close
تبلیغات در اینترنت
محمود کریمی - 27

محمود کریمی - 27

محمود کریمی - 27

محمود کریمی - 27
محمود کریمی - 27
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
0 91 aboozar
3 247 aboozar
1 362 saeednajafi
12 593 aboozar
4 6350 amirsajad
0 2158 aboozar
0 2001 aboozar
0 1824 aboozar
0 3165 aboozar
0 1185 aboozar
1 17333 2505
6 5879 aboozar
0 14252 aboozar
1 2435 masoudfn
1 1567 aboozar
14 3524 aboozar
20 3769 aboozar
0 2668 aboozar
0 1718 aboozar
0 2038 aboozar

ای پسر شیر خدا نذار خجالت زده مادر بشم

ای پسر شیر خدا بذار شبیه مادر اکبر بشم

مثل جوون لیلا بذار برن جوونام

به خواهرت نگو نه تو رو به جون بابا

یابن علی المرتضی حسین شاه کربلا

ای پسر شمس الضحی ببین کفن پوشیده و آماده اند

مثل خودم این دو جوون تو دام عشق دلکشت افتاده اند

مثل جوون لیلا بذار برن به میدون

چشای زینبت رو نکن دوباره گریون

یابن علی المرتضی حسین شاه کربلا

ای پسر بدر الدجی قربونیای زینبو نگاه کن

ای پسر بدر الدجی برا قبولی نذرم دعا کن

مثل جوون لیلا به خاک و خون تپیدن

شکر خدا دوتاشون به فاطمه رسیدن

یابن علی المرتضی حسین شاه کربلا

 

کارم آه و شب زنده داری / بابا مردم از بیقراری

میخوای جون به لبهام بیاری / با این لب که داری

بابا مگر تو دختر نداری / سر داری اما پیکر نداری

پس کی سر روی پاهام میذاری / پس کی گوشواره هامو میاری

 انگار دیگه منو دوست نداری

بابا جانم کجایی کجایی

روز و شب برام شام تاره / شب ها میشمارم ستاره

با این چادر پاره پاره / حالم گریه داره

خوندم نمازامو با یاد عاشورا / خانم، خانمم مثل خود زهرا

هرجا که جون به لبهام میومد / اشک خون از تو چشمام میومد

 میگفتم کاشکی بابام میومد

بابا مگر تو دختر نداری / سر داری اما پیکر نداری

پس کی سر روی پاهام میذاری / پس کی گوشواره هامو میاری

 انگار دیگه منو دوست نداری

اسمت ناله بی صدامه / دست عمه جونم عصامه

صد تا خار تو زخم پاهامه / درد بی دوامه

امشب دل من تنگ بابامه / امشب خرابه کرب و بلامه

خار صحرا هنوز تو پاهامه / زندگیم زحمت عمه هامه

 برق سیلی هنوز تو چشامه

بابا جون کی میایی عزیزم

بابا مگر تو دختر نداری / سر داری اما پیکر نداری

پس کی سر روی پاهام میذاری / پس کی گوشواره هامو میاری

 انگار دیگه منو دوست نداری

وقتی دختری كه عاشق باباشه نشناخت صورتی كه روایت می گه،هیجده زخم كاری فقط به صورت خورده بود،روشو كرد به باباش دید،چشماش داره گریه می كنه،فرمود:اگه منم نگاه كنی منم نمی شناسی،

هربار حسین گفتم سیلی زپسش آمد

تو مسیر از مدینه تا كربلا،چند پیمبر رو ابی عبدالله نام می برد،یكیش یحیی علیه السلام بود،اونایی كه باهاش یه شكلی هم ردیف بودن،یكیش اسماعیل صادق الوعد بود،درست نیست من بگم،باید برید شماها تاریخ رو بخونید،اسماعیل صادق الوعد با ذبیح الله خیلی فرق می كنه،او یه اسماعیل دیگه است،این حضرت رو نانجیب ها پوست صورتش رو كنده بودن،بیشتر هم به خاطر همین دختر نشناخت بابارو،

تشنگی شعله شد و چشم ترش را سوزاند

هق هق بی رمقش دور و برش را سوزاند

دست در دست پدر دختر همسایه رسید

ریخت نانی به زمین و جگرش را سوزاند

سنگی از بین دو نی رد شد و بر صورت خورد

پس از آن تركه ی چوبی اثرش را سوزاند

دخترك زیر پر چادر عمه می رفت

آتشی از لب بامی سپرش را سوزاند

پنجه ی پیر زنی گیسوی او را وا كرد

شاخه ی نسوخته نخل پرش را سوزاند

دست در حلقه ی زنجیر به دادش نرسید

هیزم شعله ور اُفتاد سرش را سوزاند

فرمود:دیگه منو ببر،بابا من اذیت كردم عمه رو،اون عمه ای كه تو گفتی تو نماز شب،دعا كنه، اون عمه رو می گم،اگه می خوای بدونی صورت خواهرت چه جوری شده،مقنعه اش رو كنار زد،ببین بابا سیلی با صورت من چه كرده، بابا،بابا.........

