close
تبلیغات در اینترنت
متن روضه عبدالله بن الحسن , متن روضه شب پنجم محرم ,

متن روضه عبدالله بن الحسن , متن روضه شب پنجم محرم ,

متن روضه عبدالله بن الحسن , متن روضه شب پنجم محرم ,

متن روضه عبدالله بن الحسن , متن روضه شب پنجم محرم ,
متن روضه عبدالله بن الحسن , متن روضه شب پنجم محرم ,
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
0 110 aboozar
3 253 aboozar
1 375 saeednajafi
12 610 aboozar
4 6366 amirsajad
0 2168 aboozar
0 2019 aboozar
0 1831 aboozar
0 3176 aboozar
0 1194 aboozar
1 17357 2505
6 5905 aboozar
0 14266 aboozar
1 2440 masoudfn
1 1572 aboozar
14 3542 aboozar
20 3786 aboozar
0 2673 aboozar
0 1726 aboozar
0 2047 aboozar

سید مهدی میرداماد

بر کویرِ سفرهایِ سائلان باران تویی

رحمتِ بی انتهایِ حضرت منان تویی

+اما قبل از اینکه ناله بزنی یه چیزی بگم،همتون منتظر بودید یه اسمی از دهانتون خارج بشه مثه هر شب میدونم،کربلا غوغاست میدونم،اما شب پنجم ماهِ محرمِ ... کربلا چقد شلوغه .. اما میخوام امشب برخلاف هر شب همه منتظرید بگید حسین ، بیایید امشب یه کاری کنیم دلِ زهرا شاد بشه ... هر شب حسین گفتی،همه تون الان منتظرید اما میخوام بگم : همۀ اهلِ خانه میگفتن حسین پیغمبر میگفت جانم حسن ...

-به جز غمت آقا غمی تو سینه نیست

شلوغه کربلا کسی مدینه نیست ...

+پیغمبر فرمود چشمی که برا حسنم گریه کنه قیامت گریان وارد نمیشه ....

-نواده هایِ تو حرم دارن ولی

چقد غریبی ای حسن بن علی ...

+امشب شبِ غریب نوازیُ یتیم نوازیِ یه جوری گریه کنیم مادرش نگه بچه ام غریبه ... امشب هم برا پدر گریه کنیم هم برا پسر ...

بر کویرِ سفرهایِ سائلان باران تویی

رحمتِ بی انتهایِ حضرت منان تویی

آن که بوده خاندانش از اَزل مسکین منم

آن که بوده خاندانش صاحبِ احسان تویی

+عَادَتُكُمُ الْإِحْسَانُ ، وَ سَجِيَّتُكُمُ الْكَرَمُ» ... احسان و کرَم مال شما خانواده ست ...

-جود و احسان تو را نازم که بین خانه ت

سائلان هستند صاحبخانه و مهمان تویی

+یه جوری با گدا راحته اصلاً احساس نمیکنیم مهمانیم ... انگار میزبانی آقاجان ... من خیالم امشب راحت میخوام یه دل سیر برات گریه کنم اصلا یاد حاجات نباش اصلا فکر حاجات نباش همه رو بزار کنار با خیالت راحت دلِ سیر برا بچه اش گریه کن ... خودش میدونه چه جوری دستتُ پرکنه اون نمیزاره ما دست خالی بریم نه نه ... بالاترشُ بگم هنوز نیومده کیسه تو پر کرده ... همین اشکی که امشب بهت داده همینُ نشون میده

-جود و احسان تو را نازم که بین خانه ت

سائلان هستند صاحبخانه و مهمان تویی

هر کجا حرف از کریمان دو عالم میشود

اولین نامی که هرکس میکند عنوان تویی

+کریم آل الله ... همشون کریم اند،ابی عبدالله یه گدایی اومد درخانه اش حضرت یه مرحمتی کرده،دستِ حضرتُ بوسید مرد سائل و رفت حضرت گفت چرا اینکارو کردی گفت آقا شما خیلی کریمید ، دیدن امام گریه کرد فرمود : تو کرَم دیدی ولی کَریم ندیدی ، کریم داداشم حسن بود ... ببین وقتی حسین بگه کریم داداشم حسنِ کجایِ کاریم ...

-هر کجا حرف از کریمان دو عالم میشود

اولین نامی که هرکس میکند عنوان تویی

ظاهرت هرگز زِمسکین بهتر و برتر نبود

آن که قبرش نیز شد با سائلان یکسان تویی

یه مدینه یه بقیعه

یه امامی که حرم نداره ...

سینه زنها کسی نیست تا

روی قبرش یه دونه شمع بزاره ...

ظاهرت هرگز زِمسکین بهتر و برتر نبود

آن که قبرش نیز شد با سائلان یکسان تویی

پاسخت بر ناسزایِ دشمنت لبخند بود

خیرخواهِ مهربانِ خیلِ بدخواهان تویی

+میومد از شهرِ شام مقابلش،شروع میکرد به اهانت کردن،یه جمله ای تو تاریخ هست من زبون نمیچرخه، علما منو ببخشن، سادات منُ ببخشن ... جلو امام میگفت «یا مذل المؤمنین» ... حضرت سرشونُ می انداختن پایین، میذاشتن خوب حرفاشُ بزنه،بعد سرِ مبارک و می آوردن بالا یه نگاه به سر و وضعش می انداختن میگفتن از سر و وضعت پیداست غریبی تو مدینه ....  بیا بریم سرسفرۀ من بشین ... توخونۀ من کسی غریب نیست ...

+امشب شبِ عبدالله بن الحسنِ .... همون هایی که سر سفره اش نمک گیر شدن،اومدن بچه شُ بکشن ... همونایی که بهشون لطف کرد ، بهشون کرَم کرد ، بچه شو سنگ باران کردن ... گفتند این پسرِ حسن بن علیِ ... خدا به ما رحم کنه ، روضۀ این آقازاده روضۀ عاشوراست روضۀ گودالِ ...

-یک نفر فهمیده باشد درد زهرا را اگر

آن تو هستی، آن تو هستی ، آن تو هستی ...

بعد از آن کوچه فقط رویِ لب تو آه بود

غصه میخوردی از اینکه قدِ تو کوتاه بود

+اومد رو پنجۀ پا بلند شه اما یه دست بی حیا روی سرش رد شد ... امشب راحت بگو  یا زهرا ... پسرش هم این غصه رو داشت بردمت کربلا ... امام حسن اجازه بدن ... چرا اجازه بدن ؟ خودش داره میاد کربلا ... آقاجان ما امشب تنهایی نریم کربلا ، با شما بریم کربلا ... چه کربلایی بشه آدم با امام حسن بره کربلا ... آخه اول روضه خوان که گفت : لا یوم کیومک یا اباعبدالله ....

+پسرش هم همین غصه رو داشت ،عبدالله بن حسن یه سالش بوده تو تاریخ نوشتن پدرش به شهادت رسید سال پنجاه و یک هجری تا شصت و یک ده سال ، از یه سالگی تو بغلِ حسین ... ده سال تا چشمشُ وا کرد دید حسین کنارشه ...

 +بعضی ها نوشتن یه وقتایی به اشتباه به حسین میگفت بابا ... زود معذرت خواهی میکرد ابی عبدالله می گفت راحت باش عزیزم من باباتم ... یا اباالایتام ... اجازه بده ما هم بهت بگیم بابا ...

این آقازاده همه چیش با همۀ شهداء فرق میکنه خیلی با من بیا امشب شبِ پنجم محرم ... من از سادات عذر میخوام ...

+این آقازاده جنگیدنش با همه فرق داشت ... جنگ و ببین ، دستش تو دست عمه است یکی یکی از صبحِ عاشورا شهداء رو میارن عقب ... هی میاد تو خیمه دارُالحرب ، بچه ده یازده ساله ، کنجکاوِ هی می بینه ، هی برمیگرده ... اصحاب رفتن ... بنی هاشم رفتن ... پسرعموهاش رفتن ... عمو هاش یکی یکی رفتن ... تکیه گاهش عمو عباسش رفت بی خداحافظی رفت ... همه رفتند ، داداش قاسمش هم رفت ... دبگه رویِ پایِ خودش بند نبود اما میدونید از کی،از چه زمانی،دیگه تصمیم خودشو گرفت ؟ ازکی تصمیم گرفت خودشم فدا کنه؟

+ وقتی که دید عمو قنداقه رو زیرِ عبا گذاشت ... آخه دلش به این بچه خوش بود تو خیمه ... حالا که علی اصغر رفت من چرا بمونم ...

+نوع شهادتش ، نوع جنگیدنش ، حتی رجزش  ... با همه فرق داشت ... دستش که از دست عمه جدا کرد ، دیدن این بچه یازده ساله داره تو میدون میدوه ... رجز و ببین داد میزد وَالله لا اُفارِقُ عَمّی ... من عموم رو یه لحظه دیگه تنها نمیزارم ....

-می روم بی قرار و بی پروا

میروم لا اُفارِقُ عَمّی ...

میروم که دلم شده دریا

میروم لا اُفارِقُ عَمّی

 روضه شب پنجم محرم عبدالله بن الحسن (ع) - بر کویرِ سفرهایِ سائلان باران تویی - سید مهدی میرداماد

 


بازدید : 239

برچسب های مفید : , , , , , , , , , , , , , , , , ,

نظرات کاربران

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2041
    کل نظرات : 170
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 49
    تعداد اعضا : 271
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 6,313
    بازديد ديروز : 5,869
    بازديد کننده امروز : 2627
    بازديد کننده ديروز : 2283
    گوگل امروز : 3170
    گوگل ديروز: 2729
    بازديد هفته : 6,313
    بازديد ماه : 161,039
    بازديد سال : 1,198,742
    بازديد کلي : 5,870,565
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 54.81.45.122
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید