close
تبلیغات در اینترنت
آئین مستان - 173

آئین مستان - 173

آئین مستان - 173

آئین مستان - 173
آئین مستان - 173
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
0 38 aboozar
0 55 aboozar
0 348 aboozar
3 328 aboozar
1 510 saeednajafi
12 830 aboozar
4 6513 amirsajad
0 2277 aboozar
0 2150 aboozar
0 1958 aboozar
0 3375 aboozar
0 1294 aboozar
1 17637 2505
6 6198 aboozar
0 14387 aboozar
1 2534 masoudfn
1 1652 aboozar
14 3653 aboozar
20 3895 aboozar
0 2786 aboozar

دوباره دو عالم به یاد عاشورا می افته

یه کرببلایی داره امشب از پا می افته

امشب ارباب چشم انتظاره این یادگاره عاشوراست

امشب زینب تو قتلگاهه چشماش به راهه این آقاست

خداحافظ ای روضه هرشب       خداحافظ ای عزیز زینب

خدانگهدار چشای خونبار دل پر از تب

آجرک الله صاحب الزمان

از امشب مزارش کنار زهرا و سجاده

مزاری پر از عشق پر از آقا و آقازاده

بین سینه داغ مدینه، آن سرزمینه غربت ها

گل می باره روی غباره قبرای خاکی از چشما

بقیع داره گوهری تو سینه       امون از این غربت مدینه

عطر سحرهاش عطر مزار ام البنینه

آجرک الله صاحب الزمان

یه عمره که شبها نگاهش بوی بارون می ده

دم آخری هم با ذکر یا زینب جون می ده

بعد از عمری گریه هنوزم چشمای خستش گریونه

این که داره جون می ده اما باز داره روضه می خونه

اومد عمه با قد خمیده       چهل منزل با سر بریده

سر برادر به روی نیزه به خون تپیده

آجرک الله صاحب الزمان

 

 گلچین بهترین روضه و سینه زنی از شهادت امام محمدباقر (ع) سالهای گذشته با مداحی حاج منصور ارضی ، حاج محمودکریمی ، حاج مهدی سلحشور ، حاج سیدمهدی میرداماد ، حاج احمد واعظی ، حاج مهدی مختاری ، کربلایی حمید علیمی به صورت صوتی در ادامه مطلب آماده دانلود میباشد.

باز امشب سرزده خواهم که شیدایی کنم

باده ها را مست مینایی کنم

بر حریم قرب حق طاهر شدم

مست نام حضرت باقر شدم

ای دو عالم ریزه خوار خان تو

صد سلیمان نبی دربان تو

ای علوم احمدی در دست تو

حضرت یوسف بود سر مست تو

ای ولایت در دو عالم حاصلم

عشق تو منزل نموده در دلم

از تو دارم در دو عالم شور شین

تو مرا بنموده ای مست حسین

گریه کردن را تو یادم داده ای

تو زدی بر گردنم قلاده ای

روضه ها خواندی تو از دشت بلا

 سینه ها را کرده ای کرببلا

یاد ما دادی الف بای حسین

خوب تو بودی مست شیدای حسین

گریه ها کردی تو بر کرببلا

با قلم کردی جهاد ای دلربا

تا قیامت شیعه شد مدیون تو

کربلا در کربلا دلخون تو

دیده ای رنج فراوان و ستم

تا نگه داری به دستت این علم

علم تو کرببلا را زنده کرد

تا ابد در سینه ها پاینده کرد

درگه ات را تا قیامت نوکرم

بنده ای از بندگان حیدرم

سجده بر تو سجده بر ذات خداست

قبله گاه ما زمین کربلاست

نقش این دیباچه نام نینواست

جای بسم الله نام کربلاست

امشب از آسمان چشمانت

دسته دسته ستاره می چینم

در غزل گریه‌ی زلالت آه

سرخی چارپاره می بینم

زخمهای دل غریبت را

مرهم و التیام آوردم

باز از محضر رسول الله

به حضورت سلام آوردم

ان شاءالله مدینه رو ببینید،اگه دیدی كناره دستید یه جوره دیگه گریه میكنه،با یه حالی،با یه اشكی،بدون یه شب مدینه رو دیده،بقیع رو زیارت كرده،من بعضی وقت ها به بعضی رفقا میگم،اگه میخواید مدینه برید،دعا كنید شب ،مدینه نرسید،میگن،چرا؟مدینه ،مدینه است دیگه! میگم نه،روز برسید مدینه باز بهتره،همه ی مدینه روشنه،افتاب هست،اما وقتی شب میرسید مدینه،نگاه میكنی،فقط یه گوشه تاریكه،همه ی مدینه پر از چراغه،همه ی خیابونها،فقط یه گوشه تاریكه،میخوای دق كنی،می خوای داد بزنی،میگی بابا اینجا چهارتا امام ما زیر خاكن،شب خیلی سخته مدینه رسیدن،ان شاء الله بری،وصف العیش،نصف العیش،بزار یه سفر معنوی آغاز كنیم،مگه نفرمود، و قبره فی قلوب من والا،الان دل تك تك شما یه بقیعه، از قبر پیغمبر بیا،از پله های بقیع برو بالا،جلوی در بسته ی بقیع ،همچین كه میرسید،یه صحنه ای صدای ناله ات رو بلند میكنه،میبینی،یه قفل بزرگ به در زدن،یعنی همون جا باید بایستی،جلوتر ممنوعه

بندگی را تو یادمان دادی

دل ما شد اسیر چشمانت

دلمان را به آسمان دادی

آیه آیه پیام عاشورا

در احادیث روشنت گل کرد

امتداد قیام عاشورا

در تب اشک و شیونت گل کرد

فكر نكنی به همین راحتی،گریه ها و روضه ها به دست من و تو رسیده،امام سجاد بعد هم امام باقر،خون دل خوردن تا این روضه ها مونده گار شد.

دم به دم در فرات چشمانت

ماتم کربلا مجسم بود

امام باقر كسی است كه همه چیز و به چشم خودش دیده،مگه میشه امام باقر بگی از كربلا نگی

دم به دم در فرات چشمانت

ماتم کربلا مجسم بود

چشمه تو لحظه ای نمی آسود

همه‌ی عمر تو محرم بود

در غروب غریب دلتنگی

ناگهان حال تو مشوش شد

جان من! روی زین زهرآلود

پیکرت سوخت غرق آتش شد

گرچه از شعله های کینه شان

پیکر تو سه روز می سوزد

ولی از داغهای روز دهم

جگر تو هنوز می سوزد

معلومه میخوای با من ناله بزنی،هركی میخواد روزی بگیره برا محرم امشب شبشه

دیده بودی سه روز در گودال

پیکر آسمان رها مانده

سر سالار قافله بر نی

کاروان بی امان رها مانده

حسین.........

شنیدن كی بود مانند دیدن،ما هرچی روضه بخونیم شنیدیم،تو مقاتل ورق زدیم،اما امشب یه وجودی میخواد برات روضه بخونه،خودش همه چیزو دیده،بچه ی كوچیك یه ذهنی داره،روانشناسا میگن مواظب باشید تو كوچكی بچه تصاویر بد نبینه،بابا خیلی مثال ملموس میزنم،اونها كه اهل كنایه هستن زود بگیرن،مثال راحت میزنم بگیرید، داری از تو خیابون رد میشید،یه صحنه ی تصادف میبینی،با خانواده ات باشی،اول از همه میگی این بچه نبینه این صحنه رو،قربون این آقا زاده برم،تو سنین خردسالی چه صحنه ها كه ندیده

چه کشیدی در آن غروبی که

نیزه ها ازدحام می کردند

سنگها بر لبی ترک خورده

بوسه بوسه سلام می کردند

ان شاء الله این ناله رو محرم به تو بدن،اگه تا حالا ناله نزدی با این بیت ناله بزن

دل تو روی نیزه ها می رفت

دستهایت اسیر سلسله بود

قاتلت زهر کینه ها، نه نه!

قاتلت خنده های حرمله بود

جان سپردی همان غروبی که

عشق بر روی نیزه معنا شد

دل تو در هجوم مرکب ها

بین گودال ارباً اربا شد

حسین......

اقا جان امروز شاگردات اومدن،قریب به چند هزار شاگرد،چه شاگردایی،امروز اومدن بدنت رو با احترام،تو مدینه برداشتن،شنیدم چند تا كفن داشتی،شنیدم بدنت رو زمین نمونده،شنیدم كسی به بدنت بی احترامی نكرده،اما آقا جان،كربلا كار به جایی رسید،عمه جانت دید بابات داره میلرزه،زینب اومد كنار زین العابدین،گفت:عزیز برادرم،نبینم تو رو این طوری داری میلرزی،داداشم تو رو به من سپرده،چی شده عمه جان،چه اتفاقی افتاده،صدا زد عمه نگاه كن ببین،اینها دارن كشته هاشون رو دفن میكنن،هیچ كس به بدن بابام نگاه نمیكنه،هنوز بدن بابام رو خاكه،حسین.....

 

صورتی زرد شده وقت سفر معلوم است

آتش سینه ای از دیده ی تر معلوم است

به خودش روز زمین مثل پدر می پیچد

از همین صحنه غم زهر و جگر معلوم است

وسط حجره تنش روی زمین افتاده

بین گرداب بلا مرد خطر معلوم است

باقر آل پیمبر بدنش میلرزد

در شب حادثه ای تلخ سحر معلوم است

كمرش زخمی زنجیر و غم شلاق است

اشك می بارد و داغی ِ شرر معلوم است

مظلوم وا اماما،غریب وا اماما،شهید وا اماما،مسموم وا اماما

یاد آن كوچه و بازار و غم ناموس است

خون رگ های عمو بین گذر معلوم است

سنگ های سر كوچه چه شتابی دارد

از سر نی به زمین خوردن سر معلوم است

به روی پیرهنی كه كفنش شد آخر

حال جای قدم چند نفر معلوم است

زینب زیر لب گفت كه تشنه است سرش را نبرید

در نگاهش چه غمی باز مگر معلوم است

باقر آل رسولم

نجل زهرای بتولم

پاره شد ، قلبم از ، زهر کینه

جان سپردم به شهر مدینه

وا مصیبت مصیبت مصیبت

قبله اهل ولایم

شد مدینه کربلایم

زاده سیّد الساجدینم

کشته ام کشته راه دینم

وا مصیبت مصیبت مصیبت

من در ایّام صغیری

دیده ام رنج اسیری

با اسیران به ویرانه خفتم

درد پنهان خود را نهفتم

وا مصیبت مصیبت مصیبت

جان مادر کن نگاهم

صدر زین شد قتلگاهم

ناله آمد برون از نهادم

چهره برخاک غربت نهادم

وا مصیبت مصیبت مصیبت

شد گواه درد وداغم

قبر بی شمع و چراغم

گرچه خاک وطن تربتم شد

تربتم شاهد غربتم شد

وا مصیبت مصیبت مصیبت

شاعر : حاج غلامرضا سازگار

مولا نفس زدی و دوعالم درست شد

از آن گِل وجود تو آدم درست شد

بسکه شما میان منا ناله کرده ای

از گریه تو چشمه زمزم درست شد

از تار و پود و رشته پیراهن عزات

بالای هر حسینیه پرچم درست شد

در ماجرای پر غم وادی کربلا

اشکت چکید و قطره شبنم درست شد

بانی روضه های عطش! با حمایتت

سینه زنی ماه محرم درست شد

هرکس که روضه ای ز شما گوش می کند

یک جرعه می ز دست شما نوش می کند

آقا عنایتی بده بر سینه ناله را

پر کن ز داغ کرببلا این پیاله را

ای باغبان ساقه شکسته به ما بگو

داری به باغ سینه غم چند لاله را

یا حضرت غریب بمیرم برای تو

طی کرده ای چگونه تو این چند ساله را

دیدی که رأس جد غریبت به نیزه شد

دیدی به چشم خود شب غسل سه ساله را

دارم به سر زیارت قبر بقیعتان

امضا بزن به دست خودت این قباله را

یا رب تو دیده را ز غمش پر ز آب کن

ما را غلام حضرت باقر حساب کن

میلاد یعقوبی

سوغات ما از کربلا درد و محن بود

پژمردگی لاله های در چمن بود

من تشنگی در خیمه را احساس کردم

یاد از دو دست خونی عباس کردم

من کودکی بودم که آهم را شنیدند

دیدم سر جد غریبم را بریدند

من دیده ام در وقت تشییع جنازه

اسبان دشمن را که خورده نعل تازه

من با خبر هستم ز باغی پر شکوفه

خورشید را بر نیزه دیدم بین کوفه

گر چه که من مسموم از زهر هشامم

من کُشته ی ویرانه ای در شهر شامم

دیدم که پر می زند همسنگر من

در خاطرم شد زنده یاد مادر من

تنهاترین غریب دیار مدینه بود

او آفتاب و زهد و وقار و سکینه بود

ابواب نور از کلماتش گشوده شد

خورشید علم در دو جهان بی ‌قرینه بود

نان‌ آور همیشه هر کودک یتیم

بر شانه ‌های خسته او جای پینه بود

آتش گرفته باغ دلش از شراره‌ای

سهم امام خسته ی ما زهر کینه بود

هرگز غروب قافله یادش نمی رود

جز آفتاب نیزه دگر محرمی نبود

همواره آسمان نگاهش پر از شفق

هفتاد دو چند داغ شقایق به سینه بود

گرچه امشب پیکرم می سوزد از زهر جفا

خوب شد،راحت شدم از غصّه های کربلا

روضه خوانِ کربلا و مادرم زهرا شدم

سوختم از ماجرای پهلوی خیرالنسا

گرچه این زهر هشام بی حیا جانم گرفت

شیشه ی عمرم شکسته شد میان خیمه ها

من تمام ماجرای کربلا را دیده ام

عمر من سر شد میان گریه و بزم عزا

با دو چشم خویش دیدم حلق اصغر پاره شد

آنچنان تیر سه پر را زد که شد رأسش شد جدا

با دو چشم خویش دیدم ارباً اربا شد علی

داغ اکبر آتشی زد بر دل خون خدا

با دو چشم خویش دیدم مشک سقا پاره شد

فرق او از ضرب کینه شد شبیه مرتضی

با دو چشم خویش دیدم جدّ مظلومم حسین

در میان قتلگاه خویش می زد دست وپا

با دو چشم خویش دیدم خیمه ها آتش گرفت

الامانِ کودکان،می آمد از ارض و سما

با دو چشم خویش دیدم عمّه را سیلی زدند

معجر از سر می کشیدنددشمنانِ بی حیا

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2098
    کل نظرات : 171
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 4
    تعداد اعضا : 273
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 396
    بازديد ديروز : 3,363
    بازديد کننده امروز : 119
    بازديد کننده ديروز : 1303
    گوگل امروز : 147
    گوگل ديروز: 1643
    بازديد هفته : 13,128
    بازديد ماه : 63,272
    بازديد سال : 1,568,977
    بازديد کلي : 6,240,800
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 54.91.171.137
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید