close
تبلیغات در اینترنت
اشعار محرم و صفر

اشعار محرم و صفر

اشعار محرم و صفر

اشعار محرم و صفر
اشعار محرم و صفر
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
0 82 aboozar
3 244 aboozar
1 358 saeednajafi
12 581 aboozar
4 6336 amirsajad
0 2153 aboozar
0 1996 aboozar
0 1820 aboozar
0 3151 aboozar
0 1179 aboozar
1 17312 2505
6 5861 aboozar
0 14245 aboozar
1 2431 masoudfn
1 1565 aboozar
14 3519 aboozar
20 3759 aboozar
0 2666 aboozar
0 1714 aboozar
0 2030 aboozar

 

جواد مقدم

منزل به منزل خسته در اسارت

دیدم به هرجایی فقط جسارت

یک الامان از کوفیان بدنام

صد الامان از بی حیایی شام

دیگر ندارم یاوری، از من نمانده پیکری

من باغبان باغی از یاسم که شد نیلوفری

از کوفه و شام الامان

من شاهد بزم شراب شامم

بی حرمتی کردند و بر امامم

من شاهد لبها و ضرب به چوبم

سر را به محمل بی امان بکوبم

دشمن به دشنام آمده

سنگ لب بام آمده

آذین سهر یزید

رأس تو در شام آمده

از کوفه و شام الامان

دیگر از این غم ها شدم زمین گیر

شهر مرا اینگونه کرده تکفیر

سویی ندارد دیدۀ کبودم

خونین جگر از کوچۀ یهودم

میزد عدو یار تورا

دلدار و غم خوار تورا

با سنگ طعنه زد زکین

رأس علمدار تورا

دیگر ندارم یاوری، از من نمانده پیکری

من باغبان باغی از یاسم که شد نیلوفری

از کوفه و شام الامان

سینه زنی زمینه ویژه اربعین حسینی (ع) زیان حال حضرت زینب (س) - منزل به منزل خسته در اسارت - جواد مقدم 

 

حاج میثم مطیعی

پای پیاده، هم پای جاده

 ره می سپارم به عزم زیارت

در کوله بارم، چیزی ندارم

 غیر از دلی مست شوق شهادت

مولا، می خوام دلم پر از تو باشه

آقا، نخواه که از تو دل جدا شه

ای یار، دلدار، سالار

دلبسته یاد توام، وای وای وای

دربند و آزاد توام، وای وای وای

وای، نمی خوام بی تو زنده باشم

وای، نخواه تا که از تو جدا شم

آقا نظر کن، این شب رو سر کن

شام دمشق و یمن رو سحر کن

آقا حسین جان، زار و غریبیم

در جاده ها زائر عطر سیبیم

مولا، زمانه را ستم گرفته

آقا، دل یتیما غم گرفته

آقا آقا آقا

با اینکه چیزی ندارم، وای وای وای

که پای عشقت بذارم، وای وای وای

وای، به شوق تو آواره هستم

وای، به ذوق نگاه تو مستم

پای پیاده، همپای جاده

زائر شده این دل تنگ ساده

مولا یا مولا، دل بی قراره

دل عاشق و خسته از انتظاره

آقا، بهشت و بی شما نمی خوام

آقا، به شوق یاری تو می آم

آقا آقا آقا

دلبسته راه توایم، وای وای وای

دیوانه ماه توایم، وای وای وای

سرمست احساس توایم، وای وای وای

سرباز عباس توایم، وای وای وای

آه، به این زائرانت نگاه کن

آه، برای فرج هم دعا کن

سینه زنی زمینه اربعین حسینی (ع) - پای پیاده، هم پای جاده - حاج میثم مطیعی

حاج میثم مطیعی

ابن شهر آشوب نوشته در المناقب؛ وقتی سر آقای مظلوم ما شهر به شهر می بردن به سمت به شام، چه داستانهایی داشت این سر یه جا فرود اومدن در یک منزل اطراق کردن اسیران پیاده شدن....

"لَمّا جاؤوا بِرَأسِ الحُسَينِ عليه السلام و نَزَلوا مَنزِلاً يُقالُ لَهُ قِنَّسرينَ" هنگامى كه سر حسين عليه السلام را آوردند و در منزلى به نام قِنَّسرين فرود آمدند، "اطَّلَعَ راهِبٌ مِن صَومَعَتِهِ إلَى الرَّأسِ" راهبى از دِيْرش به سوى سر حركت كرد، "فَرَأى نورا ساطِعا يَخرُجُ مِن فيهِ ويَصعَدُ إلَى السَّماءِ" و نورى را ديد كه از دهان آن ساطع بود و به آسمان مى رفت، راهب ده هزار درهم به آنان (نگهبانان) داد و سر را گرفت و به درون دِيرش برد، و بدون آن كه شخصى را ببيند صدايى شنيد كه مى گفت "طوبى لَكَ و طوبى لِمَن عَرَفَ حُرمَتَهُ" خوشا به حالت، خوشا به حال آن كه قَدر اين سر را شناخت، "فَرَفَعَ الرّاهِبُ رَأسَهُ و قالَ" راهب سرش را بلند كرد و گفت "يا رَبِّ بِحَقِّ عيسى تَأمُرُ هذَا الرَّأسَ بِالتَّكَلُّمِ مَعي" پروردگارا! به حقّ عيسى به اين سر بگو كه با من سخن بگويد.
"فَتَكَلَّمَ الرَّأسُ وقالَ" سر به سخن آمد و گفت: "يا راهِبُ أيَّ شَيءٍ تُريدُ؟" اى راهب ! چه مى خواهى؟ "قالَ: مَن أنتَ؟" گفت: تو كيستى؟ "قالَ: أنَا ابنُ مُحَمَّدٍ المُصطَفى" گفت: من فرزند محمّدِ مصطفى "و أنَا ابنُ عَلِيٍّ المُرتَضى" و پسر علىِ مرتضى هستم "و أنَا ابنُ فاطِمَةَ الزَّهراءِ" پسر فاطمه زهرا، "و أنَا المَقتولُ بِكَربَلاءَ" و مقتول كربلايم. "أنَا المَظلومُ أنَا العَطشانُ، فَسَكَتَ"من مظلوم و تشنه كامم و ساكت شد.
"فَوَضَعَ الرّاهِبُ وَجهَهُ عَلى وَجهِهِ فَقالَ" راهب صورت به صورتش نهاد و گفت: "لا أرفَعُ وَجهي عَن وَجهِكَ حَتّى تَقولَ: أنَا شَفيعُكَ يَومَ القِيامَةِ"صورتم را از صورت تو بر نمى دارم تا بگويى: «من شفيع تو در روز قيامت هستم
"فَتَكَلَّمَ الرَّأسُ فَقالَ" سر به سخن در آمد و گفت: "اِرجِع إلى دينِ جَدّي مُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله" به دين جدّم محمّد درآى. "فَقالَ الرّاهِبُ : أشهَدُ أن لا إلهَ إلَا اللّه ُو أشهَدُ أنَّ مُحَمَّدا رَسولُ اللّه" راهب گفت: گواهى مى دهم كه خدايى جز خداوند نيست و گواهى مى دهم كه محمّد پيامبر خداست. "فَقَبِلَ لَهُ الشَّفاعَةَ" آن گاه حسين عليه السلام پذيرفت كه شفاعتش كند.

آقا جونم ما خیلی به تو بدی کردیم، اما مولای من ما از بچگی در خونت بزرگ شدیم هر کی اربعین کربلا میخواد الان صدا بزنه حسین....

منبع: المناقب، ابن شهر آشوب

مقتل اسلام آوردن راهب مسیحی به وسیله سر مطهر سیدالشهداء (علیه السلام) - دکتر میثم مطیعی

 

حاج میثم مطیعی

 

ابن کثیر البداية والنهاية نوشته : "ما قُتِلَ قَتيلٌ إلَا احتَزّوا رَأسَهُ" هيچ شهيدى کشته نشد ، جز آن که سرش را جدا کردند ((سر همه بالای نیزه ها رفت، بزرگ و کوچیک...)) "وحَمَلوهُ إلَى ابنِ زِيادٍ" و آن(سرها) را نزد ابن زياد آوردند.[1]

سبط ابن جوزی تذکرة الخواصّ : "إنَّ ابنَ زِيادٍ نَصَبَ الرُّؤوسَ کلَّها بِالکوفَةِ عَلَى الخَشَبِ" ابن زياد ، همه سرها را در کوفه بر چوب نهاد " وکانَت زِيادَةً عَلى سَبعينَ رَأسا" سرها افزون بر هفتاد عدد بودند.[2]

سید ابن طاووس در لهوف نوشته : "أمَرَ ابنُ زِيادٍ بِرَأسِ الحُسَينِ عليه السلام ، فَطيفَ بِهِ في سِکک الکوفَةِ" ابن زياد، فرمان داد که سر حسين عليه السلام را در کوچه هاى کوفه بچرخانند.

سید ابن طاووس در ادامه یه شعر آورده بخونم و ترجمه کنم براتون شاعر نوشته:

رَأسُ ابنِ بِنتِ مُحَمَّدٍ ووَصِيِّهِ
لِلنّاظِرينَ عَلى قَناةٍ يُرفَعُ
وَالمُسلِمونَ بِمَنظَرٍ وبِمَسمَعِ
لا مُنکرٌ مِنهُم ولا مُتَفَجِّعُ
کحِلَت بِمَنظَرِک العُيونُ عَمايَةً
وأصَمَّ رُزؤُک کلَّ اُذُنٍ تَسمَعُ
أيقَظتَ أجفانا وکنتَ لَها کرىً
وأنَمتَ عَينا لَم تَکن بِک تَهجُعُ
ما رَوضَةٌ إلّا تَمَنَّت أنَّها
لَک حُفرَةٌ ولِخَطِّ قَبرِک مَضجَعُ

سر فرزند دختر محمّد و وصىّ او را
براى تماشاگران، بر سر نيزه مى کنند
و مسلمانان مى بينند و مى شنوند
و هيچ يک، نه انکار مى کنند و نه به درد مى آيند .
چشم ها با ديدن تو، سرمه کورى مى کشند
و مصيبتت هر گوش شنوايى را کر مى کند .
چشم هايى را دچار بى خوابى کردى که مايه آرامش آنها بودى
و چشم هايى را خواباندى که از [هراس از]تو ، خواب نداشتند .
هيچ بوستانى نيست ، جز آن که آرزو دارد
مدفن تو و آرامگاه پيکرت باشد

مقتل چرخاندن سر مطهر سیدالشهدا (ع) در کوچه های کوفه - دکتر میثم مطیعی



[1]البداية والنهاية، ابن کثیر، ج ٨ ص ١٩٠

[2]تذكرة الخواصّ، سبط ابن جوزی : ص ٢٥٩

 

 

 

جواد مقدم

گمانم ای برادر جان

نمی شناسی دیگه من رو

به دست من ببین جای

غل و زنجیر دشمن رو

منم یاسی برادر جان

که پژمرده ام برادر جان

ز نامحرم کتک خوردم برادر جان

حسین من حسین من حسین

ببین ای باغبون

گلای یاس و لاله

که صحرا شد، پر از ناله

پاشو بنگر رباب تو

تو صحرا با دل مضطر

با گریه داره میگرده

پی قبر علی اصغر

روی سینه ات،حسین من

علی اصغر،حسین من

پایین پات،حسین من

علی اکبر،حسین من

حسین من، حسین من، حسین من..

من و سکینه رفتیم

کنار نهر علقم

دلامون شد، پر از ماتم

معما شد برای من

اگه بوده سپهدارت

چرا اینقدر کوچیک پس

قد قبر علمدارت

سکینه گفت عمو عباس

به صد ماتم، عمو عباس

شده جسمت، عمو عباس

جدا ازهم عمو عباس

عمو عباس،عمو عباس،عمو عباس

سینه زنی اربعین حسینی (ع) - گمانم ای برادر جان - جواد مقدم 

 

سید مهدی میرداماد

رسید قافله ای از غم  سفر لبریز

دوباره زنده شد آن خاطرات حزن انگیز

یکی یکی همه نیلی و زرد افتادند

شبیه برگ درختان به موسم پاییز

روایت میگه:یکی یکی از بالای شترها افتادند،نذاشتند شتر ها زمین بشینه،تا رسیدن کربلا همه زن و بچه ها خودشون رو پرت کردن روی خاک

به بوی پیروهنی هر کدام می گیرند

یکی بهانه ی یوسف یکی سراغ عزیز

همه دارند گریه می کنند،همه دارن شیون می کنند،دیدی یه جایی پنجاه نفر هم گریه کنند یه صدای گریه مشخص ، حالا بین همه ی گریه های فردا:

صدای شیونی آمد که جان عالم سوخت

صدای شیون زینب برادرم برخیز

غریب و خسته به درگاهت آمدم رحمی

که جز ولای تو ام نیست هیچ دست آویز

چونان شدم که تو می خواستی دَم  رفتن

ندید اشک مرا این جماعت خون ریز

زبان حیدری ام دم به دم قیامت کرد

نگاه فاطمی ام شعله های رستاخیز

اگر چه دست مرا بسته بود دشمن تو

اسیر من شدم و او نداشت راه گریز

هراس دشمنت از محکمات قرآن بود

نداشت چاره و برداشت خیزران به ستیز

دیدحریف   زینب نمیشه، دید صدای تو ساکت نمیشه، دید آبروش داره میره، دیدم چوب  خیزران رو بلند کرد، حسین.. 

تو سنگ خورده ای آری، شکسته ای من هم

تو شعله ور شده ای، داغ دیده ای من نیز

زندگی بعد تو عذابه

رو دست من جای طنابه

تموم گلهات و آوردم

اما یکی موند تو خرابه

جای کبودی رو چشامه

سوغاتی  کوفه و شامه

چادر خاکیه رقیه

ببین داداش شال سیامه

هر کاری کردم که بمونه اما نشد اما نشد وای

نمیره زیر تازیونه اما نشد اما نشد

خواستم سر تو رو نبینه اما نشد اما نشد

همسفرم شه تا مدینه اما نشد اما نشد

فدای اون زینبی که پنجاه سال همه جا حسینش رو دیده،رسید کربلا دید حسینش زیر خاک ، زینب طاقت نیاورد،تا رسید کنار قبر گریبانش رو پاره کرد،تو زیر خاک باشی حسین،ای حسین....

روضه اربعین حسینی (ع) - رسید قافله ای از غم  سفر لبریز - سید مهدی میرداماد 

 

حاج محمود کریمی


نوایی نوایی نوایی نوایی

‌الهی ور افتد نشان جدایی

ای ساربان آهسته ران که آرام جانم می رود

‌وان دل که با خود داشتم با دل ستانم می رود

نوایی نوایی نوایی نوایی

‌الهی ور افتد نشان جدایی

‌به دنبال محمل سبکتر قدم زن

‌مبادا غباری به محمل نشیند

‌ای ساربان آهسته ران که آرام جانم می رود

‌وا ن دل که با خود داشتم با دل ستانم می رود

‌ نوایی نوایی نوایی نوایی

‌الهی ور افتد نشان جدایی

‌به دنبال محمل چنان زار گریم

‌که از گریه ام ناقه در گل نشیند

ای ساربان آهسته ران که آرام جانم می رود

وان دل که با خود داشتم با دل ستانم می رود

نوایی نوایی نوایی نوایی نوایی

الهی ور افتد نشان جدایی

‌خلت گر به پا خاری آسان بر آید

چه سازم به خاری که بر دل نشیند

من مانده ام مهجوراز او

درمانده و رنجور از او

گویی که نیشی دور از او بر استخوانم می رود

ای ساربان آهسته ران که آرام جانم می رود

‌وا ن دل که با خود داشتم با دل ستانم می رود

نوایی نوایی نوایی نوایی

‌الهی ور افتد نشان جدایی

مزنیدم که در این دشت مرا کاری هست

گل اگر نیست ولی صفحه گلزاری هست

ساربانا مزنید این همه آوای رحیل

‌آخر این قافله را قافله سالاری هست

کاش می شد بمونم و سایه بون تنت بشم

اما باید برم و همسفر سرت بشم

نوایی نوایی نوایی نوایی

‌الهی ور افتد نشان جدایی

چون چاره نیست می روم ومی گذارمت

ای پاره پاره تن به خدا می سپارمت

 سینه زنی زمینه زبان حال حضرت زینب (س) کاروان اسرا - نوایی، ‌الهی ور افتد نشان جدایی - حاج محمود کریمی

 

 

حاج محمود کریمی

 

جبرئیل این روزا تو جادهٔ کربلات

با لباس مبدل خادم زائرات

همه جاری مثل چشمه مثل دریا مثل بارون

همه راهی ، همه بی دل، همه شیدا، همه مجنون

 همه  دلتنگ مثل مسلم، مثل هانی،مثل مختار

همه سرها رو آوردن برا تقدیم به پای یار

لبیک حسین لبیک....

این شبا کل اهل آسمون رو زمینن

جن و انس وفرشته زائر اربعینن

همه رفتن توی راهن، منمو این پریشونی

یه چیزی تو دلم میگه، تو دیگه جا نمیمونی

به فدای یه نگاهت پدر و مادم آقا

یه نگاه کن که نمیرم تو فراق حرم آقا

لبیک حسین لبیک....

غرق در حیرتم من یا دلیل یا ابالفضل

دنبال خونتم من الدخیل یا ابالفضل

خودم اینجا دلم اونجاست

دل قطره پیش دریاست

حرم شاه، حرم ماه

پیش ارباب ، پیش عباس

من مشتاق، من عاشق، من ناچیز و ناقابل

به تو آقا پناهندم، مددی یا ابوفاضل

سینه زنی شور اربعین حسینی - جبرئیل این روزا تو جادهٔ کربلات - حاج محمود کریمی

 

حسین سیب سرخی

قدم قدم با یه علم

ایشاالله اربعین میام سمت حرم

با مدد شاه کرم

ایشالله اربعین میام سمت حرم

میباره اشک چشمام نم نم

رو دوشم کوله باری از غم

میبینم هر کیو این روزا

داره آماده میشه کم کم

سختی راحت میشه تو این راه

منتظر مونده بودم چند ماه

راهی میشم با یک سربند

لبیک یا اباعبدالله

قدم قدم با یه علم

ایشاالله اربعین میام سمت حرم

با مدد شاه کرم

ایشالله اربعین میام سمت حرم

حال من احسن الاحوال

زیارت افضل الاعمال

کوری دشمنا این حرکت

با شکوه تر میشه هر سال

با ذکرت یا حسین می جوشم

عمریه عاشق شش گوشم

میگیرم توی رویا هر شب

ضریح تو رو در آغوشم

قدم قدم با یه علم

ایشاالله اربعین میام سمت حرم

با مدد شاه کرم

ایشالله اربعین میام سمت حرم

عشق فقط یه سرزمین

کرب و بلا برتره از عرش برین

حاجت من شده همین

زیارت الحسین یوم الاربعین

قدم قدم با یه علم

ایشاالله اربعین میام سمت حرم

با مدد شاه کرم

ایشالله اربعین میام سمت حرم

سینه زنی واحد اربعین حسینی (ع) - قدم قدم با یه علم- -حسین سیب سرخی

 

حاج محمود کریمی


کار خودش و عشق مثل همیشه کرد

دیگه باید بری، یعنی کاریش نمیشه کرد

برا تو زنده ام من این ارث مادریمه

ازت جدا نمیشم این حق خواهریمه

الان سرت توی آغوشه خواهرِ

یه ساعته دیگه دعوا سر، سرِ

پنجاه سال قلبم داره برات میکوبه

امروز سرنوشتم اسیر این غروبه

+ای وای...

من پا به پای تو تا آخرش میام

میمونم و خودم میرم انتقام

+اما یادت باشه

رفتی منو نبردی این کار روزگاره

تا خون توی رگامه نهضت ادامه داره

کجا میخوای بری چرا منو نمیبری

این دم آخری چقدر شبیه مادری

+ابی عبدالله تو وداع آخر بدن سالم سالم نبود خیلی از زخم هاش رو خورده بود... حسین...

قرارمون چی شد که بی قرار هم باشیم

حسین هرچی که پیش اومد باید کنار هم باشیم

+ای داداش...

پیش پای خودش به خاک افتاد

همه را با نگاه پس می زد

تکیه بر نیزه ی غریبی داشت

خسته بود و نفس نفس می زد

زمانه دست خوش ظلم های بارز شد

برای جایزه قتل حسین جایز شد

زمانه دید که زخمی پر از نمک شده بود

و بوسه گاه پیمبر ترک ترک شده بود

زمانه دید غریبی خضاب با خون کرد

و تیر را به چه سختی ز سینه بیرون کرد

چنان که خون همه فواره زد به دشت

پناه بر تو خدایا مگر پناهی نیست

که دختر علی آن لحظه دید راهی نیست

به ناله خواست دل سنگِ خصم نرم کند

به ابن سعد چنین گفت تا که شرم کند

بترس عاقبت خویش را تباه کنی

حسین را بکشند و تو هم نگاه کنی

کسی به فکر ورق پاره های قران نیست

 مگر میان شما کوفیان مسلمان نیست

+اینی که خانم می فرمایند:مگه شما مسلمان نیستید؟ میگه آخرین رفتار مسلمونی داشته باشید، نه اینکه هیچ کسی مهمان نمیکشه، نه اینکه هیچ کسی آزار به بچه نمیرسونه، میان شما یعنی یک مسلمون نیست این کشته رو به قبله بکنه، یه مسلمون نیست به این کشته اول آب بده، یعنی یه مسلمون نیست خنجرش کُند نباشه، یه مسلمون نیست حسین و جلو زن و بچه اش نکشه...

ببین ز چهار طرف جور دشمن دَله را

جفای خولی و شمر و سنان و حرمله را

که از تفاهمشان لرزه در زمین افتاد

عزیز فاطمه از اسب بر زمین افتاد

کدام آیه به لب های او مجدد شد

که نیزه آمد راه گلوی او سد شد

مخواه شرح گل و ظلم خاربن سخت است

که شرح لحظهٔ و شمر جالس سخت است

میان میدان بلا، حلقه زدند اشقیا

دور عزیز مجتبی، هیچ کسی نزد صدا

 چند نفر به یک نفر

به روی خاک علقمه، خسته نشسته فاطمه

بارش تیر و نیزه شد، گفت غریب کربلا

چند نفر به یک نفر

حسین بود محتظر، دید به پیکر پسر

نشسته تیر تا به پر، گفت به قوم بی حیا

چند نفر به یک نفر

چو دید زینب حزین، سنگ جفا شاه دین

حسینش افتاد زمین، کشید ناله ای خدا

چند نفر به یک نفر

دست یکی به موی او، سنگ یکی به روی او

دست یکی به پیراهن، به روی سینه جای پا

چنو نفر به یک نفر

به رو خاک سرش، شمر به دست خنجرش

یکی پی عمامه اش، یکی به دنبال عبا

چند نفر به یک نفر

پیش نگاه مادرش ...

+گفت:  شنیدم لحظه ای که داشتم سر رو از بدن جدا میکردن، یه ناله جانسوزی هی میگفت غریب مادر؛ آخه یه موقع سر راحت جدا میشه...

به پیش چشم مادرش، جدا شد از بدن سرش

اهل حرم به سرزنان، صدا زدن بچه ها

چند نفر به یک نفر

+همچین دید خنجر نمیبره بدن با لگد برگردوند...

+ براش آب آوردن لحظهٔ آخر جلو صورتش روی زمین میریخت نانجیب، گفت حسین این همه آب یه قطره اش هم بهت نمیدیم... صدای مادر بلنده بنیَ روضه خون فاطمه اس بنیَ... کشتنت... آب ندادن مادر...ذبحت کردن...

+شرح روضه خوندن امام زمان اینه؛ میگن ذبح سریع رگ ها رو بزن که زود جان بده رهاش کن؛ تا لحظهٔ آخر حسین دست و پا میزد.... ای وای...

اگر این است تاثیر شنیدن

شنیدن کی بود مانند دیدن

ای وای زینب...

دانلود بخش اول (کار خودش و عشق مثل همیشه کرد )

روضه شب یازدهم محرم شام غریبان - کار خودش و عشق مثل همیشه کرد - حاج محمود کریمی

دانلود بخش دوم (پیش پای خودش به خاک افتاد)

روضه شب یازدهم محرم شام غریبان - پیش پای خودش به خاک افتاد - حاج محمود کریمی
دانلود بخش سوم (میان میدان بلا، حلقه زدند اشقیا)

روضه شب یازدهم محرم شام غریبان - میان میدان بلا، حلقه زدند اشقیا - حاج محمود کریمی

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2034
    کل نظرات : 169
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 10
    تعداد اعضا : 270
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 1,015
    بازديد ديروز : 5,399
    بازديد کننده امروز : 385
    بازديد کننده ديروز : 2194
    گوگل امروز : 363
    گوگل ديروز: 2460
    بازديد هفته : 13,213
    بازديد ماه : 126,974
    بازديد سال : 1,164,677
    بازديد کلي : 5,836,500
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 54.196.33.246
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید