close
تبلیغات در اینترنت
اشعار ولادت حضرت معصومه,اشعار میلاد حضرت معصومه,شعر میلاد حضرت معصومه,شعر ولادت حضرت معصومه,

اشعار ولادت حضرت معصومه,اشعار میلاد حضرت معصومه,شعر میلاد حضرت معصومه,شعر ولادت حضرت معصومه,

اشعار ولادت حضرت معصومه,اشعار میلاد حضرت معصومه,شعر میلاد حضرت معصومه,شعر ولادت حضرت معصومه,

اشعار ولادت حضرت معصومه,اشعار میلاد حضرت معصومه,شعر میلاد حضرت معصومه,شعر ولادت حضرت معصومه,
اشعار ولادت حضرت معصومه,اشعار میلاد حضرت معصومه,شعر میلاد حضرت معصومه,شعر ولادت حضرت معصومه,
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
0 291 aboozar
3 302 aboozar
1 467 saeednajafi
12 768 aboozar
4 6454 amirsajad
0 2230 aboozar
0 2114 aboozar
0 1910 aboozar
0 3319 aboozar
0 1256 aboozar
1 17563 2505
6 6158 aboozar
0 14344 aboozar
1 2496 masoudfn
1 1623 aboozar
14 3609 aboozar
20 3847 aboozar
0 2741 aboozar
0 1760 aboozar
0 2089 aboozar

ولادت حضرت معصومه (س)

 

تا دل غمزده را شور و نوایی ندهند

دیدگان را زکرم اشک و بکایی ندهند

قلب عاشق به خدا گر حرمَ الله شود

فرصتش بر عمل جرم و خطایی ندهند

تا روی دلبر ما کعبه ی اهل نظر است

عارفان، دل به دو صد ملک و بنایی ندهند

تا ز معشوق نیاید خبر از بهر وصال

عاشقان را خبر از وصل و جدایی ندهند

دردمندی قدم اول این راه بود

تا نخواهند، تو را درد و بلایی ندهند

بنده را وقت سحر مَحرم اسرار کنند

آدمی را به جز این قدر و بهایی ندهند

بی گمان هر که به دنبال هوا و هوس است

لحظه ای بر دل او نور و ضیایی ندهند

مرغِ در بندِ قفس را پر پروازی نیست

تا که او را خبر از روز رهایی ندهند

درِ بیت الشرف اهل کرم باز اما

هر کسی را به خدا اذن گدایی ندهند

شد مدال شرف و عزت ما عشق علی

این نشان را که به هر بی سر و پایی ندهند

هر که شد صاحب عز و شرف و جاه، او را

حرم و بارگه و صحن و سرایی ندهند

تا که در سینۀ ما عشق تلاطم دارد

تا ابد خطه ی ایران حرم قم دارد

ای ز یمن قدمت ارض و سما نورانی

دیده ی عرش نشینان ز شعف بارانی

ز تماشای رخت، حور و ملک مست شوند

همه مدهوش بمانند ازین حیرانی

در حریم ملکوتی تو باشد بانو

حضرت روح الامین را شَرف دربانی

رنگ رخساره خبر می دهد از سِرِ درون

که تو اسرار و علوم علوی می دانی

گرچه از نسل رسول عربی می باشی

هاشمی زاده و از سلسلۀ شاهانی

بارها گفته ام و تا به ابد می گویم

که تو شهبانو ی جود و کرمِ ایرانی

گوییا زینب کبری به سخن می آید

هر زمانی که خطابه به جهان می خوانی

جلوه ی فاطمی ات همچو برادر باشد

بی جهت نیست که مانند رضا می مانی

زین سبب خواسته در آل علی  حضرت حق

تو کریمه شوی و منصب او سلطانی

هرکه دلتنگ مدینه ست به قم می آید

تا کند گریه به یاد حرمی پنهانی

از کرم گر که نگاهم نکنی می میرم

می شود سهم دلم بی سر و بی سامانی

کعبه ی مردم قم، قبلۀ حاجات تویی

روح ایمان و دعا، عمه ی سادات تویی

آمدی پاک ترین جلوه ی داور باشی

و گل یاس بهشتیِ معطر باشی

وارث علم نبی، محرم اسرا خدا

آمدی عالمه ی آل پیمبر  باشی

عصمت الله شوی چون که خدا خواسته بود

تا تو معصومۀ ذریۀ حیدر  باشی

آمدی بهر رضا دلبر و دلدار شوی

زینب ثانی دوران برادر باشی

آمدی زنده کنی خاطرۀ زهرا  را

حضرت فاطمه ی موسیِ جعفر باشی

شوره زار قم و تصویر بهشت حرمت

تشنگان را زکرم، زمزم و کوثر باشی

تا کند عفو خدا خیل گنه کاران را

آمدی شافعه ی عرصه ی محشر باشی

عمر کوتاه تو یادآور عمر زهراست

اینچنین جلوه گر روضه ی مادر باشی

زندگی ات غم و اندوه و بلا با خود داشت

و خدا خواست که اینگونه تو مضطر باشی

همچنان زینب کبری دلت آزرده شود

داغدار غم صد لاله ی پرپر باشی

بارها شکر نرفتی به اسیری که دگر

شاهد سنگ زدن بر سر دلبر باشی

روضه سربسته بخوانم که کنم ختم کلام

وای از کرب وبلا و سفر کوفه و شام

 

ولادت حضرت معصومه (س)

 

السلام ای مجدّدِ اسلام

ای به معنا مبلغ احکام

السلام ای کریمۀ عترت

ای مدار سخاوت و اکرام

ای نشان از خدیجۀ کبری

وی مرامت ز فاطمه پیغام

السلام ای سلیله الزهرا

آیه الله واجب الاِعظام

السلام ای عقیله الثانی

زینب دوم از غمِ ایّام

ای رضا را تمام قد شیعه

عطر او از تو گردد استشمام

لفظ صدّیقه جزو اَلقابت

در صداقت بفاطمه همگام

اهل بیت از تو گفته اند همه

بسکه هستی میانشان خوشنام

عابده زاهده محدّثه ای

در مقام تو نیست هیچ ابهام

در طوافت عبا و عمّامه است ...

یک لباسی چو جامۀ احرام

ای به سر سایۀ تو ، اَلمِنَّه

اشفعی للغریب فی الجنه

ای مقامت کنیز رحمانی

وی به آل رسول ارزانی

ای دل و جان حضرت کاظم

وی دلت جلوه گاه سبحانی

ای سفیر بلند آوازه

که تویی زائر خراسانی

نام تو هر کجا که می آید

آبرو بخش بزم روحانی

دومین فاطمه که بی همتاست

در میان زنان قرآنی

دامن نجمه هست گلریزان

از تو با غنچه های رضوانی

در حقیقت تویی تویی تسلیم

در همه امتحان ایمانی

هر کسی تابع تو می گردد

میرسد تا عروج انسانی

ای که در قم بلند مرتبه ای

نه فقط بر زنان ایرانی

مورد احترام نوع بشر

سایه ات شوکت مسلمانی

ای به سر سایۀ تو ، اَلمِنَّه

اشفعی للغریب فی الجنه

یک زن و این همه ثنا بانو !

این همه در خدا فنا بانو !

زن نه دوشیزه ای شرف پرور

در تمام زمانه ها بانو !

هجرتت عبرت همه تاریخ

در ره یاری خدا بانو !

کربلا را دوباره کردی خلق

مثل بانوی کربلا بانو !

هر چه دیدی مصیبت و هجران

یاد کردی ز نینوا بانو !

با همین ابتکار زینبی اَت

اصل دین را شدی بقا  بانو !

آفریدی حماسه ای جاوید

با صبوری به ابتلا بانو !

خوش درخشیدی ای ستارۀ عشق

در میان ستاره ها بانو !

از مدینه قیام تو تا قم

مایۀ نصرت رضا بانو !

انقلاب از تو پا گرفت اینجا

ای مجیب امام ما بانو !

درس عشق و شهادت و ایثار

از تو شد مشق جبهه ها بانو !

ای مراجع غلام درگاهت

وی خلایق ترا گدا بانو !

بانیِ فیضیه تویی بی بی!

حوزۀ علمیه ترا بانو !

منتقم را بخوان که می آید

به دعای دل شما بانو !

انتقام برادرانت را

گیرد از خصم بی حیا بانو

انتقام حسین و زهرا را

گیرد از اشقی الاشقیا بانو

ای به سر سایۀ تو ، اَلمِنَّه

اشفعی للغریب فی الجنه

با دلی مملو از محبّت تو

آمدم در کنار تربت تو

رو سیاه آمدم به شرم حضور

تا ببخشد خدا به حرمت تو

بانوی بانوان موسایی !

تشنه ام تشنۀ عنایت تو

من کجا  این حریم با عظمت

این هم از شیوۀ کرامت تو

حرم اهل بیت شهر قُمَت

مومنین طالب زیارت تو

بر سر شیعه سایه افکنده است

از ازل پرتو ولایت تو

خار چشمان دشمنان شَهرَت

نور چشمان دوست شُهرَت تو

اسوۀ بانوان نجابت توست

الگوی هر زن است عفت تو

ای تجلی گه امام زمان

حرم با صفای حضرت تو

جمکران زائر شب و روزت

عزّت زائران ز عزّت تو

زائر مشهد الرضا هربار

گیرد اذن سفر ز جنّت تو

آستان تو آشیان مَلک

مأمن جبرئیل دولت تو

انبیا قدر دان کوثری اَت

اولیا مفتخر به نعمت تو

ای شفاعتگر همه شیعه

عالمی تشنۀ شفاعت تو

ای به سر سایۀ تو ، اَلمِنَّه

اشفعی للغریب فی الجنه

 

ولادت حضرت معصومه (س)

 

ای پناه اهل محشر عید میلادت مبارک

ای همه روح مطهّر عید میلادت مبارک

ای رخت مرآت مادر عید میلادت مبارک

ای گل باغ پیمبر عید میلادت مبارک

ای قم از خاکت معطّر عید میلادت مبارک

دختر موسی ابن جعفر عید میلادت مبارک

ای سلام چارده معصوم بر جان و تن تو

نام تو معصومه و عصمت گلی از دامن تو

بضعۀ موسایی و قم گشته طور اَیمن تو

پا به چشم قم نهادی قلب قم شد گلشن تو

یافت این خاک از تو زیور عید میلادت مبارک

دختر موسی ابن جعفر عید میلادت مبارک

نور از هر سو به ایوان طلایت سجده آرد

حور بر خاک قدوم زائرت صورت گذارد

جود با کلِّ وجودش هر چه دارد از تو دارد

دانش از گلدسته‌هایت بر سر فیضیّه بارد

علم را صحن تو سنگر عید میلادت مبارک

دختر موسی ابن جعفر عید میلادت مبارک

دخت و اخت و عمۀ‌ سه حجت داور تویی تو

پارۀ تن بر رسول و احمد و حیدر تویی تو

فلک استقلال ملک شیعه را لنگر تویی تو

گر در جنّت ز قم وا می‌شود، آن در تویی تو

بضعۀ یاسین و کوثر عید میلادت مبارک

دختر موسی ابن جعفر عید میلادت مبارک

قبه‌ات را اقتدار قبۀ الخضراست، آری

تربت تو تربت گمگشتۀ زهراست، آری

زائر تو زائر صدیقۀ کبراست، آری

صورتت را صورت انسیۀ الحوراست، آری

نخل «میثم» از تو پر بر عید میلادت مبارک

دختر موسی ابن جعفر عید میلادت مبارک

 

ولادت حضرت معصومه

 

تا به معراج تقرب برسانند مرا

عقب قافله باید بكشانند مرا

وقف سرگرمی طفلان سر کوچه شدم

حرجی نیست که دیوانه بخوانند مرا

جای تسبیح میِ تازه زمین می ریزد

سر سجاده اگر که بتکانند مرا

تا كه در محضر یارم مكانم بالاست

چه خیالیست كه پایین بنشانند مرا

بارها جان مرا تا به لبم می آرد

تا كه یك بار سلامی برسانند مرا

شد پناهِ همگان هر كه پناهنده ی اوست

سگِ اصحابم و از خویش بدانند مرا

از همه دور كن و از حرمت دور مكن

پس  نرانید مرا تا که نرانند مرا

جان من عاریه ای بود كه نذرش كردم

بگذارید كه امشب بستانند مرا

جان به هر حال قرار است که قربان بشود

پس چه خوب است که قربان کریمان بشود

حرم امن تو کافی است هراسان شده را

مثل شه راه بده آهوی گریان شده را

دل سپردیم به آن معجزه ی چشمانت

تا که آباد کنی خانه ی ویران شده را

مِهر تو باعث خاموشی آتشـدان است

خارج از دست خلیل است، گلستان شده را

گندم ری به تنور کرمت پخته شود

از تو داریم پس این مزرعه ی نان شده را

هرچه شد خرج حرم ارزش او بیشتر است

از طلا حرف نزن، نقره ی ایوان شده را

به در خانه ی تو بسته و وابسته شدیم

چه نیازی است به جنّت سگ دربان شده را

گر قرار است جبینش به قدومت نرسد

کافرش بیش نخوانیم مسلمان شده را

در محلّه خبر لطف تو  بهتر پیچید

پخش کردند اگر قصۀ مهمان شده را

شدنی نیست کرم داشته باشی، امّا

دستگیری نکنی دست به دامان شده را

پنجره ساخته ای دور ضریح کرمت

تا ببندند به آن زلف پریشان شده را

ما فقط ظاهری از اوج تو را می بینیم

گذری نیست به معراجِ تو حیران شده را

جلوه ای کردی و زهرای پر از جذبه ی تو

تا قم آورد دل شاه خراسان شده را

با گدایی حرم فخر به دنیا داریم

هرچه داریم از این دختر موسی داریم

تو اگر پا ندهی خواهش ما را چه کنیم

خشکسالیم همه حضرت دریا چه کنیم

تو بهشت آوری و تا حرمت را داریم

آرزوی سفر عالم بالا چه کنیم

تو عزیز همه ما نیز ذلیل همه ایم

پس تو را هیچ غمی نیست بگو ما چه کنیم

تو عطا هم نکنی عین عطایی اما

پس بگو با جگر سوخته حالا چه کنیم

تو بر آنی که ز ما دست بگیری امروز

ما برانیم که از هجر تو فردا چه کنیم

رهبر ما به کنار حرمت می آید

یعنی ای دختر موسی تو بفرما چه کنیم

مملکت، مملکت توست خودت یارش باش

رهبرم زاده ی زهراست نگهدارش باش

عرش هستی و ملک دور و برت ریخته اند

بال بر زیر پر رهگذرت ریخته اند

ترس ندارم ز سر وضع گنهکاری خویش

آنقدر برگ شفاعت به سرت ریخته اند

تو چه کردی که برای تو پدر می میرد

شان زهراست به درک پدرت ریخته اند

نخی از معجر تو وقت سفر دیده نشد

بسکه پوشیه و حله به سرت ریخته اند

 

 

امشب این قلبِ من شراره داره ـ معصومه جان

آسمونِ چشام ستاره داره ـ معصومه جان

هوس ضریحت و نظاره داره ـ معصومه جان

می‌گم با نم نم چشام با این نوای شیدا

کریمه‌ی آلِ نبی خوش آمدی به دنیا

سیدتی سیدتی یا معصومه جانم (3)

هر چی بارون به پیش پات می‌بارم ـ معصومه جان

سر رو بر ضریح با صفات می‌زارم ـ معصومه جان

قلبِ مجنون برات هدیه می‌آرم ـ معصومه جان

شکوفه بارونه خدا به سرسرای کاظم

صل علی محمدِ ذکر و نوای کاظم

سیدتی سیدتی یا معصومه جانم (3)

شب عید و دلم بهونه داره ـ یا فاطمه

نغمه گرم و عاشقونه داره ـ یا فاطمه

هوای گنبد و آشیونه داره ـ یا فاطمه

از حرمت تا به بقیع دلم اسیرِ غوغا

فاطمه‌ی معصومه‌ای هستی شبیه زهرا

سیدتی سیدتی یا معصومه جانم (3)

ای گوهر درّدانه، یا حضرت معصومه

ای روح کریمانه، یا حضرت معصومه

موسی به برش گلشن، شد دیده‌ی او روشن

یاسی‌ تو به گلخانه، یا حضرت معصومه

نجمه شده روحانی، ‌از آن رخ عرفانی

گویند به کاشانه، یا حضرت معصومه

چشمانِ رضا خندان، قلبش چو درّی غلطان

از دیدن جانانه، یا حضرت معصومه

ای چشمه‌ی پاکی‌ها، ای مَضجَعِ خوبی‌ها

آبادیِ ویرانه، یا حضرت معصومه

حوا شده مسرورت،‌ مریم کمی از نورت

ای روح مسیحانه، یا حضرت معصومه

بانو نظری بنما، امشب تو بر این نجوا

از عاشقِ دیوانه، یا حضرت معصومه

ای همه آسمانِ شده، خیره‌ به هر نگاه تو

چشم رضا ستاره شد، مانده کنارِ ماهِ تو

لشگرِ حوریان ببین، برگِ خزانِ مقدمت

آمده‌ تا که بال خود، فرش کند به راهِ تو

سینه‌ی کاظم ار شده، شاد ز مقدم شما

برده قرار نجمه‌ را، خنده‌ی گاه گاهِ تو

وقتِ ظهور عفت و طلوعِ عصمت آمده

مانده شبِ سیاه دل، منتظرِ پگاه تو

کی بشود که شاعری، مدح کمال گویدت

وصف کند ز گوشه‌ی گنبد و بارگاه تو

کاش کنی عنایتی، ز روی لطف و مرحمت

همیشه باشد این دلم، مرغکِ در پناه تو

خجل به محشرم مکن، به پیشِ چشم دیگران

دیده‌ی انتظار من، شفاعت و اله تو

به دل حک شد به خط آشنایی

شب میلاد و آغازِ گدایی

گدای بارگاهِ سبزِ عشقم

ببین امشب دلم گشته هوایی

به پیش پای تو غرقِ سرشکم

که شاید سر زنی بر بی‌نوایی

کریمه کاسه‌ام بنگر که بالاست

کرم بنما تو هر چه می‌توانی

تویی معصومه، عصمت پیش رویت

کند سجده از این نورِ خدایی

تویی بانوی قصرِ سرخِ مذهب

که با زینب همیشه هم صدایی

همین بس از تو ای معصومه جانم

لقب گیرنده‌ از جامِ رضایی

رضا نامِ تو را معصومه خوانده

که سر تا پا چنین زهرا نمایی

همه امشب کنارِ بارگاهت

من و این گریه و فصلِ جدایی

دلِ فطرس شده در شامِ میلاد

اسیرِ گنبدِ زردِ طلایی

دخت موسى و اخت الرضا خوش آمد

خوش آمد، خوش آمد، خوش آمد، خوش آمد

حضرت معصومه به دنیا خوش آمد (2)

پیک شادى رسد از سما بر زمین

تا دهد مژده بر جمله مسلمین

مرغ جان را بود نغمه اى دلنشین

کرده این ایت حق نما خوش آمد

خوش آمد، خوش آمد، خوش آمد، خوش آمد

حضرت معصومه به دنیا خوش آمد (2)

گوهرى کز شرف جلوه کوثر است

فروغ دیده موسى ابن جعفر است

دخت فرخنده زهراى اطهر است

روشنى بخش بیت الولا خوش آمد

خوش آمد، خوش آمد، خوش آمد، خوش آمد

حضرت معصومه به دنیا خوش آمد (2)

آنکه قبرش به قم سنگر عصمت است

بهر ایرانیان باعث رحمت است

ما همه ریزه خوار، او ولى نعمت است

مظهر عصمت کبریا خوش آمد

خوش آمد، خوش آمد، خوش آمد، خوش آمد

حضرت معصومه به دنیا خوش آمد (2)

منت ز بخت دارم و نصرت ز کردگار

کافکند در دیار قمم روزگار، بار

خوش بار یافتم به حریمى که جبرئیل

بى‏اذن خادمان به حریمش نجسته بار

این بارگاه بضعه باب الحوائج است

کز وى رواست، حاجت مخلوق روزگار

این پیشگاه فاطمه بنت موسى است

کز بعد فاطمه به زنان دارد افتخار

خارى اگر خلد به کف پاى زائرش گیرد

ملک، به سوزن مژگان، ز پاش خار

دختر بدین جلال، نپرورده مام دهر

دختر بدین مقام، نیاورده روزگار

چشم فلک ندیده و نشنیده گوش دهر

دختر بدین جلالت و بانو بدین وقار

اى بانوى بلند مقام فلک جناب

اى خانم رفیع مکان بزرگوار

هم دختر امامى و هم خواهر امام

هم عمه امامى و هم نور هشت و چار

تنها نه چشم من به در توست منتظر

چشم دو عالم است ‏بر این در، به انتظار

اى والى ولایت عصمت! به عصمتت

چشم کرم ز بنده این آستان، مدار

مسکین «طرب‏» ز درگه لطفت کجا رود؟

امیدوار بر توام، امید من بر آر

طرب اصطهباناتى

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2067
    کل نظرات : 170
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 37
    تعداد اعضا : 272
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 1,686
    بازديد ديروز : 19,347
    بازديد کننده امروز : 686
    بازديد کننده ديروز : 7976
    گوگل امروز : 784
    گوگل ديروز: 11292
    بازديد هفته : 75,310
    بازديد ماه : 180,087
    بازديد سال : 1,437,406
    بازديد کلي : 6,109,229
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 54.80.33.183
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید