close
تبلیغات در اینترنت
اشعار وفات حضرت خدیجه (س) همراه با سبک

اشعار وفات حضرت خدیجه (س) همراه با سبک

اشعار وفات حضرت خدیجه (س) همراه با سبک

اشعار وفات حضرت خدیجه (س) همراه با سبک
اشعار وفات حضرت خدیجه (س) همراه با سبک
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
3 149 aboozar
1 184 saeednajafi
12 325 aboozar
4 6234 amirsajad
0 2078 aboozar
0 1882 aboozar
0 1740 aboozar
0 2940 aboozar
0 1112 aboozar
1 16976 2505
6 5707 aboozar
0 13924 aboozar
1 2366 masoudfn
1 1517 aboozar
14 3431 aboozar
20 3689 aboozar
0 2601 aboozar
0 1666 aboozar
0 1972 aboozar
0 1747 aboozar

 

امشب شب روضه است، فقط اجازه بدید یه اشاره بكنم، ببرمت در خونه خانم حضرت خدیجه سلام الله علیها، راوی خود این خانمه، در مجالس المتقین آورده این حدیث رو،  خانم حضرت خدیجه سئوال كرد از آقا رسول الله یا رسول الله میشه برا من از قیامت و از حساب و كتاب روز قیامت بگید، یه وقت دید آقا رسول الله شروع كرد گریه كردن، این بی بی طاقت گریه پیامبر رحمتُ لِلعالمین رو نداره، عرضه داشت آقا جان مگه من حرف بدی زدم چرا دارید گریه می كنید ، فرمود:نه خدیجه جان، تو منو یاد دریای رحمت پروردگار انداختی ، حالا كه سئوال كردی برات میگم، روز قیامت بنده رو میارن، میخوان محاسبه كنن اعمالش رو، یك به یك یاداوری میكنن، یادته فلان روز فلان ساعت فلان كار رو انجام دادی، جایی نیست اونجا كسی بخواد بگه، نه، من نبودم، این حرفها مال این دنیاست، عرضه میدارد آن بنده، بله خدای من یادمه، فلان كار رو یادته بله یادمه، هی یك به یك میرسه، تا یه جاهایی میرسه كه این بنده وقتی ازش سئوال میكنن، سرش رو پایین میندازه، شرم میكنه«امام صادق علیه السلام فرمود:برا این شرم و خجالت، كه شاید از اون عذابه خیلی دردناك تر باشه، اگه انسان تو این دنیا سر به كوه و بیابان بذاره، جا داره، »سر به زیر میندازه، ندا میرسه چیه ؟چرا سرت رو پایین انداختی؟میگه:خدایا حیا میكنم، خطاب میرسه تو كه لعین و پستی از من حیا میكنی، من با این كرامتم از تو حیا نكنم، خطاب میرسه، این گناهای بنده ی من رو، بین دو حیای ندامت و كرامت بپوشونید، دستور میده میگه بنده ی من رو ببرید.پیغمبر گریه میكرد، اما یه گریه هم مثل فردا آقا رسول الله، بالا سر بستر خانمی كه همه ی عمرش رو صرف دین خدا كرده، پیغمبر گریه میكرد، بعضی وقت ها مادرها با دخترها بیشتر و راحت ترند، رفیق ترند، راحت میتونه حرفاشو بزنه، لذا خانم خدیجه حیا كرد بخواد به پیغمبر بگه، فرمود:فاطمه جان تو به بابات بگو، من دیگه هیچی ندارم از مال دنیا، یه كفنم ندارم، بگو پیغمبر اون جامه ای كه، بر تن میكرد، وحی بر او نازل میشد، با اون جامه ای كه عبادت خدا رو میكرد، من رو با همون دفن كنه ، كفنم كنه، وقتی خانم حضرت زهرا پیغام مادر رو آورد، پیغمبر خیلی گریه كرد، خیلی اشك ریخت،

پاکی، زلالی، مثل دریایی، خدیجه

تاج سر زنهای دنیایی خدیجه

تو همسر محبوب من بودی و هستی

همخانه ام در عرش اعلایی خدیجه

من بارها با دیدن تو جان گرفتم

از بسکه آرام و شکیبایی خدیجه

تو هستی خود را برایم خرج کردی

در آسمان عشق یکتایی خدیجه

شایسته تر از تو زنی بین عرب نیست

تو مادر اُم ابیهایی خدیجه

خیلی خواهش از تو كردم خانمم، اما این دم آخر یه خواهش بیشتر ازت ندارم

یک بار دیگر باز کن آغوش خود را

در بر بگیر این دختر خاموش خود را

حالا از اینجا آقا رسول الله میخواد براتون روضه ها بخونه

ای در میان موج غمها غمگسارم

بعد از تو غیر از فاطمه یاری ندارم

حس می کنم وقتی که جای خالیت را

بر روی پای کوچکش سر می گذارم

شعب ابیطالب تو را از من گرفته

همراه زهرا در عزایت سوگوارم

آرام می گرید که من آرام گیرم

آرام می گرید که من طاقت بیارم

طاقت ندارم اشک زهرا را ببینم

از گریه هایش عاقبت جان می سپارم

پیغمبر چه آرزویی كرده

ای کاش عالم قدر زهرا را بداند

ای کاش صدها سال بعد از من بماند

یا رسول الله قدرش رو دونستند، تو برا پیغمبر نگی چه خبر شده، خود پیغمبر خبر داره، میخواد به تو خبر بده، به دخترش هم خبر داد، به همسرش هم خبر داد، حالا داره برا خدیجه روضه ی دختر میخونه،

قلبم ز چشمان ترش آتش گرفته

بر حال و روز مضطرش آتش گرفته

می آید آن روزی که یاسم در گلستان

حالا اونهایی كه تا حالا گریه نكردن

گلبرگهای پرپرش آتش گرفته

كسی نگه امشب نخونم ، امشب شبه بی مادر شدن فاطمه است 

قرآن ناطق بین کوچه دست بسته است

در صحن خانه کوثرش آتش گرفته

این یه خط رو میخونم رد میشم، اگه فاطمیه زنده نبودیم، همین یه خط رو از ما بذارن بسمونه

زینب به چشمان خودش می بیند آنجا

دار و ندارش مادرش آتش گرفته

صدها فرشته تا قیامت در طوافند

آن خانه ای را که درش آتش گرفته

وقتی دل نگران بود، هی نگاه به فاطمه اش میكرد، اشك میریخت، هر مادری دوست داره عروس شدن بچه اش رو ببینه، مادر خیلی كمك حاله اون لحظه برا دخترش، اسماء قول داد، گفت: من هستم، تا آخر هستم، وقتی پیغمبر شبی كه دست امیرالمؤمنین علیه السلام و فاطمه سلام الله علیها رو در دست هم داد، فرمود:اسماء تو هم میخوای بری برو، خدا خیرت بده، عرضه داشت یا رسول الله، من به خدیجه قول دادم، كجا برم، قول دادم براش مادری كنم، پیغمبر فرمود:خدا دنیا و آخرت خیرت بده اسماء، یه جای دیگه هم شنیدید اسماء بوده،  بین درو دیوار، این اون جایی بود كه مادر برای وضع حمل بچه، برا نوه اش، یه مادر بزرگ میاد كمك میكنه، اما اینجا دیگه هیچ مادری نمی آد، اینجا دیگه از هیچ مادری نمی خواد، یه جای دیگه اسماء بود، اون ساعتی كه امیرالمؤمنین علیه السلام می فرمود:اسماء آب بریز رو بدن فاطمه ام.آب بریز اما آروم آروم، هنوز علی از چیزی خبر نداره، میگه آروم آب بریز، اسماء میگه یه مرتبه دیدم دست از غسل دادن كشید، سر به دیوار گذاشت، هی داره بلند بلند ناله میزنه، گفتم چی شده آقا؟ مگه خودت بچه ها رو آروم نكردی، مگه نمی گفتی آروم گریه كنن، فرمود:اسماء دست از دلم بردار، ببین پهلوش شكسته، ببین صورتش كبوده، مادر مادر مادر، این اشكارو كف دست بگیر بالا بیار، بگید خدا به حق این روضه هایی كه خونده شد، به حق این اشك هایی كه ریخته شد، دیگه فرج آقامون رو برسون، تا كی مدینه بریم سرگردون باشیم.

 

 

از بس که اشک ریخته ای پای بسترم

صد بار شده آسمان آوار بر سرم

ساعات آخرم شده زهرای کوچکم

نزدیک تر بیا که تو را سیر بنگرم

آخر نشد به رخت عروسی ببینمت

هر آرزو که بود سوی گور میبرم

حالا برو لباس عزای مرا بپوش

دیگر نشته پیک عجل در برابرم

در راه عشق هستی  خود را فروختم

امشب که میروم کفنی نیست در برم

این لحظه ی فراق که پیشم نشسته ای

خون میچکد برای تو از دیده ی ترم

من زود میروم که نبینم پس از رسول

در بین دود و شعله نشسته است دخترم

من زود میروم که نبینم به کوچه ها

سیلی زند کسی به رخ یاس اطهرم

 

 

مادر مظلومه ی من میون بستر رمق نداری

با این همه غصه و غم چرا بابامو تنها میذاری

مادر بی تو زهرا می میره    

کنار بسترت ببین نشسته ام پریشون

شاهد جون دادنتم با دیده های گریون

نفس نفس می زنی و به قبله پا کشیدی

برای زنده موندنت نمونده هیچ امیدی

مادر بی تو زهرا می میره

مادر مظلومه ی من  میون بستر رمق نداری   

با این همه غصه و غم چرا بابامو تنها میذاری

مادر بی تو زهرا می میره    

یه عمری با شعله های آتیش غصه سوختی

به پای دین مصطفی زندگیت و فروختی

حالا که بستی بارتو تا خدا رهسپاری

فدات بشم که وقت مرگ حتی کفن نداری

مادر بی تو زهرا می میره    

مادر مظلومه ی من  میون بستر رمق نداری   

با این همه غصه و غم چرا بابامو تنها میذاری

مادر بی تو زهرا می میره    

وقتی وصیت میکنی دلم آتیش می گیره

همش میگم خدا کنه که مادرم نمیره

میون اون سفارشات تو چی گفتی به اسماء

مگه قراره چی بیاد بی تو به روز زهرا

مادر بی تو زهرا می میره    

مادر مظلومه ی من  میون بستر رمق نداری   

با این همه غصه و غم چرا بابامو تنها میذاری

مادر بی تو زهرا می میره    

 

 

شب گذشته کمی خوب شد سخن می گفت

برایم از خودش از حال خویشتن می گفت

از این که سنگ گرفته به معجرش به سرش

آخی مکه ای ها اول کاری که کردن این بزرگوارانو سنگ باران کردند

از این که سنگ گرفته به معجرش به سرش

و یک به یک همه اش را برای من می گفت

به اهل بیت پیامبر چقدر ایمان داشت

کنار ما سه تن از پنج تن سخن می گفت

برایم از همه اموال و مال داشتنش

برایم از کفنی هم نداشتن می گفت

دخترم میخوام یه چیزی بهت بگم به بابات روم نشد بگم، من دیگه همه چیزم و ثروتم و وسایلم و خرج اسلام کردم، یه بارم به بابای عزیزت نگفتم، گفت: مادر بگو چی میخوای، مادر من حتی یه کفنم ندارم، دلم میخواد یا ابا یا پیراهنشو که در نماز میخوند با اون نماز به جا می آورد، اونو موقع کفن کردن به تن من کنین؛ این کارم کردنا اما خدا از همه بالاتره رسول خدا سلام مارو به خدیجه خانوم برسونبگو تو همه مال و زندگی و هستیت رو دادی ما هم برات به همون اندازه و بالاتر دادیمیعنی بهت کوثر دادیم اما ما غیرتمون قبول نمیکنه تو بی کفن باشی...  

برایم از همه اموال و مال داشتنش

برایم از کفنی هم نداشتن می گفت

درست مثل کسی که خودش خبر دارد

فقط حسین و حسن و حسین و حسن می گفت

 فقط ذکرش همینا بود گفت بابات به من گفته خدا به من یه نوه هایی می ده   از تو و علی؛ همه رو می دونست

کفن رسید به دستش ولی نشد خوشحال

آخه هر اولیا او انبیاء وقتی میخوان بمیرن  باید برا حسین گریه کنن این که ام المومنینه یعنی ابراهیم علیه السلام  این ام المومنینه، اما میگه

کفن رسید به دستش ولی نشد خوشحال

برایم از پسرم شاه بی کفنم می گفت

جبرئیل نازل شد حقت سلام می رساند این حله های بهشتی پنج تاست اولیش مال خدیجه خانومه، یا رسول الله دومی مال خودته، سومی هم مال دخترته، چهارمی مال علی پنجمی مال ولد این دو بزرگوار حسن

دخترم  بباف دختر من پیروهن برای غریبی

به فاطمه ز حسین و ز پیروهن می گفت

آی حسین.....

 

 

ای داده به عصمت شرف و نام خدیجه

ای بسته به تو صد فلک احرام خدیجه

ای همسر پیغمبر اسلام خدیجه

ای عصمت حق فاطمه را مام خدیجه

ای ختم رسل راز شرف نور دو دیده

پیش از شب بعثت به محمد گرویده

ام المومنین ام الزهرا

حضرت خدیجه رفت از دنیا

ای برتو سلام آمده از داور هستی

بگذشته در آیین نبی از سر هستی

دلداده او دل برده ز پیغمبر هستی

زیبت که بخوانند تورا مادر هستی

الحق که خدا هستی خود را به تو داده

ام النجبا  فاطمه زهرا به تو داده

ام المومنین ام الزهرا

حضرت خدیجه رفت از دنیا

 

 

ای در دیار غربت و غم یار احمد

ای نازنین یار وفادار محمد

ای در دیار غربت و غم یار احمد

ای نازنین یار وفادار محمد

دامان تو زهرای اطهر پروریده

بهر نبی الله مادر پروریده

دفع خطر در هر خطر بودی برایش

در سنگ باران ها سپر بودی برایش

 

 

سلام ما به تو ای مادربهشت رسول

که پرورش به روی دامن  تو یافت بتول

ملائکند به مدحت در آسمان مشغول

امین وحی حقت کرده برسلام  نزول

سلام ذات خدا او چهارده معصوم

به تو که بوده مقامت همیشه نا معلوم

درود باد به روح و سلام برتن تو

 حجاب نور و دعای رسول جوشن تو

به عشق وحی خداوندگار گلشن تو

محیط پرورش فاطمه است دامن تو

به جز تو در غم و اندوه یار احمد کیست

به غیر تو صدف گوهر محمد کیست

خدای را به خدا لایق درودی تو

به یاری نبی آغوش خود گشودی تو

دل از رسول خدا همچنان ربودی تو

تمام لشگر ختم رسولتو بودیی تو

توسینه را سپر سنگ دشمنان کردی

به حفظ جان محمد نثار جان کردی

تو بهترین زن روی زمینی ای مادر

تو در جلال جلال آفرینی ای مادر

تو مام همسر حبل المتینی ای مادر

تو مادر همه ی مومنینی ای مادر

گل رسول خدایی و  گل کجا  تو کجا

زنان دیگرختم رسل کجا تو کجا

بی بی جان توآسمان فروزان یازده قمری

تو از زنان همه انبیاء به رتبه سری

هرآنچه وصف تو خوبان کنند  خوب تری

زنان ختم رسل دیگرند و تو  دگری

مگر نگفت نبی به همسرانش بسی

که بهر من چو خدیجه نبود و نیست کسی

سلام بر تو او روح بلند ایمانت

درود بر تو او ایثارو عهد و پیمانت

بهار سبز گل عصمت است دامانت

سلاله او پدرو مادرم به قربانت

به جز خدا او نبی مدح تو نشاید گفت

به به تو راچو فاطمه ام الائمه باید گفت

تو مادر سادات همه عالمی بانو

تو نور چشم رسول مکرمی بانو

تو به ز هاجروساراو مریمی بانو

دوازده گهر نور را یمی بانو

خدای را به دعا و نیازمی خواندی

نزول وحی نبود و نماز می‌خواندی

سلام برتو و اشک و دعا و زمزمه ات

سلا بر تو او روح بلند فاطمه ات

فروغ وحی عیان بود از مکالمه ات

هزار عایشه کم از کنیز خادمه ات

همیشه شیفته ی خصلت و صفاتت بود

که سال حزن رسول خدا وفاتت بود

زهی جلال سلام خدا به جان و تنت

هنوز بوی خدا می دمد ز پیروهنت

دراین که روح تو پرواز کرد ازبدنت

زهی جلال سلام خدا به جان و تنت

که از بهشت فرستاد ذات حق کفنت

گرفتم آن که زکوثر دهان خود شویم

مرا چه زهره  که اوصاف چون تورا گویم

وفات تو نبود کم به به

وفات تو نبود کم زصبح میلادت

سلام برتو و آباء پاک واولادت

به شان تو که بود رتبه ی خدادادت

همین بس است که مولا  علی است دامادت

آآآی امین وحی سلامت به احمد آورده که جزتو

که  جزتو فاطمه را بر محمد آورده

که جز تو آورد ازبهر مصطفی زهرا

که جزتو دختراو هست  زینب  کبری

که جز تو قابل اشک بوده مریم اسراء

که جز تو شد سپر جان خواجه ی دوسرا

تویی که در رحمت فاطمه سخن می گفت

سخن ز سر خداوند ذوالمنن می گفت

به آن خدا که جهان را  به آن خدا که جهان وجود را آراست

به آن علی که پس از مصطفی به ما مولاست

به فاطمه که به غیر از خدا ندید او نخواست

که زائر تو همان  زائر رسول خداست

چو درثنای تو گیرد به دست خویش  قلم

ز خود گذشته او پرواز می کند

 

مادر دوباره چشاتو وا کن

مادر بیا اشکامو نگاه کن

امشب توی این ماه خدا باز

برا دخترت دعاکن

واویلا از این غم دنیا

زوده که یتیم بشه زهرا

میخونی اشهدت رو مادر

پیش چشمِ من و بابا

مادر مادر مرو مادر  مرو مادر مرو مادر

مادر داره می لرزه تنِ تو

سرد و نیمه جون بدنِ تو

گفتی که عبا شو بده بابا 

بشه جای کفنِ تو

واویلا از این غم دنیا

گفتی روز آخر ای اسما

بعد از من نذار که تنها شه

مادری بکن برا زهرا

مادر مادر مرو مادر  مرو مادر مرو مادر

مادر دیگه پیشم نمی مونی

خیلی برا من دل نگرونی

داری به هوای فاطمیه

یه نفس روضه می خونی

واویلا از این غم دنیا

می بینه کوچه علی تنها

زهراشو میزنه نا محرم

چقده غریب مولا

 

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 1989
    کل نظرات : 166
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 60
    تعداد اعضا : 266
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 2,444
    بازديد ديروز : 38,873
    بازديد کننده امروز : 988
    بازديد کننده ديروز : 14882
    گوگل امروز : 1419
    گوگل ديروز: 22750
    بازديد هفته : 41,317
    بازديد ماه : 251,467
    بازديد سال : 867,895
    بازديد کلي : 5,539,718
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 23.20.166.68
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید