close
تبلیغات در اینترنت
آئین مستان - 172

آئین مستان - 172

آئین مستان - 172

آئین مستان - 172
آئین مستان - 172
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
0 44 aboozar
0 57 aboozar
0 350 aboozar
3 329 aboozar
1 513 saeednajafi
12 833 aboozar
4 6515 amirsajad
0 2278 aboozar
0 2151 aboozar
0 1960 aboozar
0 3380 aboozar
0 1297 aboozar
1 17638 2505
6 6203 aboozar
0 14388 aboozar
1 2535 masoudfn
1 1654 aboozar
14 3657 aboozar
20 3906 aboozar
0 2788 aboozar

ای دهم حجت خدای ودود

هادی مُلک خالق معبود

آفرینش یم عنایت تو

هادیان بنده ی هدایت تو

ای فدایی تو اب و ام ما

ای تو ابن الرضای دوم ما

ای تو باب المراد اهل البیت

نور چشم جواد اهل البیت

آفتاب رخ هو القیوم

همه ی حُسن چهارده معصوم

معرفت سایه ای ز قامت تو

نور، یک جلوه از کرامت تو

روی تو آیت هوالموجود

به وجود تو بسته کل وجود

بال جبریل فرش مجلس تو

گل نرگس نثار نرگس تو

چشم دشمن به لطف و رحمت تو

متوکل حقیر عزت تو

جامعه سطری از عبارت تو

انبیا عاشق زیارت تو

در خراسان، مدینه، سامرا

نجف و کاظمین و کرببلا

زائرین هر کجا که مهمانند

جامعه با دم تو می خوانند

به مزار مطهر تو سلام

به عروس و به خواهر تو سلام

بوی احمد دمد ز یاسمنت

از رواق مقدس حَسَنت

زده بر سر هوای سامره ام

خاک پای گدای سامره ام

سامره آفتاب سینه ی من

کربلای من و مدینه ی من

سامره شهر نور، شهر شرف

سامره باغی از بهشت نجف

سامره در زمین بهشت اله

آسمان دو آفتاب و دو ماه

تو ولی خدای دادگری

تو جواد الائمه را پسری

تو ز هر وصف خوب، خوبتری

تو به یک چهره چهارده قمری

به دعای تو سنگ، گُل آرد

به ولای تو ابر می بارد

هم تو گفتی و هم خداست گواه

من اَطاکُم فقد اَطاعَ الله

ذکر حق چیست ذکر خیر شما

کیست میزان حق به غیر شما

بی دمت آدمی نمی ماند

به خدا، عالمی نمی ماند

طایر وحی از تو دانه گرفت

در ریاض تو آشیانه گرفت

در زمین، در سپهر، در افلاک

که شد با شما هلاک هلاک

چشم دل بی چراغتان کور است

شاهد من کَلامُکُم نُور است

به خداوندی خدا سوگند

به محمد، به انبیا سوگند

به کتاب و به مکه و به حرم

به صفا و به مروه و زمزم

به مدینه به خاک قبر رسول

به مزاری که گم شده ز بتول

این کلام خدای دادار است

مِهرتان خُلد و بُغضتان نار است

گرفته جان نفسم در ثناى حضرت هادى

در سخن بفشانم به پاى حضرت هادى

نداشت طوطى جانم هنوز لانه به جسمم

که بود مرغ دلم آشناى حضرت هادى

صفا و مروه کجا و حریم یوسف زهرا

صفاست در حرم با صفاى حضرت هادى

مقربان الهى فرشتگان بهشتى

کشند منت لطف و عطاى حضرت هادى

ز دست رفته شکیبم خدا کند که نصیبم

شود زیارت صحن و سراى حضرت هادى

درندگان زمین التجا برند به سویش

پرندگان هوا در هواى حضرت هادى

اگر به سامره ام اوفتد گذر سر و جان را

کنم نثار به گنبد نماى حضرت هادى

دلم که درد گناهشبه احتضار کشانده

پناه برده به دارالشفاى حضرت هادى

مرا چه قدر که گردم گداى خاک نشینش

که هست خازن جنت گداى حضرت هادى

دهد به روح لطیف ملک، صفا و طراوت

ملاحت سخن دل رباى حضرت هادى

به خاک عطر بهشتى پراکند اگر آید

نسیمى از طرف سامراى حضرت هادى

به عمر دهر مرا گر دهند عمر، نیرزد

به لحظه اى که کنم جان فداى حضرت هادى

به تیرگى نبرى روى و راه خود نکنى گم

هدایت است به ظل لواى حضرت هادى

بخوان زیارت پر فیضجامعه که برى پى

به ارزش سخن دلرباى حضرت هادى

مرا رضایت ابن الرضا خوشاست که دانم

بود رضاى خدا در رضایت حضرت هادى

غلامرضا سازگار

کیستم من شاهکار ملک ذات کبریایم

دهمین مسند نشین از بعد ختم الانبیایم

گوهرى ارزنده از گنجینه ى جود جوادم

نهمین فرزند دلبند على مرتضایم

مصرعى از شعر ناب عصمت کبراى حقم

هشتمین پرورده ى ایمان و صبر مجتبایم

پاسدار پرچم پر افتخار حق پرستى

هفتمین سنگر نشین نهضت خون خدایم

در عبادت فارغ التحصیل درسعابدینم

ششمین زینت فزا از بهر محراب دعایم

در نایابى ز بحر دانشبحراالعلومم

پنجمین گنجینهى اسرار کل ماسوایم

صادق آل نبى را وارث فقه و اصولم

چارمین استاد دانشگاه تکوین ولایم

وارث موسى بن جعفر در مسیر پایدارى

سومین نور دل آن پیشواى مقتدایم

محور چرخ زمانم، حجت روى زمینم

دومین گل از گلستان على موسى الرضایم

در مسیر حق پرستى بعد آباء گرامم

اولین هادى خلق بعد از مصباح الهدایم

در شجاعت بى قرینم، در سخاوت بى نظیرم

حق پرستان را حبیبم، دردمندان را دوایم

من وصیم، من ولیم، من نقیم، من سخیم

زانکه همنام على معنىِ، هاى هل اتایم

آیه ى تطهیر را مصداق و از امر الهى

آیه اى از شاخصار نصِنون انّمایم

غم مخور (ژولیده) فردا پاى میزان عدالت

شافعت در نزد حق هنگام پاداشو جزایم

ژولیده نیشابوری

اى ماه، مستنیر ز نور لقاى تو

خورشید کسب فیض کند از ضیاى تو

اى خاص و عام از کرمت برده صبح و شام

پیوسته فیض از سر خوان عطاى تو

اى جبرئیل میر ملک پیک انبیاء

خدمت گذار بر در دولت سراى تو

اى عاشر الائمه على النقى که هست

چشم امید خلق به مهر و وفاى تو

اى پور پاک معنى جود و کرم جواد

حاتم هزار بار خجل از ثناى تو

اى مظهر جلال و جمال خداى فرد

شد طوطیاى چشم ملک خاک پاى تو

در هر دو کون خرم و شاد است و رستگار

در دل هر آن که داشت فروغ ولاى تو

خوفش ز آفتاب جز این است بى سخن

در دهر هر که زیست به تحت لواى تو

تا مدفن شریف تو شد سرّ من رأى

جان بخش و غم زداى شد از صفاى تو

زد طعنه بر بهشت برین هر کسى که دید

آن گنبد منور و صحن و سراى تو

اى هادى هدایت دین مبین حق

اى آن که مدح خوان تو باشد خداى تو

هلال ماهتو که دیدیم و از گریه تر شدم

شمیم روضتو شنیدم و باز در به در شدم

سر دره بهشت سیاهی غم خورده

رو پره فرشته مهر ماتم خورده

مادره شه بی سره که اشکا رو میخره

باز هوای تو عطر روضه های تو

خورده سر در حسینیه کتیبه های تو

اشک عاشقای تو  میچکه به پای تو

سرنوشتم اینه جون بدم توی عزای تو

شور نینوای تو    در سر گدای تو    شاهدم خدای تو

ای سفینه النجاه من    توی دست تو حیات من    منجی پل صراط من

حسین یا حسین

بیا نگاه بکن سحر شده شام تار عاشقی

محرم اومد و به سر شده انتظار عاشقی

ساحلم حوالی چشاته آقا

قاتلم محل نکردناته آقا

سائلم آره بی دلم    که مجنون عاقلم

بین راه تو بهر یک نگاه تو

من نشسته ام بمونم آقا در پناه تو

کشته ما رو آه تو غربت سپاه تو

من فدای کام خشک طفل بی گناه تو

کشته ما رو آه تو    خون سُجده گاه تو    تنگه قتله گاه تو

ای سفینه النجاه من    توی دست تو حیات من    منجی پل صراط من

حسین یا حسین

هستم سفیر عشق تو، اما ندارم هم نفس

در شهر این نامردمان، گردیده ام بی یارو کس

چشمان پر از اشک من، باشد گواهِ حال من

دشمن میان کوچه ها، گردد همی دنبال من

آقام حسین کوفه میا

گفتم بیا کوفه ولی، ای نور چشمان علی

شرمنده ام آقا نیا، کوفه شده شهر بلا

لب تشنه ام اما دلم، می سوزد از داغ لبت

گر آمدی ای مهربان، همره میاور زینبت

آقام حسین کوفه میا

ای دلبرو دلدار من، من بر سر دارم ببین

کوفه میا ای با وفا، جان یل ام البنین

می بینم این جا حرمله، تیرو کمانی در بر است

تیر سه شعبه دارد او، در انتظار اصغر است

آقام حسین کوفه میا

از آسمان ها جبرئیل، با بانگ ماتم آمده

ای عاشقان، ای عاشقان ماه محرم آمده

وا کربلا، وا کربلا می سوزم از هجران تو

با شد سر لطف حسین گردم شبی مهمان تو

آقام حسین کوفه میا

السلام السلام    السلام علی الحسین    السلام السلام

و علی علی بن الحسین    و علی اولاد الحسین    و علی اصحاب الحسین

مه ماه محرم سلام    نخ سرخ پرم سلام    غم و اشک و ماتم سلام

 السلام السلام علی الحسین   السلام السلام

نذر روضه کردم حرم تو    یه روزی میگیرم

سر میذارم پای علم تو    یه روزی میمیرم

  السلام علی الحسین

و علی علی بن الحسین    و علی اولاد الحسین    و علی اصحاب الحسین

حرمت چی آورده سرم   حتی بیشتر از مادرم   میمیرم واسه این حرم

کربلا کربلا کربلا

 سرم آروم جون این دل تنگم    عزای محرم

کرب و بلا باشیم چه قشنگه    شبای محرم

  السلام علی الحسین

و علی علی بن الحسین    و علی اولاد الحسین    و علی اصحاب الحسین

لب تشنه ی سقا سلام    علم تاسوعا سلام    خیمه ی عاشورا سلام

  السلام علی الحسین

و علی علی بن الحسین    و علی اولاد الحسین    و علی اصحاب الحسین

بعد از تو چی اومد سر زینب    برادر زینب

آتیش افتاده به پر زینب    برادر زینب

  السلام علی الحسین

و علی علی بن الحسین    و علی اولاد الحسین    و علی اصحاب الحسین

مه ماه محرم سلام    نخ سرخ پرم سلام    غم و اشک و ماتم سلام

نذر روضه کردم حرم تو    یه روزی میگیرم

سر میذارم پای علم تو    یه روزی میمیرم

دانلود با نوای حاج عبدالرضا هلالی

دانلود سینه زنی زمینه ورود کاروان به کربلا شب دوم محرم

دانلود با نوای حاج مهدی اکبری

 

تا خبرآوردن مسلم كشته شده،گفتند:آقا نرو،فرمود:دیگه بعد از مسلم و هانی و قیس ابن مُسحر،تو بعضی از مقاتل خبر آوردن،یه برادر رضایی هم داشته امام حسین علیه السلام،چهارتا كشته شدن،خبر رسید،فرمود دیگه بعد از اینها، دیگه عیش و زندگی معنی نداره،اومد،فرمود دختر مسلم رو بگید بیاد،دختر غصه خوره،دختر رو تو دامن نشوند،یا ابنتی،صدای گریه ی زن ها بلند شد،فهمیدند چی شده،دیدن اشك حسین داره می ریزه روی سر این دختر،فرمود:آی دخترم دیگه خودم باباتم،میوه ی دلم دیگه دخترام خواهرتن،وقتی از دامن حسین اومد سكینه بغلش كرد،تسلیت گفت:غصه نخوری ما دورتیم،نمی گذاریم غریب باشی،غصه نخوری عمه ام نمی ذاره یتیمی رو حس كنی،آی سكینه خاتون،بی بی جان،به دختر مسلم تسلیت گفتی،بغلش كردی،تو گودال كسی بهت تسلیت گفت خانم؟كسی بود دست نوازش به سرت بكشه؟آره،یه عده تازیانه به دست اومدند،یه عده با كعب نی اومدند،حسین........

کربلایی شدن ما بی تو تضمین نمیشه

کاش تو صحن تو بمیرم بهتر از این نمیشه

ارزوی حرم تو اقا به گور نبرم

انقدر نزار بیام تا بیاد اخر خبرم

مهر و مهتاب منی اخه ارباب منی

تموم دلخوشی دل بی تاب منی

آقام آقام حسین آقام آقام حسین

جدایی دارم ولی من صبوری تو رو

کجایی دلم بزارم غم دوری تو رو

مثل هر مجنونی آقا ما غم لیلی داریم

کربلا نرفته اینجا اقا جون خیلی داریم

خوش خوش بدرقه راه ما سینه زن ها همیشه دعای تو

اقا جون یه بار برای همیشه بزار منم بمیرم برای تو

آقام آقام حسین آقام آقام حسین

همه چی بستگی داره که اقا تو چی بگی

سر ما درد می کنه باز برای دیوونگی

غیر دلتنگی آقاش چی به نوکر می رسه

برا من دنیا بدونه تو به آخر می رسه

دم آخر می تونی بیای مرگ و آقا به من آسون بکنی

زبونم لال نکنه یه روز از خونت آقا منو بیرون بکنی

آقام آقام حسین آقام آقام حسین

آوردنش تو دارالعماره،دست بسته،همه ی بدن خون آلود،لب پاره،دندونها شكسته،آب آوردن،یه بار،دوبار،سه بار،هربار خون لب ها ریخت،دید نمی تونه بنوشه،گفت:مثل اینكه،باید لب تشنه جون بدم،آیا كسی پیدا میشه،از جانب من به اربابم،به آقام،به امامم پیام من رو برسونه،چون از در كه وارد شد،گفتند:به امیر سلام كن،گفت:این امیر، امیر شماست،امیر من حسینه،جانم فدای این مردی كه،خداوندگار حماسه است،بزرگترین پیش قراوله،من علمیش رو برات بگم،رفقا نكته مهمه،انگار كه علم لدُن داره،انگار كه نیابت فقط،نیابت اینكه فقط بیاد یه سفارتی داشته باشه،نیست،حرف هایی میزنه،كه این بوی دست داشتن،در عالم معنا رو داره،داشت از در می اومد بیرون دید طوعه،پیرزن داره گریه میكنه،میلرزه،گفت:آقا،فرمود ناراحت نباش،لقد ادیت ما علیك من البر،اونچه به گردنت بوده كار خیر،انجام دادی،حدیث شناس ها می دونن،یعنی تو مقام شهید داری،بالاترین مقام،یه شب كنیزی كرد،وای اگه یه عمر نوكری قبول نشه،یه شب كنیزی كرد،حكم داره صادر میكنه مسلم،آیا  پیشبینی نمی كنی این دو روز دیگه عوض شه؟آدمیزاده،امشب با شماست،مثل زُبیر، زُبیر در قضایای حضرت زهرا سلام الله علیها،دفاع میكرد از علی، زُبیر جزو حامیان اهلبیت بود،عاقبتش اونجور به شر شد،آقا مسلم پیشبینی نمی كنی این راهش كج بشه یه دو روز دیگه،عوض بشه؟نه!مسلم انگار حكم داره از عالم بالا،انگار امام حسین علیه السلام برا مسلم همه چیز رو گفته، یا اینكه تو خونه اتفاقاتی افتاده این خیالش راحت شده،گفت به طوعه:  وَأخذتِ نصیبك من شفاعة رسول الله ( صلى الله علیه وآله )،تو نصیبت رو از شفاعت پیغمبر گرفتی خیالت راحت باشه،پیغمبر قیامت دست تو رو میگیره،بعد دید تعجب كرد طوعه،برای اینكه آروم بشه،فقط اشاره كرد،گفت: من دیشب یه ذره خوابم برد،خواب عموم علی رو دیدم،به من فرمود:انت غداً معی تو فردا بامنی،یعنی طوعه،دیگه امشب مهمون نداری،من مهمون یه شبت بودم،امشب سر من دارالاماره است،

داد پناهم سحر  یك زن والا گهر

گشت نرفته سفر همسفر عشق تو

این بدن رو آویزه قناره كردن(قُلاب گوشت،چنگك قصابی)،معلوم اون كه میگه دیدم پای مسلم تو دست بچه هاست،بعد از بازار قصاب ها بوده،چیكار كرده بود قصاب،.......

 

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2099
    کل نظرات : 171
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 6
    تعداد اعضا : 273
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 186
    بازديد ديروز : 2,990
    بازديد کننده امروز : 86
    بازديد کننده ديروز : 1166
    گوگل امروز : 71
    گوگل ديروز: 1243
    بازديد هفته : 19,283
    بازديد ماه : 69,427
    بازديد سال : 1,575,132
    بازديد کلي : 6,246,955
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 107.20.120.65
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید