close
تبلیغات در اینترنت
محمود کریمی - 4

محمود کریمی - 4

محمود کریمی - 4

محمود کریمی - 4
محمود کریمی - 4
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
0 44 aboozar
0 57 aboozar
0 350 aboozar
3 329 aboozar
1 513 saeednajafi
12 833 aboozar
4 6515 amirsajad
0 2278 aboozar
0 2151 aboozar
0 1960 aboozar
0 3380 aboozar
0 1297 aboozar
1 17638 2505
6 6203 aboozar
0 14388 aboozar
1 2535 masoudfn
1 1654 aboozar
14 3657 aboozar
20 3906 aboozar
0 2788 aboozar

 حاج محمود کریمی

شبنم گل لطیف تره، از قطره های بارون

لطیف تر از شبنم گل کوثر گریه هامون

داغ چشامون زخم صدامون

زندگی بی عشق مرگ برامون

گل میگیره غبارش و با قطره های شبنم

برای شستن گناه من اشکام و میارم

طراوت عشق تَگرگ ماتم

چه حسی داره ماه محرم

ای خوش به حال اون که

سر گذاشت به پای یارش

با دست پر خون دلش و

گذاشت تو کوله بارش

هر کسی عشق دار و ندارش

دیدن مولاست آخر کارش

خیلی هوا گرمه شِنا داغه

از آسمون آتیش می باره

اما دلای گرم تر از عشق

پیش خدا گرمی بازاره

پیشونی ماه از عرق خیسه

از کنج ابرو آب میریزه

مادر با دستاش نم نم بارون

رو پلک طفل خواب میریزه

پاها که تو رملا فرو میرن

اسبایی که آروم می تازن

این رد پاهایی که معلومه

آینده دنیا رو می سازن

باید برقصه با نسیم گرم

اون پرچمی که رنگ آتیشه

پرچم نشونی قبیله است و

یه ماجرای داغ در پیشه

همپای کشتی نجات خلق

مثل یه قایق کشتی نوحه

کشتی دلها، کشتی عشقه

پیشونی کشتی مثه کوهه

پیشونی کشتی عمو عباسِ

دریایی از غم ها رو میشکافه

تا قافله عباس رو داره

دریا چه آرومه، هوا صافه

+خدا سایه اش از سر ما کم نکنه....

-کشتی به ساحل میرسه اما

دل تو دل بی تاب خواهر نیست

دستاش شبیه بید می لرزه

هر وقت میبینه برادر نیست

می گفت از وقتی که اینجاییم

افتاده تو خیمه عجب شوری

دلشوره می افته به سر تا پا

وقتی که می بینم ازم دوری

+من طاقت دوریتو ندارم. تو قافله حسین و پیدا کردند، گفتند: آقا خانم کارتون داره، سریع به تاخت اومد کنار محمل حضرت زینب، گفت: خواهر جان چیزی شده؟ گفت: از جلو چشام دور نشو، گرد و خاک شد ندیدمت، دلم شور میزنه....

-کاشکی همین امروز برگردیم

اونجا که جدم گفته بود اینجاست

اونجا که تو از اسب میفتی

گل های ما میشه کبود اینجاست

ناقه که زانو زد علی اکبر

گلبوسه رو دستای بانو زد

زینب که پایین اومد از محمل

جای رکاب عباس زانو زد

+ناقه نشست اما خودش ارتفاعی داره، قمر بنی هاشم کنار ناقه نشست رو زمین زانو زد دستش بلند کرد خانم جان پاتون بزارید رو زانوم، پاشو رو زانوی عباس گذاشت، آل الله خدای ادبن حتما به عباس گفته: داداش ببخشیدا.... من روضه آروم میخونم شما هر جور دوست دارید گریه کنید

-امروز زینب با شکوه اومد

فردا بدون همسفر میره

امروز همراه حسین اومد

فردا به کوفه با یه سر میره

امروز لبخند امیدی رو

رو صورت مهتاب میبینه

روز دهم جسمی به روی خاک

انگار داره خواب میبینه

میبینه فردا آب ممنوع و

از تن جدا دستای سقاش و

میبینه اکبر با قد رعناش

پیش نگاهش اربا اربا شد

میبینه اصغر آب میخواد و

همراه باباش میره تا میدون

میگه رباب آقا برو اما

آبی نبود بچم رو برگردون

+فرمودند: هرکی تو مجلس ارباب میشینه، خود بی بی یا خود ابی عبدالله روبروی تک تک شما مینشینه، الان روبروی تک تک شما حسین نشسته، خوب می نشینند چه می کنند؟ می فرمایند: اینقدر به چشم این عزادار نگاه میکنند تا اشک جاری میشه، هرکی گریه اش گرفته حسین بهش اجازه داده گریه کنه، مگه مادرش اجازه میده هرکسی بیاد. خانم دیگه چی میبینی..

-میبینه تیغ کند و رو حنجر

میبینه گودال اومده مادر

میبینه که خنجر نمی بره

از پشت با ضربه جدا شد سر

میبینه تو آتیش یکی میگه

که سوخت از پا تا سرم عمه

میبینه تو آتیش یکی میگه

ای وای عمه معجرم عمه

ما که مَردیم خستهٔ راهیم

بچه ها را پیاده کن عباس

+دونه دونه میرن بغل عمو یا علی اکبر، می بوسیدن میذاشتن زمین، موهاشون صاف میکردن، خاکشون هم می تکوندند، می گفتند: برو بازی کن، برو پیش هم سن و سالات تا خیمه ها درست شه...

-ما که مَردیم خستهٔ راهیم

بچه ها را پیاده کن عباس

بچه ها را پیاده کردی بعد

طرف آب اراده کن عباس

تا تو مشک پر آب میاری

گرم بازی شوند اطفالم

دل شش ماهه ام به تو گرم است

تو که هستی چقدر خوشحالم

تا تو هستی سه ساله میخندد

گل زیبا به آب شاداب است

طفلکی دخترم نمی داند

خبر داغ قحطی آب است

دست دارد به دست اکبر و تو

به گمانش هنوز مهمانیم

طفلکی دخترم نمیداند

من و تو پیششان نمیمانیم

طفلکی دخترم نیمداند

روی نی میرود سر تو و من

در غیاب تو و علی اکبر

چقدر هار میشود دشمن

طفلکی دخترم گمان کرده

پیشواز آمدند این مَردم

آه سیلی که خورد میگوید

 عمه خیلی بدند این مَردم

یک شباهت رقیه دارد و تو

وقت افتادن از روی مرکب

تو به دست بریده میفتی

او به دستان بسته نیمهٔ شب

طفلکی دخترم نمیداند

بیش از این میشود چو مادر من

روی و مویش شود پر از خاک و

باز میگردد از پی سر من

مادرم هم به روی خاک افتاد

گونه هایش ترک ترک شده بود

+کوچه، یه خط روضهٔ کوچه هرکی هر جوری میخواد گریه کنه....

-مادرم هم به روی خاک افتاد

گونه هایش ترک ترک شده بود

بر رخ مادرم خودم دیدم

نقش دیوار و دست حک شده بود

 +این بچه هم صورتش ترک ترک شد، آخه دست های اون موقع اینقده شمشیر دست گرفته بودند، اینقده با خاک و سنگ کار داشتند، اینقدر دست ها خشن بود، کف دست ها مثل الان لطیف نبود، دست ها ترک ترک مثل سنگ، چنان به صورت سه ساله نواخت....

-بر روی مادرم خودم دیدم

نقش دیوار و دست حک شده بود

ای وای.... حسین....

خاک اینجا به ما نمی سازد

پسر مادرم بیا برگرد

تا که شمر می رسد از راه

حسین....

روضه شب دوم محرم ورود کاروان ب کربلا - شبنم گل لطیف تره، از قطره های بارون - محمود کریمی

 

 حاج محمود کریمی


پاره ی قلب مادرم از بر من دور مشو

جان من ای برادرم، از بر من دور مشو

گرد و غبار شد دمی، بین همه ندیدمت

رعشه گرفت پیکرم، از بر من دور مشو

دور مشو، دور مشو، از بر من دور مشو

ای ضربان قلب من دور شدیم از وطن

حسین سایه ی سرم، از بر من دور مشو

بی همگان به سر شود

 بی تو به سر نمیشود

باش همیشه در برم، از بر دور مشو

دور مشو، دور مشو، از بر من دور مشو

تو را قسم به عفتم، تو را قسم به عصمتم

تو را قسم به معجرم، از بر من دور مشو

این همه داغ دیده ام، خزان باغ دیده ام

تویی پناه آخرم، از بر من دور مشو

شده گواه کربلا ، به عشق توست مبتلا

من به تو مبتلا ترم، از بر من دور مشو

دور مشو، دور مشو، از بر من دور مشو

هر چه کنی همان کنم، نمیشود گمان کنم

بی تو بمانمو حرم، از بر من دور مشو

دور مشو، دور مشو، از بر من دور مشو

سینه زنی واحد زبان حال حضرت زینب (س) ویژه محرم - پاره ی قلب مادرم از بر من دور مشو - محمود کریمی

 

 حاج محمود کریمی

 

خیمه شد بر پا

دلشوره افتاده تو دل دختر زهرا

حسین خیمه زده به کربلا

غمش خیمه زده به قلب ما

علمدار سایبون فرزند ربابه

دلها پر امیده مشک ها پره آبه

چشم ها گریونه

 علی اکبر داره زیر لب اشهد میخونه

همه روی لبا شهادتین

 همه مُحرم کعبه حسین

اباالفضل مثه کوهه پشت سر ارباب

میتابه به خیمه نورش مثه مهتاب

علمدار سایبون فرزند ربابه

دلها پر امیده مشک ها پره آبه

زینب بی تابه

بی تاب حرفای بین ارباب و اصحابه

میگه این جا مسیر آخره

 اگه هر کی میخواد بره بره

ابالفضل نمیشه دور از محمل زینب

 از هُرم نگاهش قرص دل زینب

بیا ای خواهر

شاید فرصت نشد گریه کنیم دم آخر

ببین سرخیه وعده گاهم و

ببین گودی قتلگاهم و

ابالفضل میشه پرپر رو دامن مادر

مردا همه میرن حتی علی اصغر

علمدار سایبون فرزند ربابه

دلها پر امیده مشک ها پره آبه

 سینه زنی زمینه شب دوم محرم ورود کاروان به کربلا - خیمه شد بر پا  - حاج محمود کریمی 

حاج محمود کریمی

 

کجایی میوه ی دلم اباالفضل
کجایی صاحب علم اباالفضل  
کجایی ای ماه حرم اباالفضل   
صل الله علیک یابن ام البنین
کجایی میوه ی دلم اباالفضل
کجایی صاحب علم اباالفضل  
کجایی ای ماه حرم اباالفضل   
 
داغ تو، شکست، کمرم، پسرم
آتیش، زده بر، جیگرم، پسرم
از تو، دیگه بی، خبرم، پسرم
ای وای، پسرم، پسرم، پسرم  
تویی که تشنه از لب دریا رفتی
تو قلب دشمنا تک و تنها رفتی
به نیت زیارت زهرا رفتی
صل الله علیک یابن ام البنین
کجایی میوه ی دلم اباالفضل
کجایی صاحب علم اباالفضل  
کجایی ای ماه حرم اباالفضل
 
بمیرم، برای دل سکینه
میخونه، روضه تو، برا مدینه  
رو دامنش اشک ام البنینه
مادر، فدای، تن پرپر تو
مادر، بمیره، برای سر تو
بالا سر تو، دم آخر تو
زهرا، اومده، جای مادر تو
سکینه و رباب و زینب گریونن
برا مدینه روضه هاتو میخونن
برای مشک پاره پارت دل خونن
صل الله علیک یابن ام البنین
کجایی میوه ی دلم اباالفضل
کجایی صاحب علم اباالفضل  
کجایی ای ماه حرم اباالفضل
صل الله علیک یابن ام البنین
 
دل من، پریشونه، زینبینه
شب و روز، رو لبم شهادتینه  
شهادتین من، حسین حسینه
ای ساقیه، کرببلای حسین
سرسلسله ی شهدای حسین
من وقف توام، تو برای حسین
روح من و تو به فدای حسین
 
تو شاهد و شهیدی عند اللهی
تو آخرین فداییه ثاراللهی  
تو سر سپرده ی اباعبداللهی
صل الله علیک یابن ام البنین
کجایی میوه ی دلم اباالفضل
کجایی صاحب علم اباالفضل  
کجایی ای ماه حرم اباالفضل
صل الله علیک یابن ام البنین
همه لحظه گوشم، پی گفتگویش
همه عمر چشمم، به خیال رویش
چه شود غباری، ببرم ز خاکش
چه شود که جامی، زنم از سبویش
من و های و هویش، من و عطر و بویش
به شرار قهرش، به نگاه مهرش
به صفای خلقش، به خصال و خوی ش
به جبین و دستش
به دو چشم مستش
به بهار حسنش
که برون ز کویش
نروم مسلم ..
حسین

سینه زنی زمینه شهادت حضرت عباس (ع) زیان حال ام البنین (س) - کجایی میوه ی دلم اباالفضل - حاج محمود کریمی

حاج محمود کریمی

 

ای عزیز فاطمه، بیدار شو، بیدار شو

خوابیدی تو علقمه، بیدار شو، بیدار شو

من دارم میرم سفر، بیدار شو، بیدار شو

همسفر نامحرمه، بیدار شو، بیدار شو

ما رو دستگیر کردن عباس

بچه ها رو پیر کردن عباس

ببین از روی نیزه عزیزم

زینب و اسیر کردن عباس

ای یل ام البنین، بیدار شو، بیدار شو

حال و روزمو ببین، بیدار شو، بیدار شو

پاشو دستمو بگیر، بیدار شو، بیدار شو

تا نیفتم رو زمین، بیدار شو، بیدار شو

مادرا صد بار مردن عباس

دخترا سیلی خوردن عباس

بعدتو به سمت،خیامو چادر ما دست بردن ...

ای عزیز فاطمه ،بیدار شو ،بیدار شو

خوابیدی تو علقمه، بیدار شو، بیدار شو

من دارم میرم سفر، بیدار شو، بیدار شو

همسفر نامحرمه، بیدار شو، بیدار شو

ای همه پناه من، بیدار شو، بیدار شو

دشمنامون اومدن، بیدار شو، بیدار شو

ترسوها جری شدن، بیدار شو ،بیدار شو

بی بهونه میزنن، بیدار شو ،بیدار شو

غصه ها تکرار میشه عباس

این سفر دشوار میشه عباس

تو که رفتی یا غیرت الله

صحبت بازار میشه عباس

سینه زنی واحد شهادت حضرت عباس (ع) - ای عزیز فاطمه، بیدار شو - حاج محمود کریمی

حاج محمود کریمی

واردشریعه شد-تنهاشهیدی بودازرزمنده ها که وقتی میخواست بره آل الله باهاش وداع نکردندعلی اکبرمیخواست بره میدونستن برنمیگرده،قاسم میخواست بره همینطور،خودابی عبدالله میخواست بره زن وبچه دورشوگرفتن-اما یه عده ازشهداهستن وقتی ازخیمه رفتن همه گفتن اینابرمیگردن؛یکیش شش ماهه بودگفتن میبره حسین تشنه برنمیگرده،اماعباس که رفت اصلایه حس وحالی دیگه ای بودگفتن میره آب بیاره بایه امیدی نگاش کردن،داشت میرفت یهو دل بچه هاشور زدانگار یکی میگه عمو دیگه برنمیگردهفرمودند:یه جوری ناله زدحسین بکائا عالیایعنی ابی عبدالله کناربدن برادردادمیزدوگریه میکردحالاچه کنم بی ابالفضل

سپاه دشمن ازقلب من خبردارد

توروی خاکیوحالادگرجگردارد

تو روی زمین افتادی ببین ایناچقدر شیرشدن؛بلند شو عباس

این سپاه غارت به تمام داروندارحرم نظر دارد

کناردست تو،من روی خاک افتادم

حرم چطور ازاین دست،دست بردارد

رسیده حرمله تاخیمه ها میدانی

برای بعد توچه نقشه ای به سردارد

بلندشوکه ببینندروی پایم من

هنوززینب کبرای ما سپردارد

بلندشوکه نگردد رقیه آواره

برای دخترم این خارهاضرر دارد

بلندشو که بلاها تمام آمده اند

غم توازهمه شان درد بیشتر دارد

عزیز دلم، عزیز دلم،همه کسم،یارم،پشتوپناهم،امیدم

قرارآخر ما باتوبود برگردی2

بدون بدرقه رفتی که زود برگردی

قرار بود اگر رفتی و مقابل تو

به سمت علقمه راهی نبود،برگردی...

قراربوداگرراه نبود بیای،یادته داشتی میرفتی همه بچه هااومدن گفتن عموجان اگه شدآب بیار،خودتو به خطر نندازیا! مابی تو میمیریماز اول صبح دیدیم لبهات دیگه رنگ ورو نداره،داداش

قراربود کمی رفع تشنگی بکنی

نفس بگیریو از پیش رود برگردی

قراربود که حتی اگر آبی هم نداشت-

مشک توبااین وجودبرگردی

قراربودتوباشی وهرکجارفتی

نیامده علمت  تافرود،برگردی

بنانبودکه حالا که دسته تنهایم

دراین نماز به حال سجودبرگردی

بنانبودتوهم مثل اکبرمن باسرشکسته

به ضرب عمودبرگردی

 حالا حرفامو بزنم؛ رو زمین افتادی؛پاشو ببین دورم چه خبره،همه دارن هلهله میکنن،اکبرم رفت قاسمم رفت، جمله ای که فرمود:کمرم شکست هیچ جا استفاده نکرده غیرازاینجا،معنیش چیه ؟میگم و رد میشم ،شب تاسوعا هرکی هر جوری دلش میخواد هرجور راحته گریه کنه. فبکی بکائا عالیاشما با صدای عالی و بلند گریه کنید

رسیده کار به آخر

افتادی رو زمین خدا بخیر کند

حسین مانده ولشکر،خدابخیرکند

بلندشوکه پناهی برای خواهرمان

نمانده است خدابخیر کند

رباب دلهره دارد که دیر برگردی

چه میشودعلی اصغر؟!خدا بخیرکند

توبودیو سرِپا بودم، این شده حالا

قدم خمیده برادر،خدابخیرکند

کسی اگرتونباشی نمیکند رحمی

به این همه زن ودختر خدا بخیر کند

چی شده مگه ؟من میخوام یه جمله ای بگم:یه موقع از شب موقعی که میخوای بری بیرون زن وبچه همراهته بهت میگن الان نیمه شبه ماشینت خرابه باچندتازن وبچه کجا داری میری اگه ماشینت میون راه خراب شد،وسیلت اشکال پیداکرد،وسط بیابون،تازه الزاما هم توش دشمنی نیست توبیابون،لااقل یه مردی باهات باشه ،همرات باشه،بازن وبچه داری میری،حالا حسین مونده وهشتادوچندزن وبچه علمدار رفت...

کسی اگرنباشی نمیکندرحمی

به این همه زن ودخترخدابخیرکند

رقیه ،زینب ،خلخال ،گوشواره ،حرم ،

سکینه ، چادر معجر،خدابخیرکند

سرت شکسته و غرق جراحت است به نی

چگونه میرود این سر، خدا بخیر کند

من بگم چگونه این سر رفت؟یه گوششو بگم : چنان عمودآهن روی سر مبارک نشست سر تا میانه ی ابرومتلاشی شد،دیگه سر به نیزه بند نشد ...بچه ها همه امیدشون عمو بود؛نگاه میکردن میدیدن این سر بعضی وقتا به نیزه بسته است بعضی وقتا میدیدن سر باگیسواش به یال اسب بسته است هرچی سره اسب اون نانجیب پایین می آمد سر روی زمین میخورد...

ازبس عمیق بود شکاف عمود کیب

 تنها سری بُود که پهلو به نیزه شد

همه ی بدنارو به خیمه آورد حسین .بچه هامنتظرند  لا اقل بدن عمو بیاد یه وقت دیدن بابا داره میاد خمیده،یه دست به کمر،یه دست عنان ذوالجناح،  پشت سر،میانه ی لشکر،سر روی نیزه... انقده این مصیبت گران تمام شد؛یکی ازنوحه های آل الله بعداز عاشورا،نگاه به سرمیکردند هی صدا میزدند واضَیعَتَناه بعدَک عباسیعنی مابعد توضایع شدیم؛معنیش اینه یعنی عباس توکه رفتی به ماخندیدند،به ما سنگ زدند،دست وپای مارو بستن،ما رو هو کردن،حسین...

به سرم بود بیاید به سرم ام بنین

مادرت فاطمه آمد عوض مادر من

پدرت ازنجف آمد توهم از خیمه بیا

قدمی رنجه کن و پای بنه بر سر من

شب باب الحوائجه،شب نماد غیرته،برا چی میگن اونی که آبروش در خطره هی بگید یا ابالفضل! آخه آبرو از جان مهم تره؛خدا نکنه کسی آبروش جلو بچه بره؛اینا رو من میگم یا حرف قمربنی هاشمه؟فرمود:من رو به خیمه نبر؛من از بچه هات خجالت میکشم؛اما تا آخر عمرش ام البنین بازماندگان کربلا رو که میدید میگفت:عباسمو حلال کنیدویلی علی شبلی

روضه شهادت حضرت عباس (ع) - سپاه دشمن ازقلب من خبر دارد - حاج محمود کریمی 

 

حاج محمود کریمی

 

ای زخم های پیکرت آیات محکمه

و ای داغدار داغ لبت نهرعلقمه

پرواز کرده دور سرت حاجت همه

باب الحسین، نخل امید دوفاطمه

پیشانی تو مهر جهان تاب اهل بیت

باب المراد،باب کرم باب اهل بیت

ای قلب اولیای خدا یادواره ات

هرماه نو هزار هزاران هزاره ات

قرآن سوره سوره تن پاره پاره ات

زخم دوباره مرهم زخم دوباره ات

توکیستی که گفت ولی خدای تو

عباس! ای امام تو بادا فدای تو

تو بی سری و بر همه سردارها سری

فرزند برگزیده ی زهرای اطهری

تومصطفی،حسین،حسن یا که حیدری...

آقا تو شهر خون خداوند را دری

با آن که خود برادر سبط پیمبری

بخشید باز بر تو مدال برادری

بی دستی و دل همگان پای بست توست

وقف خدا و خون  خدا بود و هست توست

در وصف توهر انچه بگویم شکست توست

در روز حشر پرچم حیدر به دست توست

پرچم به دوش یاری دین خدا کنی

پشت سر امام زمان اقتداکنی

ای بر لبان تشنه تو آب تشنه تر

داغ لبت زده جگر آب باشرر

آب از غم تو اشک شدومشک خون جگر

بیرون شدی زآب لب خشک وچشم تر

آب ازخجالت لب خشک تو آب شد

مرغ هوا و ماهی دریا کباب شد

مثل تو هست خویش که وقف خداکند؟!

همراه دست،چشم وسروتن فدا کند

تقدیم دوست دست زپیکر جدا کند؟!

این گونه حق  خود را رهبر را ادا کند

ای وقف سیدالشهدا خون پاک تو

زهراست زائر بدن چاک چاک تو

ای چار نهر خون جگر و داغدار تو

آب فرات گشت به دور مزار تو

تاحشر اشک دیده زهرا نثار تو

فرزندی دو فاطمه شد افتخار تو

دست تو را چهار ولی بوسه داده اند

خون خدا،حسن،دوعلی بوسه داده اند

توکیستی؟! امام حسین مکرری

دست حسین فاطمه شمشیرحیدری

قرآن پاره پاره ی زهرای اطهری

سقای تشنه کامی و سردار بی سری

برخیز که از دوچشم توای ماه علقمه

خون پاک کردچادرخاکی فاطمه

خونت حلال وآب به کامت حرام شد

باضربه ی عمود ز تو احترام شد

 درحالت قیام نمازت تمام شد

زخمت  به روی زخم بدن التیام شد

جز زخم تیر و نیزه  تو را بر بدن نبود

خوردی زمین به صورت و دستت به تن نبود...

فرمود:هرکی ازبالای بلندی رو زمین می افته دستاشو مقابل صورت میگیره این برحسب غریزه است بچه هم رو زمین بیفته دستو مقابل صورت میگیره...من ازبالای اسب روی زمین افتادم...دست دربدن نداشتم تیردرچشمم بود...باصورت روی زمین...امشب شب تاسوعامونه... هشت شب دندون روجگرگذاشتم روضه ی آقام ابولفضل رونخوندم... هرچند تمام آل الله دوست دارندروضه عباس خونده بشه؛گفتم همه روضه هام روبخونم شب تاسوعابریم حرم عباس...

دریابه پیچ وتاب تورامیزندصدا

اونایی که حاجت دارن... امشب اونایی که آبروشون درخطره برا آبروی نظام ومملکت اسلامی امشب دعا کن

دریابه پیچ وتاب تورامیزندصدا

شش ماهه ی رباب تو را میزند صدا..

دیگه امشب روضه خون نمیخواییا

دریابه پیچ وتاب تورا میزند صدا

شش ماهه ی رباب تورامیزندصدا

قرآن در آفتاب تو را میزند صدا

یعنی چی؟! اذالشمس کورت

عمدالحدید به کربلا...خسف القمر

آفتاب پوشیده شد، ماه منخسف شد

قرآن در آفتاب تورامیزندصدا

تاروزحشرآب تو را میزند صدا

آب روان طواف کنددورتربتت

میثم هماره اشک فشاندبه غربتت

 

روضه شهادت حضرت عباس (ع) - ای زخم های پیکرت آیات محکمه - حاج محمود کریمی

حاج محمود کریمی

 

مشک خالی به دوش سقا رفت

با امیدی به خاطر ما رفت

موج میزد عطش به لب هایش

از همه تشنه تر به دریا رفت

پدرم دست هایش میلرزید

قوت لشگرش از اینجا رفت

چقدر شور زد دل عمه ...

از میان حرم عمو ، تا رفت

او برای نجات طفل رباب

در دل یک سپاه تنها رفت

بعد از اینکه فرات را حس کرد

مشک تا قلب آب ، حتی رفت

همچین دستاش خنک شد" دست خنک بشه بدن یه مقدار خنک میشه ...

دست من خورد به آبی که نصیب تو نشد

من دیگه این دستارو نمیخوام ... مشکو به دندان که گرفت ، یه مقدار آب به روی سینه ریخت ... خدایا مرگ منو برسان ... بمیرم آقام تشنه هست ... وقتی مشک سوراخ شد گفت دیگه مرگ مرا برسان ...

وقت برگشت او ورق برگشت

چقدر تیر سمت سقا رفت ...

دستی افتاد و مشک خالی شد

آبروی امید بابا رفت ....

بی هوا تیر چشم او بوسید

سمت چشمش چه بی محابا رفت

او زمین خورد و یک نفر آمد

دست هایش همین که بالا رفت ...

با عمودی به جان او افتاد

ناله ای تا ورای دنیا رفت ...

داداش ...

همه جا بوی یاس پیچیده

پیش سقای تشنه ، زهرا رفت

بعد از او بود لشکری بی شرم

طرف خیمه های زن ها رفت ...

رحم الله عمی العباس ...

چون فقط او به خاطر ما رفت ...

روضه شهادت حضرت عباس (ع) - مشک خالی به دوش سقا رفت - حاج محمود کریمی 

حاج محمود کریمی

 

دیگه جون نداره پاهام، نشستم به روی زمین

یا با من بیا تاحرم ، یا جون دادنم و ببین

میگن اهل حرم ای داداش، همراهم برمی گردی

شکستی کمرمو ای کاش، چشماتو وا میکردی

ببین کار من زار شده

امامت گرفتار شده

حسین بی علمدار شده

سرت رو اونی که شكست ،شکسته کمرمنو

شکستن علم تو رو،شکستن سپر منو

ببین دور مون و تا خیمه، دریای خون گرفته

ببین  که دوباره این لشکر، بعد از تو جون گرفته

رباب زار و گریون شده

سکینه عزادار شده

حسین بی علمدار شده

ببین کار من زار شده

امامت گرفتار شد

حسین بی علمدار شده

تو خیمه کسی نشنید،صدای نیمه جونتو

می میرن اگه اگه ببینن ،تن غرق به خون تو

تو خیمه همه مادرها، سرگرم اشک و آهند

زن و بچه هامون ای داداش، بعد از تو بی پناهند

دل خیمه ها خون شده

حرم بی سپه دار شده

حسین بی علمدار شده

دیدی آخر شد امیدم ناامید

بی بردار گشتم و پشتم خمید

تو کنون خفته ای اندر برمن

داده پیغام به تو دختر من

گر نشد آب میسر گردد

گو عمو خود به حرم برگردد

 سینه زنی زمینه شهادت حضرت عباس (ع) - دیگه جون نداره پاهام  - حاج محمود کریمی

حاج محمود کریمی

 

تا چشم وا کردم در این دنیا تو را دیدم

غم را ندیدم در همه غم ها تو را دیدم

عمو جانم...

در خانه ی تو در کنارت اکثر شب ها

با قصه ات خوابیدم و فردا تو را دیدم

یک ساله بودم رفت بابا، خوب یادم نیست

هر گاه گفتم زیر لب بابا تو را دیدم

هر گاه برگشتی ز راه دور یادم هست

من زود تر از اکبر لیلا تو را دیدم

از سفر میومد اول میومدی به من سر میزدی

دوش عمو عباس از هر کوه بالا تر

شرمنده ام یک بار از بالا تو را دیدم

از منظر عباس بر رویت نظر کردم

از عرش بالاتر فقط تنها تو را دیدم

ای نام شیرین تو از هر نام نامی تر، حسین

ای نازنین بابای از جانم گرامی تر، حسین

من جلوه ای از جلوه های پنج تن هستم

تو نیستی حس می کنم دور از وطن هستم

تو شمع جمع آفرینش بین عشاقی

پروانه ام آماده ی پرپر شدن هستم

یا سوختن یا سر سپردن هر دو تا عشق است

من تشنه لب تشنه دست و پا زدن هستم

گیرم میان ما و فرزندان تو فرق است

قاسم چه شد من نیز فرزند حسن هستم

بین منو قاسم فرق نزار، اگه بحث یتیمه اونم یتیم بود...

شمشیر دستم نیست عیبی نیست با این دست

لحظه شمار یک نبرد تن به تن هستم

از غربتت چشمان عمه اشک می بارید

گفتم رها کن دست هایم عمه من هستم

بی من عمویم راهی افلاک شد عمه

در بین آن گودال گرد و خاک شد عمه

تا لحظه افتادنت از اسب را دیدم

همینطوری پا می کشید، هم قد عمه که نبود، روی بلندی ایستاده بود، آخرین باری بود که زینب از خیمه بالای بلندی روی تل آمده بود، آخرین بار هم عبدالله باهاش اومد؛ از اول صبح هر جا رفت عبدالله حسن با عمو رفت هی به این اون می سپرد بیشتر هم به خانم زینب دستش میداد می گفت: این جلو نیاد؛ آخرین بارم که داشت میرفت دید داره میدوه برگشت گفت: اینو برگردوند، اما دار میبینه...

تا لحظه ی افتادنت از اسب را دیدم

دستی که دستم را گرفته بود بوسیدم

منت کشیدم التماس عمه را کردم

گفتم که من رفتم عمو افتاد من دیدم

با دست خالی آمدم اما مگر میشد

شاید بترسی که بترسم من نترسیدم

دیدم که غارت کرد دشمن جوشن و خودت

من هم همینطور آمدم جوشن نپوشیدم

بچه زد تو دل لشگر....

دنبال تیغی، تکه تیری، نیمه شمشیری

از پشت سیل اشک ها چیزی نمی دیدم

هر کس که سد راه شد با مشت کوبیدم

ناله زدم نفرین نمودم خاک پا شیدم

هر چند دستان پلیدی کند مویم را

گفتم که ای نامردها کشتید عمویم را

پیش عمو نشست، تو کجا اومدی، قرار بود پیش عمه بمونی، نتونستم بمونم منم باهات میام هرجا بری....

ای وای بر من می چکد خون از سر و رویت

ای کور باشم تا نبینم خاک بر مویم

از خیمه میدیدم جهان تاریک شد اما

شق القمر دیدم به ضرب سنگ بر رویت

برخیز برگردیم سمت خیمه تا عمه

با تکه ی چادر ببندد زخم بازویت

از لا به لای دست و پای دشمنان دیدم

افتاده دست شمر پیچ و تاب گیسویت

شمشیر بالا رفت بالا رفت دستانم

دستان عبدالله شد هدیه به ابرویت

در بازوی من نیست زور بازوی عباس

تا نیزه بیرون آورم از بین پهلویت

بر زخم هایت می فشارم دست و غم دارم

که دست کم صد زخم داری دست کم دارم

 روضه شب پنجم محرم عبدالله بن الحسن (ع) - تا چشم وا کردم در این دنیا تو را دیدم - حاج محمود کریمی

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2099
    کل نظرات : 171
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 7
    تعداد اعضا : 273
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 184
    بازديد ديروز : 2,990
    بازديد کننده امروز : 86
    بازديد کننده ديروز : 1166
    گوگل امروز : 71
    گوگل ديروز: 1243
    بازديد هفته : 19,281
    بازديد ماه : 69,425
    بازديد سال : 1,575,130
    بازديد کلي : 6,246,953
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 107.20.120.65
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید