041
    کل نظرات : 170
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 40
    تعداد اعضا : 271
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 6,268
    بازديد ديروز : 5,869
    بازديد کننده امروز : 2609
    بازديد کننده ديروز : 2283
    گوگل امروز : 3158
    گوگل ديروز: 2729
    بازديد هفته : 6,268
    بازديد ماه : 160,994
    بازديد سال : 1,198,697
    بازديد کلي : 5,870,520
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 54.81.45.122
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید

مطالب تصادفی