close
تبلیغات در اینترنت
اشعار میلاد امام علی,اشعار ولادت امام علی,شعر ولادت امام علی,امام علی,ولادت امام علی,میلاد امام علی

اشعار میلاد امام علی,اشعار ولادت امام علی,شعر ولادت امام علی,امام علی,ولادت امام علی,میلاد امام علی

اشعار میلاد امام علی,اشعار ولادت امام علی,شعر ولادت امام علی,امام علی,ولادت امام علی,میلاد امام علی

اشعار میلاد امام علی,اشعار ولادت امام علی,شعر ولادت امام علی,امام علی,ولادت امام علی,میلاد امام علی
اشعار میلاد امام علی,اشعار ولادت امام علی,شعر ولادت امام علی,امام علی,ولادت امام علی,میلاد امام علی
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
0 110 aboozar
3 253 aboozar
1 375 saeednajafi
12 610 aboozar
4 6366 amirsajad
0 2168 aboozar
0 2019 aboozar
0 1831 aboozar
0 3176 aboozar
0 1194 aboozar
1 17357 2505
6 5905 aboozar
0 14266 aboozar
1 2440 masoudfn
1 1572 aboozar
14 3542 aboozar
20 3786 aboozar
0 2673 aboozar
0 1726 aboozar
0 2047 aboozar

 

هستی امشب تا سحر اختر شماری می کند

خواب هم در دیده ها شب زنده داری می کند

باد اعجاز نسیم نو بهاری میکند

خاک را از اشک خود مشک تتاری میکند

چاه زمزم اشک شوق از دیده جاری میکند

کعبه چشمش در ره است و بیقراری میکند

چشم بگشوده که صاحب خانه آید در حرم

باغبان روح با ریحانه آید در حرم

ای ملائک گل برافشانید بام کعبه را

بیشتر گیرید امشب احترام کعبه را

با وضو باید به لب آرید نام کعبه را

بشنود از چار رکن امشب پیام کعبه را

هم پیام کعبه هم ذکر سلام کعبه را

مام کعبه آورد با خود امام کعبه را

ای حرم آماده شو تا میهمان داری کنی

میهمان خویش را در موج غم یاری کنی

ای حرم آغوش خود بگشا که جانانت رسید

میهمان نه میزبان میهمانانت رسید

پایداری کن که رکن چار ارکانت رسید

شب بجای ماه خورشید فروزانت رسید

مظهر حسن خدای حی منانت رسید

پیکر بی روح بودی تاکنون ، جانت رسید

بازکن در بازکن در حیدر آمد سوی تو

شیر حق جان نبی با مادر آمد سوی تو

فاطمه دعوت شده از سوی دادار حرم

چشم حق بین دوخت از هر سو به دیدار حرم

تافت خورشید وجودش در شب تار حر م

چون حجر بگذاشت روی خود به دیوار حرم

هم حرم شد یار اوهم گشت او یار حرم

با قدوم حضرتش افزود مقدار حرم

او صدف بود و ولی الله اعظم گوهرش

کعبه میگردید چونپروانه بر گرد سرش

ناگهان انداخت گل از درد زادن روی او

ریخت چون گوهر عرق از طلعت نیکوی او

شد کمان از درد ، سر و قامت دلجوی او

بی خبر از حال او هم قوم او هم شوی او

او بسوی کعبه چشم آفرینش سوی او

با خدا گرم سخن لعل لب حق گوی او

کی خدا امشب تو از درد درونم آگهی

بسته راه از چار سو بر من تو خود بگشا رهی

ای پناه بی پناهان ای خدای جلیل

ای که ره گم کردگان راهم چراغی هم دلیل

ای تو خود معبود بیت و بانی

بسته ام بر لطف تو از رشته جانم دخیل

تو خداوند جلیل استی و منعبد ذلیل

بارغم بر روی دوشم گشته چون کوهی ثقیل

یاریم فرما که مهمان تو در این خانه ام

باز کن راهی بسویت بر من و دردانه ام

کعبه امشب رکن دین را در بغل بگرفته ای

مرشد روح الامین را دربغل بگرفته ای

اصل قرآن مبین را در بغلبگرفته ای

جان ختم المرسلین را در بغل بگرفته ای

هستی هست آفرین رادر بغل بگرفته ای

شیر حق حبل المتین را در بغل بگرفته ای

قبله دل کعبه اهل یقین است این پسر

منجی عالم امیرالمومنین است این پسر

این همان دست خدا جان محمد حیدر است

این همان آئینه حسن خدای داور است

این همان شیرخدا شمشیر فتح خبیر است

این علی یعنی تمام هستی پیغمبر است

این ز وصف و مدح عقل و درک ما بالاتر است

باطن است و ظاهر است و این ها همه آخر است

این مقام و زمزم و حجر و حجر سعی و صفاست

پیشوای مسلمین و جانشین مصطفی است

در کنار بیت جانش با دعا دمساز شد

ناگهان پیدا زرب البیت این اعجاز است

دامن دیوار چون چاک گریبان باز شد

روح کعبه بر فراز کعبه در پرواز شد

بر فلک از خشت خشت کعبه این آواز شد

کین بنا ز آغاز بر فرزند تو آغاز شد

ای حجر عاشق صفا طالب ، حرم پروانه ات

ادخلی یا فاطمه بگذار پا در خانه ات

تا نهان در کعبه شد آن سر سارار قدم

کعبه بیش از پیش شد با مقدم او محترم

باز دیوار حرم از امر حق آمد بهم

دیگر اینجا کس نمیداند چه شد حتی حرم

فاطمه بود و علی بود و خدای ذوالکرم

کارناید از کلام و صفحه و دست و قلم

عقل مجنون و قلم عاجز زبان گنگ است و لال

کس نمیداند چه شد جز ذات پاک ذوالجلال

کس نمیداند چه شد جز ذات دادار علی

کعبه میگردد گرد شمع رخسار علی

از حرم برعرش میتابد انوار علی

آفرینش داشت در سر شوق دیدار علی

شد خدا در خانه خود میهماندار علی

بود ذکر حق بر لب های گهر بار علی

سنگ های کعبه می گفتند با صوت جلی

یا علی و یا علی و یا علی و یا علی

ای حرم را قبله ای ارواح را جان یا علی

ای گدای سائلت فردوس و رضوان یا علی

ای خدا را در شب میلاد مهمان یا علی

ای به روی دست احمد خوانده قرآن یا علی

کیستی تو پاکتر از جان پاکان یا علی

کیستم من (میثم) آلوده دامان یا علی

هر که هستم خاک درگاه محبان توام

تو امام و رهبر من ، من ثنا خوان توم

 

 

عطر نفس باد صبا باد مبارک

خرم شدن ارض و سما باد مبارک

انوار اللهی به فضا باد مبارک

دیدار خداوند به ما باد مبارک

ای اهل ولا عید شما باد مبارک

میلاد علی شیر خدا باد مبارک

امروز چرا کعبه سر از پا نشناسد

مبهوت خدا گشته و خود را نشناسد

ای حو ر و ملک دور حرم را ، هله گیرید

 آرام و قرار از دل هر قافله گیرید

در طوف حرم راه به هر سلسله گیرید

از حی تبارک و تعالی صله گیرید

تا چند در اطراف حرم هلهله گیرید

از فاطمه بنت اسد فاصله گیرید

پیشانی طاعت همه بر خاک گذارید

از شوق چو دیوار حرم خنده برآرید

خورشید فروزنده چراغ شب تار است

 یا ماه سما سوی زمین راهسپار است

آغوش حرم منتظر مقدم یار است  

 او را چه قرار است که بی صبری و قرار است

زمزم همه در زمزمه وصف تنگار است

 یا آیینه آب روان آینه دار است

مهمان خدا آمده با گنج نهانی

آغوش زهم بازکن ای رکن یمانی

پاکیزه زنی سوی حرم گشته روانه

در خانه حق آمده با صاحب خانه

لبخند زنان آن صدف در یگانه

 بر تیغ غمش قلب حرم گشت نشانه

تا گوهر مقصود برد سوی خزانه

 گردیدن دور حرمش بود بهانه

رکن و حرم و حجر چشم گشودند

با ذکر علی منتظر فاطمه بودند

ای مردم مکه همه از دور حرم دور

 کامد به حرم فاطمه با عارض مستور

در پیش رویش خیل ملک ، پشت سرش حور

الله که یک پارچه شد بیت خدا شور

گردید حرم دور سرش با دل مسرور

 برخواست ندا، کی همه سر تا بقدم نور

ای مادر مولود حرم این حرم از توست

بشتاب به کعبه که حرم محترم از توست

گل بود که می گشت ز افلاک نثارش

دل بود که بود از هه سو آینه دارش

تبریک بر آمد زیمین و ز یسارش

  از نور گل انداخت گل انداخت عذارش

یکباره بهم درد چنان داد فشارش

 کافتاد ز پا ،رفت ز کف صبر و قرارش

سر تا بقدم زمزمه  و ذکر و دعا بود

دستیش بدل دست دگر سوی خدا بود

یارب بتو و روح رسولان مکرم

 یا رب به خلیل الله ،این بیت معظم

یا رب به مقام و و حجر الاسود و زمزم  

  یا رب به همین طفل که با من شده همدم

طفلی که ز اجداد و ز آباست مقدم

 طفلی که طفیلیش بود عالم و آدم

امشب به من خسته و درمانده نگاهی

از دوش دلم بار تو بردار الهی

از گریه او بیت خدا را خطر آمد

با ناله او ناله ز حجر وحجر آمد

وز چشمه زمزم همه خون جگر آمد

 آه از دل و جان بر لب مرغ سحر آمد

ناگاه فروغی ز حرم جلوه گر آمد

تسبیح خدا از دل دیوار بر آمد

کی فاطمه در ، بر تو ز دیوار گشودیم

ما منتظر مقدم والای تو بودیم

باز آی بر بام حرم لاله ببارد

 باز آی که دیوار ز دل خنده ، بر آرد

باز آ که حجر بوسه بپایت بگذارد

بازآ که کسی مثل تو فرزند نیارد

بازآ که ملک سر بقدومت بسپارد 

 باز آی که این خانه تعلق به تو دارد

از دوری تو آمده جان بر لب خانه

بشتاب سوی خانه تو ای صاحب خانه

وارد به حرم در پی آن طرفه صدا شد 

دیوار بهم آمد و مهمان خدا شد

جز حق نتوان گفت در آن خانه چها شد 

حق است بگویم که خدا چهره گشا شد

بیرون حرم ناله و فریاد بپا شد

 در مکه مگو ، غلغله در ارض و سما شد

گفتند همه عصمت الله صمد کو

ای کعبه بگو فاطمه بنت اسد کو

چشم همگان سوی حرم بود هماره

 نه تاب تحمل به کسی نه ره چاره

دیگر همه از بیت گرفتند کناره

  بعد از سه شب و روز بر آن بیت نظاره

دیوار بهم آمد و شد باز دوباره

تابید ز دیوار حرم ماه و ستاره

ناموس خدا آن صدف در یگانه

از خانه برون آمده با صاحب خانه

این کودک نوزاد و یا آیت عظماست

 این طفل بود یا پدر آدم و حواست

این کشتی نوح است نه نوح است نه دریاست

این نفخه روح است نه روح است نه عیساست

این جلوه طور است نه طور است نه موساست

این شیر خدا این علی عالی اعلاست

ای گشتهز شوقش همه لبریز ، محمد

جانت ز سفر آمده برخیز محمد

این روح خدا در بدن توست محمد

این جان دو عالم بتن توست محمد

این همدم شیرین سخن توست محمد

 این دوست دشمن شکن توست محمد

این یاور شمشسر زن توست محمد

 این باب حسین و حسن توست محمد

تا روح بیفزاید و تا دل بستاند

بر گوی که قرآن بحضور تو بخواند

ای جان نبی جان دو عالم بفدایت

 جن و ملک و حوری و آدم بفدایت

ارواح رسولان مکرم بفدایت  

  صد موسی و صد عیسی مریم بفدایت

لوح و قلم و عرش معظم بفدایت

جان وتن ناقابل "میثم" بفدایت

این از کرم توست که تا بودم و هستم

مداح و ثنا خوان شما بودم و هستم

 

عالم امشب به علی می‌نازد
آدم امشب به علی می‌نازد 
همگان دور حرم می‌گردد
حرم امشب به علی می‌نازد
لوح از نام علی زینت یافت
قلم امشب به علی می‌‌نازد
آسمان سوده جبین بر خاکش
کعبه گردیده گریبان چاکش
زهی از دامن آباد حرم
پیر خلقت شده نوزاد حرم
یک علی در نگهش جلوه کند
هر که هر لحظه کند یاد حرم
علی از روز ازل بود علی
پس بگو آمده میلاد حرم
حرم از خاک علی خلق شده
او ز نور ازلی خلق شده
مکه شد غرق تجلای علی
کعبه محو قد و بالای علی
به همه خلق بگویید: خدا
گشته مشتاق تماشای علی
حرم‌الله سراپا شده چشم
دوخته چشم به سیمای علی
چار ارکان حرم زوارش
محو دیدار شده هر چارش
این همان جان رسول‌الله است
جان و جانان رسول‌الله است
نه فقط قاری قرآن گشته
بلکه قرآن رسول‌الله است
دست و شمشیر خدا در پیکار
شیر غران رسول‌الله است
احد و بدر و جمل پا بستش
علم فتح خدا در دستش
در تن ختم رسل تاب علی است
همه تاریکی و مهتاب علی است
وسعت ملک الهی بحری است
که در این بحر در ناب علی است
ناصر دین خدا، یار رسول
فاتح خیبر و احزاب علی است
مهر او دین رسول‌الله است
جان شیرین رسول‌الله است
رکن ارکان هدا کیست؟ علی
صورت و چشم خدا کیست؟ علی
آنکه در بستر پیغمبر خفت
جان خود کرد فدا، کیست؟ علی
آنکه با دست یداللهی او
عمرو افتاد ز پا، کیست؟ علی
همه عالم به علی می‌نازد
گو: خدا هم به علی می‌نازد
علی از روز ازل حیدر بود 
با خدا همدم پیغمبر بود 
از زمانی که زمان خلق شده
هر زمان او به زمان رهبر بود
به همه عالم خلقت سوگند
که علی از همه عالم سر بود
آنکه ز آغاز ولی بود ولی 
به خدا شخص علی بود علی
به خدا دین خدای متعال 
به تولای علی یافت کمال
گر نخوانم ز علی کامم تلخ
گر نگویم ز علی نطقم لال 
با علی بخت حقیقت در اوج
بی علی روح عدالت پامال
مهر او گر نبود توشه ی راه
همه طاعات گناهند گناه 
روح من مرغ لب بام علی است
کوثر جان من از جام علی است
روز محشر چه هراسم ز جحیم
آتش خشم خدا رام علی است
بهترین ذکر علی نام خداست
بهترین ذکر خدا نام علی است
نام او زینت باب‌الله است
مهر او روح کتاب‌الله است
ای خداوند و خدا را بنده
ای به تیغ تو عدالت زنده 
بنده ی پیشتر از بگذشته
حجةالله پس از آینده
مهر، تا بنده ی کوی تو نشد
در سماوات نشد تابنده
دهر ظرف کرم توست علی 
حشر، زیر علم توست علی 
ای در آغوش الهی جایت
بر سر دوش محمد پایت
تو که هستی؟ تو که هستی؟ مولا
که فداییت شده زهرایت
تو خدا نیستی اما ز خدا
گشته لبریز همه اعضایت
نه فقط سینه ی ما از تو پر است
وسعت ملک خدا از تو پر است
تو ز مخلوق سری یا حیدر
نَفسِ پیغامبری یا حیدر
بشر و این همه آثار خدا
تو چگونه بشری یا حیدر
عمر تو بیشتر از ارض و سماست
تو به آدم پدری یا حیدر
آدم از خاک رهت آدم شد
تا علم در همه ی عالم شد
ای معطر ز گلت آب و گلم
نامت آوای طپش‌های دلم 
من و مدح تو خدا می‌داند
از تو تا صبح قیامت خجلم
من چراغ همه جا خاموشم
آتشی ده که کنی مشتعلم
خود ز پرونده ی خود آگاهم
هر چه‌ام «میثم» این درگاهم

 

 

شها تویی که به شأن تو هل اتی آمد

پی ولایت تو نص انما آمد

برای آن که شود رتبه ات به خلق عیان

مقم و مولد تو خانه خدا آمد

پی بشارت تزویج تو به بنت رسول

به خانه شرفت زهره از سما آمد

پی فکندن بتها ز طاق کعبه تو را

خجسته سُلَّمی(نردبان) از دوش مصطفی آمد

ز ذوالفقار عدو سوز تو به روی زمین

نماند کفر به جا  شرع روی پا آمد

رسول لحمک لحمی به شأن تو فرمود

که نور هردو زیک اصل ز ابتدا آمد

دگر سرود به حق تو «وال من والاه»

چو در غدیر،به شأن تو آیه ها آمد

به زغم دشمن تو گفت«عاد من عاداه»

برای غیر تو این منزلت  کجا آمد

ز راه دور و درازی که با تو گفت نبی

هزار درد به دل های اشقیا آمد

همین بس است به فضلت حکایت نجوی

به جز تو کیستکه همراز کبریا آمد

نبی بگفت : علی ز امر حق وصی من است

هزار جان گرامی تو رافدا آمد

دگر رسول به شأن تو أنت منی گفت

مبرهن است که این منصب از خدا آمد

تویی که لعل لبت گوهر سلونی سفت

سؤال روح قدس صدق مدعا آمد

نبی مدینه علمو علی است باباپ آن را

چنین خطاب ز سر خیل انبیا آمد

تویی ولی و تویی والی و تویی والا

تویی که ذات تو بر خلق مقتدا آمد

نبی بگفت منم منذر و تویی هادی

علی دلیل و علی پیر و رهنما آمد

به ذکر خیر علی کوش تا که بتوانی

که این عطیه  زحق به ز هر عطا آمد

به حکم نص نبی ذکر خیر مرتضوی

عبادتی است که بی روی و بی ریا آمد

علی است بهترین بشر بعد بهترین أنام

علی به روز جزا صاحب لوا آمد

علی تجلی انوار حی بی چون است

علی به ملک ولا میر اولیا آمد

کسی که مهر علی نبودش به دل بی شک

هم او منافق و هم دشمن خدا آمد

شها به هر دو سرا کن نظر به (داعی) زار

که خاندان تو را منقبت سرا آمد

مرحوم ملا حسن داعی آرائی

 

روح الامین به بام حرم رو، اذان بگو 

بعد از اذان، ثنای علی همچنان بگو 

اوصاف شیر حق به زمین و زمان بگو 

لب را بشو به زمزم و با حاجیان بگو 

کامشب شب ولادت صاحب حرم شده 

بیت الحرم به مقدم مولا حرم شده 

امشب به کعبه فاطمه پروانه علی است 

دل دور کعبه گردد و دیوانه علی است 

دست خدا به کعبه روی شانه علی است 

امشب دل رسول خدا خانه علی است 

باور کنید جان به تن کعبه آمده 

باور کنید بت شکن کعبه آمده 

امشب به لوح نقش قلم ذکر یا علی است 

آوای سنگ های حرم ذکر یا علی است 

بت‌های کعبه را همه دم ذکر یا علی است 

امشب دعای فاطمه هم ذکر یا علی است 

امشب زمین به یمن علی عرش می‌شود 

امشب فلک ز بال ملک فرش می‌شود 

ای کعبه جلوۀ ازلی را نگاه کن 

مرآت حسن لم یزلی را نگاه کن 

عید ولایت است ولی را نگاه کن 

یا فاطمه جمال علی را نگاه کن 

آیینه از جمال جمیل خدا بگیر 

با چهرۀ علی زخدا رونما بگیر 

مادر، تمام هستی پیغمبر است این 

از انبیا به غیر محمد سر است این 

بر خلق آسمان و زمین رهبر است این 

دستش مبند بنت اسد، حیدر است این 

ای دخت شیر! بهر نبی شیر زاده‌ای 

شیری که هست صاحب شمشیر،زاده‌ای 

تو دخت شیری و اسدالله زاده‌ای 

بر جمله خلق، رهبر آگاه زاده‌ای 

بهر رسول، همدم و همراه زاده‌ای 

خوشتر ز آفتاب رجب، ماه زاده‌ای 

نوزاد تو کز او حرم الله منجلی است 

آیینۀ تمام نمای خدا، علی است 

نقش همیشه زنده لوح و قلم علی است 

در بین اولیا به دو عالم علم علی 

تصویری از حقیقت حُسن قِدم علی است 

سعی و صفا و زمزم و رکن و حرم علی است 

قرآن به وصف اوست که تکمیل می‌شود 

جـز او چـه کس معلم جبریل می‌شود 

روز نخست ارض و سما گفت یا علی 

روح الامین به وقت دعا گفت یا علی 

آدم به موج درد و بلا گفت یا علی 

در جنگ‌ها رسول خدا گفت یا علی 

در ذوالفقار زمزمۀ لافتی علی است 

بر روی هر که می‌نگرم نقش یاعلی است 

ای شهریار کشور جان یا علی مدد 

ای دستگیر خلق جهان یا علی مدد 

ای رهنمای گمشدگان یا علی مدد 

ای ذکر اهل دل به زبان یا علی مدد 

ما جان و دل به مهر تو آراستیم و بس 

روز نخست از تو، تو را خواستیم و بس 

مرغ دلم کبوتر صحن و سرای توست 

شیرین ترین ترانۀ روحم ثنای توست 

مُهر حلال زادگی من ولای توست 

هر سو که رو نهم حرم با صفای توست 

از لحظه‌ای که پای به دنیا گذاشتم 

دینی به جز ولای تو مولا نداشتم 

گل بی نسیم مهر تو پژمرده می‌شود 

دل بی شرار عشق تو افسرده می‌شود 

نام تو با کلام خدا برده می‌شود 

یاد دمت مسیحِ دل مرده می‌شود 

تـو کیستی؟ امام تمام امام‌ها 

بر حضرتت هماره درود و سلام‌ها 

بی مِهر تو قبول صلوة و صیام نیست 

تکبیر و حمد و نیت و رکن و قیام نیست 

تبلیغ دین احمد مرسل تمام نیست 

ما را به جز تو بعد پیمبر امام نیست 

این مذهب و عقیده و ایمان"میثم"است 

حتی بهشت گـر تـو نباشی جهنم است

 

دنیا شنود پیام ما را 
بخشید خدای حی منان 
ای کعبه چو جان به برگرفتی 
این جان محمد است کعبه 
در زمره ی دوستان مولا 
شیرین به ولایت علی کن 
عالم نگرد مقام ما را 
در عید علی تمام ما را 
از دست خدا امام ما را 
بر او برسان سلام ما را 
امشب بنویس نام ما را 
با کوثر نور، کام ما را 
امشب در خود به غیر بستی 
با صاحب خویشتن نشستی 
ای کعبه حرم شدی از امشب 
عالم همه تشنه ی کرامت 
با دست خدا به لوح محفوظ 
بت‌ها شده ذکرشان هوالحی 
تا دم زنی از تجلی هو 
طوبی که علی مرتضی را 
در عرش، علم شدی از امشب 
تو بحر کرم شدی از امشب 
ممدوح قلم شدی از امشب 
خالی ز صنم شدی از امشب 
هو گفتی و دم شدی از امشب 
تو خاک قدم شدی از امشب 
دلداده ی وصل یار بودی 
دیوار نه، سینه را گشودی 
تا فاطمه را ز دور دیدی 
از چارطرف به نغمه ی وحی 
گویی که به شوق میهمانت 
یا همچو کبوتران عاشق 
هم ذکر «علی علی» گرفتی 
یک عمر در انتظار بودی 
چون جامه جگر ز هم دریدی 
آوازه ی «فادْخلی» شنیدی 
آغوش گشودی و دویدی 
بر گرد سر علی پریدی 
هم بانگ «خدا خدا» کشیدی 
امشب به وصال خود رسیدی 
نور ازلی مبارکت باد 
میلاد علی مبارکت باد 
این مظهر داور است، کعبه 
در مصحف سینه‌اش نگه‌کن 
بازوی ورا ببوس امشب 
امشب پدر تمام عالم 
این سید کل انبیا را 
بر خویش ببال از این چه بهتر 
این روح مطهر است کعبه 
قرآن پیمبر است کعبه 
این فاتح خیبر است کعبه 
در دامن مادر است کعبه 
جان است و برادر است کعبه 
مهمان تو حیدر است کعبه 
این صاحب جاودانی توست 
مولود نه، بلکه بانی توست 
از مکه و کعبه و پیمبر 
انوار جمال غیب تا صبح 
دارند به کعبه شب‌نشینی 
جبریل به احترام مولا 
کعبه ز ولادت علی یافت 
تطهیر شدی به نور مولا 
تبریک به ذات حی داور 
ازکعبه به‌عرش می‌کشد سر 
بنت اسد و خدا و حیدر 
بر بام حرم گشوده شهپر 
میلاد دوباره، جان دیگر 
ای بیت‌خدا از این چه‌بهتر 
بت‌ها همه سربه خاک سودند 
تا صبح، «علی علی» سرودند 
ای ذکر خوش حرم، ثنایت 
هم بوسه‌زده «حجر» به‌دستت 
رکن و حرم و صفا و مروه 
جان دو جهان، رسول اکرم 
با معجزه ی مسیح خیزد 
والله‌که کعبه قطعه‌سنگی است 
جان همه حاجیان فدایت 
هم چشمِ «مقام»، جای پایت 
هر چار، اسیر یک دعایت 
دلداده ی صوت دلربایت 
بر مرده اگر رسد صدایت 
زآن نیز کم است، بی‌ولایت 
تو جانو حرم، تن است مولا 
حج، دور تو گشتن است مولا 
مداح تو ذات حی منان 
توحید به مهر توست توحید 
بوذر به محبت تو بوذر 
با بردن نام تو عجب نیست 
بر ختم رسل فقط تو خواندی 
بوسید لب تو را محمد
' 
اوصاف‌ تو «قدر»و «نور»و«فرقان» 
ایمان به ولای توست ایمان 
سلمان به ولایت تو سلمان 
در حشر رهد ز نار، شیطان 
قرآن، پیش از نزول قرآن 
یعنی که بخوان‌بخوان علی‌جان 
بگشا لب و وصف خویشتن‌گو 
با سوره ی «مؤمنون» سخن‌گو 
هم ‌عبدی و هم خدای مظهر 
شمشیر خدا و شیر احمد 
یک ضربت تو به جنگ خندق 
هر لحظه ی لیلةالمبیتت 
با یک نگه تو خلق، سلمان 
والله قسم، قسم به قرآن 
هم نفس رسول، هم برادر 
در غزوه ی بدر و فتح خیبر 
از طاعت کائنات برتر 
با طاعت انس و جان برابر 
با یک نفست همه ابوذر 
زیبنده ی توست نام حیدر 
والله تو حیدری، علی‌جان 
شمشیر پیمبری علی‌جان 
تو روح کتاب آسمانی 
توحید مقاوم ایستاده 
کردند همه صحابه اقرار 
در کوی تو صد هزار موسی 
تو نفس محمدی علی جان 
کی گفته امام نفس احمد
' 
ج لبریز مبانی و معانی 
قرآن همیشه جاودانی 
در محضر تو به ناتوانی 
فخریه کنند بر شبانی 
بالله قسم ای رسول ثانی 
گردند فلانی و فلانی 

کی دیده که جاهل تیمم 
یابد به ولی حق، تقدم 
دیدید که نفس مصطفی کیست 
دیدید که در خطاب قرآن 
پاسخ بدهید روز خیبر 
حجت به همه تمام گردید 
خواندیم نماز رو به قبله 
والله به جز علی نگوییم 
دیدید علی مرتضی کیست 
ممدوح خدا در انما کیست 
از قلب علی گره‌گشا کیست 
دیدیدکه حجت خدا کیست 
دیدیم که قبله ی دعا کیست 
پرسند اگر امام ما کیست 
ای خصم بیا ببر سر از ما 
عالم ز شما و حیدر از ما 
شیعه ز همه سر است فردا 
شیعه به ولایت امامش 
یک یا علی از عبادت خلق 
والله قسم پناه شیعه 
والله قسم لوای توحید 
زیر علم ولایت او 
دنبال پیمبر است فردا 
سیراب ز کوثر است فردا 
بالاتر و برتر است فردا 
صدیقه ی اطهر است فردا 
بر شانه ی حیدر است فردا 
سرتاسرِ محشر است فردا 
شیعه همه جا بود علی‌دوست 
حقا که بهشت، عاشق اوست

شیعه است که اقتدار دارد 
شیعه است‌که با نثار جانش 
شیعه است‌که با ولای حیدر 
شیعه است‌ که‌در خزان غم‌ها 
نه شوق بهشت در سر اوست 
دیدار علی بهشتِ شیعه است 
شیعه است که اعتبار دارد 
سرخطِ وصال یار دارد 
می‌میرد و افتخار دارد 
با مهر علی بهار دارد 
نه بیم ز خشم نار دارد 
شیعه به جنان چه‌ کار دارد 
«میثم» همه عمر حیدری باش 
با مهر علی پیمبری باش

 

 

جهان آفرینش جانت آمد

حرم پرواز کن، جانات آمد

عدالت فخر کن، میزانت آمد

محمّد یار و هم پیمانت آمد

جمال اقدس معبودِ کعبه

عیان شد در رخ مولودِ کعبه

خدا زیباترین اعجاز کرده

زمین بر آسمانها ناز کرده

حجر دور حرم پرواز کرده

حرم آغوش خود را باز کرده

به هر بت بنگرم خوش می سراید

که امشب بت شکن در کعبه آید

در آن شب ذکر عالم یا علی بود

دم اولاد آدم یا علی بود

صدای آب زمزم یا علی بود

دعای حاجیان هم یا علی بود

محمّد یا علی می گفت آن شب

سخنها با علی می گفت آن شب

حرم، مرآت اللهُ الصّمد بین

ثبوت قل هو الله احد بین

خدا را چشم و گوش و وجه وید بین

اسد در دامن بنت اسد بین

محمّد  عاشق دیدار مولاست

خدا در کعبه مهماندار مولاست

بتان حمد خدا آغاز کردند

زبان در مدح مولا باز کردند

سرود خیر مقدم ساز کردند

به دور بت شکن پرواز کردند

بود این ذکرشان با لحن نیکو

هوالحق  و هوالحی  و هوالهو

عدالت دست و زنجیرت مبارک

کرامت حُسن تقدیرت مبارک

ملک تهلیل و تکبیرت مبارک

محمّد  شیر و شمشیرت مبارک

صفا و مستجار و حجر و زمزم

همه گویند مولا خیر مقدم

زمین مکّه، گلزار ارم شد

کویر خشک، دریای کرم شد

بشر از این ولادت محترم شد

حرم با مقدم مولا حرم شد

بتان از فاطمه دل می ربودند

همه مدح علی را می سرودند

تعالی الله شرف بر خاک دادند

به جسم کعبه جانِ پاک دادند

گریبان حرم را چاک دادند

فروغ از خاک بر افلاک دادند

علی بر چشم احمد نور بخشید

درخشید و درخشید و درخشید

محمّد  جان پاکت در بر آکمد

تو را شمشیر و شیر از داور آمد

طلایه دار فتح خیبر آمد

مبارک حیدر آمد حیدر آمد

بگو از لعل لب گوهر فشاند

بگو در محضرت قرآن بخواند

بگو تا از وجودم جان برآید

بگو صد بار زخمم بر سر آید

اگر روز اُحد یا خیبر آید

اگر عالم به جنگ حیدر آید

علی دست از محمّد  بر ندارد

محمّد  چون علی یاور ندارد

تو را جان مجرّد آفریدند

مرا عبد مؤیّد آفریدند

از آن روزی که احمد آفریدند

علی را بر محمّد  آفریدند

جهان از پر تو ما منجلی بود

خدا بود و تو بودیّ و علی بود

تو روح حکمت و پندی علی جان

تو پیر هر خردمندی علی جان

تو بی مثلّی و مانندی علی جان

تو لبریز از خداوندی علی جان

که جز تو قاتلش را شیر داده

به دست دشمنش شمشیر داده

محمّد  را به جز تو جانشین نیست

تمام دین توئی دین بی تو دین نیست

همین است و همین است و جز این نیست

کسی جز تو امیرالمؤنین نیست

تو قرآنی، تو فرقانی، تو نوری

تو انجیلی، تو توراتی، زبوری

شجاعت نقش تیغ ذوالفقارت

عبادت پای بوس و خاکسارت

محبّت تا قیامت دوستدارت

محمّد  از ولادت بیقرارت

تمام میوه های نخل «میثم»

ثنای تو است ای مولای عالم

 

 

جبرئیل امشب نهان در پردۀ جان من است

یا کلام وحی بر لب های خندان من است

یک جهان شادی درون بیت الاحزان من است

یا که در دل میهمان کعبه مهمان من است

با مدیح او سخن در تحت فرمان من است

من ثناخوان علی عالم ثناخوان من است

ذات حق در کعبه امشب میهماندار علی است

عالمی زوّار کعبه، کعبه زوّار علی است

کعبه، امشب بر علی آغوش خود را باز کن

مکه، برگردِ حرم پرواز کن پرواز کن

چشمۀ زمزم بجوش اعجاز کن اعجاز کن

حجر هجران طی شده شعر وصال آغاز کن

ای حَجَر اسرار دل را با علی ابراز کن

اب بت امشب نغمه توحید با من ساز کن

در مه روی علی انوار حق سبحانه بین

چشم دل بگشا و صاحب خانه را در خانه بین

در دل شب چشمه های نور جوشید از حرم

هزمان تابید با هم ماه و خورشید از حرم

نور صاحب خانه با مهمان درخشید از حرم

نقل شادی بر سما تا صبح پاشید از حرم

روی حق بر آفرینش نور بخشید از حرم

باز شد دیوار از هم دور باشید از حرم

دیده بر بندید تا از کعبه ماه آید برون

ورنه در دیدار او دل با نگاه آید برون

شهر مکه عروة الوثقای دین است این پسر

اها کعبه کعبۀ اهل یقین است این پسر

پای تا سر مظهر جان آفرین است این پسر

اولیاء الله را حبل المتین است این پسر

راست میگویم امام متقین است این پسر

مؤمنین مولا امیرالمؤمنین است این پسر

این بود عبدی که خود کار خدایی میکند

دستهای کوچکش خیبرگشایی میکند

این پسر وجه خدا چشم خدا دست خداست

این پسر ذات خدا را عبد پیش از ابتداست

این پسر شمس الضحا بدرالدجا، نورالهداست

این پسر از قلب ختم المرسلین محنت زد است

این پسر پیغمبران را چون پیمبر مقتداست

این پسر مولا امیرالمؤمنین روحی فداست

این پسر پشت ستمکاران سراسر بشکند

این پسر بت بر سردوش پیمبر بشکند

کعبه می بالد که این نوزاد مهمان من است

مکه می خندد که این خورشید تابان من است

عقل می نازد که این پیر سخندان من است

عدل می گردد به دور او که میزان من است

روح می بوید وجودش را که ریحان من است

مصطفی آغوش بگشوده که این جان من است

میهمان حق در آغوش نبی منزل گرفت

با نگاهی هم به احمد داد جان هم دل گرفت

غنچۀ لب را در آغوش محمّد باز کرد

نغمه های جان فزا از پردۀ دل ساز کرد

هر نفس روحش به دور مصطفی پرواز کرد

لحظه لحظه ناز احمد را خرید و ناز کرد

آیه از قرآن نازل ناشده آغاز کرد

با زبان دل به آن جان جهان ابراز کرد

یا محمّد من علی تنها طرفدار توام

نفس تو همگام تو همراه تو یار توام

یا محمّد  من علی شیر خدا شیر توام

پشت تو بازوی تو دست تو شمشیر توام

تا ابد در اختیار بند زنجیر توام

هر کجا خواهی کمان برگیر من تیر توام

نغمۀ لاحول تو گلبانگ تکبیر توام

یار تو احیاگر دین جهانگیر توام

آمدم تا خصم را بر خاک ذلت افکنم

بر سر دوش تو پا بگذارم و بت بشکنم

یا محمّد (ص) یا محمّد (ص) یار دیرینت منم

باز کن آغوش از هم جان شیرینت منم

چشمۀ انوار در چشم خدا بینت منم

جان بکف بگرفته و احیاگر دینت منم

رمز تحکیم بنای دین و آئینت منم

باغبان باغ سر سبز ریاحینت منم

نیست بیم از دشمنان هرگز که حیدر شیر تواست

دست من دست تو و شمشیر من شمشیر تواست

آمدم ای تو مرا فرمانده من فرمانبرت

حکم کن تا مرغ روحم پر زند دور سرت

گو بخوانم از پی ایثار جان در بسترت

روز جنگ بدر پیروز است با من لشکرت

روز احزاب است با من روز فتح دیگرت

تو رسول اللهی من نیز باشم حیدرت

آنچه را حق وعده داده بر تو من آورده ام

دست قدرت بازوی خیبر شکن آورده ام

هر که را مولا تویی بعد از تواش مولا منم

هر که را اولا به نفسی بعد تو اولا منم

حق زپا تا سر من و توحید سر تا پا منم

دین منم و قرآن منم ایمان منم تقوا منم

ظاهر و باطن منم دنیا منم عقبا منم

حیدرم آری علی عالی اعلا منم

خضر را پیر طریقم کس نخواند کودکم

با چنین اوصاف در پیش کس نخواند کوچکم

یا محمّد کعبۀ من قبلۀ من روی توست

آفتابم، سایه ام سر و قد دلجوی توست

چشم عالم سوی حیدر چشم حیدر سوی توست

هر چه گفتم هر چه گویم از لب حق کوی توست

خلق و خلق و خوی من از خلق و خلق و خوی توست

دست من دست تو و بازوی من بازوی توست

هر که شد یار تو هستی را بدستش میدهم

هر که دشمن با تو گردد من شکستش میدهم

آمدم در بحر عرفان تو گوهر پرورم

آمدم در سایه ات شُبّیر و شَبّر پرورم

آمدم تا مثل زینب بر تو دختر پرورم

آمدم تا با تو سلمان و  ابوذر پرورم

آمدم تا مکتب عمار پرور پرورم

آمدم تا در کلاس عشق قنبر پرورم

ما که از صبح قدم تا شام محشر باهمیم

دو پدر بر امتیم دو برادر باهمیم

کیست حیدر آن که بر کف نظم عالم را گرفت

برق حسنش از زمین تا عرش اعظم را گرفت

تیغش از آئینه دین زنگ هر غم را گرفت

دختر پیغمبر پاک و مکرم را گرفت

با همان دستی کز اول دست آدم را گرفت

بر سر چاه ضلالت دست (میثم) را گرفت

او امام و رهبر و پیر مراد آدم است

رهنمای انبیا و دستگیر عالم است

 

توحید نهد در دل کعبه قدم امشب

بت ها همه گشتند به تعظیم، خَم امشب

ارکان حرم دور حرم ذکر گرفتند

در کعبه فتاده است به سجده صنم امشب

بر گوش رسد زمزمه ی چشمه ی زمزم

تا صبح زند از اسدالله دم امشب

تبریک بگویید به کعبه که دوباره

گردیده به میلاد علی محترم امشب

تا فاطمه ی بنت اسد در حرم آید

ای اهل حرم دور شوید از حرم امشب

پیدایش سیمای خداوند، مبارک

بر کعبه تماشای خداوند، مبارک

امشب حرم از عرش سرافرازتر آمد

در بیت خدا روی خدا جلوه گر آمد

شمشیر خدا شیر خدا حیدر کرّار

یا حامی جان بر کف پیغامبر آمد

یا آمنه ی بنت وهب زاده محمّد (ص)

یا فاطمه ی بنت اسد را پسر آمد

یا فاتح بدر و اُحد و خیبر و احزاب

یا شیر حق از بیشه ی فتح و ظفر آمد

ای بیت خدا روی خداوند مبارک

ای ختم رسل جان عزیزت به برآمد

در کعبه ندا می رسد از خالق سرمد

میلاد علی باد مبارک به محمّد (ص)

بت های حرم سوره ی توحید بخوانید

در مقدم مولا دُرِ تهلیل فشانید

میلاد علی را همه تبریک بگویید

از بنت اسد عیدی خود را بستانید

با دست علی تا به روی خاک بیفتد

در کعبه بمانید بمانید بمانید

امشب همه دور اسدالله بگردید

از جانب ما نیز سلامش برسانید

با حمد حق از حلقه ی تهمت به در آیید

با مدح علی آتش دل را بنشانید

با دیدن آن قامت و آن طلعت نیکو

فریاد بر آرید هوالحقّ و هوالهو

کعبه همه سر تا قدم آغوش گشوده

یا اینکه خدای حرم آغوش گشوده

الله که با دیدن توحیدِ مجسّم

در دامن کعبه صنم آغوش گشوده

میلاد علی آمده و عید کرامّت

بر شیعه ی مولا، کرم آغوش گشوده

دیگر نهراسید کسی از آتش دوزخ

زیرا که ریاضِ ارم آغوش گشوده

تا بنت اسد با اسدش از حرم آید

پیغمبر اکرم زهم آغوش گشوده

با جام ولایت شده سرمست محمّد (ص)

دل داده به شوق علی از دست محمّد (ص)

سر تا به قدم گشته نبی چشم که باید

از کعبه برون بنت اسد با اسد آید

تکبیر بگویید که آن چشمِ خداوند

چشمی به گل روی محمّد (ص) بگشاید

تکبیر بگویید که با خواندن قرآن

هم جان به نبی بخشد و هم دل برباید

تکبیر بگویید که مولا علی آمد

تا زنگ غم از قلب محمّد (ص) بزداید

تکبیر بگویید که با حسن خدایی

امروز خدا را به محمّد (ص) بنماید

احمد به بغل آنچه که بایست گرفته

یا جان خودش را به سرِ دست گرفته

از خالق دادار بپرسید علی کیست

از احمد مختار بپرسید علی کیست

جز شخص علی شخص علی را نشناسد

از حیدر کرّار بپرسید علی کیست

در غزوه ی بدر و احد و خیبر و احزاب

از تیغ شرر بار بپرسید علی کیست

از چاه و شب و نخله ی خرما و بیابان

از شمع شب تار بپرسید علی کیست

شمشیر به دشمن دهد و شیر به قاتل

از قاتل خونخوار بپرسید علی کیست

آیینه ی ذات ازلی را چه بخوانند

خلقت همه مانند علی را چه بخوانند

آیینه ی معبود علی بود علی بود

سر منشاء هر جود علی بود علی بود

رکن و حرم و حجر و صفا مروه و مسعا

سجده علی و ساجد و مسجود علی بود

هم اوّل و هم آخر و هم ظاهر و باطن

هم شاهد و مشهود علی بود علی بود

بعد از همه ایجاد علی هست علی هست

پیش از همه موجود علی بود علی بود

روزی که نه روز و نه شبی بود به عالم

والله علی بود علی بود علی بود

با این همه، عبد است خدانیست، خدا نیست

عبدی که زمعبود جدا نیست، جدا نیست

او کیست زکات است و صلات است و صیام است

تکبیر و رکوع است و سجود است و قیام است

سوگند به قرآن که علی بعد محمّد (ص)

بر خلق امام است امام است امام است

دوزخ به محبّ وی و جنّت به عدویش

واللهِ حرام است حرام است حرام است

سنّی اگر انصاف دهد «لحمک لحمی»

در بحث، تمام است تمام است تمام است

من حیدریم حیدری، اینم به همه عمر

پیوسته مرام است مرام است مرام است

روزی که در ایجاد نه آب و نه گِلم بود

او از کرم خویش خریدارِ دلم بود

در بیشه ی سبز نبوی شیر علی بود

بر فرق ستمکاران شمشیر علی بود

تا سینه ی بیدادگران را بشکافد

در ترکش تقدیرِ خدا تیر علی بود

قرآن کریمی که به دوران نبّوت

با نطق محمّد (ص) شده تفسیر علی بود

نفس است که بندد همه را در غل و زنجیر

مردی که ورا بست به زنجیر علی بود

تهلیل برآرید که تهلیل جز او نیست

تکبیر بگویید که تکبیر علی بود

واللهِ همین است همین است همین است

تا دین خدا هست علی رهبر دین است

ای پیش قدت کعبه برافراشته قامّت

ای یافته زینت به وجود تو امامّت

در سایه ی توحید تو توحید سرافراز

از بازو و شمشیر تو دین یافت سلامت

تو با حق و حق دور تو گردیده هماره

امروز نه، فردا نه، که تا صبح قیامّت

از ما همه در محضر تو عجز و توسّل

از تو درباره ی ما لطف و کرامّت

این کلّ بهشت است، که در حشر گذارند

پیشانی ما را به ولای تو علامت

مرغ دل ما ساکن بام حرم تو است

آیین علی دوستی ما کرم تو است

من کیستم؟ عالم به تولاّی تو نازد

حورو ملک، آدم به تولاّی تو نازد

هم موسی عمران به ولای تو کند فخر

هم عیسی مریم به تولاّی تو نازد

زهرا به فدای تو کند جان گرامی

پیغمبر اکرم به تولاّی تو نازد

قرآن شده در مدح و ثنای تو مزّین

زیرا که خدا هم به تولاّی تو نازد

بالله قسم لطف و عطایت نشود کم

بگذار که «میثم» به تولاّی تو نازد

بگذار که تا هست به لب نطق و بیانم

پیوسته شود مدح تو جاری به زبانم

 

 

تجلّی گاه رحمت بیت حیّ داوری کعبه

مطاف اولیا تا صبح روز محشری کعبه

بهشت دل صفای جان هر پیغمبری کعبه

ولی امشب ز شب های دگر زیباتری کعبه

گهی جان می دهی بر تن گهی دل می بری کعبه

ببر دل ز آنکه امشب زادگاه حیدری کعبه

درونت گشته چون قلب محمّد (ص) منجلی امشب

همه دور تو می گردند و تو دور علی امشب

به عشق مرتضی ای کعبه امشب عشقبازی کن

علی از تو تو از یاران مولا دلنوازی کن

کنار صاحبت از کلّ هستی بی نیازی کن

ببال امشب به خود تا صبح محشر سرافرازی کن

ثنای شیر حق آغاز با صوت حجازی کن

حرم دورت بگردم از علی مهمان نوازی کن

یم اسرار حق را از صدف دُردانه پیدا شد

درون خانه امشب روی صاحب خانه پیدا شد

الا ای آسمان چشم بد از ماه تو دور امشب

رها کن ماه خود را و بگیر از کعبه نور امشب

بپوشان خاک پاک مکّه را از زلف حور امشب

قیامت کرده بیت کبریا از وجد و شور امشب

فلک مست نشاط است و زمین غرق سرور امشب

خدا با حسن مولا از حرم کرده ظهور امشب

ز اهل قبله دل برده به جسم کعبه جان داده

جمال خویش را در صورت مولا نشان داده

نسیم مکّه بوی عطر رضوان با خود آورده

طلوع صبح از ره یک جهان جان با خود آورده

امین وحی خطّ عفو و غفران با خود آورده

علی دست خدا فتح نمایان با خود آورده

شرف، عزّت، شجاعت، نور ایمان با خود  آورده

مگر بنت اسد از کعبه قرآن با خود آورده

ببال ای فاطمه بنت اسد امشب اسد زادی

تو در بیت احد مرآت الله الصّمد زادی

محمّد (ص) باز کن آغوش، جانت در برت آمد

وصّی و جانشین و یار و میر لشگرت آمد

تعالی الله مرآت جمال داورت آمد

لوای فتح بر بام فلک زن حیدرت آمد

علی فرمانده ی پیروز بدر و خیبرت آمد

امیرالمؤمنین ساقیّ حوض کوثرت آمد

برادر، ابن عم، داماد، یار تو است این مولود

نه یک کودک همه دار و ندار تو است این مولود

بتان کعبه امشب غرق توحیدند در کعبه

خدا را در جمال مرتضی دیدند در کعبه

به نور مهر او امشب درخشیدند در کعبه

ملایک حلّه های نور پوشیدند در کعبه

به دور شیر حق تا صبح گردیدند در کعبه

به رخسار علی چون لاله خندید در کعبه

صنم ها ذکر الله الصّمد خواندند با مولا

بتان در سجده افتادند و می گفتند یا مولا

علی جان مدح ذات خالق اکبر گوارایت

ولادت در حریم خالق داور گوارایت

پذیراّیی معبود از تو و مادرت گوارایت

تجلاّی حق از آئینة منظر گورارایت

سرود وحی در آغوش پیغمبر گوارایت

سلام حق سلام خلق تا محشر گوارایت

تو با صوت ملیحت روح را غرق تلاوت کن

تو پیش از وحی قرآن بهر پیغمبر تلاوت کن

تو مولود حرم ممدوح ذات حقتعالائی

تو بر ختم رسل جان و رسل را پیرو مولایی

تو بر هر مؤمنی از نفس مؤمن نیز اولایی

تو از اوج تفکّر برتری از مدح بالایی

تو آری تو، مراد و قبلۀ اهل تولاّیی

تو مولایی تو اولایی تو بالایی تو والایی

تو توحیدی تو ایمانی تو آغازی تو انجامی

تو حجّی تو جهادی تو تمام دین اسلامی

فلک بر خویش می بالد که دارد کوثری چون تو

ملک تا حشر می نازد که دارد رهبری چون تو

نبی تکبیر می گوید که دارد حیدری چون تو

مبارک باد زهرا را که دارد همسری چون تو

گوارا باد قرآن را که دارد داوری چون تو

رسد بر ساحل آن کشتی که دارد لنگری چون تو

تو حق را اصل و میزانی تو جسم شرع را جانی

تو تهلیل تو تکبیری تو قرآنی تو فرقانی

من از آغاز تا پایان علی گفتم علی گویم

چه در پیدا چه در پنهان علی گفتم علی گویم

چه در ساحل چه در طوفان علی گفتم علی گویم

به هر مذهب به هر عنوان علی گفتم علی گویم

به هر عهد و به هر پیمان علی گفتم علی گویم

چه در جنّت چه در نیران علی گفتم علی گویم

علی گفتار شیرینم علی قرآن علی دینم

علی چشم خدا بینم علی اسلام و آیینم

لب از آغاز وا کردم به عشق ساقی کوثر

دو عالم را رها کردم به عشق ساقی کوثر

نیایش با خدا کردم به عشق ساقی کوثر

دعا خواندم دعا کردم به عشق ساقی کوثر

حرم رفتم صفا کردم به عشق ساقی کوثر

سرو جان را فدا کردم به عشق ساقی کوثر

کیم من «میثم» اویم ثناخوان با دم اویم

به جز مدحش نمی خوانم به جز ذکرش نمی گویم

 

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2041
    کل نظرات : 170
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 44
    تعداد اعضا : 271
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 6,286
    بازديد ديروز : 5,869
    بازديد کننده امروز : 2612
    بازديد کننده ديروز : 2283
    گوگل امروز : 3161
    گوگل ديروز: 2729
    بازديد هفته : 6,286
    بازديد ماه : 161,012
    بازديد سال : 1,198,715
    بازديد کلي : 5,870,538
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 54.81.45.122
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید