close
تبلیغات در اینترنت
متن سینه زنی همراه با سبک

متن سینه زنی همراه با سبک

متن سینه زنی همراه با سبک

متن سینه زنی همراه با سبک
متن سینه زنی همراه با سبک
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
4 5494 amirsajad
0 1626 aboozar
0 1452 aboozar
0 1346 aboozar
0 2312 aboozar
0 808 aboozar
1 15993 2505
6 5163 aboozar
0 12965 aboozar
1 2022 masoudfn
1 1226 aboozar
14 2767 aboozar
20 2998 aboozar
0 2345 aboozar
0 1480 aboozar
0 1746 aboozar
0 1502 aboozar
2 1373 aboozar
13 1830 aboozar
21 3741 aboozar

 

آه ای فلک، آه ای خدا، از حال مرتضی

بعد یه عمر دلگیر از دنیای بی وفا

از آسمون، می باره خون، طوفانیه هوا

بارون میاد می پیچه باد مابین کوچه ها

میده منادی ندا، قد قتل المرتضی

تو آرزوی زهراست

 دلتنگ بوی زهراست

قلبی که قد سی سال

 بی تاب روی زهراست

مظلوم علی، مظلوم علی، مظلوم علی

سوز سحر، از خون سر، خونی شده ردا

برگشته از مسجد ولی، قوت نداره پا

یعنی دلش، رفته کجا، شاید به نینوا

روح القدوس سر داده باز صد ناله یکصدا

کوفه شده کربلا، قد قتل المرتضی

پا میشه و میشینه

آخ زینبش نبینه

سخته ببینه یک روز

چکمه سیاه سینه

مظلوم حسین، مظلوم حسین، مظلوم حسین

 

نوشته شده در عرش خدا

با قلم حیدر کرار

خدا خلق نمودست زمین را و زمان را

ز غبار حرم حیدر کرار

بهشت و همه آنچه در آن هست

فدای غبار قدم حیدر کرار

بود خشم خدا برلب تیغ دو دم حیدر کرار

رسولان اولوالعزم نمک خورده

جود و کرم حیدر کرار

امیری و دلیری و همه کاره عالم شدن

اینها همه یک فضل کم حیدر کرار

بدانید اگر کعبه شده قبله حق بوده ز یمن قدم حیدر کرار

علی کیست همان شاه که عالم به کف اوست

خدایی شدن عالم هستی هدف اوست

همه آبروی اهل زمین اهل سما از شرف اوست

بدانید همه مرکز عالم نجف اوست

علی کیست همانی که خدا خوانده عطایش

همانیکه کعبه دریده دل خود را به هوایش

همانی که نشسته دل زارم چو کبوتر لب بامش

همانی که خداییست کلامش ،مرامش،نمازش

قعودش،سجودش ،قنوتش و قیامش

همانیکه خدا داده سلامش

علی حیدر کرار

علی کیست همان مالک عقبی

علی کیست همان صاحب دنیا

و همان صاحب دلها

علی کیست همانی که خدا

داده به او هستی خود را و

هستی خدا کیست بجز حضرت زهرا

علی کیست همانیکه دهد خاتم شاهانه گدارا

همانیکه حسینش به جهان کرده علم کرب و بلا را

همانیکه ابوالفضل از او درس گرفتست وفا را

همانی که بود همت او،غیرت او

‌هیبت او در نفس زینب کبری

همان زینب کبری که با خطبه مردانه

طرفدار علی گشت

و زان خطبه خداوند

بدهکار علی گشت

 

 

السلام علیک یا امیرامومنین

با عشق علی ستاره بر می گردد

خورشید به یک اشاره بر می گردد

بر مرده اگر محب حیدر بدمد

جانش به تنش دوباره بر می گردد

السلام علیک یا امیرامومنین

در مذهب ما کلام حق نام علی است

طاعت که بود قبول حق یاد علی است

از جمله ی آفرینش کون مکان

مقصود خدا علی اولاد علی است

السلام علیک یا امیرامومنین

چون در نظرم نامه ی اعمال آمد

صد درد و  غم و غصه به دنبال آمد

گفت مدد از آل علی می گیرم

به به که گفتم چگرم حال آمد

السلام علیک یا امیرامومنین

از عمق دل خویش علی می گویم

با نغمه بین المللی می گویم

یک روز می آید که به دور کعبه

کوری عدو علی علی می گویم

السلام علیک یا امیرامومنین

 

 

میمیرم برای نجف، دو عالم فدای نجف

الهی که خاکم کنن، تو ایوون طلای نجف

یا اباالحسن آقامی

یا اباالحسین بابامی

دست رحمت، علی علی

کوه غیرت، علی علی

اعلی حضرت، علی علی

بابا حیدر، علی علی

تو شاهی من نوکرت، فدای تو همسرت

الهی بشم من یکی، مثل مالک اشترت

من به عشق تو مانوسم، ذوالفقار تو میبوسم

عشق زهرا، علی علی

شاه دلها، علی علی

مولا مولا، علی علی

بابا حیدر، علی علی

کریمی و مرد خدا، برا شیعه ها کن دعا

پیاده بریم اربعین، همه از نجف کربلا

من به اسم تو حساسم، عاشق اباالعباسم

دلداری تو، علی علی

سرداری تو، علی علی

سالاری تو، علی علی

بابا حیدر، علی علی

 

 

اين باديه را از شوق شما دويده

قطع قلبي هذه الصحراء شوقا لكم

پيش از خود من، قلبم به حرم رسيده

حيث أنه وصل الی حرمکم قبلي

با اذن امام هشتم

بإذن الإمام الرضا

با لطف كريمه ي قم

وبلطف من كريمة قم

راهي شده اند اين مردم

انطلق هذا الحشد

اگرچه عازم قبر شهيد كربلا هستيم

برغم أننا نتجه لزيارة قبر شهيد كربلاء

به هر موكب، نمك گير امام مجتبى هستيم

لكن بكل موكب قد من علينا بكرمه الامام حسن المجتبى

 همين پاي پياده، پر از عزم و اراده، مهياي جهاده

إن هاتين القدمين، بكل عزم و إرادة، ممهدتان للجهاد

ناموس خدا از شام بلا در راهست

إن ناموس الله آتيات من شام البلاء

با شور و نوا بين اسرا در راهست

آتيات و هن ملیئات بالحماس و الشوق بين الأسراء

با محنت و غم مي آيند

یأتين بكل محنة

پشت سر هم مي آيند

واحدة تلو الأخرى

مشتاق حرم مي آيند

یأتين شوقا الی حرمک

به قربانگاهِ دلدارش، رسيده زينب كبرى

وصلت العقيلة إلى مذبحة حبيبها الحسين

نگيرد كاش، حسين از او، سراغ دختر خود را

يا ليت الحسين لا يسألها عن طفلته

 امير سر بريده، حسين اي نور ديده، بيا مهمان رسيده

أيها الأمير المذبوح، يا حسين يا ضياء كل عين، أقبل فزوارک قد وصلوا

*********

مِنّا لَكَ يا شَمْسَ الشُّهدا السّلام

اي خورشيد شهيدان! از جانب ما سلام بر تو

شَوقاً لكَ يا مولايَ تَطيرُ الأقدام

گام هاي مان به شوق تو - به جاي رفتن- پرواز مي كنند

قَلبي يَسبِقُ أقدامي

قلبم از قدم هايم سبقت مي گيرد

عَيني تَنْسَى آلامي

چشمانم درد هايم را از ياد مي برد

شَوقاً للقَمرِ الدَّامي

به شوق زيارت آن قرص ماه در خون تپيده

و إنْ حالَ الزَّمانُ دونَنا یا سیِّدَ الأَحْرار

اي سرور آزادگان! حتی اگر روزگار بين من و تو جدايي افکند

أُلبِّي صَرْخةَ المظلومِ يَدعُو غَيْرَةَ الثُّوارْ

ندای مظلومانه ات که انقلابی های با غیرت را میخوانی اجابت می کنم

 بِعَزْماتِي الأَصِيلة ... و قَبْضَاتِي الثَّقيلة ... أنا أفْدِی العَقيلة

با شجاعت حقیقی ام ...با مشت های سنگینم ....از زینب دفاع می کنم

يا أرضَ الوَفاء، أرضَ النُّجباء جِئناكِ

اي سرزمين وفاداري! اي كربلا! بسوي تو آمديم 

مِن النَّجفِ حتی الطَّفِ جِئناكِ

از نجف تا کربلا به سوی تو آمده ایم

مَن يَهْوَى الإمامَ القائِم

كسي كه امام قيام كننده (حضرت مهدي علیه السلام)  را دوست دارد

يَسيرُ كَسيلٍ عَارم

مثل سيلاب خروشان حركت مي كند

لا يَخْشَى لَومَ اللاّئِم

و از سرزنش ملامتگران باكي ندارد

و مِن شَتَّى البِقاعِ قدْ أتَى زَحفُ الوَلائييّن

سیل محبان سراسر جهان به سوی تو آمدند

تَحَدَّوا كَيْدَ صُهيونٍ، فَنِعْمَاً للحُسَينييّن

با مکر صهیونیست ها مقابله کردند و آفرین بر حسینی ها

 بِعَزْماتِي الأَصيلة ...و قَبْضَاتِي الثَّقيلة ... أنا أفْدِی العَقيلة

با شجاعت حقیقی ام ...با مشت های سنگینم ....از زینب دفاع می کنم

 

 

داره میرسه یه قافله از تو بیابون

داره میرسه یه قافله با دل پر خون

كربلا كربلا،رسیده زینب روضه بخون

قافله سالار كجاست

عباس علمدار كجاست

زینب قد خمیده

به كربلا رسیده

چهل شب می بینه

خواب سر بریده

مؤذن كربلا،اذان بگو با ناله

همه هستند به غیر از،رقیه ی سه ساله

غریب مادر من،حسین بی سر من

 

 

ای به خون خفته سالار زینب
گریه کردم غمت را چهل شب
داغ تو همچنان مانده بر دل
نام تو همچنان مانده بر لب
ای سید و سالارم
من تا به تن جان دارم
در سوگ تو میبارم
یا سیدی یا مظلوم
ای حماسی ترین عشق عالم
میبری جان من را دمادم
زائرت میشوم اربعین ها
در سپاه توام هر محرم
ای ذبح اعظم مولا
ای نور چشم زهرا
ای قبله گاه دل ها
یا سیدی یا مظلوم
یا اخا بی تو در کاروان ها
شور تو شعله ها زد به جان ها
کربلای چهل روزه‌ی من
خطبه‌ها بود و زخم زبان ها
من پیک عاشورایم
من زاده‌ی زهرایم
من زینب کبری‌یم
یا سیدی یا مظلوم

 

عمه شب محبوب امشب

معلوم حالم خوب امشب

می کوبه قلبم مثل گنجیشک

عمه دلم آشوب امشب

بابام می خواد بیاد...

عمه ببین که جای اون دست

سرخی هنوز رو گونه داره

اگه داشته باشه هنوز خوب،  بابام می خواد بیاد، با سیلی صورتم سرخ مونده باشه

عمه ببین که جای اون دست

سرخی هنوز رو گونه داره

بابام داره امشب میادش

آی بچه ها کی شونه داره؟

تاریک اما خیلی خوبه

چرا خوبه تاریکه....

مهتاب امشب نیست عمه

چرا عزیزم؟

بابام من و اینجور ندیده

موهام مرتب نیست عمه

رخت هام مرتب نیست عمه

از درد لب هام زیر دندون

زخم توی لب هام میسوزه

شب ها چقدر سرده خرابه

عمه کف پاهام میسوزه

کاشکی مدینه بودیم عمه

ای کاش نامحرم نداشتیم

مرهم نداریم کاش می شد

معجر رو زخمامون میذاشتیم

عمه بابا بیاد خرابه

 منم باهاش میرم ایشاالله

بابام بیاد میگم بهش که

عمه یه پا مرد ماشاءالله

میگم بهش وقتی که رفتی

عمه به جای ما کتک خورد

افتادم از رو ناقه اون شب

با مشت دندونام ترک خورد

افتادم و از حال رفتم

من خواب بودم با لگد زد

اصلاً نفهمیدم چی شد

بابا خلاصه خیلی بد زد

یه جوری زد، بابا توی تاریکی نمی دیدم دست از کجا میاد

خیلی دیگه بی حوصله ام من

بابام خیلی دیر کرده

کاری براش پیش اومده

یا موهاش به نیزه گیر کرده

یه جوری گریه کرد،  یزید ملعون از خواب بیدار شد، تا اون لحظه گریه ی بلند قَدِقَن بود، دیگه همه دل و زدن به دریا های های گریه کردن، اون نانجیب از خواب بیدار شد، چه خبره؟ بچه ی حسین بیدار شده، بهونه ی باباش رو گرفته. گفت: خوب سر باباش رو براش ببرید ما بتونیم بخوابیم..... حالا توی خرابه چه خبره؟

یه حسی داره میگه الان

جونم به روی لبهام اومد

عطر بابام بوی سیب

عمه کمک کن بابام اومد

سر رو آوردن جلوش گذاشتن روی زمین، گفت: هذا رأسُ مَنْ؟ قالوا هذا رأس أبیک. اینم بابات یا أبتاه ! مَن ذا الذی خضّبک بدمائک؟ محاسنت رو کی خونی کرده؟ مَن ذا الذی قطع وریدک؟ رگ گردنت رو کی بریده؟ مَن ذا الذی أیتمنی على صغر سنّی ؟ من و چرا یتیم کردن؟کی این کارو کرد؟بابا کی یتیمت رو بزرگ کنه؟کی برای این زن های بی کس موند؟ یه نگاه به اینها بکن ثمّ إنّها وضعت فمها على فمه الشّریف لب روی لب های بابا گذاشت...

گم کردم عمه دست و پامو

جونی نموده توی دستام

عمه مراقب باش نیوفته

بابام رو بگذار روی پاهام

بابا سلام ویرونه مون رو

امشب چراغون کردی بابا

سنگین شده سایه ات عزیزم

یاد غریبون کردی بابا

حالا می خواد گله کنه: بابا، بابا

 بابا نیاوردی عمومو

شکوه به عباست کنم من

چشمام نمی بینه که باید

با دست احساست کنم من

چشمام نمی بینه که با دست

دارم پی چشمات می گردم

تو حسرت یک بوسه مردم

دارم پی لب هات می گردم

من چی شدم تو چی شدی وای

بر باد رفته آرزوهام

تو بوی خون روی موهات

من بوی دود روی موهام

دروغ هر کی گفته

ما پیش دشمن کم آوردیم

بابا خیالت جمع باشه

بابا غذا دادن نخوردیم

اما بابا ازتو چه پنهون، ان شاءالله دخترت رو ببخشی، چاره ای نبود، بابا جان

توی کوچه های شام تا مرگ

با عمه ها صد بار رفتم

از تو چه پنهون تا رسیدیم

بابا بگم؟ بازار رفتم

بابا همین غروبی پیش دختر بچه ها رفتم

گفتم منم بازی ولی آنها هولم دادند

نبودی تو بابا،  ز هر گوشه غم ریخت

ببین جای خالیت،  چه خاکی سرم ریخت

امروز روز عاشورای رقیه است، آروم نباش

با قد خمیده

موهام زد سپیده

ببین کار زجر و ،  قیافه ام به هم ریخت

ببین دندونامو، یه جور زد اونم ریخت

بابا این و فقط به تو نشون میدم

ببین زیر چادر، موهام هم یه کم ریخت

بابا این رخت و لباسم، خنده داره مگه نه؟

بابا این التماسم، خنده داره مگه نه؟

هر جا می زدن،  هر جور می زدن

با سنگ می زدن، با چوب می زدن

مردا می زدن،  زن ها می زدن

هی گفتم پاهام،  با پا می زدن

می خوردم زمین،  اما می زدن

کافی بود بگم: زهرا می زدن

یه چند روزی بعد کبودی پلک هام

رسیدم به شهر پُر از زخم و دشنام

دلم خواست بمیرم،  تا نذری نگیرم

من از یک غریبه،  تو دروازه ی شام

اول صدا زد: مَن ذا الذی خضّبک بدمائک؟ بابا یه سئوال داشتم از عمه ام، حالا جوابش رو گرفتم،  بابا شب عاشورا دیدم همه خضاب کردن، گفتم:عمه بابام چرا خضاب نکرد؟عمه درست جوابم رو نداد، گفت:بابات عزادار،  حالا نگاه میکنم:محاسنت غرق خون، بابا: مَن ذا الذی قطع وریدک؟ بابا لحظه ی آخر بچه ها بهم گفتند :عمه بجای اینکه صورتت رو ببوسه، زیر گلوت رو بوسه زده، هی تو راه به خودم میگفتم:یعنی چرا عمه زیر گلوی بابامو بوسیده؟من نشنیدم تا حالا کسی زیر گلوی کسی رو  تو وداع ببوسه،  تا نگام به رگ های بریده افتاد،  آخ قربونت برم کی رگ های گردنت رو بریده؟ یه نگاه به لب های باباش کرد،  بابا جواب سئوال سومم رو هم گرفتم،  بابا دیدم هی چوب خیزران بالا میره، گفتم:عمه کجا رو دارن چوب میزنند؟ دست جلو چشمام گرفت،  وضعت فمها على فمه الشّریف لب هاشو گذاشت رو لبهای بابا،  حسین..... یا أبتاهُ،  لَیْتنی کنت لَک الْفِداء بابا ای کاش من زودتر برات مرده بودم،  یا أبتاهُ،  لَیْتنی کنت قَبل هذا الْیَومِ عمیاءَ. کاش کور شده بودم تو رو اینطور ندیده بودم،  حتّى غشی علیها غش کرد اینقدر گریه کرد، وقتی صداش افتاد همه اومدند دورش،  فلمّا حرّکوها هی تکونش دادند،  آی خانم جان، عزیزم، دیدن دیگه صداش بلند نشد، ای وای.....

 

 

 

 

خشکی چشم پشیمان مرا دریابید

به غباری سر مژگان مرا دریابید

من اویسم ز قرنْ آمدم آقایم نیست

چشمهای تر حیران مرا دریابید

کاش می دیدم و با گریه کنان می گفتم

حال آقای پریشان مرا دریابید

می زنم سینه به پای غمتان تا یک روز

سینه­ی خسته­ی سوزان مرا دریابید

مُنتهای آرزوی ماست

کاش در روضه فقط جان بسپارم پیشت

کاش در کرب و بلا جان مرا دریابید

قاطی ناله ها،  خوشبحال اون کسی که گوشش محرم صدای حضرات میشه، چشمش محرم میشه

گریه­ی مادر تو می رسد از روضه ­ی ما

دست ها،  چاک گریبان مرا دریابید

صدای گریه مادر میاد چی میگه؟

مادرت باز به سر می زند و می گوید

پسر تشنه و عریان مرا دریابید

آقا...کجا می خوام ببرمت؟

عمه ­ی کوچک تو داشت به زینب می گفت

زخم های لب مهمان مرا دریابید…….

دلخورم از شام آهم را تماشا کرده اند

چشمه­ی چشم مرا از گریه دریا کرده اند

امشب دختردارها حرف منو بهتر میفهمند

سخت بابا به غرور دخترت بر خورده است

با من از بس مردم بی خیر بد تا کرده اند

کوچه گردی،  ریسمان،  نان تصدق،  کعب نی

 خیلی از این بدترش را بد دهان ها کرده اند

هر کجا در راه افتادم سرم آورده اند

با لگد،  کاری که با پهلوی زهراکرده اند

ای بابا، ای بابا، معذرت می خوام از بی بی حضرت سکینه سلام الله علیها، از امام زمان(عج)،  این روضه ها رو اگه کم بذاریم،  کم کم میآن حقانیت روضه رو زیر سئوال میبرند. گفت:بابا

صورتی از من نمانده بسکه خوردم پشت دست

کاشکی حداقل یکی با من هم دلی میکرد،  وقتی گریه میکردم

هق هقم را از سر لج سخت دعوا کرده اند

آه،  دندان های من یک در میان افتاده اند

یه پشت دست ان شاءالله از کسی نخوری، اگه محکم بخوری، دندانهای آدم بزرگم میریزه ، این بچه دندوناش شیریه، نه یه بار، نه دو بار، هر موقع گفتم بابا، هی زدند، هی زدند

آه،  دندان های من یک در میان افتاده اند

بی هوا تا آستین غیظ بالا کرده اند

تا به حد مرگ بعد از آنکه هر بارم زدند

از سر نو از خدا مرگم تمنا کرده اند

فهمیدی یانه؟ یعنی هی میزدند، میگفتند خدا مرگت بده، چقدر مارو به زحمت میندازی، هی از رو ناقه می اُفتی......دختردارها از اینجا رفتی هر وقت خواستی موهای دخترت رو شونه کنی یادت باشه، دختر وقتی باباش داره میآد،  هی میره زود التماس مادر میکنه ،  مادر بیا موهام رو مرتب کن، بابا داره میآد، میخوام منو قشنگ ببینه. بابا بابا

ریشه ریشه فرش سرخ گیسوانم ریخته

می دونی چرا؟

بر سرم با پا یهودی ها تقلا کرده اند

شامیان ناز یتیمانه نمی دانند چیست!

غیر اخم و قهر و تندی کاری آیا کرده اند؟

دخترت را زجر کش کردند هرزه چشم ها

غربتم را سنگ و خاکستر تسلی­ا کرده اند

خوب شد بابا عمو با ما نیامد توی کاخ

تا نبیند پای ماها را کجا وا کرده اند


بابا خیلی بهم بر خورده، بابا غرورم رو له کردند، تو مجلس یزید زن یزید سر برهنه اومد،  دیدم یزید عبا شو در آورد رو سرت انداخت، بابا ما با آستین رو صورتمون رو پوشوندیم

خوب شد بابا عمو با ما نیامد توی کاخ

تا نبیند پای ماها را کجا وا کرده اند

مهربان من رفیق تازه پیدا کرده ای

خیزرانها بر لب تو جشن بر پا کرده اند

این همه روضه شنیدیم و خوندیم، اگه از این گروه داعش ملعون این مسائل رو ندیده بودیم، باورش سخت بود
زیور آلات حرم بازیچه های دختران

چند سر اسباب بازی پسرها کرده اند
سرت روی نیزه انگار تکون خورده

رو لب و دندون تو خیزران خورده

زخم پیشونیت رو سنگ ها وا می کردند

روی نی سرت رو جا به جا می کردند

بابایی حسینم، بابایی حسینم

بعد تو ماها رو به اسیری بردند

بابا گوش تو بگیر

دست شمر و زجر و حرمله سپردند

نمیدونی درد این کبودی ها رو

طعم رد شدن از تو یهودی ها رو

بابایی حسینم، بابایی حسینم

حالا که بابا جون مرهمی ندارم

زخمات و میبندم با لباس پاره ام

دیگه قصه ی زخم سرم بمونه

سوختن لباس و معجرم بمونه

بابایی حسینم، بابایی حسینم

خیلی حرف ها داشت میخواست به بابا بزنه، تا میومد راه بره، تاول های پاش مزاحم بود، هر کی میومد بغلش میکرد، میگفت: برید اگه بابام بیاد به بابام میگم، همه حرف ها، درد و دل ها، کبودی ها، زخم هایی که داشت، اما تا روپوش رو از رو طبق کنار زد، نگاش افتاد به سر بابا، ای کاش فقط سر بریده بود، لب ها پاره،  صورت زخمی، محاسن سوخته،  همه حرف های خودش یادش رفت،  صدا زد منْ ذا الذی قطع و ریدیْک،  من ذا الذی خضبک بدمائک؟ منْ ذا الذی أیتمنی علی صغر سنی؟ می خوای با رقیه هم ناله بشی بسم الله، هر کجا هستی بگو:حسین....گره تو کارته، شب باب الحاجات، می خوای حرم رقیه بری؟کربلا می خوای؟حسین

 

 

بی تو شده یه عالمه

زخم هایی که رو بالمه

بابا میدونی من همش سه سالمه

گریه کردم و منو با خنده آزردند

گریه کردم و برام سرت رو آوردند

روی نیزه ها سرت رو آسمون بوسید

بوسه میزنم جایی که خیزرون بوسید

غرق نور اومدی

فدات بشم که از راه دور اومدی

به خاطر من از تو تنور اومدی

ابا الغریب، ابالغریب، ابالغریب

ای عشقم تا ابد

بذار به دختری که بهم طعنه زد

برم بگم بیا که باباییم اومد

ابا الغریب، ابالغریب، ابالغریب

آه و وا ویلتا، واویلتا، واویلتا

بی تو بریده ام عمو

حالا که اومدی بمون

با تو شده مثل بهشت خرابمون

جای کبنی زیاده رو تنم بابا

بعد تو کشون کشون میبردنم بابا

خوابم برده بود شکسته شد گل از ساقه

افتادم زمین با صورت از روی ناقه

آتیش زد غما

به ما خارجی گفتن این ادما

چیزی نگم من از چشم نامحرما

ابا الغریب، ابالغریب، ابالغریب

عشق خونین بدن

دیدم که پیشونیت رو با سنگ میزدن

دیدی که دارن به ما نون و خرما میدن

ابا الغریب، ابالغریب، ابالغریب

آه و وا ویلتا، واویلتا، واویلتا

زیر چشام شده سیاه

درد داره این کبودیا

واویلا از محله ی یهودیا

حق داری که اشک برای دخترت بریزی

میخواستن منو حرومیا برا کنیزی

میدونی خودت دلیل اشک چشمامو

هیچ جایی نداشت عذاب مجلس شامو

قربون حنجرت

رسیده لحظه اخر دخترت

حلالیت میگیرم من از خواهرت

ابا الغریب، ابالغریب، ابالغریب

جون من بر لبه

شب رهایی دخترت امشبه

شهادتین من عمتی زینبه

ابا الغریب، ابالغریب، ابالغریب

غرق نور اومدی

فدات بشم که از راه دور اومدی

به خاطر من از تو تنور اومدی

ابا الغریب، ابالغریب، ابالغریب

ای عشقم تا ابد

بذار به دختری که بهم طعنه زد

برم بگم بیا که باباییم اومد

ابا الغریب، ابالغریب، ابالغریب

آه و وا ویلتا، واویلتا، واویلتا

 

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
نظرسنجی
آیا فیلم های مداحی همراه با متن در وب قرار بگیرد؟


محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 1747
    کل نظرات : 139
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 7
    تعداد اعضا : 252
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 530
    بازديد ديروز : 2,573
    بازديد کننده امروز : 144
    بازديد کننده ديروز : 903
    گوگل امروز : 120
    گوگل ديروز: 1086
    بازديد هفته : 3,103
    بازديد ماه : 47,375
    بازديد سال : 47,375
    بازديد کلي : 4,719,198
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 54.205.47.26
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید

تبادل لینک هوشمند
    تبادل لینک هوشمند : برای تبادل لینک ابتدا مارا با عنوان آئین مستان وآدرس http://aein-mastan.rozblog.com لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.

    عنوان :
    آدرس :
    کد : کد امنیتیبارگزاری مجدد