close
تبلیغات در اینترنت
میثم مطیعی

میثم مطیعی

میثم مطیعی

میثم مطیعی
میثم مطیعی
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
4 5762 amirsajad
0 1784 aboozar
0 1594 aboozar
0 1480 aboozar
0 2468 aboozar
0 894 aboozar
1 16227 2505
6 5335 aboozar
0 13096 aboozar
1 2139 masoudfn
1 1333 aboozar
14 3008 aboozar
20 3265 aboozar
0 2432 aboozar
0 1532 aboozar
0 1815 aboozar
0 1576 aboozar
2 1441 aboozar
13 2030 aboozar
21 4024 aboozar

 

اين باديه را از شوق شما دويده

قطع قلبي هذه الصحراء شوقا لكم

پيش از خود من، قلبم به حرم رسيده

حيث أنه وصل الی حرمکم قبلي

با اذن امام هشتم

بإذن الإمام الرضا

با لطف كريمه ي قم

وبلطف من كريمة قم

راهي شده اند اين مردم

انطلق هذا الحشد

اگرچه عازم قبر شهيد كربلا هستيم

برغم أننا نتجه لزيارة قبر شهيد كربلاء

به هر موكب، نمك گير امام مجتبى هستيم

لكن بكل موكب قد من علينا بكرمه الامام حسن المجتبى

 همين پاي پياده، پر از عزم و اراده، مهياي جهاده

إن هاتين القدمين، بكل عزم و إرادة، ممهدتان للجهاد

ناموس خدا از شام بلا در راهست

إن ناموس الله آتيات من شام البلاء

با شور و نوا بين اسرا در راهست

آتيات و هن ملیئات بالحماس و الشوق بين الأسراء

با محنت و غم مي آيند

یأتين بكل محنة

پشت سر هم مي آيند

واحدة تلو الأخرى

مشتاق حرم مي آيند

یأتين شوقا الی حرمک

به قربانگاهِ دلدارش، رسيده زينب كبرى

وصلت العقيلة إلى مذبحة حبيبها الحسين

نگيرد كاش، حسين از او، سراغ دختر خود را

يا ليت الحسين لا يسألها عن طفلته

 امير سر بريده، حسين اي نور ديده، بيا مهمان رسيده

أيها الأمير المذبوح، يا حسين يا ضياء كل عين، أقبل فزوارک قد وصلوا

*********

مِنّا لَكَ يا شَمْسَ الشُّهدا السّلام

اي خورشيد شهيدان! از جانب ما سلام بر تو

شَوقاً لكَ يا مولايَ تَطيرُ الأقدام

گام هاي مان به شوق تو - به جاي رفتن- پرواز مي كنند

قَلبي يَسبِقُ أقدامي

قلبم از قدم هايم سبقت مي گيرد

عَيني تَنْسَى آلامي

چشمانم درد هايم را از ياد مي برد

شَوقاً للقَمرِ الدَّامي

به شوق زيارت آن قرص ماه در خون تپيده

و إنْ حالَ الزَّمانُ دونَنا یا سیِّدَ الأَحْرار

اي سرور آزادگان! حتی اگر روزگار بين من و تو جدايي افکند

أُلبِّي صَرْخةَ المظلومِ يَدعُو غَيْرَةَ الثُّوارْ

ندای مظلومانه ات که انقلابی های با غیرت را میخوانی اجابت می کنم

 بِعَزْماتِي الأَصِيلة ... و قَبْضَاتِي الثَّقيلة ... أنا أفْدِی العَقيلة

با شجاعت حقیقی ام ...با مشت های سنگینم ....از زینب دفاع می کنم

يا أرضَ الوَفاء، أرضَ النُّجباء جِئناكِ

اي سرزمين وفاداري! اي كربلا! بسوي تو آمديم 

مِن النَّجفِ حتی الطَّفِ جِئناكِ

از نجف تا کربلا به سوی تو آمده ایم

مَن يَهْوَى الإمامَ القائِم

كسي كه امام قيام كننده (حضرت مهدي علیه السلام)  را دوست دارد

يَسيرُ كَسيلٍ عَارم

مثل سيلاب خروشان حركت مي كند

لا يَخْشَى لَومَ اللاّئِم

و از سرزنش ملامتگران باكي ندارد

و مِن شَتَّى البِقاعِ قدْ أتَى زَحفُ الوَلائييّن

سیل محبان سراسر جهان به سوی تو آمدند

تَحَدَّوا كَيْدَ صُهيونٍ، فَنِعْمَاً للحُسَينييّن

با مکر صهیونیست ها مقابله کردند و آفرین بر حسینی ها

 بِعَزْماتِي الأَصيلة ...و قَبْضَاتِي الثَّقيلة ... أنا أفْدِی العَقيلة

با شجاعت حقیقی ام ...با مشت های سنگینم ....از زینب دفاع می کنم

 

 

شوق زیارت است مرا اربعین رسید

دیگر چه طاقت است مرا؟ اربعین رسید

همه رفتند كربلا، امام صادق فرمود: لو علم الْنّاس ما فی زیارة قبر الحسین علیه السلام ،  لماتوا شوقاً:اگه مردم می دونستند زیارت امام حسین چه خبره، درش چی نهفته است، از شوق می مردند.

یک سال آزگار دلم بود و این سوال

آیا لیاقت است مرا؟ اربعین رسید

گفتم که لااقل ز علامات مؤمنین

این یک علامت است مرا اربعین رسید

امام عسكری فرمود:علامات الْمؤْمن خمْسٌ.مؤمن پنج نشانه داره، یكی زیارت اربعین، آقای با كرم، مولای كریم، مارو هم زائر اربعین محسوب كن، ما هم امروز دلمون كربلاست،  ما هم دلمون می خواست كنار قدم های جابر به كربلا برسیم ولی نشد

شور قیامت است به پا گرد مضجعت

آه است و حسرت است مرا اربعین رسید

آقا من جا موندم، دلم می خواست اربعین با پای پیاده بیام كربلا.

من كیستم خسی كه به میقات ره نیافت

شوق زیارت است مرا اربعین رسید.

داغ است و غربت است به دل،  رفت کاروان

اشک است و خجلت است مرا اربعین رسید

جا مانده ام ز قافله ی کربلاییان

شوق شهادت است مرا اربعین رسید

من هم یکی ز چله نشینان ماتمت

اجر مصیبت است مرا اربعین رسید

أشْهد انك تشْهد مقامى و تسْمع كلامى وترد جواب . آقا صدای من رو میشنوی،  اگه ما هم بهت سلام بدیم، تو جواب میدی،  السّلام علیْك یا اباعبْداللّه،  السّلام علی شیب الخضیب، السلام علی الخدالتریب. ای حسین.....

 از دور هم سلام مرا میدهی جواب

لطف تو عادت است مرا اربعین رسید

احسان بی حد است تو را ایها العزیز

اشکم بضاعت است مرا اربعین رسید

راهی شده ست سوی تو بسیار کاروان

با احترام،  آمده اینبار کاروان

آقا خیلی زائرات با احترام میان كربلا، خیلی ها بهشون خدمت می كنند، كاروان امام حسین هم روز دوم وقتی رسید كربلا با عزت و احترام همه پیاده شدند، آقا فرمود: انزلوا هذا موضع كربٍ وبلاءٍ هاهنا مناخ ركابنا،  ومحطّ رحالنا وسفك دمائنا،  همه پیاده بشید بارو بونه زمین بگذارید، اولیاء مخدره زینب با احترام پیاده شد، عباس مواظب.

راهی شده ست سوی تو بسیار کاروان

با احترام،  آمده اینبار کاروان

این کاروان نه سنگ،  نه دشنام دیده است

اکرام دیده،  سفره ی اطعام دیده است

این بار تازیانه نخورده است کودکی

بی یار و سر پناه،  نمرده است کودکی

اینجا کسی ندیده به مقتل،  تن حسین

سیلی کسی نخورده پس از خواندن حسین

ای حسین.....

 

ای به خون خفته سالار زینب
گریه کردم غمت را چهل شب
داغ تو همچنان مانده بر دل
نام تو همچنان مانده بر لب
ای سید و سالارم
من تا به تن جان دارم
در سوگ تو میبارم
یا سیدی یا مظلوم
ای حماسی ترین عشق عالم
میبری جان من را دمادم
زائرت میشوم اربعین ها
در سپاه توام هر محرم
ای ذبح اعظم مولا
ای نور چشم زهرا
ای قبله گاه دل ها
یا سیدی یا مظلوم
یا اخا بی تو در کاروان ها
شور تو شعله ها زد به جان ها
کربلای چهل روزه‌ی من
خطبه‌ها بود و زخم زبان ها
من پیک عاشورایم
من زاده‌ی زهرایم
من زینب کبری‌یم
یا سیدی یا مظلوم

 

چه آروم اون گوشه خوابیده

چه خنده ای کنج لبهاشه

تو خواب ناز داره میبینه

که توی آغوشه باباشه

داره خواب میبینه که بابا دوباره

گل بوسه تو باغ چهرش می کاره

نه لبهاش کبوده نه موهاش پریشون

نه اون روی ماه زیر گرد و غباره

بابا، بابای مهربون من

نپرس از حال پریشون من

روی زرد و قد کمون من

بابا من الذی ایتمینی

یه مرتبه می پره از خواب

ولی نمیبینه باباش و

نمی بینه خوابش و حتی

هر چی که می بنده چشماش و

نمیبینه چیزی به جز یه خرابه

که تاریک و سرده غمش بی حسابه

می پرسه با گریه که بابای من کو

ولی این سوالش بازم بی جوابه

تا کی قسمت من تنهاییه

بابا نگو وقت جداییه

آخه دختر بچه باباییه

چه آروم اون گوشه خوابیده

 بدون این غصه ها، غم ها

ولی دیگه خواب نمیبینه

روی زانوشه سر بابا

می دونستم این غصه امشب تمومه

می دونسته که دیدنش آرزومه

حالا اومده تا که تنها نمونم

نخواب، نه رویا، خودش روبرومه

بابا، دیگه منو تنها نگذار

تو این ویرونه ی سرد و غم بار

از تو جدا نمیشم من این بار

 

دلم از خرابه دیگه خونه امشب

مزاحم شدم من برا عمه زینب

می سوزم تو این تب

صورت من کبوده و زرده

حرف دلم گلایه و درده

یه دختره شامی رو دیدم که

روسری منو سرش کرده

یه دنیا درد دل دارم بابا

از اون شب سر توی صحرا

موی سرم سپیده و قدم

شده شبیه مادرت زهرا

آه بابا، بابا، بابا

وای، بابا، بابا، بابا

دعا کن بمیرم، برم از خرابه

برای همیشه سه ساله ات بخوابه

که موندن عذابه

دوری تو طاقتم و برده

دیر برسی دختر تو مرده

تموم راه شام و بازار و

عمه به جای من زمین خورده

تو این خرابه نفسم تنگه

چرا رو لبهات اثر سنگه

راستی تو بازار حراجی ها

دیدم سر خاتم تو جنگه

آه بابا، بابا، بابا

وای، بابا، بابا، بابا

یکی نیست بپرسه گناهم چی بوده

چی بوده که رنگم پریده کبوده

تواتیش و دوده

نگفتی که سه ساله جون میده

واسه تصدق یکی نون میده

خسته شدم بسکه تو این بازار

یکی همش ما رو نشو میده

جای طناب مونده رو گردن ها

حتی حیا نکردن از زن ها

از روی ناقه افتادم گفتم

الهی هیچ زنی نشه تنها

 

حاج میثم مطیعی

 

سر آمد شام غم هایم، مه عیدم کجا بودی

شب آرامش من،  صبح امیدم کجا بودی

بابا،  بابا

سفر اینقدر طولانی؟ نگفتی دختری داری

داره درد دل میکنه با باباش، حرف دخترونه میزنه

سفر اینقدر طولانی؟ نگفتی دختری داری؟

نمی دانی چقدر از عمه پرسیدم کجا بودی

عمه بابام کجاست

مغیلان چیست میدانی؟ فقط این را بگو بابا

ز پایم دانه دانه خار میچیدم کجا بودی

دیگه این آخری ها دست ها و انگشت هاش رمق نداشت خودش خار مغیلان از پا بکشه

انگشت های عمه بگرفته نقش گُل زخم

بابا دستای عمه زخم شد

انگشت های عمه بگرفته نقش گُل زخم

از بس نشسته و خار از پای من کشیده

مغیلان چیست میدانی؟ فقط این را بگو بابا

ز پایم دانه دانه خار میچیدم کجا بودی

نه لالایی نمی خواهم دگر،  اما در این مدت

که من از درد یک شب هم نخوابیدم کجا بودی

کدوم درد ؟دردش رو بگو،  بابا:

سرم،  تنم، کمرم ، پهلویم،  پرم

یکی دو تا که نیست کبودی پیکرم

بابا جونم، بابا حسینم، دردامو شماره کرده بودم همه رو به خاطر سپرده بودم، بیای دردای دلم رو بهت بگم، ای بی بی جان درسته کوچیکی، ولی من یقین دارم، همه ی ما یقین داریم ، گره های بزرگ رو باز میکنی، بابا دردهامو شماره کرده بودم،  ولی دردام ساکت شد تو اومدی

گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم

چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی

دیگه دردی ندارم، دیگه بازوهام درد نمیکنه،  دیگه پهلوم تیر نمیکشه، دیگه دست به دیوار نمیگیرم، دیگه مثل پیرزنها راه نمیرم، بهت قول میدم، رقیه خوب شده بابا، بابا، بابا

 با دیدن تو درد ها از یاد من رفت

پس بعد از این دردی اگر دارم ندارم

نه لالایی نمی خواهم دگر،  اما در این مدت

که من از درد یک شب هم نخوابیدم کجا بودی

نمی خواهم بگویم که کجا رفتم،  نمی خواهم

بپرسم از تو در بازار چرخیدم کجا بودی

ای بابا مارو بازار بردند، بابا بابا

در کار گلاب و گل حکم ازلی این بود

که این شاهد بازاری و آن پرده نشین باشد

بابا بذار یه گزارش سفر بهت بدم:

من و عمه سر و سردار شدیم

من و او راهی بازار شدیم

می خوای یه دونه ی دیگه اش رو برات بگم

من و او راهی بازار شدیم

شهره مجلس اغیار شدیم

همه مارو نشون میدادند، بابا، بابا جون بابا

نمی خواهم بگویم که کجا رفتم، نمی خواهم

بپرسم از تو در بازار چرخیدم کجا بودی

من نمیگم تو هم به من نگو

نمیخواهد بگویی که کجا رفتی،  نمیخواهد

که از خاکستر گیسوت فهمیدم کجا بودی

سرت چرا بوی نون گرفته؟

خسته ای از ره دور آمده ای

یا که از کنج تنور آمده ای

آن شب دل تنور به حال سر تو سوخت

بر میهمان سر زده اش میزبان کریست

نمیخواهد بگویی که کجا رفتی،  نمیخواهد

که از خاکستر گیسوت فهمیدم کجا بودی

به زحمت روی پنجه ایستادم در میان بزم

خودم با چشم خود دیدم،  خودم دیدم کجا بودی

بابا با همون چشم تارم تشت طلا رو دیدم، بابا  با همون گوش پاره صدای قران خوندنت رو شنیدم،  صدای چوب خیزران رو شنیدم،  یا صاحب الزمان(عج): در ناحیه ی مقدسه فرمود:السَّلامُ عَلَى الثَّغْرِ ِ الْمَقْرُوعِ بِالْقَضیبِ سلام بر اون دندان با چوب نواخته شده.

سرت را وقت قرآن خواندنت در تشت کوبیدند

تو باید بعد از این قاری قرآن خودم باشی

حسین..........

روضه شهادت حضرت رقیه (س) -  سر آمد شام غم هایم، مه عیدم کجا بودی - حاج میثم مطیعی

 

حاج میثم مطیعی

خدایا چه تلخ است و سخت است،خداحافظی های امشب

شروع غریبی ِ حیدر،شروع صبوری ِ زینب

حسینت سوی قبر و تابوت،چنان خیره مانده نگاهش

كه گودال قبر تو گویا،شده گودی قتلگاهش

خداحافظ ای قرار دلم،خداحافظ ای جان حیدر

خداحافظ ای همه حاصلم،خداحافظ ای یاس پرپر

آرام جان الوداع

یار جوانم الوداع

یافاطمه یافاطمه جان

تمام سپاهم تو بودی،علی بی تو بی سپاه است

من و صبر و خانه نشینی،علی بعد تو بی پناه است

دو چشمم پر از موج اشك و ،تمام نفس هایم آه است

تو رفتی و همراز این دل،همین اشك و آه است و چاه است

شب من دگر

ندارد سحر

شده خانه ام بیت الحزان

من و صبر و غم

غم دم به دم

من و كودكان پریشان

آرام جان الوداع

یار جوانم الوداع

یافاطمه یافاطمه جان

دانلود سینه زنی واحد شهادت حضرت زهرا (س)

شنبه 01 فروردين 1394

حاج میثم مطیعی

 

زائر! ز خود برون آ، وقتِ سفر رسیده

پا در ره ولا بگذار

جابر! به سوگ مولا ماه صفر دمیده

خود را به جاده ها بسپار

به قلب سالک نیست، اثر ز بیم بلا

ز خود سفر باید، به سوی کرب و بلا

چه بیم اگر این ره، سوی بلا افتد

خوشا سری کزتن، به کربلا افتد

اگرچه ناقابلم سر من فدای راه حسین

به غیر سر مرکبی ندارم برای راه حسین

حسین مظلوم....

جابر! به جای زینب، جای رباب و لیلا

باید سفر کنی امروز

زائر! به جای شیعه، سوی مزار مولا

باید خطر کنی امروز

به نوحه و افغان،به جاده باید رفت

به یاد طفل حسین، پیاده باید رفت

ببند احرامی، که عید قربان است

مسیر کرب و بلا، بدون پایان است

صبا! تو خود را، به صحن مولا، به آن سرا برسان

صدای ما را، سلام ما را، به کربلا برسان

حسین مظلوم....

داغ تو مرهمی تا صبح ابد ندارد

ای قبله ی دل عالم

الله اکبر از این ماتم که حد ندارد

الله اکبر از این غم

حبیب آمده بر، حبیب می گرید

به غربتِ مردِ، غریب می گرید

اگر که بی پاسخ، سلامِ جابر بود

بدان بدونِ سر، امامِ جابر بود

بمیرم آخر، بمیرم آخر، به غربت مولا

غریبِ مادر، فتاده بی سر، به دشت کرب و بلا

حسین مظلوم....

دانلود سینه زنی زمینه اربعین حسینی (ع)

حاج میثم مطیعی  امیر عباسی

 

سلام علی ساکن کربلا

بود اربعین روز اشک عزا

به یاد اسیران کرب و بلاء

به سر زینب دل شکسته ز شام

کنار مزار شه سر جدا

سلام علی ساکن کربلا

دلم غرق ماتم شده یا حسین

به ما ظلم اعظم شده یا حسین

اگرچه شده سرنگون کاخ ظلم

ولی قامتم خم شده یا حسین

سلام علی ساکن کربلا

تو گفتی که خوبان امیری کنند

دلاور شوند و دلیری کنند

مبادا جوانان به میدان رزم

ذلیلانه اظهار پیری کنند

امیری حسین و نعم الامیر

تو گفتی خدا پا در آن می­نهد

اگر خانه را گرد گیری کند

تو گفتی صبوری کند خواهرت

چو مجبورشان بر اسیری کنند

تو گفتی که هیهات و مردان ما

بمانند و ذلت پذیری کنند

امیری حسین و نعم الامیر

به هر کوی و بزم و هر انجمن

سرم خاک پای حسین و حسن

پدر در دو گوشم سرود این سخن

که ای نازنین طفل دلبند من

حسینی بمان و حسینی بمیر

امیری حسین و نعم الامیر

ز خون جگر پاک پاکم کنی

سپس عاشق سینه چاکم کنی

به تیغ محبت هلاکم کنی

به صحن ابوالفضل خاکم کنی

که خاکم دهد بوی مشک و عبیر

امیری حسین و نعم الامیر

دانلود سینه زنی زمینه اربعین حسینی (ع)  

حاج میثم مطیعی

 

می خوام روضه ی امام حسن علیه السلام بخونم، آقا، آقا، همه ی اموات، شهدا، فیض ببرند.خزاز قمی نوشته در كفایة الأثر ، از بزرگان شیعه است در قرن چهارم، از جُناده نقل كرده:

دَخَلْتُ عَلَى الْحَسَنِ بْنِ عَلِیِّ اومدم ملاقات آقا فِی مَرَضِهِ الَّذِی تُوُفِّیَ فِیهِ "آقا یه روز لباس كارگری میپوشیم میاییم مدینه، یه روز میاییم حرمت رو میسازیم، اگه امام زمان (عج) لایق بدونه اول بریم قبر مادرت رو آباد كنیم" میگه وارد شدم بَیْنَ یَدَیْهِ طَشْتٌ دیدم مقابل آقا طشت هست یُقْذَفُ فِیهِ الدَّمُ لخته های خون داخل طشت میریزه"امشب امام حسن میخواد مارو نصیحت كنه، موعظه كنه، ما كه گرفتار هوای نفسیم" وَ یَخْرُجُ كَبِدُهُ قِطْعَةً قِطْعَةً دیدم جیگر مباركش قطعه قطعه خارج میشه مِنَ السَّمِّ الَّذِی أَسْقَاهُ مُعَاوِیَةُ لعنت الله علیه میگه از آقا سئوال كردم:  یَا مَوْلَایَ‏ مَا لَكَ لَا تُعَالِجُ نَفْسَكَ آقا جان چرا معالجه نمیكنی؟فرمود:  یَا عَبْدَ اللَّهِ بِمَا ذَا أُعَالِجُ الْمَوْتَ مرگ رو با چه میشه درمان كرد؟ میگه من صدا زدم إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ "اینقدر مادرش دوست داره برا امام حسن گریه كنی، میگن مادرش نگاه میكنه، میگن مادرش میاد میخره، سَوا میكنه، قربونت بریم یا امام حسن برات كم كریه كردیم نشناختیمت"میگه گفتم:  إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ آقا من رو نگاه كرد، گفت ای جُناده مَا مِنَّا إِلَّا مَسْمُومٌ أَوْ مَقْتُولٌ ما اهلبیت رو یا سم میدند یا میكشند، میگه طشت رو برداشتند، فهمیدم لحظه های آخره، گفتم:  باید استفاده كنم عِظْنِی یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ آقا من رو موعظه كن یَا جُنادَه اسْتَعِدَّ لِسَفَرِكَ ای جناده برای سفری كه در پیش داری آمده شو وَ حَصِّلْ زَادَكَ قَبْلَ حُلُولِ أَجَلِكَ قبل از اینكه مرگ برسه زاد و توشه فراهم كن، جناده زاد و توشه فراهم كن وَ اعْلَمْ أَنَّكَ تَطْلُبُ الدُّنْیَا وَ الْمَوْتُ یَطْلُبُكَ جناده تو در طلب دنیایی، حال آن كه مرگ در پشت سر و دنبال توست، ای جناده وَ لَا تَحْمِلْ هَمَّ یَوْمِكَ الَّذِی لَمْ یَأْتِ عَلَى یَوْمِكَ الَّذِی أَنْتَ فِیهِ ای جناده غم و غصه روزی كه نیومده بر روزی كه درش هستی هموار نكن، ای جناده، بدان اگه بیشتر از نیازت اكتساب مال كنی، خرینه دار دیگری خواهی بود، میزاری و میری، ای جناده وَ اعْلَمْ أَنَّ فِی حَلَالِهَا حِسَابٌ بدان در حلال دنیا حساب است وَ فِی حَرَامِهَا عِقَابٌ اگه حرام مرتكب بشی عقاب داره وَ فِی الشُّبُهَاتِ عِتَابٌ، "گفت گفت فرصت نیست همه رو بگم، كلام نورانیه آقاست"ای جناده برا دنیات یه جوری كار  كَأَنَّكَ تَعِیشُ أَبَداً  برا دنیات یه جوری كار كن انگار همیشه میخوای زنده باشی وَ اعْمَلْ لآِخِرَتِكَ كَأَنَّكَ تَمُوتُ غَداً بر آخرتت یه جوری عمل كن كه انگار همین فردا میخوای بمیری"گفت گفت، وی‍ژه گی های رفیق خوب رو هم فرمود" یه وقت جناده گفت:  ثُمَّ انْقَطَعَ نَفَسُهُ یه وقت نفسش به شماره افتاد وَ اصْفَرَّ لَوْنُهُ  رنگ  چهره اش زرد شدحَتَّى خَشِیتُ عَلَیْهِ من به آقا ترسیدم وَ دَخَلَ الْحُسَیْنُ علیه السلام امام حسین علیه السلام وارد شد فَانْكَبَّ عَلَیْهِ برادر رو در آغوش گرفت حَتَّى قَبَّلَ رَأْسَهُ به سر برادر بوسه میزد وَ بَیْنَ عَیْنَیْهِ جناده میگه چیزی نگذشت یه وقت صدا بلند شد إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ

روضه امام حسن (ع)

یکشنبه 16 آذر 1393
درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
نظرسنجی
آیا فیلم های مداحی همراه با متن در وب قرار بگیرد؟


محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 1747
    کل نظرات : 139
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 3
    تعداد اعضا : 255
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 361
    بازديد ديروز : 2,004
    بازديد کننده امروز : 110
    بازديد کننده ديروز : 609
    گوگل امروز : 78
    گوگل ديروز: 548
    بازديد هفته : 8,534
    بازديد ماه : 51,523
    بازديد سال : 314,790
    بازديد کلي : 4,986,613
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 54.224.225.228
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید

تبادل لینک هوشمند
    تبادل لینک هوشمند : برای تبادل لینک ابتدا مارا با عنوان آئین مستان وآدرس http://aein-mastan.rozblog.com لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.

    عنوان :
    آدرس :
    کد : کد امنیتیبارگزاری مجدد