close
تبلیغات در اینترنت
مداحان

مداحان

مداحان

مداحان
مداحان
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
4 5849 amirsajad
0 1836 aboozar
0 1643 aboozar
0 1522 aboozar
0 2528 aboozar
0 926 aboozar
1 16293 2505
6 5371 aboozar
0 13126 aboozar
1 2164 masoudfn
1 1363 aboozar
14 3067 aboozar
20 3327 aboozar
0 2456 aboozar
0 1544 aboozar
0 1839 aboozar
0 1593 aboozar
2 1460 aboozar
13 2067 aboozar
21 4083 aboozar

 

آسمان مات غم حضرت مولا شده بود

چشم دل تنگ ترین مرد چو دریا شده بود

چقدر چسب به بالای سرش می دوزد

ذکر لب های علی مثل معما شده بود

نان و خرمای خودش باز شده سهم یتیم

باز هم نان و نمک روزی اقا شده بود

روی لب هاش علی ایه غربت می خواند

سالیانیست که بی فاطمه تنها شده بود

عزم خود جزم نمود و طرف مسجد رفت

او برای سفر عشق محیا شده بود

یک طرف دور و برش ناله مرغابی ها

میخ در هم طرفی مانع مولا شده بود

مسجد کوفه دلش وقت اذان می لرزید

بین محراب علی خسته دنیا شده بود

روی سجاده علی سجده ی آخر را رفت

در دل عرش خدا همهمه بر پا شده بود

از همان ضربه که فرق سر او را وا کرد

بین محراب علی زخم دلش وا شده بود

طرف خانه  علی را به چه حالی بردند

اشک در چشم حسین پشت حسن تا شده بود

در وا شد، خانم زینب در رو باز کرد، در خانه علی چند بار اینطور باز شده با اضطراب، چند بار این در ماجرا داشته، یکیش رسول خدا اومد دم در دق الباب کرد، السلام علیکم یا اهل البیت نبوه، وعلیک السلام؛ دو سه بار صدا زد بابا چرا نمیای داخل، فرمود من میخوام جولب سلام تو رو بشنوم فاطمه جان، یه با با شادی؛ یه بار در خانه رو چنان زدن، در از جا کنده شد؛ این در اصلا ماجرا داره، یه بار در خانه همچین باز شد، عباس اومد تو خونه سر به دیوار گذاشت؛ چی شده عزیزم؟ بدن آقام تیر باران کردن؛ یه بار در زدن خانم زینب اومد بیرون، دید خانم ام البنین اومده افتاد رو پاش گفت: خانم من کنیز شمام؛ یه بار هم در همچین باز شد دید بابا غرقابه خونه، چی شده؟ هیچی بابا....اینکه چیزی نیست که....رخم ندیدی تو هنوز....عزیزم یه زخم هایی میبینی تو.....سر رو نیزه میبینی.....

زینبش زد به سر و ناله یا زهرا زد

و تداعی به نظر غربت فردا شده بود

غربت کرب و بلا غربت تل و گودال

که در آن تنگی جا جمعیتی جا شده بود

بی هوا از پس و پیش آمده و ضربه زدند

سر یک پیراهن پاره چه دعوا شده بود

بعد از این که سر او را به سر نیزه زدند

لشکری حمله ور خیمه زنها شده بود

یک نفر در میان گودال و

صد نفر میزدند زینب را

تیغ ها مانده بود در گودال

با سپر میزدند زینب را

هر چه او بیشتر نفس میزد

بیشتر میزدند زینب را

 

سفره باز است بیایید غذا آماده ست

هر کجا صحبت توبه ست خدا آماده ست

بهترین فصل پریدن به خدا اکنون است

بال پرواز بگیرید هوا آماده ست

شهر را با خبر از سفره احسان سازید

آن کریمی که کشد ناز گدا آماده ست

ای که جا مانده ای از توبه ی ماه شعبان

فرصت توبه در این ثانیه ها آماده ست

خوب یا بد همه آیید که دعوت شده اید

که در این بزم برای همه جا آماده ست

دیگر از دردگناه آه کشیدن کافیست

هر چه درد است بیارید دوا آماده ست

الهی العفو ...

ماه احسان علی و حسن و فاطمه شد

سفره ی شمس جدا ، شاه جدا آماده ست

شام جمعه ست با آمدن ماه خدا

سفره ی مادری خون خدا آماده ست

آخر درد دلم روضه بخوانم خوب است

مجلس گریه ی ما اهل بکاء آماده ست

دل من پر زده و باز به گودال رسید

تا سر شاه عطش نیزه چرا آماده ست ...

تا نشیند به روی بوسه گه پیغمبر

خواهرش دیدکه یک چکمه به پا آماده ست

حسین وای...

تیز میکرد سر خنجره خود را نامرد

حرمله گفت که ای شمر بیا آماده ست

 

آه ای فلک، آه ای خدا، از حال مرتضی

بعد یه عمر دلگیر از دنیای بی وفا

از آسمون، می باره خون، طوفانیه هوا

بارون میاد می پیچه باد مابین کوچه ها

میده منادی ندا، قد قتل المرتضی

تو آرزوی زهراست

 دلتنگ بوی زهراست

قلبی که قد سی سال

 بی تاب روی زهراست

مظلوم علی، مظلوم علی، مظلوم علی

سوز سحر، از خون سر، خونی شده ردا

برگشته از مسجد ولی، قوت نداره پا

یعنی دلش، رفته کجا، شاید به نینوا

روح القدوس سر داده باز صد ناله یکصدا

کوفه شده کربلا، قد قتل المرتضی

پا میشه و میشینه

آخ زینبش نبینه

سخته ببینه یک روز

چکمه سیاه سینه

مظلوم حسین، مظلوم حسین، مظلوم حسین

 

نوشته شده در عرش خدا

با قلم حیدر کرار

خدا خلق نمودست زمین را و زمان را

ز غبار حرم حیدر کرار

بهشت و همه آنچه در آن هست

فدای غبار قدم حیدر کرار

بود خشم خدا برلب تیغ دو دم حیدر کرار

رسولان اولوالعزم نمک خورده

جود و کرم حیدر کرار

امیری و دلیری و همه کاره عالم شدن

اینها همه یک فضل کم حیدر کرار

بدانید اگر کعبه شده قبله حق بوده ز یمن قدم حیدر کرار

علی کیست همان شاه که عالم به کف اوست

خدایی شدن عالم هستی هدف اوست

همه آبروی اهل زمین اهل سما از شرف اوست

بدانید همه مرکز عالم نجف اوست

علی کیست همانی که خدا خوانده عطایش

همانیکه کعبه دریده دل خود را به هوایش

همانی که نشسته دل زارم چو کبوتر لب بامش

همانی که خداییست کلامش ،مرامش،نمازش

قعودش،سجودش ،قنوتش و قیامش

همانیکه خدا داده سلامش

علی حیدر کرار

علی کیست همان مالک عقبی

علی کیست همان صاحب دنیا

و همان صاحب دلها

علی کیست همانی که خدا

داده به او هستی خود را و

هستی خدا کیست بجز حضرت زهرا

علی کیست همانیکه دهد خاتم شاهانه گدارا

همانیکه حسینش به جهان کرده علم کرب و بلا را

همانیکه ابوالفضل از او درس گرفتست وفا را

همانی که بود همت او،غیرت او

‌هیبت او در نفس زینب کبری

همان زینب کبری که با خطبه مردانه

طرفدار علی گشت

و زان خطبه خداوند

بدهکار علی گشت

 

 

السلام علیک یا امیرامومنین

با عشق علی ستاره بر می گردد

خورشید به یک اشاره بر می گردد

بر مرده اگر محب حیدر بدمد

جانش به تنش دوباره بر می گردد

السلام علیک یا امیرامومنین

در مذهب ما کلام حق نام علی است

طاعت که بود قبول حق یاد علی است

از جمله ی آفرینش کون مکان

مقصود خدا علی اولاد علی است

السلام علیک یا امیرامومنین

چون در نظرم نامه ی اعمال آمد

صد درد و  غم و غصه به دنبال آمد

گفت مدد از آل علی می گیرم

به به که گفتم چگرم حال آمد

السلام علیک یا امیرامومنین

از عمق دل خویش علی می گویم

با نغمه بین المللی می گویم

یک روز می آید که به دور کعبه

کوری عدو علی علی می گویم

السلام علیک یا امیرامومنین

 

 

میمیرم برای نجف، دو عالم فدای نجف

الهی که خاکم کنن، تو ایوون طلای نجف

یا اباالحسن آقامی

یا اباالحسین بابامی

دست رحمت، علی علی

کوه غیرت، علی علی

اعلی حضرت، علی علی

بابا حیدر، علی علی

تو شاهی من نوکرت، فدای تو همسرت

الهی بشم من یکی، مثل مالک اشترت

من به عشق تو مانوسم، ذوالفقار تو میبوسم

عشق زهرا، علی علی

شاه دلها، علی علی

مولا مولا، علی علی

بابا حیدر، علی علی

کریمی و مرد خدا، برا شیعه ها کن دعا

پیاده بریم اربعین، همه از نجف کربلا

من به اسم تو حساسم، عاشق اباالعباسم

دلداری تو، علی علی

سرداری تو، علی علی

سالاری تو، علی علی

بابا حیدر، علی علی

 

 

مردی که تو دلش پر از آهه

راز دلش رو چاه میدونه

مردی که تو چشاش پر از اشکه

اما لبش همیشه خندونه

مردی که کوله بارش و بسته

یه دم و تو خونه میمونه

چشمای خستش و به در دوخته

انگاری چش به راه مهمونه

مهمونی که داره میاد زهراست

عمریه داره روضه میخونه

بسه تو دنیا موندنت اقا

دنبالت اومدم بریم خونه

هر جا تو باشی خونمون اونجاست

بی تو علی بهشت زندونه

راستی الان داریم میریم خونه

گفتی وصیتای اخر رو

گفتی باید کجا بره زینب

گفتی گلای یاس پر پر رو

گفتی علی به گوش عباسم

قصه مشک و تیر اخر رو

گفتی برا حسن پسر هاش و

گفتی برا حسین اکبر رو

گفتی برا حسین مظلومم

تیر و گلوی خشک اصغر رو

راستی بگو به زینبم دم اخر

پیروهن دوخته مادر رو

گفتی برای زینبم باید

یه روز ببوسه زیر حنجر رو

گفتی براش قصه غارت رو

گوشواره و  خلخال و معجر رو

میثم دید آقا شب از خونه بیرون اومد شنیدید دنبال امیرالمومنین رفت، عمار، میثم و مقداد از این چیزا دیدن از مولا، اون شبم دیگه رفتن یه وقت آقا نزنن... یه نیمه شبم هلال میگه دنبال حسین رفتم گفتم دور خیمه ها تاریکه، دیدم داره خارها رو از رو زمین برمیداره جمع میکنه؛ گفتم:چکار میکنی آقا؟ فردا اینا به خیمه ها حمله کنن بچه ها پای برهنه تو بیابون؛ گودال اومد نشست شروع کرد گریه کردن.... واااای

گفتی باید که از دل اتیش

نجات بده سه ساله دختر رو

گفتی یه روز میبینه تو گودال

جون دادن و بریدن سر رو

حسین.....

مولا دست حسین تو دست عباسش گذاشت، اصلا دنیا بر این منواله وقتی بابا بخواد سفارش کنه به داداش بزرگتر میگه:مراقب داداشتون باشید، به همین بهانه اومدن یوسف بردن... قمر بنی هاشم تقریبا پانزده سالشه؛ یه جون پونزده ساله در نظر بگیر دست حسین سی پنچ ساله رو گذاشت تو دستش، نگفت حسین مراقب داداش کوچیکت باش، گفت: پسرم مراقب همه اینها باش، همه رو به تو سپردم، زینب به تو سپردم، خواست تیر از چشم در بیاره از پاش کمک گرفت، همچین که سر پایین آورد کلاخود از سرش افتاد، یه جوری زد اون نانجیب که روی نیزه بند نشد سر......

 

یکشنبه 23 خرداد 1395

 

الهی العفو، الهی العفو

یاکریم یا الله، یا کریم یا الله

شد بهار سر مستان، پایان خزان آمد

مژده ای گنهکاران ماه رمضان آمد

ذکرهر دل آگاه، یا کریم یا الله

یاکریم یا الله، یا کریم یا الله

ماه توبه و غفران

ماه رحمت و احسان

ماه دوستی با حق

ماه دوری از شیطان

ماه دلبر دلخواه، یا کریم یا الله

یاکریم یا الله، یا کریم یا الله

تو کریم و بخشنده

من عبد سرافکنده

تو غنیِ ذاتی

من محتاج ترین بنده

رحمی به منِ گمراه، یا کریم یا الله

یاکریم یا الله، یا کریم یا الله

بر خلق مجیری تو

آگه از ضمیری تو

توبه ها شکستم من

بس که دستگیری تو

بار گنهم همراه، یا کریم یا الله

یاکریم یا الله، یا کریم یا الله

از تو کرم و بخشش

از من عذر و هم خواهش

بی ولایت حیدر، طاعات چه بی ارزش

دل در گروه آن شاه، یا کریم یا الله

یاکریم یا الله، یا کریم یا الله

کی بر دل و جان ما از جام علی بخشند

ای کاش شبی ما را با نام علی بخشند

دلدار دل جانکاه، یا علی ولی الله

یا علی ولی الله، یا علی ولی الله

 

 

خدایا گر ، بنده ای بدکارم
شوق رحمت دارم
اشک غم می بارم ، بی قرارم
سلاح من چشمان ترم
من به پشت درم
جان مولا وا کن
جان مولا وا کن
جان مولا وا کن ، بی قرارم
اخه مگه تو چه گناهی کردی انقد گریه می کنی  مگه تو چقد سن داری؟ تو میفهمی گناه چیه داری گریه می کنی؟ ازش بپرسی میگه من برا مادرم گریه می کنم
انقدر در میزنم
تا که بگشایی
جای آخر آمده
عبد هر جایی
ای خدا ای خدا
پشت در تاریک و من واهمه دارم
من امانت نامه از فاطمه دارم
مناجاتی ها کجا نشستن،از زبون امام حسن...
بیا زینبم تا ببینم رویت
تا ببویم مویت
میرسد از بویت ، بوی زهرا ...
بیا پیغامت را ببرم
راهی سفرم
دیده بر دارم
تا که آید یارم
شوق رفتن دارم سوی زهرا...
رنگ زرد و خون دل
از دلم حاکی ست
مرهم زخم دلم
چادر خاکی ست
خواهرم ، خواهرم
روز قتل من ولی روز دیگر بود
آن دمی که مادرم پشت آن در بود


 

گفتا شنیدم سلامت نمی کنند

گفتا مگو جواب سلامم نمی دهند

تو مثل اهل مدینه زمن مگردان رو

که فارق از دو جهانم به یک کلام کنی

دربهشت کنی باز و زود می بندی

چه می شود نگه نیمه را تمام کنی

نور خدا نخله ى سینا،  حسن

هوش ربا،  از دل موسى حسن

نغمه ى داوود از او پُر ز شور

راز شفا بخشى عیسى حسن

حسن جان،  حسن جان....

یاسمن سرو قد سبز پوش

سیم تن گلرخ زیبا حسن

هر دو به عرش عظمت گوشوار

سرخ حسین آمد و خضرا حسن

فرق حسین است و حسن حرف یا

این حسن است، آن دگرى یا حسن

سبط نبی، نجل علی، حبل خدایم

بنیانگذار نهضت کرب و بلایم

در عرصه ی پیکارها بی یار ماندم

یاران همه رفتند و با اغیار ماندم

بی خود نبود شب عاشورا دل زینب گرفت، گفت:حسین جان این اصحابت رو امتحان کردی؟گفت:زینب جان این اصحابم تا آخرین قطره ی خون پای من ایستادن، چرا این سئوال رو میکنی؟آخه از حسنم خاطراتی دارم.به علامه ی طباطبایی گفتند:چرا صلح کرد امام حسن؟فرمود:حسین هفتاد و دو تا داشت،  حسن نداشت. بابا امام حسین اومد نماز بخونه، حبیب، سعید ایستادند، یکی هیفده تیر، یکی سیزده تیر خورد، خم به ابرو نیاوردند، امام حسن تو خیمه ی فرماندهی مشغول نماز بود، سجاده رو از زیر پاش کشیدند، چنان به ران مبارک خنجر زدند استخوان معلوم شد، بمیرم برا غریبیت آقاجان.

فرزند حیدر را سر سازش کجا بود

این صلح آغاز قیام کربلا بود

من جنگ صفین و جمل را قهرمانم

من یکه تاز سرفراز نهروانم

ضربات امیرالمؤمنین بکر بود،  یه ضربه می زد کارو تموم می کرد،  یه نفر رو دو بار زده، اول زد پاشو قطع کرد، بعد هم رو سینه نشت، علتشم شاید این باشه که اسم باباشو آورد، گفت:من با بابات رفیقم علی، اول پا رو زد شاید ایمان بیآره.....یه نفر دیگه ام بود این جوری ضربه می زد اونم امام حسن بود، دویست نفر گارده حفاظت از جمل اند، همه نیزه دار، این دویست نفر یه گردان ویژه اند، امیرالمؤمنین علیه السلام به محمد حنفیه فرمود:میری کار این گردان رو به هم می ریزی و کار و تمام میکنی، گفت:لَبَّیک یا اَبتا، تاخت، تاخت، نیزه دارها یه عده نشسته یه عده ایستاده، یه عده سوراه، رسید به گارد اینها برگشت، امیرالمؤمنین عصبانی شد، گفت:بابات منم اما این ترس رو از من به ارث نبردی، این ترس ارث مادرت بود.اَینَ الحسن. لَبَّیک یا اَبتا، فرمود:برو کارو تموم کن، امام حسن تاخت، این شمشیر داره می چرخه، نیزه دارها نگاه کردند، هیبت امام حسن رو دیدند، فرار کردند، همه فرار کردند، زد شتر رو پی کرد، تو کجاوه دست اون رو گرفت، گفت:کیه به حریم نبوی وارد شده، امام حسن گفت:محرمتم، بیا پایین، امیرالمومنین می فرمود:جانم حسن، یه هیبتی داشت، یا امام حسن زود پیرشدی، امام حسن فرمود:ما بنی هاشم زود پیر میشیم. نه آقا از همه ی بنی هاشم زودتر پیر شدید، فرمود:من بچه بودم یه منظره ای دیدم تو کوچه....

یافتم در گذر راهبری

از شه تشنه تو مظلوم تری

همسری داشت حسین همچو رباب

بود عمری ز غمش در تب و تاب

آخه سر از تشت افتاد، اومد جلو، اولین بار بود رباب از زینب جلو زد، سر رو برداشت،  داره پیشونی رو می بوسه، حضرت زینب سلام الله علیها تعجب کرد، رقیه هم داره می بینه، بابا به همه رسیدی، نوبت من کی می رسه، شب تو خرابه بی بی زینب فرمود:رباب عاشورا داداشم داشت می رفت همه به خط شدیم برا دست بوسی، تو یه گوشه ایستادی نیومدی، اون روز اونجور، امروز اینجور، گریه کرد، خانم جان اون روز به خودم گفتم:تا زینب هست تو کی هستی، اما دعا کردم یه بار دیگه پیشونیه پسر پیغمبر رو ببوسم، امروز خودم دیدم سر خودش اومد

همسری داشت حسین همچو رباب

بود عمری ز غمش در تب و تاب

اربعین سه روز موندند،  می خوان برگردند، زین العابدین فرمود:عمه جان، اگه بمونیم همه مثل رقیه میشن، بی بی فرمود:چشم بریم. همه سوار شدن دیدن یه نفر کنار قبر ابی عبدالله، اومدند دیدن رباب،  خانم جان میشه من اینجا بمونم.

همسری داشت حسین همچو رباب

بود عمری ز غمش در تب و تاب

لیک دلها همه غم پرور تو

که بود قاتل تو همسر تو

یه نگاه کرد امام حسن دید همسرش ظاهری هم شده داره گریه میکنه، آقا کرم رو ببین، فرمود:از اون راه فرار کن،  دست زینب بهت نرسه، راه فرار به قاتل نشون داد، فردا قیامت مگه میذاره مارو جهنم ببرند، فرمود:دلی که برا حسنم بسوزه فردا قیامت نمیذارن بسوزه، چشمی که برا حسنم گریه کنه، فردای قیامت گریون نمیشه، پایی که قدم برداره برا زیارت حسن، در صراط نمی لرزه، اربعین حدود بیست میلیون کربلا بودند، الان بقیع چه خبره؟یه دعا کنم:

 

ای کاش شبیه اربعین امسال

راه حرم فاطمه هم باز شود

کی میگن بیایید برید راه حرم امام حسن هم بازشده؟

داد این گنبد وارونه ی پست

دو زن خائنه را دست به دست

آن یک از زهر جفا قلب تو سوخت

وین به تابوت تن پاک تو دوخت

اربابتون تو بقیع نشت رو زمین، بعضی تیرها گیر کرده، تیر می خواد بره راحت تر فرو میره، وقتی می خواد بیرون بیاد غوغاییه.

من دل خسته غریب وطنم

پاره ی قلب پیمبر حسنم

نگذارید بداند زینب

زچه گلگون شده رنگ کفنم

تیر هم گر بدنم را بدرید

ببریدم ولی آهسته برید

حسین جان عباس شمشیر نکشه...هر کی دلش می خواد بین امام حسن و امام حسین باشه،  محضر پیغمبر و علی برسه بلند بگه: یا حسن...

فرمود کنیزها تشت بیارید، یه ملحفه ای رو سر انداخت،  همین جور خون دل داره می ریزه،  ناله دارها، خبر به زینب دادن، همچین که صدای پای زینب رو شنید،  فرمود:این تشت رو ببرید،  تشت رو دارن می برن، لب ها رو پاک می کرد، چشم زینب افتاد دید گوشه ی لب ها خونیه. خدایا این ماه صفر دو تا تشت نشون زینب دادند، .

اندر اینجا قلب زینب خسته بود

اندر آنجا هر دو دستش بسته بود

از لب لعل حسن خون می چکید

خورد لب های حسین چوب یزید

اینجا باز اباالفضل، حسین بودند زیر بغل زینب رو بگیرند،  اما بمیرم دست بسته زینب رو آوردنش مجلس یزید، دید چوب بالا می ره...

آن روز مرگم را به چشم خویش دیدم

کز مادرم عجل وفاتی را شنیدم

ای کاش جای محسنش من مرده بودم

ای کاش من سیلی زدشمن خورده بودم

ای که میگی به روضه خون

روضه ات رو اینجوری نخون

منم میگم با دل خون

خدا کنه دروغ باشه

میگن که گوشواره شکست

میگن روی زمین نشست

مونده هنوز یه جای دست

خدا کنه دروغ باشه

اومدند بیرون از مسجد، امام حسن دستش تو دست مادر، هی میگه جانم مادر، راهشون رو گرفتند، بی بی دست امام حسن رو فشار داد، یعنی حسنم، امروز کربلای توست، عالم تو دست توست،  اما امروز روز صبر.

 میگن:این که یه دست زد، یه سیلی زد غلط، یه نگاه کرد این طرف از علی خبری نیست، یه نگاه کرد اون طرف از علی خبری نیست، با دو دست از دو طرف آنچنان زد تو صورت بی بی دوعالم،  دیگه چشم ها خوب نمی دید، دیگه گوش ها آسیب دیده، وقتی افتاد رو زمین،  امام حسن زیر بغلش رو گرفت، وای مادرم، مادرم.یه روز فضه اثاثش رو جمع کرد، امیرالمؤمنین فرمود:تو هم می خوای مارو تنها بذاری، بقچه اش رو زمین گذاشت شروع کرد گریه کردن، بابا منم کنیزش بودم، می خوام گریه کنم، جلو شما که هیچکی نمیتونه گریه کنه،  تا شما نیستید، حسین گریه میکنه، زینب گریه میکنه، دو سه کلمه حرف می زنم آروم می گیرند،  اما من دارم از گریه ی حسنت دق می کنم، هرچی میگم:خواهرت دق مرگ میشه، حسین داره می میره، بابات اذیت میشه، هی میگه:فضه تو که نبودی، نبودی، حسین هم ندید، زینب هم ندید، اونی که من دیدم حالا حالاها باید گریه کنم...

 

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
نظرسنجی
آیا فیلم های مداحی همراه با متن در وب قرار بگیرد؟


محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 1747
    کل نظرات : 139
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 8
    تعداد اعضا : 255
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 1,883
    بازديد ديروز : 1,666
    بازديد کننده امروز : 324
    بازديد کننده ديروز : 314
    گوگل امروز : 241
    گوگل ديروز: 212
    بازديد هفته : 4,600
    بازديد ماه : 45,528
    بازديد سال : 373,943
    بازديد کلي : 5,045,766
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 23.20.147.6
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید

تبادل لینک هوشمند
    تبادل لینک هوشمند : برای تبادل لینک ابتدا مارا با عنوان آئین مستان وآدرس http://aein-mastan.rozblog.com لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.

    عنوان :
    آدرس :
    کد : کد امنیتیبارگزاری مجدد