close
تبلیغات در اینترنت
روز و عصر عاشورا

روز و عصر عاشورا

روز و عصر عاشورا

روز و عصر عاشورا
روز و عصر عاشورا
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
3 149 aboozar
1 184 saeednajafi
12 325 aboozar
4 6234 amirsajad
0 2078 aboozar
0 1882 aboozar
0 1740 aboozar
0 2940 aboozar
0 1112 aboozar
1 16976 2505
6 5708 aboozar
0 13924 aboozar
1 2366 masoudfn
1 1517 aboozar
14 3431 aboozar
20 3689 aboozar
0 2601 aboozar
0 1666 aboozar
0 1972 aboozar
0 1747 aboozar

حاج حسن خلج

 

یک طرف لطمات خدود

یک طرف زن و بچه دارن ضجه میزنن، گیسوان می کنن..لطمه به صورت میزنن..

لطمات خدودیک طرف

شمر داشت می خندید..

یا حسین..یا حسین...شروع کرد تا دید زینب داره نگاه میکنه از بالا تل..خنجر هندی رو دراورد..میشماری با من یا نه،چند تا ضربه بوده؟یک... دو... سه... چهار... پنج...

بعدآن ضربه ی دوازدهم

بدنی داشت مثل بید میلرزید

زینب دوید ... دوید ... دوید ...

کمتر بر این شهید بدون کفن بزن

این ضربه ی دوازدهم را به من بزن

هر آنچه بود رفت وبردند

این قدر این شهید مرا زیر و رو مکن

تیر خلاص رو بزنیم امروز دیگه

او می دویدو من میدویدم

اوسوی مقتل من سوی قاتل

بسم الله و باالله و علی مله رسول الله

او می کشیدو من میکشیدم

او خنجرش را من آه از دل

او مینشست  و من مینشستم

او روی سینه....

نه نه...الان یادم افتاد یکیشو نگفتم...

او می بریدو  من می بریدم

او از حسین .....

حسیین...یه ده دوازده شب، شب و روز رفتی عزاداری رمق گریه نداری..دو تا ناله میرنی دیگه صدات در نمیاد زینب از 28 رجب دنبال حسین اواره ی این بیابون ها و کوه ها و تا رسیده به کربلا..حالا هم که وضعش اینه...

سری به نیره بلند است...حسیین...

حسین تو گودال افتاده شمر رفته تو گودال زینب دست و پاشو گم کرده خدایا چکار کنم،خدایا به کی بگم نشسته رو سینه ی داداشم از بس هیچکی نبود رو کرد به عمد سعد گفت مگه نمیبینی دارن حسین رو میکشن،ملعون ولد الزنای حروم زاده از سخن زینب اشکش جاری شد روشو برگردوند گفت این زن رو تا میخوره بزنین ریختن سر زینب،ابی عبدالله همه ی توانشو جمع کرد تو دو کنده زانو ... زینب برگرد ... حسیین...

یا حسین

و فدیناه  ...

حسیین...

امازینب دست پرورده ی فاطمه است، مگه امامشو تنها میذاره رفت ولی دوباره برگشت اما این بار دیگه همون کاری که با مادرش کردن ..یه کاری کردن دیگه شب یازدهم نماز شبشو نشسته میخوند

روضه شهادت امام حسین (ع) ظهر عاشورا - یک طرف لطمات خدود - حاج حسن خلج 

 

پناه حرم

کجا داری میری بگو برادرم
بدرقه ی راه تو اشک چشم ترم
آهسته تر برو داداش ببین مضطرم
پناه حرم

بیا ببین نامحرم ها رو دور و برم
خاکی شده دوباره چادر مادرم
تو رفتی و کشیدن از سرم معجرم
پناه حرم

هنوز یادم نرفته لحظه ی رفتنت
بمیره خواهرت چقدر غریب کشتنت
یه جای سالمم نمونده روی تنت
پناه حرم

یکی داره پیرهن خونیت رو می بره
اومده ساربان به فکر انگشتره
به روی نیزه ای سر علی اصغره

پناه حرم

میکشه خنجر رو سرت نمیشه جدا

با پا تنت برمیگردونه بی حیا

دوازده ضربه زد تا که برید از قفا
پناه حرم

جلو چشمای مادرم زدی دست و پا
با نیزه زد تو دهنت یکی بی هوا
زدن یه عده پیرمرد تو رو با عصا
پناه حرم

یه مادری داره به صورتش می زنه
میون قتلگاه یه تشنه جون می کنه
یه سینه ای به زیر سم اسب می شکنه

پناه حرم

کسی یه لحظه نداد امونم حسین

حرفی نگو بند اومده زبونم حسین

خولی سر خونی داد نشونم حسین

پناه حرم

رفتی و دخترت داره کتک میخوره
غنیمتاش و هرکسی داره میشمره
ناموس تو، تو آرزوی یک چادره

حاج محمود کریمی


سرت سلامت ای زریه ی زهرا

دلت چقدر خون غروب عاشورا

امروز داره بارون می باره

آسمونم برا تو زاره

سحر برات صدقه دادم

آخه دلت تحت فشاره

یا صاحب الزمان،امروز دل  امام زمان تحت  فشاره

کشتی  رحمت تو دریایی از خون

عرش خدا روی  ریگ بیابون

ای زینت دوش نبی روی زمین جای تو نیست

این خار و خاشاک زمین،منزل و مأوی تو نیست

کشتی  رحمت تو دریایی از خون

عرش خدا روی  ریگ بیابون

یه تشنه لب خسته و بی حال

افتاده از روی  اسب  خون یال

همه سرازیرن به سمتش

چی میگذره میون گودال

ارباب ما،میون گودال ،آقای ما الان داره دست و پا می زنه،ای وای،آی آقا،ای غریب مادر

آسمونم سرخ از ، حرارت خاک

تشنه تر از صحرا، این تن صد چاک

میاد سر و صدای نیزه، تو این برو بیای  نیزه

شمشیر و تیغ و خنجر و سنگ، می باره پا به پای نیزه

اصلاً عاشورا نباید روضه بخونیم،همین که بدونی این لحظه لحظه ی شهادت ،لحظه ی نگاه کردن بچه هاست از بالای بلندی،چی دارن می بینند الان؟تو داری می شونی طاقت نمیاری،امون از دل زینب...

ماه افتاد آه در گودال

عمه با نیزه های دور تنت، ساخت یک بارگاه در گودال

بود پیراهنت سفیدولی، میشود راه راه در گودال

میشود راه راه بعد کبود، آخرش هم سیاه در گودال

ای بمیرم برای یک آقا، آمده یک سپاه در گودال

سر تو میرود فقط پایین، گاه در تشت گاه در گودال

داشتم انتظار از نیزه ،انتظار شکار از نیزه

تا که زینب برای پیکر تو ساخت سنگ مزار از نیزه

تا سرت را به نیزه می کوبند، می رود اختیار از نیزه

از تو پیکر بریدنش با تیغ، از تو گردن فشار از نیزه

زخم شد سر گشوده از شمشیر، بعد هم بی شمار از نیزه

در تمام مسیر می ریزد، دانه های انار از نیزه

تا نیفتد به خاک می ترسم، از سر، از نیزه دار، از نیزه

آه سبقت گرفت در این دشت نیزه از خار، خار از نیزه

گفتنی نیست این که افتاده، سر تو چند بار از نیزه

آمد بالای گودال چی دید؟

به منبر نشسته، به جایی که شش ماه اصغر نشسته

به پا خیز نامرد، که اینجا فقط جز تو دختر نشسته

حیا کن نبر شمر، ببین کنج گودال حیدر نشسته

نکش خنجرت را ،بیانداز وقتی که مادر نشسته

نشسته است بر خاک، کسی که به دوش پیمبر نشسته

در این زخم واره، اگر نیزه بر خواست خنجر نشسته

قلب امام زمان تحت  فشاره،آقامون حالش خوب نیست،یه وقت دیدن زینب دست روی سر گذاشت،وامحمدا، ولی اون نانجیب داره کارش رو میکنه،واعلیا،وا اماه، واحسنا، واحمزتا، واعقیلا، واجعفراسربالااومدگفت:واحسینا.حسین...داشت حسین هنوز نفس می زد،شنید میگن به خیمه ها حمله کنید،تکیه رو نیزه داد آروم بلند شد،گفت:من هنوز زنده ام...حسین.... اول بیایید کار من  حسین رو یک سره کنید...حسین...سر که روی نیزه رفت،همه ی لشکر به طرف خیمه ها حمله کردند،اما قبل از لشکر ذوالجناح به خیمه آمد.

همه از خیمه ها بیرون دویدند

ولی سالار زینب را ندیدند

تا دید ذوالجناح بدون راکب آمده

از حرم تا قتلگه زینب صدا می زد حسین

دست و پا می زد حسین زینب صدا می زد حسین

الان ارباب من و تو، توی گودال ،صدای نفس کشیدنش به خس خس افتاده، وَالشمرُ جالس ٌ عَلی صَدرکَ بچه هاش دارن نگاه میکنن،حسین.... پیراهنی که با تیر و نیزه به بدن بچسبه، فقط یه راه داره راحت در بیآد،غیر از پاره کردن،اون اینه که از سر در بیآد،همه منتظرند شمر کارش رو تمام کنه.ای حسین...

روضه شهادت امام حسین (ع) عصر عاشورا - سرت سلامت ای زریه ی زهرا - حاج محمود کریمی 

 

حاج حسن خلج

 

از تو صحرا با صدای زنگ اُشترا به پا خواست

همگی بیایید سوار شید کاروون راهی صحراست

میون لشکر اعدا دیگه زینب تک و تنها

سوار ناقه ها کرده همه بچه های زهرا

ببینید از روی ناقه همه ی چشم ها به زینب

حالا همه سوارند از اون بالا دارند نگاه میکنند،این عمه یه روزی سوار ناقه شده،نمیدونی چه جوری سوار شد،چه شوکتی،بنی هاشم ،جوانها بازو به بازوی هم دادن،نیمه ی شب یه دیوار درست کردند،یه وقت سایه ی عمه مون رو کسی نبینه،عباس اومد زانو گرفت،علی اکبر اومد محمل گرفت،خود حسین علیه السلام زیر بغلای بی بی رو گرفت،حالا اهلبیت دارند از بالای ناقه ها نگاه میکنند،عمه تنها مونده پایین،چه جوری میخواد سوارشه؟

ببینید از روی ناقه همه ی چشم ها به زینب

چه جوری میخواد سوار شه رحم کن خدا به زینب

روی گونه اشک نم نم رو به گودال میگه با غم

پاشو از جا غیرت الله خواهرات بین نامحرم

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَی الاَْرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّی سَلامُ اللَّهِ [اَبَداً] ما بَقیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّی لِزِیارَتِکُمْ

دارم میرم داداش

اَلسَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنِ وَ عَلی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلی اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلی اَصْحابِ الْحُسَیْنِ

دل اهلبیت شور میزنه،بالاخره زینب چه میکنه؟لشکر ایستادند،یه وقت دیدند عوض اینکه زینب به سمت ناقه ها بیاد، دوید سمت گودال،داداش چه خاکی به سرم بریزم،خودش رو اندخت رو بدن برادر،وای،لباهارو گذاشت بر اون رگ های بریده، حسین......

دانلود روضه شام غریبان  

حاج حسن خلج

 

 

رفتم از کوی تو و پیش تو جامانده دلم

پیش تو مانده و از سینه جدا مانده دلم

گفتم اسباب سفر جمع کنم با دقت

زینب جان مگه چیزی مونده بود جمع کنی؟ هر کی یه چیزی زده زیر بغلش داره از یک جایی فرار میکنه،تو کوفه وقتی زن خولی نصف شب از خواب بلند شد دید خونه اش نورانیه،اومد توی مَدبَخ سر ابی عبدالله رو پیدا کرد دیوونه شد سر ابی عبدالله و بغل کرد ،دوید تو خیابون و کوچه،هی داد میزد میگفت:مردم شوهرم برام سر بریده آورده،یه مرتبه دید از هرخونه ای یه نفر بیرون اومد یکی یه پیراهن خون آلود دستش گرفته،یکی یه جفت گوشواره دستش گرفته،زنهای کوفه داد میزنند،چرا این سوغاتی ها اینقدر خون آلوده؟از همه جانسوزتر یه وقت دیدن یه خانمی دوید،یه گهواره چوبی زیر بغلشه

گفتم اسباب سفر جمع کنم با دقت

راه افتادم و ای وای که جا مانده دلم

میخوام آتیشت بزن،حاضری یانه؟

خداحافظ ای برادر زینب

به خون غلطان در برابر زینب

خداحافظ ای برادر زینب

همه رفتند و شدم تک و تنها

خدا را چه سازم در این دل صحرا

خداحافظ ای برادر زینب

ببین دشمن

غیرت الله بلند شو،بلند شو

ببین دشمن حرمت تو شکسته

خیمه هات رو بردن حسین..،خوابیدی؟

ببین دشمن حرمت تو شکسته

ببین دست خواهر تو ببسته

چون چاره نیست میروم و میگذارمت

ای پاره پاره تن به خدا میسپارمت

 

خداحافظ ای برادر زینب

دانلود روضه وداع حضرت زینب (س)

حاج مهدی سلحشور

 

آی بمیرم، ای کاش یکی به جای دستای زینب چشمای زینب و می بست، این منظره ها رو نمی دید، آخ تا رسید کنار گودال قتلگاه، هر چی صدا زد، دادش جواب زینب و بده، حسین چشما رو باز نکرد، تا قسم داد حسین جان، جان مادرم، چشمای خون گرفته رو باز کرد، زینب برگرد برو به خیمه، می گه دیدم زینب داره می ره، اما عقب عقب می ره، هی به سر می زنه، هی فریاد می زنه، حسینم و دارن می کشند، أَمَا فِیکمْ مُسْلِمٌ؟ یه مسلمون بین شما پیدا نمی شه؟ آی بمیرم، نانجیب روی زینب و زمین زد، گفت:مگه نمی بینی حسین و دارن می کشند، گفت :کار حسین و زودتر تموم کنید، یه وقت زینب ببینه، سری به نیزه، اگه این روضه یه شب در سال جا داشته باشه بخونی امشبه، وقتی شام غریبانیه، بی بی زینب زیر این خیمه نیم سوخته ها خوابش برد، عجب خوابیدنی، خواب به چشمش اومد یا نه، بی بی بیهوش رو زمین اوفتاد، این بچه ها سرشون رو دامن بی بی، همه از حال رفتند، یه وقت در عالم رؤیا حضرت زهرا سلام الله علیها رو در خواب دید، مادر اومدی، اما دیر اومدی، یه جمله رو می خوام عرض کنم، گفت زینب جان، من از صبح اینجا بودم، خودم همه ی منظره ها رو دیدم، اونوقتی که می خواست سر از بدن حسین جدا کنه، سر رو دامن خودم، هر چی فریاد زدم، بُنَیَّ،

 

حدود ساعت سه، من عقیله دختر حیدر

چنان مرغی که پرپر می زند، بر خاک و خاکستر

حدود ساعت سه، من پریشان آمدم با سر

ولی مثل همیشه باز از من زودتر مادر

حدود ساعت سه، دیدمت بر خاک و خاکستر

ولی عریان نه پیراهن نه عمامه، نه انگشتر

 

آنطرف از دور دیدم سارقی کرده کمین

 چشم دارد او به انگشتر به خیلی چیزها

جا گرفته روی سینه آن سگ حار از قفا

می زند هی ضربه بر حنجر به خیلی چیزها

کاش تنها آن حرامی با گلویت کار داشت

می خورد این تیزی خنجر به خیلی چیزها

با قد خم مادرت آمد عیادت کرده ای یاد پهلو

یاد میخ در به خیلی چیزها

داخل گودال حالش را رعایت می کنی

چون که حساس است مادر به خیلی چیزها

صلی الله علیک یا مظلوم یا اباعبدالله

شب عاشوراست امشب، کربلا غوغاست امشب

چه خبره امشب تو خیمه ها، آی، نوکرا، فدایی های ابی عبدالله، بیاید بریم تو خیمه، با حضورمون با ناله زدنمون، با گریه کردنمون امشب تسلای دل زینب باشیم، اینقدر زینب از دیدنتون خوشحال می شه، اینقدر سکینه خوشحال می شه، آخه صدای پای اسب ها می اومد می گفت عمه، لشکر برا کی داره می آد، تا صدای پای دو تا مرکب اومد، مسلم بن عوسجه و حبیب بن مظاهر، تا این دو تا اومدند به زینب خبر دادند، برا حسینت لشکر اومده، اینقدر زینب خوشحال شد، به حبیب که گفتند بی بی زینب از اومدن شما اینقدر خوشحال شده، شروع کرد گریه کردن، گفت:مگه من کیم؟ الحمدالله من باعث خوشحالی زینب شدم، آی کربلایی ها با ناله تون امشب دل زینب و خوشحال کنید، ناله بزنید یاحسین..........

 

که ای خفته خوش به بستر خون دیده باز کن

احوال ما ببین و سپس خواب ناز کن

ای وارث سریر امامت، به پای خیز

ما را سوار بر شتر بی جحاز کن

 

دلی در خون نشسته دوست داری

بگو قلبی شکسته دوست داری

تو را ای عشق بی سر دوست دارم

مرا با دست بسته دوست داری

 

نه تنها تیر و تیغ وسنگ بوده

سر پیراهنت هم جنگ بوده

ولی شرمنده زینب دیر فهمید

که انگشتر به دستت تنگ بوده

دانلود روضه شب عاشورا زبان حال حضرت زینب (س) 

شهادت امام حسین (ع)

 

بر سر خان بلا ایوب شاه کربلا

هر دو مهمانند و اما این کجا و ان کجا

اصغرم در گهواره یونس اندر بتن حوت

هر دو عطشانند و اما این کجا و ان کجا

پور ابراهیم اسمائیل و اکبر کربلا

هر دو قربانند و اما این کجا و ان کجا

ماه گردون در فلک ماه بنی هاشم به خاک

هر دو تابانند و اما این کجا ان کجا

مریم از هجر مسیح و زینب از داغ حسین

هر دو گریانند و اما این کجا و ان کجا

یوسف اندر قعر چاه و شاه دین در قتلگاه

هر دو عریانند و اما این کجا و ان کجا

ارسال شده توسط: ذاکر اهل بیت (ع) بهمن مختاری

شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.

نمیشه باورم که وقته رفتنه

تموم این سفر بارش رو شونه ی منه

داداش، کجا میخوای بری

چرا منو نمی بری

حسین، این دم آخری

چقدر شبیه مادری

قرارمون چی شد که بی قرار هم باشیم

داداش، هر چی که پیش اومد باید کنار هم باشیم

تشنه رفتن برا تو

تو خیمه موندن برا من

برنگشتن برا تو

مرثیه خوندن برا من

قمرامون برا تو

هرچی که اختر برا من

پسرامون برا تو

این همه دختر برا من

زخم های شمیشر برا تو

زخم زبون ها برا من

نزدیک مغرب است خدایا چه می شود؟

کشتی شکست خورده دریا چه می شود؟

از لاله های خون جراحات زخم عشق

مقتل ز عمق فاجعه دریاچه می شود

با چکمه های بند نبسته رسیده شمر

با زخمهای سینه بابا چه می شود

قاتل ز بس برید از نفس فتاد

ای سر بریده بعد تو با ما چه می شود

نزدیک مغرب است چه باد مخالفی

نزدیک مغرب است ندا داد هاتفی

ای کشته فتاده به صحرا حسین من

ای میوه رسیده زهرا حسین من

آن کهنه پیرهن که خودم بافتم چه شد

ای بانی قیامت کبرا حسین من

یادش به خیر شانه زدن های موی تو

ای صاحب شفاعت عظما حسین من

چشمت زدند عاقبت این هرزه چشم

قربانی حسادت دنیا حسین من

مغرب شد و گذشت وَِ حالا شب آمده

بعد از تمام حادثه ها زینب آمده

زینب رسید و خاطره ها را مرور کرد

از بین نیزه های شکسته عبور کرد

آهی کشید و گفت «أأنت اخی»حسین

اینجا گریز روضه ی ما جفت و جور کرد

بشنید یا «اخی الیً»صبور باش

دل را به امر حنجر پاره صبور کرد

در آخرین دقایق گودال قتلگاه

هر نیزه ای به گونه ای عرض حضور کرد

قلب ز شعله دلخورش آتش گرفته است

ناگاه دید چادرش آتش گرفته است

کلاف و یوسفم را هر دو در بازار گم کردم

گل زهرائی ام را من در این گلزار گم کردم

بر آن بودم دل شیدا کنم در گیسویش پیدا

خدایا با چه کس گویم دل و دلدار گم کردم

اناالحق گوی می گردم به دنبال خم زلفش

سیه روزی تماشا کن طناب دار گم کردم

چه پیش آمد که در گودال زیر نیزه ها امروز

گلم را در زمان واپسین دیدار گم کردم

بگو یارا چرا صحرا ز عطر یاس لبریز است

همان یاسی که من بین در و دیوار گم کردم

بیا مادر که هم دردیم یادم هست می گفتی

که راه خانه را در کوچه چندین بار گم کردم

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 1989
    کل نظرات : 166
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 64
    تعداد اعضا : 266
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 2,539
    بازديد ديروز : 38,873
    بازديد کننده امروز : 1004
    بازديد کننده ديروز : 14882
    گوگل امروز : 1439
    گوگل ديروز: 22750
    بازديد هفته : 41,412
    بازديد ماه : 251,562
    بازديد سال : 867,990
    بازديد کلي : 5,539,813
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 23.20.166.68
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید