close
تبلیغات در اینترنت
متن روضه همراه با صوت

متن روضه همراه با صوت

متن روضه همراه با صوت

متن روضه همراه با صوت
متن روضه همراه با صوت
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
4 5699 amirsajad
0 1741 aboozar
0 1548 aboozar
0 1451 aboozar
0 2429 aboozar
0 872 aboozar
1 16173 2505
6 5297 aboozar
0 13071 aboozar
1 2109 masoudfn
1 1312 aboozar
14 2943 aboozar
20 3202 aboozar
0 2410 aboozar
0 1520 aboozar
0 1799 aboozar
0 1564 aboozar
2 1425 aboozar
13 1995 aboozar
21 3965 aboozar

 

آسمان مات غم حضرت مولا شده بود

چشم دل تنگ ترین مرد چو دریا شده بود

چقدر چسب به بالای سرش می دوزد

ذکر لب های علی مثل معما شده بود

نان و خرمای خودش باز شده سهم یتیم

باز هم نان و نمک روزی اقا شده بود

روی لب هاش علی ایه غربت می خواند

سالیانیست که بی فاطمه تنها شده بود

عزم خود جزم نمود و طرف مسجد رفت

او برای سفر عشق محیا شده بود

یک طرف دور و برش ناله مرغابی ها

میخ در هم طرفی مانع مولا شده بود

مسجد کوفه دلش وقت اذان می لرزید

بین محراب علی خسته دنیا شده بود

روی سجاده علی سجده ی آخر را رفت

در دل عرش خدا همهمه بر پا شده بود

از همان ضربه که فرق سر او را وا کرد

بین محراب علی زخم دلش وا شده بود

طرف خانه  علی را به چه حالی بردند

اشک در چشم حسین پشت حسن تا شده بود

در وا شد، خانم زینب در رو باز کرد، در خانه علی چند بار اینطور باز شده با اضطراب، چند بار این در ماجرا داشته، یکیش رسول خدا اومد دم در دق الباب کرد، السلام علیکم یا اهل البیت نبوه، وعلیک السلام؛ دو سه بار صدا زد بابا چرا نمیای داخل، فرمود من میخوام جولب سلام تو رو بشنوم فاطمه جان، یه با با شادی؛ یه بار در خانه رو چنان زدن، در از جا کنده شد؛ این در اصلا ماجرا داره، یه بار در خانه همچین باز شد، عباس اومد تو خونه سر به دیوار گذاشت؛ چی شده عزیزم؟ بدن آقام تیر باران کردن؛ یه بار در زدن خانم زینب اومد بیرون، دید خانم ام البنین اومده افتاد رو پاش گفت: خانم من کنیز شمام؛ یه بار هم در همچین باز شد دید بابا غرقابه خونه، چی شده؟ هیچی بابا....اینکه چیزی نیست که....رخم ندیدی تو هنوز....عزیزم یه زخم هایی میبینی تو.....سر رو نیزه میبینی.....

زینبش زد به سر و ناله یا زهرا زد

و تداعی به نظر غربت فردا شده بود

غربت کرب و بلا غربت تل و گودال

که در آن تنگی جا جمعیتی جا شده بود

بی هوا از پس و پیش آمده و ضربه زدند

سر یک پیراهن پاره چه دعوا شده بود

بعد از این که سر او را به سر نیزه زدند

لشکری حمله ور خیمه زنها شده بود

یک نفر در میان گودال و

صد نفر میزدند زینب را

تیغ ها مانده بود در گودال

با سپر میزدند زینب را

هر چه او بیشتر نفس میزد

بیشتر میزدند زینب را

 

مردی که تو دلش پر از آهه

راز دلش رو چاه میدونه

مردی که تو چشاش پر از اشکه

اما لبش همیشه خندونه

مردی که کوله بارش و بسته

یه دم و تو خونه میمونه

چشمای خستش و به در دوخته

انگاری چش به راه مهمونه

مهمونی که داره میاد زهراست

عمریه داره روضه میخونه

بسه تو دنیا موندنت اقا

دنبالت اومدم بریم خونه

هر جا تو باشی خونمون اونجاست

بی تو علی بهشت زندونه

راستی الان داریم میریم خونه

گفتی وصیتای اخر رو

گفتی باید کجا بره زینب

گفتی گلای یاس پر پر رو

گفتی علی به گوش عباسم

قصه مشک و تیر اخر رو

گفتی برا حسن پسر هاش و

گفتی برا حسین اکبر رو

گفتی برا حسین مظلومم

تیر و گلوی خشک اصغر رو

راستی بگو به زینبم دم اخر

پیروهن دوخته مادر رو

گفتی برای زینبم باید

یه روز ببوسه زیر حنجر رو

گفتی براش قصه غارت رو

گوشواره و  خلخال و معجر رو

میثم دید آقا شب از خونه بیرون اومد شنیدید دنبال امیرالمومنین رفت، عمار، میثم و مقداد از این چیزا دیدن از مولا، اون شبم دیگه رفتن یه وقت آقا نزنن... یه نیمه شبم هلال میگه دنبال حسین رفتم گفتم دور خیمه ها تاریکه، دیدم داره خارها رو از رو زمین برمیداره جمع میکنه؛ گفتم:چکار میکنی آقا؟ فردا اینا به خیمه ها حمله کنن بچه ها پای برهنه تو بیابون؛ گودال اومد نشست شروع کرد گریه کردن.... واااای

گفتی باید که از دل اتیش

نجات بده سه ساله دختر رو

گفتی یه روز میبینه تو گودال

جون دادن و بریدن سر رو

حسین.....

مولا دست حسین تو دست عباسش گذاشت، اصلا دنیا بر این منواله وقتی بابا بخواد سفارش کنه به داداش بزرگتر میگه:مراقب داداشتون باشید، به همین بهانه اومدن یوسف بردن... قمر بنی هاشم تقریبا پانزده سالشه؛ یه جون پونزده ساله در نظر بگیر دست حسین سی پنچ ساله رو گذاشت تو دستش، نگفت حسین مراقب داداش کوچیکت باش، گفت: پسرم مراقب همه اینها باش، همه رو به تو سپردم، زینب به تو سپردم، خواست تیر از چشم در بیاره از پاش کمک گرفت، همچین که سر پایین آورد کلاخود از سرش افتاد، یه جوری زد اون نانجیب که روی نیزه بند نشد سر......

 

یکشنبه 23 خرداد 1395

 

شوق زیارت است مرا اربعین رسید

دیگر چه طاقت است مرا؟ اربعین رسید

همه رفتند كربلا، امام صادق فرمود: لو علم الْنّاس ما فی زیارة قبر الحسین علیه السلام ،  لماتوا شوقاً:اگه مردم می دونستند زیارت امام حسین چه خبره، درش چی نهفته است، از شوق می مردند.

یک سال آزگار دلم بود و این سوال

آیا لیاقت است مرا؟ اربعین رسید

گفتم که لااقل ز علامات مؤمنین

این یک علامت است مرا اربعین رسید

امام عسكری فرمود:علامات الْمؤْمن خمْسٌ.مؤمن پنج نشانه داره، یكی زیارت اربعین، آقای با كرم، مولای كریم، مارو هم زائر اربعین محسوب كن، ما هم امروز دلمون كربلاست،  ما هم دلمون می خواست كنار قدم های جابر به كربلا برسیم ولی نشد

شور قیامت است به پا گرد مضجعت

آه است و حسرت است مرا اربعین رسید

آقا من جا موندم، دلم می خواست اربعین با پای پیاده بیام كربلا.

من كیستم خسی كه به میقات ره نیافت

شوق زیارت است مرا اربعین رسید.

داغ است و غربت است به دل،  رفت کاروان

اشک است و خجلت است مرا اربعین رسید

جا مانده ام ز قافله ی کربلاییان

شوق شهادت است مرا اربعین رسید

من هم یکی ز چله نشینان ماتمت

اجر مصیبت است مرا اربعین رسید

أشْهد انك تشْهد مقامى و تسْمع كلامى وترد جواب . آقا صدای من رو میشنوی،  اگه ما هم بهت سلام بدیم، تو جواب میدی،  السّلام علیْك یا اباعبْداللّه،  السّلام علی شیب الخضیب، السلام علی الخدالتریب. ای حسین.....

 از دور هم سلام مرا میدهی جواب

لطف تو عادت است مرا اربعین رسید

احسان بی حد است تو را ایها العزیز

اشکم بضاعت است مرا اربعین رسید

راهی شده ست سوی تو بسیار کاروان

با احترام،  آمده اینبار کاروان

آقا خیلی زائرات با احترام میان كربلا، خیلی ها بهشون خدمت می كنند، كاروان امام حسین هم روز دوم وقتی رسید كربلا با عزت و احترام همه پیاده شدند، آقا فرمود: انزلوا هذا موضع كربٍ وبلاءٍ هاهنا مناخ ركابنا،  ومحطّ رحالنا وسفك دمائنا،  همه پیاده بشید بارو بونه زمین بگذارید، اولیاء مخدره زینب با احترام پیاده شد، عباس مواظب.

راهی شده ست سوی تو بسیار کاروان

با احترام،  آمده اینبار کاروان

این کاروان نه سنگ،  نه دشنام دیده است

اکرام دیده،  سفره ی اطعام دیده است

این بار تازیانه نخورده است کودکی

بی یار و سر پناه،  نمرده است کودکی

اینجا کسی ندیده به مقتل،  تن حسین

سیلی کسی نخورده پس از خواندن حسین

ای حسین.....

 

از فراق تو نمردیم و مسیحا نشدیم

چشم ما تار نشد از غم و بینا نشدیم

جای تو دست به دامان طبیبان بودیم

حقمان بود اگر باز مداوا نشدیم

بی تو یک عمر پی هر کس و ناکس رفتیم

گم شدیم آخر از این غفلت و پیدا نشدیم

نام مجنون به روی ماست ولی کو مجنون

وقتی از هجر تو آواره ی صحرا نشدیم

خوشبحال اونایی که این چند روز آواره ی بیابون ها بودند، خوشبحال اونایی که الان رسیدن کربلا،الان پاهاشون زخم شده،خوشبحال اونایی که الان خاکی،زخمی،خسته، رسیدن جلو حرم امام حسین،یه نگاه کردن خستگی شون در رفت،آخ قربون حرم قشنگت

خاک عالم به سر ما که در این عمر دراز

لحظه ای مشتری یوسف زهرا نشدیم

همه رفتند حرم ما که نرفتیم هنوز

زائر مرقد شش گوشه ی آقا نشدیم

کاش میشد که تو ما را به زیارت ببری

بی تو هرگز بخدا سیر زیارت ما نشدیم

یا صاحب الزمان،ان شاءالله یه شب اربعین کنار تو بایستم، شما دست بزنی به سینه ات بگی:امان از دل زینب،منم با زینب زینب گفتنت زیر و رو بشم. ان شاءالله یه اربعین امام زمان برا من و شما روضه بخونه:

سه غم آمد به جانوم هر سه یک بار

غریبی و اسیری و غم یار

غریبی و اسیری چاره داره

ولی آخر کشد ما را غم یار

این حرف مال فرداست:

خودم دیدم زبالای بلندی

عزیز مصطفی را سر بریدند

کاروان داشت می رسید از راه

دل زینب در التهاب افتاد

دیدی نزدیک کربلا دلت شور میزنه،شدی اینجوری تا حالا؟اصلاً می ری نجف اینجوری نیستی،کاظمین اینجوری نیستی،مشهد اینجوری نیست،فقط جنس جنس کربلاست

کاروان داشت می رسید از راه

دل زینب در التهاب افتاد

تا که چشم ستاره های کبود

بر سر قبر آفتاب افتاد

کاروانی که از هزاران دشت

از سر شوق با سر آمده بود

به مرور غم خودش که رسید

کم کم از مرکب شتاب افتاد

همه خودشون رو انداختن رو خاک

دختری سمت علقمه رفت

مادری سمت قبر کوچک خود

خواهری بر سر مزار خودش

دل به دریا زد و به آب افتاد

اینجا قبر حضرت زینب ِ، اون روزی که امام سجاد تو رو خاک کرد،خواهرتم باتو خاک کرد.

گفت: اگرچه که بی پر آمده است

بی پر و بی برادر آمده است

چشم وا کن که خواهر آمده است

که پس از تو به اضطراب افتاد

زینبی که اسیر مویت بود

بین خون، گرم جستجویت بود

در به در شد درست آن وقتی

که به موی تو پیچ و تاب افتاد

بعد تو خیمه در حصار آمد

از زمین و زمان سوار آمد

به حرم امر برفرار آمد

همه ی خیمه در عذاب افتاد

پای غارت به خیمه ها واشد

دستهای پلید پیدا شد

سر یک گوشواره دعوا شد

سنگ بر شیشه ی گلاب افتاد

داداش تا شب ِ آخر بچه ات هی می گفت:عمه گوشام درد میکنه،همه رو ساکت کردم دخترت رو نتونستم ساکت کنم،داداش:

داغدارم هنوز از کوفه

از گریز رئوس مکشوفه

داغدارم از آن زمانی که

از سر بچه ها حجاب افتاد

تشنگی های تو کویرم کرد

غم دوری تو اسیرم کرد

ماجراهای شام پیرم کرد

کار به مجلس شراب افتاد

خیزران را که غرق خون دیدم

از غرور رقیه ترسیدم

لرزه بر جان بچه های تو و

بر لبت بوسه بی حساب افتاد

هی رو پا بلند شد،عمه بذار من برم جلو،بذار دستش رو بگیرم،بذار سر بابامو بغل کنم،حسین،جلوش رو گرفتم،والا دق می کرد،داداش خیلی طول نکشید،همچین که سرت رو بغل کرد،دید لب هات پاره پاره است،دندونت شکسته است،غیرتی شد دخترت، دیدم هی می زنه تو دهنش،لب هاش رو گذاشت رو لب های خونیت،ای حسین....

 

حاج محمود کریمی

 

ببار ای بارون ببار

بر دلم گریه کن خون ببار

بر شب تیره چون زلف یار

بهر لیلی چو مجنون ببار

ای بارون

فدای غم های تو

خون میچکد از چشمای تو

بی تاب روی زیبای تو

می سوزه عالم در پای تو

ای آقا

خونه دل آسمون

زبون میگیره صاحب زمون

ای امان، ای امان، ای امان

عمه جان، عمه جان، عمه جان

ای عمه

دل زارم در تبه

گوشه ی چادر زینبِ

امشب جون همه بر لبه

روضه خون مادر زینبِ

 وای زینب

رسیده جون بر لبم

می سوزه سینه ی پُر تبم

آسمون تیره ی شبم

قربونی غم زینبم

 وای زینب

اگر که غوغا نکرد

اگه شکوه ز غم ها نکرد

سفره ی دلشو وا نکرد

غصه جیگرشو پاره کرد

وای زینب

دانلود روضه حضرت زینب (س)

حاج حسن خلج

 

از تو صحرا با صدای زنگ اُشترا به پا خواست

همگی بیایید سوار شید کاروون راهی صحراست

میون لشکر اعدا دیگه زینب تک و تنها

سوار ناقه ها کرده همه بچه های زهرا

ببینید از روی ناقه همه ی چشم ها به زینب

حالا همه سوارند از اون بالا دارند نگاه میکنند،این عمه یه روزی سوار ناقه شده،نمیدونی چه جوری سوار شد،چه شوکتی،بنی هاشم ،جوانها بازو به بازوی هم دادن،نیمه ی شب یه دیوار درست کردند،یه وقت سایه ی عمه مون رو کسی نبینه،عباس اومد زانو گرفت،علی اکبر اومد محمل گرفت،خود حسین علیه السلام زیر بغلای بی بی رو گرفت،حالا اهلبیت دارند از بالای ناقه ها نگاه میکنند،عمه تنها مونده پایین،چه جوری میخواد سوارشه؟

ببینید از روی ناقه همه ی چشم ها به زینب

چه جوری میخواد سوار شه رحم کن خدا به زینب

روی گونه اشک نم نم رو به گودال میگه با غم

پاشو از جا غیرت الله خواهرات بین نامحرم

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَی الاَْرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّی سَلامُ اللَّهِ [اَبَداً] ما بَقیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّی لِزِیارَتِکُمْ

دارم میرم داداش

اَلسَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنِ وَ عَلی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلی اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلی اَصْحابِ الْحُسَیْنِ

دل اهلبیت شور میزنه،بالاخره زینب چه میکنه؟لشکر ایستادند،یه وقت دیدند عوض اینکه زینب به سمت ناقه ها بیاد، دوید سمت گودال،داداش چه خاکی به سرم بریزم،خودش رو اندخت رو بدن برادر،وای،لباهارو گذاشت بر اون رگ های بریده، حسین......

دانلود روضه شام غریبان  

حاج حسن خلج

شد آخر كار، خدا نگهدار

وعده ی دیدار ،كنار مادر

آقام  آقام آقام حسین

لبریز آهم،پشت و پناهم

ای بی سپاهم،هستی خواهر

 دست تو، از رو دل، برندار

نذار دلم رو غم بگیره

بعد این ،همه سال

آخه كی می خواد

 مارو از هم بگیره

حسین جان بیا تو یه كار برای من بكن من هم یه كار برای تو ،تا یادگاری بمونه

تو بیا و ،با دست خودت

محكمترش كن معجرم رو

تو می خوای برای من چیكار كنی زینب؟

من میرم، كه برات، بیارم

امانتی مادرم رو

میمیرم از غمت،میمیرم از غمت

داری میری داداش،مگه قرار نبود هرجا میری منم باهات بیام؟

من و اسیری،دل خسته میری

كه گرد پیری،پوشونده روت رو

لحظه ی آخر،گفته كه مادر

ببوسه خواهر،زیر گلوتو

من و دست كیآ میسپاری؟

كجا میری بدون زینب

هی میگفت خواهر رهام كن بذار برم

بخدا كه جدا نمیشم

از تو كه هستی جون زینب

كجا داری میری داداش مگه نمیبینی؟

لشكری، واسه كشتن تو

آماده كرده قتلگاه رو

سكینه جلوی خیمه ها

گرفته دست ذوالجناح رو

گفت بی بی سكینه:بابا باید بیایی پایین،اباعبدالله الحسین علیه السلام فرمودند:عزیز دلم با هزار سختی عمه جانت رو راضی كردم ،بذار برم. گفت:نمیشه

نهان از چشم طفلان آمدم

بچه هارو تو خیمه یه جوری سرگرم كردم،یواشكی اومدم بابایی،كار ت دارم

نهان از چشم طفلان آمدم ،تا بر تو ره گیرم

كه گیری در بغل یك بار دیگر دختر خود را

خواست همان معامله ای كه باز زینب كرده،از رو ذوالجناح خم شه،همونطور كه خم شد زینب زیر گلو رو بوسید،خم شه صورت دختر رو ببوسه و بره،گفت:بیا عزیز دلم،رفت عقب خانم سكینه،گفت: نه، باید بیایی پایین،رو خاكا بشینی، من اول یه دور دورت بگردم، اومد رو خاكها نشت ابی عبدالله، آغوشش رو باز كرد،نازدانه رو در آغوش بگیره،همین كه رفت جلو، سكینه كه صورتش غرق اشك بود،دستارو گذاشت رو سینه ی بابا، بابا رو هل داد عقب، عزیز دلم چه میكینی با من،مگه نگفتی بیام پایین بغلت كنم؟گفت:چرا. مگه نگفتی بیا پایین ببوسمت؟چرا،من كه پیاده شدم،چرا نمیای در آغوشم،آرام گفت:بابایی دلم برا بغل گرفتنت لك زده،پس بیا بغل بابایی بغلت كنم،بابایی میدونم بری دیگه بر نمیگردی،جیگرم لك زده یه بار دیگه ببوسمت،پس چرا نمیآی ببوسمت؟بابایی الان دیدم دختر مسلم بن عقیل از شكاف خیمه داره نگاه میكنه،ترسیدم دلش بسوزه،حسین..........

دانلود روضه شهادت امام حسین (ع)

دوشنبه 12 آبان 1393

حاج حسن خلج

 

داداش

دلم با غربت آشنا شد

شكستم و قدم دوتا شد

ابروی پیوسته ات جدا شد

قربون ابروهای پیوسته ات برم

داداشی

افتادی از رو مركب،داغ تو  تا كمر رفت

امام سجاد علیه السلام می فرمایند:اینقده تیر زدند عموم مثل خارپشت شده بود.خوب این تیرها تو بدن بوده موقعی كه خورده زمین

افتادی از رو مركب،داغ تو  تا كمر رفت

میغلتی روی خاك و،تیرها همه تا پر رفت

وای داداشم

از جلو خیمه دیدم،قطع الیدین شدی تو

رو دست نیزه دارها،بالا پایین شدی تو

من و شما بعد هزار و اندی سال اومدیم،یه چیزی داریم میشنویم ،این حال شماست،بچه ها همه جلو خیمه ها صف كشیده بودند،عمو كی میاد آب بیاره،یه وقت دیدن یه بدن رو نیزه ها،امان از دل سكینه،حسین.........

پاشو

 نصیب من غم شده عباس

یه دنیا ماتم شده عباس

چقدر تنت كم شده عباس

نه از من و نه از تو،چیزی نمونده جونم

چه جوری برم به خیمه،نه میشه نه میتونم

می خوای بدونی عباس،چی كمرم رو خم كرد

یه جور زدن نمیشه،دیگه تنت رو جمع كرد

داداش

اهل حرم از پا نشستن

شكستی و همه شكستن

گره معجرها رو بستن

داداش

تا از رو دوش تو علم افتاد

ترس توی قلب دخترم افتاد

حرمله جانب حرم افتاد

بلند شو،ببین داره چه چپ چپ نگاه میكنه

پاشو كه چشم براهه

مشک تو سكینه

پاشو ببر برادر

دخترم و مدینه

پاشو كه این جا چشم

بی حیا بی شماره

بلند نمیشی؟

برم بگم رقیه،گوشواره اش رو درآره

دانلود روضه شهادت حضرت عباس (ع) 

دوشنبه 12 آبان 1393

حاج مهدی سلحشور

 

ناخورده لبم جام ولای تو زدم

ناگفته سخن دم به ثنای تو زدم

دستی زکَرَم به روی قلبم بگذار

کز کودکیم سینه برای تو زدم

از کثرت عصیان زدرت دور شدم

نزدیک به آشیانه ی گور شدم

مگذار به حشر آبرویم برود

زیرا به غلامی تو مشهور شدم

عطش آتش تب کرب و بلایت

فقط یک گوشه ای از ماجرایت

خدا قسمت کند آتش بگیرد

دل من هم شبیه خیمه هایت

آنگاه که در بستر خون خُفت حسین

لبیک زد و جواب نشنید حسین

بانوی خمیده قامتی را دیدم

میزد به سرو سینه و میگفت حسین

هرچند پیر و خسته دل و ناتوان شدم

هرگه نظر به سوی تو کردم جوان شدم

طاووس خیمه پیش پدر راه میروی

گفتی اذان و مست من از این اذان شدم

ای عصای پیری من میروی برو

اما به روی نعش تو، من قد کمان شدم

باخود نگفته ای پدرت خُرد میشود

من مثل قطعه های تنت بی نشان شدم

آخر چرا جواب پدر را نمیدهی

چیزی بگو علی، وَلَدی نصف جان شدم

اسیر زخم زبانهایشان شدم

از بهر بردن تو عبا کم میاورم

من چند بار بربدنت إمتحان شدم

شد سُرخی لبان تو در دشت منتشر

من هم به تشت زر هدف خیزران شدم

شکر خدا که نیزه ی من شد بلندتر

در آن مسیر برسر تو سایبان شدم

پنج شش تا نگاه داره ابی عبدالله به علی اکبرش، نگاه اولش نگاه شوق بود خیلی آقا لذت می برد وقتی علی رو نگاه می کرد، جابر میگه: حضرت زهرا راه رفتنش شبیه پیغمبر بود، امام حسن هیبت و سیادتش شبیه پیغمبر بود، سید الشهدا شجاعتش، اما علی اکبر آینه تمام نمای پیغمبره، وقتی داره میره میدان پشت علی راه افتاد محاسنش بر دست گرفت گفت: خدا تو شاهد با ش کسی رو دارم روانه ی میدان میکنم که خلقاً، خولقاً و منطقاً شبیه به رسول الله، بعد فریاد زد: عمر سعد خدا رحمت قطع کنه؛ نگاه دوم ابی عبدالله نگاه حسرت و افسوس بود به علی اکبرش، وقتی میخواست بره به میدان تو اون وداع اول گفت: علی جان میخوای بری برو، اما دقایقی برو تا زن بچه تو رو سیر ببینن بعد برو، ابی عبدالله داشت از دور نگاه می کرد، دید این زن و بچه دور علی حلقه زدن، قربون صدقه علی دارن میرن، بچه ها افتادن به پای علی میگن: به غریبی ما رحم کن، نمیزارن علی بره به میدان، ابی عبدالله فریاد زد علی منو رها کنید، بزارید علی بره، مانع علی نشید، علی و رها کردن، ابی عبدالله چند قدم دنبال علی حرکت کرد، بعد برگشت داخل خیمه ها، بی بی زینب میگه: وقتی علی اکبر رفت به میدان دادشم اومد تو خیمه نشست لحظاتی بیشتر نگذشته بود از خیمه زد بیرون اصلاً حسین رو پای خودش بند نمی شه، دیدم هی میره داخل خیمه هی میاد بیرون دوباره بر می گرده داخل خیمه، میگه دیدم ابی عبدالله با نگاهش داره مسیر رفتن علی اکبر رو تعقیب میکنه، همه تون میدونید اسب آقا علی اکبر تربیت شده بوده، هر جایی سوارش رو زمین می افتاد سوار به هر قیمتی بود به خیمه می آورد، اما اینقدر ضربت خورده بود به علی اکبر..... دست انداخت گردن اسب این خونا اومد رو چشم اسب گرفت مسیر تشخیص نداد عوض اینکه بیاد سمت خیمه علی برداشت برد وسط لشکر، گفتن علی دوست بیاد راه باز کنه، کوچه ای باز کردن علی وسط اومد دورش حلقه زدن نیزه دار با نیزه، شمشیر دار با شمشیر..... بی بی زینب میگه: جلو خیمه ها برادرم همینجوری داشت این منظره رو میدید، یه وقت دیدم حسین هی میشینه زمین هی بلند میشه به سر میزنه رنگ حسین برگشته گفتم: داداشش چته؟ گفت: زینب علیمو کشتن، مرکب آوردن برا برادرم سوار بر مرکب شه دیدم زانوهای حسین داره میلرزه...

دانلود روضه شهادت حضرت علی اکبر (ع) شب هشتم محرم  

شنبه 10 آبان 1393

حاج مهدی سلحشور

 

تا سرت روی نیزه هاست حسین

قد مادر ز غصه تاست حسین

از دلی زارو خسته و بی تاب

السلام و علیک یا ارباب

تا نرفتم ز دست آقا جان

این غلام سیاه را دریاب

یک اشاره برای گریه بس است

به علی اصغرت ندادند آب

شب هفتم برای این روضه

ناله ها کردم که وای رُباب

در فقیری سرامدم آقا

به گدایی زبانزدم آقا

تو که از حال من خبر داری

هرچه تو خوب، من بدم آقا

من فقیرم فقیر مادر زاد

تو کریمی که آمدم آقا

شب قبرم ز مقدمت روز است

وَه از این حُسن پاقدم آقا

گاه در اوج روضه می بینم

دَم حسین است و بازدم آقا

خوب دانم که کمتر از آنم

که بگویم ز نسل سلمانم

لاکن از ابتدا به لطف خدا

نوکرت بوده ام ومیدانم

خیلی از وقت ها برای دلم

قدر یک آه روضه میخوانم

هر وقت روضه خوندی بگو امان از دل زینب، یعنی تو که طاقت ندار بشنوی بعد از هزار و چهارصد سال یه گوششُ زینب ایستاده بود بالا بلندی همینجور داشت نگاه میکرد، سر جدا، نیزه، بوریا، صحرا، سم اسب، استخوان......

کاش میشد که بعد مُردن هم

بشنوم از زبان خویشانم

بس که نالید و بس که هِق هِق کرد

عاقبت بین روضه ها دِق کرد

عروس خانه ی زهرا که لاله میکاری

سپیده سر زده اما هنوز بیداری

هرآنچه رفت به غارت که بر نمی گردد

نمی شود که ز گهواره چشم برداری

ز لای لایی نیمه شب تو معلوم است

که در خیال همان روزهای غمباری

دو دست خالی خود را تکان مده هر شب

مگر که در بغلت شیر خواره ای داری

هنوز باور این غم برای تو سخت است

که روی نیزه علی را.....

بچه وقتی تشنشه هی دهنش اینو اونور میگردونه هی زبونش باز میکنه، وقتی به بغل مادر میدی چنگ به سینه مادر میندازه، آی بمیرم برات، اما دیگه علی رمق نداشت، دیگه این لب ها رو هم نمی تونست تکون بده....

مادر چرا نمی خوابی

گمانم تشنه ی آبی

علی لای لای......

گل نازم لایی لایی پسرم

تو روایت ابی عبدالله وقتی علی رو بلند کرد، عمر دید انغریب هر کاری کرده از بین بره گفت: حرمله چرا آرومش نمیکنی، گفت: پدر بزنم یا پسر رو؟ گفت: اگه پسر بزنی، هم بابا رو زدی هم بچه رو..... یه وقت ابی عبدالله دید گوش تا گوش علی پاره شده، علی داره دست پا میزنه، ای وای......

اومد پیش حضرت موسی گفت: جلو چشم یک گاو سر گوساله اش بریدم، زندگیم ریخته به هم دیگه چکار کنم؟ حضرت موسی گفت: برو از پیش من تو دوا خانه ی من داروی تو نیست، جلو چشم مادر بچه رو سر بریدی بلند شو برو. رباب اومد بود بیرون خیمه میگفت: حسین نمی خوام سیرابش کنی، برش گردون....

سوختم از آتشت آه چه سوزان تبی

همچو لب خشک تو، هیچ ندیدم لبی

گریه کنم همچنان در عوض لای لای

گریه مکن اصغرم، اصغرم آرام باش

بچه رو زیر عبا پنهان کرد، هر چی اومد جلو در خیمه، این پا اون پا کرد، خدا من بچه رو چجور به مادرش بدم، همه لشکر ایستادن دارن نگاه می کنن حسین چه میکنه، آروم اومد پشت خیمه، با غلاف شمشیر یه قبر کوچلویی کند، تا اومد علی تو خاک بزاره، دید رباب داره ناله میزنه، حسین اجازه بده یه بار دیگه علیمو ببینم، تا رباب گلوی بریده علی دید یه ناله ای زد، علی.....

با همه وجود میگم این شش ناهه دست کچلوش بیاره بالا کسی دست رد به سینه اش نمیزنه، میرزای شیرازی دهه می گرفت خونش، هر شب میومد به منبری می گفت: امشب روضه ی علی اصغر بخون، فردا شب دوباره روضه ی علی اصغر بخون، دهه، منبری میگفت: بسته چقدر روضه ی علی اصغر بخونم، میگفت: آخه تو نمیدونی غصه ی این بچه، حسین پیر کرد؛ چه دلی از حسین شکست، حسین شرمنده زن و بچه اش شد، روی اومدن به خیمه رو نداشت.......

دانلود روضه شهادت حضرت علی اصغر (ع) شب هفتم محرم

جمعه 09 آبان 1393
درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
نظرسنجی
آیا فیلم های مداحی همراه با متن در وب قرار بگیرد؟


محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 1747
    کل نظرات : 139
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 5
    تعداد اعضا : 255
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 666
    بازديد ديروز : 1,317
    بازديد کننده امروز : 177
    بازديد کننده ديروز : 295
    گوگل امروز : 157
    گوگل ديروز: 235
    بازديد هفته : 1,983
    بازديد ماه : 67,589
    بازديد سال : 258,003
    بازديد کلي : 4,929,826
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 54.204.249.55
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید

تبادل لینک هوشمند
    تبادل لینک هوشمند : برای تبادل لینک ابتدا مارا با عنوان آئین مستان وآدرس http://aein-mastan.rozblog.com لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.

    عنوان :
    آدرس :
    کد : کد امنیتیبارگزاری مجدد