close
تبلیغات در اینترنت
متن روضه همراه با سبک

متن روضه همراه با سبک

متن روضه همراه با سبک

متن روضه همراه با سبک
متن روضه همراه با سبک
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
0 39 aboozar
0 56 aboozar
0 348 aboozar
3 328 aboozar
1 510 saeednajafi
12 831 aboozar
4 6513 amirsajad
0 2277 aboozar
0 2150 aboozar
0 1958 aboozar
0 3375 aboozar
0 1294 aboozar
1 17637 2505
6 6200 aboozar
0 14387 aboozar
1 2534 masoudfn
1 1652 aboozar
14 3653 aboozar
20 3896 aboozar
0 2786 aboozar

حسن خلجمیرداماد

 

 

اشک خون از دیده تر میرود

دختر آمد حیف مادر میرود .....

+بچه،مخصوصا دختر بچه به تولدش خیلی حساسه،هی منتظر یکی امروز بهش تبریک بگه .... اما میبینه کسی حواسش به این حرفا نیست .... مادر تو بستر افتاده .... خودشم دیگه قید تولدشو زد اومد کنار بستر مادر ... ای مادر ...

نوازش های دستت بر سر زینب کجا رفته

بگو بامن مگر دستت زکار افتاده ای مادر

+خدایا به حق زهرای مرضیه فرج آقا امام زمان برسان .....خدا دیدگان ما به جمال دل آراش روشن و منور بفرما ....

چرا هر روز،لاغرتر ز روز پیش میگردی ...

چرا حال تو اینگو نزار افتاده ای مادر

+یه سوالیه تو ذهن این خانم،آخه مادرش فقط هجده سال داره

چرا ره میروی و دست بر دیوار میگیری

+این کار،کار پیرزن هاست مادر .... اما مادر زبانش بسته س جوابی نداره ... جواب رو کی گرفت زینب !! اون موقعی که دید سه ساله داره گوشه ی خرابه ..... دست به دیوار میگیره راه میره .... زیر لب گفت مادر حالا فهمیدم ...

شبی در خواب بودی آمدم  ...

+دختر بچه حساسه، کنجکاوه ...

شبی در خواب بودی آمدم بازوی تو دیدم

+یه عالمه سوال داشت زینب ... هیچ کی جواب این سوالای زینب رو نداد ....

شبی در خواب بودی آمدم بازوی تو دیدم

مبادا اینکه بیدارت کنم آهسته بوسیدم

+اینجا این سوال دل زینب رو هیشکی جواب نداد ... باید سعی کنی سوالای دخترت رو جواب بدی ...یه دخترم کربلا یه سوال داشت هیشکی جواب این دخترو نداد .... صدا زد بابا ...

ز دورا دور میدیدم گلویت عمه می بوسد

+بابا سوال دارم ....

ز دورا دور میدیدم گلویت عمه می بوسد

+صدا زد بابا :

مگر آماده کردی بهر خنجر .......

مرابه صبرو شکیب آن صنم اشارت کرد

خبر نداشت که خود هرچه بود غارت کرد

روضه شهادت حضرت زهرا (س) - اشک خون از دیده تر میرود - حاج حسن خلج و سید مهدی میرداماد 

 

مهدی اکبری

 

دنیا نیومده دنیای منی

درمون همه دردای منی

ذکر روی لب های منو

محسن جان آقای منی

مظلومی آقا مثل حسین بی کفن

مظلومی آقا مثل آقام امام حسن

مظلومی آقا برات بمیره سینه زن

اول شهیدو ز نسل ساداتی

شافع عاشقان روز مکافاتی

تو به مظلومیت فاطمه اثباتی

یا محسن، یامحسن...

دنیا نیومدی والله آقا

بودی بالا سر ناموس خدا

حتما میشدی یک یار حسین

بودی اگه آقا تو کرب و بلا

مظلومی آقا هرچی بگم ازت کمه

مظلومی آقا قصه ی تو پر از غمه

مظلومی آقا شریک درد فاطمه

میخونم من از تو نه یک دهه پیوسته

تا بشن تموم عالم از اشکم خسته

چاکر تو محسن ذلیل زار خسته

یا محسن، یامحسن...

ای دشمن تو مقبوض خدا

مظلومیت جانسوز خدا

ای تو سند پیروز خدا

تاریخ غم هر روز خدا

مظلومی آقا زنده تو هر آه علی

مظلومی آقا روضه ی جانکاه علی

مظلومی آقا شهید در راه علی

پاکی و زلالی دقیق مثل شیشه

به خدا که عشقت تو دلم همیشه

روضه ی فاطمه بی اسم تو نمیشه

یا محسن، یامحسن...

 سینه زنی زمینه شهادت حضرت محسن بن علی (ع) - دنیا نیومده دنیای منی - حاج مهدی اکبری

 

حاج میثم مطیعی

باز هم می شود حسینیه
وسعت قلب درد پرورتان
سامرایی شدیم و می گوییم
تسلیت، تسلیت امام زمان

تسلیت ای به درد ها مأنوس
تسلیت ای بَقیَّتُ الزَّهرا
بیت الاحزان سینه ات اینبار
پُر شده از مصیبت بابا

این حسن ها چقدر مظلومند
این غریبی ز قبرشان حاکیست
این حسن ها عجیب مادری اند
از همین رو قبورشان خاکی است

دشمنان خبیث این دو حسن
قلب شان را به زهر آغشتند
آتش افکنده اند در دلشان
هر دو را آه، خون جگر کشتند

یابن زهرا ببین ز سوزش زهر
پدرت مثل بید می لرزد
دم آخر درون کاسه ی آب
جان مولا! چه دید می لرزد

+برا هر امامی که گریه میکنی دم حسین جانت باید داشته باشی، اگه برا امیرالمومنین گریه میکنی بگو حسین... اگه برا مادر ساات گریه میکنی بگو حسین... یابن شبیب... یابن شبیب...


یابن زهرا ببین ز سوزش زهر
پدرت مثل بید می لرزد
دم آخر درون کاسه ی آب
جان مولا چه دید می لرزد

+شیخ طوسی در الغیبه نقل کرده: امام عسکری کاسه ی آب به دست گرفت، اینقدر زهر به بدن مبارکس اثر کرده بود، وقتی کاسه رو بالا آورد، این کاسه به دندان های مبارکش میخورد... امام زمان آمد کاسه رو به دست گرفت به بابا با احترام آب داد... دل ها بسوزه برای اون آقایی که اون نامرد چوب خیزران برداشت اینقدر به لب دندان....

دم آخر درون کاسه ی آب
جان مولا چه دید می لرزد
دید دور از حضور یک سقّا
در حرم حرف قحطی آب است
دید در قتلگاه، بین دو نهر
لب جدش حسین بی تاب است

پدرت، لحظه های آخر عمر
آب از دست پاکتان نوشید
دم آخر پسر نداشت حسین
تشنگی از گلوش می جوشید

روی جسمش نشست آن ناپاک
خنجرش را به گردنش که نشاند...

با یکی نه، دوازده ضربه
ناله ی مادری به گوش رسید
خواهری از فراز تل نالان
سمت گودی قتلگاه دوید

روضه شهادت امام حسن عسکری (ع) - باز هم می شود حسینیه - حاج میثم مطیعی

 

حسن خلج

 

یازده بار جهان گوشه ی زندان کم نیست

کنج زندان بلا گریه ی باران کم نیست

سامرایی شده ام، راه گدایی بلدم

لقمه نانی بده از دست شما نان کم نیست

+ اگه یه کمی معرفت باشه، همه اینجوری حرف میزنند: آخ بمیرم برا آقا امام حسن عسکری که آقا در طول عمرشون نتونستند مشرف بشن به کعبه همه اینو میگن، اما شاعر با معرفت چی میگه:

قسمت کعبه نشد تا که طوافت بکند

بر دل کعبه همین داغ فراوان کم نیست

یازده بار به جای تو به مشهد رفتم

بپذیرش به خدا حج فقیران کم نیست

زخم دندان تو و جام پر از خون آبه

ماجرائی است که در ایل تو چندان کم نیست

بوسه ی جام به لب های تو یعنی این بار

خیزران نیست ولی روضه ی دندان کم نیست

+لا یوم کیومک یا اباعبدالله، چرا هیچ روزی مثل روز تو نیست حسین جان مگه فرقش چیه، اینجا ضربه به لب های آقام می خورد اما کسی تعدی نکرد، کسی جسارت نکرد، اما مجلس یزید صدای قرآن آقا میاد اما اون ناتجیب با چوب به لب دهان آقا میزد.... حسین....

دست زمانه بار دگر اشتباه کرد

زهری ، بهار زندگی ام را تباه کرد

آتش کشید بر همه اعضا جسم من

با خنده شعله های خودش را نگاه کرد

در تار و پود پیکر من رخنه کرده است

+همه وجودم دار میسوزه مادر...

تا مغز استخوان مرا...

اگر که چاک گریبان من زبان میداشت

خبر ز سوختن مغز استخوان میداشت

+آقا جون اون کدوم غمه که تا مغز استخوان شما رو آتیش میزنه؟

روزی که ز هر شبی سیه تر می شد

بی حرمتی حریم حیدر می شد

+آخه آقا عزادار مادرش بود تازه خونه مادرش آتیش زدن...

روزی که ز هر شبی سیه تر می شد

بی حرمتی حریم حیدر می شد

هم بوته ی یاس را شکستند

و هم در دامن یاس غنچه پر پر کردند

+ یادم نمیره اون لحظه ای که مادرم از بین در دیوار اول صدا زد: یا رسوالله یا ابتاه به دادم برس، بع صدا ز پسرم مهدی کجایی..... فضه بیا بچمو کشتن.....

دانلود بخش اول

روضه شهادت امام حسن عسکری (ع) - یازده بار جهان گوشه ی زندان کم نیست - حاج حسن خلج

دانلود بخش دوم
روضه شهادت امام حسن عسکری (ع) - یازده بار جهان گوشه ی زندان کم نیست - حاج حسن خلج

 

 

حاج میثم مطیعی

پر شکسته به بالا نمیرسد هرگز

تلاش میکند امّا نمیرسد هرگز

کبوتری که هوایی نشد در این وادی

به آسمان تمنا نمیرسد هرگز

اگر اجازه نیاید که تا ابد مجنون

به سوی خانه لیلا نمیرسد هرگز

چنان مقام به عشاق میدهد الله

به فکر مردم دنیا نمیرسد هرگز

مقام سلطنت و پادشاهی  عالم

به پای رعیتی ما نمیرسد هرگز

و بی ولای تو و خانواده ات آقا

کسی به عالم معنا نمیرسد هرگز

بدون گوشه ی چشم تو شیعه در محشر

به خاکبوسی  زهرا نمیرسد هرگز

مسیح  آل محمد ، مسیح  زهرایی

به گرد پای تو عیسی نمیرسد هرگز

پرم به شوق هوای تو وا شده آقا

کبوتر تو به سویت رها شده آقا

زمان مستی ما انتها ندارد که

مریض عشق تو بودن دوا ندارد که

بهشت من تویی آقا بهشت را چه کنم ؟

بهشت بی گل رویت صفا ندارد که

فدای بنده نوازی و مهربانی تو

سرای لطف تو شاه و گدا ندارد که

کجاست حاتم طاعی ببیند اینجا را

کسی شبیه تو دست عطا ندارد که

سرای توست پذیرای آرزومندان

کسی به قدر تو حاجت روا ندارد که

تویی که آینه ی حی ذوالمنن خواندند

عزیز قلب رضایی ترا حسن خواندند

 امام عسکری ، آقا ، امیر ، مولانا

دو دست خالی مارا بگیر مولانا

گدای نیمه شب  بین این گذر هستم

بیا و بگیر دست از فقیر مولانا

نگاه روشن خود را ز ما دریغ مکن

منم به دام نگاهت اسیر مولانا

به نفس سرکش و طغیانگرم نگاهی کن

دعا نما که شوم سر به زیر مولانا

بگو به ما : وسط برکة السباع چه شد

که بوسه زد به قدوم تو شیر مولانا

+مرحوم كلینی در كافی روایت كرده:وقتی آقا رو خیلی اذیت می كردند،به امام خیلی سخت می گرفتند،مولای مارو بین درنده ها انداختن كه تحقیرش كنند،نمایشی بشه كیف كنند،درنده ها اومدند دورش رو گرفتند،شاید اونایی كه تماشا می كردند گفتند:دیگه كارش تمومه،دیدن درنده ها همه پوزه به خاك می مالند،شروع كرد امام حسن عسكری با امنیت خاطر نماز خواندن

بصیرتی بده آقا که راه کج نرویم

تویی تو آینه ی یا بصیر مولانا

به کوری  همه دشمنان ، خدای کریم

نوشته نام تو را از غدیر مولانا

تویی که چشمه ناب معارفی آقا

کمال سیر و سلوک  هر عارفی آقا

هر آنچه ناز فروشی تو مشتری هستم 

میان صحن تو دنبال نوکری هستم

هزار مرتبه مدیون ربنای توام

اگر که شیعه ی مجنون  حیدری هستم

چه منتی به سر  من نهاده دست شما

كه سر سپرده ی فرمان رهبری هستم

به روز حشر کشم نعره های مستانه

که من غلام غلامان عسکری هستم

مجیر آل رسولی مدد اباالمهدی

فروغ چشم بتولی مدد اباالمهدی

بیا دوباره کرم کن به این گدای خودت

پرم بده گل زهرا تو در هوای خودت

خدا کند که شبی هم مس وجود مرا

طلا کنی تو به اعجاز کیمیای  خودت

نشسته ام بنویسی مرا مسلمانت

که آشنا کنی ام باز با خدای خودت

خدا کند بگذاری تو دستهای مرا

به دستهای گل  غایب از سرای خودت

چه میشود که زمان ظهور فرزندت

فدایی كنی تو مرا پای بچه های خودت

تمام حاجتم این است یوسف هادی

مرا خودت برسانی به سامرای خودت

گدای سامره هستم دو دست من خالی است

گدایی  سر کوی شما عجب حالی است

عطش میان حرم رود نیل می گردد

سرشک دیده ی ما سلسبیل می گردد

کسی که زائر قبر غریبتان باشد

میان آتش غمها خلیل می گردد

+شیخ طوسی در تهذیب نقل كرده:ابوهاشم جعفری میگه:آقا به من فرمود: قبْرى بسرّ منْ رأى امان لاهْل الْجانبیْن، قبر من  امام عسكری در سامرا برای دوست و دشمن مایه ی امان و امنیت ، سنی هایی همه كه اونجا زندگی می كنند،تحت پناه  و حفظ آقا هستند

به حلقه های ضریحی که نیست در حرمت

دل شکسته زائر دخیل می گردد

دوباره پای برهنه به جاده می آییم

به سوی صحن و سرایت پیاده می آییم

روضه شهادت امام حسن عسکری (ع) - پر شکسته به بالا نمیرسد هرگز - حاج میثم مطیعی 

 

حاج مهدی رعنایی

 

نهال نارسیده ام، بأیّ ذنبٍ قتلت
گل ز شاخه چیده ام، بأیّ ذنبٍ قتلت

کنار گاهواره ای که ساختم برای تو
آه ز دل کشیده ام، بأیّ ذنبٍ قتلت

بأیّ ذنبٍ قتلت...

من از ملائکِ خدا میان دود و شعله ها
به گوش خود شنیده ام، بأیّ ذنبٍ قتلت

خودت زبان باز کن و برای شیعیان بگو
ماه به خون تپیده ام، بأیّ ذنبٍ قتلت

شکسته سینه هستم و ذکر لب من است این
با نفسِ بُریده ام، بأیّ ذنبٍ قتلت

بأیّ ذنبٍ قتلت...

حیف نشد که در بغل، بگیرمت و ببوسمت
کودک داغ دیده ام، بأی ذنبٍ قتلت

تو هم بلند شو بگو برای یک دفعه به من
مادر قد خمیده ام، بأیّ ذنبٍ قتلت

بأیّ ذنبٍ قتلت...

 سینه زنی زمینه شهادت حضرت محسن بن علی (ع) - نهال نارسیده ام، بأیّ ذنبٍ قتلت - حاج مهدی رعنایی

سید رضا نریمانی

السَّلامُ عَلَیْكُمْ یَا أَهْلَ بَیْتِ النُّبُوَّةِ وَ مَوْضِعَ الرِّسَالَةِ وَ مُخْتَلَفَ الْمَلائِكَةِ وَ مَهْبِطَ الْوَحْیِ وَ مَعْدِنَ الرَّحْمَةِ وَ خُزَّانَ الْعِلْمِ وَ مُنْتَهَى الْحِلْمِ وَ أُصُولَ الْكَرَمِ وَ قَادَةَ الْأُمَمِ وَ أَوْلِیَاءَ النِّعَمِ

دوماه رفت اگر میشود گدا بخرید

 نشسته اید دو دل اینچنین چرا؟ بخرید

سه روز نه! همه ی عمر معتکف شدم

نمیروم ز در روضه خانه تا بخرید

گره به زندگی ام میخورد همیشه ولی

نمیخورم به دَرِ بسته گر مرا بخرید

دل شکسته ی من را کسی نگاه نکرد

 بروی دست گرفتم مگر شما بخرید

+جنسم به درد نمیخوره،خودم هم خبر دارم، یه جنسی برات آوردم که رو دست خودم هم مونده، کسی ازم نمیخره،اما شنیدم تو خوب معامله میکنی، اصلا می گردی دنبال جنس خراب، می گردی دنبال جنسی که کسی نمیخره، تو میای می خری....

+هر چقدر که امروز زمزمه کردی،حسین حسین گفتی هست دیگه، دو سه ساعت دیگه هم باید مشکیت رو در بیاری و هم مشکیای مجلس روضه رو،

خدا کند همه شهر باخبر بشوند

خدا کند که مرا با سر و صدا بخرید

 +برای چی این حرف رو می زنم؟ آخه همه به من میگن:دو ماه خودت رو برا کی خرج کردی؟امروز اومدم بگم:آقا تو مزدم رو بده، یه جوری هم مزدم رو بده همه بفهمن،آی قبرونت برم آقا... دیدی کارگر که کارش تموم میشه میاد میگه کارم تموم شد، اوستا کارش میاد میگه: ببین من باید تأیید کنم،باید ببینم... بعد نسبت به اونچه تأیید میکنه مزد میده، امروز بیا ببین ما دو ماه برا حسین گریه کردیم یا نه... می دونی چه کسی میاد تأیید میکنه؟ یهو همه می بینند یه خانوم قد خمیده میاد....

غریبه چند شبی بیشتر نمی ماند

اگر بفکر خریدید آشنا بخرید

+اگه می خواهید بخرید مارو بخرید،دوماه اومدیم و رفتیم،آی آقا.....

هرآنچه هم بشود دست من به سوی شماست

ردم کنید ازاین آستان و یا بخرید

 +امروز بیا تکلیف من رو روشن کن، یا من رو از در خونت ردم کن، یا بهم بگو برو تو به دردم نمی خوری،یا بیا پای برگه هامون رو یه امضاء بزن آقا...

+نوکرِ داشت جون میداد،اومدن بالا سرش هر چی می گفتن بگو:لااله الا الله، نمی گفت، یه عده می گفتند:دیدید چقدر به سینه می زد برا ابی عبدالله،ببین آخر کار زبونش بند اومده، دیدی چی شد، هر چی رفیقاش می گفتن بگو،نمی گفت، چرا نمی گی؟ تا فهمید چه خبر شده، آروم آروم چشماش رو باز کرد،یه خنده ای زد، می دونید چی گفت؟ گفت: تا آقام نیاد نمیگم... همین طور که خوابیده بود دیدن پاهاش رو جمع کرد، با همون زبون آذری گفت:خوش گلدی،خوش گلدی...خوش اومدی آقا....

یا غریب الغربا میوه ی قلب زهرا

حاجتم حاجت سلمانیِ نیشابور است

+مگه چی بود حاجتش؟ گفت:آقا یه نگاه به سن من بنداز ببین دیگه پیر شدم، محاسنم سفید شده،دارم می میرم، من این چیزا رو نمیخوام،امام رضا علیه السلام فرمود: چی می خوای؟ هر چی میخوای بگو بهت میدم... گفت: آقا بی ادبی می کنم، میشه لحظه ای که پاهام رو، رو به قبله می کنند بیایی؟ تو بیایی سرم رو بغل بگیری....میشه یه سرم به ما بزنی آقاجان.....

روی قولت حساب کرده دلم

وقت مرگم بیا امام رضا

+امروز ما اومدیم به مادرش بگیم مارو حلالمون کن، چقدر روضه شنیدم و برات نمردم، دستت درد نکنه مارو اربعین بردی کربلا، تا قیامت نوکرتم، خدا سایه ات رو از سرم کم نکنه... تو دلمه بذار بگم:..

غریب گیر آوردنت

با لب تشنه کشتنت

رو خاکا کشیدنت

به زور نیزه بردنت....

کرم کنید فقط دیده را ندیده کنید

و آبروی مرا محضر رضا بخرید

شما که صبح و مسا داغ کربلا دارید

چه خوبتر ز غلامان کربلا بخرید..

آهسته می آمد ولی بی بال و پر بود

یک دست بر پهلو و دستی برجگر بود

زیر سر مهمانیِ اجباری اش بود

وقتی که می آمد عبایش روی سر بود

از بس میان کوچه ها افتاد بر خاک

روی لباسش ردپای هر گذر بود

+یه وقتی یه مرد زمین می خوره، بعضی ها میگن: چهل مرتبه،بعضی ها میگن: پنجاه مرتبه امام رضا علیه السلام از کاخ مأمون تا حجره ی خودش رو زمین نشت و پا شد، اما یه وقت یه مرد هی می نشینه  بلند میشه، میتونه سریع از جا بلند بشه،یه یاعلی می گفت: بلند میشد، اما مادرمون فاطمه وقتی افتاد توی کوچه رو زمین.........

 با آه می افتاد و بر می خواست اما

آهش زمان راه رفتن بیشتر بود

وقتی عصای پیری آدم نباشد

باید به زیر منت دیوار و در بود

آری شبیه قصه آن کوچه تنگ

فرسنگها انگار خانه دورتر بود

بال پرش زخمی شد از بس دست و پا زد

هر جای حجره  رد و پاهای جگر بود

سختی کشید اما چقدر آرام جان داد

آخر سرش بر رو پاهای پسر بود

باید که اهل کشف باشی بین روضه

باید میان روضه ها اهل نظر بود

وای از حسین از آن دمی که چشم وا کرد

پا روی زخم سینه اش پُر دردسر بود

+تا چشمارو وا کرد دید وَ الشِّمْرُ جالِسٌ عَلى صَدْرِکَ

وای از دمی که رفت بالا خنجری کُند

 وای از کسی که شاهدش  با چشم تر بود

+ همچین که امام رضا علیه السلام به شهر نیشابور رسیدند، همه ی مردم به استقبال آقا اومدن،هلهله می کردن،شادی می کردن، چه خبره؟ امام رضا اومده، گفتن آقا میشه ازتون یه درخواستی بکنیم؟میشه یه حرفی ،یه روایتی،یه کلامی...به یادگار بذارید؟که آقا اون جمله ی معروف رو فرمودند: کَلِمَةُ لاَ اِله اِلاَّ اللّهُ حِصْنِیِ... وقتی امام رضا می خواست این روایت رو بگه،یه نفر داد زد: گفت: ساکت باشید پسر فاطمه میخواد حرف بزنه، همه ی جمعیت،اونایی که هلهله می کردند ساکت شدند،.... اما من یه آقایی رو سراغ دارم، پسر فاطمه بود، اونجا نذاشتن حرف بزنه،تازه کف زدن،هلهله کردن...

 

هر بلایی سرم آمد دست به زانو نزدم

جز خداوند به عمرم به کسی رو نزدم

همه با هم وسط خطبه من خندیدند

نسخه ی کودک بی شیر مرا پیچیدند

روی دستم گل بی برگو برم را کشتن

رو زدم آب بگیرم پسرم را کشتن

حرمله خیر نبینی گل من نو رس بود

کشتنش تیر نمیخواست نسیمی بس بود

 +این دستت رو بیار بالا،ناله بزن بگو :حسین...

دانلود بخش اول

 

روضه شهادت امام رضا (ع) - دوماه رفت اگر میشود گدا بخرید  - سیدرضا نریمانی

دانلود بخش دوم

 

روضه شهادت امام رضا (ع) - دوماه رفت اگر میشود گدا بخرید  - سیدرضا نریمانی

 

 

حاج منصور ارضی

 

أَلسَّلٰامُ عَلَیکَ یٰا عَلی اِبنِ موسَی أَلرّضٰآ

قامت سرو در آن کوچه بهم ریخته بود

زهر انگار ز سر تا به قدم ریخته بود

هر قدم، زیر لبش ناله ی یا زهرا داشت

دردها بود که بر زانوی خَم ریخته بود

گفته بود از غمِ خود پیشِ اباصلت کمی

وای اگر دیدی عبا روی سرم ریخته بود...

+اباصلت من میرم خونه ی مأمون لعنةالله علیه،اگر دیدی عبا به سر کشیدم با من حرف نزن،اباصلت میگه:آقا اومد بیرون از خانه،دیدم عبا به سر گذاشته، هی میان کوچه مینشینه و بر می خیزه

 با سر و صورت و زانو وسط حجره فتاد

همهٔ عرش، کفِ حجرهٔ غم ریخته بود

مثل یک مار گزیده، بخودش می پیچید

یادِ گودال در آنجا ز قلم ریخته بود

خوب شد زودتر از مرگ، جوادش آمد

دید بر جان پدر، زهرِ ستم ریخته بود 

+یه مرتبه وارد شد ناله میزد:اَبَتا....دوید زانو گرفت سر مقدس رو به زانو قرار داد،صورت به صورت بابا گذاشت، پدر وصیت هاشو کرد،کربلا همه ی اینها برعکس شد، پدر اومد بالای سر پسر

روی زانوی پسر، جان پدر بر لب شد

روی لبهای پسر نوحه و دم ریخته بود

آه، این واقعه در کرب و بلا بر عکس است

اشکِ بابا به پسر، پیش حرم ریخته بود

 +آی حسین....

پدری پیش پسر با سرِ زانو آمد

چه پسر، آه که سر تا به قدم ریخته بود

إرباً إربا شده بود آن قد و بالای رشید

یک بدن بود ولی چند رقم ریخته بود

دست خواهر که سرِ دوش برادر افتاد

دید احوال حسینش چه بهم ریخته بود

خوب شد آمدی ای خواهر مظلومه ی من

غم عالم بخدا روی سرم ریخته بود

+نمیدونم چه جوری پا شد از رو زمین، صدا زد: یا فُتْیانَ بَنِی هاشِمٍ جوانها آمدند،اباالفضل اومد، همه اومدن،عبا رو بردن زیر بدن، از یه طرف سر آویزان بود،خون تازه از گیسوان علی می ریخت،زیر بغل حسین رو گرفتن زینب  و عباس،به دنبال بدن آوردن توی خیمه، چنان ناله می زد:علی جانعَلَى الدُّنیا بَعدَكَ العَفا حسین.......

روضه شهادت امام رضا (ع) - قامت سرو در آن کوچه بهم ریخته بود - حاج منصور ارضی 

 

 

حسین سازور


تصور کن که این آقا برای خود حرم دارد

کریم آل طاها چند تا باب الکرم دارد

 شب و روزم عزا شد اهل بیتم را صدا کردم

به لطف مادرش در خانه بزمی دست و پا کردم

 به پاس لطف بسیاری که آقا کرد در حقم

منم دارایی ام را نذر خرج روضه ها کردم

 نشد که سرمه ی چشمم کنم خاک مزارش را

ولیکن دیده را با خاک پرچم آشنا کردم

رمضان تا محرم از محرم تا صفر هرشب

نشستم روی سجاده حسن جان را صدا کردم

خودش با دست خود من را نشانده بر سر سفره

اگر کم از سر این سفره بردارم خطا کردم

 به هر ماتمسرایی سر زدم دیدم حسینیه ست

حسینی ام ولی در دل حسنیه بنا کردم

 اگرچه بر سر و سینه زدم با روضه های او

ولی با خویش میگویم خطا کردم خطا کردم

نفهمیدم که آقایم به هرچه کوچه حساس است

از او شرمنده ام امشب اگرکه کوچه وا کردم

از آنجایی که حتی خواهرش لطمه به صورت زد

میان روضه ها من هم به زینب اقتدا کردم ...

+یکم روضه بخونم ... یا امام حسن ...

آری یک عمر دلش غرق عزاداری بود ...

+خدا خیرت بده خوب برا امام حسن عزاداری کردی ... شام غریبان امام مجتبی ، بین ما رسمه بزرگی که از بین ما میره ، دفنش میکنن ، اولین شب قبرش همه میان تو خونه ش جمع میشن ... تو خونه ی امام حسن هم ابی عبدالله نشسته بود ، اباالفضل بود ، زینب بود ، قاسم بود دیگران بودن ... امشب بگو آقا ممنونیم ما رم از خودتون دونستید راهمون دادید اجازه دادید بیایم براتون گریه کنیم و ناله بزنیم ....  

 آری یک عمر دلش غرق عزاداری بود ...

تا چهل سال فقط کار حسین زاری بود ...

از همان کوچکی اش کوچه گرفتارش کرد

جگر خون شده اش حامل اسراری بود

 دم به دم تکیه به دیوار غریبی میداد

آنکه بر مادر خود فکر عصا داری بود

هفت بار از اثر زهر به خود پیچیده

بارها این جگرش صید جفا کاری بود

 آخرین بار که زهر از گلویش پایین رفت

روزه بود و به خدا لحظۀ افطاری بود

از همان روز که در خانۀ آقا آمد

نقشۀ جعدۀ ملعونه جگر خواری بود

+خدا خودش و باباش و داداشش رو لعنت کنه ... باباش تو شهادت امیرالمؤمنین دست داشت ، دخترش امام حسن رو زهر داد ، پسرشم رفت کربلا تو قتل ابی عبدالله ....

زیر لب زمزمۀ وا حسنا زینب داشت

خواهری که همه جا در صدد یاری بود

 ناگهان دید به احوال تعجب زینب

تشت رنگین شده و لخت جگر جاری بود

با خبر کرد در آن حال برادرها را

باز هم دخت علی فکر پرستاری بود ...

بی خبر بود ز آثار هلاهل ای وای

اثر سودۀ الماس عجب کاری بود ...

قاسم اش در بغل حضرت عباس گریست

کار عبدالله دردانۀ او زاری بود ...

با وجودی که خودش حال عجیبی دارد

همه جا ام مصائب پی دلداری بود ...

+میخوام جای دیگه ببرمتون ....

آنکه در تشت طلا پاره جگر دید همان

دید در تشت طلا اوج گرفتاری بود

خیزران بود و لب قاری قرآن در تشت

غرق در خون دهن و لعل لب قاری بود

+همچین که سر و از تشت برداشت ، دیدن لب و دهان امام حسن خون آلوده ... خدای نکرده تا حالا دیدید دندانت یا دهانت یه ضربه ای ببینه ؟لب و دهانت خون آلود میشه ... تا زینب چشمش افتاد به لب و دهان امام حسن ، چنان به صورتش لطمه زد ...صدا زینب خواهرم گریه هات رو نگه دار ... یه روزی میاد ، تو وارد یه مجلسی میشی ... آه ....

 +اجازه بدید شام شهادت امام حسن یه روضه از ابی عبدالله بخونم ... آخه دید حسین داره خیلی شدید گریه می کنه ، گفت حسین جان گریه چرا میکنی ؟ ...گفت داداش مثل تو رو دارم از دست میدم ...گفت حسین جان هیچ روزی مثل روز تو نیست ...سرت رو میان تشت قرار میدن ... وارد مجلس می کنن ... راوی میگه دیدم تا سر رو وارد کردن زن و بچه رو پا بلند شدن ....ای حسین .....

روضه شهادت امام حسن (ع) - تصور کن که این آقا برای خود حرم دارد - حاج حسین سازور 

 

 

حاج محمود کریمی

 

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللهِ وَ عَلَى الاَرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنائِکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْاَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ

با این که خمیده خسته عمه

هستیم همه ز هستِ عمه

طاغوت شکست با کلامش

با آه دل شکسته عمه

با دست میان بند زنجیر

از گردن دین گسسته عمه

این طور که او مراقب ماست

با گردن و دست بسته عمه

حتما پدرم تمام ما را

آن روز سپرده دست عمه

+وقتی صدا زد حسین زن و بچه رو به کی میسپاری دست رو سینه زینب گذاشت آرام شد یعنی به تو میسپارم.....

حتما پدرم تمام ما را

آن روز سپرده دست عمه

در حیرت از اقتدار اویم

+وقتی مقابل یزید قرار گرفت، یه زن با چندتا زن و بچهٔ دیگه مولا بیمار ما، خانم فرمود: عددی نیست من بخوام با تو حرف بزنم...

در حیرت از اقتدار اویم

از غیر حسین رسته عمه

هر گاه حرم بخواب رفته

چون شیر نری نشسته عمه

شمشیر علیست در کلامش

ای جانم ناز شست عمه

جانم به فدات ای دلاور

شمشیر علی نه خسته عمه

+ شعر از زبان امام سجاد خوندم مبنی بر اینکه همه بچه ها گفتند عمه نبود همه ما رفته بودیم، خدا سایع عممون بالا سرمون نگه داره...

از غم آل حق شده گریه و دیده همنشین

اشک چکد به سینه با اذن امیرمومنین

دست نیاز می زند بر سر و سینهٔ خودش

آه نماز می کشد شعله به جان اهل دین

روضه گرفته آسمان آب شده است نوحه خوان

ز آتش قلب فاطمه لرزه فتاده بر زمین

میرود آن امام که از برکات سجده اش

باز شدست راه دل تا خود رب العالمین

صفحه به صفحه عشق را صفحه ای از صحیفه اش

سجده کنان رقم زده حضرت زین العابدین

آن که ز گریه های او سنگ به گریه آمده

خوانده میان گریه ها داغ حسین را چنین

گر چه غمی به وسعت کرب و بلا نمیشود

هیچ کجا به سختی شام بلا نمیشود

+ ان شاءالله همین جمع بقیع با هم گریه کنیم...الان زائر نداره....

گر چه غمی به وسعت کرب و بلا نمیشود

هیچ کجا به سختی شام بلا نمیشود

ز بس که گریه کرده ام خون شده هر دو دیده ام

نفس گرفته عاشقی از نفس بریده ام

گر چه گرفته از عطش شعله ز پای تا سرم

گر چه تنم گرفته گُر زهر جفا چشیده ام

گر چه در آخرین دمم دم ز فراق میزنم

شعله زند به جان من آه ز دل کشیده ام

گر چه به چشم خویش تن روز دهم مصائب

 گودی قتلگاه را از دل خیمه دیده ام

گر چه به گوش خویشتن از لب خشک تشنه ها

از دم زیر دشتنه ها وا عطشا شنیده ام

این همه داغ دیده ام این همه روضه خوانده ام

باز در این عزا ببین من به کجا رسیده ام

که سالهاست دیده از اشک رها نمیشود

هیچ کجا به سختی شام بلا نمیشود

پرده به پرده در نظر میرود از برابرم

بعد وداع آخرش میرود اکبر از حرم

+اینا رو دیدم داداشم اومد تو خیمه ها زن و بچه دورش گرفتن، کجا میری؟ صدای بابام بلند شد راش کنید این غرق در خداست، ساعتی دیگر صدای برادرم شنیدم، ابتاه هذا جدی رسول الله...

+از در خیمه بیرون آمدم دیدم بدن داداشمُ رو عبا دارن میارن...

قاسم و اذن رفتن و بوسه نعل بر تن و

طعم عسل چشیدن طفل عموی اطهرم

نالهٔ آب آب را شرم رخ رباب را

بر روی دست باب خود ذبح علی اصغرم

ساقی بی قرار را خیمه و انتظار را

عمه که با برادرش، گفت چه شد برادرم

حملهٔ تیغ و دشنه را، خاک و گلوی تشنه را

عمه کنار قتلگه گرفت چشم خواهرم

بر روی نیزه ماه را آتش و خیمه گاه را

ناله خواهرم که گفت عمه کجاست معجرم

گر چه دلم از این همه غصه جدا نمیشود

هیچ کجا به سختی شام بلا نمیشود

+آقا جان این همه مصیبت تا میگن کجا سخت گذشت می فرمایید: الشام الشام الشام... مگه شام چه خبر شد؟ فرمود: هفت تا مصیبت تو شام به ما وارد شد، چندتاشو برا شما گریه کنا بخونم...

پشت در دروازه ساعات...

+برای روضه شام نمیدونم چطور میخوای ناله بزنی... اما هر جا ناموست میخواد بره میگی حتما یه مرد باهات باشه، شده بچه باهاش میفرستی، آل الله آخر غیرتن لذا مادر وقتی به مسجد رفت حسن با خودش برد، حسن هم دنبال مادر راه افتاد، هزار سال داریم از اون همراهی میسوزیم....

پشت در دروازه ی ساعات

پیش نگاه خیل نامحرم

+یه گوشه اهل بیت رو جمع کرده بودن مردم برا تماشا میومدن، حالا چرا چند روز موندن، واسه اینکه شهر رو آذین ببندن... یه عده داشتن سنگ جمع میکردن... مردم برا سربازاشون غذا میاوردن ... الشام ...

پشت در دروازه ی ساعات

پیش نگاه خیل نامحرم

با دیدن ناموس آل الله

من آرزوی مرگ میکردم

تو ازدحام کوچه های شام

دیدم یکی از بچه ها گم شد

دیدم سر بابا زمین افتاد

بین جماعت زیر پا گم شد

ای وای از اون وقتی که اون نامرد

آتیش به مغز استخوان میزد

ما،بغضمون توی گلو موندو

اونم با چوب خیزرون میزد

الشام ... الشام ... الشام ...

+چهل سال با همین روضه گریه کرد...

الشام ... الشام ... الشام ...

دیدم که مردم روی پشت بوم

واسه تماشای ما میشینن

ما اهل بیت و اصل دین هستیم

میگفتن اینا خارج از دینن

ای وای از اون شب که تو ویرونه

تا صبح هر شب بچه هق هق کرد

بابام اومد ویرونه روشن شد

از فرط گریه خواهرم دق کرد

+تو بازار دید یه گوسفندی رو ذبح کردن، ایستاد، سوال کرد به این حیوان آب دادی یا نه؟ آری آقا جان دستور دینمونه اول دادم بهش خیالتون راحت، های های شروع کرد ناله زدن، یادم نمیره باباصدا میزد وای جگرم از تشنگی ..... ای حسین ....

+از قول مادرش فاطمه یه جمله روضه گفت: بنی قتلوک عزیزم کشتنت ومن شرب ماء منعوک آب بهت ندادن ... ای حسین ....

+شب شهادت امام سجاد هرکی حاجتی داره، هر کی گره به کار داره، صدر حاجاتمون فرج امام زمان(عج) ای خدا فرج آقامون برسان ....

 دانلود بخش اول

روضه شهادت امام سجاد (ع) - با این که خمیده خسته عمه - حاج محمود کریمی

دانلود بخش دوم

روضه شهادت امام سجاد (ع) - قاسم و اذن رفتن و بوسه ی نعل بر تن  - حاج محمود کریمی

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2098
    کل نظرات : 171
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 15
    تعداد اعضا : 273
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 1,490
    بازديد ديروز : 3,363
    بازديد کننده امروز : 585
    بازديد کننده ديروز : 1303
    گوگل امروز : 641
    گوگل ديروز: 1643
    بازديد هفته : 14,222
    بازديد ماه : 64,366
    بازديد سال : 1,570,071
    بازديد کلي : 6,241,894
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 54.221.73.186
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید