close
تبلیغات در اینترنت
آئین مستان - 173

آئین مستان - 173

آئین مستان - 173

آئین مستان - 173
آئین مستان - 173
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
0 91 aboozar
3 247 aboozar
1 362 saeednajafi
12 593 aboozar
4 6350 amirsajad
0 2158 aboozar
0 2001 aboozar
0 1824 aboozar
0 3165 aboozar
0 1185 aboozar
1 17333 2505
6 5877 aboozar
0 14252 aboozar
1 2435 masoudfn
1 1567 aboozar
14 3524 aboozar
20 3769 aboozar
0 2668 aboozar
0 1718 aboozar
0 2038 aboozar

از درون حجره ی در بسته می آید صدا

باشد این صوت غم انگیز جواد ابن الرضا

نو گل باغ ولایت سوزد از لب تشنگی

گلشن عمرش خزان گردیده از زهر جفا

گوهر بحر امامت شد اسیر ظلم و کین

اسم اعظم اُفتاده در کف ایوان چرا

از جفای معتصم گردیده دلخون و غریب

گلشن عمرش خزان گردیده از زهر جفا

عاقب جان داد اند شهر غربت تشنه لب

سوخت زین غم قلب پاک مادرش خیر النسا

قلب مهدی سوزد و دارد بلب آه و فغان

لرزه افتاده زآهش بر تمام ماسوا

کوشه حجره غریبانه زدنیا رخت بست

آنکه بودی شهره اند بخشش و جود و عطا

در حجره در بسته تنی در تب و تاب است

جان می دهد تشنه ی یک جرعه آب است

ناله ها زند کنج حجره، دست پا زند

چون مار گزیده تنم از کینه بسوزد

از لعل لبم تا جگر سینه بسوزد

از جفا شده خون دل من

همسرم شده قاتل من

نه مادر نه خواهر نه همدم یاری

تا بحر من خسنه کند ناله زاری

ای هم نفس نا نجیبم

کف نزن ببین من غریبم

روضه بخونم براتون، یا علی بن موسی الرضا، چهل سال امام رضا منتظر بود خدا بهش یه جوون داد، اینقدر علی بن موسی الرضا دوست داشت این جواد الائمه رو می فرمود: با برکت تر از این جوان تو اسلام نیومده؛ میگن این شب ها هرکی میزه زیارت امام رضا همه باب های دیگر رها می کنن همه از باب الجواد وارد حرم میشن وقتی میاد باب الجواد یه آقازاده آغوش باز کرده.

مرهم حریف زخم زبان ها نمی شود

اصلاً جگر که سوخت مداوا نمی شود

گریه مکن بهانه به دست کسی مده

با گریه هات هیچ مداوا نمی شود

خسته مکن گلوی خودت را برای آب

با آب گفتن تو کسی پا نمی شود

اینقدر پیش چشم کنیزان به خود مپیچ

با دست و پا زدن گره ات وا نمی شود

گیسو مکش به خاک دلی زیر و رو شود

در این اتاق عاطفه پیدا نمی شود

باور کنم به در نگرفته است صورتت

این جای تنگ و این قدو بالا نمی شود

با ضرب دست و پا زدنت طشت می زنند

جز هلهله جواب مهیا نمی شود

با غربتی که هست تو غارت نمی شوی

نیزه به جای جای تنت جا نمی شود

خوبی پشت بام همین است ای غریب

پای کسی به سینه ی تو وا نمی شود

خدا لعنت کنه همه قاتل های ائمه رو خدا لعنت کنه جده ملعونه رو وقتی زهر به امام حسن داد، میگن تا دست پا زدن امام حسن رو دید گریه کرد پشیمون شد؛ اما این ام الفضل نا نجیب نمی دونم چه زنی بوده، همچین که صدای جواد الائمه بلند شد، بعضی از کنیزا دشون به رحم اومد رفت همه رو خبر کرد، گفت: یه عده ای پا بزنند یه عده ای دست بزنن تا صدای آقا رو کسی نشنوه؛ یه وقت دیدن دیگه صداش نمیاد در حجره رو باز کردن دیدن گرد غبار همه ی حجره رو فرا گرفته حضرت صورت رو خاک گذاشته، یه ریسمان آوردن پای حضرت بستن چند نفر سر ریسمان گرفتن از پله ها بردن بالای بام، بدن بالای بام زیر آفتاب گذاشت آی بنازم به معرفت کبوتران اومدن بالهاشون باز کردند سایبون برای بدن عزیز زهرا درست کردند.

این یه بدن بود کبوتران سایه کردن، لا یوم کیومک یا ابا عبدالله، ای حسین، یه جمله روضه بخونم، یه کاری کردن با بدن اربابمون زینب که نشناخت بماند، دختری که سال ها تو آغوش ابی عبدالله بود یه وقت رو پا بلند شد گفت عمه این سر بریده مال کیه، عمه چشماش خون آلوده، دندان هاش خون آلوده، پیشانیش خون آلوده، گیسوانش خون آلوده، جلو چشم دختر چوب برداشت

آی حسین.....

از شرار زهر کینه خون شده قلب مدینه

تا قیامت غصه و غم  قسمت این سرزمینه

هادی آل پیمبر از غم بابا حزینه

خنده های تلخ قاتل شعله افکنده به سینه

پیش روی حجت حق دشمنان سخت می زنن

او دهد جان یه عده بحر او دست می زنن

قتلگاه اش خانه ی خود قاتل او همسرش

با لبی خندان کنیزان پیش او کف می زنن

وای از این غم، وای از این غم  

وای من از درد غربت

تشنه کام دل پریشان بین حجره می دهد جان

وقت مردن زنده گشته یاد شاه تشنه کامان

پیرمردی بین گودال شد اسیر چنگ گرگان

غرق خاک و غرق خونه وای من سلطان خوبان

با نگاهش بین مقتل حرف ها می زند حسین

پیش چشم خواهر خود دست پا می زد حسین

موی او در دست دشمن راس او در زیر تیغ

ضربه ها می زد عدو ناله ها می زد حسین

 

 وای جگرم میسوزد

ابرها گریه کنان، بادها سینه زنان    

از غم شاه جوان، جگرم میسوزد

 وای جگرم میسوزد

سینه ها شد مغبوم، بین حجره مظلوم   

شد امامی مسموم، جگرم میسوزد

 وای جگرم میسوزد

بر لبش جی بالما، آن امام تنها

ناله زد وا اُما، جگرم میسوزد

 وای جگرم میسوزد

هم نوا با مادر، روضه میخواند بر   

غم شاه بی سر، جگرم میسوزد

خاک عالم بر سر، شده زینب مضطر

 دختران بی معجر، خیمه ها میسوزد

 وای خیمه ها میسوزد

پیش چشم طفلان، پاره های قرآن

زیر سم اسبان، جگرم میسوزد

 وای جگرم میسوزد

کربلا شد غوغا، آتشی شد برپا

 روی نیزه سرها، خواهری میسوزد

 وای معجری میسوزد

می سوزه سینه ام نمیتونم بخونم

کاش می شد امشب زغم آروم نمونم

دوباره روضه خونم، دوباره روضه خونم

تو روضه امشب امام رضا نشسته

دل بی قرارم میخوام روضه بخونم

آی جوونا امشب کم نزارید، عزای یک جوونه

آی جوونا برید علم بیارید، آقا روضه میخونه

میباره چشمای ترش، در انتظار پدرش

این همه ناله زد ولی، دلی نسوخت دورورش

یا امام رضا خدا صبرت بده

اونقدر غریبه که یه یاور نداشته

اوج غریبیش اینه که خواهر نداشته

کسی در بر نداشته، کسی در بر نداشته

حتی تو خونه یکی محرم نداشته

جز اشک دیده شبا همدم نداشته

یکی محرم نداشته، یکی محرم نداشته

تو هر نفس تا که به در نگاه می کرد

مادرش صدا می کرد

هلهله کنیزا پشت اون در حجره رو کربلا کرد

این دم آخر چی شده که رنگ روش پریده

انگاری دار می بینه مادر قد خمیده

یا امام رضا خدا صبرت بده

در کنج حجره غریبونه و بی حال

روضه میخونه واسه شهید گودال

طاقت نداره جونش اومد چو بر لب

با گریه میگه امون از درد زینب

دل می سوزه از این غم این غریبی، آخه خیلی جوونه

خدا نخواست مثل حسین زهرا، زیر آفتاب بمونه

خودش میدونه به خدا، تو اوج این دردو بلا

آفتاب شهر کاظمین، فرق میکنه با کربلا

یا امام رضا خدا صبرت بده

از جفاى همسر بى مهر فریاد اى پدر

کز دل و جانم برآورده است فریاد اى پدر

در جوانى گوهر عمر مرا از من گرفت

تا که مامون دختر خود را به من داد اى پدر

آنچه با من کرد ام ‏الفضل دون کى مى ‏کند

همسرى با همسرش اینگونه بى داد اى پدر

یک طرف زهر جفا و یک طرف سوز عطش

غنچه‏ ى نشکفته‏ ات را داد بر باد اى پدر

بیشتر از زهر کین از تشنه کامى سوختم

سوختم چون صیدى اندر دام صیاد اى پدر

بسکه فریاد از عطش کردم که تاثیرى نداشت

شد درون سینه ‏ام خاموش فریاد اى پدر

آخر آمد بر سرمن محنتى که بارها

چهره‏ ام بوسیدى و کردى از آن یاد اى پدر

روز مرگم شد بیا بر غربت من گریه کن

چون که گفتى ذکر خوابم شام میلاد اى پدر

در خراسان من به دیدارت شتابان آمدم

نک بیا از بهر دیدارم به بغداد اى پدر

گر نمى ‏آیى مرا بر سر من آیم در برت

مرغ روحم چون شود از بند آزادى اى پدر

در جوار تو (موید) از پى عرض سلام

قاصد دل را به کوى من فرستاد اى پدر


رضا موید

کشتند بیگنه، خلف بوتراب را

نهم امام و نوگل ختمى مآب را

ام الفضول فتنه ایام، ام الفضل

از ریشه کند ریشه ‏ى فصل الخطاب را

مى‏ خواست ام الفضل، که ‏ام الفساد بود

بیرون برد ز حد تصور عقاب را

دادند زهر مهلک ناباب در و وثاق

بستند بستگان وى از کینه باب را

آه از دمى که خیل کنیزان، نکرده شدم

برداشتند از رخ عصمت، حجاب را

نالان امام و جمع زنان، هلهله کنان

تا نشنوند سوز دل آن جناب را

دائم نفس نفس زد و میگفت آب آب

بردند و همسرش به زمین ریخت آب را

مى ‏خواست خصم کینه‏ کش دون، بهم زند

شیرازه ‏ى تمامى ام الکتاب را

بالاى بام سایه ‏ى حق را ربود وبرد

در زیر آفتاب نهاد آفتاب را

گردد سایه‏ اش پرو بال کبوتران

بنگر طیور و عاطفه ‏ى بى حساب را

یا ثامن الحجج به جوادالائمه ‏ات

خون کرده زهر غم، جگر شیخ و شاب را

با غصه گشت توام و گردید منقلب

هر کس شنید قصه‏ ى این انقلاب را

(حداد) و خلق از غم این ظلم بى حساب

گیرند دائم از گل مژگان، گلاب را


عباس حداد کاشانى

از دل حجره‏ ى تاریک که بسته است درش

مى‏ رسد ناله‏اى و دل شده خون از اثرش

چیست؟ این ناله ‏ى سوزنده و از سینه ‏ى کیست

صاحب ناله مگر سوخته پا تا به سرش

این فروغ دل زهراست که خون است دلش

این جگر گوشه ‏ى موسى است که سوزد جگرش

این جواد است که از تشنگى و سوزش زهر

جان سوزان بود و ناله جان سوز ترش

خانه‏ اش قتلگه و همسر او قاتل اوست

بار الها تو گواهى که چه آمد به سرش

همسر مرد برایش پرو بالى است ولى

همسر سنگدل او بشکسته پرش

آتش زهر چنان کرده به جانش تاثیر

که کند هر نفس سوخته ‏اش تشنه ترش

شهر بغداد بود شاهد مظلوم دگر

پسرى را که دهد جان ز ستم چون پدرش

کاش مى‏ بود غریب الغربا در آنجا

تا زمانى نگردد غربت تنها پسرش

یکی بود یکی نبود، زیر گنبد کبود

روی بوم خونه ای، یه بدن افتاده بود

غربت و بی کسیش از، حال و روزش حاکی بود

آخه لبهاش خونی بود، آخه موهاش خاکی بود

استخوناش آب شده، همه ی جونش کبود

گویا که پیکرش، به یه زهری سوخته بود

پیدا بود که با چشاش، کسی رو صدا زده

روی خاک ها غلتیده، خیلی دست و پا زده

چی بگم که از غمش، خون ز دیده ها میاد

آخه قصه ی منه، روضه ی امام جواد

نمی گم از ستم ام فضل بی حیا

آخ خدا حرف میزنم از وفای کفترا

کفترا پر میزدند، همگی بالا سرش

تا ز آفتاب نسوزه بدن مطهرش

اما کاشکی آی خدا، کفترای با وفا

می بودن تو کربلا، می بودن رو قتلگاه

جای زینب غمین، به حسین غرق خون

همگی با پرهاشون، میزدن یه سایبون

آخه زینب نتونست، پیش داداش بمونه

زدن و کشوندنش، به زور تازیونه

سلام ما به رخ انور امام جواد

درود ما، به تن اطهر امام جواد

غریب بود و غریبانه جان سپرد و نبود

کسى به وادى غم، یاور امام جواد

ز آتش ستم خصم، آب شد تن او

به خاک حجره بود، بستر امام جواد

کسى نبود، به بالین آن امام همام

به غیر همسر بد اختر امام جواد

چه ظلم‏ها که به حقش، نکرد ام الفضل

نگر، به دشمنى همسر امام جواد

به خشکى لب لعلش، نریخت آب کسى

به غیر دیده ‏ى او خون ‏تر امام جواد

به روى خاک، چو پروانه شد فدا و دریغ

چو شمع آب شده، پیکر امام جواد

فغان که آتش زهر ستم، به فصل شباب

شرر فکند، ز پا تا سر امام جواد

شاعر: محسن حافظى

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2036
    کل نظرات : 169
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 36
    تعداد اعضا : 270
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 3,973
    بازديد ديروز : 6,148
    بازديد کننده امروز : 1409
    بازديد کننده ديروز : 2464
    گوگل امروز : 1615
    گوگل ديروز: 2816
    بازديد هفته : 27,749
    بازديد ماه : 141,510
    بازديد سال : 1,179,213
    بازديد کلي : 5,851,036
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 54.158.55.5
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید