close
تبلیغات در اینترنت
متن روضه شهادت امام علی,متن روضه,شهادت امام علی,دانلود مداحی,متن روضه امام علی,روضه شهادت امام علی - 2

متن روضه شهادت امام علی,متن روضه,شهادت امام علی,دانلود مداحی,متن روضه امام علی,روضه شهادت امام علی - 2

متن روضه شهادت امام علی,متن روضه,شهادت امام علی,دانلود مداحی,متن روضه امام علی,روضه شهادت امام علی - 2

متن روضه شهادت امام علی,متن روضه,شهادت امام علی,دانلود مداحی,متن روضه امام علی,روضه شهادت امام علی - 2
متن روضه شهادت امام علی,متن روضه,شهادت امام علی,دانلود مداحی,متن روضه امام علی,روضه شهادت امام علی - 2
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
4 5927 amirsajad
0 1886 aboozar
0 1694 aboozar
0 1566 aboozar
0 2577 aboozar
0 966 aboozar
1 16367 2505
6 5433 aboozar
0 13177 aboozar
1 2209 masoudfn
1 1402 aboozar
14 3152 aboozar
20 3441 aboozar
0 2478 aboozar
0 1565 aboozar
0 1869 aboozar
0 1615 aboozar
2 1487 aboozar
13 2148 aboozar
21 4161 aboozar

حاج حسن خلج

 

فرمود: حسن جان برو ببین هركی جلو در خونه هست، مردمی كه جمع شدن، همه بگو برن، كسی نمونه، امام حسن علیه السلام آمد گفت: همه برن، كسی نمونه، تشریف آوردن داخل منزل، دقیقه ای گذشت، آقا فرمودند دوباره، حسن جان برو ببین اگه كسی هست، مانده، بگو نمونند، بهشون بگو بابام گفته، كسی اینجا جمع نشه همتون برین خونه هاتون، امام حسن علیه السلام دوباره تشریف آوردند، اعلام كردند كسی نمونه، بابام فرموده همه برید، اون تعدادی كه مونده بودن همه رفتند، دقیقه ای گذشت آقا فرمود حسن جان، برو ببین اگه كسی هست، دنبال یكی داره میگرده امیرالمؤمنین علیه السلام، هی حسن رو میفرسته، بلكه اونی كه میخواد پیدا كنه، حسن جان برو ببین اگه كسی هست، بگو نمونید، اومد دم در دید همه رفتند، یكنفر سرش رو گذاشته به دیوار، در خونه ی امیرالمؤمنین زار زار گریه میكنه، آقا امام مجتبی علیه السلام فرمودن: مگه نگفتم برید، مگه نشنیدید امر بابام امیرالمؤمنین رو، فرمود همه برن، كسی نمونه، سرش رو بلند كرد ، گفت آقاجان، جانم فدای تو من نمی تونم جایی برم، همه هستیم تو این خونه است، برو به بابات بگو فلانی گفت: من نمی رم، اینجا هستم آقا، امام حسن علیه السلام برگشتند داخل منزل، عرض كردند، یاابتا، فلانی نشسته جلو در همه رفتند، هرچی بهش میگم حرف گوش نمیده، میگه من كجابرم، جایی نمیرم، جایی ندارم برم، همه كسم توی این خونه است، آقا تو اون حالت نقاهت و جراحت یه لبخندی به لبهاشون نشست فرمود: حسن جان پس برو دستش رو بگیر بیارش تو، امشب من و توام در خونه ی امیرالمؤمنین اینقدر نشستیم، دستمون رو گرفت، آورد تو، همه نشستن دور تا دور، طبیب معاینه اش رو داره انجام میده، از قول بی بی زینب بگم:

چشمان ما به سوی نگاه طبیب بود

خدایا جواب طبیب چی می خواد باشه، یه نگاه به بابام كردم

اما دل پدر نگران دل حبیب بود

بابام زیر لب هی میگفت: یازهرا، یازهرا، صحنه ی خونه ی امیرالمؤمنین رو بی بی حضرت زینب سلام الله علیها داره برات تصویر میكنه

قرآن به سر گرفته اباالفضل بی قرار

هی میگه یا الله بابامو از تو می خوام، نیمه های دل امشب بود، چشمای بی رمقش رو باز كرد، فرمود : حسن جان بگو همه از اتاقم بیرون برن، فقط بچه های فاطمه بمونن، همه از اتاق بیرون رفتن، چشمای بی رمق رو باز كرد، یه وقت ببینه عباسم دستاشو رو سینه اش گذاشته، عقب عقب داره از اتاق خارج میشه، زبان یارا نمی ده، دیگه نیرویی تو جان امیرالمؤمنین علیه السلام نیست، با دست اشاره كرد، تو كجا می ری، عزیز دلم، پسرم، بیا بنشین كنارم بابا، نشست مؤدب و دو زانو، عرضه داشت باباجان، فرمودید: بچه های فاطمه، من مادرم ام البنین ِ، كنیز زهراست، من خودم غلام بچه های فاطمه ام، فرمود: عباس جان با دل من این جور نكن، پسرم وصیت دارم باهات، دست حسین رو گرفت، تو دست عباس گذاشت، آی مردم، امام صادق علیه السلام فرموده: هر شب ماه رمضون شب زیارتی ابی عبدالله است، این شب ها هرچی می تونی برا حسین گریه كن، معمولاً كوچیكتر و دست بزرگتر میسپارند، اما اینجا برعكس شد، فرمود: عباس جان حسینم رو دست تو سپردم، نكنه حسینم رو تنها بگذاری، تیر خلاص رو  بزنم، این دست دیگه از دست حسین جدا نشد، تا كجا، كنار علقمه، لشكر دیدن حسین پیاده شد، یه چیزی رو از رو زمین برداشت، هی میبوسه، هی به چشماش میكشه، راوی میگه گفتم: حسین ورق قرآن پیدا كرده، جلو رفتم، دیدم دست قلم شده ی عباس، حسین..........

روضه شهادت امام علی (ع) - چشمان ما به سوی نگاه طبیب بود - حاج حسن خلج

 

جمعه 20 تير 1393

حاج منصور ارضی

 

هر شب خونه ی یكی از بچه هاش می رفت، امشب اومد خونه ی دخترش، میگه بابام از غروب،  بی قرار بود؛ هی می رفت تو صحن حیاط، آسمون رو نگاه میكرد، نمازش رو خوند، سفره براش پهن كردن، بابام پیر شده، دیگه گفتم نان جو نذارم، یه مقدار شیر براش گذاشتم، بابامه باید پذیرایی كنم، مقداری نمك هم گذاشتم، دیدم بابام سر سفره، داره گریه میكنه، دعا خوند بعد یه نگاهی به صورت من كرد، زینب جان تا حالا كی دیدی، بابات سر سفره ای بنشینه، دو تا غذا باشه یا به زبان دیگه دو خورشت، گفتم:چشم بابا فقط گریه نكن، اینقدر رفتی تو حیاط رفتی اومدی، گفتی: انا لله و انا الیه راجعون،  بابا منو داغونم كردی، دست بردم نمك رو بردارم، یه وقت دستم رو آروم گرفت، گفت:جان بابا اون شیر رو بردار، امشب یه حرف داریم با آقامون، آقا جان شیری كه دختر آورد نخوردی، ولی شیری كه چند شب دیگه، بچه های یتیم می آرن، می خوری، باشه،  دل شكستن هنر نمی باشد، دیدم چند لقمه با نمك غذا رو خورد، سفره رو جمع كن، چشم بابا، مگه میخوابه، كسی كه میخواد بره زهرا رو ببینه، مگه میخوابه، كسی كه میخواد ملاقات خدا بره، مگه میخوابه، بذارید یه ذره از زبون زینب بگم:

از چه مهمان محاسن پیر من بابای من

هرکجا که حرف هجران است با من می زنی

یا مگو چیزی و یا گیسو پریشان می کنم

بعد عمری آمدی و حرف رفتن می زنی

بعد عمری من فقط یکبار بر تو رو زدم

کم بگو ، دست از سرم بردار زینب جان برو

تو با دخترت این جوری حرف نمی زدی، چی شده بابا؟ هی میگی دست از سرم بردار

می روی، باشد برو در خانه ی من هم نمان

خب به جای رفتن مسجد به نخلستان برو

بابا مسجد نرو، برو نخلستان، مگه نمی خوای مناجات كنی.

حیف جای مادرم خالی است ورنه ای پدر

شک ندارم راه مسجد رفتنت را می گرفت

یه بار این طوری كرده دیگه، مگه ندید داشت می بردنش، گفت:فضه كاری نداشته باش، تو بچه رو جمع كن من رفتم.

چادرش را بر کمر می بست و بین کوچه ها

پا برهنه می دوید و دامنت را می گرفت

مادر كجایی بیایی یه بار دیگه، دست به كمر بندش ببری

حیف جای مادرم خالی است ورنه ای پدر

گیسویش را بر زمین می ریخت پیش پای تو

ناله از دل می کشید و باز مثل پشت در

استخوانش را سپر می کرد امشب جای تو

مادرم زهراست من هم دختر این مادرم

گر دهی اذنم فدایت دست و پهلو می کنم

حرمت گیسوی من مانند موی او بود

کوفه را من زیر و رو با نام گیسو می کنم

نذر کردی گوئیا رویت ببینم لاله گون

رحم کن کن بر دخترت امشب بیا مسجد نرو

هست در یادم هنوز آن صورت سرخ وکبود

ای قتیل مادر زینب بیا مسجد نرو

ای غریب کوچه ها ، ای حیدر بی فاطمه

مادرم زهرا برای تو همیشه کوه بود

در بین کوچه، بین چهل نفر آن روز هم

مادرم از پا نمی افتاد اگر قنفذ نبود

دانلود مداحی

 

پنجشنبه 19 تير 1393

 

بابا، از این زمین دلم گرفته

كه بابام و ازم گرفته

دنیا رو موج غم گرفته، بابا

بابا، هر دختری عشقش باباشه

عاشق حرفا و صداشه

می خواد كه بی بابا نباشه، بابا

چشام داره میباره اما به روت می خندم

با چه دلی می دونی زخم تو رو می بندم

بمون پیشم كه با تو به سینه غم نمیاد

چی كار كنم باباجون، زخم توهم نمیاد

بابا، آروم نداره این دل من

از وقتی گفته اُم اِیمن

از بی حیاییای دشمن

بابا، بگو دروغه اینكه اینجا

ما رو میارن چون اسیرا

دروغه حرف نون و خرما

بابا نگو درسته كه دل رومیدن آزار

بابا نگو كه راسته قصه كوچه بازار

نگو یه روز می بینم سنگ بارون سرا رو

نگو یه روز می بینم غارت معجرا رو

 

یکشنبه 15 تير 1393

http://s4.picofile.com/file/7866383973/Mahamood_Karimi.jpg

مناجات من روضه علی امشب ، می ترسم مناجات بخونم دیگه وقت نشه روضه بخونم ؛ گریه برا آقام برای من مهمتر تا گریه برای حال روزم، امشب زینب برا علی گریه میکنه من بیام برا خودم گریه کنم. نه ؛ دلم امشب حیدریه

ایوان نجف عجب صفایی دارد / حیدر بنگر چه بارگاهی دارد

چشم های به رنگ خون ات را / به پرستار خود کمی وا کن

دل من شور می زند بابا / گریه های مرا تماشا کن

گر چه بستم شکاف زخمت را / خون تازه دوباره می ریزد

گر چه بر معجرم گره زده ام / لخته خون پاره پاره می ریزد

شیر بردن برای قاتل ، خانم زینب یه بار رفت قاتل ببینه بهش فرمود بابام خوب می شه ، از بستر بلند میشه ضربه ای که زدی جبران می کنه ، مردم امونت نمی دن؛ اومد بره گفت آی دختر علی بزار آب پاکی رو دستت بریزم؛ شمیر هزار درهم خریدم، هزار درهم دادم تیز کردند ، هزار درهم دادم به یه سمی آغشته شده یه قطره اش تو دریا بریزه ماهی ها می میرن ، برو دیگه کار بابات تمومه یه جوری زدم ، داد زینب بلند شد ، وا ابتاه

بعد لبخند قاتلت بر من / تو چرا خنده می کنی بابا

شب بی مادری ما را باز / این چنین زنده می کنی بابا

لب تکان می خورد ، چی میگه علی ، هر کسی در لحظه های مرگ خاطرات تلخش تو ذهنش میاد ؛ نه اینکه علی از این خاطرات تو لحظه رهایی داشته ، الان اوج خاطراتشه ، کدوم خاطرات؛ این شبا علی یاد غدیر نبود ، خاطره خوش بود دیگه؛

واژه هایی که خاطرات من است / باز تکرار می کنی هر بار

کوچه ی تنگ، خنده و هیزم / میخ در، دود، آتش و دیوار

سر شب از شکاف در دیدم / حال عباس را ز نیت تو 

مردم از روضه خوانی ات امشب / سوختم پای وصیت تو

دست او را گرفتی و گفتی / آبرویم بخر، امید علی

پیش زهرا کن آبرو داری / رو سپیدم کن ای رشید علی

جان تو، جان خواهرت زینب / ای علمدار کاروان حسین

حیدر بی مثال عاشورا / جان تو، جان دختران حسین

پسرم نکند کودکی شود تشنه / نکند دختری زمین بخورد

نشود با تو خیمه ای بی آب / نکند مادری زمین بخورد

دست هایت اگر زمین افتاد / نام زهرا به لب ببر، جان گیر

بدنت را سپر کن و بشتاب / خم شو و مشک را به دندان گیر

تشنه لب مشک آب را بردار / به لب کودک بگیر عباس

تیر وقتی به چشم هایت خورد / مدد از زانوان بگیر عباس

دست وقتی که نیست با صورت / از سر زین به خاک می افتی

غرق در تیر، ای کمان ابرو / به زمین چاک چاک می افتی

مادری می رسد به بالینت / دست دارد به روی پهلویش

کاش چشمت نبیندش وقتی / جای یک دست مانده بر رویش

پنجشنبه 15 اسفند 1392

http://s4.picofile.com/file/7867290000/mirdamad03.jpg

اومده صبح اجابت / وقته بندگی عبادت

کی دیده یه ماه کامل / وا باشه درهای رحمت

وقتشه برای چند شب / که ماهم خدایی باشیم

با هزارتا استغاثه / دیگه از قفس رهاشیم

تویه کوچه باغ دلها / میپیچه نسیم یارب

دیدنیه این شبها که / مهمونه خداییم هر شب

الهی العفو  الهی العفو

نفسها که در شمار است / دیده ها پرستاره است

میریزه ناله و شیون / از دلی که پر شراره است

مولای من مولای من مولای من ؛ دیگه نخلستونا صدات نمی شنون ، دیگه حسرت ناله های علی به دل می برن؛ بزار برا بار آخر یه ذره ناله بزنه خودش خالی کنه ؛ گوش بده شاید تو هم بشنوی . مولای یا مولای هر چن مولای مولای که می گفت یه دست به محاسنش می گرفت ، می گفت خدا کی قرار محاسنم خونی بشه ،دیگه علی خسته شده

دلمو دیوونه کردی / سحرهای دل سپردن

به سر زلف نگارم / عاشقونه گره خوردن

این شبها که چشم خسته ام / غرق اشک و التماس

دخیل تار عبای / یه غریبه ، ناشناسه

الهی العفو  الهی العفو

آقایی که کوچه های / کوفه میشنون صداشو

میبینند نیمه های شب / تا خرابه رد پاهاشو

دنبال رد نگاهش / کوچه ها در به در اون

سراغ بابا میگیرن / یتیما از دختراشون(خواهراشون یا مادراشون)

http://s4.picofile.com/file/7866383973/Mahamood_Karimi.jpg

لرزه به تن حیدر افتاده

غرق خون توی بستر افتاده

بچه هاش همه دور بسترش

زینبش به یاد داغ مادرش افتاده

خونه همهمه خونه گریه دار

بین ناله ها یک ناله زار

زینبم ببین خون بند نمیاد

چاره نداریم چادر مادر بیار

یادش نمیره بین کوچه ها

فریاد میزدش فاطمه نیا

رحمی به دل به زار مرتضی

پاشو جون حیدر برو پیش یچه ها

بین اون کوچه یک مرد نبود

یادش نمیره بازوی کبود

ای وای خدا اون حامله بود

در کنده شد و تموم پر دود

یادش نمیره میخ شعله ور

با ضرب لگد با ضربه ی در

در روی یکی افتاد شدو

از رو در یهو رد میشدن چهل نفر

داد میزد فاطمه نیا ، مگه دست فاطمه اش از کمربندش رها می شد، یه وقت یه نانجیبی صدا زد بیکار نایست قنفذ دست فاطمه رو قطع کن، اینقدر با غلاف شمشیر زد دست مادر سادات شکست، از چند جا شکست ، آخر دیدن رها نمی کنه همونجا همه با لگد زدن

 

پنجشنبه 15 اسفند 1392

http://s4.picofile.com/file/7869521505/khalaj03.jpg

میرود سمت مسجد کوفه / با دلی با خسته از زمانه ی خود

خسته از کوفیان و بی دردی / غرق اندوه بی کرانه ی خود

گریه های شبانه او را / گونه خیس ماه می داند

شرح سی سال بی کسی ها را / دل بی تاب چاه می داند

میرود سمت مسجد کوفه / تا که با عشق بی حساب شود

میرود تا محاسن خورشید / بین محراب خون خضاب شود

چرا می خوای خضاب کنی علی جان ، توی این سی ساله چرا خضاب نکردی؛ گفت: علی جان چرا محاسنت خضاب نمی کنی ، گفت: مگه نمیدونی من عزادارم. عزادار کی هستی مولا من ، فرمود:مگه نمی دونی فاطمه منو زدن ، مگه نمی دونی زهرای منو کشتن؛ آقا اون که مال بیست پنج سال پیش بود. ساکت شد ، من هنوز داغدار زهرا هستم

وای مادرم مادرم مادرم               وای مادرم مادرم مادرم

هی به آسمان نگاه می کنه ، هی میره تو صحن حیاط خونه ؛ هی به آسمان نگاه می کنه کی صبح می شه ، کی وعده دیدار می شه ، هی ستاره ها رو نگاه میکنه ؛ ام کلثوم جیگرش خون شد اومد؛ تو صحن حیاط یه چند دوری دور بابا گشت ، بابا چرا اینقدر بی تابی بعد مدتی امشب مهمان من شدی ؛ بابا چیه اینقدر به آسمان نگاه می کنی. صد ها روایت حدیث پشت این مطلبی که فرمودند: که بزرگترین وسیله جلب رحمت خدا گریه برا امام حسین است. امامی (امام علی) که به منو شما دستور میده میگه اگر هر راهی رفتی به درگاه الهی راه پیدا کنی نشد برو در خونه حسین با حسین بایا ، خودش اول کسی به این فرمایشش عمل می کنه ؛ من گمانم اینه هی آسمون نگاه می کرد زیر لب می گفت: حسین

 

پنجشنبه 15 اسفند 1392

http://s4.picofile.com/file/7866383973/Mahamood_Karimi.jpg

کوچه گلی از چشمای تره / جون به سر شدیم کی با خبره

هیچکی از خونه بیرون نمیاد / همراه یتیما گوشمون روی دره

بین ناله یک صدا میاد / از حنجره ی مرتضی میاد

عاشورا چیه ، هر چند کلمه / یه اسم کربلا میاد

عاشورا کیه ، کربلا کجاست / اسم کربلا اوج گریه هایت

مولا چی میگه ، یا حسین می گن / یعنی چی سر حسین به روی نیزه هاست

صحبت از تن صد پاره چیه / یک قافله ی آواره چیه

خیمه ها رو آتیش می زنن / شیرخواره کیه ، غارت گهواره چیه

پاره تن کیه بی کفن کیه / جای نعل اسب رو بدن چیه

صحبت از تن بی سر می کنه / با لب های تشنه دست پا زدن چیه

حسین آرام جانم        حسین روح روانم

پنجشنبه 15 اسفند 1392

http://s4.picofile.com/file/7867290000/mirdamad03.jpg

من در مدینه یاد گرفتم که هیچ وقت / زخمی که شد عمیق مداوا نمی شود

گر چند ضربه هم زده بودند، باز هم / پیشانی تو بیش از این وا نمی شود

تا دید طبیب میگه دیگه بابات زنده نمی مونه صدای گریه زینب فرق کرد؛ بابا یه حرف هایی برادر هام میگن

بابا گفتند، گفته ای مرا کوچه می برن / می خواهم از بیان خودت بشنوم

گفتند، گفته ای که تماشام می کنند / می خواهم از زبان خودت بشنوم

بابا  خودت بگو سر بازار میروم / بابا خودت بگو که گرفتار می شوم

بابا خودت بگو به سرم سنگ می زنن

آره زینب یه روزی میاد بالا پشت بوم همه سنگ می زنن یه روزی میاد پرده محمل تو کنار میزنی دلت برا حسینت یه ذره شده بعد از چند روز جدایی می بینی سرش بالای نیزهاست

چهارشنبه 14 اسفند 1392
درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
نظرسنجی
آیا فیلم های مداحی همراه با متن در وب قرار بگیرد؟


محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 1747
    کل نظرات : 139
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 7
    تعداد اعضا : 257
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 1,192
    بازديد ديروز : 1,617
    بازديد کننده امروز : 282
    بازديد کننده ديروز : 375
    گوگل امروز : 183
    گوگل ديروز: 281
    بازديد هفته : 2,809
    بازديد ماه : 61,762
    بازديد سال : 444,609
    بازديد کلي : 5,116,432
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 54.162.47.106
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید

تبادل لینک هوشمند
    تبادل لینک هوشمند : برای تبادل لینک ابتدا مارا با عنوان آئین مستان وآدرس http://aein-mastan.rozblog.com لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.

    عنوان :
    آدرس :
    کد : کد امنیتیبارگزاری مجدد