 

کاروان چون شهود پیدا کرد

 به حقیقت ورود پیدا کرد

هرکسی رفت در پی سمتش

 پس اباالفضل رود پیدا کرد

تا علم گردد این همه خیمه

 علی اکبر عمود پیدا کرد

دور از چشم دیگران قاسم

 زره و اسب و خود پیدا کرد

دوش بر دوش تا عمو عباس

 هی رقیه صعود پیدا کرد

بادی آمد کنار رفت عبا

 علی اصغر نمود پیدا کرد

بادی آمد ولی حسینش را

 زینب این بار زود پیدا کرد

پیراهن را به خیمه و در اصل

 کفنی را که بود پیدا کرد

تا برادر کمی درنگ کند

 دیر می خواست زود پیدا کرد

تکه ای را ولی غروب دهم

 آنطرف بین دود پیدا کرد

گشت و در دشت از تن ارباب

 هرچه را که نبود پیدا کرد

چرا انگشت انگشتر نداری، آی حسین.....

آن چه را در رکوع علی بخشید

 ساربان در سجود پیدا کرد

این روضه ها دیگه به عاشورا نمی رسه، علی در رکوع دید دست خالی گدا داره میره دستش دراز کرد، سائل دست مولا رو گرفت، انگشتر درآورد، این علی بود وسط نماز دستش دراز کرد، سائل به حاجتش برسه، ساربان این همه ابی عبدالله فردا بهش لطف کرد، وقتی رسیدن به کربلا فرمود تو دیگه برو ما دیگه کاری با تو نداریم اینجا دیگه ساربان نمی خوایم آخر راه همین جاست، اینقدر بهش لباس داد، پول داد، زیورالات داد، خورجین ساربان پر شد، اما داشت می رفت یه نگاه به انگشتر کرد، فرمود: اگه چیز دیگه میخوای بگو؛ اومد تو گودال دید همه رو بردن، دیگه چیزی نمونده، اومد برگرده، دید ابی عبدالله انگشتش تکان خورد، اومد انگشتر در بیاره دید انگشت ورم کرده، خنجر کشید.....

چرا انگشت و انگشتر نداری

حسین....

 

باز عمه سادات دلش خونه  

 یک قافله تو قلب بیابونه

پریشونه پریشونه پریشونه

 انگار نه انگار که مهمونه

حسین وای حسین واااای

یه مادر دمادم می خونه

حسینم چرا سر گردونه

سه ساله هنوز هم خندونه

امون از زمونه، امون از زمونه

می سر با یل کربلا با علی اکبر

میمن اباالفضل یا با خود حیدر

باز عمه سادات دلش خونه  

 یک قافله تو قلب بیابونه

پریشونه پریشونه پریشونه

 انگار نه انگار که مهمونه

حسین وای حسین واااای

اهل حرم عشق به تنهایی

 بر پا می کنند خیمه صحرایی

چه غوغایی چه غوغایی چه غوغایی

 شد چهره ارباب تماشایی

جوونا با حال شیدایی

تو سینه دلای دریایی

همه با دل عاشورایی

امون از جدایی، امون از جدایی

دور این محمل حلقه ای، از بنی هاشمه

حیدر کربلا، اکبر و مجتی، قاسمه

باز عمه سادات دلش خونه  

 یک قافله تو قلب بیابونه

پریشونه پریشونه پریشونه

 انگار نه انگار که مهمونه

حسین وای حسین واااای

این دشت عجب منظره ای داره

 از ارض و سما دلهره می باره

پر از خاره پر از خاره پر از خاره

 ای وای که زینب شده آواره

بردار جدایی دشواره

دلم از جدایی بیزاره

چه داغی روی این دل میزاره

دلم بی قراره، دلم بی قراره

این دشت عجب منظره ای داره

 از ارض و سما دلهره می باره

پر از خاره پر از خاره پر از خاره

 ای وای که زینب شده آواره

وای اگر آخر قصه ی ما جدایی بشه

ای برادر داغ تو زینب میکشه

باز عمه سادات دلش خونه  

 یک قافله تو قلب بیابونه

پریشونه پریشونه پریشونه

 انگار نه انگار که مهمونه

حسین وای حسین واااای

 

تو دریچه چشم پر از اشکای غم تو می بینم

 بیابون پر از گرد و خاک تو میون غبار پیدایی

داره میزنه با هر قدم ضربان دل آسمون

 که تو داری میای با حرم ولی آواره صحرایی

خوش اومدی آقام یا حسین خاطر تو میخوام یا حسین

 حالا که اومدی کربلا پا بذار رو چشام یا حسین

آقام آقام آقام یا حسین

بارونی که هنوز نم نمه میباره تو چشای همه

 کنار ساحل علقمه به پا شده عجب غوغایی

یه خواهری داره زیر لب مادرشو صدا میزنه

 به داد ما برس فاطمه تو دوای همه دردایی

عالمی به فدات یا حسین فدای قدمات یا حسین

نوکرتو ببر با خودت تا بمیره برات یا حسین

آقام آقام آقام یا حسین

یه قافله پر از اضطراب یه زمین پر از التهاب

ساقی اومده با مشک آب میبره دلو با سقایی

یه افق پر از نیزه دار همه مثل سراب بیشمار

تموم قافله بیقرار همه با دلای شیدایی

به سر پسرت یا حسین به خون جگرت یا حسین

سینه ی ما پر از حسرته تا بشه سپرت یا حسین

آقام آقام آقام یا حسین

یه روزی میرسه خواهرم که جلو چشم اهل حرم

تموم گلا پرپر میشن تو میمونی با این تنهایی

ربابی که بی اصغر میشه، بدنایی که بی سر میشه

 حرمی که بی معجر میشه، جاری میشه با خون دریایی

آخر سفرت یا حسین، میمیره خواهرت یا حسین

میرسه هنوز از قتلگاه ناله مادرت یا حسین

آقام آقام آقام یا حسین

 

دستش به دست عمه و میخواست جان دهد

میخواست پیش عمه عمو را صدا زند

میدید حلقه حلقه همه چرخ می زنند

تا زخم بر بهشت حیا، بی حیا زند

 سنگی رسیده بوسه به پیشانی اش دهد

دستی رسید چنگ به سمت عبا زند

از بس كه ازدحام حرامی است

نیزه دار نوبت گرفته است كه سر نیزه را زند

حسین....روضه عبدالله روضه ی گوداله،مرد می خواد پای روضه اش

پا میزنند راه نفس بند آوردند

پر میکشند تا که کمی دست و پا زند

 خون از شکاف وا شده فواره میزند

وقتی ز پشت نیزه کسی بی هوا زند

طاقت نداشت تا که صدای پدر شنید

بابا برو ، برو نمان كه عمو ناله ها زند

 دستش کشید و هرچه توان داشت میدوید

تیغی ولی رسید که آن دست را زند

از بس كه جا نبود در انبوه زخم ها

در مانده بود حرمله تیر از كجا زند

حسین....ای حسین...جلسه بانیش امام مجتبی است،امام مجتبی خدای صبره،ولی ما تو روضه ی بچه اش صبرمون طاق میشه،ای حسین.. یه جمله میگم دیگه نمیگم:امام سجاد خورد خورد،این بدن و از بدن بابا جدا میكرد...حسین...حسین آرام جانم،حسین روح و روانم،دیدی یه جا معركه میگیرند،یه بچه قدش كوتاهه میاد،میگه چه خبره؟میگن اینجا معركه گرفتن،از لای جمعیت میاد میگه برید كنار،خودش رو از زیر پای مردم رد میكنه،از لای این جمعیتی كه همه نیزه دستشونه،همه دارند داد میزنند،یه صدای بچه گونه میگه برید كنار،برید كنار، تا رسید  بالا سر عمو زخم و باید با دست نگه داری،اما یه زخم،نه، دو تا زخم،آخر دید نمیشه كاری كرد،سینه به سینه ی عمو چسباند،ای حسین،ارباب من حسین،آقای من حسین،عشق من حسین،دین من حسین،آی حسین..تو روضه بخون...آی حسین...خسته شدی؟مادرش یه لحظه صداش بند نمیآد،غریب مادر حسین....ای حسین،حسین،حسین،ای تشنه لب حسین

بابام انگاری با عموم تو میدونه،میدونه

سرتا پای عمو حسینم،پرخونه،پرخونه

آخه بچه یك سالش بوده،باباش رفته،تو بغل حسین بزرگ شده،مردم بعضی ها یاوه گویی می كنند،برا اینكه نگن حسین به بچه هاش بیشتر میرسه،هر جا میرفت،این عبدالله بن الحسن باهاش بود،اینقدر حساسیت داشت،به زینب گفت: خواهر،نبینم صدای گریه ات بیاد،هوای این بچه رو داشته باش،خواهر من رفتم بچه ها رو به تو میسپارم،این بچه یادت نره،خواهر نكنه،بیای تو میدون،تا من زنده ام،خواهر به همه بچه ها بگو لباس اسیری تنشون كنن،این بچه رو،داشته باش،مهلاً مهلا،پایین اومد زیر گلوش رو بوسید،داشت میرفت،گفت:خواهر،این بچه رو،همچین دست از دست عمه كشید آستین پاره شد،كجا اومدی،حسین آرام جانم،حسین روح و روانم،امشب عاشوراست،امشب روضه ی گودال قتلگاهه،ذكر بگیر اروم بگیری،حسین آرام جانم،حسین روح و روانم

روی دستم زنده بمون پسرم، پیکر رو تا به حرم ببرم

تپش ضعیفه قلبت، داره بی صدا میشه

داره استخون سینت، از بدن جدا می شه

مادرت داره میونه، خیمه ها فدا می شه

دم آخری غربت چشمات، مثل چشم برادرم شده

سر دست تموم پیکرت، مثل پهلوی مادرم شده

واااای شاخه شمشاد حرم

واااای پر شکسته کبوترم

واااای یادگار برادرم

بی تو میمیرم گل پرپر من

تازه شد داغ علی اکبر من

نفسات پر از شراره است، نیمه جون شده تنت

تا دیدن زره نداری، همه با سنگ زدنت

به خدا شبیه قلبم، پر خونه پیرهنت

رو لب و دهنت وای من، جای بوسه ی سم مرکبه

دیگه وقت عزا گرفتنه، عمو عباس و عمه زینبت

واااای تشنه لب دست و پا زدی

واااای تشنه لب ناله ها زدی

واااای رو خاکا دست و پا زدی

واااای هی باباتو صدا زدی

ای عمو جان یادته با وعده هات بی تابم کردی

اما امروز پیش عمه از خجالت آبم کردی

نگو نرو که بعد اکبرت نمیتونم ببینم اصغرت

سرشو روی نیزه میزنن، به روی خاک میفته پیکرش

عمه و اسارت و نمیتونم ببینم

خیمه ها و غارت رو نمیتونم ببینم

آتیش و سه سالتو نمیتونم ببینم

سیلی و جسارت و نمیتونم ببینم

بعد بابام ای عمو جان، عشق و دین و دنیام بودی

من یتیمی رو ندیدم، بس که مثل بابام بودی

گفتی برن تموم لشگرو، حالا داری به من میگی نرو

تورو خدا بزار برم عمو، بگیرم انتقام اکبر رو

خون سرخ اکبر رو نمیتونم ببینم

گریه های عمه رو نمیتونم ببینم

لحظه های آخر رو نمیتونم ببینم

روی نیزه ها سر رو نمیتونم ببینم

عمه و اسارت و نمیتونم ببینم

خیمه ها و غارت رو نمیتونم ببینم

آتیش و سه سالتو نمیتونم ببینم

معجر و جسارت و نمیتونم ببینم

ای غریب داغ دیده تو هنوز هم لشگر داری

جای بابا من می جنگم تا بدونن یاور داری

چی میشه باز منو بغل کنی، به خواهش بابام عمل کنی

بدون تو چه تلخ زندگی، کام منو پر از عسل کنی

دشت بی کبوتر نمی تونم ببینم

لاله های پرپر نمی تونم ببینم

جنگ بین خیمه رو نمی تونم ببینم

روی نیزه اصغرو نمی تونم ببینم


از بس که شکستند تو را برگ و بری نیست

خون تو به جا مانده ولی بال و پری نیست

هر چند برایت پدری کرده ام اما

صد شکر کنار بدن تو پدری نیست

نیمی ز غم اکبر و نیمی ز غم تو

یک گوشه ی بی داغ به روی جگری نیست

این گونه که بر ریشه ی تو خورده گمانم

بی فیض عظیم از بدن تو تبری نیست

گفتم که تو را جمع کنم از دل این دشت

عِطر تو می آید ولی از تو اثری نیست

باید خبرت را ز سم اسب بگیرم

جای دگر انگار ز جسمت خبری نیست

گفتم که سرت را سر زانو بگذارم

افسوس که دیر آمدم اینجا و سری نیست

 

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2036
    کل نظرات : 169
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 29
    تعداد اعضا : 270
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 4,009
    بازديد ديروز : 6,148
    بازديد کننده امروز : 1422
    بازديد کننده ديروز : 2464
    گوگل امروز : 1627
    گوگل ديروز: 2816
    بازديد هفته : 27,785
    بازديد ماه : 141,546
    بازديد سال : 1,179,249
    بازديد کلي : 5,851,072
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 54.158.55.5
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید