close
تبلیغات در اینترنت
متن سینه زنی همراه با سبک

متن سینه زنی همراه با سبک

متن سینه زنی همراه با سبک

متن سینه زنی همراه با سبک
متن سینه زنی همراه با سبک
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
0 91 aboozar
3 247 aboozar
1 362 saeednajafi
12 593 aboozar
4 6346 amirsajad
0 2158 aboozar
0 2001 aboozar
0 1824 aboozar
0 3165 aboozar
0 1185 aboozar
1 17333 2505
6 5877 aboozar
0 14252 aboozar
1 2435 masoudfn
1 1567 aboozar
14 3524 aboozar
20 3769 aboozar
0 2668 aboozar
0 1718 aboozar
0 2038 aboozar

حاج میثم مطیعی

پای پیاده، هم پای جاده

 ره می سپارم به عزم زیارت

در کوله بارم، چیزی ندارم

 غیر از دلی مست شوق شهادت

مولا، می خوام دلم پر از تو باشه

آقا، نخواه که از تو دل جدا شه

ای یار، دلدار، سالار

دلبسته یاد توام، وای وای وای

دربند و آزاد توام، وای وای وای

وای، نمی خوام بی تو زنده باشم

وای، نخواه تا که از تو جدا شم

آقا نظر کن، این شب رو سر کن

شام دمشق و یمن رو سحر کن

آقا حسین جان، زار و غریبیم

در جاده ها زائر عطر سیبیم

مولا، زمانه را ستم گرفته

آقا، دل یتیما غم گرفته

آقا آقا آقا

با اینکه چیزی ندارم، وای وای وای

که پای عشقت بذارم، وای وای وای

وای، به شوق تو آواره هستم

وای، به ذوق نگاه تو مستم

پای پیاده، همپای جاده

زائر شده این دل تنگ ساده

مولا یا مولا، دل بی قراره

دل عاشق و خسته از انتظاره

آقا، بهشت و بی شما نمی خوام

آقا، به شوق یاری تو می آم

آقا آقا آقا

دلبسته راه توایم، وای وای وای

دیوانه ماه توایم، وای وای وای

سرمست احساس توایم، وای وای وای

سرباز عباس توایم، وای وای وای

آه، به این زائرانت نگاه کن

آه، برای فرج هم دعا کن

سینه زنی زمینه اربعین حسینی (ع) - پای پیاده، هم پای جاده - حاج میثم مطیعی

حاج محمود کریمی

وای وای

وقتی که می دیدم عمه م رو زیر تازیونه ها

وای وای

وقتی که رو نیزه سنگ خوردی از رو بوم خونه ها

وای وای

وقتی از رو نیزه افتادی رو خاک ها

وای وای

وقتی از رو نیزه دیدی منو بابا

وای وای، تا اسم تو رو بردم

وای وای، سیلی و لگد خوردم

وای وای، با هر قدم مُردم

وای وای، ذره ذره جون دادم

وای وای، از رو ناقه افتادم

وای وای، اسمم رفته از یادم

وای وای

وقتی که لرزیدم از شرم اون چشمهای بی حیا

وای وای

وقتی که می دیدم میبندن سرها رو، روی نیزه ها

وای وای

 از دست نامردها تو کوچه و بازار

وای وای

 از سیل اشکهای این گریه ی زار زار

وای وای، تا اسم تو رو بردم

وای وای، سیلی و لگد خوردم

وای وای، با هر قدم مُردم

وای وای

وقتی که می پیچید زنجیرم دور این گلوی من

وای وای

وقتی که سر نیزه سرخ می شد با خون عموی من

وای وای

پیرم کرد درد این زنجیر روی دوشم

وای وای

از درد سیلی و زخم روی دوشم

وای وای، این چشم ها دیگه تاره

وای وای، از زخم های گوشواره

وای وای، از این معجر پاره

سینه زنی زمینه شهادت حضرت رقیه (س) - وای وای وقتی که می دیدم عمه م رو زیر تازیونه ها - حاج محمود کریمی  

 

 

جواد مقدم

گمانم ای برادر جان

نمی شناسی دیگه من رو

به دست من ببین جای

غل و زنجیر دشمن رو

منم یاسی برادر جان

که پژمرده ام برادر جان

ز نامحرم کتک خوردم برادر جان

حسین من حسین من حسین

ببین ای باغبون

گلای یاس و لاله

که صحرا شد، پر از ناله

پاشو بنگر رباب تو

تو صحرا با دل مضطر

با گریه داره میگرده

پی قبر علی اصغر

روی سینه ات،حسین من

علی اصغر،حسین من

پایین پات،حسین من

علی اکبر،حسین من

حسین من، حسین من، حسین من..

من و سکینه رفتیم

کنار نهر علقم

دلامون شد، پر از ماتم

معما شد برای من

اگه بوده سپهدارت

چرا اینقدر کوچیک پس

قد قبر علمدارت

سکینه گفت عمو عباس

به صد ماتم، عمو عباس

شده جسمت، عمو عباس

جدا ازهم عمو عباس

عمو عباس،عمو عباس،عمو عباس

سینه زنی اربعین حسینی (ع) - گمانم ای برادر جان - جواد مقدم 

 

 

حاج محمود کریمی

 

جبرئیل این روزا تو جادهٔ کربلات

با لباس مبدل خادم زائرات

همه جاری مثل چشمه مثل دریا مثل بارون

همه راهی ، همه بی دل، همه شیدا، همه مجنون

 همه  دلتنگ مثل مسلم، مثل هانی،مثل مختار

همه سرها رو آوردن برا تقدیم به پای یار

لبیک حسین لبیک....

این شبا کل اهل آسمون رو زمینن

جن و انس وفرشته زائر اربعینن

همه رفتن توی راهن، منمو این پریشونی

یه چیزی تو دلم میگه، تو دیگه جا نمیمونی

به فدای یه نگاهت پدر و مادم آقا

یه نگاه کن که نمیرم تو فراق حرم آقا

لبیک حسین لبیک....

غرق در حیرتم من یا دلیل یا ابالفضل

دنبال خونتم من الدخیل یا ابالفضل

خودم اینجا دلم اونجاست

دل قطره پیش دریاست

حرم شاه، حرم ماه

پیش ارباب ، پیش عباس

من مشتاق، من عاشق، من ناچیز و ناقابل

به تو آقا پناهندم، مددی یا ابوفاضل

سینه زنی شور اربعین حسینی - جبرئیل این روزا تو جادهٔ کربلات - حاج محمود کریمی

 

حسین سیب سرخی

قدم قدم با یه علم

ایشاالله اربعین میام سمت حرم

با مدد شاه کرم

ایشالله اربعین میام سمت حرم

میباره اشک چشمام نم نم

رو دوشم کوله باری از غم

میبینم هر کیو این روزا

داره آماده میشه کم کم

سختی راحت میشه تو این راه

منتظر مونده بودم چند ماه

راهی میشم با یک سربند

لبیک یا اباعبدالله

قدم قدم با یه علم

ایشاالله اربعین میام سمت حرم

با مدد شاه کرم

ایشالله اربعین میام سمت حرم

حال من احسن الاحوال

زیارت افضل الاعمال

کوری دشمنا این حرکت

با شکوه تر میشه هر سال

با ذکرت یا حسین می جوشم

عمریه عاشق شش گوشم

میگیرم توی رویا هر شب

ضریح تو رو در آغوشم

قدم قدم با یه علم

ایشاالله اربعین میام سمت حرم

با مدد شاه کرم

ایشالله اربعین میام سمت حرم

عشق فقط یه سرزمین

کرب و بلا برتره از عرش برین

حاجت من شده همین

زیارت الحسین یوم الاربعین

قدم قدم با یه علم

ایشاالله اربعین میام سمت حرم

با مدد شاه کرم

ایشالله اربعین میام سمت حرم

سینه زنی واحد اربعین حسینی (ع) - قدم قدم با یه علم- -حسین سیب سرخی

 

جواد مقدم

 

شبهای خرابه چقدر خاموش و سرده

اون روزایی که رفته دیگه برنمیگرده

اون روزایی که جونی توی بال و پرم بود

اون روزایی که سایه ی تو روی سرم بود

بابا حسین رفتی و اسیر شدم

بعد تو من از این دنیا سیر شدم

سه سالمه اما خیلی پیر شدم

روی لبم شکوه از زمونه هست

روی دلم داغ بی کرونه هست

روی تنم رد تازیونه هست

من الّذی أیتمنی یا اباء

خورشید سحرگاهیمن ای فلق نور

من که طبق سر ندیدم پس طبق نور

بابا منو با موی پریشون دیده بودی

با سر برسه سرزده مهمون دیده بودی

بابا فدا چشم بارونیت بشم

فدای این زخم پیشونیت بشم

تو خرابه میخوام قربونیت بشم

خودم دیدم که با خیزرون میزد

روی لبات ضربه بی امون میزد

ناله زنان بر سر عمه جون میزد

من الّذی أیتمنی یا اباء

بابا صورتم زخمیه مثل سر زخمیت

بوسه میگیرم از رگای حنجر زخمیت

با روضه ی گودال تو آواره شدم من

چهل منزلو دنبال تو آواره شدم من

سر تو شد چهل منزل نگین نی

بودی بابا تو بالانشین نی

تو روی نی بودی من پایین نی

بارونی شد چشم من مثه فرات

منم مثه باقی مخدرات

پایین نی لطمه میزدم برات

من الّذی أیتمنی یا اباء

سینه زنی زمینه شهادت حضرت رقیه (س) - شبهای خرابه چقدر خاموش و سرده - جواد مقدم 

 

 حاج محمود کریمی

شبی که من جا موندم و

 وجودم ماتم گرفت

صدات زدم نشنیدی و

تنها شدم گریم گرفت

هر کاری کردم گریه نکنم نشد

خواستم به لبهات بوسه بزنم نشد

تار میبینم سرم سنگینه

 عجب دستی داشت خیر نبینه

بالا سرم رسید و گفت

 کجا میخوای فرار کنی

موهام هی کشید و گفت

حالا میخوای چیکار کنی

هر چی دوییدم تا که برسم نشد

انقدر که هق هق بود تو نفسم نشد

بیابون بود و منه سرگردون

 با اون بی رحم نامسلمون

تار میبینم سرم سنگینه

 عجب دستی داشت خیر نبینه

زهرا اومد کمک ولی نشد برام کاری کنه

دشمن نزاشت که مادرم ازم پرستاری کنه

مادر میخواست آرومم کنه نشد

موهام و اومد شوونه بزنه نشد

پای چشمام گل آتیشه

دیگه تا زندم خوب نمیشه

هر کاری کردم گریه نکنم نشد

خواستم به لبهات بوسه بزنم نشد

تار میبینم سرم سنگینه

 عجب دستی داشت خیر نبینه

سینه زنی زمینه شهادت حضرت رقیه (س) - شبی که من جا موندم و  - حاج محمود کریمی

 

خلج

 

ای باد صبا یکی یه دونه دخترم

ای باد صبا من از بابام بی خبرم

ای باد صبا اگه ببینم بابامو

میگم بابایی گمشده سنجاق سرم

اگه خدا قسمت کنه بازم بابامو ببینم

ناز می کنم براش میرم روی زانوهاش میشنم

اگه زانویی باشه حالا

اگه خدا قسمت کنه بازم بابامو ببینم

ناز می کنم براش میرم روی زانوهاش میشنم

شبا می گردم توی خواب

دنبال بابام همیشه

نمی دونم زیارتش برا چی تعبیر نمیشه

آه من پری بودم دلبری بودم

حالا جام روی خاکه بیابونه

آه نیمه جان در دشت

اون شبی که افتادم گم شدم ،

آه نیمه جان در دشت رنگ و روم برگشت

لاله دارم بر موی پریشون موی پریشون

ای باد صبا غم بسته راه گلومو

+من دیدم شماهم دیدی بچه کوچولو بابا ومادرشم که با هم دعواشون بشه اینقد وحشت میکنه کاری باهم ندارنا باهم دارن دعوا می کنن ،

-اون گوشه کز می کنه می ترسه

ای باد صبا غم بسته راه گلومو

ای باد صبا غم بسته راه صدامو

تو این هیاهو گم کرده ام دست وپامو

ای باد صبا

ای باد صبا یه حسرتی رو دلمه

وقتی که می رفت نشد ببوسم بابامو

وقتی که می رفت نشد ببوسم بابامو

خانم زینب دید

+روضه خون داره روضه می خونه توهم سرت رو زانوته داری گریه میکنی تو عالم خودتی گوش میدی وگریه میکنی یه وقتایی ام صدای روضه خون قطع شد یه چند ثانیه ای صبر میکنی میگی داره مکث میکنه نفس میگیره شعرش یادش بیاد ولی وقتی دیدی طولانی شد سرت وبلند میکنی ببینی چه خبر شد؟چرا نمی خونه؟روضه خونه خرابه داشت روضه می خوند یه وقت دیدن صداش قطع شد دیگه صداش نمی یاد بی بی زینب اومد سراغش دید داره جبران مافات میکنه لباشو گذاشته رو لبای بابا

-توی مدینه بروبیا یی داشت بابا

لباس نو و گوشواره می خرید برام

از بسکه بودم بر سر دوش عمو جون

ای باد صبا به خاک نمی رسید پاهام

+اما!!

ولی حالا همه دارن منو به هم نشون میدن

ولی حالا همه دارن به من اشاره میکنن

منو بهم نشون میدن قلبمو پاره می کنن

وقتی میون کوچه ها بابا

وقتی میون کوچه ها می ترسیدم می لرزیدم

گوشواره هامو تو گوشه یه دختره شامی دیدم

 

روضه شهادت حضرت رقیه (س) - ای باد صبا یکی یه دونه دخترم - حاج حسن خلج

خلج

 

دلم گرفته از خرابه

خرابه زندون عذابه

برس به داد من بابایی

دیگه نجات من ثوابه .....

بیا که ... توونی .... نمونده به تنم

+بدجوری میزدن ...

-خون گریه میکنه برا من پیرهنم

+گرفتی چی شد یا نه 

-قد کوچیکم از غمت تا شد

دخترت حالا مثل زهرا شد ...

+فقط میشه شعر خوند دیگه ،جای هیچ حرفی باقی نمونده

-دوستت دارم خودت می دونی ....

لبات چرا اینجور شده؟

میشه با این لبای خونی

اگه دلت به حال من سوخت

یه کم برام قرآن بخونی

+اومدم بگم مواظب باش جا نمونی دیدم اصلا کسی نیست که گریه نکنه

-چندوقته ... نشنیدم ... صدای زیباتو

بذار تا ببوسم بابایی لبهاتو

جون بده ای کاش دخترت بابا

چی شده مگه قربونت برم؟!

داره خون میره از سرت بابا

+تا حالا از من زیاد شنیدید این عبارت و این کلمه رو این جمله رو ؛ زیاد گفتم بذار تیر خلاص بزنم اما تیر خلاص نشد اما امشب میشه ..

-چه ماجرایی شد اسیریم

شبا همه عزا میگیریم

آخه بابایی ریخته دیگه

تموم دندونای شیریم .....

+بابا یه دستایی بزرگی داشت ... هرچی بهش گفتم من گم شدم ... خواب بودم افتادم ...

-باور کن رقیه ... رو خاکا میخوابه

النگوی دستم ... بابا یه طنابه

+یه بیت بگم و بشینم دیگه صبر میکنم تا تو آروم بشی....

-از وَرَم بسته ... شد بابا پلکم

چی بگم من از ... سیلی محکم

+خودت روضه خوان خودت باش دیگه از من بیشتر از این برنمیاد ...این ناله ها برسه کربلا ... تانفس داری ...حسین جانم جانم جانم ....

 روضه شهادت حضرت رقیه (س) - دلم گرفته از خرابه - حاج حسن خلج 

سید مهدی میرداماد


خاطرات زیارتی هرچند، از نظر غالباً نخواهند رفت

آخرین بار که حرم رفتم،هرگز از یاد من نخواهد رفت

یاد دارم در آخرین دیدار، در حرم ازدحام زائر بود

در نگاهم دوید دخترکی،به گمانم که از عشایر بود

دست در دست مادرش آرام،دخترک رفت روبروی ضریح

دست خود را گذاشت بر سینه،دست خود را کشید روی ضریح

با همان لحن کودکانه‌ی خود،

+دیدی دختر دو سه ساله چه جوری حرف میزنه،هنوز نمیتونه بعضی از حروف رو درست تلفظ کنه

-با همان لحن کودکانه‌ی خود،گفت آرام: "دوستت دالم"

دو سه شب پیش که سه سالم شد،مادرم گفت با تو همسالم

مادرم گفته می‌شناسیدم،ایلیاتی ام، اهل ایرانم

تا زبان باز کرده ام، اول، زیر لب گفته ام "حسین جانم"

مادرم گفته از تو باید خواست،آرزوی بزرگ و کوچک را

تا که هم بازی ات شوم امروز،هدیه آوردم این عروسک را

+بیا با هم بازی کنیم،مادرم تو راه خیلی باهام حرف زده

-مادرم گفته در کنار ضریح ،حرف سوغاتی حرم نزنم

تشنه ام شد اگر، نگویم آب،حرفی از گوشواره هم نزنم

مادرم گفته است بابایت،مثل بابای من شهید شده

+حالا فهمیدی،زبانحال یه دختر شهید ِ که رفته کنار ضریح داره حرف میزنه،"قربون رقیه برم نه بابا داشته نه پدر،در کتاب کامل بهایی نوشته شده مادرشم موقع به دنیا اومدن این بچه از دنیا رفته بود،همه ی اُمیدش حسین بود"

-مادرم گفته است بابایت،مثل بابای من شهید شده

راستی گیسوان من مشکیست،تو چرا گیسویت سپید شده؟

مادرم گفته پای تو زخمی ست،همه همراه ، مرهم آوردند

نیست بابای ما ولی ما را،تا حرم چند مَحرم آوردند

با صدای بلند هم نشده،هیچ مردی مرا صدا بزند

بعد بابا چه بر سرت آمد،کی دلش آمده تو را بزند؟

+یکی از خدام حرم بی بی تعریف می کرد چند وقت پیش، می گفت:یکی از این شیعیان دمشق دختر فلج داشت،اومده بود همسایه ی بی بی یه اتاقی اجاره کرده بود، چهل روز نذر کرده بود بیاد حرم، توسل کنه، برا شفا دختر فلجش، یه هفته،بیست روز،یک ماه، دیگه آخراش خسته شده بود، میومد تو حرم می نشست یه سره گریه می کرد، می گفت:خانوم! چهل روز داره تموم میشه. من آبرو گرو گذاشتم،همه ی فامیلم من و طرد کردن، گفتن: کجا بچه رو می بری؟ گفتم: رقیه شفاش میده، میگه روز چهلم اومد عصبانی تو حرم، دو سه تا خادما رفتن جلوش رو بگیرن همه رو با دست پس زد،اومد جلو ضریح داد میزد،می گفت: چرا به تو میگن باب الحوائج؟چرا میگن هر کی بیاد دست خالی نمیره؟ چهل شب ِ منو اسیر کردی،خوب از اول میگفتی من برگردم، الان با چه رویی بچه ی فلجم رو برگردونم، میگه با عصبانیت زدم بیرون، رسیدم توی اون مسافرخونه ای که بچه ام بود، از پله ها رفتم بالا در رو باز کردم دیدم داره بازی میکنه، زانوهام لرزید نشستم،گفتم:بابا خودتی؟ برگشت گفت:آره منم. گفتم:تو چه جوری از روی صندلیت بلند شدی اومدی؟ گفت:بابا تو رفتی یه دختر اومد توی اتاقم، بهم گفت:پاشو. گفتم:نمیتونم. گفت:دست منو بگیر پاشو."مریض دارها!" دستش رو گرفتم بلند شدم، درد پام رفت،بازی کردیم با هم، بابا همین چند دقیقه پیش رفت، گفت:به بابات سلام مارو برسون بگو دیگه سر من داد نزنه، آدم سر بچه یتیم داد نمیزنه.

روضه بخونم دیگه،میخوام بگم کاش فقط داد میزدن هم داد زدن،هم لگد زدن،هم سیلی زدن، هم مشت زدن، هم موهاش رو کشیدن، هم بهش فحش دادن، هم بهش ناسزا گفتن، ببرمت کربلا،وقتی سر رو بغل کرد، نمیدونم تو تاریکی شب، چه جوری صورت باباشو دید،تا نگاه کرد گفت" تو هم شکل من شدی بابا." می خوام بگم رقیه! باباتم مثل تو هر کی هر چی تونست زد،یکی با نیزه،...تو رو تازیانه زدن،کعب نی زدن، باباتم تو گودال یه عده سنگ زدن، یه عده با چوب زدن، یه عده با عصا زدن،یه عده هیچی نداشتن اومدن هی لگد زدن، آی حسین.....

رقیه سه روز بود هیچی نمی گفت،اما تا سر رو دید یهو گُر گرفت،یکی از دختران شهدای مدافع حرم میگن یک ماه تب میکرده،تبش پایین نمی اومد بعد از شهادتش باباش،هر چی هم دکتر بردن فایده نداشته، یه دکتر روانشناس میگه من رفتم خونشون دیدم یه بنر دو متری عکس باباش توی اتاقشه،  گفتم: این عکس رو جمع کنید، این دختر خوب میشه، عکس رو جمع کردن بچه خوب شده بود، دیگه اثری از مریضی نداشت. یه عکس، تازه عکس نه خون داره، نه پارگی داره، این بچه اون دل شب چه جوری رگ های بریده رو دید، این چه سئوالیِ؟ "مَن ذا الذی قطع وریدک؟" هی دست کشید به رگ های بریده،میگن نگاه کرد به رگ های باباش،تا سر رو بغل کرد، "فنکبت علیه" افتاد روی سر، دیگه ندیدن چی شد،یه دفعه سر از بغلش افتاد روی خاک، ای حسین.... ای خدا به اشک های رقیه،هر کی مریض داره نا امید برنگردان.

روضه شهادت حضرت رقیه (س) - خاطرات زیارتی هرچند، از نظر غالباً نخواهند رفت- سید مهدی میرداماد 

 

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2036
    کل نظرات : 169
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 21
    تعداد اعضا : 270
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 3,837
    بازديد ديروز : 6,148
    بازديد کننده امروز : 1374
    بازديد کننده ديروز : 2464
    گوگل امروز : 1575
    گوگل ديروز: 2816
    بازديد هفته : 27,613
    بازديد ماه : 141,374
    بازديد سال : 1,179,077
    بازديد کلي : 5,850,900
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 54.158.55.5
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید