close
تبلیغات در اینترنت
متن اشعار ولادت حضرت علی اصغر, اشعار ولادت حضرت علی اصغر,متن اشعار میلاد حضرت علی اصغر

متن اشعار ولادت حضرت علی اصغر, اشعار ولادت حضرت علی اصغر,متن اشعار میلاد حضرت علی اصغر

متن اشعار ولادت حضرت علی اصغر, اشعار ولادت حضرت علی اصغر,متن اشعار میلاد حضرت علی اصغر

متن اشعار ولادت حضرت علی اصغر, اشعار ولادت حضرت علی اصغر,متن اشعار میلاد حضرت علی اصغر
متن اشعار ولادت حضرت علی اصغر, اشعار ولادت حضرت علی اصغر,متن اشعار میلاد حضرت علی اصغر
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
0 276 aboozar
3 299 aboozar
1 460 saeednajafi
12 759 aboozar
4 6450 amirsajad
0 2228 aboozar
0 2105 aboozar
0 1905 aboozar
0 3313 aboozar
0 1252 aboozar
1 17553 2505
6 6152 aboozar
0 14339 aboozar
1 2492 masoudfn
1 1619 aboozar
14 3605 aboozar
20 3841 aboozar
0 2737 aboozar
0 1755 aboozar
0 2087 aboozar

 

بر شادی پیغمبر و زهرا صلوات

بر آینه ی علی اعلی صلوات

هم مولد اصغر است و هم روز جواد

بر کرب و بلا و طوس یکجا صلوات

***

معشوق، به باد داده گیسو صلوات

بر نوگل کربلا ز هر سو صلوات

نقّاره زدند، ماه پیدا شده است

بر جلوه ی آن هلال ابرو صلوات

***

بر دلخوشی ضامن آهو صلوات

جانم! بفرست باز بر او صلوات

آمد دو علی دو جلوه از پیغمبر

بر هر دل مشتاق علی گو صلوات

***

بر روی جواد، باز بهتر صلوات

بر ناز نگاه علی اصغر صلوات

این نیست صدای این همه جمعیت!

بفرست بلندتر به حیدر صلوات

 

 

فضای عالم دل ها به حال آمده است

در آسمان ولایت هلال آمده است

به پاس عصمت پنجاه و هفت سال حسین

ز کردگار برایش مدال آمده است

علی اکبر اگر بُد مثال پیغمبر

حسین فاطمه را هم مثال آمده است

گلی که عطر دل انگیز فاطمه با اوست

علی جمال و محمد خصال آمده است

ز دیدنش شکفته گل، در گل عباس

ز بوسه اش دل زینب به حال آمده است

اگر جمال و جلال خدای می جویی

بیا که عین جمال و جلال آمده است

به رنگ و بوی بهشتی ز کشور گل ها

یگانه غنچه باغ کمال آمده است

الا که تشنه فیضی به وادی غم ها

بیا که چشمه آب زلال آمده است

اگر چه می شود از تیر قطع رگ هایش

از او میان قلب و خدا اتصال آمده است

 

طلوع چشم تو را افتاب باور كرد

هواي امدنت چشم را كبوتر كرد

ستاره هم به نوايي رسيد از نورت

حضور سبز تو حال زمانه بهتر كرد

كنار خانه اقا فرشته باران است

چه،خنده هات زمين را فرشته پرور كرد

به چشم هاي تو سوگند، اي علي چهره

خدا به خلقت چشمت دوباره محشر كرد

هزار مرتبه شكر است بر لبم،هر روز

كه حق شفاعت ما را به تو مقدر كرد

تو همطراز دو دست رشيد عباسي

و فاطمه به شما يك حساب ديگر كرد

خدا كه خواست مرا هم كسي ببيند،پس

مرا هميشه گداي عليِ اصغر كرد

سرودن از تو تواني عظيم ميخواهد

عنايت از كلماتي كريم ميخواهد

تو انتخاب خدايي براي فرداها

ضمانت تو اميد حسينيِ ماها

اگر چه كودكي اما بزرگ دنيايي

نديده اند شبيه تو چشم دنياها

چه معجزيست به چشمان فاطمي ات كه

مسيح چشم تو جان ميدهد به عيسي ها

من از قبيله دردم ، غلام زاده ي تان

تو از قبيله عشقي ز نسل اقاها

چه اهوانه مرا تا جنون كشاندي و

نوشته ايم يكي از تمام ليلا ها

هنوز زمزمه مادرم به گوشم هست

كه مي سرود شما را به جاي لالا ها

قسم به لحظهء بالا نشيني ات تا عرش

مرا ببر به حريمت در اوج بالا ها

ببر به سمت جنونم به عشق محرم كن

تمام سال مرا هفتم محرًم كن

طنين خنده تو تا به اسمان پيچيد

دل حسين به هر خنده تو ميلرزيد

بدون هيچ معطل شدن به دست پدر

دوباره اسم شما هم فقط علي گرديد

نشسته اند كنارت ذخيره هاي زمين

شده تجمع ماه و ستاره و خورشيد

فقط نشانِ بزرگيِ خانواده توست

كه پير و كودكتان اينچنين كرم داريد

چه كرده درس نگاهت كه اينچنين گشتند

مريد و شيفتهء تو مراجع تقليد

درست مثل دو دست گره گشاي عمو

خدا به دست تو باب الحوايجي بخشيد

در ارزوي علمداري ات كنار عمو

چه خواب ها كه برايت رباب خواهد ديد

عزيز من پسرم پا به راه خواهي شد

تو هم براي خودت يك سپاه خواهي شد

حماسه ي تو هنوز از زبان نيفتاده

توسلِ به تو از چشممان نيفتاده

تو قصه شبِ مادر بزرگ هاي كه

كرامت نفست از بيان نيفتاده

شعاع دلبري ات شاهزاده بي حد بود

كه اسمت از دهن آسمان نيفتاده

عروج سرخ تو محكم نمود راه غدير

چرا كه نام علي از اذان نيفتاده

نيامده به سفر ميروي مراقب باش

كه چشم شور پيِ كاروان نيفتاده

خدا كند كه دروغ است اينكه ميگويند :

چه بارها كه سرت از سنان نيفتاده

دوباره شاعر دلخسته مينويسد اين

دو مصرعي كه هنوز از دهان نيفتاده:

چه قدر زير گلويت سفيد و جذاب است

به قب قبت اثر بوسه هاي ارباب است

 

 

آسمان متن چشم های شماست

ای سرود طهارت و شادی

هرگز از لوح جان نخواهی رفت

تو به من عشق را نشان دادی

باید از زمزمی وضو گیرم

که طهارت دهد به جان لغات

ای جواد شرافت و عزت

می فرستم به یاد تو صلوات

آفتاب از نگاهتان لبریز

مثل رنگین کمان نور خداست

راضی ام جان فدا کنم، امشب

شب خوشحالی امام رضاست

کوچه ی شعر من چه قابل توست

که قدم بین بیت بگذاری

ای عبور مطهر معصوم

که شمیم خوش خدا داری

آه ای روشنای سینه ی من

باب جود و مروت و کرمی

تو مدد کن به کاظمین رسد

شعر بی تاب مُحرم حرمی

آه ای هستی مدینه ی نور!

آه ای دلخوشی حضرت طوس

نور چشمان مادر خورشید

ای هلالِ لطیفِ شمس شموس

تو بهار دوباره ای هستی

فصل پایان غم برای رضا

که تو را عاشقانه می گرید

صبر بی تاب چشم های رضا

ای که جود و سخاست بیتابت

چشم های همه به دست شماست

آبرودار خانه ی توحید

دست بردار! وقت، وقت دعاست

خون شده شعرهایمان آقا

ای امام جواد ادرکنا!

التماس دعا برای زمین

شده غم ها زیاد ادرکنا!

السلام علیک یا تسبیح!

السلام علیک سجاده!

با دو رکعت نماز شکر آری

دل زارم به پایت افتاده

وقت قد قامت الصلوة دل است

می سپارم به باد قلبم را

باز تکبیر می کند مُحرم

بند بند وجود شعرم را

باز بسم الحضور، بسم النور

بسم چشمان عشق افشانت

بسم تو، بسم جود، بسم جواد

ای همه وصف ها به قربانت

از کرَم داده ای به ما خورشید

ای خداوند عالمین! الحمد

آسمان را نشانمان دادی

مالک وجد آفرین الحمد

آه ایاک نعبدُ خورشید

آه ایاک نستعین، خورشید

این می وحدت است می نوشم

مست من، آسمان، زمین، خورشید

سید شادی و هدایت و شور

اهدنا الفضل، اهدنا البرکات

ناخود آگاه پای قنداقت

می فرستد زمین، زمان صلوات

دست ها را به خویش می خواند

چشم های امیدوار شما

باز یک کوچه سائل مشتاق

پشت دیوار، بی قرار شما

باز آئینه را بگردانید

نور می خواهد از شما دنیا

ای امام بهشت، امام بهار

ای امام تمام خوبی ها

وه که قنداقه ی حضور شما

دل شمس الشموس را برده است

ای مبارک ترین، جوادترین

که دل شاه طوس را برده است

باغ های بهشت بی تابند

"خیزران" گل به بار آورده

دُر شب تاب هفت دریا!  که

موج رحمت کنار آورده است

ای تقی، منتخب، ابا جعفر

ای که در بخشش و کرَم، مثلی

فاکفنا ایها العزیز امشب

که تو یک جا محمدی و علی

شب میلادت ای طراوت محض

شب میلاد نوگلی رعناست

شب یک شاهزاده ی کوچک

که گل سرخ باغ عاشوراست

آه بی تاب و بی قرار دلم

می تپد پای گاهوارهٔ او

به خداوندی خدای حسین

به علی اکبر دوبارۀ او ...

... که دلم سوی قبله می گردد

مثل پرواز، در نسیم رهاست

از حرم تا حرم،  چقدر خدا !

دوره گردی عاشقان زیباست

دارم از طوس بال می گیرم

چشم هایم به گنبدی زرد است

السلام علی الحسین شهید

فطرس آری جواب آورده است

السلام علی علیّ حسین

السلام علی رضیع صغیر

روی لب های عرش می شکفد

که امیری حسین، نعم الامیر

پر از آهنگ نور بود و سرور

عمر کوتاه لاله اما کاش ...

که خزان اندکی زمان می داد

که شود چند ساله اما کاش...

ای مدینه چقدر نورانی

ای مدینه چقدر زیبایی

دو سحر داده یک شبه به تو حق

شده ای باز هم تماشایی

یا علی مستمند و تنهایم

حاجتم دست بی نیاز شماست

باز هم سائل مدینه شدم

چشم من باز بر نماز شماست

یا علی چشم هایتان روشن

خانه تان تا همیشه باد آباد

چشم بر راه چشم روشنی ام

شب میلاد اصغرست و جواد

یا علی تا که دین حق بر پاست

یا علی تا خدای کعبه خداست

بر لبم یا علی علی جاری ست

شعر من نذر اهلبیت شماست

یا علی تا علی ست مولا، کِی

چشم بر دست دیگری هستیم

ما فقط دور کعبه می گردیم

تا خدا هست حیدری هستیم

 

 

 

خواندیم ولی نوشته می شد

خیرالعملی نوشته می شد

هر جا غزلی نوشته می شد

در شأن علی نوشته می شد

به چه پسری حسین دارد

جز نام علی نمی گذارد

ای دلخوشی جناب ارباب

تکرار ابوتراب ارباب

ارباب میان قاب ارباب

شیرین عسل رباب ارباب

تنها نه تحول آفریدی

لبخند زدی گل آفریدی

نور به نظر رسـیده تبریک

در شهر خبر رسیده تبریک

یک یار دگر رسیده تبریک

سرباز پدر رسیده تبریک

آیینه ای از نگاه باباست

او یک تنه خود سپاه باباست

 

خندیم به مقدم تو یا گریه کنیم

خندیم، ولیک بی صدا گریه کنیم

امرو ز گریۀ تو خندیم، ولی

فردا به تبسّم تو ما گریه کنیم

×××

ای آن که حریر نرمِ گل جای تو بود

آغوش لطیف لاله مأوای تو بود

از لحظۀ میلاد تو، شش ماه حسین

مهمان نگاه و روی زیبای تو بود

×××

آن روز که دوست نور حق را به تو داد

در صبح ازل رنگ شفق را به تو داد

امروز چه دید در نگاه تو حسین

کز دفتر عشق شش ورق را به تو داد

 

 

روشن تر از روز است خیلی بامرامند

وقتی کریمان با گدایان هم کلامند

الحق که آقازاده ها یک یک امیرند

الحق که نوکرزاده ها یک یک غلامند

در فقرِ محضِ خود غنیِّ محض هستم

وقتی گدای این درم، مردم گدامند

عین عدم هستیم و با آنان وجودیم

پس ما همان هاییم که آن ها بنامند

سنّ زیاد و سنّ کم، فرقی ندارد

این خانواده از طفولیت امامند

چیزی ندارم جز «سلام الله علیهم»

فرزندهای فاطمه با احترامند

هر صبح خورشیدند و در هر شام ماهند

این چهارده تا روشنی صبح و شامند

این چهارده آیینه از بس که شبیه اند

وقتی ببینی شان نمی دانی کدامند

×××

و الله این پروانگی ما می ارزد

هر چند خاکستر شدیم اما می ارزد

معشوق عالم می شود یک روز، عاشق

مجنون ما اندازه لیلا می ارزد

قلاده ما را همین گوشه ببندید

سگ هم کنار خانه این ها می ارزد

سر می نهم بر پای تو قیمت بگیرم

هر جا نمی ارزد سرم این جا می ارزد

یک جان ناقابل به پایت ذبح کردیم

حالا که شد مال تو از حالا می ارزد

این گریه ها را آیه تطهیر گفتند

یک قطرهٔ آن بیش از دریا می ارزد

با کاظمین تو بهشتی دارم این جا

پس زندگی در عالمِ دنیا می ارزد

پس ارزش گهواره ات کعبه است حتماً

وقتی عصای حضرت موسی می ارزد!

دستی بکش بینا کنی این چشم ها را

با معجزات تو چه نابینا می ارزد!

کافی ست ما را این که بابای تو خندید

لبخند بابای تو یک دنیا می ارزد

×××

آن که «کم»ش را نیمه شب آورد، دادت

دارد زیادش می کند لطف زیادت

آقا منم... آن رختْ پاره... پا برهنه...

آن شب –شب جمعه- مرا که هست یادت!

تو کیستی؟ تو از کریمان بلادم

من کیستم؟ من از گدایان بلادت

من از در این خانه ات جایی نرفتم

پس رو مگردان از گدای خانه زادت

آن که مرا حالا مُرید تو نوشته

حتماً تو را هم می نویسد «یا مراد»ت

تو جان مایی، پس بگیر این حق خود را

نفرین بر آن که جان گرفتی جان ندادت

تو هر کجا پا می نهی هر صبح خورشید

عرض ارادت می کند بر بامدادت

بابای تو با دیدن تو گریه می کرد

با گریه لطف دیگری دارد عبادت

آباء و اجدادت همه یک یک جوادند

پس می نویسیمت جواد بن الجوادت

×××

بر روی پایت می گذارد کعبه سر هم

جبریل حتی می گذارد بال و پر هم

به خاک پایت احتیاجی نیست اصلاً

وقتی دوا می سازم از این خاک در هم

تو کعبه ای! آن کعبه ای که در طوافت

بال و پر ما سوخته حتی جگر هم

با آبروی تو تهجّد آبرو یافت

فیض از مناجات تو می گیرد سحر هم

با این جمالی که تو را دادند، باید...

بین خریداران تو باشد پدر هم

نام مرا هم بین این عشاق بنویس

بگذار تا جا خوش کند این یک نفر هم

ای جان به قربان تو و دورِ شلوغت

یوسف شدن بازار دارد، دردسر هم

در کوچه جانِ ما نقابت را بیانداز!

این گونه چشمت می زنند این ها، نظر هم

هستند یک یک شیرها دنبال دامت

چشمان آهوی خراسانِ پدر هم

فهم من از لطف جوادی تو این است:

که آن چه را گفتیم دادی، بیشتر هم

ما را ببر تا کاظمین این بار با هم

ما را بخر در کاظمین این بار درهم

×××

جز عجز، سائل چاره ای دیگر ندارد

وقتی کریمیِ‌ خدا آخر ندارد

ما را برای در زدن معطل نکردند

اصلاً ‌بیوت این کریمان در ندارد

این خانواده کودکش ذاتاً بزرگ است

نام علی که اصغر و اکبر ندارد

طفل رباب ست و ولیکن عادتش بود

از شانهٔ عمه سرش را بر ندارد

بین مقامات رباب این شان کافی ست

که هیچ کس جز او علی اصغر ندارد

وقتی که آمد لشگر کوفه به هم ریخت

میدان علمداری ازین بهتر ندارد

وقتی که آمد لشگر از دور پدر رفت

آخر گمان کردند که لشگر ندارد

طفل است و بابای بلاتکلیف مانده

حیرانی است و کودکی که سر ندارد

گیرم که از فردا دوباره آب وا شد

چه فایده، شش ماهه که دیگر ندارد

علی اکبر لطیفیان

 

 

چشم یعقوب مسیل نیل است

کودکی در بغل راحیل است

می توان خواند ز پیشانی طفل

چون مسیحا نفس انجیل است

آیه ها می چکد از لعل لبش

گریه اش لحن خوش ترتیل است

بال فطرس شده گهواره ی او

سایه بانش پر جبرائیل است

علوی زاده ای از نسل خلیل

این پسر، کنیه اش اسماعیل است

خنده اش روح غزل های بهار

خنده اش شعر پر از تمثیل است

 عرشیان سر خوش آهنگ و طرب

تار و دف در کف اسرافیل است

ریسه آویخته از عرش به فرش

این هنرمندی میکائیل است

مات و مبهوت ملائک دیدند

خنده ای بر لب عزرائیل است

رونقی داده به بازار شعف

 حجره ی غصه و غم تعطیل است

صدقه می دهد امشب  آقا

دست هر حور و ملک زنبیل است

چه صف طول و درازی دارند!

آخرین کس ته صف هابیل است

هاتفی گفت به ارباب بهشت

 پسرت مایه ی فخر ایل است

وقت کوچ است، برو قافله دار

نفرات سفرت تکمیل است

 

 

بیا که سیر چمن در بهار باید کرد

ز طرف  باغ ولایت گذار باید کرد

یگانه لالۀ نشکفتۀ حسین شکفت

بیا که رو به سوی لاله زار باید کرد

برای دیدن این غنچۀ تماشائی

گلاب اشک به راهش نثار باید کرد

مدینه از قدم او بهشت امید است

بیا که رو به سوی آن دیار باید کرد

اگر چه مصحف عمرش تمام شش ورق است

به عمر کوته او افتخار باید کرد

شب ولادت او شد بهار شادی و غم

اگر چه زین دو یکی اختیار باید کرد

به آستانۀ باب الحوائج ای مسکین

به غیر عرض توسل چه کار باید کرد؟

همیشه خوانده ام  او را به وقت شادی و غم

که نام نامی او را شعار باید کرد

ز خاک درگه او بر مدار سرای دل

که کسب عزّت و قدر و وقار باید کرد

شبی به کرب وبلای حسین، محفل اُنس

به یاد اصغر او برقرار باید کرد

گه شهادت خود با تبسمش می گفت

که عشق را به جهان پایدار باید کرد

به مهر او چو «وفائی» همیشه رو کن، دل

که فکر روشنیِ شام تار باید کرد

 

هر که دل بُرد، دلبر ما نیست

هر که نازی فروخت، لیلا نیست

هر که هویی کِشَد، مسیحا نیست

هر کسی با تو نیست، با ما نیست

دلبر محض، غیر مولا نیست

عاشقان دف به کف ز حیرانی

صف کشیدند بر غزل خوانی

تا فِتد بر که فال قربانی

رحمت حق به قوم نصرانی

نزد آن شیعه کز تو شیدا نیست

مستم از عشق و خُم به دوش تویی

نُهمین بحر باده جوش تویی

پسر سلسله فروش تویی

حق تعالای هر سروش تویی

ورنه جبریل مرد این ها نیست

ای پدر خواندۀ پیاله و خُم

هو تویی ای عزیز یازدهم

ای امیر عمارت مردم

تو به «نحنُ» بناز و من «انتم»

که کتابت به شرح آتانی است

اربعینی به شیشه مِی بوده

کس نداند که تاک کِی بوده

مِهر یا این که تیر و دِی بوده

چون عروس علی ز ری بوده

نیمی از این شراب ایرانی ست

شه به بزم جلوس می آید

منکر او عبوس می آید

جان سلطان طوس می آید

یا انیس النفوس می آید

جان دهیدش، گهِ تماشا نیست

جلوات تو مشرق سحر است

خلوات تو فیض خونجگر است

سکنات تو مو به مو پدر است

حرکات تو حیدری دگر است

لمعات تو کم ز زهرا نیست

ای غروب بهانه را مرآت

گریه کم کن بخور ز آب فرات

یافتی چون ز تشنگی تو نجات

به علی اصغر و لبش صلوات

بهتر از این به آب معنا نیست

جگرش را به روی دست گرفت

پسرش را چنان که هست گرفت

گردن نازکش شکست گرفت

بوسه ی تیر تا نشست گرفت

معنی، این غیر داغ مولا نیست

 

 

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2066
    کل نظرات : 170
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 89
    تعداد اعضا : 272
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 14,093
    بازديد ديروز : 14,711
    بازديد کننده امروز : 6064
    بازديد کننده ديروز : 6147
    گوگل امروز : 7976
    گوگل ديروز: 8248
    بازديد هفته : 53,426
    بازديد ماه : 158,203
    بازديد سال : 1,415,522
    بازديد کلي : 6,087,345
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 54.145.117.60
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید