close
تبلیغات در اینترنت
منصور ارضی - 3

منصور ارضی - 3

منصور ارضی - 3

منصور ارضی - 3
منصور ارضی - 3
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
0 38 aboozar
0 55 aboozar
0 348 aboozar
3 328 aboozar
1 510 saeednajafi
12 831 aboozar
4 6513 amirsajad
0 2277 aboozar
0 2150 aboozar
0 1958 aboozar
0 3375 aboozar
0 1294 aboozar
1 17637 2505
6 6200 aboozar
0 14387 aboozar
1 2534 masoudfn
1 1652 aboozar
14 3653 aboozar
20 3895 aboozar
0 2786 aboozar

حاج منصور ارضی

 

مرا ببخش ای خدای من

تویی یگانه دوای من

توی همیشه نوای من

به کوی عفوت نشسته ام

من از فراق تو خسته ام

به عشق مولای عارفان

دخیل حیدر ببسته ام

تو آگهی از نهان من

که خانه ات شد جنان من

منم منم میهمان تو

تویی تویی میزبان من

به رحمت واسعه حسین

به سوز و آوای زینبین

بیا و بگذر از این گدا

به مجتبا نور هر دو عین

من آمدم رو سیه ولی

به سینه دارم غم علی

به عشق  پاک علی نما

دل  سیا هم تو منجلی

علی علی جان علی علی

الا به رویم گشوده در

مرا ببخش و مرا  ببر

در این غم و غصه ی علی

به جان زهرا مرا بخر

دانلود مداحی مناجات با خدا

حاج منصور ارضی

 

ای دل زمان عرض تشكر به كبریاست

جشن عموم شكر گذاری بنده هاست

ماه خدا چو سفره ی عام ضیافت است

ماه حسن،نگاه حسن،ماه مجتبی است

توحید را كه شرط ولایش نوشته اند

اینك حسن امام بشر حجت خداست

بر خاك دوست ناصیه ی شكر مینهیم

ابن ابوتراب در این سجده ذكر ماست

نوری كه سجده گاه ملائك شود چه باك

آدم اگر به خویش كند سجده پس رواست

اسماء را به معنی تام و تمام اوست

یعنی كه اسم اعظم اسماء كبریاست

شیرین ترین عسل دم افطار نام اوست

یارب چقدر نام حسن با دل آشناست

اهل بهشت سید خود را صدا كنند

او سرور تمام جوانان با صفاست

وقتی به نیمه ماه شب چهارده رسید

دیدند مجتبی همه سرّ هل اتی است

در بیت اهل بیت ملائك در ازدحام

زهرا سرور دارد و خرسند مرتضی است

ورد فرشته ها ی خدا این سرود شد

میلاد سبز پوش نبی سبط مصطفی است

كوثر حسن،بهشت حسن،هل اتی حسن

هرجا سخن زخیر شود زیر این لواست

جود و كرم زسفره ی او توشه میبرد

خلق كریم و خوی حسن خالق سخاست

غربت یگانه لشكر پیروزمند اوست

تنها ترین امام به دنیا و ماسواست

آری حسن امام زمان حسین

یعنی حسین شیعه و تسلیم مجتبی است

عشق حسین گرچه دل انگیز تر كند

مهر حسن برابر این عشق كیمیاست

باشد حسین یكه علمدار مجتبی است

عباس اگر امیر و علمدار كربلاست

مدح ولادت امام حسن (ع) - ای دل زمان عرض تشكر به كبریاست - حاج منصور ارضی 

حاج منصور ارضی

 

هر شب خونه ی یكی از بچه هاش می رفت، امشب اومد خونه ی دخترش، میگه بابام از غروب،  بی قرار بود؛ هی می رفت تو صحن حیاط، آسمون رو نگاه میكرد، نمازش رو خوند، سفره براش پهن كردن، بابام پیر شده، دیگه گفتم نان جو نذارم، یه مقدار شیر براش گذاشتم، بابامه باید پذیرایی كنم، مقداری نمك هم گذاشتم، دیدم بابام سر سفره، داره گریه میكنه، دعا خوند بعد یه نگاهی به صورت من كرد، زینب جان تا حالا كی دیدی، بابات سر سفره ای بنشینه، دو تا غذا باشه یا به زبان دیگه دو خورشت، گفتم:چشم بابا فقط گریه نكن، اینقدر رفتی تو حیاط رفتی اومدی، گفتی: انا لله و انا الیه راجعون،  بابا منو داغونم كردی، دست بردم نمك رو بردارم، یه وقت دستم رو آروم گرفت، گفت:جان بابا اون شیر رو بردار، امشب یه حرف داریم با آقامون، آقا جان شیری كه دختر آورد نخوردی، ولی شیری كه چند شب دیگه، بچه های یتیم می آرن، می خوری، باشه،  دل شكستن هنر نمی باشد، دیدم چند لقمه با نمك غذا رو خورد، سفره رو جمع كن، چشم بابا، مگه میخوابه، كسی كه میخواد بره زهرا رو ببینه، مگه میخوابه، كسی كه میخواد ملاقات خدا بره، مگه میخوابه، بذارید یه ذره از زبون زینب بگم:

از چه مهمان محاسن پیر من بابای من

هرکجا که حرف هجران است با من می زنی

یا مگو چیزی و یا گیسو پریشان می کنم

بعد عمری آمدی و حرف رفتن می زنی

بعد عمری من فقط یکبار بر تو رو زدم

کم بگو ، دست از سرم بردار زینب جان برو

تو با دخترت این جوری حرف نمی زدی، چی شده بابا؟ هی میگی دست از سرم بردار

می روی، باشد برو در خانه ی من هم نمان

خب به جای رفتن مسجد به نخلستان برو

بابا مسجد نرو، برو نخلستان، مگه نمی خوای مناجات كنی.

حیف جای مادرم خالی است ورنه ای پدر

شک ندارم راه مسجد رفتنت را می گرفت

یه بار این طوری كرده دیگه، مگه ندید داشت می بردنش، گفت:فضه كاری نداشته باش، تو بچه رو جمع كن من رفتم.

چادرش را بر کمر می بست و بین کوچه ها

پا برهنه می دوید و دامنت را می گرفت

مادر كجایی بیایی یه بار دیگه، دست به كمر بندش ببری

حیف جای مادرم خالی است ورنه ای پدر

گیسویش را بر زمین می ریخت پیش پای تو

ناله از دل می کشید و باز مثل پشت در

استخوانش را سپر می کرد امشب جای تو

مادرم زهراست من هم دختر این مادرم

گر دهی اذنم فدایت دست و پهلو می کنم

حرمت گیسوی من مانند موی او بود

کوفه را من زیر و رو با نام گیسو می کنم

نذر کردی گوئیا رویت ببینم لاله گون

رحم کن کن بر دخترت امشب بیا مسجد نرو

هست در یادم هنوز آن صورت سرخ وکبود

ای قتیل مادر زینب بیا مسجد نرو

ای غریب کوچه ها ، ای حیدر بی فاطمه

مادرم زهرا برای تو همیشه کوه بود

در بین کوچه، بین چهل نفر آن روز هم

مادرم از پا نمی افتاد اگر قنفذ نبود

دانلود مداحی

 

حاج منصور ارضی

 

خواهان تو هر قدر هنر داشته باشد

اول قدم آن است، جگر داشته باشد

جز گریه ی طفلانه ز من هیچ نیاید

دیوانه محال است خطر داشته باشد

خدا به موسی فرمود: از بچه های یاد بگیر، یکی اینکه وقتی با من حرف میزنن گریه می کنن

با ما جگری هست که دست دگران نیست

از جرات ما کیست خبر داشته باشد

این جا که حرام است پریدن ز لبِ بام

رحم است بر آن مرغ که پر داشته باشد

تیغِ کرم تو بکند کار خودش را

هر چند گدای تو سپر داشته باشد

در فصل تو امید برای چه نبندم

جایی که شب، امید سحر داشته باشد

چون شمع سحرگاه مرا کشته ی خود کن

حیف است که گریان تو سر داشته باشد

بگشای در سینه ی ما را به رخ خویش

شاید که دلم میل سفر داشته باشد

رحمت به گدایی که به غیر تو نزد رو

هرچند که خلق تو گهر داشته باشد

گفت: موسی میری کوه طور سلام منم برسون، بگو حاجت منم بده، گفت: چشم؛ اومد بره، گفت:موسی به خودش قسم اگر حاجتم نده، رسواش میکنم؛ موسی خیلی ناراحت شد؛ اومد کوه طور، خطاب رسید، سلام دوست ما رو برسون، موسی گفت: حیا کردم آخه حرف بد زد، فرمود: نه بهش بگو حاجتت دادیم، اما به ما بگو چجوری آبروی ما رو میبری، موسی اومد دید جوونه صورت رو خاک گذاشته داره زار میزنه، موسی گفت: آی جوون خدا حاجتت داده، بگو ببینم چجوری میخوای آبروی خدا رو ببری، گفت: موسی دست راستم خودم قطع می کردم تو دست چپم می گرفتم هر چقدر طاقت داشتم به مردم نشون میدادم، می گفتم: این دست در خونه ی کریم رفته خالی برگشته....

رحمت به گدایی که به غیر تو نزد رو

هرچند که خلق تو گهر داشته باشد

خورشید قیامت چه کند سوختگان را

در شعله، کجا شعله اثر داشته باشد

ما را سرِ این گریه به دوزخ نفروشند

هیهات شرر، هیزم تر داشته باشد

ما حوصله ی صف کشی حشر نداریم

باید که جنان درب دگر داشته باشد

ما را به صف حشر معطل نکن ای دوست

هر چند که خود قند و شکر داشته باشد

دانی ز چه رو زر طلبیدم ز در تو

چون وقت گدا قیمت زر داشته باشد

ما در تو گریزیم ز گرمای قیامت

مادر چو فراری ز پسر داشته باشد

جز گریه رهی نیست به سر منزل مقصود

این خانه محال است دو در داشته باشد

گفتی که بیایید، ولی خلق نشستند

درد است که شه بنده ی کر داشته باشد

 متن مداحی مناجات با خدا - خواهان تو هر قدر هنر داشته باشد - حاج منصور ارضی

 

شب گذشته کمی خوب شد سخن می گفت

برایم از خودش از حال خویشتن می گفت

از این که سنگ گرفته به معجرش به سرش

آخی مکه ای ها اول کاری که کردن این بزرگوارانو سنگ باران کردند

از این که سنگ گرفته به معجرش به سرش

و یک به یک همه اش را برای من می گفت

به اهل بیت پیامبر چقدر ایمان داشت

کنار ما سه تن از پنج تن سخن می گفت

برایم از همه اموال و مال داشتنش

برایم از کفنی هم نداشتن می گفت

دخترم میخوام یه چیزی بهت بگم به بابات روم نشد بگم، من دیگه همه چیزم و ثروتم و وسایلم و خرج اسلام کردم، یه بارم به بابای عزیزت نگفتم، گفت: مادر بگو چی میخوای، مادر من حتی یه کفنم ندارم، دلم میخواد یا ابا یا پیراهنشو که در نماز میخوند با اون نماز به جا می آورد، اونو موقع کفن کردن به تن من کنین؛ این کارم کردنا اما خدا از همه بالاتره رسول خدا سلام مارو به خدیجه خانوم برسونبگو تو همه مال و زندگی و هستیت رو دادی ما هم برات به همون اندازه و بالاتر دادیمیعنی بهت کوثر دادیم اما ما غیرتمون قبول نمیکنه تو بی کفن باشی...  

برایم از همه اموال و مال داشتنش

برایم از کفنی هم نداشتن می گفت

درست مثل کسی که خودش خبر دارد

فقط حسین و حسن و حسین و حسن می گفت

 فقط ذکرش همینا بود گفت بابات به من گفته خدا به من یه نوه هایی می ده   از تو و علی؛ همه رو می دونست

کفن رسید به دستش ولی نشد خوشحال

آخه هر اولیا او انبیاء وقتی میخوان بمیرن  باید برا حسین گریه کنن این که ام المومنینه یعنی ابراهیم علیه السلام  این ام المومنینه، اما میگه

کفن رسید به دستش ولی نشد خوشحال

برایم از پسرم شاه بی کفنم می گفت

جبرئیل نازل شد حقت سلام می رساند این حله های بهشتی پنج تاست اولیش مال خدیجه خانومه، یا رسول الله دومی مال خودته، سومی هم مال دخترته، چهارمی مال علی پنجمی مال ولد این دو بزرگوار حسن

دخترم  بباف دختر من پیروهن برای غریبی

به فاطمه ز حسین و ز پیروهن می گفت

آی حسین.....

 

 

آه ای خدا دار و ندار ما نیامد

آقا و صاحب اختیار ما نیامد

ماه مبارک، سفره اش را پهن کرده

خوب است اما سفره دار ما نیامد

شاید نگاه حضرتش برگشته از ما

وقتی گُلی بر شاخسار ما نیامد

باید که از اعمال این هفته بپرسیم

آخر چرا این جمعه یار ما نیامد

عادت به تاریکی ما شاید سبب شد

ماه مُنیر شام تار ما نیامد

درد فراق یار، گریه، آه، افسوس

از چه به پایان انتظار ما نیامد

وقتی که ما سرگرم کار خویش هستیم

حق دارد او در روزگار ما نیامد

این روزی کرب و بلای ما چه شد پس

آخر چرا وقت قرار ما نیامد

باید به حق عمه اش او را قسم داد

آن عمه ای که در میان مقتل افتاد

 

 

پیش از آنی که به هر بی سر و پا دلبندم

کمکم کن که به مردان خدا دلبندم

من که باید به بقای ابدی ره یابم

آخر از چیست که بر اهل فنا دلبندم

هیچ کس از من غفلت زده پرسش نکند

که چرا بر سخن اهل خطا دلبندم

من که باید به عنایات تو دل خوش دارم

به چنین نفس بداندیش چرا دلبندم

جسم و جانم شده بازیچه ی شیطانک ها

مگذارید به فرمان هوا دلبندم

نه به قدرت طلبان نه سیاست زدگان

جای آنست کمی بر صلحا دلبندم

درد عصیان سرطان دل بیمارم شد

کو طبیبی که به نامش به شفا دلبندم

دل نا اهل مرا خبره طبیبی بفرست

من نه آنم که به درمان و دوا دلبندم

من که درمان خود از تربت دلبر جویم

به کجا جز حرم کرب و بلا دلبندم

شهدا کرب و بلایی شده واقعی اند

بگذارید به یاد شهدا دلبندم

مرغ عشق سحری گشته دلم می خواند

ای گل فاطمیون آه بیا دلبندم

 

از ما عجیب نیست دعایی نمی رسد

از تحبس الدعا که صدایی نمی رسد

ما تحبس الدعا شده ی نان شبهه ایم

آنجا که شبهه است عطایی نمی رسد

پر باز می کنم بپرم، می خورم زمین

بال و پر شکسته به جایی نمی رسد

باید تنم پی سپر دیگری رود

با روزه های ما به نوایی نمی رسد

با دست خالی از چه پل دیگران شوم

دستی که وقف شد به گدایی نمی رسد

ای میزبان فدای تو و سفره چیدنت

آیا به این فقیر غذایی نمی رسد

من سالهاست منتظر یک ضمانتم

آخر چرا امام رضایی نمی رسد

از من مخواه پیش از این زندگی کنم

وقتی برات کرب و بلایی نمی رسد

دعای افتتاح - حاج منصور ارضی

دعای افتتاح - حاج سعید حدادیان

دعای افتتاح - حاج محمدرضا طاهری

دعای افتتاح - حاج محمود کریمی

دعای افتتاح - سید مهدی میرداماد

دعای افتتاح - حاج میثم مطیعی

متن دعای افتتاح 

آقام امام سجاد

گل مدینه در کربلایی

سرور سینه ی اهل دعایی

تو ماه عالمینی

سلطان مشرقینی

علی ابن الحسینی

آقام امام سجاد

مستی در عالمینه

هستی به شور و شینه

سلطان عشق حسینه

تو ماه عالمینی

سلطان مشرقینی

علی ابن الحسینی

آقام امام سجاد

دلم گرفته راه خرابات

رسیده مستان پیر مناجات

دل می تپد به یادت

ای مهبط عبادت

سر سبزی سیادت

تو آبروی ایران زمینی

مُرادکوی اهل یقینی

ماییم هموطن تو

بالله به محن تو

جان فرش مقدم تو

مستی در عالمینه

هستی به شور و شینه

سلطان عشق حسینه

تو ماه عالمینی

آقام امام سجاد

 

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2098
    کل نظرات : 171
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 6
    تعداد اعضا : 273
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 419
    بازديد ديروز : 3,363
    بازديد کننده امروز : 123
    بازديد کننده ديروز : 1303
    گوگل امروز : 152
    گوگل ديروز: 1643
    بازديد هفته : 13,151
    بازديد ماه : 63,295
    بازديد سال : 1,569,000
    بازديد کلي : 6,240,823
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 54.91.171.137
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید