close
تبلیغات در اینترنت
حضرت رقیه (س)

حضرت رقیه (س)

حضرت رقیه (س)

حضرت رقیه (س)
حضرت رقیه (س)
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
0 81 aboozar
3 244 aboozar
1 358 saeednajafi
12 581 aboozar
4 6336 amirsajad
0 2153 aboozar
0 1996 aboozar
0 1820 aboozar
0 3151 aboozar
0 1179 aboozar
1 17312 2505
6 5861 aboozar
0 14245 aboozar
1 2431 masoudfn
1 1565 aboozar
14 3519 aboozar
20 3759 aboozar
0 2666 aboozar
0 1714 aboozar
0 2030 aboozar

حاج محمود کریمی

وای وای

وقتی که می دیدم عمه م رو زیر تازیونه ها

وای وای

وقتی که رو نیزه سنگ خوردی از رو بوم خونه ها

وای وای

وقتی از رو نیزه افتادی رو خاک ها

وای وای

وقتی از رو نیزه دیدی منو بابا

وای وای، تا اسم تو رو بردم

وای وای، سیلی و لگد خوردم

وای وای، با هر قدم مُردم

وای وای، ذره ذره جون دادم

وای وای، از رو ناقه افتادم

وای وای، اسمم رفته از یادم

وای وای

وقتی که لرزیدم از شرم اون چشمهای بی حیا

وای وای

وقتی که می دیدم میبندن سرها رو، روی نیزه ها

وای وای

 از دست نامردها تو کوچه و بازار

وای وای

 از سیل اشکهای این گریه ی زار زار

وای وای، تا اسم تو رو بردم

وای وای، سیلی و لگد خوردم

وای وای، با هر قدم مُردم

وای وای

وقتی که می پیچید زنجیرم دور این گلوی من

وای وای

وقتی که سر نیزه سرخ می شد با خون عموی من

وای وای

پیرم کرد درد این زنجیر روی دوشم

وای وای

از درد سیلی و زخم روی دوشم

وای وای، این چشم ها دیگه تاره

وای وای، از زخم های گوشواره

وای وای، از این معجر پاره

سینه زنی زمینه شهادت حضرت رقیه (س) - وای وای وقتی که می دیدم عمه م رو زیر تازیونه ها - حاج محمود کریمی  

 

جواد مقدم

 

شبهای خرابه چقدر خاموش و سرده

اون روزایی که رفته دیگه برنمیگرده

اون روزایی که جونی توی بال و پرم بود

اون روزایی که سایه ی تو روی سرم بود

بابا حسین رفتی و اسیر شدم

بعد تو من از این دنیا سیر شدم

سه سالمه اما خیلی پیر شدم

روی لبم شکوه از زمونه هست

روی دلم داغ بی کرونه هست

روی تنم رد تازیونه هست

من الّذی أیتمنی یا اباء

خورشید سحرگاهیمن ای فلق نور

من که طبق سر ندیدم پس طبق نور

بابا منو با موی پریشون دیده بودی

با سر برسه سرزده مهمون دیده بودی

بابا فدا چشم بارونیت بشم

فدای این زخم پیشونیت بشم

تو خرابه میخوام قربونیت بشم

خودم دیدم که با خیزرون میزد

روی لبات ضربه بی امون میزد

ناله زنان بر سر عمه جون میزد

من الّذی أیتمنی یا اباء

بابا صورتم زخمیه مثل سر زخمیت

بوسه میگیرم از رگای حنجر زخمیت

با روضه ی گودال تو آواره شدم من

چهل منزلو دنبال تو آواره شدم من

سر تو شد چهل منزل نگین نی

بودی بابا تو بالانشین نی

تو روی نی بودی من پایین نی

بارونی شد چشم من مثه فرات

منم مثه باقی مخدرات

پایین نی لطمه میزدم برات

من الّذی أیتمنی یا اباء

سینه زنی زمینه شهادت حضرت رقیه (س) - شبهای خرابه چقدر خاموش و سرده - جواد مقدم 

 

 حاج محمود کریمی

شبی که من جا موندم و

 وجودم ماتم گرفت

صدات زدم نشنیدی و

تنها شدم گریم گرفت

هر کاری کردم گریه نکنم نشد

خواستم به لبهات بوسه بزنم نشد

تار میبینم سرم سنگینه

 عجب دستی داشت خیر نبینه

بالا سرم رسید و گفت

 کجا میخوای فرار کنی

موهام هی کشید و گفت

حالا میخوای چیکار کنی

هر چی دوییدم تا که برسم نشد

انقدر که هق هق بود تو نفسم نشد

بیابون بود و منه سرگردون

 با اون بی رحم نامسلمون

تار میبینم سرم سنگینه

 عجب دستی داشت خیر نبینه

زهرا اومد کمک ولی نشد برام کاری کنه

دشمن نزاشت که مادرم ازم پرستاری کنه

مادر میخواست آرومم کنه نشد

موهام و اومد شوونه بزنه نشد

پای چشمام گل آتیشه

دیگه تا زندم خوب نمیشه

هر کاری کردم گریه نکنم نشد

خواستم به لبهات بوسه بزنم نشد

تار میبینم سرم سنگینه

 عجب دستی داشت خیر نبینه

سینه زنی زمینه شهادت حضرت رقیه (س) - شبی که من جا موندم و  - حاج محمود کریمی

 

خلج

 

ای باد صبا یکی یه دونه دخترم

ای باد صبا من از بابام بی خبرم

ای باد صبا اگه ببینم بابامو

میگم بابایی گمشده سنجاق سرم

اگه خدا قسمت کنه بازم بابامو ببینم

ناز می کنم براش میرم روی زانوهاش میشنم

اگه زانویی باشه حالا

اگه خدا قسمت کنه بازم بابامو ببینم

ناز می کنم براش میرم روی زانوهاش میشنم

شبا می گردم توی خواب

دنبال بابام همیشه

نمی دونم زیارتش برا چی تعبیر نمیشه

آه من پری بودم دلبری بودم

حالا جام روی خاکه بیابونه

آه نیمه جان در دشت

اون شبی که افتادم گم شدم ،

آه نیمه جان در دشت رنگ و روم برگشت

لاله دارم بر موی پریشون موی پریشون

ای باد صبا غم بسته راه گلومو

+من دیدم شماهم دیدی بچه کوچولو بابا ومادرشم که با هم دعواشون بشه اینقد وحشت میکنه کاری باهم ندارنا باهم دارن دعوا می کنن ،

-اون گوشه کز می کنه می ترسه

ای باد صبا غم بسته راه گلومو

ای باد صبا غم بسته راه صدامو

تو این هیاهو گم کرده ام دست وپامو

ای باد صبا

ای باد صبا یه حسرتی رو دلمه

وقتی که می رفت نشد ببوسم بابامو

وقتی که می رفت نشد ببوسم بابامو

خانم زینب دید

+روضه خون داره روضه می خونه توهم سرت رو زانوته داری گریه میکنی تو عالم خودتی گوش میدی وگریه میکنی یه وقتایی ام صدای روضه خون قطع شد یه چند ثانیه ای صبر میکنی میگی داره مکث میکنه نفس میگیره شعرش یادش بیاد ولی وقتی دیدی طولانی شد سرت وبلند میکنی ببینی چه خبر شد؟چرا نمی خونه؟روضه خونه خرابه داشت روضه می خوند یه وقت دیدن صداش قطع شد دیگه صداش نمی یاد بی بی زینب اومد سراغش دید داره جبران مافات میکنه لباشو گذاشته رو لبای بابا

-توی مدینه بروبیا یی داشت بابا

لباس نو و گوشواره می خرید برام

از بسکه بودم بر سر دوش عمو جون

ای باد صبا به خاک نمی رسید پاهام

+اما!!

ولی حالا همه دارن منو به هم نشون میدن

ولی حالا همه دارن به من اشاره میکنن

منو بهم نشون میدن قلبمو پاره می کنن

وقتی میون کوچه ها بابا

وقتی میون کوچه ها می ترسیدم می لرزیدم

گوشواره هامو تو گوشه یه دختره شامی دیدم

 

روضه شهادت حضرت رقیه (س) - ای باد صبا یکی یه دونه دخترم - حاج حسن خلج

خلج

 

دلم گرفته از خرابه

خرابه زندون عذابه

برس به داد من بابایی

دیگه نجات من ثوابه .....

بیا که ... توونی .... نمونده به تنم

+بدجوری میزدن ...

-خون گریه میکنه برا من پیرهنم

+گرفتی چی شد یا نه 

-قد کوچیکم از غمت تا شد

دخترت حالا مثل زهرا شد ...

+فقط میشه شعر خوند دیگه ،جای هیچ حرفی باقی نمونده

-دوستت دارم خودت می دونی ....

لبات چرا اینجور شده؟

میشه با این لبای خونی

اگه دلت به حال من سوخت

یه کم برام قرآن بخونی

+اومدم بگم مواظب باش جا نمونی دیدم اصلا کسی نیست که گریه نکنه

-چندوقته ... نشنیدم ... صدای زیباتو

بذار تا ببوسم بابایی لبهاتو

جون بده ای کاش دخترت بابا

چی شده مگه قربونت برم؟!

داره خون میره از سرت بابا

+تا حالا از من زیاد شنیدید این عبارت و این کلمه رو این جمله رو ؛ زیاد گفتم بذار تیر خلاص بزنم اما تیر خلاص نشد اما امشب میشه ..

-چه ماجرایی شد اسیریم

شبا همه عزا میگیریم

آخه بابایی ریخته دیگه

تموم دندونای شیریم .....

+بابا یه دستایی بزرگی داشت ... هرچی بهش گفتم من گم شدم ... خواب بودم افتادم ...

-باور کن رقیه ... رو خاکا میخوابه

النگوی دستم ... بابا یه طنابه

+یه بیت بگم و بشینم دیگه صبر میکنم تا تو آروم بشی....

-از وَرَم بسته ... شد بابا پلکم

چی بگم من از ... سیلی محکم

+خودت روضه خوان خودت باش دیگه از من بیشتر از این برنمیاد ...این ناله ها برسه کربلا ... تانفس داری ...حسین جانم جانم جانم ....

 روضه شهادت حضرت رقیه (س) - دلم گرفته از خرابه - حاج حسن خلج 

سید مهدی میرداماد


خاطرات زیارتی هرچند، از نظر غالباً نخواهند رفت

آخرین بار که حرم رفتم،هرگز از یاد من نخواهد رفت

یاد دارم در آخرین دیدار، در حرم ازدحام زائر بود

در نگاهم دوید دخترکی،به گمانم که از عشایر بود

دست در دست مادرش آرام،دخترک رفت روبروی ضریح

دست خود را گذاشت بر سینه،دست خود را کشید روی ضریح

با همان لحن کودکانه‌ی خود،

+دیدی دختر دو سه ساله چه جوری حرف میزنه،هنوز نمیتونه بعضی از حروف رو درست تلفظ کنه

-با همان لحن کودکانه‌ی خود،گفت آرام: "دوستت دالم"

دو سه شب پیش که سه سالم شد،مادرم گفت با تو همسالم

مادرم گفته می‌شناسیدم،ایلیاتی ام، اهل ایرانم

تا زبان باز کرده ام، اول، زیر لب گفته ام "حسین جانم"

مادرم گفته از تو باید خواست،آرزوی بزرگ و کوچک را

تا که هم بازی ات شوم امروز،هدیه آوردم این عروسک را

+بیا با هم بازی کنیم،مادرم تو راه خیلی باهام حرف زده

-مادرم گفته در کنار ضریح ،حرف سوغاتی حرم نزنم

تشنه ام شد اگر، نگویم آب،حرفی از گوشواره هم نزنم

مادرم گفته است بابایت،مثل بابای من شهید شده

+حالا فهمیدی،زبانحال یه دختر شهید ِ که رفته کنار ضریح داره حرف میزنه،"قربون رقیه برم نه بابا داشته نه پدر،در کتاب کامل بهایی نوشته شده مادرشم موقع به دنیا اومدن این بچه از دنیا رفته بود،همه ی اُمیدش حسین بود"

-مادرم گفته است بابایت،مثل بابای من شهید شده

راستی گیسوان من مشکیست،تو چرا گیسویت سپید شده؟

مادرم گفته پای تو زخمی ست،همه همراه ، مرهم آوردند

نیست بابای ما ولی ما را،تا حرم چند مَحرم آوردند

با صدای بلند هم نشده،هیچ مردی مرا صدا بزند

بعد بابا چه بر سرت آمد،کی دلش آمده تو را بزند؟

+یکی از خدام حرم بی بی تعریف می کرد چند وقت پیش، می گفت:یکی از این شیعیان دمشق دختر فلج داشت،اومده بود همسایه ی بی بی یه اتاقی اجاره کرده بود، چهل روز نذر کرده بود بیاد حرم، توسل کنه، برا شفا دختر فلجش، یه هفته،بیست روز،یک ماه، دیگه آخراش خسته شده بود، میومد تو حرم می نشست یه سره گریه می کرد، می گفت:خانوم! چهل روز داره تموم میشه. من آبرو گرو گذاشتم،همه ی فامیلم من و طرد کردن، گفتن: کجا بچه رو می بری؟ گفتم: رقیه شفاش میده، میگه روز چهلم اومد عصبانی تو حرم، دو سه تا خادما رفتن جلوش رو بگیرن همه رو با دست پس زد،اومد جلو ضریح داد میزد،می گفت: چرا به تو میگن باب الحوائج؟چرا میگن هر کی بیاد دست خالی نمیره؟ چهل شب ِ منو اسیر کردی،خوب از اول میگفتی من برگردم، الان با چه رویی بچه ی فلجم رو برگردونم، میگه با عصبانیت زدم بیرون، رسیدم توی اون مسافرخونه ای که بچه ام بود، از پله ها رفتم بالا در رو باز کردم دیدم داره بازی میکنه، زانوهام لرزید نشستم،گفتم:بابا خودتی؟ برگشت گفت:آره منم. گفتم:تو چه جوری از روی صندلیت بلند شدی اومدی؟ گفت:بابا تو رفتی یه دختر اومد توی اتاقم، بهم گفت:پاشو. گفتم:نمیتونم. گفت:دست منو بگیر پاشو."مریض دارها!" دستش رو گرفتم بلند شدم، درد پام رفت،بازی کردیم با هم، بابا همین چند دقیقه پیش رفت، گفت:به بابات سلام مارو برسون بگو دیگه سر من داد نزنه، آدم سر بچه یتیم داد نمیزنه.

روضه بخونم دیگه،میخوام بگم کاش فقط داد میزدن هم داد زدن،هم لگد زدن،هم سیلی زدن، هم مشت زدن، هم موهاش رو کشیدن، هم بهش فحش دادن، هم بهش ناسزا گفتن، ببرمت کربلا،وقتی سر رو بغل کرد، نمیدونم تو تاریکی شب، چه جوری صورت باباشو دید،تا نگاه کرد گفت" تو هم شکل من شدی بابا." می خوام بگم رقیه! باباتم مثل تو هر کی هر چی تونست زد،یکی با نیزه،...تو رو تازیانه زدن،کعب نی زدن، باباتم تو گودال یه عده سنگ زدن، یه عده با چوب زدن، یه عده با عصا زدن،یه عده هیچی نداشتن اومدن هی لگد زدن، آی حسین.....

رقیه سه روز بود هیچی نمی گفت،اما تا سر رو دید یهو گُر گرفت،یکی از دختران شهدای مدافع حرم میگن یک ماه تب میکرده،تبش پایین نمی اومد بعد از شهادتش باباش،هر چی هم دکتر بردن فایده نداشته، یه دکتر روانشناس میگه من رفتم خونشون دیدم یه بنر دو متری عکس باباش توی اتاقشه،  گفتم: این عکس رو جمع کنید، این دختر خوب میشه، عکس رو جمع کردن بچه خوب شده بود، دیگه اثری از مریضی نداشت. یه عکس، تازه عکس نه خون داره، نه پارگی داره، این بچه اون دل شب چه جوری رگ های بریده رو دید، این چه سئوالیِ؟ "مَن ذا الذی قطع وریدک؟" هی دست کشید به رگ های بریده،میگن نگاه کرد به رگ های باباش،تا سر رو بغل کرد، "فنکبت علیه" افتاد روی سر، دیگه ندیدن چی شد،یه دفعه سر از بغلش افتاد روی خاک، ای حسین.... ای خدا به اشک های رقیه،هر کی مریض داره نا امید برنگردان.

روضه شهادت حضرت رقیه (س) - خاطرات زیارتی هرچند، از نظر غالباً نخواهند رفت- سید مهدی میرداماد 

 

حاج حسن خلج

 

صدا گاهی برای گوش چون داروست

صدا گاهی خودش ازگوشها سرمیرود دراستخوان،درپوست

بوی یاس و بوی عودو بوی دود

امشب باحس شنواییتون کاردارم، صداهم طعم دارد درمیان گوش یا گرمست یاسردست"

صدا هم جنس های مختلف دارد

صدا گاهی لطیف و گاه نامردست

صداهم رنگ داردنیلی و آبی وسرخ وگاه هم زردست

شنیدن بعد میبخشدبه فهمیدن

شنیدم بعد خواهد دادبر دیدن

اگردقت کنی امشب!

یقین سمت صداهای زیادی گوشمان معطوف خواهد شد

شب سوم شنیدن روضه ای مکشوف خواهد شد

ببند ای روضه خوان چشم و

فقط اینبار تمرین شنیدن کن

شنیدن را برای مستمع مانند دیدن کن

همیشه میگن شنیدن کی بود مانند دیدن اما امشب میخواهیم کاری کنیم شنیدن بشود مانند دیدن

صداهای زیادی میرسداز روضه ی امشب شب سوم

صداهایی که در آن هست خیلی ازصداها گم

صدای راه رفتنهای طفلی خُرد بر صحرا

شنیدین؟!دنبال این صدا رو بگیربیا

به دنبال صدا که راه می افتم

صدا بعداز شتابی تند هم می ایستد کم کم

ومیگردم ..."

دنبال صدا آمدم صدای پای این نازدانه ابتدا تند با شتاب بعد دیدم آرام شد ایستاد،حالا صدای دوم

صدای پرده ای که میرود برآستان خیمه ای بالا

اینجا بود که من خودم صاحب صدای این پاها شنیدم و شناختم فهمیدم خانم سکینه هست پرده خیمه های بچه ها رو بالا زده روز عاشورا

صدای پا شتابش بیشتر از پیش میگردد

باعجله واردخیمه ی بچه هاشد؛بچه ها به جهت انس وعلاقه ای که به بی بی سکینه خانم دارند،برای چندلحظه گل خنده رو لباشون پیداشد؛ گفتن حتما خبرخوش آورده؛ عموآب آورده"شماها همیشه یه سال اینجورین خیلی در مصیبت ها آقا امام حسین گرم وداغین مخصوصا دراین ایام دهه عاشورا من همه سعی ام اینه قدم قدم جلو بریم یه هو گُر نگیریم" بتونیم زیادگریه کنیم،زیادگریه کنیم"خیلی زیادگریه کنیم الان هزاردویست چندساله آقا ومولای ما، امام زمان،هرروزداره زارمیزنه هرروز داره گریه میکنه ناله میزنه برای جدغریبش" حسین جانم،بریم؟! چه خبربودتوخیمه؟!

صدای پاشتابش بیشترشدازپیش

صدای خنده های کودکانه باعث آرامشند نه باعث تشویش میگردد

صدای پای کودک میشود کم کم صدای خش خش چیزی شبیه پوست روی خاک ..."

رمق دیگه نیست

صدای العطش ها هم بلندست ازدم این خیمه تا افلاک

صدابا بچه های خیمه میگوید:

عموعباس اگرکه رفت دیگربرنمیگردد

منتظرآب نباش!

شب سنگین و سرد بی عمویی هم به زودی سرنمیگردد

اگرتشنه اگربی تاب ...

آی بچه ها بیاییداز عمو دیگرنخواهیم آب

دیگه کسی صحبت آب نکنه

صداهای پس ازاین لحظه راتا عصر عاشورا به ترتیب این چنین بشنو:

عباسو که زدن؛ازآب که دیگه خبری نبود،یکی یکی سروصداها زیاد شد

صدای اول و اول ازهمه صوت صداهای هزاران تیررا توی کمانهادر کمین بشنو

صدای چَک چَک شمشیر

صدای کودکی که گفت درخیمه چرا کرده عمویم دیر

صداوقتی کشید ارباب عمودخیمه رااززیر

صدای خسته ی ارباب؛هل من ناصر ؟؟

ذیل صدای گریه یک کودک و بعدش صدای خوردن یک تیر

صدای بوسه ی خنجر

صدای خس خس حنجر

 صدای یابنیَّ یاغریب مادرِ مادر

امشب مگه شب سوم نیست؟!مگه شب رقیه نیست؟! این حرفاچیه میزنی؟! معمولا روضه خونها اون روضه سخته  رو میزارن آخر؛اینهایی که گفتم پیش اون روضه سبکهصداهای پس ازاین لحظه راتاعصر عاشورا به ترتیب این چنین بشنو:

و اول ازهمه سوت صداهای هزاران تیررا

توی کمانهادر کمین بشنو

صدای چک چک شمشیر

صدای کودکی که گفت درخیمه چرا کرده عمویم دیر؟

صدا وقتی کشید در باد عمودخیمه رااز زیر

صدای خسته ی ارباب،هل من ناصرن

ذیل صدای گریه ی یک کودک بعدش صدای خوردن یک تیر

صدای بوسه ی خنجر

صدای خس خس حنجر

صدای یابنی یا غریب مادرِ مادر

صدای بوسه ی مادر؛صدای این غم دل چسب

صدای استخوانها؛صدای تلخ نعل اسب

(صدای هلهله، غارت،صدای کیسه ی لبریزاز خلخالهاو زیورآلات گران قیمت

صدای دست روی گردن طفلی

صدای تیزسیلی خوردن طفلی)

صدای گوشواره موقع کنده شدن ازگوش

صدای خس خس سخت نفس وقتی که طفلی میرودازهوش

غریب کربلا حسین حسین ....

گوش بده گریه کن"گوش بده"ضجه بزن ..." گوش بده ناله بزن گوش بده" لطمه بزن گوش بده،هرکاری کنی حقه

صدای گوشواره موقع کنده شدن ازگوش

صدای خس خس سخت نفس

وقتی که طفلی میرود ازهوش

صدای ممتد افتادن طفلی زناقه دربیابان وصدای زجر وقتی میفشارد دندان به دندان و‌ ...

صدای قرمزشلاق و روی پیکرزخمیِ بیجان و‌.‌.‌.

صدای گریه درکنج خرابه وقت خوابیدن

صدای خوردن سر بر زمین

و حس ترسیدن...

صدای بوسه های آبدار ازگونه ی خشک پدرچیدن

به شوق آمدن بی هوش شد،کم کم...

وبعدازاین صدای گریه اش خاموش شدکم کم...

شنیدن آخرین حسیست که ازکارمی افتد

واین گونه صدای پای بابایش که می آید

رقیه پیش بابا باکبودی هاش زهرا وار می افتد

حسین بن علی طفل رامیبیند و یاد درودیوار...

حسین"تانفس داری نفس بگیروبگو، ریشه کنیِ هرچی دشمن شیعه هست" ریشه کنی هرکی نمیتونه رقیه ما راببینه"حسین..."گفتم برات،شنیدی، گریستی خودتو زدی"گفتم شنیدن میشود ماننددیدن امابا همه حرفا دوباره تحصیح میکنم برادر:شنیدن کی بود.... امان ازدل زینب،حسین....

 

دانلود بخش اول

روضه شهادت حضرت رقیه (س) - صدا گاهی برای گوش چون داروست - حاج حسن خلج

دانلود بخش دوم

روضه شهادت حضرت رقیه (س) - صدا گاهی برای گوش چون داروست - حاج حسن خلج

سید مجید بنی فاطمه

 

هر کس از دل دعا دارد

امیدی بر شفا دارد

درد ما را تویی درمان

درد دوری دوا دارد

وقت گذر است یا مهدی

چشمم به در است یا مهدی

آقا جان..با چشمم راهت را جارو زده ام

من منتظرم

با دست خالی بر تو رو زده ام

من منتظرم

حرفت چیه؟بیا آقای من ...چقدر قشنگ داری با امام زمانت حرف میزنی..یه بار دیگه با هم بخونیم بگو آقا نکنه بمیرمو نبینمت شما صاحب عزا هستین اگه یک بار نگام نکنین میمیرمدست گدایی رو همه بالا بیارن صاحبتو صدا بزن..یا صاحب الزمان...اللهم عجل لولیک الفرج ..امشب شب خاصه.خیلی خاصه..

همه شادند ،دخترت گریان

همه خوابند و دخترت بیدار..

خیلی امروز مردم این شهر

 دادنم با نگاهشان آزار

بابا بابا بابا ...

دخترت را ببر به همراهت

خسته از دست روزگار شده

یا  که تشخیص تو شده مشکل

یا دو چشم رقیه تار شده

گر که دورسرت نمی گردم

 پر پرواز من شکسته شده

مثل سابق زبان نمی ریزم

 دو سه دندان من شکسته شده

بابا بابا بابا...

من الذی ایتمنی علی صغر سنی

 کی رگای گردنتو بریده؟

بابا شنیدم پشت و رو خوابیدی بابا

بابادارم خاطره می گم..

وسط ازدحام و خنده شام

بغض تنهاییم ترک می خورد

هر کجایی که گریه می کردم

 عمه ام جای من کتک میخورد...

می گن بچه بادومه نوه مغز بادومهبابا بزرگ و مادر بزرگ نوه رو یه جور دیگه دوست دارن،تو خرابه هی می گفت عمه بابات به بچه های یتیم سر می زد ؛کجاست ببینه نوه اش خرابه نشین شده؟یه اشاره کنم،بچه به عزیزش می رسه دیدید درد و دل می کنه؟تا سر رو اوردن نگاه کرد.گفت: بابا گوشم درد می کنه،بابا سرم درد می کنه،بابا صورتم داغه.. اما دختر خیلی معرفت داره گفت:همه دردا یه طرف،یه سوال دارم ازت بهم بگو آبت دادن یا نه؟!..حسین

دختری چند کوچه بالاتر

تا منو رخت و پاره ام را دید

 بین دستش عروسکی هم داشت

به من و حال وروز من خندید

میکشم دست بر سر و رویت

چقدر پلک تو ورم دارد

 بر لبت زخم تا بخواهم هست

ولی انگار بوسه کم دارد..

آنقدر روی خارها رفتم

به خدا هر دو پای من زخم است

لرزش دست من طبیعی نیست

نوک انگشت های من زخم است

آخه نیمه شب از ناقه افتادم

آخه پسر بچه با دختر بچه خیلی فرق داره

استخوان بندی دختر بچه ظریفتره

پسر بچه زمین می خوره زود بلند می شه می گه مادر،بابا ...اما دختر بچه زمین بخوره بلند نمی شه اینقدر صبر می کنه تا باباش بیادهی می گفت بابا..همچین که می گفت بابا دید یه پنجه ای رو موهاشه.تویی که کاروان رو معطل کردی؟!!حسین...

دیر اومدی بابا...حق داری که دخترتو به جا نمی آری

دیر اومدی بابا..خداروشکر که عمو رو اینجا نمیاری

دیر اومدی بابا،برا چی شیر خواره رو پیش ما نمیاری؟دیر اومدی بابا...

دم سحر اومدی،چه بی خبر اومدی

 تنت کجا مونده که فقط با سر اومدی؟..

درد دلام زیادن..

به جون ما افتادن هر کاری کردم

 بابا سرت رو پس ندادن..

دیر اومدی بابا،نمی دونی تو این سفر چی سرم اومده

دیر اومدی بابا،هر کی که از راه رسیده دخترتو زده

 دیر اومدی بابا،انقدر برات بگم که زجر بی حیا بده..

چرا عزیزم؟

چه بی هدف می کشید...به هر طرف می کشید...

منو برا کینه از شاه نجف می کشید ..

بعد تو از غم پُرم..

خیلی ازت دلخورم...

انقده خوردم زمین

خاکی شده چادرم

بابا بابا بابا...

خیال کردی من سیلی خوردم دیگه کاری نمی کنم!من دختر حسینم..من بابام علیه...من مادر بزرگم فاطمه استهمه فکر کردن ما رو اسیر کردند الان یه کاری می کنم شهر رو روسرشون خراب می کنم... چی کار می کنی؟گفت عمه :مادر بزرگ من با گریش مدینه رو بهم ریخت ،منم نوه همون خانومم ،اینقدر گریه کرد که تا دیگه نتونست بخوابه ، گفت:صدا کیه که نمیذاره من بخوابم؟گفتند یزید صدای گریه بلبل حسینهچی می خواد؟ گفتند بهونه بابا رو گرفته،بهونه بابا رو گرفته؟گفتش سر بریده رو ببریدتا سر رو اوردن،اول زینب اومد جلو.گفت این دختر بچه خسته است،داغ دیده است، آخه بابای بچه رو اینجور نشون نمیدنسر رو اوردن جلو این بچه گذاشتن،شنیدی تا که سر اوردن گفت عمه من که غذا نمی خواستم؟می دونی چرا ؟ آخه دختر مگه خبر نداشتی سر بابا رو تو تنور خولی بردن؟!همچین که روپوش رو کنار زد ، دید سر نورانی باباست.. چه بابای قشنگی دارم..

گفت بابا تو همیشه موهامو شونه کردی

امشب می خوام خودم موهاتو درست کنم

کاش موهات سوخته نبود بابا

کاش این لبارو یزید چوب نمی زد بابا...

همچین که گریه می کرد،یه وقت زینب نگاه کرد دید صدا رقیه نمی آداینقدر گفت بابا سر یک طرف،رقیه یک طرفتا بی بی رو خانم زینب درون قبر گذاشتنگاه کرد دید خانم ام کلثوم، دختر  علی داره بلند بلند گریه می کنه..یه نگاه کرد،صدا زد خواهرم تو باید بچه ها رو آروم کنیتو از کربلا یار و یاور من بودی،همونجور که  ابوالفضل برا حسین بود تو با من بودیحالا چرا مثل این بچه ها داری داد می زنی؟یه نگاه کرد گفت خواهر زینب:آخه هنوز صداش تو گوشمه،هی می گه عمه دلم درد می کنه ...آخ دلم..آخ گوشم...حسین....

روضه شهادت حضرت رقیه (س) - همه شادند ،دخترت گریان  - سید مجید بنی فاطمه 

محمدرضا طاهری

 

سحر رسیده انگار بابام از سفر رسیده

درسته که همسو شده چشامون

حس میکنم من بوی بابامو بوی بابامو

خوش اومدی سر بریده

خوش اومدی سالار زینب

نور نگاهتو اوردی

خرابه روشن شده امشب

بابا بابا حسین جان

تنور خولی مو تو سوزونده

برای من هم موئی نمونده

سوالم اینه ای داد بیداد

چرا تو این سن دندونت افتاد

بابا اینا از اون بزم یزیده

که ما رو از خجالت آب کرد

دیدی یکی بر کنیزی خواهر من رو انتخاب کرد

بابا بابا حسین جان

یه شب نبودی تو دل صحرا

خوابیده بودم رو پای زهرا

یه لحظه دیدم یه صدا اومد

یه نانجیبی تو صورتم زد

آنقدر منو کشید رو خاکا

یه لحظه هم نزاشت بشینم

انقدر بگم برات از اون شب

من همه جا رو تار میدیدم
سینه زنی شور شهادت حضرت رقیه (س) - سحر رسیده انگار بابام از سفر رسیده - محمدرضا طاهری

حمید علیمی

 

یا رقیه یا رقیه یارقیه
اصلا رقیه نه دختر خودت
یک شب میانه کوچه بماند چه میکنی
در بین ازدحام شلوغی بترسد
یک تن به او کمک کند نرساند چه میکنی
اصلا خیال کن کسی دختر تو را
در بین جمعیت بکشاند چه میکنی
یا رقیه یارقیه یارقیه
اصلا خیال کن که کسی دختر تو را
در بین جمعیت بکشاند چه میکنی
اصلا کسی بیاید و با تازیانه اش
خاک از لباس بتکاند چه میکنی
اصلا خدانکرده روی صورتش
سیلی محکمی بنشاند چه میکنی
یا فرض کن که دختر تو جای بازیش
هرشب دعای مرگ بخواند چه میکنی
یا رقیه یا رقیه یا رقیه
سلام تازه ز ره آمده گلویت کو
سلام همسفر نی سوار من بابا
چقدر حرف برای تو داشتم اما
بیا کمی بغلم تا که خسته ام بابا
به عمه ام گفته ام امروز شانه ای بزند
به گیسوان پریشانِ مختصر مویم
از زمان که تو رفتی همه کسم شده است
تمام درد دلم را به عمه میگویم
تمام درد خودم بردم از یادم
تنور خانه خولی چه کرده با سرتو
تو چوب خوردی ومن سنگ ای عزیز دلم
فدای نرگس چشمت سه ساله دختر تو
بابا،بابا حسین بابا حسین
یاد داری تو روی نی بودی
من هم از پشت ز ناقه افتادم
گریه کردی برای من
من هم از دور به تو بوسه میدادم
بابا،بابا حسین بابا حسین
بر مدافع حرما سینه بزن
این افتخارمه تنها شعارمه
باید که جون بدم من پای سه ساله
خصم امیه ام عبد رقیه ام
تاج‌سر منه زهرای سه ساله
پیدا نمیشه هیچکی شبیهش
دلهای ما رو بستن به زریحش
به خدا کافر هر کسی منکرشه
محتشم تر شده هر کسی شاعرشه
بس که داره شباهت به زهرا به خدا
زائر فاطمه است هر کسی زائرشه
گدای شهزاده عشقم
بنده بانوی دمشقم
عالم اسیرشه حاتم فقیرشه
هستی بها گرفت از هست رقیه
حتی مسیحیا تو اون صحن  و سرا
حاجت روا میشن با دست رقیه

سینه زنی واحد شهادت حضرت رقیه (س) - اصلا رقیه نه دختر خودت - حمید علیمی

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2034
    کل نظرات : 169
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 15
    تعداد اعضا : 270
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 980
    بازديد ديروز : 5,399
    بازديد کننده امروز : 380
    بازديد کننده ديروز : 2194
    گوگل امروز : 357
    گوگل ديروز: 2460
    بازديد هفته : 13,178
    بازديد ماه : 126,939
    بازديد سال : 1,164,642
    بازديد کلي : 5,836,465
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 54.196.33.246
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید