close
تبلیغات در اینترنت
آئین مستان - 5

آئین مستان - 5

آئین مستان - 5

آئین مستان - 5
آئین مستان - 5
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
4 5699 amirsajad
0 1741 aboozar
0 1548 aboozar
0 1451 aboozar
0 2429 aboozar
0 872 aboozar
1 16172 2505
6 5297 aboozar
0 13070 aboozar
1 2109 masoudfn
1 1311 aboozar
14 2942 aboozar
20 3201 aboozar
0 2409 aboozar
0 1520 aboozar
0 1798 aboozar
0 1564 aboozar
2 1425 aboozar
13 1994 aboozar
21 3963 aboozar

حاج محمدرضا طاهری

بلند میكنم از سوز سینه آهم را

امام صادق علیه السلام فرمودند: خدا رحمت كند آن كسی را كه در عزای مادر ما حضرت زهراسلام الله علیها بلند بلند گریه كنه.

نگاه میكنم از دور نور ماهم را

تو غرق در غمی امروز حضرت باران

به سمت چشم تو انداخت اشك راهم را

دلم حسینیه مادراست این شب ها

ببین به سر در دل بیرق سیاهم را

همیشه چادر زهراست سقف روی سرم

مگیر از من آواره سر پناهم را

خوشبحال اونی كه همیشه،جا و مكانش معلومه،مادرش نمیذاره آواره بشه،توی این شهر غربت،شهری كه خیلی جاها اصلاً رنگ و بوی فاطمیه نداره،توی این وانفسا،بی بی دستت رو گرفته، آورده تو رو،نمی دونم قدر و منزلت خودت رو میدونی؟ مثل امشبی كه بی بی سفارش كرد:كسی با خبر نشه علی جان. یك به یك شمارو خبر كردند،گفتند:شما با همه فرق دارید،شما بیایید ناله بزنید برا فاطمه،اونا نامحرم بودند،اما شما محرم هستید شما میتونید بگید وای مادر.

از این به بعد فقط بر علی ببار كه گفت

گرفته اند زمن لشكرم سپاهم را

....

گریه های مخفیانه

غسل و تشییع شبانه

یك مزار بی نشانه

آتشم زد آتشم زد

مانده ام با چشم گریان

میكشم آه از دل و جان

رفتی و شام غریبان

آتشم زد آتشم زد

میگذارم وقت غسل پیكر تو سر به دیوار

تازه فهمیدم چه كرده وای من با سینه مسمار

تا حالا خود مولا همه رو آروم میكرد،می فرمود آروم تر گریه كنید،نذارید دشمن شاد شیم،مادرتون راضی نیست،اسما میگه یه وقت دیدم خود آقا سر به دیوار گذاشته،بلند بلند ناله میزنه

میگذارم وقت غسل پیكر تو سر به دیوار

تازه فهمیدم چه كرده وای من با سینه مسمار

تازه دیدم زخم پهلو

تازه دیدم خون بازو

سادات

مثل من زهرا شكست در این مدینه حرمتت ای داد بی داد

بشكند دستی كه زد سیلی به روی صورتت ای داد بی داد

الوداع ای فاطمه جان

كن حلالم فاطمه جان

بر دل من داغ جانكاه

مثل گل عمر تو كوتاه

چیده ام رویت لحد آه

داد بی داد، داد بی داد

وای من از جان بر لب

بعد تو دیگر از امشب

خانه دارم گشته زینب

داد بی داد، داد بی داد

مانده ام بالای قبر تو چرا من زنده هستم

از پیمبر با امانت داریم شرمنده هستم

روی زخم دل نمك خورد

پیش من زهرا كتك خورد

عالمی حیران شده از صبر من از صبر تو ای داد بی داد

عده ای فردا روند دنبال نبش قبر تو ای داد بی داد

......

لزره به دست حیدر كرار افتاد

چشمی به چشم بسته ی دلدار افتاد

همه ی قریش همه ی مدینه چشم انتظار همچین لحظه ای هستند، لرزه به دستان علی ببینند،لحظه به پاهای علی ببینند

حال زمان شستن زهرا رسیده

حیدر كنار سنگ غسل یار افتاد

می گفت من افتادنم با داغ زهراست

زهرا هم از زخم نوك مسمار افتاد

جای غلاف روی بازو را كه حس كرد

این بار دستان علی از كار فتاد

نگاه كرد دید بچه ها گوشه ی حیاط مثل جوجه های لرزان دست گردن هم انداختند، می خواد بدن مادرشون رو غسل بده،بسم الله و بالله و علی ملة رسول الله.....

دانلود روضه شهادت حضرت زهرا (س)

 

شنبه 01 فروردين 1394

حاج محمود کریمی

 

نگاه گریه داری داشت زینب

چه گام استواری داشت زینب

دل با اقتداری داشت زینب

مگر چه اعتباری داشت زینب

چهل منزل حسین منجلی شد

گهی زهرا شد و گاهی علی شد

ندیدم زینب کبری تر از این

ندیدم زینت باباتر از این

ندیدم دختر زهرا تر از این

حسینی مذهبی غوغا تر از این

اگر چه غصه دارد آه دارد

به پایش خستگی راه دارد

پس از آنکه زمین را زیر و رو کرد

سپاه کوفه را بی آبرو کرد

به سمت کربلا خوشحال رو کرد

کمی از خاک را برداشت بو کرد

رسیدم کربلا ای داد بی داد

حسین سر جدا، ای داد بی داد

چهل روز است گریانم حسین جان

چو موی تو پریشانم حسین جان

چهل روز است می خوانم حسین جان

حسین جانم حسین جانم حسین جان

به غم ها با جلالت سر ندادم

به دست هیچکس معجر ندادم

همین جا دور اکبر را گرفتند

ز ما شبه پیمبر ما را گرفتند

ولی از من دو دلبر را گرفتند

هم اکبر هم برادر را گرفتند

به تو گفتم که ای افتاده از پا

 ز جا بر خیز ورنه معجرم را...

همین جا بود که سقای ما رفت

همچین که ناقه ها رسید مثل برگ خزون خودشون انداختن رو زمین، تنها کسی که میدونه قبرها کجاست، امام سجاده، دور آقا را گرفتن، یکی میگه قبر آقامون کجاست، اول همه دنبال قبر حسین می گشتن، نشونشون داد، گریه هاشون کردن، یکی گفت: آقا جان قبر قاسمم کجاست؟ علی اکبر کجاست؟ رباب گفت: آقا جان علی اصغرم و کجا دفن کردی؟ گفت: بلند نشو تو بغل بابامه... آخر سر همه بلند شدن طرف علقمه رفتن، آخه وداع با عباس نکردن عاشورا....

همین جا بود که سقای ما رفت

به سمت علقمه دریای ما رفت

پناه عصمت کبرای ما رفت

پی او گوشواره های ما رفت

فقط از علقمه یک مشک برگشت

حسین بن علی با اشک برگشت

همین جا بود که دلها گرفت و

کسی روی تن تو جا گرفت و  

سرت را یک کمی بالا گرفت و 

و از پشت سرت سر را گرفت و

همین که بر گلویت خنجر آمد

صدای ناله ی زهرا در آمد

همین جا بود افتادند تن ها

همین جا بود غارت شد بدن ها

تمامی کفن ها، پیرهن ها

بدون تو کتک خوردند زن ها

سکینه می کند زاری اباالفضل

چه قبر کوچکی داری اباالفضل

---------------------------

همین جا بود الف را دال کردند

تنت را بارها پامال کردند

ته گودال را گودال کردند

تو را با سم مرکب چال کردند

همین جا بود گیسو می کشیدند

هر سو دخترانت می دویدند

همین جا بود تازیانه باب گردید

رخ ما در کبودی قاب گردید

ز خجلت خواهر تو آب گردید

که معجر بعد تو نایاب گردید

سکینه معجر از من خواست اما

خودم هم بودم آنجا مثل آنها...

دانلود روضه اربعین حسینی (ع) زبان حال حضرت زینب (س) 

جمعه 21 آذر 1393

حاج میثم مطیعی

 

زائر! ز خود برون آ، وقتِ سفر رسیده

پا در ره ولا بگذار

جابر! به سوگ مولا ماه صفر دمیده

خود را به جاده ها بسپار

به قلب سالک نیست، اثر ز بیم بلا

ز خود سفر باید، به سوی کرب و بلا

چه بیم اگر این ره، سوی بلا افتد

خوشا سری کزتن، به کربلا افتد

اگرچه ناقابلم سر من فدای راه حسین

به غیر سر مرکبی ندارم برای راه حسین

حسین مظلوم....

جابر! به جای زینب، جای رباب و لیلا

باید سفر کنی امروز

زائر! به جای شیعه، سوی مزار مولا

باید خطر کنی امروز

به نوحه و افغان،به جاده باید رفت

به یاد طفل حسین، پیاده باید رفت

ببند احرامی، که عید قربان است

مسیر کرب و بلا، بدون پایان است

صبا! تو خود را، به صحن مولا، به آن سرا برسان

صدای ما را، سلام ما را، به کربلا برسان

حسین مظلوم....

داغ تو مرهمی تا صبح ابد ندارد

ای قبله ی دل عالم

الله اکبر از این ماتم که حد ندارد

الله اکبر از این غم

حبیب آمده بر، حبیب می گرید

به غربتِ مردِ، غریب می گرید

اگر که بی پاسخ، سلامِ جابر بود

بدان بدونِ سر، امامِ جابر بود

بمیرم آخر، بمیرم آخر، به غربت مولا

غریبِ مادر، فتاده بی سر، به دشت کرب و بلا

حسین مظلوم....

دانلود سینه زنی زمینه اربعین حسینی (ع)

حاج میثم مطیعی  امیر عباسی

 

سلام علی ساکن کربلا

بود اربعین روز اشک عزا

به یاد اسیران کرب و بلاء

به سر زینب دل شکسته ز شام

کنار مزار شه سر جدا

سلام علی ساکن کربلا

دلم غرق ماتم شده یا حسین

به ما ظلم اعظم شده یا حسین

اگرچه شده سرنگون کاخ ظلم

ولی قامتم خم شده یا حسین

سلام علی ساکن کربلا

تو گفتی که خوبان امیری کنند

دلاور شوند و دلیری کنند

مبادا جوانان به میدان رزم

ذلیلانه اظهار پیری کنند

امیری حسین و نعم الامیر

تو گفتی خدا پا در آن می­نهد

اگر خانه را گرد گیری کند

تو گفتی صبوری کند خواهرت

چو مجبورشان بر اسیری کنند

تو گفتی که هیهات و مردان ما

بمانند و ذلت پذیری کنند

امیری حسین و نعم الامیر

به هر کوی و بزم و هر انجمن

سرم خاک پای حسین و حسن

پدر در دو گوشم سرود این سخن

که ای نازنین طفل دلبند من

حسینی بمان و حسینی بمیر

امیری حسین و نعم الامیر

ز خون جگر پاک پاکم کنی

سپس عاشق سینه چاکم کنی

به تیغ محبت هلاکم کنی

به صحن ابوالفضل خاکم کنی

که خاکم دهد بوی مشک و عبیر

امیری حسین و نعم الامیر

دانلود سینه زنی زمینه اربعین حسینی (ع)  

حاج مهدی اکبری

 

كاش بودی كرببلا، كنار حرمم، حرم داشتی حسن

كاش بودی كرببلا، یه ایوون طلا، تو هم داشتی حسن

دور ضریحت پر مرد و زن بود

مادرمون فاطمه بی محن بود

یك شب جمعه حرم حسین و

یك شب جمعه حرم حسن بود

من گنبدی دارم و گنبد بقیع،گرد و غباره

من یك ضریح دارم و تو سایه بونم ، قبرت نداره

برادر بی حرمم حسن جان

كاش بودی كرببلا ،تو بین الحرمین،حرم داشتی حسن

كاشكی گنبدی شبیه ، به گنبد حسین، تو هم داشتی حسن

گنبدامون شبیه كاظمین بود

قشنگ ترین بهشت عالمین بود

پرچم سبز یا حسن كناره

پرچم سرخ ذكر یا حسین بود

صحن و سرای من شلوغه و بقیع، زائر نداره

صحنت توی دلم و آسمونش،دور از ستاره

برادر بی حرمم حسن جان

كاش بودی كرببلا، كنار خیمه گاه، حرم داشتی حسن

پیش قبر قاسمت، یه دونه بارگاه، تو هم داشتی حسن

هیچ كسی غربت حسن نداره

این همه داغ دل شكن نداره

درسته كه بی حرمی حسن جان

ولی حسین تو كفن نداره

صحن و سرای من شلوغه و بقیع، زائر نداره

صحنت توی دلم و آسمونش،دور از ستاره

برادر بی حرمم حسن جان

سینه زنی زمینه شهادت امام حسن (ع)  

یکشنبه 16 آذر 1393

حاج محمود کریمی

 

شرحه شرحه میخوانم، شرح دوریت یارا

پای دل به گل مانده، چشم من شده دریا

ای غریب دور از من، عشق آشنای دل

مینشینم امشب هم، پای های های دل

یا صاحب الزمان(عج)

آنقدر خودم بودم، غافل از عطای تو

فرمود:ما لحظه ای از شما غافل نمیشویم.آقا جان من به یومن وجود تو زنده ام، من برای تو زنده ام، اقا جان، تو هم یه بار ضرر كن من رو بخر، آقا جان، بالاخره یه جایی به دردت میخورم، آقاجان، امشب كار من رو درست كن، اینقدر گرفتار خودم بودم، یادم رفت تو همه كارمی، آقاجان، متی ترنی و نرك، كی میشه ما تو رو ببینیم، تو هم مارو ببینی ای آقاجان، امشب روضه ی امام حسن بخونیم، بگو فاطمه جان امشب در خونه آقا زاده بزرگه ات اومدیم.

آنقدر خودم بودم، غافل از عطای تو

 تا که بردم از یادم، روی دلربای تو

روی سینه دیدم من، نور رد پایت را

کاش بشنوم امشب، گرمی صدایت را

العجل که دریابی، ناله های حیدررا

تا بگیری از نامرد، انتقام مادر را

دارم میبرمت تو روضه

انتقام آتش را، انتقام آن در را

انتقام گیسو را، انتقام معجر را

یا صاحب الزمان، به ظهورت شتاب كن، آقاجان، یا صاحب الزمان...یا صاحب الزمان

انتقام آتش را، انتقام آن در را

انتقام گیسو را، انتقام معجر را

 انتقام آن دم که، بحر غم تلاطم کرد

مادری که درکوچه، راه خانه راگم کرد

کودکی که با مادر، بین کوچه تنها بود

روی چادر مادر، خاک کوچه پیدا بود

کودکی که ماتم در، خواب هر شبش می دید

نیمه شب ز خواب خود، می پرید و می لرزید

از خواب می پرید، می لرزید بدنش، چی شده؟حسن جان این بچه ها هم مثل تو مادر ازدست دادن تو باید اینهارو آروم كنی، گفت:اینها كه ندیدند تو كوچه چی شد، مادرم رو زمین افتاد...

خواب کوچه و دشمن، خواب آن درو دیوار

خواب شعله و آتش، خواب سینه و مسمار 

كشتی گرفتن حسین و حسن سید جوانان اهل بهشت، اقوال مختلف داره، یكیش اینه: بی بی از مدبخ وارد حجره شد، دید پیغمبر اكرم جان عالم فداش، كنار حجره نشسته ، دو تا اقا زاده، دست گردن هم انداختن دارن زور آزمایی میكنند، هر دو تلاش میكنند پشت دیگری رو به زمین برسونند، بی بی نگاه كرد دید رسول خدا زیر لب صدا میزنه، هی جانم حسن، حسن، حسن پشت حسین رو به زمین بچسبون، بابا بزرگ دو بچه است، فاطمه شروع به گریه كرد، بابا جان، همه جای دنیا بچه ی كوچكتر رو تشویق میكنند، چرا نمیگی جانم حسین ؟حسینم كوچیكتره، فرمود:نگاه كردم به ساق عرش، زمین و آسمانها و دریاها، ملائك، ساكنان زمین و آسمان، علی، همه میگن:هی جانم حسین، دیدم حسنم كسی رو نداره.ای غریب آقام ای غریب آقام، سوا كرده های فاطمه امشب گریه میكنند، ای غریب آقام، كاشكی یكی از این چراغ ها امشب بقیع روشن بود، هی غریب آقام، فاطمه فرمود : وصال، هی میگی حسین، مگه حسن پسر من نیست؟ .هی غریب مادر حسن، كریم اون كسی نیست كه گره ی تو رو وا كنه، كریم اون كسی نیست كه بیچاره بره در خونه اش، كریم اون كسی است كه دنبال بیچاره ها میگرده، من و شما رو امام مجتبی علیه السلام سوا كرده آورده، این دو ماه برا امام حسین گریه كردیم، ابی عبدالله اجازه داده، فرموده:این روزایی كه برا من گریه كردی، حالا بهت اجازه میدم برا حسنم گریه كنی، مگه هر چشمی میتونه برا حسن گریه كنه، امشب بریم كربلا و بقع، هی بریم مدینه، هی بیاییم كربلا امشب، ابی عبدالله هفتاد و دونفر یار، دورش رو گرفته اند، كسی از گل نازك تر تا اینها بودند نتونست بگه، ابی عبدالله همسری داشت مثل رباب، تا زنده بود، زیر سایه نرفت، گفت:آقام تو آفتاب جان داد، یه جوری صورتش تو آفتاب سوخته بود، بعضی ها با كنیز اشتباه میگرفتند، رباب فقط همین بود، خانم شهربانو بماند، خانم اُم لیلا بماند، اما امام مجتبی به همسر ملعونه اش فرمود كار خودت رو كردی، فرمود:آقا غلط كردم، فرمود:بلند شو برو، الان اگه حسینم بیاد میكشه تورو. آی قربون دل مهربونت برم، دور بر حسین یه طرف جوانهای بنی هاشم، یه طرف یاران ابی عبدالله به سر كردگی حبیب ایستاده اند، چنان استوار محرم اسرار حسین، این شهدا، كه شب عاشورا بهشون اسرار فرمود.اما امام مجتبی طرف میومد، چشم تو چشم امام مجتبی، میدوخت، شروع میكرد ناسزا میگفت، بی ادبی میكرد، عرب بادیه نشین اومد، گفت: ابامحمد تویی؟آری منم. از اسب پایین پرید، گریبان امام حسن رو گرفت، به قصد خفه كردن، چسباند به دیوار، فشار میداد، چشم تو چشم امام حسن شروع كرد ناسزا گفتن، نفسش كه برید، ایقدر گفت، خسته شد، همینطوری نگاش كرد، همچین كه خسته شد، امام حسن مجتبی فرمود:غریبی؟ خونه نداری؟ بریم خونه ی من، غذا نخوردی؟ سفره ی من پهنه، پول نداری؟ پول بهت بدم سفر بری. اینها دیگه كی اند؟ ببین تبلیغات چكار میكنه، شنیده حالا اومده امام حسن رو دیده، اگه گرسنه ای بریم؟لباس اگه نداری من بهت میدم؟خوش اومدی، دستاش از گریبان امام حسن جدا شد، رو زمین افتاد، صورت گذاشت رو پا امام حسن، حالا میخواد امام حسن بلندش كنه، بلند نمیشه، گفت:آقا من نوكرتم، نمی دونی، چه حرفایی پشت سرت میزنند. آی امام حسن اونم از قبر بی شمع و چراغت، یا اباعبدالله یه داداش داری كنار علقمه حرمش رو ببین غوغاست، اما داداش بزرگترت حرمش خاكیه، یه چراغ و شمعی هم سر قبرش نیست، ای وای، حالا اومدیم مدینه، حالا مدینه رو دارم میگم، بازم میخوام مقایسه كنم، از زبان خود امام حسن، دورش نشستند ابی عبدالله داره مثل ابربهار زار میزنه، آقا قمر بنی هاشم سر به دیوار گذاشته، دستش گردن بچه هاشه، زینب كه آمد، فرمود طشت رو بردارند، حسین گریه میكرد، فرمود: حسین براچی گریه میكنی؟ من دارم راحت میشم، من دیگه چشمم به قاتلای مادرم نمیافته، شروع كرد، زار زدن و داد زدن، لب ها خونی شده، یه نگاه به حسین كرد، دیدن لباش داره تكون میخوره، خوب گوش كردن دیدن داره میگه :لا یوم كیومك یا اباعبدالله، حسین جان برا من گریه نكن، من الان تو كنارم هستی، داداشام هستند، خواهرام هستند، بچه هام هستند، اما یه روزی میآد بدن تو روی زمین، همه كس و كارت رو كشتند، خیمه هاتو آتیش زدن، پیراهنت رو هركی یه طرف میكشه، ای حسین..... حالا اومدیم كربلا دوباره میخوام برگردونمت مدینه، اومدن بدن ابی عبدالله رو دفن كنند، تیرها و شمشیرها رو امام سجاد از بدن بیرون كشید، بدن رو میان بوریا گذاشت، اما امام حسن تابوتش رو زمین بود، یه مرتبه چهل نفر تیر به چله ی كمان گذاشتند، جلو چشم عباس تیر باران كردند، وقتی میخواستند بدن رو بلند كنند، تابوت با بدن بلند شد، اومدیم مدینه، حالا دوباره میخوام ببرمت كربلا، بدن رو تو قبر گذاشت، فرمود داداش غارت زده اونی نیست كه مالش رو بردند، غارت زده منم كه مثل تو داداشی رو از دست دادم، اما اینجا نگفت: كمرم شكست، كنار علقمه كنار بدن عباسش رو زمین افتاد، صدا زد آه، الان انكسر ظهری، الان كمرم شكست، حالا كربلا موندگار میشی، صدا زد عباس بلند شو نگاه كن دارن به خیمه ها حمله میكنند، ای حسین..........

 دانلود روضه شهادت امام حسن (ع)

یکشنبه 16 آذر 1393

حاج میثم مطیعی

 

می خوام روضه ی امام حسن علیه السلام بخونم، آقا، آقا، همه ی اموات، شهدا، فیض ببرند.خزاز قمی نوشته در كفایة الأثر ، از بزرگان شیعه است در قرن چهارم، از جُناده نقل كرده:

دَخَلْتُ عَلَى الْحَسَنِ بْنِ عَلِیِّ اومدم ملاقات آقا فِی مَرَضِهِ الَّذِی تُوُفِّیَ فِیهِ "آقا یه روز لباس كارگری میپوشیم میاییم مدینه، یه روز میاییم حرمت رو میسازیم، اگه امام زمان (عج) لایق بدونه اول بریم قبر مادرت رو آباد كنیم" میگه وارد شدم بَیْنَ یَدَیْهِ طَشْتٌ دیدم مقابل آقا طشت هست یُقْذَفُ فِیهِ الدَّمُ لخته های خون داخل طشت میریزه"امشب امام حسن میخواد مارو نصیحت كنه، موعظه كنه، ما كه گرفتار هوای نفسیم" وَ یَخْرُجُ كَبِدُهُ قِطْعَةً قِطْعَةً دیدم جیگر مباركش قطعه قطعه خارج میشه مِنَ السَّمِّ الَّذِی أَسْقَاهُ مُعَاوِیَةُ لعنت الله علیه میگه از آقا سئوال كردم:  یَا مَوْلَایَ‏ مَا لَكَ لَا تُعَالِجُ نَفْسَكَ آقا جان چرا معالجه نمیكنی؟فرمود:  یَا عَبْدَ اللَّهِ بِمَا ذَا أُعَالِجُ الْمَوْتَ مرگ رو با چه میشه درمان كرد؟ میگه من صدا زدم إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ "اینقدر مادرش دوست داره برا امام حسن گریه كنی، میگن مادرش نگاه میكنه، میگن مادرش میاد میخره، سَوا میكنه، قربونت بریم یا امام حسن برات كم كریه كردیم نشناختیمت"میگه گفتم:  إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ آقا من رو نگاه كرد، گفت ای جُناده مَا مِنَّا إِلَّا مَسْمُومٌ أَوْ مَقْتُولٌ ما اهلبیت رو یا سم میدند یا میكشند، میگه طشت رو برداشتند، فهمیدم لحظه های آخره، گفتم:  باید استفاده كنم عِظْنِی یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ آقا من رو موعظه كن یَا جُنادَه اسْتَعِدَّ لِسَفَرِكَ ای جناده برای سفری كه در پیش داری آمده شو وَ حَصِّلْ زَادَكَ قَبْلَ حُلُولِ أَجَلِكَ قبل از اینكه مرگ برسه زاد و توشه فراهم كن، جناده زاد و توشه فراهم كن وَ اعْلَمْ أَنَّكَ تَطْلُبُ الدُّنْیَا وَ الْمَوْتُ یَطْلُبُكَ جناده تو در طلب دنیایی، حال آن كه مرگ در پشت سر و دنبال توست، ای جناده وَ لَا تَحْمِلْ هَمَّ یَوْمِكَ الَّذِی لَمْ یَأْتِ عَلَى یَوْمِكَ الَّذِی أَنْتَ فِیهِ ای جناده غم و غصه روزی كه نیومده بر روزی كه درش هستی هموار نكن، ای جناده، بدان اگه بیشتر از نیازت اكتساب مال كنی، خرینه دار دیگری خواهی بود، میزاری و میری، ای جناده وَ اعْلَمْ أَنَّ فِی حَلَالِهَا حِسَابٌ بدان در حلال دنیا حساب است وَ فِی حَرَامِهَا عِقَابٌ اگه حرام مرتكب بشی عقاب داره وَ فِی الشُّبُهَاتِ عِتَابٌ، "گفت گفت فرصت نیست همه رو بگم، كلام نورانیه آقاست"ای جناده برا دنیات یه جوری كار  كَأَنَّكَ تَعِیشُ أَبَداً  برا دنیات یه جوری كار كن انگار همیشه میخوای زنده باشی وَ اعْمَلْ لآِخِرَتِكَ كَأَنَّكَ تَمُوتُ غَداً بر آخرتت یه جوری عمل كن كه انگار همین فردا میخوای بمیری"گفت گفت، وی‍ژه گی های رفیق خوب رو هم فرمود" یه وقت جناده گفت:  ثُمَّ انْقَطَعَ نَفَسُهُ یه وقت نفسش به شماره افتاد وَ اصْفَرَّ لَوْنُهُ  رنگ  چهره اش زرد شدحَتَّى خَشِیتُ عَلَیْهِ من به آقا ترسیدم وَ دَخَلَ الْحُسَیْنُ علیه السلام امام حسین علیه السلام وارد شد فَانْكَبَّ عَلَیْهِ برادر رو در آغوش گرفت حَتَّى قَبَّلَ رَأْسَهُ به سر برادر بوسه میزد وَ بَیْنَ عَیْنَیْهِ جناده میگه چیزی نگذشت یه وقت صدا بلند شد إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ

روضه امام حسن (ع)

یکشنبه 16 آذر 1393

حاج مهدی سلحشور

 

منم آن گنج الهی که به ویرانه نهانم 

گر چه طفلم به خدا بانوی ملک دو جهانم 

یم رحمت شده هر قطره ای از اشک روانم 

عظمت، فتح، ظفر سایه ای از قد کمانم 

ابر سیلی است نقاب رخ همچون قمر من 

چادر عصمت زهراست همانا به سر من 

زده از پنجه ی دل دخت علی شانه به مویم 

جای گلبوسه ی زهرا و حسین است به رویم 

مهر را مُهر نماز آمده خاک سر کویم 

گه در آغوش پدر، گاه سر دوش عمویم 

پای تا سر همه آیینه ی زهراست وجودم 

شاهدم این قد خم گشته و این روی کبودم 

اشک من خون شده و در رگ دین گشته روانه 

گل داغم زده در باغ دل عمه جوانه 

همه جا گشته عزا خانه ی من خانه به خانه 

شده از اجر رسالت بدنم غرق نشانه 

خارها بود که می رفت فرو بر جگر من 

پدرم از سر نی دید چه آمد به سر من 

دم به دم بر جگرم زخم روی زخم نشسته 

دلم از داغ کباب و سرم از سنگ شکسته 

رخ نیلی، لب عطشان، دل خونین، تن خسته 

گره از خلق گشایم به همین بازوی بسته 

پدر آمد دل شب گوشه ی ویرانه به خوابم 

ریخت از دیده بسی بر ورق چهره گلابم 

گفت رویت ز چه نیلی شده زهرای سه ساله 

مگر از باغ فدک بوده به دست تو قباله 

هر چه آمد به سرت من سر نی بودم و دیدم 

آن چه را زخم زبان با جگرت کرد شنیدم 

تو کتک خوردی و من بر سر نی آه کشیدم 

خدایا امشب یه کار کن ما از گریه کردن برا رقیه خسته نشیم، خدا رخمت کنه شهید داوود و شب سوم محرم توی دوکوهه پای برهنه نمیه شب میدویید میزد تو سر صورتش، میگفتن: چته؟ میگفت: یه خورده میخوام امشب بفهمم رقیه چی می کشیده....

از اون روزی که رفتی

آروم از قلب ما رفت

بگو بابای خوبم

عمو جونم کجا رفت

عمو رفت برامون یه کم آب بیاره

چرا پس نیومد دلا بی قراره

خوش اومدی بابا جون

به کنج این خرابه

نپرس از زخم گوشم

سوالت بی جوابه

ببین داره قلبم

نشون از یتیمی

امون از یتیمی

دلم خون از یتیمی، بابا

صورتم شده نیلی، بابا

چه دردی داری سیلی، بابا

کردن از ما چه تجلیلی، بابا

گشتم پیرزنی سه ساله دیگه

موندن من محاله

عمرم کوتاه چون گل لاله

بابا بزار سر روی پایم

بابا بکن امشب دعایم

بابا بخر محجر برایم

یاد داری مدینه موقعه ی خواب

دست تو بود بالشت سرم

به یاد اون روزایی که رو پات سر میذاشتم

تو بودی تو قلبم یه ذره غم نداشتم

تو نیستی، منو باز تو آغوش بگیری

رو موهام نشسته دیگه گرد پیری

چقدر سخته اسیری، بابا

جونم به لب رسیده، بابا

رنگ از رخم پریده، بابا

موهام یکی کشیده، بابا

دیگه موهام سپیده، بابا

کمر من خمیده، بابا

نگی دخترت چی دیده، بابا

بابا، بزار سر روی پایم

بابا، بکن امشب دعایم

بابا، بخر معجر برایم

دیدن نیزه ای که سر ابی عبدالله بالاشه ایستاده، هر کاری کردن نیزه حرکت نکرد، حضرت زین العابدین فرمود: برید پیش عمه ام حتماً یکی از بچه ها جا مونده، تو برش نگردونید نیزه حرکت نمیکنه، نمی دونید بابا چقدر نگران بچه سه سالشه، تا به زینب گفتن، گفت: آی رقیه ام، هر چی خواست خودش برگرده بچه برگردونه اجازه نداد زجر ملعون، با یه نفر دیگه خودش برگشت بچه رو بیاره، تصور کن بچه ی سه ساله، وسط بیابون، وحشت زده داره دور بر خودش نگاه میکنه، توی این تاریکی شب یه وقت دید دوتا سیاهی داره نزدیک میشه، دویید جلو گفت: عمه اومدی، نذاشت حرف بچه تموم بشه چنان به سیلی به صورت بچه زد فقط میگفت: بابا

دانلود روضه شهادت حضرت رقیه (س)

جمعه 07 آذر 1393

حاج مجتبی رمضانی

 

یكی از روضه خوانها میگه یه سئوال ذهن من رو مشغول كرده بود، ایشون میگه من همش ذهنم مشغول بود، چرا وقتی حضرت رقیه سلام الله علیها از ناقه افتاد داد نزد این كاروان متوقف بشه؟شتر كه سرعتی نداره. میگه یه روز دختر بچه ام از رو بلندی به شكم رو زمین افتاد، نفسش یه چند لحظه بند اومد، من گریه شدم خانمم گفت:چیزی نشده چرا گریه میكنی؟ گفتم من جواب روضه ام رو گرفتم، حالا فهمیدم چرا داد نزد.

كاش زجر من و اینقدر رو خار نكشونه

آخه عموم رو نیزه ها نگرونه

نزن من و حالم بده

خودم میام هولم نده

هر كجا نشستی دستات رو بیار بالا، صدا بزن یاحسین، یا حسین......

نزن من و حالم بده

خودم میام هولم نده

یكی از روضه خوان های میگه، شب پنجم صفر پیرهن سیاه تنم كردم برم هیئت، یه دختر پنج، شش ساله مریض حال داشتم، گفت: بابا كجا میری؟گفتم:دارم میرم هیئت، گفت: مگه الان چه خبره؟ گفتم:شهادت حضرت رقیه است، گفت: بابا رقیه كیه؟ گفتم:دختر امام حسینه، گفت:بابا چند سالشه؟گفتم: هم سن خودته، گفت: بابا منم با خودت میبری؟، گفتم: نه عزیزم تو مریضی، استراحت كن، حالت بهتر بشه، گفت: بابا حالا كه من رو نمیبری با خودت، بهش میگی بیاد كنارم؟ با خودم گفتم: حالا من چی توضیح بدم به این بچه، گفتم: نه، نمیتونه بیاد، گفت: چرا بابا؟ گفتم: اونم مریضه، چرا بابا؟ چی شده؟ گفتم: بابا پاهاش درد میكنه. گفت بابا:چرا پاهاش درد میكنه؟ گفتم:رو خارهای بیابون دویده، گفت:بابا چرا رو خارهای بیابون دویده؟ مگه كفش پاش نبوده؟ گفتم نه كفش نداشته، كفشاشو غارت كردن، كفشاشو دزدیده بودند. گفتم : دخترم میذاری من برم، بیچاره ام كردی تو؟گفت:آره برو. من خداحافظی كردم، دم در دوباره گفت:بابا، یه سئوال دیگه، سئوالش من رو بیچاره كرد، نشستم دم در شروع كردم به گریه كردن، گفت:بابا كفشاشو غارت كردن، چرا باباش بغلش نمیكرد، بابا من اون روز كفشم گم شده بود تو بغلم كردی بابا، چرا باباش بغلش نكرد.

كاش زجر من و اینقدر رو خار نكشونه

آخه عموم رو نیزه ها نگرونه

نزن من و حالم بده

خودم میام هولم نده

بی بی رقیه رو بی هوا زدند، مداح یعنی چی؟ شما وقتی خودت میخوای خودت رو بزنی، عصب مغز دستور میده به عضله ی صورت، میگه آمادگیش رو داشته باش، اما یه وقت هست بی هوا میزنه، دختر وسط بیابون افتاده بود، دید یكی داره میاد، خوشحال شد، گفت: اومده من رو ببره كنار عمه ام، بلند شد، خوشحال شد، یه وقت، دید صورتش میسوزه، یه بیت قدیمی برات بخونم؟

تا به من رسید بابا، بابا، بابا

موهام و كشید بابا، بابا، بابا

دست من و بست بابا، بابا، بابا

پهلوم و شكست بابا، بابا، بابا

گفتم پهلو، بریم مدینه؟ مادر مادر، مادر مارو هم بی هوا زدند، وقتی یه نامحرم میخواد با مادرت حرف بزنه، مادر به چشم نامحرم نگاه نمیكنه، مادر ما به زمین نگاه میكرد، به نامحرم نگاه نمیكرد، امام حسن میگه دیدم دست و نانجیب بالا برد، امام صادق میگه:چنان زد این گوشواره توی گوش مادر شكست.

كاشكی پسر ارشد نبودم ای خدا ای خدا ای خدا

كاشكی راه رفتن بلد نبودم ای خدا ای خدا ای خدا

برای چی؟

شاهد فحش و لگد نبودم ای خدا ای خدا ای خدا

اونقدر كشیدم داد و هوار ای خدا ای خدا  ای خدا

دستاتو واسش بالا نیار بی حیا بی حیا بی حیا

رو چادر مادر پا نذار بی حیا بی حیا بی حیا

خیلی ها اربعین دارن میرن كربلا، به حضرت رقیه سلام الله علیها بگو، عمه ی امام زمان(عج)، امشب با دستای كوچلوت یه كربلا به من بده،  میگه:تو حرم  حضرت رقیه سلام الله علیها، یه پیرمرد یه ظرف برداشته بود، یه تیكه نخ، اومد گره بزنه به ضریح، خادمها اجازه نمیدادند، خیلی ناراحت شد، رفتم پیشش، گفتم:پدر چی شده؟ چرا ناراحتی؟ گفت: نگذاشتند نذرم رو ادا كنم، گفتم:این چه نذریه شما یه ظرف آب برداشتی، میخوای ببندی؟ گفت: من دفعه ی قبل كه اومدم حرم حضرت رقیه سلام الله علیها، بهشون گفتم: خانم به من یه كربلا بده، اگه كربلا بدی، از كربلا برات آب فرات میارم، براش آب فرات آوردم، گفتنم: دیگه فایده نداره، دیگه دیر شد.....

دانلود روضه شهادت حضرت رقیه (س)

جمعه 07 آذر 1393

علی بیات

 

سنگینه برام داغت میباره چشام بارون

خسته شدم از دنیا خسته م دیگه باباجون

با این صدای گرفته هنوز صدات میکنم

بعد از نماز رو به قبله همش دعات میکنم

صدات کردم زدن

دعات کردم زدن

روی نیزه نگات کردم زدن

وای بابا

امشب یه هلال اومد آخر پر و بال اومد

روزای فراق طی شد شبهای وصال اومد

ازبس کتک خوردم بابا شباکه میخوابیدم

خواب سنان وخواب شمرو خولیومی دیدم

همه باهم زدن بابا محکم زدن

جلوی چشم نامحرم زدن

وای بابا

دستامو ببین بابا پر از آبله ست بابا

گوشواره من بابا دست حرمله ست بابا

خون گلوتو رو لبای عمه زینب دیدم

راز نهفته بین قتلگاهو من فهمیدم

اراذلها زدن بادست با پا زدن

منم بابا مثل زهرا زدن

وای بابا

دانلود سینه زنی زمینه شهادت حضرت رقیه (س)

ارسال شده توسط: آقای جواد راستگوی

شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.

جمعه 07 آذر 1393
درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
نظرسنجی
آیا فیلم های مداحی همراه با متن در وب قرار بگیرد؟


محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 1747
    کل نظرات : 139
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 5
    تعداد اعضا : 255
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 697
    بازديد ديروز : 1,417
    بازديد کننده امروز : 146
    بازديد کننده ديروز : 287
    گوگل امروز : 114
    گوگل ديروز: 212
    بازديد هفته : 697
    بازديد ماه : 66,303
    بازديد سال : 256,717
    بازديد کلي : 4,928,540
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 54.211.79.150
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید

تبادل لینک هوشمند
    تبادل لینک هوشمند : برای تبادل لینک ابتدا مارا با عنوان آئین مستان وآدرس http://aein-mastan.rozblog.com لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.

    عنوان :
    آدرس :
    کد : کد امنیتیبارگزاری مجدد