close
تبلیغات در اینترنت
مداحان - 3

مداحان - 3

مداحان - 3

مداحان - 3
مداحان - 3
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
4 5504 amirsajad
0 1634 aboozar
0 1461 aboozar
0 1352 aboozar
0 2323 aboozar
0 810 aboozar
1 16006 2505
6 5168 aboozar
0 12972 aboozar
1 2028 masoudfn
1 1231 aboozar
14 2783 aboozar
20 3011 aboozar
0 2350 aboozar
0 1482 aboozar
0 1748 aboozar
0 1507 aboozar
2 1378 aboozar
13 1851 aboozar
21 3767 aboozar

 

وقتی میگن تا نیمه شب از قافله جا موندی

وقتی میگن از خار راه با گریه از پا موندی

وقتی میگن با چه حالی اومدی میمیرم

وقتی میگن روضتو زبون میگیرم

 از اینکه موندی تو راه بهم برخورد

پیاده اومدی آه بهم برخورد

سیلی ناخوداگاه بهم برخورد

وقتی میگن از درد اون زنجیر رو دوش تو

وقتی میگن گوشواره ها کنده شد از گوش تو

با روضه ی معجر تو گریه هام خون میشه

وقتی میگن از موهای تو چشام خون میشه

از اینکه معجرت سوخت بهم بر خورد

چادر روی سرت سوخت بهم برخورد

تو آتیشا پرت سوخت بهم برخورد

از اینکه موندی تو راه بهم بر خورد

پیاده اومدی آه بهم بر خورد

سیلی ناخوداگاه بهم بر خورد

وقتی میگن اون منزل آخر چقدر پیرت کرد

وقتی میگن شام بلا از زندگی سیرت کرد

وقتی میگن از اسارتت مدام می سوزم

وقتی میگن با چه حالی رفتی شام می سوزم

از این مسیر دشوار بهم برخورد

کشوندنت تو بازار بهم برخورد

ناموس حق تو انظار بهم برخورد

 

من خیلی چشم برات بودم، دیر اومدی بابا

چرا حالا که من شدم، پیر اومدی بابا

من دیگه اون سه ساله، که دیدی بودی نیستم

ببخش اگه نمیشه روی پاهام بایستم

شونه ندارم برای موی پریشونت، الهی قربونت

بذار با دستام پاک کنم لب پر از خونت، الهی قربونت

عمه نذاشت و گرنه خواستم فدا پدرشم

دلم می خواست توی تشت برا سرت سپرشم

بذار بگم که دشمنت خدایی بی دینه، چشام نمیبینه

بذار بگم که دشتشون چقدره سنگینه چشام نمیبینه

یه بار دو بار هزار بار دیدم با این چش تار

با دیدن من افتاد از نی سر علمدار

 

 

نگفتی من دل دارم رفتی

نگفتی دختر داری رفتی

بدون اینکه بار غم رو

از رو دلم برداری رفتی

حالا من بدون تو کجا برم

حالا من بدون تو چیکار کنم

اونقدر گریه میکنم که نیمه شب

از خواب ناز سرت و بیدار کنم

وای، وای، وای دلم بابا

وای، وای، وای سرم بابا

از بس زدنم کمرم بابا

ندیدی ما رو روی ناقه

دیدم رها شد موهات در باد

سرم رو پای عمه بود که

از روی نیزه سر تو افتاد

کاش میشد سر تو رو بغل کنم

کاش میشد سر تو رو رها کنه

بابا کی دلش اومد که اینجوی

رگ های گردنت رو جدا کنه

وای، وای، وای سرت خونی

وای، وای، وای سرم خونی

گفتی کی میریم به یه مهمونی

یادم نمیره دشمن میگفت

بالای نی دیدی بابات و

رو نیزه دیدم چشمات وا بود

هیچکی نبود ببنده چشمات و

میدیدی که بچه هات تو دست و پان

میدید که بچه هات تو آتیشن

میدیدی رو خارای بیابونا

دارن دخترات و بابا میکشن

وای، وای، وای کجا رفتی

 وای، وای، وای چرا رفتی

دیدم که تو تشت طلا رفتی

 

دل زقید غمت ای دوست رها نتوان كرد

هست دردی غم عشقت كه دوا نتوان كرد

می توان دین و دل و عقل زكف داد ولی

رشته ی زلف تو از دست رها نتوان كرد

تا دل جام نشد خون به لبانت نرسید

از تو بی خون جگر كام روا نتوان كرد

آقای من....

به ره كعبه به پا و به ره عشق به سر

زآنكه طی مرحله ی عشق به پا نتوان كرد

اگه می خوای به معشوقت برسی باید با سر بری، نباید هیچ گونه تعلل ، هیچ گونه تردیدی داشته باشی، یكی از شهدای كربلا، جناب مسلم بن كثیر، من شاهد مثال برا این بیت بیارم زود رد شم، امشب حرف زیاده، فقط می خوام بگم این مسلم بن كثیر جانباز جنگ جمله، در ركاب امیرالمؤمنین علیه السلام جنگیده، جانباز شده، درود خدا به جانبازها، به اون هایی كه عضوی از بدن رو دادن، مسلم كثیر جانبازه، از ناحیه پا، اما بازم، خودش رو رسوند به ابی عبدالله، نگفت من كه تو جنگ جمل پامو دادم، بازم رسوند، همچین كه فهمید پسر علی غریبه، با این كه بهانه داشت، تو قرآن هم می گن، لیس علی اعمی حرج، به نابینا حرجی نیست و هم اونی كه از ناحیه پا، لنگ باشه، مصدوم باشه، این ها می تونن جنگ نرن، اینها عضوشون رو هدیه كردن، اما بازم بهانه نیاورد، گفت:كسی كه می خواد جونش رو فدا كنه باید تا آخرین لحظه باشه، ثابت قدم بود، اومد خودش رو فدای حسین كرد، جانم به این شهدا، یكی پس از دیگری قیامتند اگه بری تو وجودشون،

به ره كعبه به پا و به ره عشق به سر

زآنكه طی مرحله ی عشق به پا نتوان كرد

چون نكو بنگری ای دل، دل و دلدار یكی است

آری از یكدیگر این هر دو جدا نتوان كرد

اشك مظلوم كند خانه ی ظالم ویران

در ره سیل بلی خانه بنا نتوان كرد

می گن این خانم سه ساله زهرای كربلا بوده، اینقدر گریه كرد، این گریه قیامتی به پا كرد، آخه از مادرش یاد گرفته، امشب شب ناله است، شب زمزمه است، اومدی برا كسی گریه كنی، كه هیچكی به اندازه ی این خانم، واسه حسین گریه نكرده، جانم، نه فقط از لحاظ ظاهری، نه، نه فقط از لحاظ ظاهر شبیه مادرش بود، مرام و عقیده و راهش هم به مادرش زهرا می ره، شنیده بود مادرش تو مدینه هرچی خطبه خوند، بین در و دیوار رفت، تو كوچه های مدینه اومد؛نتونست رو دل این نانجیب ها اثر بذاره، آخرسر اومد تو بیابونها شروع كرد گریه كردن، آی اونهایی كه می گن این گریه ها الكیه، گوش بدن، اونایی كه می گن بسه چقدر گریه می كنید، دیدید بعضی ها می گن دوباره محرم اومد، این ها گریه هاشون شروع شد، خسته نشدید، هرسال گریه می كنید، ما گریه مون رو از رقیه بلدیم، آخه می گن این دختر اینقدر گریه كرد، تا آخرش به آقاش رسید، به امامش رسید، ماهم اینقدر گریه می كنیم، ایشاءالله یه روز آقامون بیاد، امشب خیلی ها براشون شب عاشوراست، بریم در خونه ی این خانم سه ساله، گریه ای كه خانم رقیه كرد، گریه ی ضعف نبود، گریه، گریه ای بود كه همه بفهمند، ظالم كیه، ظلم كیه، گریه كرد كه برو ببین الان اثری از دارالاماره، اثری از كاخ یزید نیست، فقط برو ببین تو این شهر برا خانم چه حرمی درست كردن، چقدر جلال داره، چقدر جبروت داره، حالا داره با ، باباش حرف می زنه:

دیشب مدینه بودم و می گفتم می خندیدم

لالایی هات تو گوشمه رو دستت آروم خوابیدم

ای وای بازم خواب می دیدم

دیشب داداش علی اومد به روی دستام بوسه زد

می گفت عزیزم از سفر برات النگو خریدم

ای وای بازم خواب می دیدم

دیشب دیدم كه عمه جون با قاسم اومد خونه مون

می گفت برات یه چادر خوشگل گلدار بریدم

ای وای بازم خواب می دیدم

چرا این خوشی ها همه اش خوابه

دیشب میون دفترم برای داداش اصغرم

عكس عمو رو با علم كنار دریا كشیدم

اینم بازم خواب می دیدم

یه روز جاموندم ازهمه به روی دست فاطمه

چشام می رفت كه خواب بره با سیلی از خواب پریدم

كاشكی اینم خواب می دیدم

چرا تلخی ها تو بیداریه، از بالای ناقه افتادم، تو بیابون تاریك داشتم دق می كردم، یه وقت دیدم سرم تو بغل یه مادره، حسین............

 

 

غالباً پرها چنان جبرئیل شهپر نیستند

 باده‌ها بی‌اذن تو از جنس کوثر نیستند

بوی زهرا می‌دهد هر کس به روضه می‌رود

واقعاً بیچاره آنان که معطر نیستند

روز محشر سخت گریانند در پیش خدا

چشم هایی که میان روضه‌ها تر نیستند

خاکساران درت مِنٰایِ اهل خانه‌اند

وای بر آنان که خاک کوی این در نیستند

ارزش این گریه‌ها محشر مشخص می‌شود

 اهل روضه روز محشر کور یا کر نیستند

گریه‌کن‌های تو اصحاب امام صادقند

با حساب این روایت، کم ز قنبر نیستند

من به هر جایی رسیدم از حسینی بودن است

بی توسل مشکلات ما میسر نیستند

هفت شهر عشق را با نوکری گشتم ولی

 در خم یک کوچه‌اند آنان که نوکر نیستند

منکران، گر دلبر ما قبله‌ی حاجات نیست

 پس چرا مردم دخیل باب دیگر نیستند

داغ تو نگذاشت فکر غصه‌های خود کنم

 نوکرانت تا تو را دارند مضطر نیستند

مَنبر از ارکان اصلی تمام روضه‌هاست

باختند آنان که خیلی اهل مَنبر نیستند

در میان قبه‌ها گشتم حتی کعبه را

 هیچ یک با کربلای تو برابر نیستند

گر خدا صدها پسر روزی نماید بر کسی

 در بساط عشق‌بازی مثل دختر نیستند

دختر كه آدم رو عاشق بار می آره. تا سر رو گذاشتن تو دامنش، اول موهای بابارو دست كشید. دونه دونه زخم هاش رو شمرد، وای وای وای...

شب شده ماه آمده پیشم

حضرت شاه آمده پیشم

یوسف از چاه آمده پیشم

پدر از راه آمده پیشم

انتظارم به سر رسید عمه

پاشو پاشو پدر رسید عمه

ای پدر آمدی ولی با سر

سرت آسیب دیده سر تا سر

شد برایم چنان معما سر

كه چسان رفته روی نی ها سر

ای پدر كاش جای این سر تو

پاره می شد گلوی دختر تو

حسین.......

 

توی دنیا بی بابا زنده بودن جا نداره

الهی نباشه دختری كه بابا نداره

عمه جان بابای من كه این جوری نبوده، دخترم منم تو گودال می گفتم:أأنت اَخی؟ گوینده باید توكلش به خدا، توسلش به معصومین، تمسكش به قرآن باشه. یقین داشته باشه اگه روزی براش نوشتند، حضرت زهرا سلام الله علیها سهمش رو نگه داشته.صد نفر می خونند،  یه دفعه می بینی تو اگه حواست جمع باشه، به تو كه میرسه، یه خط، یه نیم بیت،  یه مصرع میگی،  چراغ دل ها روشنتر میشه، شعله ور میشه

زخانه ها همه بوی طعام می آمد

ولی به جان تو بابا گرسنه خوابیدم

دخترم بریم بابا، مادرم برات سفره انداخته، مادرم فاطمه چشم براه توست. این زبانحال گفتن منه:تو كه سیلی می خوردی مادرم آه میكشید. مادرم سیلی خورد جدم آه كشید. یا اباعبدالله جون بچه ات مارو رها نكن.آقا جان ببخش مارو دل عشقات رو خون كردیم امروز، آخه اینها دیونه ی شما هستند، نمیشه كم براشون بذاریم.قربونت برم آقاجان.

به قصد شستن خون از رخ تو میگریم

ولی چه سود مرا هر دو دیده خونبار است

بابا همیشه برا راهب دعا میكنم، بالاخره تو این سفر یه نفر پیدا شد. گرد و خاكی از صورتت پاك كرد.بعضی شهرها، بعضی جاها از روی نیزه سرت رو نشونه میگرفتند.

یا عقب رو سنگ باران سرت طفلان نبینند

یا جلو رو تا كه سیلی خوردن طفلان نبینی

الهی اگه بابات زنده است، خدا سایه اش رو از رو سرت كم نكنه، دعای بابا یه چیز دیگه است. بابا دعا كن من هم زودتر به علی اصغر برسم.بابا به من نگو بر زن جهاد نیست.اگه قرار نیست زن ها شهید بشن، چرا مادرت هیجده سالگی شهید شد.

وای مادرم، مادرم، مادرم

یه وقت آدم تو یه حال معمولی سیلی میزنه، یه وقت یه راهی رفته،  میگه اگه من بهش برسم من میدونم و این.اومد تو مسجد گفتند:نبودی قباله رو گرفت. رفت. گفت:این چه كاری بود كردی؟ علی پول تو دستش باشه ما شكست میخوریم. سریع اومد راه زهرا رو بست. حالا كینه داره:اَحْقادًا بَدْرِیَّةً وَ خَیْبَرِیَّةً وَ حُنَیْنِیَّةً. فاطمه كجا بودی؟ حقم رو گرفتم.قباله رو بده.نمی دم. قاپ زد. آب دهان ریخت رو قباله. پاره پاره كرد. بی بی فرمود:خدا شكمت رو پاره كنه. بعضی خیال میكنند ما میگیم سیلی. یه دونه زد. با دو دست از دو طرف.... علامه ی امینی رحمة الله علیه میگه: حورای انسیه.یعنی  اینقدر خداوند به این حورای  انسیه لطافت داده،  برگ گل به صورتش میخورد جا می نداخت.

گوشه ی چشم تو چرا شد كبود؟

فاطمه جان مگر علی مرده بود؟

این مال مادر. اما دختر چی؟

زخانه ها همه بوی طعام می آمد

ولی به جان تو بابا گرسنه خوابیدم

سوء تغذیه یكی از بلاهایی كه به سر بچه میاره اینه،  میبینی گریه اش كه میگیره،  یه دفعه نفس بند میآد. میگن ریسه میره. دكتر می بری میگه این كلسیم بدنش كم شده، خوب بهش غذا ندادید. باید بهش برسید.بچه سر رو دید ریسه رفت. دیدید بچه وقتی ریسه میره،  هی تكونش میدن، هی فوت میكنند تو صورتش اكسیژن برسه،  اول گفتند : ان شاء الله مثل همیشه دوباره نفس میكشه،  دیدند نه ،  نفس بر نگشت. ناخن ها سیاه شد. چشم ها رفت.

چنان ضرب دست عدو سخت بود

كه دندان شیری دختر شكست

 

 

میدونی چرا صورت من شده کبود ، عمو نبود

میدونی چرا موهام گرفته بوی دود ، عمو نبود

میدونی چرا رمق تو زانو هام نبود ، عمو نبود

میدونی چرا رفتم محله یهود ، عمو نبود

عمو نبود، عمو نبود

به خدا که آتیش روی چادرم نبود ، عمو که بود

یه دونه موی سفید روی سرم نبود ، عمو که بود

به خدا که دستی پی معجرم نبود ، عمو که بود

کسی توی صحرا پی گوشوارم نبود ، عمو که بود

عمو نبود، عمو نبود

حالا که سرم روی خاک این خرابه هاست ، عمو کجاست

حالا که روی لبام همش خدا خداست ، عمو کجاست

حالا که حرم تو ازدحام دشمناست ، عمو کجاست

حالا که همش رقیه زیر دست و پاست ، عمو کجاست

عمو کجاست، عمو کجاست

بی تو همه افتادن به این روز سیاه ، عمو بیا

بی تو منم و محله ی نامحرما ، عمو بیا

داره میکشه من و نگاه شامیا ، عمو بیا

غرور من و شکسته دست بی حیا ، عمو بیا

عمو بیا، عمو بیا

 

 

وای وای، وقتی که

 میدیدم عمم رو زیر تازیونه ها

وای وای، وقتی که

 رو نیزه سنگ خوردی از رو بوم خونه ها

وای وای، وقتی از

 رو نیزه افتادی رو خاکا

وای وای، وقتی از

رو نیزه دیدی من و بابا

وای وای، تا اسم تو رو بردم

وای وای، سیلی و لگد خوردم

وای وای، من با هر قدم مردم

وای وای، ذره ذره جون دادم

وای وای، از رو ناقه افتادم

وای وای، اسمم رفته از یادم

وای وای، وقتی که

 لرزیدم از شرم اون چشمای بی حیا

وای وای، وقتی که

میدیدم میبندن سرها رو رو نیزه ها

وای وای، از دست نامردا تو کوچه و بازار

وای وای، از سیل اشکای این گریه ی زار زار

وای وای، تا اسم تو رو بردم

وای وای، سیلی و لگد خوردم

وای وای، من با هر قدم مردم

وای وای، ذره ذره جون دادم

وای وای، از رو ناقه افتادم

وای وای، اسمم رفته از یادم

وای وای، وقتی که

میپیچید زنجیرم دور این گلوی من

وای وای، وقتی که

سر نیزه سرخ میشد با خون عموی من

وای وای، پیرم کرد درد این زنجیر روی دوشم

وای وای، از درد سیلی و زخم روی گوشم

وای وای، این چشما دیگه تاره

وای وای، از زخمای گوشواره

وای وای، از این معجر پاره



 

چه آروم اون گوشه خوابیده

چه خنده ای کنج لبهاشه

تو خواب ناز داره میبینه

که توی آغوشه باباشه

داره خواب میبینه که بابا دوباره

گل بوسه تو باغ چهرش می کاره

نه لبهاش کبوده نه موهاش پریشون

نه اون روی ماه زیر گرد و غباره

بابا، بابای مهربون من

نپرس از حال پریشون من

روی زرد و قد کمون من

بابا من الذی ایتمینی

یه مرتبه می پره از خواب

ولی نمیبینه باباش و

نمی بینه خوابش و حتی

هر چی که می بنده چشماش و

نمیبینه چیزی به جز یه خرابه

که تاریک و سرده غمش بی حسابه

می پرسه با گریه که بابای من کو

ولی این سوالش بازم بی جوابه

تا کی قسمت من تنهاییه

بابا نگو وقت جداییه

آخه دختر بچه باباییه

چه آروم اون گوشه خوابیده

 بدون این غصه ها، غم ها

ولی دیگه خواب نمیبینه

روی زانوشه سر بابا

می دونستم این غصه امشب تمومه

می دونسته که دیدنش آرزومه

حالا اومده تا که تنها نمونم

نخواب، نه رویا، خودش روبرومه

بابا، دیگه منو تنها نگذار

تو این ویرونه ی سرد و غم بار

از تو جدا نمیشم من این بار

 

دلم از خرابه دیگه خونه امشب

مزاحم شدم من برا عمه زینب

می سوزم تو این تب

صورت من کبوده و زرده

حرف دلم گلایه و درده

یه دختره شامی رو دیدم که

روسری منو سرش کرده

یه دنیا درد دل دارم بابا

از اون شب سر توی صحرا

موی سرم سپیده و قدم

شده شبیه مادرت زهرا

آه بابا، بابا، بابا

وای، بابا، بابا، بابا

دعا کن بمیرم، برم از خرابه

برای همیشه سه ساله ات بخوابه

که موندن عذابه

دوری تو طاقتم و برده

دیر برسی دختر تو مرده

تموم راه شام و بازار و

عمه به جای من زمین خورده

تو این خرابه نفسم تنگه

چرا رو لبهات اثر سنگه

راستی تو بازار حراجی ها

دیدم سر خاتم تو جنگه

آه بابا، بابا، بابا

وای، بابا، بابا، بابا

یکی نیست بپرسه گناهم چی بوده

چی بوده که رنگم پریده کبوده

تواتیش و دوده

نگفتی که سه ساله جون میده

واسه تصدق یکی نون میده

خسته شدم بسکه تو این بازار

یکی همش ما رو نشو میده

جای طناب مونده رو گردن ها

حتی حیا نکردن از زن ها

از روی ناقه افتادم گفتم

الهی هیچ زنی نشه تنها

 

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
نظرسنجی
آیا فیلم های مداحی همراه با متن در وب قرار بگیرد؟


محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 1747
    کل نظرات : 139
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 2
    تعداد اعضا : 252
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 265
    بازديد ديروز : 2,523
    بازديد کننده امروز : 111
    بازديد کننده ديروز : 971
    گوگل امروز : 112
    گوگل ديروز: 1159
    بازديد هفته : 14,338
    بازديد ماه : 58,610
    بازديد سال : 58,610
    بازديد کلي : 4,730,433
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 184.73.25.126
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید

مطالب تصادفی
تبادل لینک هوشمند
    تبادل لینک هوشمند : برای تبادل لینک ابتدا مارا با عنوان آئین مستان وآدرس http://aein-mastan.rozblog.com لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.

    عنوان :
    آدرس :
    کد : کد امنیتیبارگزاری مجدد