close
تبلیغات در اینترنت
آئین مستان

آئین مستان

آئین مستان

آئین مستان
آئین مستان
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
0 30 aboozar
4 86 aboozar
0 32 aboozar
0 33 aboozar
2 1320 amir004
0 1252 aboozar
0 533 aboozar
0 1031 aboozar
3 779 aboozar
12 1865 aboozar
4 7251 amirsajad
0 2799 aboozar
0 2705 aboozar
0 2549 aboozar
0 4215 aboozar
0 1782 aboozar
1 18859 2505
6 7063 aboozar
0 15438 aboozar
1 2983 masoudfn

کسی که درهای بسته رو فتح کرد
کسی که سنگر کافر و فتح کرد
کسی که بت های کعبه رو خورد کرد
کسی که قلعۀ خیبر و فتح کرد
داره می باره چشاش
داره می لرزه صداش
که می بینه جلو پاش
افتاد زهراش
حرمت حیدر چی بودچی شد
یاس پیمبر،چی بودچی شد
صورت مادر،چی بود چی شد
کسی که لشکر کفر و به باد داد
به همه درس سداد و جهاد داد
کسی که لحظه ای حتی نترسید
به همه اصل شجاعت و یاد داد
 
حالا با اون جبروت
رو لباش مهر سکوت
می بینه فاطمه شو
مات و مبهوت
مقام مولا چی بود چی شد
امّ ابیها،چی بود چی شد
خونۀ زهرا،چی بود چی شد
حرمت حیدر چی بودچی شد
یاس پیمبر،چی بودچی شد
صورت مادر،چی بود چی شد
شکست دست تو و دشمن از نفس افتاد

همۀ دین خدا زیر دین
همۀ دین خدا زیر دین
صولت تیغ اباالحسنین
مدیون دست شکستۀ زهرا
مدیون سرخی خون حسین
می ریزه خون خدا،رو تن کرب و بلا
زیر بارون عطش،گودال  دریا
رأس مطهر چی بود چی شد
قامت اکبر چی بود چی شد
گلوی اصغر چی بود چی شد
جسمت زخمی مانده بر خاک
از تیغ و نیزه ها صد چاک
مانده بر روی زمین شاه مظلومان حسین
عباس کجاست
اباالفضل کجایی
رأس حسین به نیزه ها
اباالفضل کجایی
آتیش زدن به خیمه ها
ای حسین  حسین


مادرم یازهرا یازهرا یازهرا
دل مجنون داریم
حال پریشون داریم
شبای فاطمیه
هوای بارون داریم
ذکر ما یا حسن
ارباب ما بی کفنه
زهرا مادر،بابامون علی خیبرشکنه
اهل ایرانیم و در سوز و گدازیم
از قبیلۀ سلمان و اهل رازیم
مادر ما فاطمه بی حرمه عیبی نداره
تو نجف داریم براش حرم میسازیم
بده عزت ، بشه قسمت
با یه هیات
مدینه یه روز بریم همه زیارت
مادرم یازهرا یازهرا یازهرا
ما برات می میریم
با دشمنت درگیریم
مادرم غصه نخور
فدک رو پس میگیریم
فدای سنّ کمت
آرزومه تو حرمت
هیجده بار بگم یا علی زیر پرچمت
ما عجم زاده ایم و
همسایۀ حضرت ثامن
بی بی جون ما که نمردیم
ما دوست داریم ز باطن
الهی زنده باشیم
تو حرم شما ببینیم
ببینیم نوشته بالای یه صحنی
صحن محسن
دل و دلبر  صحن حیدر
صحن مادر
آخ چه بین الحرمینی میشه،محشر
بده عزت ، بشه قسمت
با یه هیات
مدینه یه روز بریم همه زیارت
مادرم یازهرا یازهرا یازهرا


بگو چرا می لرزه زهرا جان
 
صدای تو
خدا کنه علی بمیره از داغت
به جای تو
نیلی رنگ چشماته
غصم داغ فرداته
دردم ضعف دستاته
پرستویی که رنگ خونی
نرو هنوز خیلی جوونی
کلمینی یا زهرا..یا زهرا...
کلمینی...
با چشمای کبود و زخمی
گریه نکن به حال من
جون علی با زخم سینت
پیش من نفس نزن
زهرا دریای دردی
 
گرچه تب داری سردی
واسه این باغِ زردی
فکری برای این بچه ها کن
یه بار برا خودت  دعا کن
پرستویی که رنگ خونی
نرو هنوز خیلی جوونی
کَلِّمینی یا زهرا..یا زهرا...
کَلِّمینی...
اینقدر بین رفتن و ماندن
 
نمان...بمان
پیرم نکن ز بار غمت
ای جوان بمان
خورشید من به جانب مغرب
 
روان مشو
قدری دگر به خاطرم ای
آسمان بمان
مهمان نُه بهار علی
پا مکش ز باغ
نیلوفر امانتیِ باغبان بمان
در کار خیر حاجت هیچ
 
استخاره نیست
اینقدر بین رفتن و ماندن
 
نمان...بمان

 

مرو از کنارم نگارم، بری می میرم
مرو ماه شب های تارم، بری می میرم
مرو من کسی رو ندارم، بری می میرم
برای حیدر تو هم زبونی
نمیشه زهرا پیشم بمونی
بهار عمرم چرا خزونی
بمیرم آخر خیلی جوونی
بارونه ، از این نگات معلومه
بارونه ، میخوای بری مظلومه
واویلا یا زهرا یازهرا یازهرا
گل پرپر آل طه، ازم رو نگیر
میشم غصه مرگ تو زهرا، ازم رو نگیر
بگیر جون حیدر رو اما، ازم رو نگیر
فاطمه از من رو میپوشونی
خانومم انگار برگ خزونی
میخوای نبینم معلومه اما
از زیر چادر قد کمونی
میسوزه علی ز بعد رفتنت
میسوزه با زخمای روی تنت
میسوزه با خون روی پیرهنت
بارونه ، از این نگات معلومه
بارونه ، میخوای بری مظلومه
واویلا یا زهرا یازهرا یازهرا
اگه باعث زحمتت شد علی رو ببخش
اگه غصه هاش محنتت شد علی رو ببخش
به رنگ شفق صورتت شد علی رو ببخش
به خاطر من گل تو پژمرد
میخ در اومد دلتو آزرد
تویی تو امن یجیب حیدر
بمون که بی تو غریبه حیدر
بارونه ، در نمیاد صدای من
بارونه ، چند شبه تو چشای من
بارونه ، اشکای بچه های من
واویلا یا زهرا یازهرا یازهرا


نیست در زانوی من تاب و توانی، فاطمه
کاش میشد بیشتر پیشم بمانی، فاطمه
نیمه شب با سرفه های گاه و بی گاهت
دخترت را پای بستر مینشانی، فاطمه
گریه دارد میکند زینب از آن روزی که تو
حرف هایی را زدی با او نهانی، فاطمه
چندوقتی است هروقت کنارت میرسم
معجرت را روی صورت میکشانی، فاطمه
حرف رفتن میزنی شاید فراموشت شده
که برای زندگیم آب و نانی،  فاطمه
سعی کن بهتر شوی من هم دعایت میکنم
آمینش را ولی باید بخوانی، فاطمه
شیشه ی عمر علی هستی عزیزمصطفی
جان من بالا،تو والاتر از آنی، فاطمه


غم که آوار می شود ای وای

درد بسیار می شود ای وای

خواب دُشوار می شود ای وای

سُرفه خونبار می شود ای وای

 روضه تکرار می شود ای وای

غربت بی حَدَش به یادش هست

 هق هق مُمتدَش به یادش هست

پسر ارشدش به یادش هست

 قاتلی که زَدَش به یادش هست

تا که بیدار می شود ای وای

 کُن دعا که دگَر زمین نَخورَد

هیچ زن در گُذَر زمین نَخورَد

 لا اقل بی خبر زمین نَخورَد

پیش چشم پسر زمین نَخورَد

 گفتن آقازاده اینا هم داغ دیدن...حسین هم داغ دیده...زینبین هم داغ دیدن...بابات علی هم داغ دیده...این چه گریه ایه؟!فرمود آخه اونا که تو کوچه نبودن....

 که چنین زار می شود ای وای....

شهر صد رنگ بود و مادر بود

نیَت چَنگ بود و مادر بود

کوچه ای تَنگ بود و مادر بود

هر طرف سنگ بود و مادر بود

فصل آزار می شود ای وای

خواست پیشَش سپر شود که نشُد

سدّ چندین نفر شود که نشُد 

مانعی در گُذَر شود که نشُد

قَد او بیشتر شود که نشُد

حرف انظار می شود ای وای....

وای از ازدحام و نامحرم

آه، بیت الحرام و نامحرم

فاصله یک دو گام و نامحرم

پا به ماه امام و نامحرم....

اسمشم انتخاب کرده بودن...قربون آقامحسنت....

چشم خونبار می شود ای وای....

مادر...مادر...مادر....

کَمَرَش را گرفت برخیزَد

پسرش را گرفت برخیزَد

چادرش را گرفت برخیزَد

تا سرش را گرفت برخیزَد

همه جا تار می شود ای وای....

از زمین خوردنش شکسته شده

 هفت جای تنش شکسته شده...

عین روایته...

حسن از دیدنش شکسته شده...

هم علی هم زنش شکسته شده...

 وقت دیدار می شود ای وای...

با رُخ خیس و چهره ی زردش

 پسرش تا به خانه آوردش

صورتش را گرفته از مَردَش

 نه که سیلی دلیل سر دَردَش

سنگ دیوار می شود ای وای....

 این بند رو دوباره بخونم و روضه ی کربلا....

از زمین خوردنش شکسته شده

هفت جای تنش شکسته شده...

"اللهم صل علی فاطمة و ابیها وبعلها وبنیها بعددمااحاط به علمک"

گفت:امیر باید تا مرکبامون رو زر و نقره بگیری...صدا زد چرا؟

آخه ما مرکبامون رو نعل تازه زدیم...بدن حسین رو رَزّازی کردیم...ریز ریز شد...یه کاری کردن امام سجاد بدن رو تو بوریا نخوابوند....جمع کرد...ای حسییین....

هر کی بهت گفت:این همه اینجا نشستی یه ربع روضه گوش بدی؟! بگو آره...عمرمو میدم تا یه لحظه چشمم به اربابم بیفته....عمرمو میدم...مگه شهدای مدافع حرم نبودن؟!

مگه شهدای هسته ای؟هر کی که برای دینش رفته....زندگیمو میدم فقط یه بار امام زمانمو ببینم...

 

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2156
    کل نظرات : 176
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 6
    تعداد اعضا : 286
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 738
    بازديد ديروز : 2,754
    بازديد کننده امروز : 129
    بازديد کننده ديروز : 604
    گوگل امروز : 59
    گوگل ديروز: 447
    بازديد هفته : 7,183
    بازديد ماه : 40,931
    بازديد سال : 40,931
    بازديد کلي : 6,910,148
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 54.146.206.127
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید